مقاله ارزش و اعتبار معرفت دینی از منظر جریان‌های فکری


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله ارزش و اعتبار معرفت دینی از منظر جریان‌های فکری مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۳۳  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله ارزش و اعتبار معرفت دینی از منظر جریان‌های فکری نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

فهرست مطالب

چکیده   ۱
مقدمه   ۲
حقیقت معرفت دینی   ۳
نظریة مختار   ۱۰
میزان ارزش معرفتی معرفت دینی   ۱۱
۱٫ جریان افراطی یا رئالیسم خام   ۱۳
ارزیابی   ۱۵
أ) مشکل معرفت‌شناختی   ۱۵
ب) مشکل روش‌شناختی   ۱۷
ج) مشکل منبع شناختی   ۱۷
۲٫ رویکرد نسبیت‌انگاری   ۱۸
ارزیابی   ۱۹
۳٫ انطباق حداکثری در عین مخطئه بودن   ۲۱
نتیجه‌گیری   ۲۴
منابع   ۲۵
پی نوشت   ۲۷

منابع

– ابن‌خلدون، عبدالرحمن، مقدمه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۲۱ق.

– ابوزید، نصرحامد، نقد الخطاب الدینى، قاهره، سینا، ۱۹۹۴م.

– استرآبادی، محمدامین، الفوائد المدنیه، قم، دارالنشر لاهل البیت†، بى‌تا.

– جوادى آملى، عبدالله، شریعت در آینه معرفت، چ۲، قم، اسراء، ۱۳۷۸٫

– حرّ عاملی، محمدبن‌حسن، الفصول المهمّه فی اصول الأئمّه، تحقیق محمدبن‌محمدحسین القائینى، مؤسسة معارف اسلامى امام رضا†، ۱۴۱۸ق.

– حسین‌زاده، محمد، مبانى معرفت دینى، قم، مؤسسه امام خمینى€، ۱۳۷۹٫

– خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، قم، پژوهش‌هاى فرهنگى حوزه، ۱۳۷۹٫

-ـــــ، آسیب‌شناسی دین‌پژوهی معاصر (تحلیل دین‌شناسی شریعتی، بازرگان و سروش)،قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۸٫

-دایرة المعارف تشیع، زیر نظر بهاءالدین خرمشاهی، تهران، نشر شهید محبّی، ۱۳۸۴٫

– ربانی گلپایگانی، علی، معرفت دینی از منظر معرفت‌شناسی، قم، کانون اندیشه جوان،۱۳۷۸٫

– رشاد، علی‌اکبر، در آمدی بر مبانی منطق کشف گزاره‌ها و آموزه‌های دینی،(جزوه دبیرخانه هیئت حمایت از کرسی نظریه‌پردازی)، ۱۳۸۷٫

– ـــــ، دین‌پژوهی معاصر، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، ۱۳۸۲٫

– ـــــ، «ضرورت تأسیس فلسفه دین»، قبسات، ش۳۸، زمستان۱۳۸۴، ص۲۱-۵۲٫

– ـــــ، «معیار علم دینی»، ذهن، ش۳۳، بهار ۱۳۸۷، ص۵-۱۲٫

– ـــــ، منطق فهم دین، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۹٫

– ـــــ، فلسفه دین، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، ۱۳۸۳٫

– سروش، عبدالکریم، قبض و بسط تئوریک شریعت، چ‌پنجم، تهران، مؤسسه فرهنگی صراط، ۱۳۷۵٫

– صفی پوری، عبدالرحیم بن عبدالکریم، منتهی الارب فی لغة العرب، تهران، کتابخانه سنایی، بی‌تا.

– طباطبایی، سیدمحمدحسین، شیعه در اسلام، چ دوم، به کوشش سیدهادی خسروشاهی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۷

– غزالی، محمد، احیاء العلوم الدین، بیروت، المکتبه العصریه، ۱۴۱۳ق.

– فارابی، ابو نصر، احصاء العلوم، تحقیق علی بوملحم، بیروت، دار و مکتبة الهلال، ۲۰۰۳م.

– فعالی، محمدتقی، در آمدی بر معرفت‌شناسی معاصر و دینی، قم، معارف، ۱۳۷۷٫

– الفناری، حمزه، مصباح الانس ( شرح مفاتیح الغیب صدرالدین قونوی)، با تعلیقات اندیشمندان معاصر و تصحیح محمد خواجوی، چ دوم، تهران، مولی، ۱۳۸۴٫

– فیض کاشانی، مولی محسن، الوافی، قم، مکتبة المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.

– قائمی‌نیا، علیرضا، متن نظریه شبکه معرفت دینی ارائه شده در کرسی‌های نظریه‌پردازی، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۷٫

– ـــــ، «نشانه‌شناسی و معرفت دینی»، کتاب نقد، ش۳۳، زمستان۱۳۸۱، ص۱۳۹-۱۵۳٫

– ـــــ، «نقش مدل‌ها در معرفت دینی»، ذهن، سال چهارم، ش۱۶ – ۱۵، پاییز و زمستان ۱۳۸۲٫

– القنوجی، صدیق‌بن‌حسن، أبجد العلوم الوشی المرقوم فی بیان أحوال العلوم، تحقیق عبدالجبار زکار، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۹۷۸م.

– کانت، ایمانوئل، تمهیدات، ترجمه غلامعلى حداد عادل، تهران، مرکز نشر دانشگاهى، ۱۳۷۸٫

– مجتهد شبسترى، محمد، هرمنوتیک کتاب و سنت، نشر طرح نو، ۱۳۷۵٫

– مصباح یزدی، محمدتقی، «معرفت دینی»، کتاب نقد، ش۵ – ۶، زمستان ۱۳۷۶ و بهار ۱۳۷۷، ص۲-۲۹٫

– مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، قم، دفتر نشر اسلامی، [بی‌تا].

– ـــــ، ده گفتار(اصل اجتهاد در اسلام)، تهران چ پنجم، صدرا، ۱۳۶۶٫

– معلمی، حسن، معرفت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شناسی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۳٫

– وحید بهبهانی، محمدباقر‌بن‌محمد، الفوائد الحائریه، قم، مجمع الفکر الإسلامی، ۱۴۱۵ق.

– ـــــ، الرسائل الاصولیه، قم، مؤسسه وحید بهبهانی، ۱۴۱۶ق

چکیده

 

در باب معرفت دینی، بحث از چیستی و حقیقت معرفت دینی، روش و منطق کشف و فهم آن، ملاک و معیار دینی بودن، صدق و اعتبار آن و…. و در باب ارزش معرفتی معرفت دینی نیز بحث واقع نمایی، حکایت گری و قابلیت ارزش‌گذاری، مسئله صدق، ملاک و معیار ثبوتی آن و…. مطرح است. مراد از میزان ارزش معرفتی در معرفت دینی، انطباق معارف دینی با واقع و حاق دین و بررسی نسبت معرفت دینی با واقع و نفس الامر دین می‌باشد. بنابراین، مسئله اصلی این است که با توجه به خاصیت حکایت‌گری معارف دینی از واقع و امکان انطباق آن با واقع و حاق دین از یک سو، و امکان خطا و احتمال عدم انطباق آن با واقع دین از سوی دیگر، مطابقت معارف دینی با واقع به چه میزان است؟ در پاسخ سه جریان و رویکرد فکری مطرح می‌شوند: جریان افراطی، جریان تفریطی و رویکرد سوم، دیدگاه صحیح است که معتقد به انطباق حداکثری و رئالیسم خطاپذیر نام دارد.

 

این مقاله با رویکرد بررسی اسنادی، ضمن بیان دیدگاه‌ها در باب ماهیت معرفت دینی، به نقد و بررسی سه جریان مزبور می‌پردازد.

 

کلید واژه ها: دین، معرفت، معرفت دینی، حقیقت معرفت دینی، ارزش معرفتی

 

مقدمه

 

درباره معرفت دینی، با مسائل گوناگونی روبه‌روییم؛ از جمله بحث از چیستی و حقیقت معرفت دینی، روش و منطق کشف و فهم آن، معیار دینی بودن، صدق و اعتبار آن و … که از سنخ فلسفه مضاف (فلسفه معرفت دینی) است. در مسئله ارزش معرفتی معرفت دینی، مباحث فراوانی مطرح است که می‌توان مباحث ذیل را نام برد: بحث واقع‌نمایی، حکایت‌گری و قابلیت ارزش‌گذاری، مسئله صدق، ملاک و معیار ثبوتی آن (مطابقت معرفت دینی با واقع و نفس‌الامر به‌عنوان ملاک ثبوتی صدق و کذب) و … .. یکی از این مباحث، بحث میزان ارزش معرفتی معرفت دینی است. مقصود از میزان ارزش معرفتی در معرفت دینی، میزان انطباق معارف دینی با واقع و حاق دین و بررسی نسبت معرفت دینی با واقع و نفس‌الامر دین است؛ بنابراین مسئله اصلی این است که با توجه به خاصیت حکایت‌گری معارف دینی از واقع و نفس‌الامر و درنتیجه امکان انطباق آن با واقع و حاق دین از یک‌سو، و امکان خطا و احتمال عدم انطباق آن با واقع دین (براساس دیدگاه مخطئه) از سوی دیگر، مطابقت معارف دینی با واقع به چه میزان است؟ آیا انطباق، حداکثری است یا حداقلی و یا …؟ دیدگاه‌های اندیشمندان اسلامی در این زمینه چیست؟

 

در این خصوص آرای گوناگونی مطرح است که امروزه در اندیشه اسلامی این دیدگاه‌ها را می‌توان در سه جریان کلی دسته‌بندی کرد: جریان افراطی که به اتحاد معرفت دینی و دین معتقد است (رئالیسم خام در حوزه معرفت دینی)، جریان تفریطی(قول به تباین و عدم تطابق بین دین و معرفت دینی) که می‌توان از آن به «ایدئالیسم و نسبیت‌انگاری در دین» تعبیر کرد و رویکرد سوم، دیدگاه صحیح است که ما از آن به «انطباق حداکثری» یا «رئالیسم خطاپذیر» تعبیر خواهیم کرد. این مقاله ضمن بیان دیدگاه‌ها درباره ماهیت معرفت دینی، به نقد و بررسی سه جریان یادشده خواهد پرداخت.

 

حقیقت معرفت دینی

 

درباره چیستی معرفت دینی و میزان ارزش معرفتی آن، دیدگاه‌ها و تبیین‌های مختلف و متعددی وجود دارد. با توجه به ریشه تاریخی و ادبی این اصطلاح و برداشت‌های مختلف در این زمینه، نخست به دیدگاه‌ها و تبیین‌های مختلف در باب حقیقت معرفت دینی اشاره می‌کنیم؛ سپس سه جریان فکری درباره میزان اعتبار و ارزش معرفتی آن را بررسی خواهیم کرد.

 

معرفت دینی، اصطلاح جدیدی است که در گذشته به جای آن از تعبیرهایی نظیر علوم و معارف دینی، اندیشه و تفکر دینی، فهم و تفسیر دینی و … یاد می‌شد. اصطلاحات یادشده، دارای معنا و مفهوم اعمی است که هم معرفت دینی به معنای خاص امروزی را شامل می‌شود و هم مجموعه علوم و دانش‌ها را دربر می‌گیرد. در طبقه‌بندی علوم، مقصود از علوم و معارف دینی، همان دانش‌ها و علومی است که متشکل از مجموعه مسائل مرتبط، تحت عنوان خاصی نظیر دانش فقه، عرفان، تفسیر و … است؛ درحالی‌که امروزه معرفت دنیی، مفهومی اعم دارد و هر نوع معارف منتسب به دین و مستخرج از دین را شامل می‌شود.

 

علم و معرفت در آیات و روایات، هم به معنای «مطلق آگاهی و ادراک» آمده است و هم به معنای «مجموعه مسائل و قضایایى که مناسبتى بین آنها در نظر گرفته شده باشد». براین‌اساس وقتی در فرهنگ اسلامی سخن از معرفت دینی به میان می‌آید، هر دو معنا اراده می‌شود. علم و معرفت دینی نیز، هم به معنای مطلق «آگاهی و ادراک دینی» آمده و هم به معنای «علوم و دانش دینی»؛ نظیر علم فقه، علم تفسیر و … . در طبقه‌بندی علوم، بیشتر معنای دوم مد نظر بوده است. معرفت دینی به معنای اول، حتی تصورات دینی را نیز دربرمی‌گیرد؛ اما با توجه به ویژگی معرفت در اصطلاح علوم و دانش‌ها، کوچک‌ترین ساختمان معرفت دینی از معرفت تصدیقی آغاز می‌شود که البته هر تصدیقی از تصور جزئی شکل می‌گیرد. این قضایا و گزاره‌ها -با توجه به ویژگی‌ها و ارتباط‌های خاص- مسائل یک دانش را تشکیل می‌دهند و هریک از مسائل مرتبط، تحت یک موضوع کلی قرار می‌گیرند و چند موضوع مرتبط، دانش خاصی را شکل می‌دهند. در گذشته، مباحث مربوط به دانش‌شناسی و طبقه‌بندی علوم، بیشتر به مرحله آخر (دانش) توجه داشت و درباره ماهیت و حقیقت معرفت خاص در کوچک‌ترین ساختار آن بحث نمی‌کرد.

 

در فرهنگ اسلامی، ابتدا علوم و معارف را در نسبت آن با نقل و وحی می‌سنجیدند و براساس آن، علم را به دو دسته شرعی (دینی) و غیر شرعی (غیر دینی) تقسیم می‌کردند. این تقسیم که تحت تأثیر برخی روایات –روایاتی که علم را به ‌علم‌الادیان و ‌علم‌الابدان تقسیم می‌کند- شکل گرفته، تقسیمی ‌قدیمی و رایج بین علماست که از قرن دوم هجری مطرح بوده. در این زمان دسته‌ای از دانش‌های اسلامی (چون علوم قرآنی، حدیث و فقه) با طلوع اسلام ظهور کرده ‌بودند. تا این زمان، مقصود از معارف و علوم دینی، دانش‌هایی چون علوم قرآنی، حدیث، فقه، کلام و… است. در این نگاه، معارف دینی، ماهیتی نقلی دارد.

 

بنابراین اندیشمندان مسلمان در طبقه‌بندی دانش‌ها، علوم و معارف گوناگون را به دینی و غیر دینی تقسیم می‌کردند؛ سپس به هویت، حقیقت و ماهیت آنها می‌پرداختند. ملاک طبقه‌بندی معارف دینی، محورهای کلی گزاره‌های دینی است. آنان با محوریت عقاید، احکام و اخلاق و همچنین با محوریت منابع دین (کتاب و سنت)، قضایا و گزاره‌های دینی را دسته‌بندی کرده و دانش‌های کلی را شکل می‌دادند.۱

 

اندیشمندان معاصر، ضمن پرداختن به جایگاه علوم و معارف دینی در طبقه‌بندی علوم، به ماهیت و حقیقت معرفت دینی توجه ویژه‌ای کرده و تعریف‌های متعددی از آن ارائه داده‌اند. از بین اندیشمندان معاصر، مرحوم علامه طباطبایی همانند گذشتگان، به طبقه‌بندی علوم اسلامی توجه داشته و درباره چیستی معرفت دینی نیز داوری کرده است. مرحوم علامه از واژه ترکیبی «تفکر مذهبی» به معنای معرفت دینی بهره می‌گیرد که مقصود، همان معرفت مذهبی و دینی است. او درباره ماهیت تفکر مذهبی می‌گوید: «تفکر مذهبى، تفکر بحث و کنجکاوى را مى‌گوییم که ماده‌اى از مواد مذهبى را که در تعالیم آن مذهب است، نتیجه بدهد؛ چنان‌که تفکر ریاضى –مثلاً- تفکرى را مى‌گویند که یک نظریه ریاضى را نتیجه بدهد یا یک مسئله ریاضى را حل کند».۲ او معتقد است قرآن به‌عنوان وحی‌نامه الهی، تنها مبنع برای تفکر دینی (معرفت دینی) است. این به معنای منحصر دانستن معرفت دینی در قرآن نیست؛ بلکه خود قرآن کریم در تعلیماتش براى درک کردن مقاصد دینى و معارف اسلامى، سه راه ظواهر دینى، حجت عقلى و درک معنوى از راه اخلاص و بندگى را منبع تحقق معرفت دینی معرفی می‌کند.۳ در نگاه علامه، ماهیت معرفت دینی، محتوا‌محور است و ملاک دینی و مذهبی بودن هر معرفتی به موضوع و محتوای آن دانش بر می‌گردد.

 

شهید مطهری نیز در برخی آثارش به معرفت دینی می‌پردازد و علوم و معارف دینی را به چند دسته تقسیم می‌کند.۴ اندیشمندان و متفکران اسلامی پس از شهید مطهری نیز، درباره ماهیت و چیستی معرفت دینی تفسیری‌های گوناگونی دارند که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌شود:

 

برخی معتقدند معرفت دینی، معرفتی منتسب به دین و محققانه است که مجتهدان متعهد، عهده‌دار آن هستند.۵ در این نگاه که بیشتر روش‌شناسانه است، معرفت عالمان دینی که با روش صحیح از دین به دست می‌آید، معرفت دینی است.

 

معرفت دینی، مجموعه‌ای از معرفت‌های گوناگون در زمینه عقاید، ماورای طبیعی و نیز ارزش‌هایی است که عقل می‌تواند آنها را اثبات کند؛ همچنین رفتارهایی که گاه با علم و گاه با عقل اثبات می‌شود و گاهی نیز عقل و حس از اثباتش عاجزند، معرفت دینی به شمار می‌آیند.۶ این بیان به موضوع و منابع معرفت دینی توجه دارد.

 

معرفت دینی، مجموعه‌ای از شناخت‌ها درباره ادیان الهی است که در بخش‌های عقاید، اخلاق و احکام تفسیر شود.۷ این تعریف از یک لحاظ اخص از معارف دینی است؛ زیرا تنها شامل معارفی می‌شود که «درباره» ادیان الهی باشد و درمورد معارف «از دین» ساکت است؛ اما از جهت دیگر، تمام ادیان الهی-اعم از محرّف و غیر محرّف- را دربرمی‌گیرد.

 

معرفت دینی، معرفتی است که انسان از راه دین و درباره دین به دست می‌آورد؛ یعنی با شناخت دین و آگاهی از آن می‌توان از آن به نوعی شناخت درباره هستی(انسان، طبعیت و خداوند) دست یافت؛ زیرا دین (وحیانی) مجموعه‌ای از تعالیم و احکام است که از جانب خداوند بر پیامبران الهی وحی شده و آنان به بشر ابلاغ کرده‌اند … بنابراین در تحقق معرفت دینی، دین دو نقش ایفا می‌کند: نخست اینکه خود، موضوع معرفت انسان است و دیگر اینکه الهام‌بخش معرفت انسان درباره هستی و انسان و جهان است.۸

 

دانش هرکس از دین، معرفت دینی است و معارف دینی، مجموعه آگاهی‌هایی است که علمای دین با تحقیق در منابع و متون دینی بدان دست یافته‌اند.۹ بخش نخست از تعریف، شامل معارف دینی عالمانه و غیر عالمانه می‌شود؛ اما در ادامه، معرفت دینی را به‌گونه‌ای تعریف می‌کند که تنها معارف عالمانه، متخصصانه و روشمند را در برمی‌گیرد.

 

«معرفت دینی، معرفتی متن‌ محور است و فعالیت‌های عالمان دین به‌نحوی بر پایة متون دینی‌، و خصوصاً متن اصلی متمرکز می‌شود».۱۰ در جای دیگر آمده است:

 

تعریف معرفت دینی، تعریف نظری (theoretical definition) است؛ بدین معنا که تعریفی که از این مقوله ارائه می‌دهیم، تابع نظریه‌ ماست. بر طبق این نظریه، معرفت دینی دو دسته از معارف را در بر می‌گیرد: معارفی که از نصوص دینی به دست می‌آیند و براساس روابط منطقی و معناشناختی گسترش می‌یابند، و معارفی که در یک کل سازگار با معارف نخست وارد می‌شوند و مسائلی را نظام‌مند حلّ می‌کنند.۱۱

 

در این بیان، بیشترین تأکید بر منبع معرفت دینی است و نصوص دینی به‌عنوان تنها منبع معرفت دینی معرفی می‌شود (معرفت نص‌محور).۱۲

 

یکی از تعریف‌هایی که با دقت بیشتری به ماهیت و حقیقت معرفت دینی می‌پردازد، این تعریف است: «معرفت دینی، عبارت است از محصَّل سعی موجَّه برای کشف گزاره‌ها و آموزه‌های دینی». به تعبیر دیگر به «دستگاه معرفتی برآمده از کاربست روش‌شناسی معتبر و موجَّه، برای اکتشاف قضایای دینی» معرفت دینی اطلاق می‌شود.۱۳

 

این تعریف، از جمله تعریف‌هایی است که با دقت و ظرافت لازم به چیستی معرفت دینی اشاره دارد؛ درحالی‌که اغلب دیدگاه‌ها در باب ماهیت معرفت دینی، بیشتر تعیین مصداق بود نه تعریف و تفسیر حقیقت آن؛ به‌ویژه اینکه از جهات مختلف (نظیر روش، موضوع، منبع و هدف) به ماهیت و حقیقت معرفت دینی پرداخته و از این لحاظ نیز در مقایسه با تعریف‌های قبل، جامع و مانع است.

 

در عبارت« محصّل سعی موجّه»، قید «موجّه»، قضایای بدیهی را نیز شامل می‌شود؛ زیرا به اعتقاد ما، گزاره‌های بدیهی نیاز به توجیه بیرونی ندارند؛ اما غیر موجه نیز نیستند و دارای توجیه درونی‌اند و به عبارت دیگر«خودموجه»اند.

 

«معرفت دینی، مفهوم عامی است که بر تمام گزاره‌های گرفته شده از شریعت اطلاق می‌شود».۱۴ این معنا از معرفت دینی، بسیار فراگیر است و شامل معارف روشمند و غیر روشمند، موجه و غیر موجه، عالمانه و عوامانه و … می‌شود. در جای دیگر توصیف دقیق‌تری ارائه شده که با زوایای مختلف به معرفت دینی نگریسته است. در این تعریف آمده است:

 

معرفت دینی، عبارت است از شناخت و فهم عالمان دین از آن حقایقی که از غیر راه‌های بشری به دست آمده است؛ اعم از اینکه آن شناخت با روش عقلی یا نقلی تحصیل گردد، آن‌هم به صورت همگانی؛ یعنی قضایا وگزاره‎هایی که عموم عالمان دین به جرح و تعدیل آن پرداخته‎اند و درباره رد یا تأیید آن بحث و گفت‌وگو کرده‎اند. همچنین این همگانی بودن، باید به‌صورت عام استغراقی موضوع معرفت‌شناسی باشد -نه عام مجموعی- تا اینکه بحث‎های او حقیقی باشند نه اعتباری (در عام استغراقی تمام گزاره‎ها و تک‌تک معرفت‎های دینی مد نظر هستند؛ لذا وحدت حقیقی دارند و بحث از آنها، بحث حقیقی است؛ ولی در عام مجموعی، مجموع گزاره‎ها و معرفت‎های دینی بدون در نظر گرفتن تک‌تک آنها مورد نظراست و از آنجا که وحدت عام مجموعی وحدت اعتباری است، بحث از معارف دینی به‌صورت عام مجموعی، بحثی اعتباری خواهد بود). همچنین منظور از فهم یا معرفت دینی، فهم هر شخص از دین یا متون دینی نیست، بلکه منظور از فهم و معرفت دینی، فهم عالمان، آن‌هم فهم روشمند، متخصّصانه و مضبوط می‎باشد.۱۵

 

در این بیان، ضمن تحلیل مفهوم و بیان تعریف شرح‌الاسمی، به تحلیل ماهوی و بیان نحوه وجودی معرفت دینی نیز پرداخته شد. از نکات قابل توجه در تفسیر یادشده، اشاره به روش‌شناسی است که معمولاً در تحلیل ماهیت و حقیقت چیزی، مورد غفلت قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر، از برجستگی‌های این تعریف در مقایسه با دیگر تحلیل‌ها، توجه و تأکید به روش‌شناسی است. تعبیرهایی مثل « فهم عالمان دین»، «فهم روشمند»، «روش عقلی و نقلی» و … موید این نظر است.

 

برخی هماهنگ با تلقی معرفت‌شناسان معاصر غرب، معرفت دینی را همان «باور صادق موجّه» می‌دانند.۱۶ این تلقی درمورد هر نوع معرفت –به‌ویژه معرفت دینی- نه جامع افراد است و نه مانع اغیار. جامع افراد نیست؛ زیرا مفهوم صدق در معرفت‌شناسی جدید، به معنای انطباق با واقع است و واقع در این نگاه، تنها شامل واقع عینی و تکوینی است و معارفی که جنبه تکلیفی داشته باشند، در این تعریف جای ندارند. همچنین با توجه به قید «باور»، تعریف یادشده، ایمان دینی را در بر نمی‌گیرد؛ زیرا واژه «باور» بدون قید آمده است که شامل باور قلبی و غیر قلبی می‌شود و ایمان نیز، نوعی باور است؛ درحالی‌که ایمان، در عین ارتباط و قرابت با معرفت، عین معرفت نیست؛ درنتیجه معرفت دینی نخواهد بود؛ به‌ویژه اینکه چنین تعریفی، تنها شامل معرفت در مقام «باید» می‌شود؛ زیرا بخشی از معارف محقق و موجود، صادق نیستند و بخشی نیز غیر موجه‌اند.

 

برخی از دین‌پژوهان متجدد، تبیین‌ها و تعریف‌های متناقض و دوپهلویی از معرفت دینی ارائه داده‌اند که این خود، منشأ بسیاری از مغالطات شده است. در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

 

– معرفت دینی به معنای فهم وتفسیر شریعت: «معرفت دینى در تعریف ما، عین تفسیر شریعت است و معنایى است که از فهم کلام بارى و اقوال پیشوایان دین حاصل مى‌گردد».۱۷ معرفت دینی به معنای مجموعه‌ای از گزاره‌ها نیز آمده است: «مراد ما از معرفت دینى این است: مجموعه‌اى از گزاره‌هایى که از راه خاصى به مدد ابزار خاصى با نظر کردن بر متون دینى و احوال و رفتار پیشوایان دینى حاصل آمده‌اند».۱۸

 

این تلقی از معرفت دینی بر این اعتقاد استوار است که دین، عبارت است از کتاب، سنّت و تاریخ زندگی پیشوایان دین؛۱۹ به‌ویژه اینکه همسان‌انگاری دین با کتاب و سنّت، با مسامحه و اشکال همراه است؛ زیرا اولاً این نوع نگاه، خلط بین دین و معرفت دینی است؛ درحالی‌که میان حقیقت دین و متون دینی تفاوت وجود دارد. دین، مجموعه حقایق و ارزش‎هایی است که متون دینی از آنها حکایت می‎کنند. پس بین متون دینی و دین، نسبت حاکی و محکی است؛ ثانیاً آیات منسوخ یا عمومات تخصیص‌یافته و یا اطلاقات مقیدشده قرآنی را با لحاظ عام و مطلق بودنشان نمی‎توان جزء دین به شمار آورد هرچند که در متون دینی باشند و معرفت به این قضایا -از آن جهت که در متون دینی آمده‎‏اند و به دین نسبت داده شده‎اند- معرفت دینی نامیده شوند؛ ثالثاً بعضی از معارف دینی از راه ادله عقلی به دست می‎آیند؛ هرچند که در متون دینی نیامده باشند، و به صرف اینکه در کتاب و سنّت نیامده‎اند، نمی‎توان گفت که معرفت دینی نیستند؛ رابعاً همسان‌انگاری گزاره‌ها و معرفت نیز، صحیح نیست و مجموعه گزاره‌ها غیر از معرفت‌اند؛ بلکه حاصل فهم گزاره‌ها را می‌توان معرفت تلقی کرد نه خود گزاره‌ها را.

 

معانی دیگری نیز از معرفت دینی ذکر شده‌است؛ نظیر فهم کتاب و سنت،۲۰ فهم اصول و فروع،۲۱ محصول فهم دین و شریعت،۲۲ معارف مستفاد از کتاب و سنت،۲۳ استنباط فقهی،۲۴ مجموع آرای حق و باطل۲۵ و … .

 

ناقدان و منتقدان تعریف‌های فوق، به شکل‌های گوناگونی داوری کرده‌اند. تعریف‌های فوق از یک طرف، جامعیت لازم را ندارند و تنها به متون دینی نظر دارند؛ ازاین‌رو در برخی نقدها آمده است:

 

تعاریف سروش از معرفت دینى، گذشته از تهافت و تفاوت آنها، بیشتر به معرفت متون دینى بر مى‌گردد تا معرفت دینى؛ برای اینکه چرا نباید مستقلات عقلیه در حقایق دینی … را جزء معرفت دینی دانست؟ بدون شک باید گزاره‌های «عدالت واجب است» یا «ظلم قبیح است» را معرفت دینی معرفی کرد؛ به‌گونه‌ای که مخالفت با آنها، مستلزم عقوبت اخروی خواهد بود.۲۶

 

25,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله معرفت لازم و کافی در دین
  • برچسب ها : , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      پنجشنبه, ۳۰ دی , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.