مقاله بررسى کاربردهای لقب «امیرالمومنین» در بستر تاریخ اسلام


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله  بررسى کاربردهای لقب «امیرالمومنین» در بستر تاریخ اسلام  مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۳۲  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دنلود مقاله  بررسى کاربردهای لقب «امیرالمومنین» در بستر تاریخ اسلام  نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

فهرست مطالب

چکیده    ۴
مقدمه    ۵
الف) بررسى واژگانى    ۶
ب) نخستین کاربرد    ۸
۱٫ کاربرد درباره على بن ابى‏طالب علیه‏السلام    ۸
بُعد تاریخى    ۹
۲٫ کاربرد درباره عمر بن خطاب    ۱۳
ج) گسترش کاربرد    ۱۶
۱٫ دوران سه خلیفه: عمر، عثمان و على علیه‏السلام    ۱۶
منابع    ۲۰

منابع

۱٫ ابن ابى‏الحدید، شرح نهج‏البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، چاپ دوم: [بى‏جا]، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۳۸۷ق / ۱۹۶۷م.

۲٫ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن على، اسدالغابه فى معرفة الصحابه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ ق / ۱۹۸۹ م.

۳٫ ابن خلدون، عبدالرحمن، العِبَر: تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتى، تهران، چاپ اول مؤسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، ۱۳۶۳٫

۴٫ ، مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمدپروین گنابادى، چاپ هفتم: تهران، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، ۱۳۶۹٫

۵٫ ابن طاووس (سید)، على بن موسى حسینى، الیقین باختصاص مولانا على علیه‏السلام باِمرة المؤنین ـ التحصین لأسرار مازاد من اخبار کتاب الیقین، تحقیق انصارى، چاپ اول: قم، مؤسه دارالکتاب (الجزائرى)، ۱۴۱۳ ق.

۶٫ ابن طقطقى، محمد بن على بن طباطبا، تاریخ فخرى در آداب ملک‏دارى و دولت‏هاى اسلامى، ترجمه محمدوحید گلپایگانى، چاپ دوم: تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰٫

۷٫ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، تحقیق على شیرى، [بى‏جا]، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.

۸٫ ابن عقده کوفى، فضائل امیرالمؤنین علیه‏السلام، گردآورى عبدالرزاق محمد حسین حرزالدین، قم، انتشارات دلیل، ۱۳۷۹ / ۱۴۲۱ ق.

۹٫ ابن منظور، محمد بن مکرّم، لسان العرب، تصحیح امین‏محمد عبدالوهاب و محمدصادق عبیدى، چاپ اول: بیروت، دار احیاء التراث العربى و مؤسه التاریخ العربى، ۱۴۱۶ ق / ۱۹۹۵ م.

۱۰٫ ، مختصر تاریخ دمشق لاِبن عساکر، تحقیق مأمون الصاغرجى، چاپ اول: دمشق، دارالفکر، ۱۴۰۹ ق / ۱۹۸۹ م.

۱۱٫ ابن‏هشام، عبدالملک حمیرى، السیرة النبویه، تحقیق مصطفى سقا، ابراهیم ابیارى و عبدالحفیظ شلبى، بیروت، دار المعرفه، [بى‏تا].

۱۲٫ ابونعیم اصفهانى، احمد بن عبداللّه‏، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، چاپ پنجم: بیروت، دارالکتاب العربى ـ قاهره، دارالریان للتراث، ۱۴۰۷ق / ۱۹۸۷ م.

۱۳٫ ابویوسف (قاضى)، یعقوب بن ابراهیم، کتاب الخَراج، تحقیق طه عبدالرّؤف سعد و سعد حسن محمد، قاهره، المکتبة الأزهریه للتراث، ۱۴۲۰ ق / ۱۹۹۹ م.

۱۴٫ امینى نجفى، عبدالحسین احمد، الغدیر فى الکتاب و السنة و الادب، چاپ دوم: تهران، دارالکتاب الاسلامیه، ۱۳۶۶٫

۱۵٫ بحرانى، میثم بن على، النجاة فى القیامة فى تحقیق امرالامامه، تحقیق محمدهادى یوسفى غروى، چاپ اول: قم، مجمع الفکر الاسلامى، ۱۴۱۷ ق.

۱۶٫ برنجکار، رضا، آشنایى با فرق و مذاهب اسلامى، چاپ چهارم: قم، مؤسه فرهنگى طه، ۱۳۸۱٫

۱۷٫ بلاذرى، احمد بن یحیى، انساب‏الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلى، چاپ اول: بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق / ۱۹۹۶م.

۱۸٫ جبران مسعود، الرائد، فرهنگ الفبایى عربى ـ فارسى، ترجمه رضا انزابى‏نژاد، چاپ دوم: مشهد، مؤسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوى، ۱۳۷۶٫

۱۹٫ جوهرى، اسماعیل بن حماد، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیه، تحقیق احمد بن عبدالغفور عطار، چاپ دوم: بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۳۹۹ق / ۱۹۷۹م.

۲۰٫ خواجه نظام‏الملک، سیاست‏نامه (سیرالملوک)، به کوشش جعفر شعار، چاپ سوم: تهران، شرکت سهامى کتاب‏هاى جیبى، ۱۳۶۴٫

۲۱٫ زبیر بن بکّار، الاخبار الموفقیّات، تحقیق سامى مکّى العانى، افست، چاپ اول: قم، انتشارات شریف رضى، ۱۳۷۴ / ۱۴۱۶ ق.

۲۲٫ زرکلى، خیرالدین، الأعلام: قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، چاپ دوم: بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۸۹م.

۲۳٫ سیوطى، جلال الدین عبدالرحمن بن ابى بکر، الجامع الصغیر، چاپ اول: بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ ق.

۲۴٫ ، تاریخ الخلفاء، تحقیق محمد محیى‏الدین عبدالحمید، افست، چاپ اول: قم، انتشارات شریف رضى، ۱۳۷۰ / ۱۴۱۱ ق.

۲۵٫ صابى، ابوالحسین هلال بن مُحَسِّن، رسوم دارالخلافه، تحقیق میخائیل عوّاد، چاپ دوم: بیروت، دارالرائد العربى، ۱۴۰۶ ق / ۱۹۸۶ م.

۲۶٫ صدر حاج سید جوادى، احمد (زیر نظر)، دائره‏المعارف تشیع، چاپ چهارم: تهران، نشر شهید سعید محبى، ۱۳۸۰٫

۲۷٫ طبرانى، سلیمان بن احمد لخمى، المعجم الکبیر، تحقیق حمدى عبدالمجید سلفى، چاپ دوم: قاهره، مکتبة ابن تیمیه، [بى‏تا].

۲۸٫ طبرى، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبرى)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، روائع التراث العربى، [بى‏تا].

۲۹٫ طریحى، فخرالدین، مجمع البحرین، تحقیق سیداحمد حسینى، چاپ دوم: [بى‏جا]، مکتب نشر الثقافة الاسلامیه، ۱۴۰۸ ق.

۳۰٫ طوسى، محمد بن حسن، الامالى، چاپ اول: قم، دارالثقافه، ۱۴۱۴ ق.

۳۱٫ ، مصباح المتهجد، چاپ اول: بیروت، مؤسسة فقه الشیعه، ۱۴۱۱ ق / ۱۹۹۱ م.

۳۲٫ فرّاء، ابویعلى محمد بن الحسین، الاحکام السلطانیه، تصحیح محمد حامد الفقى، [بى‏جا]، مکتب الاعلام الاسلامى، ۱۴۰۶ق.

۳۳٫ قرشى، باقرشریف، نظام حکومتى و ادارى در اسلام، ترجمه عباسعلى سلطانى، چاپ سوم: مشهد، بنیاد پژوهش‏هاى اسلامى، ۱۳۷۹٫

۳۴٫ قلقشندى، احمد بن عبداللّه‏، مآثرالاِنافه فى معالم الخلافه، تحقیق عبدالستار احمد فراج، بیروت، عالم الکتب، [بى‏تا].

۳۵٫ لوئیس، برنارد، زبان سیاسى اسلام، ترجمه غلامرضا بهروز لک، چاپ اول: قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى، ۱۳۷۸٫

۳۶٫ متقى هندى، کنز العمّال، تحقیق شیخ بکرى حیانى و شیخ صفوة سقا، بیروت، مؤسة الرساله، [بى‏تا].

۳۷٫ مسعودى، ابوالحسن على بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق محمد محیى‏الدین عبدالحمید، بیروت، دارالمعرفه، ۱۳۶۸ ق / ۱۹۴۸ م.

۳۸٫ معین، محمد، فرهنگ فارسى، چاپ چهارم: تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۰٫

۳۹٫ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد فى معرفة حجج‏الله على العباد، تحقیق مؤسة آل‏البیت علیهم‏السلاملاحیاء التراث، چاپ اول: قم، المؤمر العالمى لالفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ ق.

۴۰٫ ، الفصول المختاره، تحقیق سید میرعلى شریفى، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴ ق/۱۹۹۳ م.

۴۱٫ منقرى، نصر بن مزاحم، وقعة صفین، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، چاپ دوم: قاهره، المؤسة العربیة الحدیثه، ۱۳۸۲ ق.

۴۲٫ نرشخى، ابوبکر محمد بن جعفر، تاریخ بخارا، ترجمه ابونصر احمد بن محمد بن نصر قباوى، تلخیص محمد بن زفر بن عمر، تحقیق محمدتقى مدرس رضوى، چاپ دوم: تهران، توس، ۱۳۶۳٫

۴۳٫ نوبختى، حسن بن موسى، فرق‏الشیعه، تصحیح سیدمحمدصادق آل‏بحرالعلوم، نجف، المکتبة الرضویه، ۱۳۵۵ق / ۱۹۳۶م.

۴۴٫ نهج‏البلاغه، به کوشش شریف رضى، تحقیق صبحى صالح، چاپ اول: بیروت، [بى‏نا]، ۱۳۸۷ ق / ۱۹۶۷ م.

۴۵٫ نهج‏البلاغه، به کوشش شریف رضى، ترجمه محمد دشتى، چاپ بیست و ششم: قم، مؤسه فرهنگى تحقیقاتى امیرالمؤنین علیه‏السلام، ۱۳۸۴٫

۴۶٫ واقدى، محمد بن عمر، المغازى، تحقیق مارسدن جونس، چاپ سوم: بیروت، مؤسة الأعلمى للمطبوعات، ۱۴۰۹ ق / ۱۹۸۹ م.

۴۷٫ یعقوبى، احمد بن واضح، تاریخ الیعقوبى، بیروت، دارصادر، [بى‏تا].

چکیده

این پژوهش، در بازشناسىِ کاربردهاى لقب امیرالمؤنین، مشتمل بر سه فصل: «بررسى واژگانى»، «نخستین کاربرد» و «گسترش کاربرد» است، که در دو قسمت، در دو شماره پیاپى از مجله، ارائه خواهد شد. قسمت نخست پژوهش که در این شماره تقدیم مى‏شود، تا بخشى از آخرین فصل (گسترش کاربرد) را دربرمى‏گیرد، و ادامه آن فصل، ان‏شاءاللّه‏ در شماره بعدى تقدیم خواهد شد. همچنین، نتیجه‏گیرى پژوهش، به‏طور یک‏جا، در پایان قسمت دوم، ارائه خواهد شد.

واژگان کلیدى: امیرالمؤنین، خلافت، واژه‏شناسى و تاریخ اسلام.

مقدمه

حکومت و امور مربوط به آن، از جمله مسائلى است که در مطالعه تاریخ و تمدن جوامع گوناگون به آن‏ها توجه مى‏شود. بر این اساس، لقب‏هاى حکومتى و کاربردهاى آن‏ها، کمابیش به دقت، شناسایى و در منابع تاریخى به ثبت رسیده است. در تاریخ اسلام نیز براى حاکمان ـ در رده‏هاى مختلف ـ لقب‏هایى گاه عام و گسترده و گاه خاص و محدود به زمان‏ها و مکان‏هایى معیّن، شناخته شده است.

در دنیاى اسلام، نخستین فرمان‏روا، حضرت محمد صل ‏الله‏ علیه‏ و‏آله بود که با لقب رسول‏اللّه‏ بر مسلمانان فرمان راند. جانشینان او (خُلَفا) از لقب‏هایى چند، مانند امیرالمؤمنین بهره جُستند.

مسئله در این نوشتار این است که «در تاریخ اسلام، لقب امیرالمؤمنین چه کاربردها و مفاهیمى داشته است؟»

در پژوهش حاضر که رویکردى توصیفى ـ تحلیلى دارد، ضمن پاسخ‏گویى به مسئله یاد شده، کوشش مى‏شود تا چگونگى پیدایش این لقب و نیز تداوم و تحول مفهومى آن در بستر تاریخ اسلام بازشناسى شود.

الف) بررسى واژگانى

امیرالمؤنین (امیر مؤمنان) از اضافه واژه «امیر» به واژه «مؤنین» ساخته شده است. به جُز ترکیب یاد شده، واژه امیر در ترکیباتى، هم‏چون امیرالحاج، امیرالبَحر (دریاسالار)، امیرالاُمراء،۱ امیر لشکر،۲ امیر داد،۳ امیر مجلس۴ و امیرالمُسلمین۵ به کار رفته است.

به منظور شناخت هرچه دقیق‏تر واژه ترکیبى امیرالمؤنین، لازم است هر دو بخش این ترکیب (مضاف و مضافٌ الیه) شناسایى شود:

۱٫ واژه امیر (مضاف در ترکیب) در اصل، لغتى سامى۶ و عربى، از ریشه اَمر، به معناى دستور و فرمان است.۷ بر این اساس، به صاحبِ امر، امرکننده و کسى که فرمان او نافذ است، امیر گفته مى‏شود.۸ جمع واژه امیر، اُمَرا، مؤث آن اَمیره، و مصدرش به دو شکلِ اِمره و اِماره (اِمارت) است.۹

در فارسى، واژه امیر معادل با واژه‏هایى، هم‏چون فرمان‏روا، شاه،۱۰ سردار و سپهسالار۱۱ به کار رفته است. همچنین واژه آدمیرال۱۲ در زبان انگلیسى براى مقام نظامى دریاسالار و دریابان به کار مى‏رود که شکل تغییریافته امیرالبحر است.۱۳شایان توجه آنکه در عربى، یکى از واژه‏هاى به کار رفته براى فرمانده نیروى دریایى، «الاَمیرال» است۱۴ که به گمان، عربى شده آدمیرال باشد.

در تاریخ اسلام از همان آغاز، واژه امیر واژه‏اى شناخته شده و مورد استفاده بود، چنان‏که مردم جاهلیت (نامسلمانان)، پیامبراکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را به عنوان امیر مکه و امیر حجاز خطاب مى‏کردند.۱۵

روى هم رفته در تاریخ اسلام واژه امیر در نخستین کاربردها، بر فرمانده نظامى اطلاق مى‏شد، چنان‏که کسانى را که از سوى پیامبراکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله وخلفا به فرماندهى مأموریت‏هاى جنگى منصوب مى‏شدند، امیر مى‏گفتند.۱۶ هم‏زمان، این واژه براى حاکمان مناطق گوناگون نیز کاربرد یافت.۱۷ سپس واژه امیر در نقش لقبى براى حاکمان استان‏ها و مقامات عالىِ نظامى پذیرفته شد، چنان‏که این واژه، در دوره‏هاى متأخرتر، از سوى فرمانروایانِ تعدادى از استان‏هاى آسیاى میانه برگزیده شد.۱۸

۲٫ واژه مؤنین (مضافٌ الیه در ترکیب)، جمع واژه مؤن،۱۹ به معناى ایمان‏آورندگان است. این واژه در اصل، عربى و مصدر آن، کلمه ایمان ـ ضد کفر ـ است.۲۰ ایمان مى‏تواند نسبت به امور گوناگون تحقق یابد، اما در فرهنگ اسلامى، مراد از ایمان، پذیرش آیین و شریعت اسلام و باور قلبى آن است.۲۱

مؤمنین در نگرش اسلامى، جایگاه بسیار ارزش‏مندى دارند. دین‏داران تنها هنگامى که به دین‏باورى برسند و دین با عبور از زبان، به قلب و جانشان راه یابد، مؤن به شمار مى‏آیند، وگرنه فقط مسلمان خواهند بود.۲۲

همچنین بر اساس آموزه‏هاى قرآنى، مؤنان با یکدیگر برادرند.۲۳ برادرى و اخوّتِ ایمانى، اساسى‏ترین پایه براى تحقق جامعه اسلامى و فراهم کننده زمینه آن است که مؤنان با تکیه بر احساسى مشترک از پیوند دینىِ موجود در میان خود، فراتر از مرزهاى جغرافیایى، قومى و زبانى، امت واحدى۲۴ را شکل مى‏بخشند.

حال با توجه به آنچه درباره هر یک از دو جزء واژه ترکیبىِ امیرالمؤنین گفته شد، درباره مفهوم‏شناسىِ این ترکیب، به روشنى مى‏توان به این سه نکته دست یافت:

نخست، آنکه امیرالمؤنین، هم‏چون هر امیر دیگرى، جایگاه فرمان‏روایى (امارت) داشت. از این رو، انتظار این بود که از سوى افراد تابعِ خود (مؤنین)، فرمانبردارى شود.۲۵ بر همین اساس مى‏توان میان پیدایش این واژه و دستور اطاعت از زمام‏داران (اُولُوا الْاَمر)۲۶ در قرآن کریم ارتباط یافت.۲۷

برخوردارى از چنین مفهومى سبب مى‏شد تا در شرایط خاص، درباره برخى از افرادِ ملقّب به امیرالمؤنین، بر لقب امیر (به تنهایى) تأکید شود، چنان‏که درباره عثمان بن عَفّان ـ پس از بروز مخالفت‏هاى عمومى ـ چنین گفته شد: «(او) امروز، امیر شماست، حق او بر شما، شنودن و اطاعت است».۲۸ امام على علیه‏السلام نیز در اشاره به ناگزیر شدنِ خود به پذیرش حکمیّت (سال ۳۷ ق) چنین فرمود: «دیروز [پیش از این] من امیر بودم و امروز مأمور [فرمان‏بُردار] شدم…».۲۹

30,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله انصار و امیرمومنان علیه ‏السلام
  • بررسی آیات وارده در شأن حضرت امیر(ع)
  • مقاله تقوا در نهج البلاغه
  • برچسب ها : , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      شنبه, ۲ بهمن , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.