مقاله نقد تطبیقی شهریار و مفتون همدانی


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله نقد تطبیقی شهریار و مفتون همدانی مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۱۵  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله نقد تطبیقی شهریار و مفتون همدانی نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست

استاد شهریار   ۱
علی ای همای رحمت«   ۲
»استاد مفتون همدانی«   ۳
» علی ای سمای وحدت«   ۵
ویژگیهای مشترک و تفاوتها :   ۷
نقدی بر قصیده مفتون:   ۸
منابع:   ۱۲

  منابع:

۱-              دیوان شهریار، محمد حسین شهریار،

انتشارات زرین،۱۳۶۶

۲-              دیوان مفتون همدانی، به کوشش رضا مفتون

انتشارات مفتون همدانی

چاپ دوم، همدان۱۳۶۴

استاد شهریار

سید محمد حسین بهجت تبریزی با تخلص شهریار (۱۳۶۷-۱۲۵۸) ،یکی از شاعران برجسته معاصر است.

وی دوران کودکی خوی رادر کشاکش انقلاب و در جریان نهضت مشروطه به سر برد.تحصیلات خود را در تبریز آغاز نمود ودر مدرسه دارالفنون تهران ادامه داد و پس از پایان دوره متوسطه وارد دانشگاه پزشکی شد،اما به دلایلی تحصیل رارها کرد و در خط شاعری افتاد .

شهریار بیشتر اوقات خود را به سرودن شعر می گذرانید ،وی در سالهای انقلاب و پس از آن به مضامین اخلاقی و دینی در اشعارش روی آورد.

او در سرودن انواع شعرفارسی مهارت داشته و طبع آزمایی کرد و علاوه بر آن به زبان مادری خود ، ترکی آذری، نیز اشعاری زیبا سرود ه است؛ از جمله کارهای مهم ادبی منظومه حیدر بابا و کلیات دیوان اوست.

شهریار به شاعران طراز اول فارسی عشق می‌ورزید و شیوة سرودن آنها درشعر او نمایان است .در شعر شهریار اندیشه های دینی و دلدادگی های فراوان نسبت به مولا علی (ع)مشهود است .(۱)

 

 علی ای همای رحمت

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
مگر  ای سحاب رحمت تو بباری ورنه دوزخ
برو ای گدای مسکین د رخانة علی زن
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
بجز ازعلی که آرد پسری ابوالعجایب
چو به دوست عهد بندد زمیان پاکبازان
نه خداتوانمش خواند،نه بشر توانمش گفت
به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
به امید آنکه شاید برسد به خاک پایت
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
چه زنم چو نای هردم زنوای شوق او دم
همه شب در این امیدم ،که نسیم صبحگاهی

که به ما سوا فکندی همه سایه هما را
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
به شرار قهر سوزد ،همه جان ما سوی را
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا
که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو علی که می‌تواند که به سر برد وفا را
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
که زکوی او غباری به من آر توتیا را
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
که زجان ما بگردان ره آفت قضا را
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را

زنوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شــهریارا

استاد مفتون همدانی

سید آقا کبریایی متخلص به » مفتون «  در سال ۱۲۶۸ ه.ش در شهر همدان متولد شد؛ با الهام ازنام پدرش او را »میرآقا « نامیدند ،گویند نسبت مفتون با سی وهشت واسطه به حضرت سید سجاد (ع)و خاندان عصمت و طهارت می‌رسد.

مفتون از ابتدای جوانی در طریق ولا قدم نهاد و دل به محبت سرور اولیاءعلی (ع)سپرد ، در درویشی پاک طینت بوده و چهره ای مهربان و نورانی داشته است .

شاعر همدانی ، پس از سپری کردن دوران نوجوانی و در سایة توجه و تربیت پدر و ارسته خود ، تحصیلات ابتدایی رادر همدان به انجام رسانید و دروس عربی و ریاضیات را ضمن اشتغال به کار روزانه ،نزد استادان فن تکمیل کرده، هیئت و نجوم رانیزآموخت ولی به دلیل نشو و نما در محیط ادب و عرفان ، طبع وی به ادبیات و سخنوری متمایل تر بوده؛ او ساعات فراغت خود را به مطالعه دیوان شاعران بزرگ می گذرانید.

مفتون د رآغاز کار شاعری، نام خانوادگی خود » کبریایی « را تخلص قرار می داد ،ولی به زودی آن راتغییر داده تخلص» مفتون« رابرگزید.

او از زمان کودکی و دوران نوجوانی همراه پدر خویش در اغلب محافل و مجالس اهل فقر و درویشی رفت و آمد داشت ، سلوک عرفا را در یافت و اسلام راستین راهمراه محبت ائمه‌(ع) شناخت . بدین ترتیب چون به سن کمال رسید ، به عرفان روی آورد و عرفان ازابتدا با جسم و جانش همراه شد و دراثر توجه و تربیت و ارشاد پدر خود ، به خلق اثر عرفانی و کم نظیر

»مثنوی انسان کامل« که شمار ابیات آن ده هزار بیت راشامل می‌شود ، دست زد.

 در سال ۱۳۰۲ از اولین کسانی بود که به انجمن ادبی همدان پیوست و از اعضای ثابت ، فعّال و پر کار آن انجمن بود.

شاعر ما که ازجوانی سابقة آزادی خواهی با دخالت خارجیان در ایران را داشت ،بیش از سایرین دچار گرفتاری و زحمت شد،به طوریکه که او را بازداشت و زندانی و سپس از همدان تبعید نمودندو زمانی که دوران تبعید و زندانی وی با همهءسختیهایش به پایان رسید،  مفتون به شهر محبوب خود همدان برگشت ، وی در سرودن شعر ،پیرو سبک شاعران قدیمی است ، و در سرودن ، انواع شعر را آزمایش کرده؛ اگر چه از قصیده و مثنوی گرفته تا مخمس و ترجیع بند، قطعه و دیگر قالبها ، اما شهرت او بیشتر درغزل سرایی است؛ غزلیات او از نظر روانی و رسایی کلام کم نظیر است و سخن انسجام دارد.

مفتون در سال ۱۳۳۳، اقدام به چاپ دیوان خودنمود و در روز دهم مهر ماه ۱۳۳۴،جان به جان آفرین تسلیم کرد. (۲)

علی ای سمای وحدت

 علی ای سمای وحدت ،تو چه مظهری خدارا
به کدام دهر و حینی تو حدوث کرده بودی
تو چه پرتوی خدارا زجمال کبریایی
تو به آسمان وحدت چه مهی چه آفتابی
اگر آفتاب روی تو نبود قصد یزدان
به توگرقوام هستی زازل خدا نبستی
تو به تارک از تبارک زازل چو تاج هشتی
زشکوه لایزالی تویی آن سوار قدرت
علی ای که در شجاعت به قدر تو قدر دادی
نبود بجز تو حیدر ،نبود بجز تو صفدر
تو اگر زکعبه به زمین نمی فکندی
به نبوّت و ولایت ،بکشاندی از بدایت
تو به توبه وانابه لب بوالبشر گشودی
دم عیسو ی زلعل تو نمود مرده احیا
چو عروج کردی احمد ،که بجز تو بود آنجا
علی ای که کس بجز تو به خدا نمی‌تو‌اند
علی ای که در سخاوت به هزار ها چو حاتم
علی ای که بوعلی ها زتو رسم کرده قانون
علی ای که با نگاهی کنی عالمی تو احیا
تو به منکر خداگو نکند به هیچ سو رو
به علی مکن برابر به خیال خود کسی را

که خدانمود زینت ،به تو تخت انّما را
که نمود حق نثار قدم تو هل اتی را
که به نه سپهر دادی تو علو و ارتقا را
که گرفته نور روی تو زارض تاسمارا
نه زشمس نام بردی به قسم نه والضحی را
به تمام ملک هستی به کردی این عطارا
فتبارک الله ایزد بسرود ومرحبارا
که کشید دست وتیغ تو کمان لافتی را
که قدر به دست گیرد سررشتة قضا را
که نداده حیّ داور به کس این همه قوارا
به خدا کسی به عالم نشناختی خدا را
تو تمام انبیارا ،تو تمام اولیاءرا
پسری قبول توبه زپدر نمود یارا!
تو به دست پورعمران بنهادی آن عصا را
که به جلوه وانماید پس پرده عمارا
که بقا دهد فنا را ،که فنا دهد بقا را
زکرم تو یاد دادی ره بخشش وسخا را
که نوشت حکمت او زشفای تو شفارا
چه شود که وا نوازی به نگاهی آشنا را
به رخ علی ببیند ،بشر خدا نما را
که به آفتاب نسبت ندهد کسی سها را

به عطای پادشاهی بودش امید مفتون

که غلام قنبر خود بشمارد این گدا را

 علل و عوامل به شهرت رسیدن استاد شهریار و نا آشنا ماندن کلام مفتون همدانی در فراسوی شهر و دیار خویش:

آنچه از محتوای کلام هر دو شاعربر می آید، این است که سخن و افکاری مشابه داشته، و در حالی که در یک عهد می زیسته اند چرا قصیده شهریار در جامعه فراگیر شده، ولی کلام مفتون ناخوانده و ناآشنا مانده است؟

با توجه به زندگی مفتون همدانی، هر خواننده ای در می یابد که وی در محیط زندگی خود از جایگاهی والا برخورداربوده است، او در روزهایی داد سخن می داده، که کلامش در حلقوم خفه گشته است، و مهر سکوت بر انتشار کلام وی را می بایستی در همان سالها و برهه از زندگیش جستجو کنیم، اکنون جواب این پرسش روشن است که چرا کلام مفتون در گوشها ناآشنا مانده است. نحوه تفکر و زندگی اجتماعی او یکی از عوامل مؤثر این معماست، چرا که وی روحیه آزادی خواهی داشته و در جای جای کلامش فریاد او را می توان شنید و طبیعی است که اینگونه تفکر برای دولت آن زمان مشکل زا بوده، تا حدی که وی را تحمل نکرده و شاعر ما را با مشتی کاغذ و قلم و دوات راهی دیار تبعید کرده است.

 

15,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله استاد محمد حسین شهریار
  • پایان نامه جلوه های طبیعت دراشعار شهریار به انضمام حیدربابایه سلام و سهندیه
  • مقاله زندگی نامه شهریار
  • برچسب ها : , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      چهارشنبه, ۹ فروردین , ۱۳۹۶
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.