مقاله سنجش تطبیقى مسئله وجود ذهنى از دیدگاه ابن‏ سینا و فخر رازى


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله سنجش تطبیقى مسئله وجود ذهنى از دیدگاه ابن‏ سینا و فخر رازى مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۳۶  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله سنجش تطبیقى مسئله وجود ذهنى از دیدگاه ابن‏ سینا و فخر رازى نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست مطالب

چکیده   ۱
مقدّمه   ۲
۱٫ تبیین دیدگاه ابن‏سینا   ۳
۱ـ۱٫ ماهیت وجود ذهنى   ۴
۱ـ۱ـ۱٫ تعریف   ۴
۲ـ۱ـ۱٫ ویژگى‏هاى وجود ذهنى   ۶
۲ـ۱٫ اثبات وجود ذهنى   ۸
۱ـ۲ـ۱٫ علم به معدومات   ۸
۲ـ۲ـ۱٫ حکم ایجابى صادق بر اشیاى معدوم   ۹
۳ـ۲ـ۱٫ لحاظ مفاهیم کلى در ذهن   ۱۰
۴ـ۲ـ۱٫ محرکیت غایت براى فاعل ارادى   ۱۱
۳ـ۱٫ اشکالات وجود ذهنى و پاسخ به آنها   ۱۱
۱ـ۳ـ۱٫ اشکالات   ۱۱
۲ـ۳ـ۱٫ پاسخ   ۱۳
۲٫ تبیین ایده فخر رازى   ۱۴
۱ـ۲٫ نظر فخر در المباحث المشرقیة   ۱۵
۲ـ۲٫ نظر فخر در شرح الاشارات   ۱۶
۳ـ۲٫ نظر فخر در الملخّص   ۱۷
۴ـ۲٫ نظر فخر در المحصل   ۱۸
۵ـ۲٫ نظر فخر در المطالب العالیة   ۱۸
۶ـ۲٫ جمع‏بندى عبارات فخر   ۱۹
۳٫ سنجش تطبیقى   ۲۳
۱ـ۳٫ سازگارى‏ها   ۲۳
۱ـ۱ـ۳٫ انگیزش   ۲۳
۲ـ۱ـ۳٫ ماهیت   ۲۳
۳ـ۱ـ۳٫ ادلّه   ۲۴
۲ـ۳٫ ناسازگارى‏ها   ۲۴
۱ـ۲ـ۳٫ انگیزش   ۲۴
۲ـ۲ـ۳٫ ماهیت   ۲۵
۳ـ۲ـ۳٫ ادلّه   ۲۶
نتیجه‏گیرى   ۲۷
منابع   ۲۸

منابع

ـ ابن‏سینا، المباحثات، تحقیق محسن بیدارفر، قم، بیدار، ۱۳۷۱٫

ـ ـــــ ، النجاة من الغرق فى بحر الضلالات، ویرایش محمدتقى دانش‏پژوه، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۴٫

ـ ـــــ ، تعلیقات، تحقیق عبدالرحمن بدوى، قم، مرکز نشر مکتب الاعلام الاسلامى، بى‏تا.

ـ ـــــ ، دانشنامه علایى (الهیات)، مقدّمه محمد معین، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، بى‏تا.

ـ ـــــ ، رسائل فلسفى، قم، بیدار، بى‏تا.

ـ ـــــ ، شفا (الهیات)، قم، کتابخانه آیت‏اللّه العظمى مرعشى نجفى، ۱۴۰۵ق.

ـ ـــــ ، شفا (منطق)، قم، کتابخانه آیت‏اللّه العظمى مرعشى نجفى، ۱۴۰۴ق.

ـ جرجانى، میر سیدشریف، شرح المواقف، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.

ـ حلّى، حسن‏بن یوسف، جوهر النضید، تحقیق محسن بیدارفر، قم، بیدار، ۱۳۸۱٫

ـ رازى، فخرالدین، المباحث المشرقیة، قم، بیدار، ۱۴۱۱ق.

ـ ـــــ ، المطالب العالیة، بیروت، دارالکتب العربى، ۱۴۰۷ق.

ـ ـــــ ، شرح الاشارات و التنبیهات، شرح خواجه نصیرالدین طوسى، مقدّمه و تصحیح علیرضا نجف‏زاده، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، ۱۳۸۴٫

ـ سبزوارى، ملّاهادى، شرح المنظومه، تهران، ناب، ۱۴۱۳ق.

ـ سهروردى، شهاب‏الدین، مجموعه مصنفات، تصحیح، تحقیق و مقدّمه هانرى کربن، تهران، پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، ۱۳۷۳٫

ـ طوسى، نصیرالدین، تلخیص المحصل، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مک‏گیل، ۱۳۵۹٫

ـ ـــــ ، شرح الاشارات و التنبیهات، قم، نشر البلاغه، ۱۳۸۳٫

ـ مطهّرى، مرتضى، شرح منظومه، تهران، حکمت، ۱۳۶۰٫

ـ ـــــ ، مقالات فلسفى، تهران، حکمت، ۱۳۷۰٫

ـ مظفر، محمدرضا، المنطق، تعلیق غلامرضا فیاضى، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۸۴٫

ـ معلمى، حسن، پیشینه و پیرنگ معرفت‏شناسى اسلامى، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، ۱۳۸۶٫

ـ ملّاصدرا (صدرالدین محمدبن ابراهیم شیرازى)، الحکمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعة، بیروت، داراحیاء التراث‏العربى، بى‏تا.

چکیده

بى‏گمان مسئله وجود ذهنى از مسائل پردامنه و بحث‏انگیزى است که ذهن انبوهى از فیلسوفان را به خود مشغول کرده است. تلاش‏هاى بى‏ثمر شکاکان و سوفسطاییان در طول تاریخ، اهمیت افزون این مسئله را که سویه معرفت‏شناختى بحث علم را نیز رقم مى‏زند، نمایان‏تر مى‏سازد. فیلسوفانى چون ابن‏سینا و فخر رازى که از طلایه‏داران بحث در این موضوع بوده‏اند، مجالى فراخ را جهت واکاوى مسئله فراهم آورده‏اند؛ اما از آنجایى که گاه کوشش فراوان ابن‏سینا در پرداخت مسئله وجود ذهنى مورد تردید واقع مى‏شود و یا به فیلسوفى چون فخر رازى نسبت انکار وجود ذهنى داده مى‏شود. از این‏رو، این پژوهش بر آن است تا هم تلاش گسترده ابن‏سینا را در این باب ارج نهد و هم ناروایى نسبت انکار به رازى را فاش سازد. این امر مهم از رهگذر تبیین ماهیت و اثبات وجود ذهنى از دیدگاه فیلسوفان یادشده و کشف قناع اضطراب از کلمات فخر رازى، به همراه سنجش تطبیقى میان دو دیدگاه دست‏یافتنى‏تر شده است.

کلیدواژه‏ها: ابن‏سینا، فخر رازى، وجود ذهنى، حقیقت متمثل، اضافه، سنجش تطبیقى.

 

مقدّمه

مسئله شناخت و ارزش آن، که در شمار مباحث بنیادین فلسفه‏هاى اسلامى و غیراسلامى قرار دارد، بن‏مایه اندیشه متفکران و خردورزان را رقم زده است؛ چراکه علوم بشرى با همه گستردگى‏شان، از این پیش‏دانسته الهام و التیام مى‏گیرند که افزون بر وجود واقعیت، شناخت آن نیز امکان دارد؛ چه آنکه ادراک واقعیت به همان‏سان که وجود دارد، شدنى و بلکه بایدى است.

مسئله وجود ذهنى که به گونه‏اى در قاعده هرم موضوع شناخت جاى مى‏گیرد، از دیرزمان کانون توجه حکماى اسلامى بوده و اکنون نیز ذهن متفکران پرشمارى را به خود مشغول داشته است. ماهیت وجود ذهنى، چگونگى اثبات آن و دفع شبهات وارد بر آن، همگى از مسائلى بوده‏اند که در این حوزه به بحث گذاشته شده‏اند و هنوز از دایره بحث خارج نشده‏اند. البته حیات این مسئله در حکمت اسلامى، با حیات فیلسوفان سترگى چون ابن‏سینا و فخر رازى گره خورده و درهم تنیده شده است؛ چراکه این مسئله نخستین بار در سخنان ابن‏سینا به گونه‏اى پراکنده و بعدها در آثار رازى به گونه مستقل، پیگیرى شده است. این پژوهش بر آن است تا آراى ابن‏سینا و فخر رازى درباره مسئله وجود ذهنى و سنجش و سازش میان آنها را، در صورت امکان، تبیین نماید. لیکن نخست شایسته است به گونه اجمالى انگیزه‏هاى طرح مسئله وجود ذهنى در سیر تاریخى آن مورد بررسى قرار گیرد.

به گونه‏کلى، وجودذهنى در سیرتاریخى‏خود، از سه‏جهت کانون بحث قرار گرفته است:

الف) علم ما به خارج، نه اضافه عالِم و نفس به خارج، بلکه صورت‏هاى علمى اشیاست در ذهن عالم؛ یعنى بحث وجود ذهنى براى رد نظریه اضافه در باب علم است.

ب) برخى متکلمان قضایایى را که موضوعشان مصداق خارجى ندارد، قضایایى مى‏دانستند که موضوع آنها نه موجود است و نه معدوم؛ بلکه واسطه بین وجود و عدم است که بدان «حال» مى‏گفتند و به همین دلیل به امرى بین وجود و عدم معتقد شدند. فیلسوفان براى ردّ نظریه ایشان، وجود ذهنى را مطرح کردند که موضوع قضایاى مزبور در ذهن موجود است و نه خارج، و وجود ذهنى ما را از قول به حال بى‏نیاز مى‏سازد.

ج) ماهیت اشیا به همان صورتى که در خارج وجود دارد، در ذهن نیز موجود است. آتش خارجى و آتش ذهنى در وجود متفاوت‏اند؛ ولى در ماهیت اتحاد دارند و همین اتحاد ماهوى، موجب مطابقت مى‏شود.

شاید بتوان گفت آنچه نخستین بار انگیزه بحث وجود ذهنى را فراهم آورده، جهات اول و دوم است و نکته سوم نخست به صورت ضمنى مطرح بوده و سپس به بحث اصلى‏تبدیل شده است.۱ این مسئله را که ابن‏سینا و رازى با کدام انگیزه به این مسئله پرداختند و از چه روى بدان اقبال نشان دادند، در مقام سنجش دیدگاه‏ها بررسى خواهیم کرد.

۱٫ تبیین دیدگاه ابن‏سینا

با بررسى آثار ابن ‏سینا به روشنى درمى‏یابیم که او نه تنها از مسئله وجود ذهنى غافل نبوده، که به گونه‏اى خود در شمار نخستین مطرح‏کنندگان این بحث قرار داشته و در آثار گوناگون خود درباره ماهیت وجود ذهنى، اثبات آن و بررسى اشکالات این مسئله، فراوان سخن گفته است. عباراتى همچون وجود فى الذهن، موجود فى الذهن و… مى‏توانند مثبت این ادعا باشند.۲

بنابراین شایسته است بحث وجود ذهنى از نگاه ابن‏سینا را در سه بخش دنبال کنیم تا به همه ابعاد آشکار و نهان مسئله از دیدگاه او پى ببریم. این بخش‏ها عبارت‏اند از: ۱٫ ماهیت وجود ذهنى؛ ۲٫ اثبات آن؛ ۳٫ اشکالات وجود ذهنى و پاسخ به آنها.

اما اینکه بحث درباره ماهیت وجود ذهنى بر اثبات آن مقدم شده، دلیلى جز مراعات اقتضاى طبع نداشته است؛۳ چراکه طبیعت انسان تا از چیستى اشیا آگاهى نیابد، آرام نمى‏گیرد و پرسش از هستى آنها را امرى گزاف مى‏پندارد.۴

۱ـ۱٫ ماهیت وجود ذهنى

۱ـ۱ـ۱٫ تعریف

در تبیین نظر ابن‏سینا درباره ماهیت وجود ذهنى، نخست باید توجه کرد که وى تفاوتى را بین ادراک و معرفت و وجود ذهنى قایل نمى‏شود و هر کجا بحثى از معرفت و ادراک به میان آورده، به گونه‏اى آن را با وجود ذهنى پیوند داده است؛ چه آنکه وى در فرق بین معرفت و علم معتقد است که معرفت عبارت از درک جزئیات، و علم عبارت از درک کلیات است. بر همین اساس، علم حسى از نگاه وى معرفت نام مى‏گیرد و معلومِ حاصل از تعقل، علم.۵

ابن‏سینا در اشارات، ذیل بیان احوال قواى نفس، ادراک را تمثل حقیقت شى‏ء و یا مثال آن حقیقت نزد مدرِک تفسیر کرده است:

إدراک الشى‏ء هو أن تکون حقیقته متمثلة عند المدرک یشاهدها ما به یدرک فإما أن تکون تلک الحقیقة نفس حقیقة الشى‏ء الخارج عن المدرک إذا أدرک فیکون حقیقة ما لا وجود له بالفعل فى الأعیان الخارجة مثل کثیر من الأشکال الهندسیة بل کثیر من المفروضات التى لا تمکن إذا فرضت فى الهندسة، مما لا یتحقق أصلا أو یکون مثال حقیقته مرتسما فى ذات المدرک غیر مباین له و هو الباقى.۶

همچنین این تعریف در کتاب مباحثات با کمى تفاوت چنین آمده است:

کل ما تدرکه فإنه حیث تدرکه فى الذهن فحقیقة متمثّلة فى‏ذهنک ضرورة، وتلک الحقیقة إما أن یکون تمثّلها فى الأعیان و یلحظه ذهنک ـ فالمعدوم لا یدرک ـ و إما أن تکون فى ذهنک ـ و هو الباقى ضرورة.۷

در توضیح مطلب باید گفت که ابن‏سینا براى واژه تمثل، دو معنا در نظر مى‏گیرد:

۱٫ به معناى نفسیت یا عینیت حقیقت متمثله با خارج: با توجه به این معنا خود شى‏ء خارجى باید در ذهن حضور یابد و چون چنین فرضى بى‏گمان باطل است، ابن‏سینا این مطلب را با تصور اَشکال و مفروضات هندسى نقض مى‏کند؛ یعنى از آنجا که مى‏توانیم اشکالى را در ذهن تصور کنیم که هیچ واقعیتى در خارج ندارند و تنها وجود خود را در ذهن حفظ مى‏کنند، درخواهیم یافت که چنین برداشتى از تمثل، صحیح نیست. البته این فرض، از اشکالات فراوان دیگرى همچون انطباع کبیر در صغیر نیز در امان نخواهد بود.

۲٫ مثال یا همان صورت شى‏ء: بر پایه این تفسیر، مراد ابن‏سینا از تمثل مثال شى‏ء، همان چیزى است که بعدها حکمایى چون فخر رازى و خواجه نصیرالدین از آن به وجود ذهنى تعبیر مى‏کنند.

از ویژگى‏هاى مثال یک شى‏ء این است که در عین یکى نبودن وجود آن با شى‏ء خارجى، مباینتى هم میانشان نیست؛ یعنى حقیقت مثال شى‏ء با حقیقت شى‏ء بیرونى تفاوتى نمى‏کند و او همان را نشان مى‏دهد که در خارج است، بدون آنکه وجود یکى با دیگرى همگن باشد. دلیل این توجیه، عبارات ابن‏سینا در دیگر آثار اوست که مى‏توانند مؤیدى درخور براى تفسیر یادشده از مثال باشند:

الف) ابن‏سینا در کتاب تعلیقات در تعریف حقیقت ادراک، آن را عبارت از حصول صورت شى‏ء مى‏داند: «الإدراک هو حصول صورة المدرک فى ذات المدرک.»۸

ب) او در جایى دیگر از همین کتاب، در بیان حقیقت علم، از نقش صورت غافل نمى‏شود و مى‏گوید: «العلم هو حصول صور المعلومات فى النفس.»۹

ج) ابن‏سینا در کتاب نجات تقریبا همه اقسام چهارگانه ادراک، اعم از حسى و خیالى و وهمى و عقلى را عبارت از اخذ صورت مدرَک برمى‏شمارد: «ویشبه أن یکون کل ادراک انما هو أخذ صورة المدرک.»۱۰

البته با تحقیق در معناى صورت و از مجموع معانى موردنظر شیخ اشراق در مصنفات و ابن‏سینا در تعریفات، مى‏توان شش معنا از واژه صورت به دست داد که به دلیل مناسبت حکم و موضوع، تنها معناى اول با مقام مورد بحث همخوانى دارد: ۱٫ ماهیت نوعیه؛ ۲٫ شیئى حال در محل، که محل از آن مستغنى نباشد؛ ۳٫ آنچه کمال ثانى نوع با آن پدید مى‏آید و ابن‏سینا از آن به «لأجله وجد الشى‏ء مثل العلوم و الفضائل للانسان» تعبیر مى‏کند؛ ۴٫ صورت در مقابل ماده؛ ۵٫ آنچه نوع طبیعى با آن حاصل مى‏آید؛ ۶٫ موجود مفارقى که نوع طبیعى با آن و نیز با جزء جسمانى کمال مى‏یابد.۱۱

تنها نکته باقى‏مانده، معناى حقیقت شى‏ء در تعریف ابن‏سینا از ادراک است. محقق طوسى در شرح‏الاشارات و التنبیهات، مراد از حقیقت را شى‏ء خارج از مدرِک یا همان شى‏ء خارجى برمى‏شمارد؛۱۲ اما ابن‏سینا در تعریفى دقیق‏تر در منطق شفا، مراد از حقیقت یا ماهیت را آن چیزى مى‏داند که با آن، شى‏ء شى‏ء مى‏شود و ذاتش تشکیل مى‏یابد: «إنّ لکل شى‏ء ماهیة هو بها ما هو وهى حقیقته، بل هى ذاته.»۱۳

۲ـ۱ـ۱٫ ویژگى‏هاى وجود ذهنى

دریافتیم که ابن‏سینا به مسئله وجود ذهنى عنایت کافى داشته و در برخى موارد، ویژگى‏هاى آن را نیز بیان کرده که اشاره به چند نمونه از آنها سودمند است:

الف) تمایز: یکى از ویژگى‏هاى مهم وجود ذهنى، تمایز آن از وجود خارجى یا ماهیت خارجى است. ابن‏سینا از این امر مهم نیز غافل نبوده و در مدخل منطق شفا به درستى بدان پرداخته است. وى پس از آنکه سه گونه اعتبار براى ماهیات اشیا در نظر مى‏گیرد، بنابر یک اعتبار، ماهیت را موجود در خارج مى‏داند و به تبع، آثار مربوط به آن را اثبات مى‏کند؛ بنا به اعتبار دوم، ماهیات را محدود به عالم ذهن دانسته، عوارض ویژه آن همچون حمل، وضع و کلیت و جزئیت در حمل را به اثبات مى‏رساند و بنا بر اعتبار سوم نیز به خود ماهیت بدون تقید به خارجى یا ذهنى بودن آن اشاره مى‏کند. ماهیت اخیر بعدها در آثار فلسفى متأخران با عنوان «الماهیة من حیث هى لیست الا هى» مطرح شد.۱۴

ب) تطابق: از دیگر ویژگى‏هاى وجود ذهنى از نگاه ابن‏سینا، مطابقت آن با خارج است. گرچه وى به این مسئله تصریحى نداشته است، به نظر مى‏رسد با دقت در عبارات وى بتوان این ویژگى مهم وجود ذهنى را اصطیاد نمود:

۱٫ اینکه ابن‏سینا در تعریف علم از عنوان «مثال» استفاده کرده است، خود مى‏تواند دلیلى روشن بر اصل مطابقت باشد؛ چنان‏که توضیحات آن در ذیل تعریف گذشته است؛ به ویژه عبارت «غیر مباین له» که نمایان به این نکته اشاره دارد.

۲٫ از دیدگاه ابن‏سینا، افزون بر معرفت حسى، معرفت عقلى نیز وجود دارد. ادراک حسى از تأثیر مستقیم شى‏ء خارجى و ادراک عقلى با وساطت ادراک حسى و بر اثر تغییر و تحولاتى که در آن ایجاد مى‏کند، شکل مى‏گیرد. به دیگر سخن، عقل با تجریدى که در صور محسوسه انجام مى‏دهد، راه را براى پیدایش گونه‏اى جدید از ادراک هموار مى‏سازد. براى نمونه اگر در ذهنمان تصویرى از شخص على به همراه مختصات ویژه آن داشته باشیم، با تجرید این شخص از عوارض خاصه‏اش، صورت کلى دیگرى در ذهن پدید مى‏آوریم که همان کلى انسان باشد. البته نکته مهم این است که ابن‏سینا آن‏گونه که بر تطابق صورت حسى و عقلى پاى فشرده و آن را لازم دانسته (چراکه دیگر صورت عقلىِ همان شى‏ء محسوس نخواهد بود: «المعقول من هذا الشخص والمحسوس منه یجب أن یکونا متطابقین و إلّا لم یکن معقول هذا الشخص،»)۱۵ بر مطابقت صورت حسى و خارج تصریحى نکرده است؛ اما اینکه وجود عالم محسوس را بدیهى مى‏شمارد و تردیدى در آن روا نمى‏دارد (وجود الاجسام وأعراضها و بالجمله وجود العالم المحسوس ظاهر)۱۶ خود مى‏تواند تأییدى باشد بر اینکه مطابقت بین صورت و خارج نیز لازم و ضرور است؛ به ویژه اینکه تعلیل ابن‏سینا در استحاله تطابق نداشتن صور معقول و محسوس، در اینجا نیز جارى است؛ چراکه با عدم مطابقت صورت حسى با خارج، دیگر صورت همان شى‏ء نخواهد بود.

۲ـ۱٫ اثبات وجود ذهنى

 

30,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله کلّى طبیعى مقایسه‏ اى میان ابن‏ سینا و ملّاصدرا
  • برچسب ها : , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      شنبه, ۲ بهمن , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.