مقاله تأثیر فرهنگ و تمدن اسلامی در شکل گیری تمدن مدرن غرب


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله تأثیر فرهنگ و تمدن اسلامی در شکل گیری تمدن مدرن غرب مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۱۴۸  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله تأثیر فرهنگ و تمدن اسلامی در شکل گیری تمدن مدرن غرب نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

فهرست مطالب

مقدمه   ۱
این طرح تحقیق دارای چهار فصل است:   ۹
فصل اول   ۱۱
مبانی فرهنگ و تمدن اسلام و مسیحیت   ۱۱
در قرون وسطی   ۱۱
الف: تعریف فرهنگ و تمدن   ۱۲
فصل اول   ۲۳
شکل گیری تمدن اسلامی   ۲۳
۱- منابع داخلی و اصیل: قرآن و حدیث   ۲۳
۲- منابع و کانونهای خارجی:   ۲۶
– ایران (نهضت ترجمه)   ۲۹
– هند   ۳۲
نهضت ترجمه در اسلام   ۳۳
جنگ‌های صلیبی   ۴۲
الف : ریشه یابی علل بروز جنگهای صلیبی   ۴۳
ب- نتایج جنگهای صلیبی :   ۵۴
الف: نتایج مذهبی :   ۵۵
ب- نتایج سیاسی :   ۵۸
ج) نتایج اجتماعی :   ۶۲
د – نتایج نظامی   ۶۴
هـ – نتایج علمی ـ فرهنگی   ۶۷
و – نتایج اقتصادی   ۶۹
دانشگاهها و مراکز علمی   ۷۳
الف: تأسیس دانشگاه در سرزمین های اسلامی   ۷۴
تأسیس نخستین دانشگاه‌های اروپا و ارتباط با دانشگاه‌های اسلامی   ۸۳
هنری لوکاس معتقد است دو عامل مهم در پیدایش و گسترش دانشگاههای اروپا اهمیت داشت:   ۸۷
الگوی دانشگاه‌های اسلامی در ساخت دانشگاه‌های اروپا   ۹۰
فلسفه   ۹۸
ریاضیات   ۱۲۲
تأثیر ریاضیدانهای مسلمان بر ریاضیدانان اروپا   ۱۲۶
علم طبابت اسلامی و استقلال آن به اروپا   ۱۲۹
انتقال طب اسلامی به اروپا   ۱۳۴
نتیجه گیری   ۱۳۹

مقدمه

بر اساس کشفیات باستان شناسی و مطالعات تاریخی، جامعه شرقی و به ویژه منطقة بین النهرین محل ظهور نخستین تمدن بشری و کانون تجمع انسانی است. به همین دلیل و به منظور انتظام بخشیدن به روابط اجتماعی و تهذیب اخلاقی، دین کانون مظهر ادیان الهی و حتی مذاهب غیر آسمانی است جذابیت‌های اقتصادی، دینی، جغرافیایی و بخصوص شرایط شبه جزیره بودن این منطقه از آغاز شکل گیری ؟ نیست موجب گردید که هر قدمی برای دستیابی به این جذابیت‌ها منطقه را مورد هجوم قرار دهد. این تهاجم موجب گردید که خاورمیانه منطقه‌ای از نژادها – مذاهب زبانها و خلاصه مجموعة فرهنگی تفکیک ناپذیر شود. اما از میان تهاجم فرهنگ‌های مهاجم آنچه که خاصیت اثر گذاری و تاثیر پذیری بیشتری درشت فرهنگ غربی بود. آشنایی اروپا با منطقة خاور نسبت (گر چه این یک اصطلاح قرن نوزدهمی است) و تاثیر متقابل فرهنگی ناشی از دلایل بسیاری است در جمله قرابت جغرافیایی – منافع مشترک تجاری با محوریت دریای سیاه دریای مدیترانه و خلیج فارس  – ؟ ادیان ابراهیمی یهودیت  و مسیحیت – تشکیل نخستین کلوینهای یونانی در قرن ششم ق – م در دهانه نیل – نخستین برخورد نظامی میان ایران و یونان و سپس روم – تشابه نژادی میان اروپا و ایران (اروپاییان معتقدند که ما شرق را بازرتشت ؟ ایران شناختیم) تمام این دلایل قطعاً به دنبال برخوردهای نظامی – روابط تجاری و تأثیرات مذهبی موجب کنش‌های فرهنگی میان شرق و غرب و به ویژه پس از ظهور اسلام باعث تأثیر و تأثیرات مذهبی موجب کنش‌های فرهنگی میان شرق و غرب و به ویژه پس از ظهور اسلام باعث تأثیر و تأثر فرهنگی بین اسلام و مسیحیت شد. بنابراین منطقة ما از دورة سومریان با اقلام حاشیه ؟ مدیترانه ارتباط داشته، اما از دورة یونانیان این ارتباط بیشتر در قالب نظامی – تجاری – سیاسی و مذهبی بوده است.

نخستین و پربارترین مرحلة مقابل و تقابل فرهنگی، با غرب، مربوط به حملة اسکندر به این منطقه است. این حمله گرچه در مضافة نظامی صورت گرفت. ولی اثرات فرهنگی و علمی آن بسیار چشمگیر بود. ظهور اسکندر و حاکمیت تفکر ؟ او به دوران طلا         پی علم و فلسفة یونانی پایان داد. اسکندر با کوله‌ باری از اندوخته‌های علم و فلسفة یونانی راهی شرق شد و به ویژه فرهنگ ما را به شدت متأثر کرد. با توجه به این که زیر رخت فرهنگ و تمدن این منطقه دینی بوده و هست، بنابراین به اسکندر آموخته بودند که برای سهل لوصول بودن شرق بایستی با چهره و القاب دینی وارد شود. به همین دلیل بود که قبل از حرکت به سمت ؟ مادرش او را «فرزند خدا» نامید.

اسکندر که در ذهنیت نوجوان خویش ایجاد یک امپراطوری جهانی را طرح ریزی کرده بود. به خوبی دریافت که این آرزو عملی نمی‌شود مگر با رعایت محترمات دینی مردم منطقه و در سایه شبیه سازی فرهنگی و ایجاد یک فرهنگ مشترک بین شرق و غرب. او به خوبی دریافته بود که در شرق دین بیش از هر عامل وحدت بخش مؤثر است.

لذا در مسعبه آمون Amon در لباس کاهنان به عبارت برخاست و مصریان نیز به چشم خدایی به او نگریستند. مصر بیش از هر سرزمین دیگر تسلیم اسکند شد. همین آسان تر پذیرفتن اسکندر باعث شد تا وی بندرت اسکندریه را بنا کند. هدف اولیه از تأسیس این شهر سهولت تجارت میان یونان و مصر بود، ولی بعداً پس از سقوط اسکندر و تأسیس حکومت بطلمیوسیان در مصر و بروز بحران در آتن علماء و فلاسفة یونانی به مصر مهاجرت کردند و با ایجاد کتابخانه و موزة معتبری، اسکندریه به آتن شرق شهرت یافت و اسکندریه قرنها کانون تعاملات فرهنگی میان شرق و غرب شد. نکتة جالب این که در اسکندریه برای نخستین بار علم دستخوش انشعاب شد . تا زمان ارسطو علم یک کلیت انفکاک ناپذیر بود. در حالی که در اسکندریه بطلمیوس، جالینوس ، اقلیدوس و ارشمیدوس هر کدام تحقیقات در زمینة علم واحدی را دنبال کردند.

اسکندریه موقعیت حساس خود را به عنوان برجسته ترین مرکز علم جهان آنروز همچنان تا ظهور دیانت اسلام حفظ کرد به گفتة بسیاری از علماء غربی اسلام نیز عامل مؤثری در حراست و حفاظت علوم یونانی بود. بعد از ظهور اسلام نه تنها اسکندریه بلکه مراکز متعددی در سراسر امپراتوری اسلام بوجود آمد و متفکران اسلامی با بهره گیری از علوم یونان موجبات احیاء این علوم را فراهم آوردند.

در قرون اولیه هجری و از زمان نخستین خلفای عباسی به ویژه در زمان هارون الرشید و فرزندان او «نهضت ترجمه» به همت آنان راه اندازی شد و دربار بغداد هیأتهایی را برای جمع آوری و خرید کتب علوم قدیمة یونانی به امپراتوری روم شرقی (بیزانس) و روم غربی (ایتالیا) اعزام شدند و مراکز ترجمه در بسیاری از شهرهای معتبر مثل جندی شاپور و بغداد به کار ترجمة اسناد یونانی پرداختند.

در قرون اولیه و به ویژه در مکتب امام صادق (ع) بدون هیچگونه تعصب دینی ، علماء اسلامی – یهودی و مسیحی در جهت اعتلای علم با یکدیگر تشریک مساعی می کردند . خلفا و سلاطین نیز همین اغماض مذهبی را رعایت می کردند و هیچگونه تفاوتی میان ابن سینا (مسلمان۹ و ابن بخشیشو و ابن میمون (یهودی) وجود نداشت . علماء اسلامی از تمام کانونهای علمی از جمله هند – ایران – چین – بلخ و مرو و دانشمندان مسیحی و یهودی بهره می بردند.

در امپراتوری اسلامی، علوم وفلسفة اسلامی همچنان به باروری خود ادامه می داد . این وضع در ایران تا اواخر عصر سامانیان که ایرانی بودند ادامه یافت، تا این که با ورود عنصر ترک به منطقه ونهایتاً تسلط غزنویان به عنوان نخستین سلسلة ترک نژاد برابر این متأسفانه محیط آرام علمی – فلسفی و حتی ادبی ایران به کانون تشنج های سیاسی و تعصبات دینی تبدیل شد. از این میان عصبیت دینی بر لطافت دینی غالب شد و احکام دین در تأویل مستشرعین درباری به صورت ابزار اعمال قدرت حاکمان سیاسی درآمد. هر روز اسلام به فرقه های مذهبی متعارض تقسیم می شد و نزاع میان این فرق فضا را برای اندیشه ورزی علمی و به ویژه فلسفی در جهت استحکام مبانی تمدن اسلام محدودتر و خشن تر می کرد و استنتاجات فرقه ای بر استدلالات علمی مسلط شد. در همین دوره (حدوداً قرن یازدهم) اروپای قرون وسطی نیز دستخوش تعارض مذهبی شده بود و احتمالاً جنگ های صلیبی (۱۲۹۶-۱۰۹۵) نقطة اوج این تعارضات بود. جنبش اصلاحات دینی در قرن شانزدهم سطح عصبیت کاتولیکی و تعارض های فرقه ای را کاهش داد و زمینة تکثرگرایی مذهبی را ببار آورد و نهایتاً فضای آنتی میان دین و فلسفه مهیا شد. در اسلام گرچه فارابی به عنوان مؤسس فلسفة اسلامی تلاش کرد میان علم و ایمان – فلسفه و دین آشتی برقرار کند، اما غزالی این اندیشه را تکفیر کرد و «تهاخت الفلسفه» را در مورد این چنین عقایدی نوشت.

از زمانی که سرزمین های اسلامی دستخوش تشنجات فرقه ای شد علم و فلسفه از این منطقه رخت بربست و ازطریق سبیل واندلس راهی اروپا شد. جنگهای صلیبی به هجرت علم و فلسفة اسلامی به اروپا کمک کرد.

اگرچه مسلمانان در پایان جنگ های دویست سالة صلیبی بر مسیحیان پیروز نظامی شدند. ولی در واقع این مسیحیان اروپایی بودند که با دستیابی به منابع و مأخذ علمی – فلسفی – تاریخی و… و انتقال آنها به اروپا زمینه و بستر نهضت رنسانس را فراهم کردند. در انتقال علوم و فلسفة اسلامی به اروپا یهودیان نقش برجسته ای داشتند زیرا اینان در کاخ سلطاین – دربار خلفاء – کتابخانه ها و بیت الحکمه آمد و رفت داشتند و به صورت پنهانی این منابع را از سرزمین های اسلامی خارج کردند و در سیپل واندلس به خریداران اروپایی می فروختند. به این ترتیب علم و فلسفه یونان که پس از حمله اسکندر به شرق پناه آورده بود و از شهر اسکندریه از طریق بیت الحکمه بغداد و نهضت ترجمه به جهان اسلام آورده شد و به همت علماء و فلسفه اسلامی بر آنها شرح و تفصیلی نوشته شد و زمینه ابداع و اکتشاف علوم دیگر را توسط عملاء اسلامی فراهم کرد در ؟ آشوبهای سیاسی و تنگ نظریهای مذهبی و به بهانه جنگ‌های صلیبی بار دیگر به اروپا رفت و بنیاد انسانی را در آنجا پی ریزی کرد. به این صورت انسانی به عنوان مبدأ بیداری اروپا و منشأ تمدن جدید غرب مرهون اندوخته ها علمی و فلسفی علماء اسلامی بوده است. این ادعایی است که مورخین امروزی اروپایی نیز به آن اعتراف می کنند. «راک لو گف مورخ مشهود و قرون وسطی شناس مورخ فرانسه در مقدمه کتاب «جنبش روشنفکری در قرون وسطی» معتقد است که تمدن رنسانس از بقایای تمدن بین‌النهرین و سرزمین های اسلامی ساخته شد.»[۱]

از قرن دوازدهم نهضت ترجمه منابع اسلامی در اروپا آغاز شد. علماء مسیحی آثار علوم یونانی را که غالباً به زبان عربی و ؟ بود به زبان لاتین که زبان مقدم کلیسا بود ترجمه کردند و بزودی ترجمه به زبانهای محلی و ملی رواج یافت. در پاریس – لندن – مادرید مدارس اسنه شرقی برپا شد تا ترجمه کتب سریعتر انجام گردد.

خلاصه این که مسیر اشتغال علوم و فلسفه از یونان به شرق و از شرق به اروپا نشان داد که علم از محیط متشنج بیزار است. زیرا به مجرد این که یونان نظامی شد و جامعه شرقی دچار مبارزات سیاسی و اختلافات دینی گردید، علم از این منطقه نیز به جای آرامتر که طالبان علم وجود داشتند مهاجرت کرد.

از جمله منابع مهم دیگری که حکایت از این نقل و انتقال می کند، کتاب «انتقال علوم یونانی به عالم اسلام» اثر دیسی اولیری است که توسط مرحوم احمد آرام به زیبایی ترجمه شده است.

مهمترین سئوال طرح تحقیق این است که اولاً چگونه و چرا علم و فلسفه یونان به شرق منتقل شد ثانیاً در شرق اسلامی چه برداشت ها و تفاسیر روی علوم یونانی صورت گرفت و چگونه شد که این علوم نتوانست جامعه ما را طرز خفتگی بیدار کند ثالثاً چه عواملی اروپای قرون وسطی را از حالت رکورد و تحجر دینی خلاص کرد و حیاتی دوباره (رنسانس) به او داد و مسلمانان چه اندازه تأثیر در احیاء تمدن اروپا داشته اند.

این طرح تحقیق دارای چهار فصل است:

فصل اول که مدخل و مقدمه ای برای فصول بعدی است. دورنمایی از موقعیت جهانی اسلام و مسیحیت در قرون وسطی را از جنبه های مختلفی علمی – فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ترسیم می نماید. (اصطلاح و دوره هزار ساله قرون وسطی خاص تاریخ اروپاست و قابل نقل برای تمدنهای دیگر نیست). مفاهیم فرهنگ و تمدن، «چگونگی شکل گیری تمدن اسلامی و عناصر داخلی و خارجی موثر در آن و نظام فئودالی را مورد توجه قرار می‌دهد.

فصل دوم تحت عنوان کانونهای تأثیرگذار و پل های ارتباطی شرق و غرب نام گرفته است که به سه موضوع ؟؟ – اندلس و جنگهای صلیبی پرداخته است. این فصل به دلیل اهمیت مفصل تر از فصول دیگر است.

فصل سوم به روابط فرهنگی، فکری مسلمانان و مسیحیان در قرون وسطی پرداخته شده و اثرات آن تا رنسانس ادامه یافته است. توسط دانشگاهی اسلامی و نقش آن در تأثیر دانشگاههای اروپایی، چگونگی سیر انتقال اندیشه‌های علمی – فلسفی از جهان اسلام به اروپا – نقل ادبیات – تصوف و عرفان اسلامی و آداب و رسوم و خلق و خوی مسلمانان در اروپا مهمترین مباحثی هستند که در این قسمت به آنها پرداخته شده است.

فصل چهارم به تحقیق و تفحص در علوم تجربی و ریاضی و نقش دانشمندان اسلامی در بسط و تکامل آن علوم و همچنین به راههای نفوذ آثار متفکران اسلامی در غرب پرداخته ایم.

در پایان پس از نتیجه گیری منابع و مآخذ فارسی – عربی و لاتین آورده شده است.

 

فصل اول

مبانی فرهنگ و تمدن اسلام و مسیحیت در قرون وسطی

الف: تعریف فرهنگ و تمدن

به مقتضای موضوع تحقیق ضرورت دارد ابتدا موضوع و مفهوم فرهنگ و تهران را شناسایی کنیم:

درباره دو واژه فرهنگ و تمدن باید اشاره کنیم که تمدن کلمه عربی و اندیشه تمدن و همخانواده آن مدینه و مدنیت به معنای شهر و شهرنشین است و در باب تفصل معنای متخلق شدن به شهرنشینی یا خوی و خصلت شهرنشینی به خود گرفتن، پیدا کرده است. اما فرهنگ اسم مرکبی است که ریشه اوستایی دارد و در دو قسمت «فر» و «هنگ» تشکیل شده است. قسمت اول پیشوند و قسمت دوم از ریشه «شنک»[۲] به معنی کشیدن و فرهیختن است.[۳]

با وجود عربی بودن کلمه تمدن، واژه دیگری که مترادف آن در زبان عربی بوده و معنای تمدن شهرنشین و تجهیزات صنفی را می رساند. کلمه «حضاره» و حضارت می باشد و نیز مترادف واژه فرهنگ در زبان عربی کلمه «الثقافه» است که به معنی تمدن معنوی و فرهنگ بکار برده شده است.

تاریخچه بکارگیری واژه فرهنگ در زنان فارسی به ایران پیش از اسلام باز می گردد و در ستون پهلوی پیش از اسلام و پس از آن پیوسته بکار میرفته است. واژه فرهنگ در سده‌های گذشته به معنای آموزش و پرورش و یا آموختن ادب و علم و دانش بوده و در لغت نامه های عربی نیز «ادب» را با فرهنگ و «مودب» را فرهنگ آموخته و متأدب را فرهنگ آموزنده معنی نکرده‌اند.[۴]

لیکن در دوره های اخیر به سبب تحول مفهوم آن در زبانهای بیگانه و نیز بکارگیری آنها در جامعه شناسی و باستان‌شناسی، معنی و مفهوم وسیع‌تری یافته است.

با مقایسه فرهنگ با دو واژه Educatar و Cullure باید گفت که Educatar مطابق با معنای قدیمی فرهنگ در زبان فارسی یعنی آموزش و پرورش و یا تعلیم و تربیت است، اما Culture با این که دارای ریشه لاتینی است ولی در قرون اخیر توسط دانشمندان علوم اجتماعی و انسانشناسی مفهوم آن تحول پیدا کرده است و به مجموعه آداب و رسوم، باورهای دینی، علم – هنر، ادبیات و اخلاقیات اطلاق شده که در زبان فارسی نیز در دهه های اخیر در همین معنا بکار رفته است.

هری. س. تری یا ؟؟ در کتاب «فرهنگ و رفتار اجتماعی»[۵] معتقد است «فرهنگ در تعامل های سازش پذیر پدیدار می شود». همچنین «فرهنگ، بخش انسان ساخته محیط است.» وی ضمناً فرهنگ را به دو نوع تقسیم می کند: فرهنگ عینی مثل صندلی – هواپیما و فرهنگ ذهنی مثل اندیشه ها، هنجارها – ارزش‌ها.

در ادبیات اروپا پیشینه بکارگیری کلمه تمدن دیرینه‌تر از فرهنگ است و دلیل آن است که انسان شناسان از ابهام واژه تمدن ناخشنود بودند، بنابراین آن را کنار گذاشتند و واژه فرهنگ را بکار بردند.[۶]

آنچه مسلم است تاریخ ورود هر دو واژه در زبانهای خارجی قدمت جندانی را نشان نمی دهد و در سه سده اخیر است که این دو واژه در فرهنگ نامه‌های مغربی دیده می شود، چنانچه یکی از نویسندگان اروپایی می گوید علیرغم پیشنهاد «بوسیول»[۷] ، «جانسون»[۸] در سال ۱۷۲۲ کلمه تهران را در فرهنگ لغات خود وارد نکرد و «Civifisate»[۹] را که به معنی حسن معاشرت است بردن ترجیح داد.[۱۰] از سوی دیگر کلمه Culture نیز دیدگاهی نیست که درباره جوامع بشری و تاریخ بکار گرفته شده است.

شاید دو کلمة فرهنگ و تمدن به ویژه در دو دهة گذشته از پر مصرف‌ترین کلمات در علوم انسانی و علوم اجتماعی بوده است. از سوی دیگر به دلیل توسعة رشته‌ها و گرایش‌های این علوم برداشت‌های متفاوتی از این دو کلمه شده است. همین امر باعث شده تا هر کس به رغم خود تعریفی از این کلمه ارائه دهد. بنابراین هنوز به تعریف واحد مستقل و جامع که مورد پذیرش همگانی باشد در خصوص فرهنگ و تمدن نرسیده‌ایم . مثلاً باستان شناسان تمدن را در آثار هنری و باستانی تعریفی می‌کنند. مورخان آن ر ا میراث یک جامعه می‌دانند که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. سیاستمداران تمدن را مجموعه‌ای از سازمان‌های اجتماعی می‌دانند که همزمان به ظهور حکومت و دولت به منظور تامین روابط اجتماعی حفظ انتظام جامعه به وجود آمد. زیرا شرط اول فرهنگ پذیری، جامعه پذیری است. زمانی جامعه شکل گرفت که افرادی به دور هم جمع شدند و تحت نظارت و اداره یک حکومت و دولت زندگی مشترکی را بوجود آوردند. بنابراین جامعه اجتماعی سیاسی است و در چنین شرایطی اصل جامعه پذیری پدیدار می‌شود.

اما آنچه اهمیت دارد این است که غالباً تفاوتی میان فرهنگ و تمدن قائل نمی‌شوند. در حالی که تمدن معمولاً از بین نمی‌رود بلکه تغبیر و تکامل پیدا می‌کند. مثلاً در گذشته ساختمان را از گل و سنگ می‌ساختند ولی امروزه از بتن ارکه. روزگاری با سنگ نوک تیز و سپس با تبر و گرز می‌جنگیدند اما امروزه با سلاحهای هسته‌ای اما فرهنگ‌ها از بین می‌رود و فرهنگ جدید جایگزین آن می‌شود و یا به عبارتی «جا به جایی فرهنگی»[۱۱] رخ می‌دهد.

«جابه‌جایی فرهنگی گاهی چنان است که عناصر فرهنگی کهن در برابر عناصر فرهنگی نو یک سره از میان می‌رود.»[۱۲]

در دهه‌های اخیر به دلیل حرکت ملت‌ها به سوی جهانی شدن، تغییرات فرهنگی سرعت بیشتری گرفته است.

در گذشته نیز سه عامل مهم موجب تغییر فرهنگ‌ها می‌شد :

تجارت در نتیجة ؟ تجاری و گاهی استقرار تجار در سرزمین بیگانه موجب تأثیر گذاری و تأثیر پذیری فرهنگی می‌شد. منتهی فرهنگی غالب بود که صاحب ابزار فرهنگی بیشتر و یا جذابیت فرهنگی بیشتر باشد. نفوذ اسلام در شمال چنین نتیجة گسترش تجاری مسلمانان است.

جنگ ازمهمترین عوامل تأثیر گذار و تغییر دهنده فرهنگ بوده هست. در جنگ ایرانیان با یونان از جمله معماری ایرانی متأثر از معماری یونانی تغییر کرد و سنگ عنصر غالب در ساخت و ساز ایرانی شد. رواج طاق قوسدار (ضربی) و پل‌های چند چشمه‌ای (پل رومی) نتیجة جنگ ایران و روم است.

دین ظریف ترین عامل تأثیر گذار فرهنگی بود. رومی‌ها قبل از مسیحیت تحت تأثیر ؟ مذهب ایرانی، قرار گرفته‌اند و معابد میترا در اطراف شهر رم کشف شده است.

از سوی دیگر تاریخ هر قدر به سمت جلو حرکت می‌کند. مردم دچار نیازمندیهای جدیدی می‌شود که عناصر فرهنگی موجود قادر به پاسخگویی و رفع آن نیست. از این رو ابداع عناصر فرهنگی جدید احساس می‌شود. ممکن است  به عناصر جدید فرهنگی دست یافت بدون این که عناصر قدیمی ترک شود.

خواجه نصیرالدین طوسی به عنوان فیلسوف سیاسی اعتقاد دارد که : فطرت انسان بر تمدن نهاده شده است. این چنین اظهار نظر وسیع نشان می‌دهد که ؟ منظور گسترده‌تری از تمدن و رشته و احتمالاً تحت تأثیر ارسطو اعتقاد داشتند: الانسان مدنی الطبع. البته با این داوری می‌توان تمدن را فطری دانست، زیرا انسان بدون توجیه هر علتی میل باطنی به سوی اجتماع دارد.

اما جامعه شناسان تمدن را حالت مترقی می‌دانند که ملت‌ها در پرتو آن به سوی دانش‌های جدید برای شرقی شدن حرکت می‌کند. بنابراین برای شرقی شدن و بهره گیری از دانش لزوماً بایستی به سمت اجتماع حرکت کرد. اما نکتة جالب توجه این که «توین بی» مورخ برجسته و صاحب سبک انگلیسی معتقد است «جنگ آشکارا علت بیواسطة انهدام تمدنها است. وی همچنین اضافه می‌کند که «اساساً جنگ زادة تمدن است» بنابراین جنگ هم موجب سقوط تمدنها است. و هم باعث تغییر فرهنگ منتهی صاحبان فرهنگها کوشش می کنند تا در برابر فرهنگ جدید مقاومت کنند. جرج فاستر معتقد است: «هر جامعه ای را می توان به صورت صحنه رویارویی و تأثیرات متقابل دو نیرو فرض کرد. یکی نیرویی که مردم را به طرف تغییر می کشاند و دیگری نیرویی که آنان را به حفظ وضع موجود وا می دارد. اما از آنجایی که گرایش به تغییر، اصل بنیادین در فرهنگ است، همیشه نیروی نوآور با کنار زدن تدریجی یا سریع نیروهای حافظ وضع موجود، جایی برای خود باز کند و موجب تغییر شود.[۱۳]

علیرغم تنوع دیدگاه در خصوص تعریف عام از فرهنگ و تمدن، «ادوارد بارنت تایلور»[۱۴] انسان شناس معروف قرن نوزدهم انگلیسی ؟؟ از این دو واژه ارائه داد که مورد استفاده اکثر پژوهشگران بعد از او شد. تایلور می گوید: «فرهنگ و تمدن حکمیت در هم تافته ای است شامل دانش، دین، هنر، قانون، اخلاق، آداب و رسوم و هر گونه توانایی و عادتی که آدمی همچون عنصری از جامعه به دست می آورد.»[۱۵]

تعریف تاپیور نشان می دهد که محققان سده های هجدهم و نوزدهم تفاوتی میان فرهنگ و تمدن قائل نبودند و اعتقاد داشتند که فرهنگ و تمدن عبارت از همه میراثهای اجتماعی برده است.

به هر حال مدتهای جدیدی این دو اصطلاح با یک مفهوم بکار برده می شد، تا این که انسان شناسان دوره بعدی وجه تمایز میان این دو واژه قائل شدند که از آن جمله «آلفرد  وبر»[۱۶] بود. وبر در سال ۱۹۲۰ تمدن را با فعالیت های عینی، فنی و اطلاعات جامعه یکی دانست و فرهنگ را با امور ذهنی مانند دین، فلسفه، ادبیات، هنر و معماری[۱۷] . البته باید به این نکته توجه داشت که برخی از مورخان هنوز هم این دو واژه را در یک معنی و مفهوم بکار می برند. جز این که دامنه و زمان فرهنگ را محدودتر از تهران می دانند. به همین دلیل است که «امه سه زه» نویسنده سیاهپوست در تعریف فرهنگ و تمدن وجود حاضر قومی، ملی و نژادی را فرهنگ و وجود عام بشریت را تمدن می شناسد. وی اضافه می کند که تمدن عبارتست از مجموعه اندوخته ها و ساخته های مادی و معنوی در طول تاریخ انسان و فرهنگ عبارتست از مجموعه اندوخته ها و ساخته های مادی و معنوی یک قوم یا نژاد در طول تاریخ.[۱۸]

«کروبر»[۱۹] یکی از بزرگترین پژوهشگران آمریکایی عمل انسان شناسی نیز در آخرین یادداشتهای خود که بعد از مرگش منتشر شد در مورد فرهنگ و تمدن آورده است که: «در اصطلاح فرهنگ و تمدن در برگیرنده یکدیگرند و در برخی مواقع با تفاوتهای جزئی، مترادف نه متباین و متضاد با یکدیگر بکار رفته اند، زیرا هر دو بگونه ای بیانگر سطوح گوناگون و متمایز صریحی مشابه‌اند. معمولاً تمدن متضمن معنی پیشرفت عالی یک جامعه مترقی است و فرهنگ نیز اصطلاح متداول و کلیتری در همین زمینه و این دو واژه به طور همسان به میدانهای جوامع و بازمانده های عالی ؟؟ آنها اطلاق می شود. هر جامعه بشری، فرهنگ خاص خود را دارد. خواه ساده و خواه پیچیده برای فرهنگ های عظیم تر و غنی تر، اصطلاح تمدن کاربردی متداول تر است و برای فهم این مطلب که دو واژه فرهنگ و تمدن دارای مفاهیم متمایز شمرده نشده اند، نیازی به مجادله نیست.»[۲۰]

از مجموع اظهارنظر پژوهشگران مختلف چنین استنباط می شود که فرهنگ و تمدن از نظر علم منطق شامل قانون عام و خاص مطلق می باشد و هیچگونه تضادی میان آن دو وجود ندارد. به عبارت دیگر هر دو در یک مفهوم و معنی بکار برده می شوند.منتهی دامنه تمدن وسیعتر از فرهنگ است. بدین معنا که تمدن لفظی است عام که شامل فرهنگ نیز می شود و فرهنگ بخشی از تمدن به حساب می آید.


فصل اول

شکل گیری تمدن اسلامی

[۱] . Iacque Le Goff les inteffectuefs an moyen Age Edt. Du seuip. Paris 1985. P9

[2] . I.Thank

[3] – لغت نامه دهخدا و فرهنگ معین ذیل کلمات فرهنگ و تمدن

[۴] – داریوش آشوری. تعریف ها و مفهوم فرهنگ. تهران – مرکز اسناد فرهنگی آسیا، ۱۳۵۸ ، ص ۸

[۵] – این کتاب توسط نصرت فنی ترجمه و بوسیله نشر رسانش در سال ۱۳۷۸ تهران منتشر شد. ص ۴۸

[۶] – هنری لوکاس، تاریخ تمدن. ترجمه عبدالحسین آذرنگ. ج اول. تهران – نشر کیهان – ۱۳۶۶ . ص ۳

[۷] . Bosweff.

[8] . Jhonson

[9] . Civilijata

[10] – گلین دانیل – تمدنهای اولیه و باستانشناسی خاستگاه آن. ترجمه هایده معیری. مطالعات و تحقیقات فرهنگی ۱۳۶۳ – ص ۱۰

[۱۱] – Culture Dis / face ment

[12] – امیر حسین آریان پور، زمینة جامعه شناسی، تهران، شرکت سهامی کتابهای جیبی ۱۳۴۴٫ ص ۴۶۰

[۱۳] – جرج. م. فاستر. جوامع سنتی و تغییرات فنی. ترجمه صدی ثریا. تهران معاونت پژوهشی و آموزشی وزارت ارشاد – ۱۳۷۵ ص ۱۱۵

[۱۴] . Edward Burnett Toyfor

[15] – داریوش کشوری، تعریف و مفهوم فرهنگ . ص ۳۹

[۱۶] . Alfred weber

[17] – هنری کوکاس. تاریخ تمدن. ج ۱ ص ۳و۴

[۱۸] – علی شریعتی، تاریخ تمدن. ج اول. تهران دفتر تدوین و تنظیم مجموعه آثار . ۱۳۵۹ . ص ۱۴

[۱۹] . Krober . (1376-1960)

[20] – گلین دانیل. تمدنهای اولیه و باستانشناسی خاستگاه آنها. ص ص ۱۱ و ۱۲

 

100,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله سلسله پهلوی و مسئله نفت
  • برچسب ها : , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      شنبه, ۲ بهمن , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.