مقاله شاخصه هاى کلان مکتب فلسفى با تأکید بر مکتب مشّاء و اشراق


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله شاخصه هاى کلان مکتب فلسفى با تأکید بر مکتب مشّاء و اشراق مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۱۷  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله شاخصه هاى کلان مکتب فلسفى با تأکید بر مکتب مشّاء و اشراق نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

فهرست مطالب

چکیده   ۱
مقدمه   ۲
مراد از مکتب فلسفى   ۳
عناصر و اصول بنیادى تشکیل دهنده مکتب فلسفى   ۴
۱٫ نقطه آغاز   ۴
۲٫ روش خاص فلسفى و ابزارهاى موردنیاز   ۶
۳٫ نظام سازوار هستى شناختى   ۷
۴٫ توان حل مسائل جدید   ۹
۵٫ بنیادهاى عام فلسفى   ۹
نتیجه گیرى   ۱۲
منابع   ۱۳

 

منابع

ـ ابراهیمى دینانى، غلامحسین (۱۳۸۰)، شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردى، چ چهارم، تهران، حکمت.

ـ ابن سینا (۱۳۷۵)، الاشارات و التنبیهات مع الشرح للمحقق الطوسى و العلامة قطب الدین رازى، قم، البلاغة.

ـ ـــــ، (۱۳۷۱)، المباحثات، تحقیق محسن بیدارفر، قم، بیدار.

ـ ـــــ، (۱۳۶۳)، المبدأ و المعاد، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامى.

ـ ـــــ، (۱۳۸۳)، الهیات دانشنامه علایى، تصحیح محمد معین، چ دوم، همدان، دانشگاه بوعلى سینا.

ـ ـــــ، (۱۳۷۹)، النجاة، تحقیق محمدتقى دانش پژوه، دوم، تهران، دانشگاه تهران.

ـ ـــــ، (۱۴۰۴ق الف)، التعلیقات، بیروت، مکتبة الاعلام الاسلامى.

ـ ـــــ، (۱۴۰۴ق ب)، الهیات الشفاء، تصحیح سعید زائد، قم، کتابخانه آیت اللّه مرعشى نجفى.

ـ ـــــ، (۱۹۸۰م)، عیون الحکمة، تحقیق عبدالرحمن بدوى، چ دوم، بیروت، دارالقلم.

ـ احسن، مجید و حسن معلمى، «تأملى بر دیدگاه ابن سینا و شیخ اشراق در اصالت وجود یا ماهیت» (بهار ۱۳۸۹)، معرفت فلسفى، ش ۲۷، ص ۱۱ـ۳۶٫

ـ بهمنیاربن مرزبان (۱۳۷۵)، التحصیل، تصحیح مرتضى مطهرى، چ دوم، تهران، دانشگاه تهران.

ـ حسن زاده آملى، حسن (۱۳۶۵)، هزار و یک نکته، چ چهارم، تهران، رجاء.

ـ دائره المعارف بزرگ اسلامى (۱۳۷۰)، زیرنظر کاظم موسوى بجنوردى، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامى.

ـ سبزوارى، ملّاهادى (۱۴۱۶ق)، شرح منظومه، تعلیقه حسن حسن زاده آملى، تهران، ناب.

ـ سهروردى، شهاب الدین (۱۳۸۰)، مجموعه مصنفات، تصحیح سیدحسین نصر، تهران، پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، ج ۳٫

ـ ـــــ، (۱۳۸۰)، مجموعه مصنفات، تصحیح هانرى کربن، چ سوم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، ج ۱٫

ـ ـــــ، (۱۳۸۰)، مجموعه مصنفات، تصحیح هانرى کربن، چ سوم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، ج ۲٫

ـ شهرزورى، شمس الدین (۱۳۷۲)، شرح حکمه الاشراق، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى.

ـ شیرازى، قطب الدین (۱۳۸۳)، شرح حکمه الاشراق، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى.

ـ عبودیت، عبدالرسول (۱۳۸۵)، درآمدى به نظام حکمت صدرایى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى قدس سره.

ـ مصباح، محمدتقى (۱۳۸۸)، آموزش فلسفه، تهران، نشر بین الملل.

ـ مطهرى، مرتضى (۱۳۷۱)، مجموعه آثار، تهران، صدرا.

ـ ملّاصدرا (صدرالدین محمدبن ابراهیم شیرازى) (۱۹۸۱م)، الحکمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعة، چ سوم، بیروت، دار احیاء التراث.

ـ ـــــ، (۱۳۸۲)، الشواهد الربوبیة، قم، مطبوعات دینى.

ـ ـــــ، (۱۳۶۳)، المشاعر، چ دوم، تهران، طهورى.

ـ ملکیان، مصطفى (بى تا)، تاریخ فلسفه غرب، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

ـ نصر، سیدحسین (۱۳۸۲)، سه حکیم مسلمان، چ پنجم، تهران، علمى و فرهنگى.

ـ یزدان پناه، سیدیداللّه (منتشرنشده)، درس هاى حکمت متعالیه.

چکیده

 

در حوزه فلسفه اسلامى با سه مکتب معروف فلسفى یعنى مشاء، اشراق و متعالیه روبه روییم. نگاه درونى به مسائل گوناگون مطرح در این مکاتب و تحلیل و بررسى آنها، بخش عمده کتب و مقالات را به خود اختصاص داده است؛ ولى نگاه بیرونى و کل نگرانه به این مکاتب و بررسى شاخصه ها و مؤلفه هاى تشکیل یک مکتب فلسفى و فرایند تحقق آن در گذر زمان نیز بسیار مهم است. بدین سان پرسش اصلى این است که مختصات یک مکتب فلسفى که موجب تمایز آن از مکاتب دیگر مى شود چیست؟ و به راستى چرا در فلسفه اسلامى، تنها با سه مکتب مواجهیم؟ در مقاله پیش رو، کوشیده ایم ضمن تبیین و تحلیل این شاخصه ها، آنها را بر دو نظام مشائى و اشراقى تطبیق کنیم. مدعا این است که مکتب مشاء و اشراق داراى نقطه آغاز، روش خاص فلسفى، ابزارهاى لازم براى وصول به مقصود و دستگاه سازوار هستى شناختى هستند که با دقت در مجموعه تعالیم آنها هم مى توان این عناصر را یافت و هم مى توان تحلیل کرد که چرا به آنها مکتب فلسفى گفته مى شود و وجه تمایز آنها از یکدیگر چیست. نتیجه اى که از این تحلیل به دست مى آید دو مطلب است، اولاً، مبانى کلان لازم براى تأسیس یک مکتب فلسفى تبیین مى شود؛ ثانیا، روشن مى شود که صرف اتحاد روش فلسفى دو حکیم و یا اتفاق آنها در یک یا چند مسئله به معناى یکى بودن نظام فلسفى ایشان نیست؛ به گونه اى که حتى وجود یک مشخصه جدید، هویت ساز مکتب جدیدى کاملاً متمایز از مکاتب پیشین مى شود.

 

کلیدواژه ها: مکتب فلسفى، نظام فلسفى، شاخصه هاى کلان، مشاء، اشراق، حکمت متعالیه.

 

 

 

مقدمه

 

فلسفه چیزى جز بازتاب غریزه جست وجوگر انسانى نیست؛ غریزه اى که از گهواره تا گور در وجود اوست و لذا هرجا انسانى گام نهاده، تعقل و تفکر را با خود همراه برده است. از اندیشه هاى نانوشته بشر، اطلاعات متقن و دقیقى در دست نیست، جز آنچه باستان شناسان بر اساس آثارى که از حفارى ها به دست آمده است، حدس مى زنند؛ اما اندیشه هاى مکتوب اعم از فلسفى و غیرفلسفى از این قافله بسیار عقب مانده اند و این مسئله طبعا تا زمان اختراع خط به تأخیر افتاده است (ر.ک: مصباح، ۱۳۸۸، ص ۲۴). این افکار به مرور زمان، شکل منظمى به خود گرفت و تابع رشته مستقلى شد و آدمى توانست افکارى را که درباره عالم هستى و انسان بودند در مجموعه اى واحد گردآورى کند که نام آن فلسفه است. بنابراین پیدایش مسائل فلسفى با پیدایش بشر همراه بوده است و از وقتى انسان به گیتى پا نهاده است به عظمت هستى اندیشیده و کمتر انسانى را مى توان سراغ گرفت که درباره عالم پیرامونش نیندیشیده باشد. از همان آغاز حیات انسان بر زمین، شناخت کنه عالم ماده و عوالم فوق ماده و چگونگى راهیابى به آن عوالم از دغدغه هاى بشر بوده است؛ اما تنظیم و تبویب اندیشه هاى فلسفى و پیدایش مکاتب فلسفى در دوره تاریخى معینى به وقوع پیوسته است که عمده آن را در حکمت یونان و ایران و هند و مصر مى توان سراغ گرفت. ظهور دین اسلام و توجه آن به عقل و استدلال موجب شد کم کم فلسفه، رنگ و بوى اسلامى به خود بگیرد و به همین دلیل:

 

مسلمانان با دست یافتن به فلسفه و قسمت عمده اى از علوم یونانیان و ایرانیان و هندیان که در دسترس ایشان قرار گرفته بود، رفته رفته به ایجاد چشم اندازهاى عقلى خاصى پرداختند که از همان زمان تاکنون بر افق تمدن و فرهنگ اسلامى تسلط دارد؛ چشم اندازهاى گوناگون عقلى پس از گذشت چند قرن غذایى را که میراث عظیم جهان قدیم فراهم آورده و به زبان عربى آمده بود را با نظریات اسلامى در هم آمیخت و جذب کرد و از این میان مکاتب مختلف علم و هنر و فلسفه تأسیس شد. (نصر، ۱۳۸۲، ص ۶)

 

از سوى دیگر در میان خود فلاسفه نیز راه هاى دستیابى به حقیقت متنوع شد. برخى بیشتر بر راه دل و شهود تأکید داشتند و برخى بر عقل و استدلال، بدین سان فیلسوفان مسلمان، میراث عظیم گذشتگان را با آموزه هاى اصیل اسلامى درآمیختند و مکاتب فلسفى مشاء، اشراق و متعالیه را تدوین کردند تا به قدر وسع خود به حل معماى عالم وجود و کشف اسرار آفرینش و معرفت حضرت حق بپردازند. همه فلاسفه براى وصول به این هدف، سعى بلیغى کرده اند تا در پرتو دانش و حکمت خویش در راه شناختن خالق و مخلوق و مراتب هستى گامى به پیش نهند و به راستى عقاید و نظرات آنها در این باب، حائز اهمیت بوده و راهنماى سالکان طریقت و جویندگان حقیقت است. در این میان با اینکه حکمت اشراق یکى از مکاتب بزرگ فلسفه اسلامى و حلقه واسطه بین حکمت هاى مشاء و متعالیه است، برخى همچون ابن کمونه، آیت اللّه الهى قمشه اى و… (حسن زاده آملى، ۱۳۶۵، ۳۸۱و۵۲۱) معتقد شده اند که حکیم سهروردى در فلسفه جز تغییر در پاره اى اصطلاحات کار دیگرى نکرده است و بر این اساس، چندان اختلاف و افتراقى با مشاء ندارد و از سوى دیگر نیز عمدتا این مکتب، مورد غفلت واقع مى شود. این در حالى است که حکمت اشراق نزدیک به پنج قرن یکى از دو جریان بزرگ حکمت اسلامى بوده است و حکیم سهروردى در عین آنکه از بستر مشائى بهره برده و خود در ابتدا مشائى بوده، اما به طور روشن از این مکتب جدا شده و مکتبى مستقل را تدوین کرده است که در آن، همه عناصر لازم براى تشکیل یک مکتب فلسفى وجود دارد. بنابراین در این مقاله برآنیم که مبانى کلان لازم براى تأسیس مکتب فلسفى را توضیح دهیم و وجود این عناصر را در فلسفه ابن سینا و شیخ اشراق، به منزله نمایندگان دو مشرب  فلسفى مشاء و اشراق اثبات کنیم و براین اساس تحلیل دقیقى ارائه کنیم که چرا به آنها مکتب فلسفى مى گویند.

 

مراد از مکتب فلسفى

 

شاید «مکتب»، اطلاقات پرشمارى داشته باشد، اما در این مقاله مراد از آن، مجموعه شرایط، مقدمات و مبانى اى است که اگر فراهم شوند هویت جدیدى را تشکیل مى دهند که به آن مکتب گفته مى شود. مکتب الگویى است در راه رسیدن به نتایج قطعى در یک شاخه از علم و به تعبیرى دیگر، یک چارچوب و خط مشى است براى وصول به نتایج قطعى در یک علم؛ به گونه اى که هر متفکرى که از این الگو و خط مشى، پیروى کند، پیرو آن مکتب شناخته مى شود. براى نمونه مکتب مشاء، اشراق و حکمت متعالیه هر کدام داراى مجموعه تعالیم و عناصرى اند که در حوزه فلسفه، الگوى متفکران قرار مى گیرند. برخى گفته اند «وقتى مى توان کلمه مکتب فلسفى را به کار برد که لااقل طرف داران آن در ده مسئله وفاق داشته باشند»؛ (ملکیان، بى تا، ج ۴، ص ۳۰) اما به نظر مى رسد که صرف توافق فیلسوفان در چند مسئله، آنها را داراى مکتب واحد نمى کند و عناصر و مؤلفه هاى دیگرى نیز لازم اند که در ذیل به آنها اشاره خواهیم کرد.

 

عناصر و اصول بنیادى تشکیل دهنده مکتب فلسفى

 

عناصر لازم و حیاتى براى تشکیل یک مکتب فلسفى از این قرارند: (ر.ک: یزدان پناه، منتشرنشده؛ عبودیت، ۱۳۸۵)

 

     ۱٫ نقطه آغاز

 

همان گونه که هر علمى نیازمند موضوع است تا مسائل آن علم بر حول محور آن موضوع واحد گرد آیند و آن شاخه علم را از علوم دیگر متمایز کند، مکتب فلسفى نیز نیازمند نقطه آغازى است که در بحث هاى فلسفى خود بر حول و محور آن تمرکز کند. ویژگى نقطه آغاز این است که با نگاهى به آن، مى توان محتواى اندیشه و طریقه فکرى صاحب مکتب را تشخیص داد؛ براى نمونه، دکارت، نقطه آغاز را کوجیتو (مى اندیشم پس هستم) قرار مى دهد و اسپینوزا با جوهر آغاز مى کند. ابن سینا به منزله رئیس المشائین براى تبیین نظام فلسفى خود، نقطه آغاز را وجود و موجود قرار داده است؛ به گونه اى که همه مباحث فلسفى او بر محور این موضوع مى چرخد و مسئله هستى و یا موجود بنیادى ترین موضوع پژوهش فلسفى اوست. (دائره المعارف بزرگ اسلامى، ۱۳۷۰، ج ۴، ص ۱۰) از دیدگاه ابن سینا اساسا مفهوم وجود امرى بدیهى است که به تعریف درنمى آید (ابن سینا، ۱۳۷۱، ص ۲۷۹؛ ابن سینا، ۱۳۷۹، ص ۴۹۶؛ ابن سینا، ۱۳۸۳، ص ۸ـ۹) و بدین لحاظ شایسته است که سرآغاز بحث هاى فلسفى قرار گیرد. (ابن سینا، ۱۳۷۱، ص ۲۷۸؛ ابن سینا، ۱۹۸۰م، ص ۴۷؛ ابن سینا، ۱۳۷۹، ص ۴۹۳) این نقطه آغاز، خود را در همه بحث هاى تقسیمى ابن سینا نشان مى دهد؛ چنان که او خود، وجود را به واجب و ممکن و موجود ممکن را به جوهر و عرض یا مادى و مجرد، علت و معلول، قدیم و حادث و… تقسیم مى کند و نیز در بحث مراتب هستى، آن را بر مسئله شناخت وجود پایه گذارى مى کند؛ به این بیان که واقعیت هر شیئى در وجود آن است و حقیقت وجود (مصداق مفهوم وجود) واقعیتى خارجى است: «اذا سئل هل الوجود موجودٌ أو لیس بموجود فالجواب أنّه موجود بمعنى أنّ الوجود حقیقة انّه موجود فانّ الوجود هو الموجودیه.» (ابن سینا، ۱۴۰۴ق الف، به نقل از: ملّاصدرا، ۱۹۸۱م، ج ۱، ص ۴۱؛ ملّاصدرا، ۱۳۶۳، ص ۲۲)

 

بنابراین، ابن سینا از این اصل در چینش نظام هستى سود مى گیرد. وى از سویى منزلت حضرت حق را که همان عینیت وجود و ماهیت (الحق ماهیته انیته) است و از سوى دیگر محدودیت موجودات امکانى را کانون بررسى و تأکید قرار مى دهد.

 

15,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله تشکیک در سه مکتب فلسفى
  • برچسب ها : , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      یکشنبه, ۳ بهمن , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.