مقاله امام خمينى(ره) گفتمان تجدد اسلامى


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله اقتدار دين در پالايش جامعه از انحرافات اجتماعي مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای 21  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله اقتدار دين در پالايش جامعه از انحرافات اجتماعي نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست مطالب

امام خمينى(ره) گفتمان تجدد اسلامى   1
مختصات تجدد اسلامى   2
1- آزادى اسلامى   2
2 – تقدم مردم و جامعه بر دولت   5
3- توان گسست از حافظه جمعى سنت   7
4- نفى گذشته گرايى و مرجعيت مطلق متقدمان   9
5- ظهور مفهوم جديدى از دولت اسلامى   10
منابع   13

امام خمينى(ره) گفتمان تجدد اسلامى

گسست از سنت اقتدار و طرحى براى تاسيس نظم جديد بر بنياد آموزه‏هاى دين، ويژگى عمده تجدد اسلامى در حوزه فكر سياسى است، و هر پژوهنده تاريخ انديشه در تمدن اسلامى، چنين تجديد بنايى را در سيماى نظام «جمهورى اسلامى‏» چونان نتيجه پيكار الهى – سياسى امام خمينى (ره) ملاحظه مى‏كند.

روشن است كه سرچشمه‏هاى سنت‏ستيزى و نوگرايى اسلامى و مكنون در بنياد نظام جديد بگونه‏اى است كه هرگز نمى‏توان بر پايه سنت‏هاى فلسفى بزرگى چون فارابى، ابن سينا و صدرالمتالهين از يك سوى، و بخش عظيمى از ميراث فقه شيعه از سوى ديگر، توجيهى نظرى بر وجوب و وجود آن در هفت اقليم تفكر اسلامى تدارك نمود. لاجرم بايد سراغ انديشه‏اى در آثار امام(ره) رفت كه با تهافت همان سنت‏به طرحى از نظم و تمدن جديد توفيق يافته و طلوع گونه‏اى خاص از تجدد اسلامى – سياسى را نويد داده است.

اما، هرچند كه مشاهده يا لمس اين «تفاوت‏» ميان انديشه امام(ره) و سنت‏سياسى مسلمين كار چندان دشوارى نيست، ليكن توضيح علمى اين دگرديسى آغاز شده در «گفتمان سياسى شيعه‏» نيز آسان نمى‏نمايد. بنابراين، آن چه در اين مختصر مى‏آيد، نه توصيف همه وجوه اين تحول، بلكه صرفا بخشى از خصايص منطقى گفتمان جديد است.

به هر حال، اگر اين فرض درست‏باشد كه; انديشه امام(ره)، يا به طور كلى تجدد اسلامى، در واقع، به معناى آغاز نوعى تجديد – اگر نه خروج كامل – از سنت‏سياسى گذشته است، شايد بتوان با تكيه بر «تحليل گفتمانى‏»، تمايزات اساسى آن را با اركان تفكر قديم اسلامى برجسته نموده، و مقدمات نظرى براى تحليل فهم جديد امام (ره) از نصوص دينى فراهم نمود.

مختصات تجدد اسلامى

وقتى سخن از نوگرايى و تجدد در جامعه اسلامى است، در واقع، دو مفروض اساسى را به همراه دارد; نخست آنكه روند يا پروژه تجدد الزاما يك خطى و منحصر به الگوى تجدد سكولار و غربى نيست. و با توجه به خصائص قياس ناپذيرى و تكثر و ترجمه ناپذيرى (untranslatability) قهرى فرهنگ‏ها و تمدن‏ها، تعميم خصايص پديده‏هاى نوگرايانه در فرهنگى چون فرهنگ غرب بر ديگر تمدن‏ها، موانع نظرى و عملى فراوانى دارد; ثانيا فرهنگ اسلامى نشان داده است كه ضمن حفظ ارزشهاى اساسى دين، توان نظرى گسترده‏اى براى توليد يا حداقل انطباق با بسيارى از عناصر و الزامات زندگى و سياست مدرن را دارد. تحولات سده اخير در فرهنگ سياسى اسلامى از يك سو، و بخصوص تلاشهاى نوگرايانه حضرت امام به عنوان يكى از مهمترين نمايندگان اجتهاد اسلامى از سوى ديگر، عدم تعارض دين و تجدد، و فراتر از آن مختصات منحصر به فرد تجدد در جامعه اسلامى را نشان مى‏دهد. درست‏به همين دليل است كه به نظر مى‏رسد كه سخن از «تجدد اسلامى‏» خالى از مبانى و خاستگاه‏هاى نظرى نمى‏باشد. در سطور ذيل، برخى مختصات تجدد اسلامى را با تكيه بر آثار حضرت امام(ره) و به اجمال مورد اشاره قرار مى‏دهيم.

1- آزادى اسلامى

نخستين ويژگى تجربه تجدد، طرح «آزادى‏» و مشخصه اقتدار گريز آن است. آزادى چيزى است كه در ذات خود، بعضا ملازم با نقد گذشته است. مى‏توان گفت كه وجه غالب مفهوم آزادى، جهت‏گيرى آن به سمت آينده است و چنان ساخته شده است كه نفوذ عظيمى در دگرگونى سنت‏ها و سازماندهى مجدد آنها بر اساس الزامات حال و آينده دارد. بدين ترتيب، هرچند آزادى مغاير با مطلق سنت نيست، اما بازسازيهاى گسترده‏اى نيز در همان سنت‏ها ايجاد مى‏كند. ليكن آنچه در تجدد اسلامى ملحوظ است، بنياد آزادى و بازانديشى در سنت‏هاى گذشته، بر اساس اسلام و نصوص اسلامى است. امام خمينى(ره) يكى از مهمترين اهداف مبارزه خود را مبارزه براى آزادى معرفى مى‏كند و مى‏گويد; «زندگانى كه در آن آزادى نباشد، زندگانى نيست. زندگانى كه در آن استقلال نباشد… اينكه زندگانى نيست‏». (1)

در عين حال اضافه مى‏كند كه;

«اگر تمام آزادى‏ها را به ما بدهند و تمام استقلالها را بدهند و بخواهند قرآن را از ما بگيرند، ما نمى‏خواهيم ما بيزار هستيم از آزادى منهاى قرآن، ما بيزار هستيم از استقلال منهاى اسلام‏». (2)

نكات و اظهارات فوق، ماهيت و جهت آزادى در تجدد اسلامى را نشان مى‏دهد. حضرت امام(ره) به عنوان يك مجتهد شيعى در حالى كه در جست و جوى آزادى است اما هرگز بين دين و آزادى تمايزى نمى‏افكند بلكه معتقد است كه آزادى با تمام ويژگى‏هاى خاص خود، در درون اسلام نهفته است و بايد ظرافت‏ها و ظرفيت‏هاى آن را كشف و اجرا كرد. امام به عنوان يك جمع‏بندى از مفهوم آزادى اسلامى مى‏فرمايد:

«اسلام هم آزادى دارد اما آزادى [به معناى] بى‏بند و بارى نه، آزادى غربى ما نمى‏خواهيم، بى‏بندو بارى است اين… آزادى‏اى كه ما مى‏خواهيم، آزادى در پناه قرآن ما مى‏خواهيم، استقلال مى‏خواهيم، آن استقلالى كه… اسلام بيمه‏اش كند.» (3)

امام خمينى(ره) در ادامه تحليل خود درباره نسبت اسلام با آزادى اشارات بسيار ظريفى دارد. وى در مصاحبه‏اى با اوريانا فالاچى، در پاسخ به اين سؤال كه چرا در طراحى نظام سياسى بعد از انقلاب اسلامى روى كلمه «دموكراتيك‏» خط كشيده و نوشته‏اند «جمهورى اسلامى‏» نه يك كلمه بيشتر و نه يك كلمه كمتر، توضيح مى‏دهد كه افزودن قيد دموكراتيك به اسلام ممكن است اين توهم را ايجاد كند كه محتواى اسلام خالى از دموكراسى است در حالى كه در اسلام همه چيزها (از جمله آزادى و دموكراسى) به نحو بالاتر و مهمترش هست. (4)

بنيانگذار جمهورى اسلامى با تكيه بر تحليل فوق از آزادى و تجدد اسلامى، در پيامى به مناسبت‏سومين دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى، تاكيد مى‏كنند كه;

«بارها گفته‏ام مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيم ندارند و هيچ فرد و گروه و دسته‏اى حق تحميل فرد و يا افرادى را به مردم ندارند. جامعه اسلامى ايران كه با درايت و رشد سياسى خود جمهورى اسلامى و ارزش‏هاى والاى آن و حاكميت قوانين خدا را پذيرفته‏اند و به اين بيعت و اين پيمان بزرگ وفادار مانده‏اند، مسلم قدرت تشخيص و انتخاب كانديداى اصلح را دارند. البته مشورت در كارها از دستورات اسلامى است… ولى هيچ كس نبايد توقع داشته باشد كه ديگران اظهار نظر و اظهار وجود نكنند.» (5)

عبارت فوق هرچند طولانى است، اما تمايز و فاصله قطعى «گفتمان تجدد اسلامى‏»، و امام خمينى به عنوان بزرگترين نماينده آن را، با دو الگوى تجدد اروپايى و نيز سنت قديم اسلامى، بوضوح نشان مى‏دهد. ضمن پرهيز از مشكلات مكنون در آزادى و تجدد غربى، به طور ضمنى و بنيادى اقتدار گرايى مكنون در سنت اسلامى را نيز به چالش مى‏خواند. در انديشه امام، همه مردم هم برابرند و هم قدرت تشخيص و انتخاب و اظهار نظر و اظهار وجود دارند، مجلس خانه مردم و اميد مستضعفين است كه بر همه اركان دولت و سياست نظارت دارد.

اما فارابى به عنوان بزرگترين نماينده فلسفه سنتى اسلام كه تاثير قاطعى بر مجموعه فرهنگ سياسى مسلمانان دارد، انسان‏ها را كاملا نابرابر و بيشتر آنان را مردمانى نيازمند رياست و قيمومت مى‏داند. به نظر فارابى، فطرت همه انسان‏ها، براى قبول معقولات و تشخيص مصالح خود آمادگى ندارد. اشخاص انسان، بالطبع، باقواى متفاضل و استعدادهاى متفاوت خلق شده‏اند. بنابراين، در حالى كه ديگر انسان‏ها در زندگى درست نيازمند رئيس اول و حاكم على الاطلاق هستند، «رئيس اول، هيچ حاجتى در هيچ چيزى به انسان‏هاى ديگرى ندارد كه او را ارشاد نمايند.» (6)

15,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی: برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید


جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

دسته ها

آخرین بروز رسانی