مقاله اهداف سياسي آمريكا در منطقه خليج فارس بعد از 11 سپتامبر


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله اهداف سياسي آمريكا در منطقه خليج فارس بعد از 11 سپتامبر مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای 49  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله اهداف سياسي آمريكا در منطقه خليج فارس بعد از 11 سپتامبر نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست

مقدمه:   1
حمايت از امنيت رژيم اسرائيل و تثبيت آن   13
گفتار دوم: حمايت از امنيت رژيم اسرائيل و تثبيت آن   13
شعله هاي مبارزه عليه رژيم اشغالگر صهيونيستي   16
تقشه راه طرحي ديگر براي ادامه اشغالگري:   24
نقشه راه   26
ايجاد دگرگوني و براندازي نظامهاي ديكتاتور   32
ايران   32
الف: ايجاد شكاف در داخل ايران   36
ج: زمينه سازي براي حمله به ايران   37
عراق   41
الف: اهداف سياسي   44
ب: اهداف اقتصادي:   44

مقدمه:

دوماه بيش از حوادث يازده سپتامبر، حسنين هيكل، روزنامه نگار و روشنفكر مصري، از گزارش مستند گروه جمهوريخواه بر كاخ سفيد پرده برداشت: وي هدف اصلي آنان را اين گونه بيان كرد «جهانيان بايد سروري آمريكا بر عالم را بپذيرند و آمريكا نيز با ابزارهاي خاص خود بايد در اين زمينه گام بردارد ولي لازم نيست اين هدف در قالب اعلاميه هاي رسمي و موضعگيري هاي سياسي ابراز شود.»[1]

بر اسا اين گزارش، ديك چيني مامور ساماندهي پنج گروه مطالعاتي مي شود تا رهبر آينده ايالات متحده را تنظيم كند. در تعريف عملياتي طرح راهبردي مزبور آمده است كه آمريكا بريا حفظ برتري سياسي، اقتصادي و نظامي خونين، نبايد خود را به پيمانها و معاهدات موجود محدود كند، بلكه فقط بايد بر اساس منافع خود تصميم گيري كند. كلينتون به دليل فقدان مشروعيت اخلاقي، ناچار بود براي كسب مشروعيت در قالب پيمانهاي بين المللي عمل كند. ولي جمهوري خواهان چنين مشكلي ندارند. بر اين اساس امريكا بايد سايت هاي خود را در قالب مناطق و نه دولت ها تعريف كند و براي حفظ تدابير منطقه اي خود مي تواند به دولت هاي مخالف حمله كند. آمريكا نبايد به طور علني و در شعارهاي اعلامي، خود را رئيس عالم بنامد، زيرا اين امر مشكلات زيادي را براي اايلات متحده به وجود مي آورد، اما در عمل بايد همين سياست رهبري جهاني را پيگيري كند.[2]

در بخش ديگري از توصيه هاي گروه راهبردي، اين عبارت به طور صريح ذكر شده است: لزوم بازداشتن ايران از دستيابي به تسليحات راهبردي و ضرورت اقدام براي سرنگوني حكومت انقلاب اسلامي، در توصيه هفتم، اين نبرد در قالب روش شماره يك تكميل مي شود تشويق به ايجاد تغيير در ايران از راههاي سياسي از داخل ممكن است. ولي تغيير در عراق بايد از طريق حمله نظامي خارجي، كودتا يا انقلاب داخلي باشد.[3]

گزارش داهبردي مزبور خط مشي كلي ايالات منحده را در نحولات اخير نشان ميدهد و بوش از حوادث يازده سپتامبر به عنوان فرصتي براي اجراي پروژه گروه تحقيقاتي ديك چيني استفاده كرده است.

بنابراين، شواهد نشان مي دهد كه آمريكا به دنبال رياست بر عالم است و براي كسب اين هدف حق حيات و آرامش انسان ها و حقوقي همچون استقلال و حاكميت دولت ها را به رسميت نمي شناسد. علاوه بر آن مشاهده يم شود كه بوش و ديگر ياران او در پيشبرد راهبرد خود، از شعارهاي انسان دوستانه بر مبناي مدرنيته استفاده مي كنند، ولي در عمل همان راهي را مي روند كه هيتلر رفت و به اين ترتيب، در صدد هستند كه به اقتدار جهاني دست يابند.

تلاش امريكا براي استلا بر جهان و از ميدان به در كردن رقباي گذشته و حال با سياست هائي همچون ميليتاريستي كردن روابط بين المللي و فرافكني مشكلات حاصل از ركود اقتصادي ايالات متحده اعمال مي شود.

در بهمن ماه سال 1380، 60 روشنفكر امريكائي با ارسال نامه اي براي جرج دبليو بوش از عمليات نظامي او به بهانه مقابله با تروريسم حمايت كردند.[4] اقدام مزبور مبين اين واقعيت است كه ايالات متحده آمريكا آخرين ابزارها و امكانات خود را براي آغاز جنگي فراگير با هدف هژموني بر جهان به كار گرفته است. بر اين اساس مي توان مباني و ريشه هاي توسعه و ژزموني طلبي ايالات متحده آمريكا را در افكار روشنفكران و البته به قدرذت در واشنگتن رديابي كرد.[5]

فوكوياما در تحليل تاريخي پايان تاريخ و آخرين انسان، تلاش كرده بود كه توجيهات لازم را بريا سياست هاي مداخله جوبانه آمريكا فراهم آورد. بهخ اعتقاد او، گرچه ديكتاتورهاي چپ و راست  فرو پاشيده اند، ولي دموكراسي ليبرال تنها آرمان سياسي منسجمي است كه مناطق و فرهنگ هاي مختلف جهان را به هم پويند ميدهد و انقلاب ليبرال در انديشه اقتصادي هميشه با تحول به سوي آزادي سياسي در سراسر دنيا همراه بوده است. هانتينگتون و فوكوياما دنباله رو راست جديد و افراطي گراياتني هستند كه از دهه 1980، با هدف احياي ارزشهاي سنتي آمريكا و بازسازي ساختار قدرت آن كشور در نظام بين المللي، به عرصه سياست و حكومت آمريكا پيوند خورده اند و فارغ از حاكميت جمهوري خواهان يا دموكرات ها در كاخ سفيد، اهداف خود را دنبال مي كنند. يازده سپتامبر و حوادث بعد از آن. بهن ويژه مخالفت گسترده ديگر كشورها با سياست يكجانبه گرايانه آمريكا، بوش و گروه سياسي – نظامي او را به طراحي راهبردي بلند مدت واداشت كه در قالب آن، فروپاشي هژموني آمريكا به تعويق بيفتد و ابتكار عمل سياسي جهان بار ديگر به كاخ سفيد بازگردد. براي اين هدف راهبردي چند مرحله اي اتخلذ شد كه هر مرحله، امكانات، هزينه ها و موانع خاص خود را دارد. ورود به ماجرا از طريق سياست فراگير تبليغاتي (بمباران خبر و تحليل) صورت مي گيرد، كه گستره آن از داخل آمريكا تا اقصي نقاط جهان (به ويژه كشورهاي هدف) را در بر خواهد گرفت.[6]

پس از توان ظنامي براي تحميل سياست ها و خواسته هاي سياسي استفاده مي شود. بطور خلاصه اوايل ماه سپتامبر دولت آمريكا، و هيئت حاكمه آن، نه تنها از لحاظ داخلي دست به گريبان ركود اقتصادي، بلكه از جيث سياسي نيز سخت زير محاصره بود و اعتراض هاي كارگري و دانشجوئي و اقليت هاي نژادي به ويژه سياهان و لاتين ها در حال اوج گيري بودند.[7] از لحاظ بين المللي نيز هژموني آمريكا زير سؤال رفته بود و نزديك ترين دوستان او يعني كشورهاي اروپائي و كانادا راه مستقل خود را در پيش گرفته بودند و از دولت آمريكا سخت انتقاد مي كردند.

با چنين پيش زمينه هائي ذهني مي توان درك كرد كه فاجعه يازده سپتامبر 2001 از لحاظ سياسي چه مائده آسماني در راستاي دستيابي به اهداف سياسي خود در مناطق مختلف دنيا قرار داد.[8]

گفتار اول: تسلط بر ذخاير نفتي منطقه خليج فارس

يكي از مهمترين مباني اهميت و موقعيت استراتژيك و ژئوپولتيك خليج فارس وجود ذخاير عظيم نفت و گاز در آن است. حدود 66 درصد ذخاير شناخته شده نفت جهان در اين منطقه دارد (دو سوم كل ذخاير نفتي شناخته شده جهان) حدود 60 درصد نفت جهان از توليدات هشت كشور نفتي خليج فارس تأمين مي شود كه حدوداً بيش از پانزده برابر توليد داخلي نفت آمريما است. عربستان سعودي با جمعيتي برابر 3 درصد جمعيت ايالات متحده آمريكا به تنهايي داراي 8 تا 9 برابر ذخاير نفتي آمريكاست. به علاوه اين كشور از مجموع 61 حوزه نفتي شناخته شده خود تنها 22 حوزه را مورد بهره برداري قرار داده است. طبق آمار سال 1994 آمريكا با 2/30 ميليارد بشكه ذخيره نفتي تنها 2 درصد كل ذخاير نفت و عربستان سعودي با 2/261 ميليارد بشكه ذخيره نفتي به تنهايي حدود 9/25% كل ذخاير جهاني نفت را دارا هستند.[9] كويت به منزله يك كشور ذره اي با 5/96 ميليارد بشكه ذخيره نفت حدود 6/9 درصد از كل ذخاير جهاني نفت يعني بيش از سه برابر كل ذخاير آمريكا را در خود ذخيره دارد.[10] ثبت ذخيره به توليد نفت و يا سالهاي عمر ذخاير نفت آمريكا تنها حدود 8/9 سال عربستان سعدي 6/83 سال و كل خاوريمانه (بدون احتساب شمال آفريقا) 4/93 سال مي باشد. بدين ترتيب آمار و ارقام فوق ميزان اهميت و حساسيت منطقه را از نظر نفت و يكي از دلائل عمده توجه شديد آمريكا را به منطقه نشان مي دهد.[11]

جدا از وجود ذخاير عظيم نفت در منطقه بايد به اين نكته ظريف اقتصادي نيز توجه كنيم كه بنا به دلائل مختلف ازجملع ويژگيهاي زمين شناسي خليج فارس، هزينه توليد نفت اين منطقه در مقايسه با ساير نقاط دنيا به ويژه آمريكا بسيار كم هزينه تر بوده و لذا ارزانتر تمام مي شود.[12]

چنانچه هزينه توليد يك بشكه در خليج فارس، پايين ترين هزينه توليد در جهان محسوب مي شود و تمام جزيي از هزينه توليد در مناطق رقيب ازجمله آفريقاي شمالي است لذا شايان توجه است كه اين نكته ظريف اقتصادي را هم در منطقه خليج فارس علاوه بر نفت، داراي ذخاير قابل توجه گاز طبيعي نيز مي باشد. بر اساس آمارهاي سال 1996 كشورهاي منطقه داراي 32 درصد يا حدود يك سوم كل ذخاير گاز طبيعي جهان هستند (3/1594 تريليون فوت مكعب) در حالي كه آمريكا تنها داراي 3/3 درصد از كل ذخاير گاز جهان مي باشد. در ميان كشورهاي منطقه ايران به تنهايي 9/14 درصد منابع گازي جهان را در خود ذخيره دارد (6/741 تريليون فوت مكعب) اين كشور از نظر مرتبه جهاني دومين كشور در جهان پس از فدراسيون روسيهع قرار دارد با (1700 تريليون فوت مكعب گاز)

آمريكا به عنوان يك كشور عمده توليد كننده نفت و صاحب قديمي ترين صنعت نفت جهان از پايان جنگ جهاني دوم به بعد به تدريج واردات نفت خود را از منابع خارجي افزايش داد.[13]

كانديداي رياست جمهوري آمريكا سناتور باب دال در باره اهميت نفت مي گويد: «ايالات متحده بايد از راههاي ورود به منابع طبيعي و از ذخيره اين انرژي در كشورهاي خليج فارس حفاظت نمايد» وي در ادامه اضافه مي كند: «ضرورت دارد كه اين انرژي در دست ملتهايي باشد كه به دموكراسي اعتقاد داشته باشند و حقوق بشر را رعايت كنند و به روابط بين المللي احترام بگذارند تا دشمني بين كشورهاي نفتي و غيرنفتي وجود نداشته باشد»

مي توان در اين خصوص گفت كه سيطوه بر منابع مفتي خليج فارس اهميت محوري براي ايالات متحده دارد تا از اين طريق بتوان سلطه خود را بر ديگر كشورها ادامه دهد. زيرا نيروي اقتصادي متحدانش رشد روزافزوني پيدا كرده است.[14]

به دعبارت ديگر ايالات متحده جاكميت در اين منطقه غني را تنها به اين دليل نمي خواهد كه كشورهاي اروپاي غربي و ژاپن را در گرو خود داشته است، تا با همكاري و مشاركت آنها رهبري جهان را به عهده بگيرد بلكه برعكس براي آمريكا تفوذ در اين منطقه يعني اينكه بتواند با سلاح نفت متحدانش را اگر چنانچه روزي به دشمنان آينده تبديل شوند سر جاي خود بنشاند.

در اين خصوص وزير امور خارجه سابق آمريكا بيكر بعد از جنگ دوم خليج فارس در مه 1991 مي گويد: ظهور طرفهاي تازه كه خطر شديدي در ميان مدت و درازمدت براي منافع اقتصادي آمريكا دارند اروپاي غربي و ژاپن از آن جمله اند. همچنين ضرورت سيطره بر نفت خليج فارس براي حفظ منافع آمريكا به شدت احساس مي شود.[15]

به عبارت ديگر مي توان گفت كه آمريكا با سيطره بر نفت خليج فارس خواهد توانست نفوذ و سلطه خود را ميان متحدانش حفظ كند و دشمنان سنتي و احتمالاً آينده خود را در كوتاه مدت و دراز مدت در زير سلطه داشته باشد.

از سوي ديگر در  درازمدت آمريكا مي تواند از نفت به عنوان يك سلاح اقتصادي و سياسي در سازمانهاي بين المللي كه غربيها در آن مشاركت دارند استفاده كند. يعني هنگامي كه بين اروپاي غربي و ژاپن تضاد منافع رخ داد از سلاح نفت سود جويد. به عبارت ديگر از طريق پيمان كات، صندوق بين المللي پول و يانك جهاني سلطه خود را در منطقه خليج فارس به طور مشخص پايدار سازد و نقش اروپا را كمرنگ سازد و آنها را به تدريج در حاشيه قرار دهد.[16]

هم اكنون ذخاير ثبت شده نفت امريكا بيش از 22 ميليارد بشكه يعني معادل 2 درصد كل ذخاير شناخته شده جهاني نفت است ولي هرچند اين كشور از پيشرفته ترين تكنولوژي و بيشترين توان سرمايه گذاري براي استخراج نفت برخوردار است. ولي ذخاير نفت امريكا به سرعت در حال كاهش است.[17]

بنابراين يكي ديگر از چالش هاي مهم آمريكا كه منجر به اتخلذ سياست هاي برتري جويي در جهان مي شود بحران انرژي است بازار جهاني نفت روزانه 76 ميليون بشكه توليد مي كند كه ايالات متحده با داشتن 5 درصد از جمعيت دنيا روزانه 20 ميليون بشكه يعني 26 درصد از كل توليد جهاني مصرف مي كند. اما در مقابل توليد نفت ايالات متحده طي 50 سال گذشته كاهش يافته است كه اين مقدار فقط پاسخگوي 30 درصد مصرف آمريكاست شكاف 70 درصدي همراه با كاهش ذخاير وجود دارد كه باعث به وجود آمدن ركود واردات شده است درحالي كه ذخاير منابع طبيعي وارداتي رو به كاهش است به علاوه ذخاير گاز طبيعي ايالات متحده رو به كاهش و واردات رو به افزايش است.[18]

در دوران جنگ جهاني دوم جهاني آمريكا نه فقط تنها نفت كافي در داخل سرزمين خود براي تأمين كليه نيازهاي خود داشت بلكه انرژي را به كشورهاي ديگر نيز صادر مي كرد، درحالي كه آمريكا امروز 70 درصد به ديگران و حتي بيشتر از قبل به نفت منطقه خليج فارس وابسته شده است اين كشور امروزه از دهه 1970  تا به حال با بيشترين كمبود انرژي مواجه است. بدون يافتن راه حلي براي رحران انرژي رفاه و امنيت ملي آمريكا در مقايسه با گذشته چالش ارنژي بسيار بزرگي است. اين چالش درازمدت است و ابعاد آن وسعت بيشتري خواهد يافت ولي از بين نخواهد رفت.[19]

بطور كلي حضور آمريكا در منطقه خليج فارس نقش مهم و اساسي در تحميل سيطره همه جانبه بر بخشها و مراكز مالي و اقتصادي دارد و از اين طريق مي تواند نقش خود را در اداره كردن جهان بعد از جنگ سرد و تحولات ايجاد شده در نظام بين المللي بعد از يازده سپتامبر افزايش دهد.

آمريكا از سلطه بر نفت منطقه خليج فارس سه هدف استراتژيك را دنبال مي كند.

هدف اول اين است كه تنها قدرت برتر منطقه باشد و توليد و قيمت گذاري نفت در اختيار خود داشته باشد.

به خاطر همين هدف منطقه را پر از سلاح كرده است. تجارت خارجي منطقه را تنها را مراكز سرمايه داري غرب مرتبط ساخته است و از همين راه سودهاي مالي سرسام آوري به جيب شده است به گونه اي كه حتي اگر در‌اينده نيز فعاليتهاي اقتصادي و مالي غرب در منطقه متوقف شود آمريكا سود خود را از اين منطقه حياتي بوده است.

هدف دوم آمريكا از سلطه بر نفت خواهان استمرار برتري اقتصادي اش در جهان است زيرا در نظام جديد جهاني معيارهاي قدرت بيشتر اقتصادي هستند بنابراين آمريكا برتري اقتصادي اش را با استمداد جريان نفت و بهاي متعادل آن استمرار مي بخشد.[20]

در اين راستا آمريكا و آژانس انرژي، اوپك را به علت پايين نگه داشتن سقف توليد مورد انتقاد قرار داده اند زيرا به نظر آنها اين امر مي تواند به اقتصاد جهان لطمه وارد كند. اما به اعتقاد اوپك در شرايطي كه تقاضاي نفت در آمريكا در بالاترين حد خود رو به افزايش است قيمت هاي جهاني نفت بالا نيست. ميانگين بهاي نفت پايه بورس نيويورك براي خريدهاي مدت دار در سال 2003 با 10 درصد افزايش در مقايسه با سال پيش از آن 04/31 دلار بوده است كه اين رقم در بالاترين حد خود در 20 سال گذشته قرار داشته است. به همين خاطر برخي وزيران نفت كشورهاي عضو اوپك كه نگران پايين آمدن تقاضاي نفت در سه ماهه دوم سال 2004 و در نتيجه كاهش قيمتها هستند. اعلام كرده اند كه اين سازمان ها در حال حاضر نبايد نفت بيشتري به بازار عرضه كند وزيران ياد شده با ميان اين مطلب كه علت افزايش قيمت ها احتكار اين ماده سوختني و نيز مسايل سياسي است اعلام كردند كه اوپك بايد تا پيش از اجلاس 21 بهمن ماه خود سقف توليد اين سازمان را حفظ كند.[21]

هدف سوم آمريكا با توجه به كاهش ذخاير نفتي آمريكا و كاهش رغبت دولتمردان غرب به ويژه آمريكا به توسعه نيروگاههاي هسته اي تامين جريان اطمينان بخش نفت كشورهاي منطقه خليج فارس به آمريكا بر پايه قيمت مناسب از اهداف سياست خارجي آمريكاست. در عين حال آمريكا مايل نيست كه افزايش درآمد كشورهاي نفت خيز همچون ايران موجب تقويت بنيه مكالي و اقتصادي كشورها شود بنابراين ضرورت بازگشت دلارهاي نفتي به بازار اقتصاد آمريكا در اوضاع ركود اقتصادي ازجمله اين سياست ها است. فروش جنگ افزارهاي نظامي به كشورهاي محافظه كار عرب منطقه خليج فارس در راستاي تامين كوتاه مدت اين هدف است.[22]

حمايت از امنيت رژيم اسرائيل و تثبيت آن



[1] – خسنين هيكل. گزارش محرمانه تيم سايت خارجي بوش، ماهنامة هدايت، سال 4، شماره 8 (27 بهمن 1380) ص 16

[2] حسنين هيكل همان ص 17

[3] -نگاهي به استراتژي امنيت ملي بوش، امريكن پرسپكتيو، روزنامه ياس نو (11/3/82)

[4] – مگاهي به استراتژي امنيت ملي بوش، امكريكن پرسپكتيو، روزنامة ياس نو (11/3/82)

[5] – امير سيدين، تهديد واشنگتن، تصميم هاي تهران: وضعيت فوق العاده؟ ايران سياسي (20/12/80) ص 13

[6] – چگونه آمريكا استراتژي تك قطبي را در جهان اعمال خواهد كرد، روزنامه اطلاعات (24/1/81)

[7] – آمريكا دنيا را به كدام سو ميبرد – به كوشش بنياد فرهنگي پژوهش غرب شناسي (تهران: انتشارات سروش پائيز 1382)

[8] – منوجهر محمدي، استراتژي نظامي آمريكا بعد از يازده سپتامبر 0تهران: انتشارات سروش 1382) ص 55

[9] – امير اسديان، سياست امنيتي آمريكا در خليج فارس (اهران: پژوهشكده مطالعات راهبردي، 1381) ص 14

[10] -آلوا رودباري، كويت (تهران: دفتر مطالعات سياسي و بين المللي 1375) ص 3

[11] -قدير نصري مشكين، امنيت نفت در هزاره جديد-ژئواكونومي در برابر استراتژي، اطلاعات سياسي – اقتصادي ش 166-165 0خرداد و تير 1380) ص 58

[12] -محمدعلي امامي، عوامل تأثيرگذار داخلي در خليج فارس، (تهران: دفتر مطالعات سياسي و بين المللي) 1380 ص 276

[13] – عليرضا سلطاني، طرحهاي منطقه اي گاز در خليج فارس، گاهنامه تحليل سياست خارجي و نظام بين الملل شماره 37، آذرماه 1380، ص 33

[14] – بيژن اسدي، علائق و استراتژي آمريكا در خليج فارس (تهران: دفتر مطالعات سياسي و بين المللي 1366) ص 41

[15] -محمدرضا حافظ نيا، خليج فارس و نقش استراتژيك تنگه هرمز (تهران: انتشارات سمت 1371) ص 245

[16] -شمس الدين صادقي، نقش منافه ژئوپولتيك ممالك نافذ خارجي در برخورد با مسايل خليج فاري، فصلنامة مطالعات خاورميانه، سال هشتم، شماره 2 (تابستان 1380) ص 26

[17] – حرز پل، نفت و امنيت در خليج فارس، ترجمه جمشيد زنگنه، مجموعه مقالات ششمين سينار بررسي مسايل خليج فارس (تهران: دفتر مطالعات سياسي و بين المللي 1375) ص 325

[18] -عليرضا سلطاني، همان مقاله ص 35

[19] -پي يرو حيد شماس، نقش خليج فارس در چشم انداز نفت جهاني، مجموعه مقالات يازدهمين سمينار بررسي مسايل خليج فارس (تهران: دفتر مطالعات سياسي و بيت المللي 1379) ص 182

[20] -منوچهر محمدي، استراتژي نظامي آمريكا بعد از 11 سپتامبر (تهران: انتشارات سروش 1382) ص 66

[21] -روزنامه همشهري، 18 دي ماه 1382، ص 10

[22] -روزنامه همشهري، (19 فروردين ماه 1382) ص 18

 

45,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی: برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید


جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

دسته ها

آخرین بروز رسانی