مقاله ارزش معرفت‏ شناختى علم حضورى


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله ارزش معرفت‏ شناختى علم حضورى مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۲۴  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله ارزش معرفت‏ شناختى علم حضورى نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست مطالب

چکیده   ۱
مقدّمه   ۲
معناى ارزش   ۳
ارزش معرفت‏شناختى   ۴
ارزش معرفت‏شناختى علم حضورى   ۶
ملاک ارزش معرفت‏شناختى در علم حضورى   ۸
لوازم معناى مورد قبول از ارزش معرفت‏شناختى   ۱۰
ملاک تحقق ارزش معرفت‏شناختى   ۱۰
ارزش معرفت ‏شناختى و عدم آن به صورت هم‏زمان   ۱۱
ثبات یا عدم ثبات ارزش معرفت‏شناختى   ۱۲
تحول و تکامل در ارزشمندى   ۱۳
حدود ارزشمندى علم حضورى   ۱۵
نتیجه‏گیرى   ۱۸
منابع   ۱۹

منابع

ـ اسکفلر، اسرائیل، چهار پراگماتیست، ترجمه محسن حکیمى، تهران، مرکز، ۱۳۶۶٫

ـ سربخشى، محمد، چیستى و ارزش معرفت‏شناختى علم حضورى، رساله دکترى، رشته فلسفه، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، ۱۳۹۰٫

ـ طباطبائى، سید محمدحسین، نهایة الحکمة، قم، نشر اسلامى، ۱۴۱۶ق.

ـ فنائى اشکورى، محمد، علم حضورى سنگ‏بناى معرفت بشرى و پایه‏اى براى یک معرفت‏شناسى و مابعدالطبیعه متعالى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، ۱۳۷۵٫

ـ فیاضى، غلامرضا، درآمدى بر معرفت‏شناسى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، ۱۳۸۶٫

ـ مصباح، محمدتقى، آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامى، ۱۳۷۸٫

ـ ـــــ ، دروس فلسفه اخلاق، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۰٫

ـ ـــــ ، و دیگران، میزگردهاى معرفت‏شناسى، قم، (جزوه‏هاى کتابخانه موسسه آموزشى پژوهشى امام خمینى)، بى‏تا.

ـ مطهّرى، مرتضى، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۶۸، ج ۶٫

ـ ـــــ ، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۰، ج ۹٫

ـ معلمى، حسن، نگاهى به معرفت‏شناسى در فلسفه اسلامى، قم، مؤسسه فرهنگى دانش و اندیشه معاصر، ۱۳۷۸٫

ـ ملّاصدرا (صدرالدین محمدبن ابراهیم شیرازى)، رساله تصوّر و تصدیق، تصحیح محسن بیدارفر، قم، بیدار، ۱۳۷۱٫

ـ ـــــ ، شرح و تعلیقه صدرالمتألّهین بر الهیات شفا، به اشراف سیدمحمد خامنه‏اى، تصحیح، تحقیق و مقدمه نجفقلى حبیبى، تهران، بنیاد حکمت اسلامى صدرا، ۱۳۸۲٫

ـ ـــــ ، الحکمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعة، بیروت، دار احیاءالتراث، ۱۹۸۱م.

چکیده

در قلمرو معرفت‏ شناسى، حقیقت داشتن و مطابقت با واقع را ملاک ارزش معرفت‏شناختى معرفى مى‏کنند. گرچه دیدگاه‏هاى دیگرى نیز در این‏باره مطرح‏اند، آنچه بین فیلسوفان مسلمان به منزله ملاک پذیرفته شده، همین است. دقت در این معنا نشان مى‏دهد این ملاک را تنها درباره علوم حصولى مى‏توان به کار گرفت. از سوى دیگر، علم در معرفت‏شناسى اسلامى به معناى عامى به کار مى‏رود؛ به گونه‏اى که علم حضورى را نیز دربر مى‏گیرد. پرسشى که پدید مى‏آید این است: آیا علم حضورى نیز ارزش معرفت‏شناختى دارد، یا خیر؟ اگر پاسخ این پرسش مثبت باشد، چگونه مى‏توان ملاک مزبور را بر علم حضورى تطبیق کرد؟ در این مقاله کوشیده‏ایم با ارائه معنایى جدید از ارزش معرفت‏شناختى، علم حضورى را نیز در دایره ارزش‏گذارى‏هاى معرفت‏شناختى وارد کنیم. بر پایه این معنا واقع‏نمایى به طور عام و خودنمایى به طور خاص، ملاک ارزش معرفت‏شناختى معرفى شده و علم حضورى به دلیل خودنما بودن، از نظر معرفتى ارزشمند تلقّى شده است. بر پایه این معنا، لوازمى جدید براى ارزش معرفتى مطرح مى‏شود که در متن مقاله بدانها مى‏پردازیم.

کلیدواژه‏ها: علم، علم حضورى، ارزش، ارزش معرفت‏شناختى، مطابقت، واقع‏نمایى، خودنمایى.

 

مقدّمه

یکى از پرسش‏هاى مهم درباره علم حضورى، مربوط به ارزش معرفت‏شناختى آن است. علم حضورى، چنان‏که از نامش پیداست، علم است. بنابراین باید همانند هر علم دیگر، خاصیت واقع‏نمایى و دانش‏افزایى براى انسان داشته باشد. از سویى مى‏دانیم که در علم حضورى خبرى از صورت ذهنى و بالطبع خبرى از حکایت نیست و در نتیجه خبرى نیز از مطابقت یا عدم آن نخواهد بود. در بحث از ویژگى‏هاى علم حضورى گفته مى‏شود صدق و کذب و خطاپذیرى و خطاناپذیرى و شک، هیچ‏کدام در علم حضورى راه ندارند. با این وضع، این پرسش مطرح مى‏شود که ارزش معرفت‏شناختى علم حضورى را چگونه باید معنا کرد؟ آیا اساسا سخن گفتن از ارزش معرفت‏شناختى در علم حضورى درست است یا موضوع ارزش در این قسم، اساسا سالبه به انتفاى موضوع است؟ اگر این علم داراى ارزش معرفت‏شناختى است، معناى این ارزش چیست و چگونه مى‏توان آن را به دست آورد؟ به عبارت دیگر، ملاک ارزش در چنین علمى چیست؟

در این مقاله، خواهیم کوشید تا به این پرسش و دیگر پرسش‏هایى که در این‏باره مطرح مى‏شوند، پاسخ دهیم. نخست به سراغ ارزش مى‏رویم و معناى لغوى آن را بررسى مى‏کنیم تا بتوانیم آسان‏تر با اصطلاحات گوناگون مفهوم ارزش که در علوم مختلف رایج‏اند، ارتباط برقرار کنیم.

 

معناى ارزش

ارزش در لغت به طور کلى براى سنجش به کار مى‏رود؛ یعنى در مفهوم ارزش، سنجیدن یک چیز نسبت به چیز دیگر نهفته است. همچنین مفهوم مطلوبیت در مفهوم ارزش مأخوذ است.۱ وقتى گفته مى‏شود چیزى ارزشمند است، یعنى آن چیز داراى مطلوبیت است. براى نمونه در بحث‏هاى اقتصادى، پول ارزشمند تلقّى مى‏شود و هر آنچه موجب به دست آوردن پول شود، ارزشمند خواهد بود. ارزشمندى پول و هر آنچه موجب به دست آمدن پول مى‏شود، به معناى مطلوبیت اقتصادى آن است. اگر دقت کنیم خواهیم دید که در دیگر زمینه‏ها نیز، وقتى از مفهوم ارزش استفاده مى‏شود، مقصودْ سخن گفتن درباره مطلوبیت آن چیز در زمینه ویژه آن است. براى نمونه وقتى گفته مى‏شود فعلى ارزش اخلاقى دارد، مراد آن است که آن فعل از نظر اخلاقى مطلوب است؛ و یا وقتى گفته مى‏شود فلان اثر هنرى ارزش هنرى دارد، منظور آن است که آن اثر از نظر هنرى مطلوب شمرده مى‏شود. اکنون با توجه به این موارد مى‏توان مدعى شد که ارزش در معناى کلى‏اش به معناى مطلوبیت است، و چیزى ارزشمند است که داراى مطلوبیت باشد.۲

چنان‏که از مثال ارزش اقتصادى پیداست، پول و آنچه موجب به دست آمدن پول مى‏شود، ارزش یکسان ندارند. ارزش پول، ذاتى و غایى است و ارزش آنچه موجب به دست آمدن پول مى‏شود، غیرى و ابزارى است. روشن است که منظور ما از ارزش ذاتى پول، ارزش ذاتى اقتصادى است. مى‏توان گفت در هر حوزه‏اى غایتى هست که ارزش و مطلوبیت ذاتى دارد و آنچه موجب به دست آمدن آن غایت شود، ارزش غیرى و ابزارى خواهد داشت. ارزش اخلاقى نیز همین‏گونه است. ارزش و مطلوبیت افعال اخلاقى، غیرى است و ارزش ذاتى ‏مربوط ‏به ‏کمالى‏ا ست‏که‏بر اثر انجام ‏فعل ‏اخلاقى‏ براى انسان حاصل مى‏شود.

نکته دیگر آن است که ارزش در هر قلمروى متناسب با موضوع و هدف آن قلمرو تعریف مى‏شود؛ براى نمونه در قلمرو اقتصاد، از آنجا که موضوع، ثروت و هدف، تولیدِ آن است، پول ارزشمند دانسته مى‏شود. نیز در قلمرو هنر موضوع، زیبایى و هدف، تولید زیبایى به معناى مطلق آن است؛ لذا ارزش نیز متناسب با آن تعریف مى‏شود، و هر اثر زیبایى ارزشمند به شمار مى‏آید. بنابراین وقتى موضوع معرفت‏شناسى، مطلقِ علم و معرفت است و هدف از آن، به دست آوردن شناختى درست درباره واقعیت است، باید توجه کنیم که ارزش را نیز متناسب با همین موضوع و هدف تعریف کنیم. اکنون هنگام بررسى این نکته است که در قلمرو معرفت چه چیزى ارزشمند و مطلوب دانسته مى‏شود و آیا این مطلوبیت در علم حضورى نیز وجود دارد یا خیر؟

ارزش معرفت‏شناختى

در بحث‏هاى معرفت‏شناختى موضوع، معرفت و دغدغه و هدف اصلى، شناختِ «شناخت درست» است. بنابراین مى‏توان گفت هر ادراکى که به‏درستى موجب شناخت شود، ارزش معرفتى دارد. در این‏گونه بحث‏ها وقتى سخن از ارزش ادراک پیش مى‏آید، از تعبیر «حقیقت» استفاده مى‏شود؛ یعنى مى‏گویند ادراکى حقیقت دارد که مثلاً فلان ویژگى را داشته باشد. منظور از جمله مزبور این است: ادراکى ارزش معرفت‏شناaختى دارد که داراى حقیقت یا حقیقى باشد. ویژگى‏اى که براى حقیقى بودن یک ادراک و در نتیجه ارزشمندى آن بیان مى‏شود، مطابقت با واقع است. البته دیدگاه‏هایى گوناگون در این‏باره مطرح شده است. آگوست کنت معتقد است حقیقت عبارت است از فکرى که همه اذهان در یک زمان درباره‏اش وفاق داشته باشند. ویلیام جیمز حقیقت را فکرى مى‏داند که تأثیرى نیکو بر عمل داشته باشد.۳ با این‏همه، دیدگاه پذیرفته‏شده همان مطابقت با واقع است. چنان‏که مشهود است، شرطْ دانستن مطابقت با واقع به خاطر همان دغدغه اصلى، یعنى شناخت واقع است. بنابراین آنچه به گونه اصیل براى یک معرفت‏شناس مهم است، به دست آوردن معرفتى صحیح درباره واقع است؛ چه این معرفت با واسطه یک صورت ذهنى حاصل شود و چه بدون آن. این نکته نشان مى‏دهد که ارزش معرفت‏شناختى، اختصاصى به علم حصولى، که با واسطه صورت ذهنى حاصل مى‏شوند، ندارد و علم حضورى نیز، اگر معرفت به واقع ایجاد کند ارزشمند است. به این ترتیب توصیف حقیقت و ارزش معرفت‏شناختى به مطابقت با واقع، تنها به برخى از معرفت‏هاى ارزشمند ناظر است و اگر دقت کنیم درمى‏یابیم که ادراک موردنظر این توصیف، ادراک حصولى است. از این‏رو هنگام بحث درباره علم حضورى، که در آن خبرى از صورت ذهنى نیست و بین علم و معلوم عینیت برقرار است، سخن گفتن از مطابقت با واقع وجهى نخواهد داشت. لذا باید کوشید ارزش در حوزه معرفت را به گونه‏اى معنا کرد که همه اقسام علم را دربرگیرد. در این مقاله خواهیم کوشید معنایى عام‏تر براى ارزش معرفت‏شناختى ارائه دهیم؛ به گونه‏اى که همه اقسام علم، به ویژه علم حضورى را دربرگیرد. وقتى توجه کنیم که حقیقت علم اعم از حضورى و حصولى، و علم حصولى نیز اعم از تصور و تصدیق است و همه این اقسام، سرانجام به گونه‏اى ارزشمندند، این کوشش، منطقى و پذیرفتنى خواهد بود.

با توجه به مطالب پیش‏گفته چیزى ارزش معرفت‏شناختى خواهد داشت و از این حیث مطلوب خواهد بود که مهم‏ترین ویژگى علم، یعنى واقع‏نمایى و دانش‏افزایى را دارا باشد؛ زیرا آنچه در معرفت‏شناسى مطلوب است، افزوده شدن بر کمال دانایى انسان است. ملّاصدرا در بحث ویژگى‏هاى علم مى‏گوید که علم اساسا امرى وجودى و نه سلبى است؛ بلکه دیدگاه وى مساوق دانستن علم با وجود است.۴ بنابراین با عالِم شدن یک شخص باید در وى کمالى وجودى پدید آید و چون ویژگى دیگر علم، واقع‏نمایى آن است، با عالم شدن وى باید این کمال وجودى موجب افزایش دانش او شود. به عبارت دیگر، با توجه به اینکه تفاوت وجود علم با وجودهاى دیگر این است که موجب گونه‏اى روشنایى و خروج از ظلمت، و به اصطلاح شیخ اشراق موجب نوعى اشراق براى عالِم مى‏شود، بنابراین با تحقق علم باید چنین حالتى براى عالِم پدید آید.۵ حال با توجه به این امور مى‏گوییم ارزش معرفت‏شناختى هر علمى به این است که چنین ویژگى‏اى داشته باشد؛ یعنى موجب خروج نفس از تاریکى و جهل و به دست آوردن آگاهى از امور دیگر شود.

روشن است که اقسام گوناگون علم و مراتب متفاوت آن، موجب تفاوت ارزش معرفت‏شناختى نیز خواهد شد. توضیح اینکه:

اولاً ویژگى یادشده اختصاصى به هیچ قسم ندارد و اقسام گوناگون علم داراى ارزش معرفت‏شناختى‏اند. بنابراین اختصاص ارزش معرفت‏شناختى به علم حصولى تصدیقى، بى‏وجه است. به عبارت صریح‏تر، تصورات خالى از تصدیق، حتى تصورات خیالى و وهمى نیز داراى ارزش معرفت‏شناختى‏اند. تنها باید توجه کرد که میزان ارزش آنها به میزان واقع‏نمایى و دانش‏افزایى آنهاست؛

ثانیا چون علوم، داراى اقسام گوناگون است و هر قسمى یا برخى از اقسام نیز داراى مراتب شدید و ضعیف‏اند، میزان واقع‏نمایى و دانش‏افزایى آنها نیز متفاوت خواهد بود. براى نمونه ارزش معرفت‏شناختى تصورات، در حد حکایتى است که از محکى خود مى‏کنند؛ و چون حکایتِ مفهوم ذاتى آن است،۶ این ارزش تابع هیچ نسبت و مختص هیچ قسمى نیست. حتى تصور وهمى که از روى اوهام پدید آمده، به همان اندازه‏اى که از امرى وهمى حکایت مى‏کند، داراى ارزش معرفت‏شناختى است.۷

البته ارزش قضایا از دو حیث درخور ارزیابى است:

۱٫ از آن حیث که همانند هر تصورى از یک محکى خاص حکایت مى‏کنند و از این جهت ارزش معرفت‏شناختى‏شان تابع امرى جز خود نیست؛

۲٫ از آن حیث که قضایا درباره ماوراى خود داورى مى‏کنند، که ممکن است در این داورى خطایى رخ دهد. پس از این حیث، ارزش آنها تابع واقع‏نمایى درست و نادرست است؛ یعنى اگر درباره واقعیت همان‏گونه که هست داورى کنند و به اصطلاح مطابق با واقع باشند ارزش معرفت‏شناختى از این حیث را نیز خواهند داشت؛ وگرنه بى‏ارزش تلقّى خواهند شد. پس قضایا در صورتى که مطابق با واقع باشند، داراى ارزش معرفت‏شناختى دوچندان خواهند بود.

آنچه گفتیم درباره مطلق ارزش معرفت‏شناختى و سپس ارزش معرفت‏شناختى علم حصولى و اقسام گوناگون آن بود. اکنون نوبت آن است که درباره ارزش معرفت‏شناختى علم حضورى سخن بگوییم.

ارزش معرفت‏شناختى علم حضورى

 

20,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله تعریف علم حضورى و اقسام آن
  • مقاله پیشینه علم حضورى در سنّت فلسفه اسلامى
  • برچسب ها : , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      سه شنبه, ۲۸ دی , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.