مقاله تبیین وجودى و معرفتى قوه حافظه در فلسفه اسلامى


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله تبیین وجودى و معرفتى قوه حافظه در فلسفه اسلامى مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۱۷  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله تبیین وجودى و معرفتى قوه حافظه در فلسفه اسلامى نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست مطالب

چکیده   ۱
مقدّمه   ۲
۱٫ نگاه تاریخى   ۳
۲٫ قوه حافظه از دیدگاه وجودشناختى   ۴
۱ـ۲٫ اثبات قوه حافظه   ۴
۲ـ۲٫ وجودشناسى قوه حافظه در بستر فلسفه اسلامى   ۴
۳٫ قوه حافظه از دیدگاه معرفت شناختى   ۶
۱ـ۳٫ حصول و حضور کارکرد قوه حافظه   ۶
۲ـ۳٫ خطاپذیرى یا خطاناپذیرى حافظه   ۸
۳ـ۳٫ واقع نمایى محتویات حافظه   ۹
یافته هاى پژوهش   ۱۰
منابع   ۱۳

منابع

ـ ابن سینا، حسین بن عبداللّه، الاشارات و التنبیهات، شرح خواجه نصیرالدین طوسى، تحقیق کریم فیضى، قم، مطبوعات دینى، ۱۳۸۳٫

ـ ـــــ ، الشفاء الطبیعیات، ارجاع و مقدمه ابراهیم مذکور، تحقیق محمود قاسم، قم، مکتبة آیه اللّه المرعشى النجفى، ۱۴۰۴ق.

ـ ـــــ ، النفس من کتاب الشفاء، تحقیق حسن حسن زاده آملى، قم، بوستان کتاب، ۱۳۷۵٫

ـ ـــــ ، الالهیات من کتاب الشفاء، تحقیق حسن حسن زاده آملى، قم، بوستان کتاب، ۱۳۷۶٫

ـ اتکینسون، ریتال و دیگران، زمینه روان شناسى هیلگارد، ترجمه محمدتقى براهنى، تهران، رشد، ۱۳۸۵٫

ـ اسپنسرا، راتوس، روان شناسى عمومى، ترجمه حمزه گنجى، تهران، ویرایش، ۱۳۸۳٫

ـ انجمن روان پزشکى آمریکا، راهنماى تشخیصى و آمارى اختلالات روانى، ترجمه محمدرضا نایینیان و دیگران، تهران، دانشگاه شاهد، ۱۳۸۳٫

ـ تهانوى، محمدعلى، کشاف اصطلاحات الفنون، تهران، خیام، ۱۹۶۷٫

ـ راسل، برتراند، تحلیل ذهن، ترجمه منوچهر بزرگمهر، تهران، خوارزمى، ۱۳۸۷٫

ـ سهروردى، شهاب الدین، مجموعه مصنفات، تصحیح و مقدمه هانرى کربن و دیگران، تهران، پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، ۱۳۸۰٫

ـ طباطبائى، سیدمحمدحسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، پاورقى مرتضى مطهّرى، تهران، صدرا، ۱۳۸۷٫

ـ فارابى، ابونصر، التنبیه على سبیل السعاده، تحقیق جعفر آل یاسین، تهران، حکمت، ۱۳۷۱٫

ـ ـــــ ، اندیشه هاى اهل مدینه فاضله، ترجمه وتحشیه جعفرسجادى،تهران،وزارت فرهنگ وارشاداسلامى، ۱۳۷۹٫

ـ فروغى، محمدعلى، سیر حکمت در اروپا، تهران، زوار، ۱۳۱۷٫

ـ فیاضى، غلامرضا، تصحیح و تعلیق بر نهایه الحکمة، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، ۱۳۷۸٫

ـ کالات، جیمز، روان شناسى فیزیولوژیک، ترجمه اسماعیل بیابانگرد و دیگران، تهران، دانشگاه شاهد، ۱۳۸۵٫

ـ گراهام، ر، روان شناسى فیزیولوژیک، ترجمه علیرضا رجایى و على اکبر صارمى، مشهد، آستان قدس، ۱۳۸۰٫

ـ مصباح، محمدتقى، آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامى، ۱۳۷۲٫

ـ ـــــ ، شرح اسفار، تحقیق و نگارش محمد سعیدى مهر، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، ۱۳۷۵٫

ـ مطهّرى، مرتضى، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۳، ج ۹٫

ـ ملّاصدرا (صدرالدین محمدبن ابراهیم شیرازى)، الشواهدالربوبیه، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۲٫

ـ ـــــ ، الحکمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعة، قم، طلیعه النور، ۱۴۲۹ق.

ـ ـــــ ، المبدأ و المعاد، تصحیح و تحقیق محمد ذبیحى و دیگران، تهران، بنیاد حکمت اسلامى صدرا، ۱۳۸۱٫

ـ موزر، پل، مولدر و تروت، درآمدى موضوعى بر معرفت شناسى معاصر، ترجمه رحمت اللّه رضایى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، ۱۳۸۷٫

چکیده

یکى از مهم ترین قواى باطنى نفس، قوه حافظه نامیده مى شود. در مقاله پیش رو این قوه در دو قلمرو وجودى و معرفتى بررسى شده است. در قلمرو وجودى با وجود معقول بودن گرایش عمومى فلاسفه مسلمان بر رویکرد تقلیلى در باب قواى باطنى نفس، به جهت نگرش ممتازى که فلاسفه معاصر بر این قوه و کارکردهاى آن داشته اند، استقلال وجودى مقرون به صحت دانسته شده است. در قلمرو معرفتى با توجه به رویکرد همگون ملّاصدرا و فلاسفه معاصر مسلمان، هر دو کارکرد حفظ و استرجاع معانى حافظه، در حیطه حضور و تجرد قرار مى گیرد. در این قلمرو، احتمال انتساب فرایند استرجاع به خطاپذیرى، به واسطه نقص و عدم اشتداد برخى نفوس تبیین شده است.

در مسئله کیفیت مطابقت معانى حافظه، از رویکرد ملّاصدرا و به ویژه آیت اللّه مصباح در وضع تشکیک در ادراکات حضورى و جعل نظریه وحدت عاقل و معقول به سان نردبان تعالى نفس در درجات علم حضورى و وصول بر غایت انفعال استفاده شده است.

کلیدواژه ها: قوه حافظه، فلسفه اسلامى، استرجاع، نفس.

 

مقدّمه

یکى از مهم ترین قواى باطنى انسان، قوه حافظه نام دارد، که مترادف واژگانى همچون ذاکره و مسترجعه است. فلاسفه مسلمان این قوه را از جهت کارکرد به قوه خیال تشبیه کرده اند؛ بدین بیان که خیال مخزن صور محسوس حس مشترک، و حافظه مخزن معانى وهم است. در واقع این قوه به نوعى بایگانى مى ماند که البته مندرجات آن با سرعت شگرفى در هنگام نیاز حاضر مى شوند.۱ به دلیل اهمیت فراوان این قوه، در قلمروهاى گوناگونى همچون معرفت شناسى، علم النفس و روان شناسى نوین۲ درباره اش بحث شده است. از حیث اصطلاح شناختى در باب این قوه چنین آمده است:

قوه اى است که [نفس] به واسطه آن حالت شعورى حادث در ماضى را احیا مى کند با علم به اینکه حدوث آن در گذشته فرد واقع شده است. حکماى قدیم آن را عبارت ازقوه اى دانسته اند که مدرکات قوه وهمیه را نگه داشته و یادآورى مى کند.۳

در مقاله پیش رو قوه حافظه را در دو قلمرو وجودى و معرفتى بررسى خواهیم کرد. گفتنى است که به جهت بسط فراوان قلمرو معرفت شناسى قوه حافظه، این جنبه از بحث را به بررسى رویکرد معرفت شناسى حکمت متعالیه اختصاص داده ایم.

 

۱٫ نگاه تاریخى

به لحاظ تاریخى در علم النفس فلاسفه مسلمان دیدگاه هاى گوناگونى در باب قوه حافظه مطرح اند. برخى آن را قوه اى مستقل مى دانند و برخى دیگر به عدم استقلال وجودى آن از دیگر قوا معتقدند. فارابى عموما در قلمرو نفس شناسى گرایشى کارکردى و تقلیل گرا درباره نفس و قواى آن دارد. وى به لحاظ وجودشناختى تفکیکى میان خیال، وهم، متخیله و حافظه قایل نیست و کارکردهاى قواى مزبور را به قوه متخیله احاله داده است. در ذیل کارکردهایى که فارابى براى متخیله لحاظ کرده است، فعل استرجاع نیز مطرح است.۴

ابن سینا با وضع تفکیک دقیق بین قواى نفس، رویکردى منسجم تر در باب این قوه در پیش گرفته است. از دید وى انسان و حیوان واجد قوه ادراک معانى جزئیه، یعنى واهمه اند. از آنجاکه صحت هر ادراکى مستلزم حفظ و یادآورى در موقع لزوم است و کارکرد قوه خیال، تنها در قلمرو صور است، نفس مى بایست واجد قوه اى دیگر باشد که معانى جزئیه اى را که توسط واهمه ادراک شده اند، حفظ و در وقت لزوم یادآورى کند.۵

ظاهرا سهروردى به گونه صریح به تمایز وجودى قوه حافظه از دیگر قوا اعتقاد ندارد. وى سه قوه واهمه، متصرفه و حافظه را قوه اى واحد مى داند که به اعتبارات گوناگون، قواى گوناگون از آن انتزاع مى شود.۶ از نظر وى حافظه در تجویف آخر دماغ قرار دارد و کارکردش خزانه دارى قوه وهم است؛ همچون قوه خیال که خزانه قوه حس مشترک است.۷

ملّاصدرا در باب قوه حافظه نگاهى معرفت شناختى دارد. از دید وى، حافظه خزانه دار قوه واهمه است که به جهت قوت در یادآورى صور مخزون خود، مسترجعه نیز خوانده مى شود.۸ ملّاصدرا به جهت کثرت افعالى که حافظه در اعتبارات گوناگون انجام مى دهد، وحدت آن را اعتبارى مى داند و البته این به معناى تزاید قواى باطنى نفس نیست.۹ وى حافظه را قوه اى مجرد از ماده مى شمارد که استعداد حصول آن تجویف آخر دماغ است، نه محل آن؛ در نتیجه قوه حافظه با مرگ نابود نخواهد شد.۱۰

علّامه طباطبائى به جهت اهمیت فراوان قوه حافظه، حیات موجودات بدون قوه حافظه را بسیار صعب و تقریبا ناممکن مى داند؛ در نتیجه به نظر ایشان هیچ حیوانى را نمى توان فاقد قوه حافظه دانست.۱۱ ایشان در جهت تبیین بهتر مسئله، حافظه را قوه اى واجد شدت و ضعف در حیوانات مى داند. از نظر علّامه طباطبائى، نهایت سخن در باب برخى از حیوانات، اثبات ضعف قوه حافظه است، نه فقدان حافظه.۱۲

۲٫ قوه حافظه از دیدگاه وجودشناختى

۱ـ۲٫ اثبات قوه حافظه

در باب اثبات استقلال وجودى قوه حافظه در فلسفه اسلامى، از فحواى کلام فلاسفه مسلمان مى توان دلیلى با این تقریر را ارائه داد: معانى جزئى وهمى بالضروره مى بایست در مخزن و محلى حفظ شوند. به جهت استحاله اجتماع فعل و قبول در قوه واحده، خود واهمه نمى تواند این صور را در خود نگه دارى کند. از سوى دیگر این فعل را نمى توان به قوه خیال انتساب داد؛ زیرا خیال، تنها حافظ صور محسوس است. در نتیجه براى حفظ معانى وهمى و امداد در فرایند ادراک، مى بایست قوه اى دیگر وجود داشته باشد.۱۳

۲ـ۲٫ وجودشناسى قوه حافظه در بستر فلسفه اسلامى

در قلمرو وجودشناسى، رویکرد فلاسفه مسلمان را از دو دیدگاه مى توان بررسى کرد. از دیدگاه اول با نگرشى عمومى و کلى به بررسى رویکرد قاطبه فلاسفه مسلمان در باب قواى نفس پرداخته مى شود. از دیدگاه دوم مى توان با جمع بندى آراى ایشان در باب قوه حافظه، به بررسى وجودى این قوه پرداخت.

۱ـ۲ـ۲٫ رویکرد عام: تحلیل تاریخى نشان مى دهد که قاطبه فلاسفه مسلمان در بررسى وجودشناختى قواى نفس، داراى گونه اى رویکرد تقلیلى بوده اند. مى توان آغاز جدى این رویکرد را به ابن سینا نسبت داد. ابن سینا با طرح مسئله وحدت نفس، قوا را فروع آن مى داند. وى مى گوید: «فهذا الجوهر فیک واحد، بل هو انت عندالتحقیق. وله فروع من قوى منبثه فى اعضائک.»۱۴ او حتى در طبیعیات کتاب شفا، قوا را استعداد و شئون نفس به شمار آورده است: «لیس لا واحد منهما هو النفس الانسانیة، بل النفس هو الشى ء الذى له هذه القوى. و هو کما تبین جوهر منفرد وله استعداد نحو.»۱۵ رویکرد تقلیلى فلاسفه مسلمان در مکتب اشراقى سهروردى شدت یافت. سهروردى با طرح نقش اعدادى و مظهرى قوا براى نفس، گامى بلند را در جهت انتزاعى کردن قواى نفس برداشت. از نظر وى، قواى نفس را مى توان مظاهر جسمانى و یا متعالى اسفهبد ناسوت دانست و تغایر آنها از جهت اعتبارات گوناگون اسفهبد، و نسبت آن با بدن است.۱۶

15,000 ریال – خرید
 

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله بررسى نظریه والزر درباره فلسفه سیاسى اسلامى
  • مقاله روش‌شناسى فلسفه اسلامى
  • مقاله تبیین وجودى و معرفتى حسّ مشترک در فلسفه اسلامى
  • مقاله ردّپاى یک پاسخ مدرن به پارادوکس دروغگو در سنّت فلسفه اسلامى
  • برچسب ها : , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      سه شنبه, ۵ بهمن , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.