مقاله زیلو


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

زیلو

زیلو بافی یکی از هنرهای با ارزش بوده که نشان از دقت نظر و نگاه ظریف وزیبا پسند ایرانیان دارد. این که این هنر نخست از کدام نقطه از ایران بزرگ برخاسته به درستی نمی‌توان مشخص کرد؛ چرا که تاریخی دقیق تر وجود ندارد و منابع مکتوب نیز دارای آن چنان اطلاعاتی نیستند که بتوان از روی آن‌ها سوابق تاریخی زیلو را بررسی کرد.

 در منابع تاریخی موجود نیز مشخصاً به زیلو پرداخته نشده و تنها هر کجا نامی ‌از بنایی خاصه مساجد بوده در توصیف موقعیت و دارایی‌های آن مسجد نامی ‌از زیلو نیز به میان آمده است؛ با توجه به اینکه این نوشتارها نیز اطلاعات کمی ‌از زیلوهای بعد از اسلام به دست می‌دهند و مطلبی درباره ویژگی‌های این هنر در قبل از اسلام ندارند.

 درباره چگونگی شکل گیری این هنر برخی نیز بر این نظرند که زیلوبافی متأثر از حصیربافی و مرحله تکامل یافته حصیربافی است و برخی نیز واژه زیلو ( zillu ) را در فرهنگ غرب برخاسته از همین هنر حصیربافی می‌دانند و معتقدند که این واژه از فرهنگ ایران به غرب راه یافته و نتیجه آنکه چون زیلو شباهت بسیاری به حصیربافی دارد، بدین نام شهره شده است.

 زیلو که بافت آن در استان یزد و خاصه در شهری چون میبد از جایگاهی والا برخوردار بوده است، از قدیمی‌ترین محصولات صنایع دستی استان به شمار می‌رود، به طوری که در میبد قدمت آن به پیش از اسلام می‌رسد و حتی عقیده بر این است که زیلو از ابداعات آن خطه بوده و گسترش بافت آن به وسیله استادکاران میبدی صورت گرفته است.

 زیلو فرش دشت‌های کویر، دارای ظاهری ساده، خنک و با دوام است که می‌تواند طراوت شن‌های کویر را در شب‌های تابستان به تن آدمیان گرما زده بنشاند و خستگی روز را از تن آنها بیرون کند.

خاستگاه این فرش و مرکز گسترش آن در میبد بوده اگر چه باید دانست که استادکاران میبد دیر زمانی است که با زیلوبافی آشنایی دارند و قطعاً در شیوه بافت و نقوش آن دخل و تصرفاتی کرده اند، ذکر این نکته که میبد خاستگا هنر و صنعت زیلوبافی بوده و زیلو بافان میبد آن را به دیگر شهرها برده و گسترش داده اند، خالی از اغراق نیست.

 اگر چه ذکر این نکته لازم است که آن چه از زیلوهای قدیمی‌در مساجد استان یزد می‌توان یافت عمدتاً در کارگاه‌های زیلوبافان میبد طراحی و اجرا شده است که برخی از این زیلوها ثبت و ضبط تاریخی پیدا کرده و بسیاری نیز به سبب بی توجهی از بین رفته اند.

هنر زیلوبافی در منطقه میبد رو به احیاء است و با کمک بخش خصوصی کارگاه‌آ موزشی زیلوبافی با هدف تولید و آموزش کارآموزان در شهرستان میبد راه‌اندازی شده است.

این رشته‌از صنعت، به دلیل ویژگی‌خاص کاربری، عدم وابستگی به فناوری خارج، اشتغال زایی و رابطه با صنعت جهانگردی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

 زیلوبافان میبدی این صنعت را از ابداعات اجداد خود می‌دانند و از گذشته روستاها و شهرهای‌این منطقه ‌مرکز زیلوبافان ایرانی بوده و اینک نیز کارگاه‌های زیلوبافی در این شهرستان دایر و فعال است.

 نفیس‌ترین زیلوی میبد نیز متعلق به قرن ۱۲ هجری قمری است که بر روی آن ۲۴ سجاده طراحی شده و در حاشیه آن نام واقف و تاریخ ۱۱۸۸ هجری قمری نقش بسته است.

zilo_bankmaghale.ir

زیلو وتاریخچه مختصر آن

در فرهنگ دهخدا زیلو بااین جمله تعریف شده است: “پلاس وگلیم راگویند وآنرا شطرنجی نیز خوانند” ودر توضیح پلاس آمده است:”قسمتی پشمینه که گستردنی باشد شبیه جاجیم. چیزی مثل کرباس که از پوست درخت سن بافند”. زیلو یکی از قدیمیترین محصولات دست بافته است که ازدیرباز در شهرستان میبد واقع در ۵۰ کیلومتری یزد بافته ‌می‌شده است. بنظر میرسد این صنعت در میان اعراب پیش ازاسلام نیز وجود داشته است.

شهرهای دیگری که زیلوبافی در آنها رواج داشته است عبارتند از: جهرم، سیستان، کاشان، اصفهان و مشهد. در این رابطه از محلی به نام “بشنیغان” در میبد نام برده شده است که گویا خاستگاه هنر زیلوبافی بوده است.

این دستبافته زیبا خاص مناطق حاشیه کویر میباشد و علاوه بر تطابق این فرش بانوع زندگی مردم منطقه و معتقدات مذهبی آنها، تاثیر معماری ،طبیعت و گویش مردم این ناحیه بر نقش ،رنگ و نام زیلوها انکارناپذیر است.

نوشتن تاریخ و سابقه زیلوبافی وعلل تکوین وپیدائی آن بسی دشوار است. برخی سابقه زیلوبافی در میبد را تا قرن هشتم به دوره مظفریان مسبوق می‌دانند و برخی دیگر سابقه وقدمت آن را کمتر از این تصور می‌کنند. ناصرخسرو قبادیانی در سفرنامه در ضمن توصیف وضعیت و موقعیت شهر تون (فردوس کنونی) مینویسد: “گفتند در این شهر چهارصد کارگاه بود که زیلو بافتندی …”.احتمالا قدیمی‌ترین سندی که از زیلو وزیلوبافی نام برده است ،همین سفرنامه ارزشمند است. نگارنده را گمان بر آن است که وجود راه مستقل میبد به خراسان و ارتباط وتبادل تجاری وفرهنگی مردم این خطه با اهل آن سامان سبب انتقال این صنعت از آنجا بدین جا شده است.

یکی از قدیمی‌ترین و درعین حال نفیس‌ترین زیلوهایی که در میبد موجود است ،متعلق به قرن ۱۲ است و بر آن ۲۴ سجاده طرح شده است. رنگهایش با مختصر اختلاف در مجموع همانند و چشم نواز است. درحاشیه این زیلوی نفیس این جملات که کلمات آن به چندرنگ و ترتیب مختلف است ،مشاهده می‌شود: ” وقف صحیح شرعی نمود جناب ستوده آداب حاج الحرمین الشرفین حاجی عبدالرشید خلف مرحوم عبدالغنی المیبدی بر پیش قبه مسجدجامع مزبور بیرون نبرند مگر در شبستان مسجد مزبوره برند. تحریرا فی سنه شهر ربیع الثانی ۱۱۸۸″.

دو زیلوی کهنه دیگر در مسجد رکن آباد میبد نگهداری میشود: بر روی یکی از آن زیلوها ابیات زیر بافته شده است:

غرض نقشی است کز مابازماند

که هستی را نمی بینم بقائی

مگر صاحبدلی روزی به رحمت

کند در کار درویشان دعائی

سه فرد زیلوی نفیس و خوشرنگ در مسجدجامع هفتادر عقدا نگهداری می‌شود که در نوع خود کم نظیر است. دوفرد از این زیلوها بافته و عمل حاجی باقر میبدی در سنوات ۱۰۷۰و ۱۰۸۳ هجری قمری است. زیلوی تاروپود گسسته ای هم در صحن مسجد نگهداری میشود که قدمت آن به سال ۱۰۲۳ میرسد.

چند نمونه از زیلوهایی که درعهد قاجار بافته شده است را در مساجد میبد ویزد می‌توان دید. یک نوع آن زیلوی آویختنی است به اندازه تقریب یک متر در دومتر، که در سال ۱۲۷۹ توسط عبدالوکیل میبدی یزدی بافته شده و در مسجد میرچخماق یزد آویخته بوده است

زیلو

 زیلو از زیراندازها و بافته‌های روستایی ایران است که در مناطق گرم ایران به ویژه یزد و میبد بافته می‌شود و قدیمی‌ترین زیلوی یافت شده در ایران، زیلویی است که اکنون در مسجد جامع میبد قرار دارد که در سال ۸۰۸ هجری قمری بافته شده است. زیلوبافی از صنایع دستی روستایی معمول در میبد است که تا چند سال قبل صدها خانوار از بافتن آن امرار معاش می‌‌کردند اما در حال حاضر تعداد اندکی از بافندگان سنتی این رشته در میبد باقی مانده اند. به جز زیلویی که قدیمی‌ترین زیلوی ایرانی به شمار می‌رود، زیلوهای منحصر به فرد و تاریخی دیگری نیز در اماکن متبرک این شهر و دیگر مناطق گرم کشور یافت شده که از میان آنها می‌توان به زیلوهای موره در خانقاه «بیداخوید» متعلق به ۹۲۷ و ۹۳۰ هجری قمری و تکه زیلوی مسجد شاه ولی تفت متعلق به ۹۶۳ هجری قمری اشاره کرد. زیلو هرچند به ظاهر یک فرش نخی ساده است اما بررسی فنون و تکنیک بافت آن نشان می‌‌دهد که فرهنگی غنی در پس هر تار و پود آن نهفته است. زیلو در نقش و بافت شباهت بسیاری به حصیر دارد و همانند حصیر یکی از موارد استفاده آن در مساجد، مصلی و اماکن متبرکه است. کارشناسان احتمال می‌‌دهند که زیلو بافی تکامل شیوه بافت حصیر باشد یا اینکه بافندگان آن از شیوه بافت حصیر بهره برده اند. به هرحال زیلو از کهنترین فراورده‌های دست بافته است که دیرینگی آن را پیش از برآمدن اسلام می‌‌دانند. اما در این نکته که خاستگاه این نوع بافته و محل شکل گیری آن کجا است، اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد. میبدی‌ها زیلو را از بافته‌های بومی خود می‌‌دانند و عقیده دارند این بافته ایرانی حاصل تفکر و خلاقیت مردم این خطه است. حتی اگر بخواهیم این تعلق را نفی کنیم، ارتباط و تشابه بسیاری که میان شئونات زندگی مردم و نقوش این بافته‌ها وجود دارد نشان می‌‌دهد که دیر زمانی است میبدی‌ها با آن آشنایی کامل دارند و حداقل در شیوه بافت آن دخل و تصرفاتی کرده اند. از پیشینه زیلو در میبد مدرک مستندی در دست نیست، اما بقایایی از زیلوی بافت میبد در مسجد جامع این شهر قرار دارد که تاریخ ۸۰۸ هجری قمری را نشان می‌‌دهد. همچنین در مسجد شاه ولی تفت زیلویی موجود است که نام شمس الدین قطب الدین میبدی بر آن دیده می‌شود و تاریخ ۹۶۳ هجری بر آن بافته شده است. برخی از ایرانگردان خارجی نیز در سفرنامه‌های خود از زیلوی میبد یاد کرده اند. سر پرسی سایکس، نماینده نظامی انگلیس در ایران به هنگام عبور ازمیبد می‌‌نویسد:«این گلیم‌های قرمز بافت میبد از شهرت خاصی برخوردار است…» و مرادش از گلیم همین زیلو است. زیرا گلیم بافی در میبد مرسوم نبوده است و اطلاق گلیم به زیلو از نظر تشابهی است که بین بافت این دو وجود دارد. تار و پود زیلو از نخ پنبه است و در اندازه‌های ۳ × ۴ و ۲ × ۳ بافته می‌شود. زیلو از نظر کاربرد به ۳ نوع تقسیم شده است که معمولاً تفاوت ظاهری آن در نوع رنگ‌هایی است که انتخاب می‌کنند. زیلوهایی که به رنگ آبی و قرمز می‌‌بافند و به زیلوی جوهری شهرت دارد از نامرغوب‌ترین و ارزان قیمت‌ترین زیلوها است. مرغوب تین نوع زیلو «تفتال» نام دارد که به رنگ سبز و نارنجی است.

مواد اولیه بافت زیلو

مواد خام زیلو نخ و پنبه است که در سال‌های گذشته در محل کشت و توسط دستگاه‌های نخ ریسی دستی ریسیده می‌‌شد. این نخ در اصطلاح «نخ رسمی» نام داشت و زیلویی که با آن بافته می‌‌شد دارای ظرافت کمتری بود اما استحکم بیشتری داشت. از دهه ۴۰ به بعد، پس از تأسیس کارخانجات متعدد نخ ریسی در شهرستان یزد، استفاده از نخ‌های کارخانه‌ای رواج یافت. در گویش محلی تار و پود زیلو را تونه و پوکار می‌گویند. تونه نیازی به رنگ آمیزی ندارد ولی برای استحکام بیشتر باید تابیده شود. برای بافت زیلو حداقل ۲ نفر لازم است که یک نفر استاد و دیگری شاگرد یا پنجه زن است. کار استاد نقش انداختن و پود کشیدن است. اغلب زیلو بافان پس از بافت زیلو آن را به فروشندگان می‌‌فروشند، بنابر این به بسته بندی خاصی نیاز ندارند.

نخ و رنگ

پنبه ماده اولیه و اصلی زیلو محسوب میگردد. امروزه کارخانه های ریسندگی با وسایل مدرن نخ مورد احتیاج زیلوبافان را تولید و عرضه میدارند. در گذشته زنهای خانه دار نخ را می رشته اند.

در گذشته نوعا رنگها از روناس و پوست گردو وانار تهیه میشده است ،اما رنگهایی که امروزه استفاده میشود،تماما شیمیایی است. در گذشته پنبه ای موسوم به “مله” (malla) که رنگ آن متمایل به زرد بود، کاشته میشد و به همان رنگ طبیعی در زیلوبافی مورد استفاده بود.

از لحاظ ترکیب رنگ ،زیلو انواع و اقسامی دارد بدین ترتیب: آبی و سفید- مشکی و سفید- مله و سفید- مله و آبی- قرمز و سفید- آبی و گلی- سبز ونارنجی- فیروزه ای وعنابی- روناسی و سفید.

دستگاه زیلوبافی از ۲ پایه اصلی که شباهتی به دارکول گلیم بافی دارد تشکیل شده است. زیلوبافان این ۲ پایه را “اسون”(osoon) می‌گویند (اسون صورتی از کلمه استن و تستون است). تیر بالا و پایین (نورد)، علم پشت، چوب پشت، کلی(kali)و کمونه اجزای دیگر این دستگاه است. علم پشت چوبی است عمودی به موازات اسونها و “شلیت” به دو سر آن وصل میشود. تعداد مشخصی از تارها به رشته های کلفت و چندگانه شلیت گره زده میشود. اگر استادکار با ۱۳ رشته از رشته های شلیت کارکند وبا عقب و جلو بردن و دردام کمانه انداختن آنها نقش (منظور از نقش در اینجا نقشهای حاشیه نیست که آن مجهای مخصوص واضافه بر این مقدار دارد) مورد نظر را ببافد، می‌گویند نقش زیلو ۱۳ تایی یا سیزده “مجی” است. هرچه تعداد مجها بیشتر باشد، بافتن زیلو پیچیده تر و کار حساس تر می‌شود. در گذشته زیلوهایی بافته می‌شده اند که هفتاد تایی بوده اند.

نقوش زیلو بر حسب مج

نقشها را میتوان به سه نوع تقسیم نمود: پنج تایی(مجی)،هفت تایی و سیزده تایی.

۱- پنج تایی

– چشم بلبلی

– پرگ (parog)

– مهرگ(mohrog) بریده

۲- هفت تایی

– بافتوگ

– پرت توره (پرت در گویش مردم به معنای رد و اثر و توره به معنای شغال است. این نقش شباهت کامل با اثر شغال دارد)

– زلفگ

– مفرش حلقه

– زنجیروگ

– تالوگ

– رکن الدینی

– چار کلگ(kolog)

– سروگ

– خزن قفلی

– چشم بلبلی

۳- سیزده تایی

– گره

– بند رومی

– پیله آبی کار (سفیدکار)

– کلی

– گچ کند

– تالوگ

– سرو

– سینه ریز

– کمری(komori)

– پرت گرگ

– هشت پر بریده

– هشت پر توپر

– چینی

نقش مشترک پنج تایی و هفت تایی ،چشم بلبلی است و نقشهای تالوگ و سروگ هم به صورت هفت تایی و هم به صورت سیزده تایی بافته میشود.

استادان بافنده

در آخر شایسته است ازاستادانی یاد کنیم ،که درطول سالیان دراز به بافت این زیرانداز زیبا همت گمارده اند. قدیمیترین نام بافنده ،بافته شده برروی زیلو، مربوط به “علی بیک ولد استاد حاجی المیبدی” به تاریخ ۱۱۷۶ هجری قمری است که درمسجد جامع ابرندآباد موجود است وبصورت ۵ نقش سجاده ای بافته شده است. از متاخرترین بافندگان زیلو در میبد “حاجی بمان اکبر حقیری” ، “بمانعلی امامی” معروف به “بمانعلی مختار”، “محمد حسن غنی پور” مشهور به “محمد حسن یدالله” و”حبیب باغستانی” هستند که شاید آخرین بازماندگان این هنر اصیل وارزنده وزیبا باشند وجز تعدادی اندک ،دیگر کسی به پویایی این هنر اصیل و ارزنده نمی‌اندیشد وچه بسیارند نقوشی که آرام آرام می‌روند تا به بوته فراموشی سپرده شوند.

اگر زیلو را در جای مرطوب نگه نداریم حداکثر تا ۲۰۰ سال عمر می‌کند و در زیلو ۲ نقش عمده به کار می‌رود یکی نقش حاشیه یا رج و دیگری نقش کار یا زمینه که نقش حاشیه ثابت و یکنواخت است و نقش زمینه بسته به ذوق بافنده تغییر می‌کند.

زیلوهای بزرگ را به صورت کیلویی و زیلوهای کوچک بصورت عددی به فروش می‌رسد.

آرامش در تار و پود ” زیلوهای مساجد ” و تکایای شهرمان موج می‌زند و این معنویت و سادگی با دلهای پاک و پر از صفای روزه‌داران مومن در هم می‌آمیزد.

با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان که مومنان را بیش از گذشته روانه مساجد می‌کند ، زیلوها نیز بر زینت این اماکن افزوده و از اینکه سجده گاه روزه داران شده‌اند به خود می‌بالند.

ارزش معنوی تولیدات این هنر ، به دلیل کاربرد آن در مساجد و تکایا دو چندان است چرا که این هنر با معنویت فضای مسجد و نمازگزاران عجین می‌شود.

به عقیده صاحبنظران ، ” زیلو ” آرامش خاصی به فضای معنوی مسجد می‌دهد و دل روزه داران را صفا و طراوت می‌بخشد.

گرچه امروز به دلیل پیشرفت تکنولوژی ، زیلو جای خود را به انواع فرش ماشینی داده ولی به گفته مسوولان اکنون در حال بازگشت به ارزش معنوی زیلو هستیم.

گفتنی است که بیشترین کاربرد زیلو در اماکن مذهبی از جمله امامزاده‌ها، حسینیه‌ها و مساجد است  گرچه برای فرش کردن این مکانها از فرش‌های ماشینی نیز استفاده می شود امابرخی از این اماکن در سراسر کشور برای بافت زیلو سفارش‌هایی دارند.

برای بافت یک تخته زیلو به حداقل دو نفر نیروی انسانی نیاز است، یک استاد کار که”قبیل” (پود) را در لابلای تار زیلو می‌کشد و دیگری شاگرد که با استفاده از ابزاری که ” پنجه ” نام دارد پودها را می‌کوبد و نقوش ذهنی استاد کار را نمایان می‌سازد.

صنعت زیلو بافی در میبد ، سابقه طولانی دارد و میبدی‌ها بهترین زیلوی کشور را می‌بافند و این صنعت از قدیمی ترین محصولات دست بافت است که در میبد قدمت آن به پیش از اسلام می‌رسد.

هنر زیلوبافی در منطقه رو به احیاء است و با کمک بخش خصوصی کارگاه‌آموزشی زیلوبافی با هدف تولید و آموزش کارآموزان در شهرستان میبد راه‌اندازی شده است.

این رشته‌از صنعت، به دلیل ویژگی‌خاص کاربری،عدم وابستگی به فن‌آوری خارج ، اشتغال زایی و رابطه با صنعت جهانگردی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

زیلوبافان میبدی این صنعت را از ابداعات اجداد خود می‌دانند و از گذشته روستاها و شهرهای‌این منطقه‌مرکز زیلوبافان ایرانی بوده واینک نیز کارگاهای زیلوبافی در این شهرستان دایر و فعال است.

قدمت این‌صنعت به دوره پیش از اسلام باز می‌گردد وقدیمی‌ترین زیلو با قرن‌ها سابقه بافت در مسجد جامع میبد مفروش است.

نفیس‌ترین زیلوی میبد نیز متعلق به قرن ‪ ۱۲هجری قمری است که بر روی آن ‪ ۲۴سجاده طراحی شده و در حاشیه آن نام واقف و تاریخ ‪ ۱۱۸۸هجری قمری نقش بسته‌است.

زیلوهایی هم با دو رنگ آبی و قرمز بافته می‌شود که به زیلوی ” جوهری ” شهرت دارد.

از دیگر زیلوهای قدیمی و بی‌نظیر بافت میبد می‌توان به زیلوی مسجد جامع “هفتادر” در عقدا مربوط به قرن ‪ ۱۱هجری قمری ، زیلوی آویخته در مسجد امیر چقماق یزد مربوط به قرن ‪ ۱۳هجری قمری و زیلوهای کهنه مسجد رکن آباد میبد اشاره کرد.

اگر روزی از روی زیلوی میبد فرشی صنعتی ساخته شود که چند صد سال کار کند و با عرضه به جهانیان میلیونها دلار در آمد برای کشور عاید شود  نباید شگفت زده شد زیرا الیاف اکرولیک و پلی استر برای مبتلایان به اگزمای پوستی و درماتیت آیتوپی مضر است لذا مفروشات طبیعی به مانند “زیلو” بهترین مفروشات برای این بیماران است.

برخی افراد به ویژه کودکان به این الیاف حساس بوده و آلرژی دارند و در برخورد با این الیاف احساس خارش شدید در پوست می نمایند که اینگونه افراد از لباس‌های با الیاف صددرصد نخی استفاده کنند، و همچنین کودکان از نشستن بر روی فرش و موکت خودداری کرده و حتی الامکان از زیلو و ملحفه های چند لایه نخی استفاده کنند.

الیاف پشمی و پتو دارای ارگانیزم‌های بسیار ریز به نام “مایت” بوده که برای افراد مبتلا به بیماری اگزمای پوستی و مبتلایان به بسیار مضر است و از آنجا که این ارگانیزم‌های ریز در مفروشات طبیعی مثل زیلو وجود ندارد لذا استفاده از زیلو  بویژه برای مبتلایان به آسم بسیار موثرتر از فرش و پتو است.

گفتنی است که مسئولین میراث فرهنگی میبد برای حفظ این گنجینه تاریخی اقدام به راه اندازی موزه زیلو در این شهرستان نموده اند

این موزه سال ‪ ۱۳۸۱در محل فرهنگی و تاریخی کاروانسرای میبد راه اندازی شد و در آن ‪ ۱۱۵تخته زیلوهای قدیمی و جدید نگهداری می‌شود.

قدیمی‌ترین این زیلوها متعلق به سال ‪ ۸۰۸هجری قمری است که توسط علی بیدی ابن حاجی میبدی با طرح محرابی و فنون خاصی بافته شده‌است

در سال ۱۳۴۱ از طرف اداره کل موزه‌ها و فرهنگ عامه و آقای هوشنگ پورکریم ماموریت داده شد که به تمام آبادی‌های شهرستانهای محلات، کاشان، اردستان و نایین سفر کند و همه نقشهای محلی آن آبادی‌ها را گرد آوری و بررسی نماید و همچنین هر جا که به گویش ناشناخته، یا مطالب ارزنده ای از زندگی مادی و معنوی مردم آن نواحی برخورد کرد برشته یادداشت درآورد. اینک آنچه که در این گفتار، همراه با عکسها و طرحها از نظر خوانندگان می گذرد خلاصه قسمتی از تحقیقات و کوششهایی است که آقای پور کریم در طی ماموریت خود توانسته است انجام دهد.

هر زمان که از نقش و نگار های ملی ایران سخنی باشد، ناگزیر صدها شاهکار هنری کشور را به یاد می آوریم: قالیها، کاشیکاریها، گچبریها ، پرده‌های زری و قلمکار ….با این یادآوری به کاسه‌های گلی چند هزار سال پیش هم می‌اندیشیم که برای چند نقش ساده در موزه‌ها نگهداری می‌شوند. یاد می‌آوریم کسانی که در راه گردآوری و بررسی این آثار عمری را به زحمت سپری کردند و سازمانهایی که با دلبستگی کتابها و انتشارات و موزه‌هایی را با این نقش و نگارها آراستند راستی از چه روی انسانها شیفته این آثارند؟ در نخستین پاسخ می‌توان گفت که این شاهکارها بهترین تجلی زندگی انسان است و بنیاد این شیفتگی در آن است که همه این آثار با انسان وبا آنچه که بر او گذشت و آنچه که در اندیشه داشت پیوستگی دارد. پس این شاهکارها سزاوار احترام و دلبستگی فراوان است. هنگامی که به آنها می‌پردازیم ، به خود و  به زندگی خود پرداخته‌ایم . اگر کاسه شکسته هزار سال  پیش یا کهنه گلیم نقشین فلان کوره ده یا زیور جامه یک آبادی یا نقش و نگار بر سنگ مزار یک انسان ببینیم، خودمان را دیده‌ایم و خودمان را شناخته‌ایم.

گلیم

گلیم یکی از صنایع دستی زنانه است که بیشتر در مناطق عشایری و روستایی ایران رواج دارد.

گلیم بافتی ساده داشته و با پشم و پنبه و در مواردی با پشم و موی بز بافته می‌شود. وسیله بافت گلیم مانند قالی دارهای افقی یا عمودی می‌باشد و هنگام بافت نخ‌های تار و پود یک در میان از زیر و روی یکدیگر می‌گذرند، مانند بافت ساده یک سبد.گلیم ایران بر حسب مناطقی که آن را می‌بافند دارای شیوه‌های بافت و نقوش متنوع است.یکی از ویژگی‌های گلیم، وفور مواد خام اولیه آن است و به همین دلیل در میان اقوام مختلف تولید می‌شود. مواد اولیه گلیم پشم گوسفند، پشم شتر، موی بز و اسب و پنبه می‌باشد.انواع رنگ و ‌ترکیب‌بندی‌های گوناگون آن از مهم‌ترین عناصر زیبایی و کیفیت گلیم می‌باشد.

گلیم را می‌توان از چندین جهات دسته‌بندی نمود

انواع گلیم از لحاظ ابعاد (گلیم معمولی، گلیمچه، دست گلیم و…تقسیم بندی گلیم از لحاظ جنس تار و پود (گلیم پنبه‌ای، گلیم پشم وپنبه، گلیم ابریشمی و…

تقسیم‌بندی گلیم ار نظر نوع بافت (گلیم یگ رو، گلیم دورو، گلیم سوزنی و…تقسیم‌بندی گلیم از نظر محل بافت (گلیم بلوچی، گلیم کردستان و…مهم‌ترین مناطق گلیم بافی در ایران عبارتند از: گلیم سنه، گلیم بیجار، گلیم شاهسون، گلیم زرند، گلیم‌های ورامین و گرمسار، گلیم قشقایی، گلیم بختیاری، گلیم منطقه خراساندر گذشته گلیم بیشتر برای مصارف خانگی تولید می‌گردید، اما امروزه به خاطر توجه جهانگردان غربی و هجوم آنها تبدیل به یک تجارت پر سود بین‌المللی گردیده است

پلاس نیز نوعی گلیم است و موارد استفاده ای چون گلیم داردو دربیش ترمناطق روستایی بافته می شود پلاس بافی معمولا با موی بز انجام می ‌گیرد ولی در روستای خور نوی دیگر پلاس بافی با روگ ( تکه پارچه ) انجام می ‌گیرد. برای بافت پلاس ابتدا دار پلاس را به وسیله میخ سرپا می‌کنند سپس شت‌ها را از دو «سرکار» و « کون کار» می ‌گذرانند و بعد به خاطر این‌که تارها به هم‌دیگر نرسد و به هم نخورد روی چوب کار را گلی می ‌کنند و سپس به وسیله ماسوره و نخ پلاس را می‌بافند برای بافت پلاس باروگ ابتدا چند ردیف شت‌ها را می‌چینند که به آن ساده می‌گویند بعد به وسیله تک‌های پارچه که به آن روک می‌گویند؛ شروع به بافت پلاس می‌نمایند

ایجاد نقش بر سطح گلیم با عبور نخهای رنگی پود میسر می شود..گلیم انواع مختلفی دارد از جمله گلیم نقش برجسته و گلیم سوزنی یا « رند» برای بافت گلیم معمولاً از نقشه استفاده نمی کنند. نقشه ها ذهنی هستند و معمولاً از طرح هایی استفاده می شود که از نسل های گذشته به حال انتقال یافته و تغییرات جزیی در همان چهارچوب آداب و رسوم موجود در منطقه است. البته در سالهای اخیر با راه یافتن گلیم بافی به مناطق شهری و روستایی استفاده از نقشه تا حدودی درگلیم بافی رایج شده است.  برای رنگرزی نخ های پشمی مورد مصرف در پود گلیم از رنگهای گیاهی یا رنگهای شیمیایی استفاده می شود.

گلیم گل برجسته یا گلیم سوزنی از بافته های خاص منطقه فارس و ایل قشقایی بویژه طایفه کشکولی است. این بافته شباهت به گلیم دارد با این تفاوت که قسمت هایی از آن به صورت پود پیچی بافته می شود و به شکل برجسته در روی کار نمایان است. جاجیم های گل برجسته معمولاً زمینه ای روشن دارند و نقوش آنها دارای رنگهای متنوع و ترکیبی از نقوش گلیم و قالی است. بافت آن از تار و پود پشمی یکرنگ است. ابعادش معمولاً همان ابعاد گلیم و ابزار کار و حتی نحوه چله کشی این بافته دقیقاً همانند گلیم است. رند, نوعی گلیم بسیار ریزبافت و ظریف منطقه فارس است که به آن سوزنی هم می گویند. این بافته فرش مانند از کارهای زیبای عشایر قشقایی است. شیوه بافت آن مانند ورنی و شیرکی پیچ به طریق پودپیچی است. این بافته که مانند سایر بافته های ایلی بر روی دار افقی بافته می شود جنبه خودمصرفی دارد و به علت وقت گیر بودن در مناطق قشلاقی ایل بافته می شود. در این نوع بافته به علت پودپیچی به دور تارها و استفاده از پود نازک و قطع نکردن پودهای اضافی, بافته ای که به دست می آید یک رو بوده و درشت کارکه می توان پودهای اضافی را دید. رنگ این نوع بافته معمولاً تیره و روشن و نقوش آن همان نقوشی است که در قالی و گلیم به کار می رود..

ولید گلیم در جوامع عشایری روستایی تقریباً حالت حرفه ای غیر دایم و فصلی دارد و بافندگان آنکه اکثر زنان و دختران خانه دار هستند به موازات سایر فعالیتهای خود از اوقات فراغتشان برای بافت گلیم استفاده می‌کنند. قسمت عمده گلیمهای تولیدی زنان عشایر جنبه خود مصرفی دارد و به صورت گوناگون مانند گلیم، گلیمچه، جوال، خوابگاه، خورجین و غیره در زندگی روزمره آنان مورد استفاده قرار می گیرد. بخش دیگری از تولیدات آنان نیز در مراکز داد و ستد محلی مبادله می شود و از این طریق بخشی از درآمد مورد نیاز خانوار را تأمین می کنند. تولید گلیم لااقل ۷۰۰۰ سال دارد.

 ساختمان دارگلیم بافی

دار افقی گلیم بافی که گاه با عنوان دار خوابیده از آن یاد می شود از چهار قطعه چوب به صورت دو قطعه ۲۰۰ سانتیمتری و دو قطعه ۳۵۰ سانتیمتری است که در اصطلاح گلیم بافی قطعات ۲۰۰ سانتیمتری به نسبت جایی که در دار گلیم بافی اشغال می کنند «سردار وزیردار» نامیده می شوند. دار عمودی گلیم بافی نیز ساختمانی مشابه به دارهای افقی دارد. با این تفاوت که از دو تیر با الوار عمودی و جانبی موسوم به پایه دار تشکیل شده است.

 مراحل بافت گلیم

چله دوانی، نخستین گلیم است که طی آن نخ پنبه‌ای یا پشمی برای چله گلیم انتخاب و آماده میشود. دو میخ یا میله فلزی بلند را با فاصله معادل طول گلیمی که با نقش موردنظر است بر زمین فرو می کنند و بر یک میخ یا میله فلزی بلندتر در میان آنها قرار می دهند و سپس نخ تار را به صورت چپ و راست به دور آنها می پیچند. مرحله دوم چله زنی است.دو طناب یا میله مقاوم در محل میله‌ها قرار دارد و چله را از میخ‌ها جدا و روی دار سوار می کنند. به نحوی که سردار از محل عبور یکی از میخها و زیردار از محل عبور میخ دیگر بگذرد. در همین مرحله است که میله ای به نام «کجو» یا «کوجی» نیز که کار جدا نگه داشتن تارهای زیر و رو را به عهده دارد در محل میله ها قرار می گیرد. مرحله سوم چله کشی است. تارهای چله بر روی تیرهای بالا و پایین دار مرتب می شود و به گونه ای منظم در کنار همدیگر قرار می گیرد. گایه نیز عده ای از گلیم بافان که در کار خود مهارت دارند مراحل چله دوانی و چله زنی را انجام نمی دهند و مستقیماً به چله کشی برروی دار می پردازند.

 ابزار گلیم بافی

قیچی که برای بریدن خامه از آن استفاده می کنند. قیچی های قالی بافی از نظر ساختمانی عبارت از دو تیغه است که با پیچ به هم متصلند و چون نقطه اتصال باز و بسته می شود.

 بافندگان گلیم برای استحکام بخشیدن بیشتر به درگیری با الیاف تار و پود از وسیله‌ای فلزی و دندانه دار که شبیه شانه است و به اسامی مختلف نظیر دفتین، دفه، کرکیت، کلکیت خوانده می شود استفاده می کنند. بعد از گذراندن هر پود از لابه لای نخهای تار با کمک آن ضرباتی بر قسمت بافته شده وارد می کنند. چون ممکن است در حین بافت گلیم و اثر یکنواخت نبودن ضربه های دفتین قسمت بافته شده، گلیم به سمت داخل یا خارج متمایل و به اصطلاح «سره» شود بافندگان برای ثابت نگه داشتن پهنای گلیم از شیوه های مختلف که یکی از آنها بستن طرفیت قسمت بافته شده گلیم به تیرهای جانبی دار است استفاده می کنند.

  انواع بافت گلیم

بافت ساده یعنی عبور یکنواخت خامه‌ای یک رنگ از لابه لای نخ های تار به شکلی که هر رفت و برگشت آن یک بار از رو و یک بار از زیر چله باشد که این نوع بافت، به «بافت جاجیمی» شهرت دارد. بافت شکاف دار دقیقاً شبیه ساده بافی است، با این تفاوت که خامه به جای طی کردن تمام عرض گلیم فقط از لابه لای قسمتی از تارها عبور می کند و ضمن گردش به دور آخرین تار به جانب اول برگردانده می شود و در نتیجه در طول گلیم و در محل تغییر رنگها شکافی عمودی به وجود می آید. بافت بدون شکاف شبیه روش قبلی است با این تفاوت که در محل تغییر رنگها به جای آنکه خامه آخرین تار را دور بزند و بازگشت کند در رنگ مجاور زنجیره می شود و در نتیجه سطح بافته شده ای که به دست می آید کاملاً یک دست و درحد فاصل رنگها هیچ گونه فاصله ای مشاهده نمی شود.

بافت مورب مانند بافت شکاف دار است با این تفاوت که خامه در هر رفت و برگشت به اندازه یک چله عقب تر یا جلوتر می رود. پودپیچی آخرین مرحله تکامل گلیم در رسیدن به بافت قالی است، که استفاده از آن در انحصار عشایر استان های کرمان و آذربایجان شرقی است و از نظر شکل ظاهری شبیه به بافت قالی است. در این نوع بافت برخلاف شیوه پودگذاری خامه از لابه لای نخهای تار به صورت زیر و رو عبور می کند. ایجاد نقش منوط به پیچش خامه به دور تارهاست.

 انواع گلیم های ایرانی مانند

 ورنی و سوماک فرش نما بدون نقشه و به شکل ذهنی با انگشتان هنرمند زنان و دختران دشت مغان و عشایر حومه اهر، ارسباران و مشکین شهر تولید می شود. مواد اولیه آن نخ پشمی و پنبه‌ای است. گلیمچه با ابعاد کوچک و تنوع و گوناگونی طرحهای آن بیشتر در ۳۵۰ سانتیمتر با تار و پود پنبه‌ای بافته می شود،شیر یکی بیجار و روستاهای اطراف سنندج بافته می شود. پلاس در ابعاد ۲۵۰ پیچ نوعی گلیم است که عشایر در کرمان می بافند و حالتی شبیه قالی دارد. عمل بافت آن براساس پیچش خامه به دور تارها انجام می گیرد

نقوش گلیم به دلیل تکنیک خاص بافت، بیشتر به صورت اشکال هندسی است، با وجود این محدودیت، آن چنان تنوع و قدرت هنری وسیعی دارد که حتی در کتب هنری بین المللی دیده شده که دست بافته روستایی ایرانی (کسی که تحصیلی در زمینه فرم و رنگ ندارد) در مقایسه با کار هنری یک هنرمند (کسی که تحصیل و تجربه در زمینه هنر دارد) دارای ارزش هنری بیشتری است. گلیم با نقشهای مرغابی، غاز، اردک، خروس، شانه و گل که همه این طرحها برگرفته از محیط ، منطقه است

طرحها و نقشهای گلیم استان کرمانشاه به سه بخش کلهرنشین، اورامانات و هرسین تقسیم می شود که علاوه بر وجوه مشترک در طرح و رنگ خلاقیتهایی نیز در کار هر منطقه وجود دارد. اکنون حدود سه هزار بافنده گلیم یا ور در استان کرمانشاه مشغول فعالیت هستند که بیشتر آنها در منطقه هرسین هستند.  گلیم‌های هرسین کرمانشاه از بهترین گلیم‌های ایران هستند.

نقوش چشمه نظامی ، و نقوش ترکیبی درخت و لانه گنجشک ، مرغابی ، مار ، عروسک ، قیچی ، خطوط افقی ، عمودی ، نقش قرقره راه راه ، پنجه گربه ، قاچ خربزه ، گل مشرفی ، گل ترمه و سوزنی از جمله نقوشی هستند که در گلیم های استان به ویژه هرسین دیده می شود . همچنین در زمینه گلیم های هرسین نشانه های بسیاری از درهم تنیدگی تمدن و فرهنگ ها ملاحظه می شود .

جهت جستجو سریع موضوع مقاله ، پرسشنامه ، پاورپوینت و گزارش کارآموزی می توانید از قسمت بالا سمت راست جستجو پیشرفته اقدام نمایید.

همچنین جهت سفارش تایپ ، تبدیل فایل پی دی اف (Pdf) به ورد (Word) ، ساخت پاورپوینت ، ویرایش پایان نامه و مقاله با ما در تماس باشید.

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله زیلوبافی
  • مقاله هنر زیلوبافی در میبد
  • برچسب ها : , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      شنبه, ۲۸ بهمن , ۱۳۹۶
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایbankmaghale.irمحفوظ می باشد.