مقاله تعلیم و تربیت و دنیای ناشناخته دینی کودکان


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله تعلیم و تربیت و دنیای ناشناخته دینی کودکان مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۳۱  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله تعلیم و تربیت و دنیای ناشناخته دینی کودکان نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

فهرست مطالب

چکیده   ۱
مقدمه   ۲
روان‌شناسی دینی مخاطبان   ۳
مراحل رشد تفکر دینی در کودکان و نوجوانان   ۳
۱٫ دورة تفکر پیش‌مذهبی:[۳۲۴] هفت تا هشت‌سالگی   ۴
۲٫ دورة تفکر مذهبی ناقص اول:[۳۲۵] هفت تا نه‌سالگی   ۵
۳٫ دورة تفکر مذهبی ناقص دوم:[۳۲۶] ۹ تا ۱۱سالگی   ۶
۴٫ دورة اول تفکر مذهبی شخصی:[۳۲۷] ۱۱ تا ۱۳سالگی   ۷
۵٫ دورة دوم تفکر مذهبی شخصی:[۳۲۸] ۱۳سالگی به بعد   ۷
درک کودکان از مفاهیم دینی   ۸
۱٫ مفهوم خدا   ۹
۲٫ مفهوم نبوت   ۱۱
۳ . مفهوم معاد   ۱۵
۴٫ مفهوم عدل الهی   ۱۷
دو دورة کلی در تعلیم و تربیت دینی کودکان   ۱۸
وظایف اساسی در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان   ۲۱
۱٫ نشانه‌شناسی دینی   ۲۱
۲٫ تأکید بر رفتارهای دینی   ۲۲
۳٫ انگیزش احساس‌ها و عواطف   ۲۲
۴٫ هشیاری دربارة برداشت‌های خام   ۲۲
۵٫ تقویت تصویر محبت‌آمیز از دین   ۲۳
منابع   ۲۶

 

منابع

ـ باهنر، ناصر، آموزش مفاهیم دینی همگام با روان‌شناسی رشد، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، چ نهم، ۱۳۸۶٫

ـ باهنر، ناصر، رسانه‌ها و دین: از رسانه‌های سنتی اسلامی تا تلویزیون، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات و سنجش برنامه‌ای صدا و سیما، چ دوم، ۱۳۸۷٫

ـ خادمی، عزت، «درک کودکان دبستانی از مفاهیم دینی»، تعلیم و تربیت، ش ۲۷ و ۲۸، ۱۳۷۰

ـ رحمان‌دوست، مصطفی، قصه‌گویی، اهمیت و راه و رسم آن، تهران، رشد، ۱۳۶۹٫

ـ شعاری‌نژاد، علی‌اکبر، روان‌شناسی رشد، تهران، اطلاعات، ۱۳۶۷٫

ـ مک کوایل، دنیس، مخاطب‌شناسی، ترجمة مهدی منتظرقائم، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌، ۱۳۸۰٫

ـ نادری، عزت‌الله و سیف نراقی، مریم، «چگونگی پاسخ‌گویی کودکان ۳ تا ۱۳ سال تهرانی به سؤالاتی دربارة مفهوم خدا»، مجموعه مقالات سمپوزیوم جایگاه تربیت در دورة ابتدایی، تهران، وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۶۹٫

-Ang, Ien, In the Realm of Uncertainy, in Crowley & Michelle (eds) Communication Theory, Black well Publisher, 1987.

-Bastide, Derek, Religious Education 5-12, the Falmer Press, London & New York, 1987.

-Cox, Edwin, Problems and Possibilities for religious education, Hodder and Stoughton, London, 1983.

-Fisk, John, Television Polysemy & Popularity, in Avery & Eason (eds), Critical Perspectives on Media & Society, Guilford Press, 1991.

-Goldman, Ronald, Religious Thinking from Childhood to Adolescence, Rutledge & Regan Poul, London, 1964.

-Goldman, Ronald, Rediness for religion, Rutledge & Regan Poul, London, 1965.

-Harms, E, The development of Religious Experience in childrens, 1944.

چکیده

 

امروزه، کودکان ما در سپهر بی‌کران اطلاعات و ارتباطات، و در معرض پیام‌های بی‌شمار دینی قرار دارند که این مسئله، هشیاری دربارة این مخاطبان کم‌سن وسال را وظیفه‌ای انکارناپذیر می‌سازد. یکی از مباحثی که دست‌اندرکاران حوزة تعلیم و تربیت دینی باید به‌طور گسترده با آن آشنایی پیدا کنند، نحوة استنباط کودکان در سنین مختلف، از موضوعات و مفاهیم دینی است. به‌یقین، شالودة تفکر دینی آنان را می‌توان در همین مفاهیم و برداشت‌های گوناگون جست‌وجو کرد. اگر درصدد هستیم تا پیام‌رسانی مذهبی، متناسب با ویژگی‌های دانش‌آموز را برنامه‌ریزی کنیم، ناچاریم در دنیای کودکانة آنان گام نهاده، از دید آنها به معارف دینی بنگریم.

 

مراحل رشد و تکامل درک دینی کودکان و نوجوانان، به دوره‌های سه‌گانة تفکر مذهبی شهودی، مذهبی عینی و مذهبی انتزاعی تقسیم می‌شود.

 

براین‌اساس، می‌توان تعلیم و تربیت دینی کودکان را در دو دورة کلی خردسالان ۵ تا ۹ سال و کودکان ۹ تا ۱۳ سال برنامه‌ریزی کرد. تعلیم و تربیت دینی خردسالان باید توأم با بازی، شوخی، سرگرمی و داستان‌گویی باشد تا ارتباط مربی و متربی از جاذبه و تأثیر لازم برخوردار شود؛ در دورة دوم نیز استفاده از داستان، شعر، سرود، نمایشنامه و فعالیت‌های عملی و هنری مختلف و سرگرمی‌های گوناگون، یکی از ضرورت‌‌های تعلیم و تربیت به‌‌شمار می‌آید.

 

کلیدواژه‌ها: تعلیم و تربیت، دین، روان‌شناسی، کودک.

 

مقدمه

 

دلیل عمدة عدم موفقیت دربارة تربیت دینی کودکان، نقص در برنامه‌هاست نه در کودکان. عدم آگاهی از برداشت‌های کودکانه، تعلیم و تربیت ما را دچار نواقص و کمبودهای گوناگونی خواهد کرد؛ از جمله اینکه سبب خواهد شد معارف دینی در سطوحی ارائه شود که با فهم کودکان متناسب نباشد و گاه این مایة خستگی‌ و دل‌زدگی آنان از معارف دینی و حتی اصل اسلام می‌‌شود. افزون بر اینکه تفکر خام و محدود، آنان را نه‌تنها از تصورات و برداشت‌های غیرواقعی نجات نمی‌بخشد، بلکه این تصورات دور از واقعیت را تقویت خواهد کرد؛ زیرا کودک ناچار است برای درک مفاهیمی فراتر از استعداد خویش، به همان تفکرات کودکانه و خام روی آورده، از این طریق خود را قانع سازد. ازاین‌روی، ضروری است دست‌اندرکاران تعلیم و تربیت دینی با پژوهش‌های انجام‌شده دربارة برداشت کودکان و نوجوانان از مفاهیم دینی آشنایی پیدا کنند و یافته‌های آنها را مد نظر داشته باشند.

 

در این مقاله، بر اساس تحقیقات میدانی و نظری صورت‌گرفته، به مراحل رشد و تکامل درک دینی کودکان و نوجوانان می‌پردازیم و به برخی از برداشت‌های کودکان از مفاهیم دینی اشاره می‌کنیم. در پایان، وظایف اساسی در تعلیم و تربیت دینی این مخاطبان کم‌سن‌وسال را مرور خواهیم کرد.

 

روان‌شناسی دینی مخاطبان

 

سنت مطالعات فرهنگی، در مرز میان علوم اجتماعی و علوم انسانی قرار دارد. در حوزة روان‌شناسی، مکاتب مختلفی برای مطالعه و بررسی وجود دارد که از جملة آنها می‌توان به دو مکتب رفتارگرا و شناخت‌گرا اشاره کرد. رفتارگرایی بر تغییرات قابل مشاهده در رفتار تأکید داشته، و یادگیری را در یک فرایند ارتباطی بین محرک و پاسخ تحلیل می‌کند؛ حال‌آنکه شناخت‌گرایی، بر مطالعة فرایندهای درونی انسان و درک و تفکر او متمرکز است و تفسیرگر برداشت‌ها و دریافت‌های درونی او می‌باشد. مکتب شناخت‌گرا در روان‌شناسی، با سنت مطالعات فرهنگی و درنتیجه نظریة دریافت،[۳۱۵] پیوندهای مفهومی و روش‌شناختی عمیقی دارد.[۳۱۶] در این دیدگاه، این پیش‌فرض وجود دارد که پیام‌های رسانه‌‌ای دارای معانی ثابت یا ذاتی نیستند، بلکه به هنگام دریافت محتوا از سوی مخاطب است که آنها معنا پیدا می‌کنند. به‌این‌ترتیب، مخاطب مولد معناست و آنها را بر پایة مختصات ذهنی و شرایط فرهنگی خود دریافت و تفسیر می‌کند.[۳۱۷]

 

از نظر نگارنده، دیدگاه شناخت‌گرا زمینه‌ای را فراهم می‌آورد که پیام‌آفرینان با نحوة استنباط کودکان و نوجوانان در سنین مختلف از موضوعات و مفاهیم دینی آشنایی پیدا کنند و با پذیرش نوعی مخاطب‌محوری در ارتباطات، به‌ راه ‌حل‌های نوین و بسیار مؤثری در ارتباطات دینی دست یابند. خوشبختانه در سال‌های اخیر، موفقیت‌های قابل‌ توجهی بر اثر این توجهات به دست آمده، که مجموعه کتاب‌های درسی هدیه‌های آسمان در دوره ابتدایی که به‌تازگی چاپ شده است، گواه این معناست. اما متأسفانه موارد متعددی نیز پیش‌ می‌آید که وظایف اساسی در برنامه‌‌های دینی کودکان حکایت از واگرایی میان رسانه‌های سنتی، مکتوب و الکترونیک در حوزة ارتباطات دینی دارد.[۳۱۸]

 

مراحل رشد تفکر دینی در کودکان و نوجوانان

 

یکی از مباحثی که برای شناخت عمیق مخاطبان تعلیم و تربیت دینی و دوری از تعامل ناآگاهانه با آنان به‌ویژه در سنین پایین‌تر ضرورت دارد، رشد تفکر دینی است. دراین‌زمینه، کارهای متعددی صورت پذیرفته است که از جملة آثار کلاسیک می‌توان به تحقیق سال ۱۹۲۹م ژان پیاژه با عنوان «چگونگی تفکر کودکان دربارة طبیعت» و تحقیق سال ۱۹۳۰م در مسئلة «جاندارپنداری» و نظریة هارمز[۳۱۹] اشاره داشت. یکی دیگر از کسانی که به موضوع رشد و تکامل تفکر دینی توجه کرد، رونالد گلدمن بود که بر اساس تحقیقات وسیع میدانی خود، دو کتاب دراین‌زمینه تألیف کرد.[۳۲۰] در اینجا به بیان مراحل رشد درک دینی بر پایة نظریة گلدمن ـ که تحقیقات او در روان‌شناسی دینی تأثیرات مهمی را در عالم تعلیم و تربیت بر جای نهاده است‌ـ می‌پردازیم. شایان ذکر است که بر اساس شیوه‌های تحقیقی او، پژوهشی گسترده در ایران صورت پذیرفت و نتایج مشابهی به دست آمد[۳۲۱] که ما را در توجه بیشتر به نظریة او علاقه‌مند ساخته است.

 

به‌طورکلی، در نظریة گلدمن، وجود سه مرحلة تفکر شهودی، عملیات عینی و عملیات صوری نظریة پیاژه در درک مفاهیم دینی نیز تأیید شد؛ اما با این تفاوت که مرحلة عملیات عینی در زمینه‌های مذهبی، مدت زمان بیشتری به طول می‌انجامد و تا حدود سن عقل (سیزده یا چهارده‌سالگی) ادامه می‌یابد. این مهم نشان می‌دهد که نباید مباحث و تعالیم دینی را با سایر مباحث علمی مقایسه کرد. اما چنانچه تجربه‌های مذهبی کودکان در خانه، مدرسه و محیط‌های مذهبی افزون شوند و شیوه‌های تعلیم و تربیتی مناسبی به‌کار رود، می‌توان از این تأخیر کاست؛ وگرنه با بزرگ‌سالی مواجه می‌شویم که هنوز در تفکر دینی خود درگیر محدودیت‌های کودکی خود است و درک ناقصی از مفاهیم دینی دارد.[۳۲۲]

برای آشنایی اجمالی با این مراحل، به‌اختصار به هریک اشاره می‌شود:[۳۲۳]

 

1. دورة تفکر پیش‌مذهبی:[۳۲۴] هفت تا هشت‌سالگی

 

در این دوره، دو ویژگی عمدة خودمحور بودن و تک‌کانونی نبودن در تفکر خردسالان مشاهده می‌شود. این دو ویژگی که پیش از این توضیح داده شد، در فهم داستان‌ها و معارف دینی نیز تسری می‌یابد و درک آنها را با نواقص و محدودیت‌های فراوانی مواجه می‌کند. برای مثال، وقتی داستان برانگیخته شدن حضرت موسی(ع) در آن ایستاد مقدس بود، او پاسخ داد: زیرا روی زمین، علف سبز شده بود. این نمونه که مبتنی بر ویژگی تک‌کانونی بودن درک مذهبی خردسالان است، نشان می‌دهد آنچه ممکن است در یک رویداد برای بزرگ‌سالان محور اصلی باشد ـ مانند مقدس بودن آن سرزمین به سبب سابقة پرشکوه آن ـ در نظر او جزئی مبهم و غیرمهم به‌شمار می‌آید و جزء دیگری ـ مانند سرسبز بودن زمینه‌هایش ـ که برای بزرگ‌سالان بی‌اهمیت است، نزد کودک بااهمیت‌ترین جزء تلقی می‌شود. بنابراین مربی کودک باید مراقب این بدفهمی‌ها باشد و بداند که برداشت کودک از داستان‌هایی که می‌شنود، چگونه است.

کودکان در این سنین، بسیاری از واژه‌های مذهبی را به‌کار می‌برند، اما معانی آنها را نمی‌یابند. کسی که بر این نکته واقف نباشد، به سبب سهولت به‌‌کارگیری زبان مذهبی توسط آنان، به خطا تصور می‌کند که کودکان از قدرت فهم مذهبی بالایی برخوردارند. تفکر مذهبی در این مرحله، ماهیتی سحری و افسانه‌ای دارد. ازاین‌روی، برخورد کودک با داستان‌ها و معارف دینی، همگون با تصوری است که از افسانه‌ها و داستان‌های خیالی دارد. نمونة زیر که حاصل گفت‌وگوی یک پژوهشگر با یک کودک پنج‌ساله دربارة مفهوم خداست، می‌تواند این ویژگی را به‌خوبی روشن کند؛ کودک می‌پندارد خدا در هواست و از آنجا در بعضی وقت‌ها با دست‌هایش باران و آب را به زمین می‌ریزد. خداوند با نورش که مانند خورشید است، ما را می‌بیند و در شب‌ها با نور شبی ما را می‌نگرد.

 

2. دورة تفکر مذهبی ناقص اول:[۳۲۵] هفت تا نه‌سالگی

 

پیش از اینکه کودکان از محدودیت‌های تفکر شهودی رهایی یابند، یک دورة واسطه پدیدار می‌شود. در این دوره، کودکان تلاش می‌کنند از محدودیت‌های تفکر شهودی خارج شوند و به مراتبی از تفکر عملیاتی عینی برسند؛ اما هنوز ناموفق‌اند و دچار اشتباه‌هایی آشکار می‌شوند. آنان بهتر می‌توانند با پیوند واقعیت‌ها به یکدیگر، تجربیاتشان را دسته‌بندی کنند و تعمیم دهند که به‌مراتب کمتر تک‌کانونی است. در این دوره، خودمحوری کودک بسیار کاهش می‌یابد. همچنین، تفکر عینی کودک این مزیت را دارد که درکش از مفاهیم مذهبی، کمتر رنگ خیال دارد.

 

نشانة دیگر این تفکر آن است که مفاهیم مذهبی را که غالباً انتزاعی و کنایی هستند، به همان معنای تحت‌اللفظی و تجسم‌یافته معنا می‌کند. برای مثال، اگر ترجمة عبارت «یدالله فوق ایدیهم» یا «اهدنا الصراط المستقیم» برای او بیان شود، تصورش از دست خدا و نیز راه مستقیم، همان معنای تحت‌اللفظی و عینی است.

 

وقتی از کودک دربارة چگونگی شکافته شدن آب در داستان حضرت موسی(ع) و عبور بنی‌اسرائیل از آن سؤال شد، او پاسخ داد: خدا این کار را انجام داد. او در وسط آب بود و به‌وسیلة بازوها و پاهای خود، آب‌ها را فشار داد و آنها را از هم باز کرد. پرسیده شد: آیا بنی‌اسرائیل موقع عبور کردن از آب‌ها خدا را دیدند؟ او پاسخ داد: نه، خدا زیر آب‌ها و سنگ‌ها بود. اما آن‌گاه که پرسیده شد: اگر او زیر آب‌ها بود پس چگونه آب را شکافته نگاه‌داشت؟ وی گفت: نمی‌دانم. این نمونه نشان می‌دهد که کودک در تفکر دینی خود، محدود به تفکر عینی است. به‌ ناچار، باید برای توجیه شکافته شدن آب، دست و پایی را تصور کند که به‌وسیلة آنها، آب‌ها کنار روند و عبور از میان آنها میسر شود. این مسئله، درنتیجة درگیری و محدودیت او با ملموسات و عینیاتی است که همه‌روزه با آنها سروکار دارد. همچنین، این نمونه نمایانگر آن است که او در پی یک تفکر نظام‌دار و منطقی ـ هرچند به‌صورت محدود ـ تلاش می‌کند. درحالی‌که در دورة گذشته، هیچ نوع ارتباط منطقی میان حوادث وجود نداشت و کودک به‌صورتی سحرآمیز و جادویی آنها را با یکدیگر ارتباط می‌داد. با این‌حال، این تفکر خام و پر از اشتباه است و کودک قضاوت‌هایی نامطمئن دارد که با یک اشکال سادة پرسشگر در هم می‌شکند و نمی‌تواند راه چاره را بیابد.

 

3. دورة تفکر مذهبی ناقص دوم:[۳۲۶] ۹ تا ۱۱سالگی

 

این دوره را می‌توان دورة تفکر مذهبی عینی نامید که با تفکر عملیاتی عینی مشخص می‌شود. ازاین‌روی، کوشش‌های کودکان برای درک و تفسیر مفاهیم مذهبی، به‌واسطة طبیعت عینی تفکرشان دچار مشکل می‌شود و برخلاف دورة پیش، منطق استقرایی و قیاسی موفقی به‌کار می‌رود، ولی به مسائل عینی، تجارب مشهود و اطلاعات محسوس محدود می‌شود. رشد تفکر عملیاتی، شتاب حرکت صعودی کودکان را از خیال‌پردازی به سطوح بالاتر تفکر بیشتر می‌کند و تفکر نظام‌دار در ارتباط دادن دو یا چند موضوع امکان‌پذیر می‌شود. پاسخ به نحوة شکافته شدن آب در داستان حضرت موسی(ع)، نشان می‌دهد که کودک در این سنین از طریق توجیه‌های فیزیکی به دنبال دستیابی به واقعیت‌هاست و نسبت به دورة پیش در منظم کردن تفکرش موفق‌تر است. او معتقد است خدا با بازوهایش آب‌ها را کنار زد و به دلیل اینکه دست‌های خدا نامرئی هستند، آنها را نمی‌توان دید. وقتی که بنی‌اسرائیل گذشتند، او دست‌هایش را کنار کشید و آب‌ها روی هم ریختند.

 

با مقایسة نمونه بالا با نمونة مشابه آن در دورة قبل، می‌توان بیشتر به این موفقیت در منظم کردن تفکر پی برد. هر دو در استفاده از توجیه‌های مادی و عینی مشترک‌اند، اما او با نامرئی ساختن دست‌ها، درحقیقت مشکلی را که کودک در دورة قبل از عهدة پاسخ‌گویی به آن برنیامده بود، برطرف کرد.

۴٫ دورة اول تفکر مذهبی شخصی:[۳۲۷] ۱۱ تا ۱۳سالگی

 

25,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله رابطه تعلیم و تربیت با تأکید بر دیدگاه اسلام
  • مقاله تربیت عبادی کودکان
  • مقاله ویژگی‌های تعلیم و تربیت مبتنی بر علم حضوری در نظر علامه طباطبایی
  • تحقیق ارتباط رفتارهای دینی و خودآگاهی با نارسایی‌های شناختی در میانسالان
  • مقاله نقش رفتارهای دینی در بهداشت روانی
  • برچسب ها : , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      شنبه, ۲ بهمن , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.