مقاله انسجام درونی صفات خدا و سازگاری آنها با یکدیگر


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله انسجام درونی صفات خدا و سازگاری آنها با یکدیگر مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۴۳  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله انسجام درونی صفات خدا و سازگاری آنها با یکدیگر نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

فهرست مطالب

چکیده   ۱
ابعاد گوناگون بحث از صفات خداوند   ۲
۱٫ برخورداری خدا از صفات   ۳
۲٫ رابطة صفات با یکدیگر و با ذات   ۴
مقصود از نفی صفات در کلام امام علی(ع)   ۶
۳٫ امکان شناخت صفات خداوند   ۷
۴٫ راه شناخت اوصاف خدا   ۷
۵٫ صفات الهی و بشری؛ مقایسة معناشناسانه   ۸
۶٫ سازگاری درونی و بیرونی   ۸
انسجام درونی صفات الهی   ۹
پارادکس قدرت مطلق!   ۱۰
چالش‌های علم فراگیر و ازلی   ۱۲
خدا و آگاهی از رویدادهای جزیی   ۱۳
علم پیشین الهی و اختیار انسان   ۱۴
تغییرناپذیری، کمال یا نقص؟   ۱۶
منابع   ۱۹

منابع

نهج البلاغه، ترجمة سیدجعفر شهیدی، چ چهارم، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲٫

ابن عربی، محی‌الدین‌بن، تفسیر القرآن الکریم، تحقیق مصطفی غالب، بیروت، دار الاندلس، بی‌تا.

ابن‌سینا،  الشفا (الالهیات)، تحقیق ابراهیم مدکور، القاهرة، الهیأة العامة لشئون المطابع الامیریة، ۱۳۸۰ق.

ـــــ ، المبدأ و المعاد، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۳٫

ـــــ ، النجاة، ط. الثانیة، القاهرة، مطبعة السعادة، ۱۳۵۷ق.

ابن‌عربی، محیی‏الدین، الفتوحات المکیه، بیروت، دار صادر، بی‌تا.

ابن‌ماجة، محمد‌بن یزید القزوینی، سنن ابن‌ماجه، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، بی‌جا، دار الفکر، بی‌تا.

ابن‏‌میمون، موسی، دلالة الحائرین، تحقیق حسین آتای، آنکارا، مکتبة الثقافة الدینیة، بی‏تا.

ابن‌‌نجیم المصری، زین‌الدین، البحر الرائق، تحقیق زکریا عمیرات، بیروت دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۸ق.

ابی الحدید، عبد‌الحمیدبن، شرح نهج‏البلاغة، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیاء التراث‏ العربی، ۱۳۸۷ق.

ابی‌جمهور احسائی، محمدبن علی‌بن، عوالی اللئالی، تحقیق مجتبی العراقی، قم، مطبعة سیدالشهداء(ع)، ۱۴۰۳ق.

اسپینوزا، باروخ، اخلاق، ترجمة محسن جهانگیری، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۴٫

اسدآبادی قاضی، عبدالجباربن‌ احمد، شرح الاصول الخمسة، تحقیق عبدالکریم عثمان، القاهرة، مکتبة وهبة، ۱۴۰۸ق.

اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل، الابانة عن اصول الدیانة، تحقیق فوقیة حسین محمود، القاهرة، دار الانصار، ۱۳۹۷ق.

ـــــ ، اللمع فی الرد علی اهل الزیغ و البدع، تصحیح حمودة غرابة، القاهرة، المکتبة الازهریة للتراث، بی‌تا.

ـــــ ، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلّین، تصحیح هلموت ریتر، ویسبادن، آلمان، النشرات الاسلامیة، ۱۴۰۰ق.

افلوطین، اثولوجیا، ترجمة ابن ناعمة الحمصی، تحقیق عبدالرحمان البدوی، قم، بیدار، ۱۴۱۳ق.

باقلانی، ابوبکر محمد‌بن طیب، تمهید الاوائل و تلخیص الدلائل، تحقیق عمادالدین احمد حیدر، ط.الثالثة، بیروت، مؤسسة الکتب الثقافیة، ۱۴۱۴ق.

بحرانی، میثم‌بن علی، شرح نهج‌البلاغة، تهران، المطبعة الحیدریة، ۱۳۷۸ق.

ـــــ ، قواعد المرام فی علم الکلام، قم، مطبعة مهر، ۱۳۹۸ق.

بخاری، محمدبن اسماعیل، خلق افعال العباد، ط.الثالثة، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۱ق.

ـــــ ، صحیح البخاری، تحقیق قاسم الشماعی الرفاعی، بیروت، دارالقلم، ۱۴۰۷ق.

بریه، امیل، تاریخ فلسفه، ترجمة علی‌مراد داوودی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۴٫

بوئتیوس، تسلای فلسفه، ترجمة سایه میثمی، تهران، نگاه معاصر، ۱۳۸۵٫

بیرونی، ابوریحان، تحقیق ما للهند، ترجمة منوچهر صدوقی‌سها، تهران، مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۲٫

پایک، نلسون، «علم مطلق خداوند و اختیار انسان ناسازگارند» در: کلام فلسفی، ترجمة ابراهیم سلطانی و احمد نراقی، تهران، صراط، ۱۳۷۴٫

پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمة احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، چ سوم، تهران، طرح نو، ۱۳۷۹٫

پلانتینگا، آلوین، «علم مطلق خداوند و اختیار انسان سازگارند» در: کلام فلسفی، ترجمة ابراهیم سلطانی و احمد نراقی، تهران، صراط، ۱۳۷۴، ص۲۹۱ ـ ۳۰۳٫

تالیافرّو، چارلز، فلسفة دین در قرن بیستم، ترجمة انشاءالله رحمتی، تهران، دفتر پژوهش و نشر سهروردی، ۱۳۸۲٫

تبریزی، ملا رجبعلی، «اثبات واجب»، در: سیدجلال‌الدین آشتیانی (ویراستار)، منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۸، ص۲۳۹ ـ ۲۸۳٫

ترمذی، محمدبن عیسی، سنن الترمذی، القاهرة، دارالحدیث، بی‌تا.

تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، تحقیق عبدالرحمان عمیره، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۴۰۹ق.

جرجانی، سیدشریف علی‌بن محمد، التعریفات، تحقیق عبدالمنعم الحنفی، القاهرة، دار الرشاد، بی‌تا.

ـــــ ، شرح المواقف، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۴۱۲ق.

جوهری، اسماعیل‌بن حمّاد، الصحاح، ط.الثانیة، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۳۹۹ق.

حلّی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، تصحیح حسن حسن‏زاده آملی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۳ق.

ـــــ ، مناهج الیقین فی اصول الدین، تحقیق محمدرضا انصاری القمی، بی‌جا، المحقق، ۱۴۱۶ق.

خراسانی، شرف‌الدین، نخستین فیلسوفان یونان، چ دوم، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۰٫

خفری، شمس‌الدین محمد بن احمد، الحاشیة الخفریة علی الشرح الجدید للتجرید (تعلیقه بر الهیات شرح تجرید ملا علی قوشچی)، تصحیح فیروزه ساعتچیان، تهران، میراث مکتوب، ۱۳۸۲٫

خیّاط، ابوالحسین عبدالرحیم بن محمد، الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد، تحقیق محمد حجازی، القاهرة، مکتبة الثقافة الدینیة، ۱۹۸۸م.

درز، لئو، الهیات فلسفی توماس آکوئیناس، ترجمه شهاب‌الدین عباسی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۱٫

دشتکی شیرازی، صدرالدین محمد، الحقائق المحمدیة (رسالة فی اثبات الواجب تعالی)، تصحیح محسن چورمقی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۸۵٫

راغب اصفهانی، حسین، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، بیروت و دمشق، الدار الشامیة و دارالقلم، ۱۴۱۶ق.

رشیدی تبریزی، یاراحمد، رباعیات خیام (طربخانه)، تصحیح جلال‌الدین همایی، چ دوم، تهران، هما، ۱۳۶۷٫

زمخشری، محمود، الکشّاف، ط.الثالثة، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.

زنوزی، ملا عبدالله، لمعات الهیه، تصحیح سیدجلال‌الدین آشتیانی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۱٫

سبحانی، جعفر، الالهیات، قم، المرکز العالمی للدراسات الاسلامیة،۱۴۱۲ق.

ـــــ ، مفاهیم القرآن، قم، مؤسسة الامام الصادق(ع)، ۱۴۱۲ق.

سبزواری، ملاّهادی، اسرار الحکم، با مقدمه و حواشی میرزا ابوالحسن شعرانی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۸۰ق.

سهروردی، شهاب‌الدین، سه رساله از شیخ اشراق (الالواح العمادیة، کلمة التصوف، اللمحات)، تصحیح نجفقلی حبیبی، تهران، انجمن فلسفه ایران، ۱۳۹۷ق.

ـــــ ، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تصحیح سیدحسین نصر، چ دوم، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۲٫

ـــــ ، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱ و ۲، تصحیح هنری کربن، چ دوم، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۲٫

سوین‌برن، ریچارد، آیا خدایی هست، ترجمة محمد جاودان، قم، دانشگاه مفید، ۱۳۸۱٫

سیوری الحلی، مقداد بن عبدالله، النافع یوم الحشر فی شرح الباب الحادی‌عشر، تحقیق مهدی محقق، تهران، دانشگاه تهران و دانشگاه مک‌گیل، ۱۳۶۵٫

سیوطی، جلال‌الدین عبدالرحمان، الدر المنثور فی التفسیر المأثور، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق.

شنکایی، مرضیه، بررسی تطبیقی اسمای الهی، تهران، سروش، ۱۳۸۱٫

شهرستانی، محمدبن عبدالکریم، الملل و النحل، تحقیق محمد سید کیلانی، ط.الثانیة، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۹۵ق.

ـــــ ، نهایة الاقدام فی علم الکلام، تصحیح الفرد جیوم، القاهرة، مکتبة المتنبّی، بی‏تا.

شیخ بهایی، محمد، کشکول، ترجمة محمدباقر ساعدی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۵۸٫

صدوق، محمدبن علی‌بن بابویه، التوحید، تصحیح سیدهاشم حسینی طهرانی، ط.الرابعة، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۵ق.

ـــــ ، عیون اخبار الرضا(ع)، النجف، المطبعة الحیدریة، ۱۳۹۰ق.

طباطبائی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ط.الثانیة، قم، مؤسسة مطبوعاتی اسماعیلیان، ۱۳۹۳ق.

طبرسی، فضل‌بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ط.الثانیة، تهران، ناصر خسرو، بی‏تا.

طوسی، محمدبن حسن، الاقتصاد، قم، مطبعة الخیام، ۱۴۰۰ق.

ـــــ ، التبیان فی تفسیر القرآن، تحقیق احمدحبیب قصیر العاملی، نجف، مطبعة النعمان، ۱۳۸۱ق.

طوسی، نصیر‌الدین، تلخیص المحصّل (نقد المحصّل)، ط.الثانیة، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ق.

ـــــ ، فصول، تحقیق محمدتقی دانش‌پژوه، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۳۵٫

عاملی بهائی، محمدبن حسین، الاربعون حدیثاً، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۵ق.

ـــــ ، العروة الوثقی (تفسیر سورة الحمد)، تصحیح اکبر ایرانی قمی، قم، دارالقرآن الکریم، ۱۴۱۲ق.

عبودیت، عبدالرسول و مجتبی مصباح، خداشناسی فلسفی، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۸۴٫

عسکری، ابوهلال حسن‌بن عبدالله، الفروق اللغویة، القاهرة، مکتبة القدسی، ۱۳۵۳ق.

غزالی، ابوحامد محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۶ق.

ـــــ ، تهافت الفلاسفة، ط.الرابعة، بیروت، دار المشرق، ۱۹۹۰م.

ـــــ ، شرح اسماءالله الحسنی، بغداد، المکتبة الحدیثة، ۱۹۹۰م.

فارابی، ابونصر، آراء اهل المدینة الفاضلة، تحقیق البیر نصری نادر، ط.السادسة، بیروت، دار المشرق، ۱۹۹۱م.

ـــــ ، السیاسة المدنیة، تحقیق فوزی متری نجار، ط.الثالثة، بیروت، دار المشرق، ۱۹۹۳م.

ـــــ ، فصولٌ منتزعة، تحقیق فوزی متری نجار، ط.الثانیة، بیروت، دار المشرق، ۱۹۹۳م.

فخرالدین رازی، محمد بن عمر، المحصل (محصّل افکار المتقدمین و المتأخرین)، تحقیق سَمیج‏ دغیم، بیروت، دارالفکر اللبنانی، ۱۹۹۲م.

ـــــ ، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۱ق.

ـــــ ، المطالب العالیة من العلم الالهی، تحقیق احمد حجازی ‏السقا، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.

فناری، محمد بن حمزه، مصباح الانس، ترجمة محمد خواجوی، چ دوم، تهران، مولی، ۱۳۸۴٫

فیروزآبادی، مجدالدین محمد، القاموس المحیط، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۱۲ق.

فیض کاشانی، محسن، علم الیقین فی اصول ‏الدین، قم، بیدار، ۱۳۵۸٫

قاضی‌ سعید قمی، محمد، شرح توحید الصدوق، تصحیح نجفقلی حبیبی، تهران، وزارت ‏فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۹ق.

ـــــ ، کلید بهشت، تصحیح محمد مشکوة، تهران، الزهراءƒ، ۱۳۶۲٫

قاضی عیاض، ابوالفضل، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، تحقیق حسین عبدالحمید نیل، بیروت، شرکة دارالارقم، بی‌تا.

قطب‌الدین راوندی، سعیدبن هبة الله، منهاج البراعة فی شرح نهج‌البلاغة، تحقیق عبداللطیف الکوهکمری، قم، مکتبة آیة الله المرعشی، ۱۴۰۶ق.

قطب‌الدین شیرازی، محمودبن مسعود، شرح حکمة الاشراق، قم، بیدار، بی‌تا.

قیصری، داوودبن محمود، شرح فصوص الحکم (مطلع خصوص الکلم فی معانی فصوص الحکم)، قم، منشورات انوار الهدی، ۱۴۱۶ق.

کراجکی، ابوالفتح محمد، کنز الفوائد، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۰۵ق.

کرشنتزو، لوچانو، فیلسوفان بزرگ یونان باستان، ترجمة عباس باقری، تهران، نی، ۱۳۷۷٫

کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، بی‌تا.

لاهیجی، ملا عبدالرزاق، گوهر مراد، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۲٫

مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ط.الثانیة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.

محقق حلی، جعفربن حسن، المسلک فی اصول الدین، تحقیق رضا استادی، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیة، ۱۴۲۱ق.

محمدی ری‌شهری، محمد، موسوعة العقائد الاسلامیة، قم، دار الحدیث، ۱۴۲۵ق.

مدنی شیرازی، سید علی‌خان، ریاض السالکین فی شرح صحیفة سیدالساجدین، قم، مؤسسة النشرالاسلامی،بی‌تا.

مصباح، محمدتقی، تعلیقة علی نهایة الحکمة، قمة مؤسسة فی طریق الحق، ۱۴۰۵ق.

مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۶ (اصول فلسفه و روش رئالیسم)، چ هشتم، تهران و قم، صدرا،۱۳۸۰٫

مفید، محمدبن محمدبن نعمان، مصنفات الشیخ المفید، قم، المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.

ملاصدرا (صدر‌الدین محمد‌بن ابراهیم شیرازی)، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ط.الرابعة، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۱۰ق.

ـــــ ، المبدأ و المعاد، تهران، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۸۱٫

ـــــ ، شرح اصول الکافی، تصحیح محمد خواجوی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات‏ فرهنگی، ۱۳۷۰٫

ـــــ ، مفاتیح الغیب، تصحیح محمد خواجوی، تهران، مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳٫

میرداماد، محمدباقر، القبسات، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک‌گیل، ۱۳۵۶٫

مینار، لئون، شناسایی و هستی، ترجمة علی‌مراد داوودی، چ سوم، تهران، دهخدا، ۱۳۷۰٫

نراقی، محمدمهدی، جامع الافکار و ناقد الانظار، تصحیح مجید هادی‌زاده، تهران، حکمت، ۱۴۲۳ق.

ـــــ ، جامع السعادات، تصحیح محمد الکلانتری، النجف، مطبعة الزهراءƒ، ۱۳۶۸ق.

نیسابوری، مسلم‌بن حجاج، صحیح مسلم، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، بی‌جا، دار احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۴ق.

وال، ژان، مابعدالطبیعه، ترجمة یحیی مهدوی، تهران، خوارزمی، ۱۳۷۰٫

Aquinas, Thomas, Summa Contra Gentiles, V. 1, trans. by Anton C. Pegis, London, University of Notre Dame Press, 1975.

Aquinas, Thomas, Summa Contra Gentiles, V. 2, trans. by James F. Anderson, London, University of Notre Dame Press, 1975.

Aquinas, Thomas, Summa Theologica, Translated by Fathers of the English Dominican Province, Benziger Bros. edition, 1947 .

Aquinas, Thomas, Summa Theologiea (A concise translation), edited by Timothy McDermott, USA: Christian Classics, 1991.

Augustine, On Free Choice of the Will, trans. By Thomas Williams, Cambridge: Hackett Publishing Company, 1993.

Bloesch, Donald G., God the Almighty, USA: InterVarsity Press, 1995.

Descartes, Rene, The Philosophical Writings, trans. by John Cottingham, et al., Cambridge: Cambridge University Press, 1991.

Hartshorne, Charles, The Logic of Perfection, USA: Open Court, 1991 (1962).

Kenny, Anthony, The God of Philosophers, Oxford: Clarendon Press, 1992 (1979).

Leftow, Brian “God, Concepts of” in: Routledge Encyclopedia of Philosophy, V 4, pp93 – 102.

Leftow, Brian, “Immutability” in: Routledge Encyclopedia of Philosophy, V 4, pp 710 – 714.

Mann, William E., “Simplicity and Immutability in God”, in: Thomas V. Morris (ed.), The Concept of God (Oxford: Oxford University Press, 1987), pp 253 – 267.

Mavrodes, George I., “Some Puzzles Concerning Omnipotence” in: Linwood Urban & Douglas N. Walton (eds.), The Power of God – Readings on Omnipotence and Evil (New York: Oxford University Press, 1978), pp 131 – 134.

Mesle, C. Robert, Process Theology (A Basic Introduction), USA: Chalice Press, 1993.

Owen, H. P., “God, Concepts of”, in: Paul Edwards (ed.), The Encyclopedia of Philosophy, V. 3, pp 344-348.

Taylor, Richard, “Delibration and Foreknowledge” in: Bernard Berofsky (ed.), Free Will and Determinism (New York: Harper & Row, 1966), pp 277 – 293.

Wierenga, Edward R., The Nature of God, London, Cornell University Press, 1989.

چکیده

 

در ادیان گوناگون، بحث از صفات خداوند همواره اهمیت فراوان داشته است. بسیاری از ادیان وجود خداوند را مسلّم و تردیدناپذیر دانسته و به جای اثبات آن، به بررسی و شمارش صفاتش پرداخته‌اند. گروهی از ملحدان نیز با تکیه بر صفات مورد اعتقاد خداباوران، از تناقض درونی مفهوم خدا سخن گفته، یا وجود خدایی با صفات خاص را، با وجود حوادث زیانباری چون سیل و زلزله، به اصطلاح شرور، ناسازگار پنداشته‌اند. امروزه بسیاری از مؤمنان همچنان بر برداشت سنتی از مفهوم خدا تأکید می‌ورزند، اما گروهی از آنان، (به‌ویژه در میان مسیحیان) از برخی از دیدگاه‌های پیشین دربارة خداوند دست کشیده‌اند‌. برای مثال، خدا را عالم و قادر مطلق نمی‌دانند. این نوشتار، نخست به ابعاد گوناگون بحث از صفات خداوند اشاره سپس، به برخی از پرسش‌ها دربارة چگونگی سازگاری درونی این صفات پاسخ گفته است.

 

کلید واژه ها: صفات خدا، انسجام درونی، سازگاری درونی و بیرونی، شرور.

 

ابعاد گوناگون بحث از صفات خداوند

 

پیش از آنکه به ابعاد گوناگون بحث از صفات خداوند بپردازیم، توجه به دو نکته ضروری است:

 

الف. تفاوت اسم و صفت در فرهنگ اسلامی. «اسم» در لغت به معنای نشانه و علامت است، اسم یک شیء نامی است که آن را از امور دیگر متمایز می‌سازد. «صفت» نیز در یک کاربرد، گونه‌ای از اسم است که، افزون بر نشانه بودن، بر وجود معنایی در ذات نیز دلالت دارد. چنان‌که میرسیدشریف جرجانی (۷۴۰ ـ ۸۱۶ ق) در تعریف صفت می‌نویسد: «الصفة هی الاسم الدال علی بعض احوال الذات».۱ بنابراین، می‌توان هر صفتی را اسم نیز به شمار آورد.۲ در حالی که، هر اسمی صفت نیست.۳ از سوی دیگر، شاید هیچ اسمی از اسمای خدا را نتوان یافت که بیانگر کمالی از کمالات وی نباشد.۴ بر این اساس، همة اسمای خداوند صفات او نیز به شمار می‌روند.۵ چنان‌که در یکی از روایات آمده است: «انَّ الاسماء صفاتٌ وصف بها نفسه؛ اسم‌های خداوند صفاتی هستند که او در وصف خود آورده است»،۶ همچنین در احادیث اسلامی، تعابیری چون «سمیع» و «بصیر» گاه اسم و گاه صفت خوانده شده‌اند.۷

 

با این حال، برخی از اندیشمندان مسلمان میان اسم و صفت خداوند تفاوتی این چنین نهاده‌اند: «اسم مشتق است، چون علیم و قدیر و غیرهما و صفت مبدأ اشتقاق است؛ چون علم و قدرت و مانند این».۸ همین تفاوت در مکاتب گوناگون کلامی، فلسفی، و عرفانی به گونه‌های مختلفی تفسیر شده است.۹

 

ب. تفاوت وصف و صفت. برخی میان دو واژة «وصف» و «صفت» تفاوت‌هایی قائل شده‌اند که در تبیین یکی از آنها،۱۰ تعابیری از این دست به کار رفته است: «الوصف لغة ذکر ما فی الموصوف من الصفة و الصفة هی ما فیه؛ وصف در لغت به معنای بیان صفتی است که در موصوف است، و صفت خود همان چیزی است که در آن است.»۱۱ یا: «الوصف یقوم بالواصف، و الصفة بالموصوف؛ وصف در وصف‌کننده تحقق دارد، و صفت در وصف‌شونده.»۱۲ برخی افراد قائل به دیدگاه دوم، به این نکته اشاره می‌کنند که با وجود تفاوت یادشده، گاه یکی از این دو واژه (به صورت استعمال حقیقی یا مجازی) به جای دیگری نیز به کار می‌رود. همین تفاوت ادعایی در بررسی صفات خداوند نیز به چشم می‌خورد. برای مثال، برخی از نویسندگان، معتزله را به دلیل آنکه خدا را «عالم لا بعلم» می‌خوانند، «مثبِتان وصف و نافیان صفت» به شمار می‌آورند.۱۳ گروهی از اشاعره نیز در تبیین قدیم بودن صفات خداوند، از واژه‌های مذکور استفاده می‌کنند. برای نمونه، می‌گویند: «الوصف الذی هو کلام مسموع أو عبارة عنه غیر الصفة القائمة بالله تعالی؛‌ وصف [خدا]، که همان کلماتی است که شنیده می‌شود یا بیانگر آن است، غیر از صفتی است که در خدا تحقق دارد.»۱۴ با این همه، در این نوشتار این دو واژه را به صورت مترادف یکدیگر به کار رفته است، چنان‌که بسیاری از محققان همین شیوه را در پیش گرفته و بر این یگانگی معنایی تصریح ورزیده‌اند: «الصفة و الوصف مصدران۱۵ بمعنی واحد مثل وعد و عدة؛ صفت و وصف هر دو مصدرند و معنایی واحد دارند، همانند وعد و عده».۱۶

 

به هر حال، بحث دربارة صفات الهی، با در نظر گرفتن جنبه‌های گوناگون هستی‌شناسانه، معرفت‌شناسانه، و معناشناسانه، پرسش‌های مختلفی را بر انگیخته است. در اینجا مهم‌ترین آنها را از نظر می‌گذرانیم:

 

1. برخورداری خدا از صفات

 

یکی از نخستین مسائل در مبحث صفات الهی، این است که آیا اساساً خداوند را می‌توان دارای صفت یا صفاتی دانست؟ گروهی از اندیشمندان شرقی و غربی به صراحت بر پیراسته‌بودن ساحت الهی از هر گونه صفتی تأکید می‌ورزند؛ چنان‌که به گفتة افلوطین (ح۲۰۳ ـ ۲۷۰م): «ما نمی‌توانیم هیچ صفتی به خدا نسبت دهیم؛ زیرا خدا برتر از همة کمالات است.»۱۷ همچنین قاضی سعید قمی (حدود ۱۰۴۵ ـ ۱۱۰۳ق) حکیم و عارف شیعی، به پیروی از استاد خود، ملا رجبعلی تبریزی (متوفای ۱۰۸۰ق)۱۸، به شدت از این دیدگاه جانبداری کرده، یکی از اشکالات آن را چنین پاسخ می‌گوید:

 

اینکه انبیای عظام(ع) و بعضی از حکمای کبار واجب‌الوجود را (تعالی شأنه) متصف به وصفی ساختند، به جهت عوام و قصور ادراک ایشان است؛ نه اینکه در واقع واجب‌الوجود (تعالی شأنه) متصف به وصفی از اوصاف می‌تواند بود.۱۹

 

ظاهر سخنان قاضی سعید آن است که خداوند در هیچ مرتبه‌ای دارای صفت نیست. اما برخی دیگر از عارفان، نفی صفات را به مقام ذات اختصاص داده، و می‌گویند: «اسماء و صفات ـ بما هی اسماءٌ و صفاتٌ ـ محدودند؛ و ذات واجب را حدّی نیست. و از این جهت است که جمیع اسماء و صفات در آن مقام منیع، مضمحل و معدوم خواهند بود.»۲۰ از سوی دیگر، از سخنان کسانی چون صدرالمتألهین (۹۷۹ ـ ۱۰۵۰ق) چنین برمی‌آید که پذیرش این مطلب که در مرتبة موسوم به «احدیت» از اسم، رسم، نشان و صفت نمی‌توان سخن گفت، به معنای نفی صفات خداوند نیست، بلکه آنچه در این مرتبه «ناپیدا» است، در مرتبة بعدی، که در اصطلاح عرفا «واحدیت» خوانده می‌شود، هویدا و آشکار می‌گردد: «فی هذه المرتبة [الواحدیة] تتمیز الصفة عن الذات و تتمیز الصفات بعضها عن بعض؛۲۱ در مرتبة واحدیت، صفت از ذات و صفات [مختلف] از یکدیگر تمایز می‌یابند.»

 

گروهی دیگر در سخنانی که ـ دست‌کم در نگاه نخست ـ تناقض‌آمیز می‌نماید، می‌گویند: «خدا نه نیک است و نه بد، و نه هیچ یک از این دو او نه واجد صفات است، و نه فاقد آنها».۲۲

 

2. رابطة صفات با یکدیگر و با ذات

 

دیدگاه رایج در میان فیلسوفان مسلمان،۲۳ و متکلمان امامی۲۴ و معتزلی۲۵ این است که صفات خداوند وجودی جدا از ذات او ندارند. همة این اوصاف عین ذات و در نتیجه، عین یکدیگرند. بسیاری از عارفان مسلمان نیز این نظریه را با تفسیری خاص ‌پذیرفته‌اند.۲۶ اندیشمندان برجستة مسیحی و یهودی نیز از همین دیدگاه جانبداری می‌کنند، چنان‌که توماس آکویناس (۱۲۲۵ ـ ۱۲۷۴م) متکلم مسیحی می‌گوید: «هنگامی که یک انسان را عاقل می‏نامیم، به چیزی که از جوهر، توان و هستی او متمایز است، اشاره می‏کنیم، در حالی که، حکمت و خردمندی خدا از ذات و قدرت و وجود او جدا نیست.»۲۷ باروخ اسپینوزا (۱۶۳۲ ـ ۱۶۷۷م) فیلسوف یهودی‌تبار نیز بر این باور است که «قدرت خدا عین ذات اوست.»۲۸ نویسندگان مسلمان این دیدگاه را به برخی از فیلسوفان یونانی، همچون انباذقلس (قرن پنجم قبل از میلاد)۲۹ و ارسطو (۳۸۵ ـ ۳۲۲ ق‌م) نیز نسبت داده‌اند: «انَّ ارسطاطالیس قال فی بعض کتبه: انّ الباری علمٌ کلُّه، قدرةٌ کلُّه، حیاةٌ کلُّه، سمعٌ کلُّه، بصرٌ کلُّه.»۳۰ به هر حال، یکی از دلایل این ادعا چنین است:۳۱

ـ اگر صفات خدا زاید بر ذات او باشند، یا واجب‌الوجودند یا ممکن‌الوجود (و معلول ذات).

ـ لازمة حالت نخست، تعدد واجب‌الوجود است که براهین توحید آن را باطل می‌سازند.

ـ صورت دوم نیز دست‌کم با این اشکال روبروست: ذاتی که فاقد این کمالات بوده، چگونه آنها را پدید آورده است!۳۲

در روایات نیز شواهدی در تأیید این دیدگاه می‌توان یافت، چنان‌که امام صادق(ع) با اشاره به سخن کسانی که شنوایی و بینایی و نیز آگاهی و توانایی خداوند را به واسطة گوش و چشم و علم و قدرتی می‌دانند، که زاید بر ذات اوست (سمیعاً بسمعٍ و بصیراً ببصرٍ و علیماً بعلمٍ و قادراً بقدرةٍ) می‌فرماید: «مَن قال ذلک و دانَ به فهو مشرک. … ان الله (تبارک و تعالی) ذاتٌ علامةٌ سمیعةٌ بصیرةٌ قادرةٌز۳۳ کسی که چنین سخنی بگوید و بدان اعتقاد ورزد، مشرک است. … خداوند ذاتی است [که خود، و نه به واسطة صفاتی زاید بر او] بسیار دانا، شنوا، بینا و توانا». در روایتی از امام رضا(ع) نیز چنین آمده است: «هو سبحانه قادرٌ لذاته لا بالقدرة».۳۴

 

کسانی چون ابن‌سینا (۳۷۰ ـ ۴۲۸ق) گام را فراتر نهاده و صفات مختلف خداوند را نیز از نظر «مفهوم» عین یکدیگر دانسته‌اند.۳۵ اما این دیدگاه بر پایة محکمی استوار نیست.۳۶

 

کسانی دیگر همچون برخی معتزله، ذات خداوند را جانشین صفات به شمار آورده‌اند.۳۷ شهرستانی (۴۷۹ ـ ۵۴۸ق) میان این دیدگاه، که نظریة «نیابت ذات از صفات» نام دارد، و نظریه عینیت، تمایزی این‌چنین می‌نهد: «ان الاولَ [القول بالنیابة] نفی الصفة؛ و الثانی اثباتُ ذاتٍ هو بعینه صفةٌ، او اثباتُ صفةٍ هی بعینها ذاتٌ».۳۸ با این همه، برخی اندیشمندان دیدگاه نیابت را بسیار نزدیک به نظریة عینیت۳۹ یا یکی از تفاسیر آن می‌دانند. چنان‌که ملامحمد مهدی نراقی (۱۱۲۸ ـ ۱۲۰۹ ق) نیابت را یکی از سه تفسیر عینیت قرار داده و به نقد آن پرداخته است.۴۰ قاضی عبدالجبار معتزلی (متوفای ۴۱۵ق) نیز بر این باور است که مقصود آن دسته از مشایخ معتزله، که خدا را «عالمٌ بعلمٍ هو هو» می‌دانستند، چیزی جز این نیست که «انه تعالی عالمٌ لا بعلم.»۴۱ از مقایسة دو عبارت زیر از شیخ اشراق (۵۴۹ ؟ـ ۵۸۷ق)، چنین برمی‌آید که گویا وی نیز «عینیت» را با «نیابت» برابر می‌داند:۴۲

 

الف) فنور الانوار حیاته و علمه بذاته لایزید علی ذاته؛۴۳

ب) فالمتجردة عن الصفات ـ اذا کان لها فی نفسها من الکمالات ما للمحفوفة بها بل اکثر ـ فهی اکمل.۴۴

 

گروهی دیگر از مسلمانان از جمله اشاعره و کرّامیه صفات خدا را زاید بر ذات شمرده‌اند. اشاعره بر قدیم بودن این صفات تأکید۴۵ و کرّامیه حادث بودن آنها را نیز روا می‌دانند.۴۶

 

مقصود از نفی صفات در کلام امام علی(ع)

 

سخنی معروف از امام علی(ع) بیانگر آن است که انسان موحد، آنگاه به اعتقادی خالص و پیراسته دست می‌یابد که صفات را از خداوند نفی کند: «کمال توحیده الاخلاص له، و کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه.»۴۷ بسیاری از متکلمان و فیلسوفان امامیه بر این باورند که مقصود امام(ع) نفی صفاتی است که مغایر با ذات و زائد بر آن‌اند، به‌ویژه با توجه به این نکته که خود آن حضرت بارها خداوند را با به کارگیری صفاتی ستوده است.۴۸ از این سخن، تفاسیر دیگری نیز ارائه شده است که به مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنیم:

 

الف. کسانی چون قاضی سعید قمی، این سخن امام علی(ع) را، همچون روایاتی دیگر، بیانگر لزوم نفی هر گونه صفت از خداوند دانسته‌اند.۴۹

ب. متکلمانی چون ابن‌ابی‌الحدید معتزلی (۵۸۶ ـ ۶۵۵ ق)، که ذات خداوند را جانشین همة صفات می‌شمارند، کلام امیر مؤمنان(ع) را الهام‌بخش معتزلیان در این مسئله می‌دانند.۵۰

ج. بر اساس تفسیری عرفانی، سخن یادشده به بالاترین مرتبة سلوک اشاره دارد که در آن، جز ذات خداوند چیز دیگری، حتی اسماء و صفات او، مشاهده نمی‌شود.۵۱

د. به گفتة قطب‌الدین راوندی (متوفای ۵۷۳ق)، منظور از این گفتار آن است که باید خداوند را از صفات آفریدگان مبرّا دانست. چنان‌که در ادامة همین خطبه در وصف فرشتگان الهی چنین آمده است: «لا یجرون علیه صفاتِ المصنوعین.»۵۲

ه‍. بر اساس تفسیری دیگر، مقصود امام(ع) اشاره به نارسایی ادراکات آدمی در شناخت خداوند است محدودیت‌های انسانی چنان بر برداشت او از اوصاف خداوند اثر می‌گذارند که نشاید چنین صفاتی را به خدا نسبت داد.۵۳

 

3. امکان شناخت صفات خداوند

 

اغلب کسانی که خداوند را دارای صفاتی می‌دانند، بر امکان شناخت این اوصاف تأکید می‌ورزند. لازم به یادآوری است که همة آدمیان در این توانایی با یکدیگر برابر نیستندز هیچ کس خدا را آن گونه که شایستة اوست، نخواهد شناخت. بر این اساس، از دیدگاه قرآن کریم جز گروهی، که مخلَصین خوانده می‌شوند، کسی را یارای توصیف خداوند نیست: «سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ إِلا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ».(صافات: ۱۵۹ـ۱۶۰) مخلَصین (پیشوایان معصوم) نیز این چنین بر عجز و ناتوانی خود در ستایش خداوند اعتراف می‌کنند: «لا اُحصی ثناءً علیک؛ انت کما اَثنیتَ علی نفسِک».۵۴و۵۵در حدیثی منسوب به امام باقر(ع) نیز چنین می‌خوانیم:

 

همة ویژگی‌هایی که با اندیشه‌های ناقص خود بدان دست می‌یابید [و پس از پیراستن آنها از نقائص] با دقیق‌ترین معنا [به خدا نسبت می‌دهید] آفریده‌ای همچون شما هستند و به خودتان باز‌می‌گردند. و شاید مورچگان خُرد چنین بپندارند که خدا را دو شاخک است؛ زیرا برخورداری از شاخک کمالی برای مورچگان است و به گمان آنان هر موجودی که از این شاخک‌ها بهره‌مند نباشد، دارای نقصانی است.

 

4. راه شناخت اوصاف خدا

 

ادیان گوناگون اسماء و صفات فراوانی برای خداوند برشمرده‌اند.۵۶ برای اثبات بسیاری از این اوصاف، از براهین عقلی نیز می‌توان بهره بردز چنان‌که گروهی از فیلسوفان و متکلمان با تحلیل مفهوم «وجوب وجود» بسیاری از سایر صفات خداوند را نتیجه می‌گیرند.۵۷ همچنین هرگاه «کامل مطلق» بودن خدا را اثبات کردیم، می‌توان همة اوصاف کمالی خدا مانند علم و قدرت را به صورت مطلق و نامحدود به او نسبت داد.۵۸ براین اساس، برخی از اندیشمندان مسیحی برهان وجودی آنسلم را، با توجه به تعریفی که وی از خدا ارائه می‌داد: «موجودی که کامل‌تر از آن قابل تصور نیست»، نمونه‌ای برجسته از رویکردی می‌دانند که می‌توان آن را «الهیات مبتنی بر موجود کامل»۵۹ نامید و چونان رشته‌ای دانست که صفات مختلف خداوند را به یکدیگر پیوند می‌دهد.۶۰ گروهی از اندیشمندان نیز «نامتناهی» بودن را زیربنایی‌ترین صفت خدا دانسته‌،۶۱ بسیاری از صفات دیگر را از آن نتیجه گرفته‌اند.۶۲ علاوه بر این، در سیری از معلول به علت، با مشاهدة ویژگی‌های کمالی مخلوقات می‌توان به این حقیقت پی برد که آفرینندة آنها نمی‌تواند عاری از این کمالات باشد.۶۳

 

با این همه، در متون دینی اوصاف دیگری نیز برای خدا می‌توان یافت که عقل (بی‌مدد وحی) از اثبات آنها ناتوان است. برای مثال، با برهان عقلی صرف نمی‌توان صفتی چون «استوای بر عرش» را به خدا نسبت داد. در تفسیر این صفات، که اندیشمندان مسلمان آنها را «صفات خبریه» می‌نامند، دیدگاه‌های مختلفی پدید آمده‌اند.۶۴

 

5. صفات الهی و بشری؛ مقایسة معناشناسانه

 

20,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • صفات خدا
  • برچسب ها : , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      یکشنبه, ۳ بهمن , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.