مقاله اصطلاحات سیاسى


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله اصطلاحات سیاسى مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۲۶  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله اصطلاحات سیاسى نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

فهرست مطالب

اصطلاحات سیاسى   ۱
سوسیالیسم SOCIALISM   ۱
سوسیالیسم مسیحى:   ۲
سوسیالیسم صنفى (Guild Socialism)   ۳
بی ریشه در ایران، ریشه دار در غرب   ۱۲
اندیشه سیاسی – علی‌ عظیمی‌نژادان:   ۱۲
منابع:   ۲۳

منابع:

۱- Graham, Gordon: contemporary social philosophy; oxford, Black well, 1989, P 53.

2ـ تیندر، گلن‌، تفکر سیاسی‌، محمود صدری‌، علمی‌ و فرهنگی‌، تهران‌، ۱۳۷۳، ص‌.۵۷

۳- Molm, “Imbalanced structures, unfair strategies: Power and Justice in social exchamges, A.S.R, vol 59, Feb 1994, P 83.

4- Robertson, A Dictionary of modern politics, knowkab publishers, 1993, P 263.

5- Graham, contemporary social philasophy, oxford Black well, 1989, P 54.

6- Cook, sociological perspectives on social psychology, Allyn and Bacon 1995, P 533.

7ـ پاشایی‌، فرهنگ‌ اندیشه‌ نو، مازیار، تهران‌، ۱۳۶۹، ص‌ ۳ـ.۵۴۲

مثلا” نگاه‌ کنید به

‌۸_ Barry Brian, Theories of Justice, London, Harvester-Wheatsheaf, 1989, 383

9- Cook, sociological perspectives on social psychologis, Allyn and Bacon 1995, P 257.

10- Barry Brian, Theories of Justice, 1989, P 189-203.

11- Ibid, 183-9.

12ـ علاوه‌ بر این‌ عرصه‌ها برای‌ مط‌العه‌ عدالت‌، عرصه‌هایی‌ هم‌ وجود دارد که‌ خارج‌ از قلمرو موضوعی‌ جامعه‌شناسی‌ قرار می‌گیرد، اما به‌ هر حال‌ زمینه‌ مط‌العه‌ است‌; از جمله‌ رابط‌ه‌ خدا و انسان‌ که‌ در بحثهای‌ دینی‌ مورد بررسی‌ قرار می‌گیرد و در ادیان‌ الهی‌ مساله‌ عدل‌ یکی‌ از اصول‌ دین‌ است‌. برای‌ مط‌العه‌ بیشتر نگاه‌ کنید به‌ (مط‌هری‌، ۱۳۵۷) دیگر رابط‌ه‌ انسان‌ با خود و نفس‌ خویشتن‌ است‌ که‌ این‌ موضوع‌، هم‌ در اندیشه‌های‌ دینی‌ و هم‌ در حوزه‌ روانشناسی‌ مورد بحث‌ قرار می‌گیرد.

۱۳ـ بشیریه‌، حسین‌، «میزگرد برابری‌ و نابرابری» نامه‌ فرهنگ‌ شماره‌ ۳ سال‌ دوم‌، ۱۳۷۱، ص‌.۲۶

اصطلاحات سیاسى

هر روز در روزنامه‏ها، مجلات،سخنرانیها و گفتگوها به اصطلاحات ى‏برمى‏خوریم که شاید آنها را بارهاخوانده و شنیده باشیم و جزءابتدایى‏ترین وتکرارى‏ترین کلمات‏روزمره‏مان شده باشد، اما در حقیقت‏از معنا و مضمون واقعى آن بى‏اطلاع ویا تنها با معناى سطحى آن آشناهستیم.

مشکوة‏النور با یارى خواهران‏دانشجو بر آن شد تا با انتخاب بعضى‏از این مصطلحات رایج‏سیاسى وتفسیر و تعریف مختصر و کامل ازآنها، به معلومات سیاسى شماخوانندگان عزیز عمقى تازه بیفزاید.

از این شماره تعریف تعدادى ازاین اصطلاحات را خدمتتان ارائه‏مى‏کنیم.

سوسیالیسم SOCIALISM

از آنجا که این مکتب مدعیان بسیاردارد لذا یک تعریف واحد و قطعى ازآن امکان ندارد. سابقا مفهوم این‏اصطلاح کنترل تمام شؤون اعضاى‏جامعه بوده که بالطبع کنترل مؤسسات‏اقتصادى را نیز از طرف ولت‏شامل‏مى‏گردد; اما امروز مفهومش شامل‏کنترل اقتصادى، صنعت و نام مکتب‏سیاسى و جنبشى است. سوسیالیستهاقایل به مالکیت فردى نسبت‏به وسایل‏تولید محصول نیستند; بلکه به‏مالکیت و نظارت عمومى اعتقاد دارندو به تقدم جامعه و منافع عمومى برفرد و منافع فردى تکیه مى‏کنند.

سوسیالیسم از مکاتب مخالف‏سیستم سرمایه‏دارى است که گاهى آن‏را با کمونیسم اشتباه مى‏کنند و یکى‏مى‏دانند در صورتى که سوسیالیسم‏ریشه قدیمى دارد و حتى سوسیالیسم‏جدید; قبل از مارکس بوجود آمده‏است. مخالفان سیستم سرمایه‏دارى‏در آغاز سوسیالیستهاى معروف به‏سوسیالیستهاى تخیلى بودند. این‏دسته در برابر نابسامانى‏هاى‏سرمایه‏دارى در آثار خود مدینه‏فاضله‏اى را تصور مى‏کردند که در آن‏روابط انسان‏ها به جاى مجادله طبقات‏بر مبناى برادرى و همکارى و تساوى‏استوار است.

سن سیمون، شارل فوریه و رابرت‏آون بنیانگذاران این مکتب در حدودسال ۱۸۰۰٫م بودند.

سوسیالیسم مسیحى:

سوسیالیسم مسیحى تلفیق‏مسیحیت‏با آراى اقتصادى بود و ازاصلاحات فرهنگى وضع مقررات کارو تشکیل شرکت‏هاى تعاونى پشتیبانى‏مى‏کرد. این فکر در سال ۱۸۴۸ توسطشارل کینک لى عرضه شد.

حزب کارگر که مهمترین حزب‏سوسیالیست معتدل است و بین آن باحزب کمونیست انگلیس شکاف قابل‏ملاحظه‏اى وجود دارد معتقد به سیرتکاملى تدریجى به طرف اقتصادسوسیالیستى در درون قالب‏دموکراسى سیاسى است ک آزادى‏کشورى را براى اتباع خود محفوظمى‏دارد. سوسیالیسم لیبرال (منسوب‏به انگلیس) تنها به لزوم کنترل وسایل‏تولیدى معتقد است ولى مخالف‏کنترل امر توزیع محصول است. به‏طور کلى انواع سوسیالیسم زمان‏معاصر را سوسیالیسم نوین مى‏خوانندتا با عقاید سوسیالیستى قدیم که‏ایده کنترل وسایل تولید را از طرف‏دولت در بر نداشته فرق گذاشته‏شود.

رابرت آون انگلیسى را مؤسس‏سوسیالیسم نوین مى‏خوانند و مارکس‏قسمتى از عقاید خود را از او و بعضى‏دیگر از پیشگامان این مکتب گرفته‏است.

هنریخ مارکس و فردریش انگلس‏مکتب مارکسیسم یا سوسیالیسم‏علمى را بنیان نهادند و سر منشا ک‏نهضت‏بزرگ تاریخى گردیدند. در این‏مکتب سوسیالیسم چنین تعریف‏مى‏شود: تحقق همزمان مالکیت‏جمعى بر وسایل اساسى تولید ومبادله، اعمال قدرت سیاسى طبقه‏کارگر و متحدان آن، ارضاى هرچه‏کاملتر نیازمندیهاى مادى و معنوى‏دائما در حال افزایش اعضاى جامعه وایجاد شرایط لازم براى تجلى کامل‏شخصیت هر فرد.

بطور کلى سوسیالیسم علمى رابراى سوسیالیستى عنوان مى‏کنند که‏توام با تحقیقات اجتماعى، آمار،ارقام، شواهد و اسناد باشد.

سوسیال – پاسیمنیست(سوسیالیستهاى خواهان خلع سلاح‏عمومى)

جریان سیاسى است که تبلیغ به‏خلع سلاح عمومى و حل معضلات‏بین المللى از طریق صلح طلبانه درمحیط سرمایه‏دارى مى‏نماید.این گروه‏هرگونه جنگى را اعم از داخلى وخارجى یا آزادى خواهانه و براى‏احقاق حق، تحریم مى‏کنند حتى کلیه‏عملیات انقلابى جامعه را مورد انتقادقرار داده و رد مى‏کنند.

سوسیالیست ملى (ناسیونال‏سوسیالیست) یا نازى .

حزب فاشیست مسلک هیتلرى‏است. این حزب مخالف جدى‏سوسیالیسم و دموکراسى است.

 

سوسیالیسم صنفى (Guild Socialism)

این مکتب در انگلستان بوجود آمدو پیروان آن معتقد بودند که معتقدات‏و ارزش‏ها را مشترکا جامعه تعیین‏مى‏کندنه افراد. همچنین هرمؤسسه‏اى که شامل اموال شخصى ودستگاه تملک نیز باشد باید براساس‏سودجویى و فایده بخشى اجتماعى‏آن سنجیده شود و بر حق شمرده‏شود.

آنها به لزوم ایجاد تشکیلات غیرمتمرکز صنعت در اصناف و به لزوم‏تقلیل قدرت سیاسى متناسب عمل‏فوق که با عقیده مارکس اختلاف‏داشت; اعتقاد داشتند.

آنچه در زیر می خوانید روایتی است از چـالش های واقعی سوسیالیست ها با واقـعیـت نظـام سـرمـایه داری; تلاش طولانی مدت برای نیل به عدالت اجتماعی ذیل آنچه که «دموکراسی حقیقی» خوانده می شود و دموکراسی لیبرال (دموکراسی در نظام های سرمایه داری و توام با اقتصاد بازار) را تـامیـن کننـده منافع تمام لایه های اجتماعی ارزیابی نمی کند. گزارشی معترضانه از سوسیالیست هایی که پس از حضور در بلوک قدرت، رویکردهایی نزدیک به باورمندان به اقتصاد بازار اتخاذ کرده اند. مطلب از «سوسیالیسم ریویو» ۲۰۰۰۰) برگزیده و ترجمه شده است.
فیلم « مارگارت وان تروتا» درباره «روزا لوکزامبورگ» در شب عید سال ۱۸۹۹همراه با جشن بزرگ سده – که از سوی حزب سوسیال دموکرات آلمان برپا شده بود- پخش شد. صحنه با شادی و بالاتر از آن امید همراه بود. همه رهبران جنبش نوطلوع آن جا بودند تا شروع عصری جدید را جشن بگیرند، آغاز قرنی که همگان آن را بهتر از سده جنگ ها و دیکتاتورها می دانستند.
علت اصلی این امید بزرگ چه بود؟ شاید بتوان به این پرسش این گونه پاسخ داد که علاوه بر تاثیر فزاینده حزب سوسیال دموکرات در کشور، انتظار همگانی برای دست یافتن به حق رایی که به دوره ای طولانی مدت از دولتی دموکراتیک منتهی شود، علت اصلی این امید بود. ماهیت این دموکراسی جدید از طریق واژه سوسیال (Social) که در نام حزب وجود داشت، حمل می شد. در احزاب دموکراتیک بورژوا – حتی از ۱۸۴۸ میلادی- کارگران جایگاه خود را داشته اند. اکنون اما جایگاه آن ها به وسیله حزب سوسیالیست که صلاحیت دموکراتیک اش را از رای میلیون ها کارگر به دست می آورد، گرفته می شد.
دو فرد در آن جشن شلوغ ممتاز از دیگران بودند: «یکی کارل کائوتسکی که بـزرگ سـوسیال دموکراسی در آلمان مـحسـوب مـی شـد و در اصرارش بر سـیـاست های مارکسیستی در حزب سرسخت بود و دیگری «روزا» که از پس بحث های داغ با ادوارد برنشتاین جسور به نظر می رسید. برنشتاین در این بحث ها، در مخالفت با این عقیده که تغییر اجتماعی تنها از پس انقلاب اجتماعی به وجود خواهد آمد، به بیان نظراتش می پرداخت. برنشتاین معتقد بود که این امر گرچه در دوره حکومت های استبدادی قابل فهم و درک است، اما آن گاه که کارگران می توانند بدون ریسک خشونت ورزی یا مسیرهای نامعلوم انقلاب در آینده، با انتخاب نمایندگان برای پارلمان (که با توجه به اکثریت، آن ها از پیروزی در پارلمان مطمئن بودند) و سپس تغییر در قوانین و نابرابری های جامعه، وضع اجتماعی را دگرگون کنند، اندیشه به انقلاب غیرمعقولانه به نظر می آید. «روزا» در پاسخ اعتقاد داشت که کاپیتالیسم هیچ گاه به این موضوع که به سیستم و نظامی دیگر تغییر پیدا کند، رضایت نخواهد داد و قطعاً در برابر هر عاملی که تهدید به گرفتن کشور وصنعت آن، در جهت سوسیالیسم بکند، ایستادگی خواهد کرد. او معتقد بود، کسانی که از بالای جامعه برای تغییر آن عمل می کنند، صرفاً قصد اصلاح سیستم سرمایه داری را دارند، در حالی که او و دوستانش قصد برانداختن نظام سرمایه داری و جایگزین کردن آن را با سوسیالیسم دارند. او در پایان نتیجه می گیرد، این ادعا کاملاً نادرست است که این بحث را تنها بحث در باب هدف و وسیله بدانیم; آن ها یی که به جای تعویض کاپیتالیسم، قصد اصلاح آن را دارند، در جست وجو ی «هدفی متفاوت» هستند.    دو دهه بعد، حزب SPD بعد از غلبه بر «انقلاب آلمان» اداره کشور را در اختیار گرفت. روزالوکزامبورگ رهبر آن انـقـلاب، بعد از کشته شدن توسط سربازانی که زیر نظر دولت SPD بودند، کاملاً از جریان بیرون گذاشته شد. کارل کائوتسکی و بیش تر رهبران SPD به جنگ جهانی اول رای داده بودند و روشنفکران وارث برنشتاین نیز همه در مناصب بالا حضور داشتند. در ۱۹۳۳ حق رای دادن که پایه قدرت ایشان و جوهره جشن های صد ساله محسوب می شد، به ناگهان از بین رفت. بعد از آن نیز، آدولف هیتلر برگزیده شد که تمامی انتخابات آتی را لغو کرد; هیتلر اتحادیه های تجاری و احزاب مخالف را از بین برد و خود را به عنوان دیکتاتوری فاشیست به ثبت رساند: قرن امید بزرگ به قرن کشتار تبدیل شده است .    تجربه انگلستان نیز شبیه به همین ماجرا بود، گرچه آرام تر و کم تر دراماتیک به نظر می رسید. رهبران کارگری انگلیس برای شکل دادن حزبی مستقل، بسیار بی میل تر از همتایانشان در آلمان بودند. آنان بسیار محتاط عمل کردند و همچنان به صورتی نوستالژیک، به روزهایی که به حزب لیبرال وارد شده بودند می اندیشیدند. برای سامان دادن یک حزب مستقل که می خواست نمایانگر توده کارگر و تلاش برای این قشر در برابر ثروتمندان و قدرتمندان باشد، به دلایلی قاطع نیاز بود. حزب کارگر جدید آغازگر عصری تازه در دموکراسی بود. تا آن زمـان گـزینـه هـای مـوجـود برای انتخاب کنندگان، تنها دو گزینه حزب محافظه کار و حزب لیبرال بودند، دو حزبی که سیاست ها و رهبرانشان از اقلیت خواص نشات می گرفتند. این تصور که با رای دادن به حزب کارگر، مردم بریتانیا دولتی را برمی گزینند که از آن پس قوانین را براساس منافع طبقه کارگر تصویب خواهد کرد، میلیون ها بار دموکراتیک تر از آن چیزی بود که پیش از این صورت می پذیرفت. برای اولین بار دموکراسی به صورت امری ملموس برای کارگران معنا می یافت. شانس برای انتخاب دولتی همراه و موافق که می تواند شرایط اسف بار این طبقه را دگرگون کند و به طرزی قابل توجه زندگی مردم کارگر را بهبود ببخشد. رامسای مک دونالد، رهبر حزب کارگر، در سخنرانی که در ۱۹۲۳ انجام داد به توضیح این امر پرداخت که تغییراتی از آن جنس که ذکر شد، با انتخاب دولت حزب کارگر صورت خواهد پذیرفت و پس از آن و از طریق تـصـویـب قـوانیـن اصلاحی، «توقف تدریجی» کاپیتالیسم به وقوع خواهد پیوست.مک دونالد شانس خود را نسبتاً به سرعت به چنگ آورد; انتخابات عمومی در ۱۹۲۹ باعث مطرح کردن حزب کارگر به عنوان بزرگ ترین حزب شد. کم تر از دو سال بعد، در موقعیتی غیرمنتظره که با بحران اقتصادی و بی کار شدن عده زیادی همراه بود، مک دونالد و همراهان نزدیک او پیشنهادی را مطرح کردند تا براساس آن کمک هزینه و حق بیمه دولتی به کارگران قطع شود. این تصمیم از سوی سایر اعضای حزب غیرقابل تحمل بود و با توجه به پذیرفته شدن عقیده اکثریت حزب، مک دونالد، فیلیپ اسنودن و جیمی توماس از این حزب خارج شدند و به محافظه کاران پیوستند، آنچه که آن ها آن را دولت ملی می نامیدند. در انتخابات عمومی بعدی، حزب کارگر سه میلیون رای و ۵۰ نفر از اعضای پارلمان را از دست داد.    اعضای حزب کارگر بار دیگر گردهم جمع شدند تا اعلام کنند که هرگز اجازه تکرار چنین خیانت هایی را نخواهند داد. اتحادیه تازه تشکیل شده سوسیالیست معتقد بود که تنها پادزهر موثر برای چنین خـیـانـت هـایـی، سیـاست های دقیق سوسیالیستی و تصمیم های جدی به وسیله دولـت بعـدی سـوسیـالیسـت اسـت. سیاست های اتحادیه به نحوی طراحی شده بود تا جان تازه ای را در پیکر دموکراسی که به سختی از خیانت مک دونالد تحقیر و مجروح شده بود، بدمد. اما زمانی که حزب کارگر در سال ۱۹۴۵ بار دیگر در انتخابات پــیــروز شــد، مــوج مـحـکــومیـت سوسیالیست های مشهور موجب شد تا رهبران حزب کارگر شور و اشتیاقی را که برای جایگزین کردن قدرت سرمایه داری داشتند از دست بدهند. باوجود برخی فعالیت ها (نظیر ملی کردن ها و سرویس ملی سلامت)، دولت بعد از جنگ حزب کارگر در قوانین کهنه پارلمانی متوقف ماند و به طرز آشکاری نه تنها بر کاپیتالیسم چیره نشد که به خدمت آن نیز درآمد.    پروسه های تاسف انگیز مشابهی [هضم شدن سوسیالیست ها در دل مناسبات قدرت و واقعیت های سیاست] دو دولت بزرگ کارگری بعد از جنگ را نیز درگیر مشکل کرد(دولت های ویلسون از ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۰ و جیمز کالاگان از ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۹٫)    در هر دو دولت سازش ها و خیانت هایی مشاهده شد، هر دو دولت سیاست های دیکته شده خارجی-به خصوص از سوی ایالات متحده- و تصمیم های خشن و غیرمنطقی دستگاه قضایی را پذیرفتند و نیز بالاتر از این همه، هر دو دولت از روی نـاچاری دنباله رو الگوهای اقتصادی سرمایه داری شدند. اگر بازار، بیکاری بـیـش تـری را مـی طلبید، دولت آن را می پذیرفت، اگر بازار خواستار سرمایه گذاری کم تر بود، دولت آن را می پذیرفت; یا اگر نیاز به قطع سرویس های عمومی داشت، دولت آن را قبول می کرد. کسی بازار را انتخاب نکرده بود و از همین روی هر بار که دولت منتخب در برابر بازار تمکین می کرد، بخشی دیگر از دموکراسی نیز از بین می رفت.    در پاییز ۱۹۹۲ دولت تازه انتخاب شده محافظه کار، اقدامات لازم را برای عضویت در شبکه و سازمانی که پول رایج اروپا را یکدست می کرد (ERM) انجام می داد. فشارهای زیاد از سوی سرمایه دارانی که هیچ کدام برگزیده مردم نبودند و نیز نگرانی هم بابت سیاست های اجتماعی نداشتند، دولت را برخلاف تصمیم اعلام شده اش وادار به ترک این سیاست و خروج از ERM کرد. کنت کلارک، یکی از وزرای آن دولت، در مصاحبه ای که شش سال بعد انجام داد به بیان این مطلب پرداخت که خروج ERM ، قدرت سیاسی حیرت برانگیز نیروهای بازار را ثابت کرد. او نیز آشکارا گفته بود: «ما به عنوان دولت کاملاً خارج از حیطه کنترل و نظارت بودیم.» در این قضیه تنها دولت محافظه کار نبود که تحقیر شد; عضویت در ERM سیاست مـشخـص احزاب کارگر و لیبرال دموکرات نیز بود.

 

20,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی: برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید


جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

دسته ها

آخرین بروز رسانی

    چهارشنبه, ۲۶ مهر , ۱۳۹۶

اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
تمامی حقوق برایbankmaghale.irمحفوظ می باشد.