مقاله تألیف قلوب و سیاست


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله تألیف قلوب و سیاست مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۲۸  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله تألیف قلوب و سیاست نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست مطالب

چکیده   ۱
مقدمه   ۲
۱- چارچوب مفهومی   ۳
۲٫ وجوه نسخ و عدم نسخ حکم تألیف قلوب   ۵
۱-۲٫ دیدگاه فقهای امامیه   ۵
۲ـ۲٫ دیدگاه فقهای عامه   ۸
۳٫عرصه‌ها و شواهد پیوند «تألیف قلوب» با «سیاست»   ۹
۱-۳٫ اصالت مهرورزی در سیاست اسلامی   ۹
۲-۳٫ بهره‌مندی سیاست اسلامی از هویت و اهداف متعالی   ۱۰
۳-۳٫ گستره و تنوع اصناف تألیف‌شوندگان   ۱۳
۴- ۳٫ وجوه دال بر امکان اجرای حکم تألیف در عصر غیبت   ۱۷
۵-۳٫ وظایف حکومت اسلامی   ۱۸
نتیجه گیری   ۲۰
منابع   ۲۲

منابع

ابن منظور، محمدبن مکرم (۱۴۱۴ق)، لسان العرب، چ سوم، بیروت، دار الصادر.

ابن هشام (بی‌تا)، السیرة النبویه، تحقیق محی‌الدین عبدالمجید، بیروت، مطبعة السعاده.

ابى فراس، ورام بن(بی‌تا)، مجموعة ورام، قم، مکتبة الفقیه.

ارسطو (۱۳۶۴)، سیاست، ترجمة حمید عنایت، چ سوم، تهران، شرکت سهامی انتشار.

انصارى، مرتضى (۱۴۱۵ق)، کتاب الزکاة (للشیخ الأنصاری)، قم، کنگرة بزرگداشت.

بحرانى، یوسف‌بن احمد‌بن ابراهیم (۱۴۰۵ق)، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، تصحیح محمدتقى ایروانى و سیدعبدالرزاق مقرم، قم، انتشارات اسلامى.

تمیمی آمدی، عبدالواحد‌بن محمد (۱۳۶۶)، غرر الحکم و دررالکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامى.

جزیرى، عبد الرحمن و دیگران (۱۴۱۹ق)، الفقه على المذاهب الأربعة و مذهب أهل البیت، بیروت، دارالثقلین.

جعفری، محمدتقی (۱۳۷۹)، حکمت اصول سیاسی اسلام، چ سوم، تهران، بنیاد نهج البلاغه.

جوادی آملی، عبدالله (۱۳۸۳)، نسبت دین و دنیا، تحقیق و تنظیم علیرضا روغنی موفق، چ سوم، قم، اسراء.

حاجی صادقی، عبدالله (۱۳۸۶)، فلسفه و نظام سیاسی اسلام، چ دوم، قم، زمزم هدایت.

حرّ عاملى، محمد‌بن حسن (۱۴۰۹ق)، وسائل الشیعة، قم، مؤسسه آل‌البیت.

حسن‌زاده آملی، حسن (۱۳۸۳)، دروس معرفت نفس، چ دوم، قم، الف. لام. میم.

حلى، حسن‌بن یوسف‌بن مطهر(۱۴۱۳ق)، مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة، چ دوم، قم، انتشارات اسلامى.

ـــــ (۱۴۱۲ق)، منتهى المطلب فی تحقیق المذهب، مشهد، مجمع البحوث الإسلامیة.

حلّى، نجم‌الدین جعفر‌بن حسن (۱۴۰۷ق)، المعتبرفی شرح المختصر، تصحیح محمدعلى حیدرى و دیگران، قم، مؤسسه سیدالشهداء(ع).

حلى، محمدبن منصور‌بن احمد (۱۴۱۰ق)، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوى، چ دوم، قم، انتشارات اسلامى.

خوئى، سیدابوالقاسم (۱۴۱۰ق)، منهاج الصالحین، چ بیست و هشتم، قم، مدینة العلم.

ـــــ (بی‌تا)، موسوعة الإمام الخوئی (شرح استدلالى عروة الوثقى)، بی‌جا، بی‌نا.

دال، رابرت (۱۳۶۴)، تجزیه و تحلیل جدید سیاست، ترجمة حسین ظفریان، تهران، مترجم.

راغب اصفهانى، حسین‌بن محمد (۱۴۱۲ق)، المفردات فی غریب القرآن، تصحیح صفوان عدنان داودى، بیروت، دارالعلم.

روزنتال، اروین.آی. جی (۱۳۸۷)، اندیشة سیاسی اسلام، ترجمة علی اردستانی، تهران، قومس.

سبزوارى، سیدعبدالأعلى (۱۴۱۳ق)، مهذّب الأحکام فی بیان الحلال والحرام، چ چهارم، قم، دفتر آیت‌الله سبزوارى.

شریعتی، روح‌‌الله (۱۳۸۷)، قواعد فقه سیاسی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.

شکوری، ابوالفضل (۱۳۷۷)، فقه سیاسی اسلام، چ دوم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.

صدوق، محمدبن على (۱۴۱۳ق)، من لا یحضره الفقیه، چ دوم، قم، بی‌نا.

طباطبائى، سیدعلى‌بن محمد‌بن ابى معاذ (۱۴۱۸ق)، ریاض المسائل فی تحقیق الأحکام بالدلائل، تحقیق و تصحیحِ محمد بهره مند و دیگران، قم، مؤسسه آل‌البیت.

طباطبائی، سیدمحمدحسین (۱۳۷۴)، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمة سیدمحمدباقر موسوى همدانى، قم، جامعه مدرسین.

طبرسى، فضل‌بن حسن (۱۳۷۲)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چ سوم، تهران، ناصرخسرو.

طریحى، فخر‌الدین (۱۴۱۶ق)، مجمع‌البحرین، تصحیح سیداحمد حسینى، چ سوم، تهران، کتابفروشی مرتضوی.

طوسی، محمدبن حسن (۱۴۰۷ق)، تهذیب الاحکام، چ چهارم، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

ـــــ (۱۳۸۷ق)، المبسوط فی فقه الإمامیة، تحقیق سیدمحمدتقى کشفى، چ سوم، تهران، المکتبة المرتضویة.

عالم، عبدالرحمن (۱۳۸۶)، بنیادهای علم سیاست، چ هفدهم، تهران، نی.

عاملی (شهید اول)، محمدبن مکی (۱۴۱۲ق)، البیان، تصحیح شیخ محمد حسون، قم، محقق.

عاملى (شهید ثانى)، زین‌الدین‌‌بن على‌بن احمد (۱۴۱۰ق)، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، تحقیقِ سیدمحمد کلانتر، قم، کتابفروشى داورى.

عراقى، آقا ضیاء‌الدین (۱۴۱۴ق)، شرح تبصرة المتعلمین، تصحیح شیخ محمد حسون، قم، انتشارات اسلامى.

عنایت، حمید (۱۳۸۴)، بنیاد فلسفة سیاسی غرب، چ چهارم، تهران، زمستان.

فراهیدى، خلیل‌بن احمد (۱۴۱۰ق)، العین، چ دوم، قم، الهجرة.

قرضاوی، یوسف (۱۴۰۱ق)، فقه الزکات، چ ششم، بی‌جا، موسسة الرساله.

کلینی، محمدبن یعقوب (۱۴۱۳ق)، اصول کافی، بیروت، دارالاضواء.

ماکیاولی، نیکولو (۱۳۷۴)، شهریار، ترجمة داریوش آشوری، چ دوم، تهران، کتاب پرواز.

مجلسی، محمدباقر (۱۳۶۲)، بحارالانوار، بی‌جا، دارالکتب الاسلامیه.

محمدی ری‌شهری (۱۳۷۰)، محمد، مبانی شناخت، چ سوم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.

مصباح، محمدتقى (۱۳۷۸)، نظریة سیاسى اسلام، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).

مصطفوى، حسن (۱۴۰۲ق)، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، مرکز الکتاب للترجمة و النشر.

مغنیه، محمدجواد (۱۴۲۱ق)، الفقه على المذاهب الخمسة، چ دهم، بیروت، دارالجواد.

ـــــ (۱۴۲۱ق)، فقه الإمام الصادق(ع)، چ دوم، قم، انصاریان.

مفید، محمد‌بن محمد نعمان (۱۴۱۳ق)، المقنعة، قم، بی‌نا.

مکارم شیرازی، ناصر و دیگران (۱۳۷۴)، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة.

ـــــ (۱۴۱۱ق)، القواعد الفقهیة، چ سوم، قم، مدرسة امام امیرالمؤمنین(ع).

موسوی بجنوردى، سیدمحمدحسن (۱۴۱۹ق)، القواعد الفقهیة، تصحیح مهدى مهریزى و محمدحسن درایتى، قم، الهادی.

موسوی خمینی، سیدروح‌الله (۱۳۸۶)، صحیفه امام، چ چهارم، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).

ـــــ (۱۳۷۸)، ولایت فقیه، چ نهم، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).

ـــــ (بی‌تا)، تحریر الوسیلة، قم، دارالعلم.

منتظری، حسینعلی (۱۴۱۳ق)، کتاب الزکات، قم، تفکر.

مهیار، رضا (۱۴۱۰ق)، فرهنگ ابجدى عربى- فارسى، تهران، اسلامى.

نجفى، محمدحسن (بی‌‌تا)، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، تصحیح عباس قوچانى، چ هفتم، بیروت، دارإحیاء التراث العربی.

 نوروزی، محمدجواد (۱۳۸۵)، نظام سیاسی اسلام، چ دهم، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)

چکیده

تألیف قلوب، برگرفته از یک فرع فقهی در بحث اصناف مستحقان زکات است که ریشة قرآنی دارد. کاربرد «تألیف قلوب» دلجویی از برخی مشرکان یا منافقان و حتی گروه‌های خاص از مسلمانان با هدف جلب همکاری سیاسی افراد و جریان‌ها

 با نظام و امت اسلامی یا دفع توطئه‌ها و تهدیدات است. برخلاف دیدگاه تقلیل‌گرایانة منسوخ بودن سهم تألیف‌شوندگان یا عدم امکان اجرای این حکم در عصر غیبت، در این پژوهش بر نکات زیر تأکید می‌شود: از دیدگاه بیشتر فقهای فریقین، پس از عصر پیامبر(ص) نیز این فرع فقهی از پویایی و بقا برخوردار است و در عصر غیبت، امکان عمل و زمینة اجرا دارد. «تألیف قلوب»، هماهنگ با اهداف سیاسی اسلام است و پیوند وثیق و مؤثر با سیاست‌ورزی و دیپلماسی اسلامی دارد. پیوند سیاست اسلامی با «تألیف قلوب»، در هر دو عرصة‌ «سیاست داخلی» و «سیاست خارجی»، و در هر عصر و زمان قابل اثبات و اجرا می‌باشد.

کلید‌واژه‌ها: تألیف قلوب، سیاست، فقه سیاسی، زکات، دیپلماسی.

 

مقدمه

سیاست، واقعیتی مهم و اجتناب‌ناپذیر در عرصة زندگی بشری است. به موازات برداشت‌های متفاوت از ماهیت و تبیین اهداف و روش‌های اجرا و راهبردهای به‌کارگیری این پدیده، در مقام اجرا و کاربرد سیاست در عرصة اجتماع نیز شیوه‌های مختلف و رویه‌های متفاوتی برای آن توصیه و مشاهده می‌شود.

پرسش اساسی اینجاست که نگاه اسلام به شیوه‌ها و راهبردهای عملیاتی سیاست چیست؟ به‌ویژه دانش فقه که عهده‌دار سامان‌دهی رفتار فردی و اجتماعی بندگان است، در این خصوص چه موقف و راهبردی خواهد داشت؟

این پژوهش، صرفاً به بررسی گوشه‌ای از راهبردهای فقهی در عرصة سیاسی، از زاویة فرع فقهی «تألیف قلوب» می‌پردازد. اهمیت گزینش این فرع فقهی از آن جهت است که همان‌گونه که ریشه‌ و خاستگاه همة رفتارهای ارادی انسان، قلب و ضمیر وی است، رفتار سیاسی و اهداف سیاست در نگاه اسلامی نیز در تعامل نزدیک با جان‌ها و قلب‌های بشری معنا و عینیت می‌یابد و در همراهی با آرمان‌ها و شور و شعور درونی سیاست‌ورزان تحلیل‌پذیر می‌شود. ویژگی «سیاست انسانی- الهی» که با «تألیف قلوب» سازگار است، آن است که غالباً با تساهل و مهرورزی سیاسی همراه است و تلاش دارد تا با ایجاد پیوند عاطفی مرید و مرادی میان شهروندان و شهریاران استوار شود.

اسلام، برخلاف اتهام‌زنی‌های دشمنان و کج‌اندیشی‌های جاهلان که درصدد ارائة‌ چهرة خشن از آن‌اند، آیین مهرورزی است؛ از این‌رو، نشانه‌های اهتمام به سیاست نرم و الفت‌آفرین در آموزه‌ها و احکام آن به‌وفور یافت می‌شود. «تألیف قلوب» از آن جمله و در رأس آنها قرار دارد که از آن می‌توان به راهبرد سیاست دلجویی و مهرورزی اسلام نیز تعبیر کرد.

بنابراین، اثبات میزان اهمیت و کارآمدی فرع فقهی «تألیف قلوب» در عرصة سیاسی، و میزان تعامل آن با پدیدة‌ اجتماعی «سیاست» بر مبنای اندیشة دینی، در نوع خود مسئلۀ مهم و بدیع است که پرداختن به آن در دوران معاصر، از جهات مختلف موردنیاز و سودمند خواهد بود. با پرداختن به این مسئله، هم مصادیق عینی این تعامل در عصر حاضر به‌صورت کاربردی برای متولیان امور سیاسی گوشزد می‌شود و هم‌می‌توان سیمای گفتمان مهرورزی اسلام را در انتخاب راهبردهای سیاسی و حتی روش‌های نفوذ و دیپلماسی عمومی آشکار کرد.

۱- چارچوب مفهومی

سیاست: از این واژه برداشت‌های متفاوت به عمل آمده است. معادل لاتینی این واژه، Politic از ریشة لاتینی polis به‌معنای شهر، شهروندی، قانون اساسی یا ساختار حقوقی است.(عالم، ۱۳۸۶، ص۲۳)

سیاست، به ارشاد و هدایت به راه معنا شده است.(مهیار، ۱۴۱۰ق، ص۴۶۹) معانی دیگری چون حکومت، ریاست، داوری، امر و نهی، سزا و تنبیه، پرورش و پروراندن، و تدبیر نیز برای سیاست ذکر گردیده است.

واژة «سیاست»، در اصل واژه‌ای عربی است. برخی واژه‌شناسان گفته‌اند که واژة «سائس»، در اصل بر کسی که اداره‌کننده و تربیت‌کنندة چهارپایان باشد به کار می‌رود؛ ازاین‌رو مدیریت اجتماعی انسان‌ها که وظیفة‌ «والیان» است نیز به آن قیاس گردیده و از «ولایت» به سرپرستی رعیت و مدیریت امور آنان تعبیر شده است.(فراهیدى، ۱۴۱۰ق، ج۷، ص۳۳۶) اهل لغت، اشتقاق دیگر از این ماده را که «سَوس» به فتح حرف اول است، به‌معنای ریاست و قیام به امر نیز دانسته‌اند.(ابن منظور، ۱۴۱۴ق، ج ۶، ص۱۰۸)

در تعریف سیاست گفته‌اند: «السِّیاسه: القیامُ على الشی ء بما یُصْلِحه. والسیاسه: فعل السائس.» (همان) همچنین گفته‌اند: سیاست، طلب صلاح و خیر مردم و راهبری‌شان به شاهراه نجات در کوتاه‌مدت و بلندمدت است. برخی آگاهان به لغت عرب، با اشاره به همین معنای سیاست، به توصیفی دربارة امامان معصوم(ع) در زیارت جامعة کبیره اشاره می‌کنند که خطاب به آنان آمده است: «أنتم… ساسة العباد.» (مجلسی، ۱۳۶۲، ج۹۱، ص۳۶؛ طوسی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۹۵) در این تعبیر، از ائمة معصومین(ع) به سیاست‌مداران که متولیان امر هدایت و ارشاد مردم‌اند، یاد شده است.(طریحى، ۱۴۱۶ق، ج۴، ص۷۸) پس منظور از «سیاست» در این پژوهش، مفهوم جامع است که ارکان آن را ریاست، حکومت، تدبیر، هدایت و ارشاد تشکیل می‌دهند.

تألیف قلوب: «تألیف» از ریشة «إلف» به کسر، به‌معنای اجتماع یا پیوستن به جمع و ضمیمه کردن دو جزء کنار هم، (فراهیدى، ۱۴۱۰ق، ج ۸، ص۳۳۶) همراه با التیام‌بخشى، انس، دوستی، هم‌بستگی و مهرورزی با دیگران است؛ چنان‌که به جمع کردن امور بیگانه از هم و یا ایجاد احساس هم‌بستگی و پیوند میان دو قشر و گروه متفاوت نیز اطلاق می‌شود.

این واژه دربارة کسى یا چیزى که مورد محبت و الفت قرار گیرد نیز به‌کار مى رود. برخی با اشاره به همین معنا به این آیه تمسک می‌جویند: «إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ.» (آل‌عمران: ۱۰۶)

بنابراین، «تألیف» در اصل به‌معنای انس، و پیوند معنوی و روحی روانی و عاطفی است که بین انسان‌ها به وجود می‌آید. در آیات ۱۰۳ آل عمران و ۶۳ انفال، تألیف به همین معنا به کار رفته است.

«قلوب» جمع قلب، به‌معنای دگرگون ساختن و وارونه نمودن است. قلب در لغت به‌معنای دل(مهیار، ۱۴۱۰ق، ص۷۰۵) یا قطعه‌ای گوشت از بدن نیز معنا شده است.(فراهیدى، ۱۴۱۰ق، ج ۵، ص۱۷۰) گاهی از «قلب انسان»، مسائل متعلق به آن، مانند روح، علم، شجاعت، خرد و دیگر صفات نفسانی انسان نیز اراده می‌شود.(راغب اصفهانى، ۱۴۱۲ق، ص۶۸۱) در اصطلاح عامیانه و طبی، عضوی کوچک از بدن که عمل تلمبة خون را بر عهده دارد، شناخته می‌شود. مردم هنگام اظهار محبت یا احساس غم و شادی به آن اشاره می‌کنند.(محمدی ری‌شهری، ۱۳۷۰، ص۲۰۷)

قلب در اصطلاح قرآنی، به چند معنا به‌کار رفته است. ۱٫ عقل؛ امام کاظم(ع) با اشاره به آیة ۳۷ سورة طلاق، به هشام‌بن‌حکم توضیح می‌دهد که مراد از قلب در این آیه، عقل و خرد است؛ (کلینی، ۱۴۱۳ق، ص۶۴) ۲٫ روح و نفس انسانی؛(طباطبائی، ۱۳۷۴، ج۲، ص۲۲۴؛ مصباح یزدی، ۱۳۷۸، ص۲۶۴) مانند این آیه: «نزل به الرّوح الامین علی قلبک.»(شعراء: ۱۹۴) از‌این‌رو گفته‌اند که پیامبر(ص) با روح خود وحی را دریافت و به آن شناخت پیدا کرد.(طباطبائی، ۱۳۷۴، ج۱۵، ص۴۸۲–۴۸۳؛ محمدی ری‌شهری، ۱۳۷۰، ص۲۰۷–۲۲۱)

معنای موردنظر از قلب در بحث تألیف قلوب نیز همین معنای روح است. شاهد این سخن نیز روایتی است که در آن، سخن از اقبال و ادبار دل‌ها مطرح است.(ر.ک: طریحى، ۱۴۱۶ق) قلب به‌معنای روح، کانون میل و رغبت‌ها، محبت یا نفرت‌ها، و مرکز احساسات و عواطف است.

نتیجه: «تألیف قلوب» عنوانی مرکب و برگرفته از کاربرد قرآنی «مؤلفة قلوبهم»، به‌معنای «تألیف‌شوندگان به نیکی است.»(طریحى، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۲۶) این ترکیب دارای مفهوم اصطلاحی با کاربرد فقهی است که برگرفته از آیة ۶۰ سورة توبه و یادآور حکم شرعی به نام «سهم مؤلفة قلوبهم» در باب زکات است. «مؤلفة قلوب» عنوانی است برای گروهی از انسان‌ها که یک صنف از اصناف هشت‌گانة مستحقان زکات‌اند که با هدف جلب و جذب آنان به‌سوی اسلام یا دفع خطرشان، با استفاده از این سهم از زکات مورد حمایت مالی مسلمانان و حاکم اسلامی قرار می‌گیرند.

۲٫ وجوه نسخ و عدم نسخ حکم تألیف قلوب

در بدو ورود، نیازمند اشاره‌ای هرچند گذرا به بحث مهم مقدماتی خواهیم بود و آن اینکه سرنوشت فعلی «سهم تألیف‌شوندگان» به‌لحاظ نسخ یا بقای آن پس از عصر نبوی، از دیدگاه فقهای خاصه و عامه در چه وضعیتی است.

۱-۲٫ دیدگاه فقهای امامیه

بیشتر فقهای امامیه بر این باورند که حکم تألیف قلوب نسخ نشده و پس از پیامبر(ص) نیز باقی است. یکی از مهم‌ترین ادلة ایشان بر عدم نسخ نیز عدم دلیل بر نسخ است، آنان هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای ندارند؛ بلکه صرفاً به برخی حدس و گمان‌ها یا توجیهات شخصی از برخی رویدادها و عملکردهای دوران پس از رحلت پیامبر(ص) روی آورده‌اند که نمی‌توان برای اثبات نسخ یک حکم منصوص قرآنی به چنین توجیهاتی اعتماد کرد.

علّامه حلی(ره) با اشاره به دیدگاه مخالف ـ که حنفی‌ها هستند ـ آورده است که آنها به این دو دلیل تمسک جسته‌اند: «۱٫ لظهور الإسلام وقوّة شوکته؛ ۲٫ ولانّ الصحابة لم یعطوا شیئاً من ذلک بعد الرسول(ص).»(حلى، ۱۴۱۲ق، ج ۸، ص۳۴۲) قائلین قول به بقای این حکم که طرف مقابل ابی‌حنیفه‌اند نیز به دو دلیل دیگر تمسک جسته‌اند: ۱٫ اقتدا به سیرة پیامبر(ص)؛ ۲٫ استشهاد به سیرة صحابه؛ مانند «ابی‌بکر» که به «عدی‌بن‌حاتم» سی نفر شتر از زکات شتران خودش را برگرداند و از باب تألیف به ایشان داد.(حلى، ۱۴۱۲ق، ج ۸، ص۳۴۲)

پاسخ‌های فقهای شیعه به توجیهات ابوحنیفه و هوادارانش نیز قابل توجه است؛ از جمله اینکه گفته‌اند: برخلاف تصور ابوحنیفه، اسباب تألیف هنوز باقی است و تاهنگامی که سبب باقی باشد، مسبب که حکم است نیز دوام می‌یابد. «وقال فقهاء الشیعة أنه باق ما دام على وجه الارض غیر مسلم و مناوئ للإسلام، إذ محال ان یسقط المسبب مع بقاء سببه، و یرتفع المعلول مع وجود علته.»(مغنیه، ۱۴۲۱ق، ج ۲، ص۸۲) از این‌رو، بسیاری از فقهای معاصر امامیه در کتب فتوایی‌شان، به صراحت بر بقا و دوام این حکم در این زمان و عدم سقوط آن، حکم کرده‌اند؛ مانند امام خمینی(ره) که فرموده‌اند: «الرابع- المؤلفة قلوبهم؛ وهم کفار الذین یراد ألفتهم إلى الجهاد أو الإسلام، والمسلمون الذین عقائدهم ضعیفة؛ فیعطون لتألیف قلوبهم. والظاهر عدم سقوطه فی هذا الزمان.» (موسوى خمینى، بی‌تا، ص۳۳۶)

البته از برخی ظواهر کلمات عده‌ای از فقهای شیعه، مانند شیخ صدوق در من لایحضره الفقیه، و شیخ طوسی در المبسوط، نیز استفاده می‌شود که به سقوط این حکم پس از پیامبر(ص) گرایش داشته‌اند. شیخ صدوق می‌فرماید: «وَسَهْمُ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ سَاقِطٌ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ(ص)»؛ (صدوق، ۱۴۱۳ق، ج ۲، ص۶) ولی این احتمال وجود دارد که شاید منظور ایشان از سقوط این سهم پس از پیامبر(ص)، به‌معنای فراهم نبودن شرایط و فقدان زمینة انجام و اجرای این حکم است که بیشتر، از نبود اجرا‌کنندة این حکم یا مبسوط‌الید نبودن کسانی که شایستگی اجرای این حکم را داشته باشند، ناشی می‌شود؛ نه آنکه اصولاً اصل حکم نسخ شده باشد!

طبرسی(ره) در مجمع‌البیان پس از بیان اختلاف دیدگاه‌ها بر سر بقا و عدم بقای این حکم پس از پیامبرr، می‌فرماید: حدیثی از امام باقر(ع) دال بر بقا می‌باشد؛ جز‌آنکه مشروط شده است به اینکه امام عادل وجود داشته باشد تا با این سهم، تألف بجوید. (طبرسى، ۱۳۷۲، ج ۵، ص۶۵؛ بحرانی، ۱۴۰۵ق، ج ۱۲، ص۱۷۹)

 

20,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • پایان نامه سیاست و مهدویت
  • مقاله دین و سیاست در رویکرد امام خمینى(ره) به قرآن
  • مقاله نقش‌ قدرت‌ و توسل‌ به‌ زور در روابط‌ بین‌الملل‌
  • مقاله سیاست نه شرقی، نه غربی
  • مقاله سیاست های آموزشی فرانسه
  • برچسب ها : , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      سه شنبه, ۲۸ دی , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.