مقاله چیستى آفرینش از نگاه ملّاصدرا


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله چیستى آفرینش از نگاه ملّاصدرا مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۳۱  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله چیستى آفرینش از نگاه ملّاصدرا نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست مطالب

چکیده   ۱
مقدّمه   ۲
تعریف واژگان   ۳
الف) وحدت شخصى وجود   ۳
ب. تجلى (جلوه)   ۳
ج. تشأن (شأن)   ۴
حقیقت آفرینش در نگاه ملّاصدرا   ۴
مقدّمه اول: اعتبارات وجود   ۵
مقدّمه دوم: چینش نظام عرفانى   ۷
مقدّمه سوم: حیثت هاى اطلاقى، تعلیلى و تقییدى   ۱۴
مقدّمه چهارم: تشأن و تجلى به جاى علیت (شأن و جلوه بودن مخلوقات)   ۱۵
قاعده بسیط الحقیقة کل الاشیاء ولیس بشى ء منها   ۱۷
تبیین حقیقت آفرینش از نگاه ملّاصدرا   ۱۹
نتیجه گیرى   ۲۱
پی‌نوشت‌ها:   ۲۲
منابع   ۲۷

منابع

ـ آملى، سیدحیدر، نقد النقود فى معرفه الوجود، در: کتاب جامع الاسرار و منبع الانوار، تهران، وزارت فرهنگ و آموزش عالى، ۱۳۶۸٫

ـ ابن ترکه، صائن الدین، تمهید القواعد، حواشى آقامحمدرضا قمشه اى و آقامیرزا محمود قمى، مقدمه و تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، تهران، وزارت فرهنگ و آموزش عالى، ۱۳۶۰٫

ـ ابن عربى، محى الدین، الفتوحات المکیه، بیروت، دارصادر، بى تا.

ـ ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربى، ۱۴۰۸ق.

ـ اصفهانى، راغب، مفردات الفاظ القرآن الکریم، بیروت، الدار الشامیه، ۱۴۱۶ق.

ـ جامى، عبدالرحمان، نقدالنصوص فى شرح نقش الفصوص، چ دوم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، ۱۳۷۰٫

ـ جوادى آملى، عبداللّه، رحیق مختوم، تدوین حمید پارسانیا، چ دوم، قم، اسراء، ۱۳۸۲٫

ـ جوهرى، اسماعیل بن حماد، الصحاح، چ سوم، بیروت: دارالمعرفه، ۱۴۲۹ق.

ـ دهخدا، على اکبر، لغت نامه دهخدا، چ دوم، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۷٫

ـ طباطبائى، سید محمدحسین، نهایة الحکمة، تصحیح و تعلیق غلامرضا فیاضى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، ۱۳۷۸٫

ـ طریحى، فخرالدین، مجمع البحرین، تحقیق سیداحمد حسینى، چ چهارم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۶٫

ـ فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین، تحقیق مهدى الخزومى، چ دوم، بغداد، دار و مکتبه الهلال، ۱۹۸۶٫

ـ فنارى، محمدبن حمزه، مصباح الانس، به همراه مفاتیح الغیب قونوى، تصحیح محمد خواجوى، تهران، مولى، ۱۳۷۴٫

ـ قونوى، صدرالدین، اعجازالبیان، مقدمه و تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۱٫

ـ ـــــ ، رسالة النصوص، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، تهران، مرکز نشر دانشگاهى، ۱۳۶۲٫

ـ قیصرى رومى، محمدداود، شرح فصوص الحکم، به کوشش سید جلال الدین آشتیانى، تهران، علمى و فرهنگى، ۱۳۷۵٫

ـ کاشانى، عبدالرزاق، اصطلاحات الصوفیه، تحقیق د. عاصم ابراهیم الکیالى، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۲۰۰۵٫

ـ مصطفوى، حسن، التحقیق فى کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰٫

ـ معین، محمد، فرهنگ فارسى، چ چهاردهم، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۸٫

ـ ملّاصدرا (صدرالدین محمدبن ابراهیم شیرازى)، الحکمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعة، چ سوم، بیروت، دار احیاء التراث، ۱۹۸۱٫

ـ ـــــ ، اسرار الآیات، مقدمه و تصحیح محمد خواجوى، تهران، انجمن حکمت و فلسفه، ۱۳۶۰٫

ـ ـــــ ، الحاشیة على الهیات الشفاء، قم، بیدار، بى تا.

ـ ـــــ ، الشواهدالربوبیة فى المناهج السلوکیه، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، چ دوم، مشهد، المرکز الجامعى للنشر، ۱۳۶۰٫

ـ ـــــ ، العرشیة، تصحیح غلامحسین آهنى، تهران، مولى، ۱۳۶۱٫

ـ ـــــ ، المبدأ و المعاد، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، تهران، انجمن حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۵۴٫

ـ ـــــ ، المشاعر، به اهتمام هانرى کربن، چ دوم، تهران، کتابخانه طهورى، ۱۳۶۳٫

ـ ـــــ ، تفسیر القرآن الکریم، تحقیق محمد خواجوى، چ دوم، قم، بیدار، ۱۳۶۶٫

ـ ـــــ ، رساله زادالمسافر، تحقیق سید جلال الدین آشتیانى، چ سوم، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۱٫

ـ ـــــ ، رسالة فى الحدوث، تحقیق سیدحسین موسویان، تهران، بنیاد حکمت اسلامى صدرا، ۱۳۷۸٫

ـ ـــــ ، مجموعه رسائل فلسفى صدرالمتألهین، تحقیق و تصحیح حامد ناجى اصفهانى، تهران، حکمت، ۱۳۷۵٫

ـ ـــــ ، مفاتیح الغیب، مقدمه و تصحیح محمد خواجوى، تهران، مؤسسه تحقیقات فرهنگى، ۱۳۶۳٫

ـ یزدان پناه، یداللّه، اصول و مبانى عرفان نظرى، نگارش عطاء انزلى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، ۱۳۸۸٫

چکیده

داشتن تصویرى روشن از حقیقت آفرینش، هم درکى صحیح از چگونگى ارتباط انسان با آفریدگارش به دست مى دهد و هم مى تواند زمینه بندگى بهتر در برابر او را فراهم آورد. با عنایت به جامعیت فلسفه ملّاصدرا، پرسش این است که وى چه تصویرى از حقیقت آفرینش ارائه مى دهد؟ آنچه از مطالعه آثار ملّاصدرا به دست مى آید این است که وى، در پرتو نظریه وحدت شخصى وجود، آفرینش را در قالب نظریه «تجلى» تصویر مى کند. برپایه این تصویر، وجود مطلق، که داراى همه کمالات وجودى است، مخلوقات را با فرایند تنزل و تجلى پدید مى آورد. آنچه در جریان تجلى و ظهور روى مى دهد، ظاهر شدن صفات و کمالات پنهان وجود مطلق است؛ مطلقى که خود در دل تعینات و ظهورات حضور دارد؛ ولى ذات مطلقى که تعینى را پذیرفته، و از مقام اطلاق و بى تعینى تنزل یافته است. به این ترتیب حقیقت آفرینش، در نگاه ملّاصدرا، چیزى جز مقید و متعین شدن ذات یگانه و مطلق الهى نیست، و مخلوقات، تعینات همان وجود مطلق به شمار مى آیند. البته خداى سبحان عین ذات هیچ مخلوقى نیست و هیچ مخلوقى نیز عین ذات خداوند شمرده نمى شود.

کلیدواژه ها: آفرینش (خلقت)، تشکیک خاصى وجود، وجود رابط، وحدت شخصى وجود، تجلى و تشأن.

 

مقدّمه

پذیرش اصل وقوع آفرینش (خلقت)، در گرو پذیرش فاعلیت وجودى و عدم اکتفا به فاعلیت طبیعى است. فاعل در معناى عام آن عبارت است از: موجودى که بر موجود دیگر تأثیر مى گذارد. این تأثیر یا به گونه اى است که موجود دیگر (مفعول)، اصل هستى اش را از فاعل دریافت مى کند و با هستى بخشى او از عدم پا به عرصه وجود مى گذارد؛ و یا چنان است که مفعول، صرفا در وصفى از اوصافش، یعنى در حرکات و دگرگونى هایش از فاعل اثر مى پذیرد، ولى در اصل هستى اش وامدار فاعل نیست. فاعل را در حالت اول، «فاعل وجودى»، و در حالت دوم، «فاعل طبیعى» مى نامند.

با پذیرش فاعلیت وجودى (خالقیت)، این پرسش مطرح مى شود که در آفرینش چه روى مى دهد و اشیا با چگونه فرایندى واقعیت دار مى شوند؟ اصولاً نحوه ارتباط خالقانه خداى سبحان با مخلوقات کدام است؟ این پرسش، کانون توجه اندیشه وران و متألهان بسیارى قرار گرفته، و نظریات و دیدگاه هاى گوناگونى را موجب شده است. نحله ها و جریان هاى فکرى کلامى، فلسفى و عرفانى، هر کدام به فراخور مبانى فکرى و نوع نگرش خود، کوشیده اند فرایند آفرینش را تبیین و تفسیر کنند. فیلسوف بزرگ اسلامى، ملّاصدرا، یکى از این نظریه پردازان است که دیدگاه ویژه خود را در این زمینه ارائه داده است.

از آنجاکه در حکمت صدرایى، ادعا بر هماهنگى عقل و وحى و شهود است و این هماهنگى، مى تواند دید کامل تر و جامع ترى پدید آورد و زمینه را براى رسیدن به نظریه حق فراهم کند، دیدگاه وى را درباره حقیقت آفرینش، موضوع این تحقیق فلسفى قرار دادیم.

با مراجعه به متون صدرایى، ملاحظه مى شود که رابطه خالقانه خداى سبحان با مخلوقات، گاه به شکل علیت و در چارچوب نظریه تشکیک خاصى، و گاه به صورت تجلى و تشأن و در قالب نظریه وحدت شخصى وجود تبیین مى شود؛ ولى از آنجاکه نظریه اصلى و نهایى ملّاصدرا همان وحدت شخصى وجود است، در پژوهش پیش رو، نگاه ملّاصدرا به حقیقت آفرینش، در چارچوب همین نظریه تبیین خواهد شد.

تعریف واژگان

الف) وحدت شخصى وجود

بر پایه نظریه وحدت وجود، حقیقت وجود امرى واحد و شخصى است. این امر شخصى، همان وجود حق تعالى است و چیزى جز او (جلّ جلاله) مصداق حقیقى وجود به شمار نمى آید و ماسواى خداى سبحان ـ به رغم تنوع و تفاوت ـ همگى شئون، نمودها، و تعینات همان وجود واحد شخصى شمرده مى شوند. در نظریه وحدت شخصى وجود، کثرات امکانى انکار نمى شوند؛ ولى وجوداتى در برابر وجود حق تعالى یا مراتبى از وجود در برابر مرتبه وجودى خداوند نیز به شمار نمى آیند، به گونه اى که خداوند، بالاترین مرتبه وجود و ممکنات مراتب پایین تر آن باشند؛ بلکه کثرات، صرفا مظاهر و شئون آن ذات یگانه اند. به تعبیر دیگر در این نظریه، که وجود و موجود منحصر در یک امر واحد شخصى دانسته مى شوند، خداوند یگانه مصداق بالذات وجود است که داراى ویژگى اطلاق و عدم تناهى است؛ و به دلیل همین ویژگى، هیچ چیز دیگرى در عرض یا در طول خداى سبحان، داراى وجود حقیقى نیست و مصداق بالذات وجود به شمار نمى آید؛ بلکه صرفا بالعرض و المجاز به موجودیت اتصاف مى یابد. آرى، کثرات امکانى، امورى پندارى نیستند؛ بلکه ظهورات و مجالى حق تعالى به شمار مى آیند که میان آنها رابطه تشکیکى برقرار است؛ یعنى ظهورات، به میزان نزدیکى و قربشان به وجود حق تعالى، داراى مرتبه قوى تر و شدیدترند و هر اندازه که از حق تعالى ـ در قوس نزول ـ دورتر مى شوند، ضعف و کاستى بیشترى مى یابند. با این همه تکثر ظهورات، و شدت و ضعف آنها خدشه اى بر وحدت و بساطت ذات حق تعالى وارد نمى سازد:۱

الموجود والوجود منحصر فى حقیقة واحدة شخصیة لا شریک له فى الموجودیة الحقیقیة ولا ثانى له فى العین ولیس فى دارالوجود غیره دیار وکل ما یتراءى فى عالم الوجود أنه غیر الواجب المعبود فإنما هو من ظهورات ذاته و تجلیات صفاته التى هى فى الحقیقة عین ذاته کما صرح به لسان بعض العرفاء.۲

ب. تجلى (جلوه)

تجلى در لغت به معناى پیدایى، وضوح، انکشاف، آشکار شدن، از نهانى و خفا بیرون آمدن و هویدا گشتن به کار مى رود؛۳ و در اصطلاح عرفانى عبارت است از: «بروز و ظهور پیدا کردن و نمایان شدن حقایق و اوصاف کمالى مخفى و مندمج در ذات حق تعالى.»۴

به تعبیر دیگر هنگامى که ذات بى کران الهى (وجود لابشرط مقسمى، حقیقت وجود بما هى هى، یا همان صرف الوجود)، که هیچ تعین ویژه اى در مقام ذات ندارد، خود را در وصفى خاص و در تعین وتقیدى ویژه نشان مى دهد، از آن به ظهوروتجلى تعبیر مى شود.۵

ج. تشأن (شأن)

شأن در لغت۶ به معناى کار، عمل، حال، مرتبه، کار بزرگ و حالت عظیم به کار مى رود؛۷ و در اصطلاح۸ حاصل گونه اى تنزل از مقام اطلاق یک حقیقت است، در عین حال که آن حقیقت با ویژگى اطلاقى خود در این شأن حضور دارد. در واقع مراد از شأن آن است که حقیقتى واحد با دارا بودن ویژگى اساسى انبساط و اطلاق و نحوه وجود سِعى، خود را در مراتب و مراحل گوناگون، متمایز نشان دهد و با تنزل از اطلاق خویش، در هر مرتبه عین همان مرتبه باشد؛ یعنى همان حقیقت مطلق، در عین اطلاق، در همه مراتب حاضر باشد. در این صورت مقیدات به نفسِ وجود مطلق ـ در مرتبه تعینى خودشان ـ موجودند و خود، وجودى مغایر با وجود مطلق ندارند. به همین دلیل مقیدات ـ که همان مطلق تعین یافته اند ـ ظهور و شأن واحد مطلق به شمار مى آیند.۹

به این ترتیب، تعابیر «شأن» و «جلوه» به یک حقیقت اشاره دارند و هر دو، از مطلق تعین یافته (تقیدیافته) حکایت مى کنند. در واقع هرگاه ذات مطلق به مرتبه ظهور و تعین ـ یا همان مرتبه شئون ـ تنزل یابد و متعین شود، از آن به «تجلى»، «ظهور»، «تشأن» و «تطور» تعبیر مى شود.

حقیقت آفرینش در نگاه ملّاصدرا

پیش تر اشاره کردیم که نگاه ملّاصدرا به هستى، همان نظریه وحدت شخصى وجود است. در پرتو این نظریه، آفرینش و چگونگى پیدایش مخلوقات نیز توضیح و تبیین ویژه اى مى یابند؛ یعنى با نگاه وحدت وجودى، تنها راه توضیح آفرینش و توجیه صدور کثرات، فرایند تجلى و تشأن است. داشتن تصویرى روشن از این فرایند ـ که بیان تفصیلى شأن و جلوه بودن مخلوقات است ـ در گرو تقدیم چند مقدمه است:

مقدّمه اول: اعتبارات وجود

وجود، اطلاقات متفاوتى دارد که بى توجهى به تفاوت این اطلاق ها و تفاوت احکام هر یک از آنها، برداشت ها و به تبع داورى هاى نادرستى را در پى دارد. این اطلاقات ذهنى نیستند؛ بلکه ریشه در واقعیت و نفس الامر دارند.۱۰ به هر حال از میان گفته هاى ملّاصدرا مى توان پنج اطلاق را براى وجود شناسایى کرد:

۱٫ وجود به معناى «وجدان» و یافتن؛ مانند معلوم که براى عالِم موجود است. این قسم از وجود، محدود و مقید است. برپایه این اصطلاح، وجودى که براى یابنده وجدان مى شود، وجودى رابطى است و وجود رابطى به دلیل محدودیت و نقصى که دارد، از خداى سبحان سلب مى شود؛۱۱

۲٫ وجود به معناى عام عقلى آن؛ یعنى همان مفهوم کلى وجود، که به معنایى واحد بر مصادیقش ـ اعم از واجب و ممکن ـ حمل مى شود و به اصطلاح مشترک معنوى است.۱۲ مفهوم انتزاعى وجود، معناى مصدرى و امرى ذهنى است که جزء یا عین ذات هیچ موجود خارجى اى به شمار نمى آید. به همین روى نمى توان آن را به نحو جزئیت یا عینیت به هیچ موجود خارجى اى ـ چه خداى سبحان و چه موجودات دیگر ـ نسبت داد؛۱۳

۳٫ وجود به معناى وجودهاى مقید و هستى هاى خاص؛ مانند وجود انسان، درخت و… . در واقع این وجود دربردارنده همه وجودهاى امکانى، یعنى عقول، نفوس، عناصر و مرکبات است که همگى موجوداتى محدود و مضاف به ماهیات اند؛۱۴

۴٫ وجود به معناى وجود لابشرط قسمى (نفس رحمانى، فیض منبسط، یا وجود مطلق): این وجود که داراى قیدهاى اطلاق و عموم است، همان فعل واحد الهى است که وجودهاى مقید (عقول، مثال و ماده)، همگى آثار این فعل اند. عمومیت و اطلاق وجود لابشرط قسمى، مفهومى نیست؛ زیرا کلى مفهومى ـ چه کلى طبیعى و چه کلى عقلى ـ یک امر مبهم ذهنى است که ذاتا فاقد تحصل و فعلیت است و براى داشتن تحصل نیازمند انضمام امور زاید است؛ در حالى که وجود منبسط داراى وجود عینى است و ذاتا متحصل و بالفعل است. در واقع وجود منبسط، کلى سِعى است. فیض منبسط و امر الهى، گرچه واحد است، وحدتش نه عددى، بلکه وحدتى فراگیر است که همه ممکنات را دربر مى گیرد. وجود لابشرط قسمى در عین وحدتش تعدد و تکثر مى یابد و به این ترتیب، با حدوث و قدم،۱۵ تقدم و تأخر، کمال و نقص، علیت و معلولیت، جوهریت و عرضیت، تجرد و تجسم همراه است و با این همه، به حدود هیچ کدام از آنها نیز محدود نمى شود. فیض منبسط (نفس رحمانى) به حسب ذات خود، همه تعینات وجودى و تحصل هاى خارجى را واجد است؛ بلکه همه حقایق خارجى، از مراتب ذات و انحاى تعینات و تطورات او منتشى مى شوند. او اصل عالم، مدار حیات و زندگى و عرش خداى رحمان است که صوفیه او را «حق مخلوق به» مى نامند.۱۶

به هرروى این وجود نیز ـ همانند سه اعتبار قبلى وجود ـ به ذات الهى منتسب نمى شود. بالطبع هیچ یک از احکام اعتبارات چهارگانه پیش گفته نیز به ذات خداى سبحان انتساب پذیر نیست.

۵٫ وجود به معناى وجود لابشرط مقسمى: این وجود که هیچ قید و شرطى آن را مقید و مشروط نمى کند، همان حقیقتِ مطلق وجود است، و عرفا از آن به «هویت مطلقه»، «غیب مطلق» و یا «ذات احدیت» تعبیر مى کنند. حقیقت مطلقه وجود حتى قید اطلاق و لابشرط بودن را نیز نمى پذیرد. ذات احدیت، پیش از همه تعینات است و به ذات خود، موجود. او غیب محض و مجهول مطلق است که کنه ذات او معلومِ کسى ـ جز خودش ـ قرار نمى گیرد. آرى، او را تنها به واسطه آثار و تعیناتش مى توان شناخت.۱۷

با توجه به اعتبارات پیش گفته، وجود لابشرط مقسمى را هرگز نمى توان همان وجود لابشرط قسمى (فیض منبسط) دانست؛ زیرا وجود لابشرط قسمى فعل واجب تعالى است و با ذات احدیت یکى نیست. در واقع تفاوت نگذاشتن میان این دو لابشرط، و اطلاق لابشرط قسمى بر خداى سبحان، انحرافات و عقاید نادرست و ملحدانه بسیارى را به دنبال مى آورد، که از آن جمله است: قول به حلول و اتحاد خداى سبحان با مخلوقات خود، اعتقاد به اتصاف خداوند به صفات ممکنات و محل بودن ذات واجب تعالى براى نقایص و حوادث.۱۸ در حقیقت فیض منبسط (وجود لابشرط قسمى) است که با همه مراتب همراهى دارد و به اوصاف هر مرتبه، به لحاظ آن مرتبه، متصف مى شود؛ ولى ذات احدیت مبرا از این امور است.

بنابراین توجه به اعتبارات گوناگون وجود و تفکیک آنها از یکدیگر ضرورى است؛ زیرا بدون توجه به این اعتبارات و احکام هر یک از آنها، زمینه خلط معانى گوناگون وجود و تسرى احکام برخى اعتبارات به برخى دیگر فراهم مى آید؛ و در نتیجه امکان شکل گیرى عقاید فاسد، داورى هاى نادرست۱۹ و نسبت هاى ناروا به افراد و افکار نیز پدید خواهد آمد. به نظر ملّاصدرا سبب توهم و اعتقاد کفرآمیز جهله صوفیه را نیز مى توان خلط میان اصطلاحات وجود دانست.۲۰

به هر حال وجود لابشرط مقسمى، بالذات موجود است و به اصطلاح، واجب الوجود است و ذاتا طارد و منافى عدم است؛ ولى وجودهاى مطلق قسمى و مقید، ذاتا طارد عدم نیستند، بلکه به وسیله وجود مطلق مقسمى است که طرد عدم مى کنند. به این ترتیب همین معناى وجود (لابشرط مقسمى) است که مى تواند بر ذات الهى اطلاق شود.۲۱

مقدّمه دوم: چینش نظام عرفانى

 

20,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله رابطه نفس و بدن در نگاه ملّاصدرا
  • مقاله «زمان» از دیدگاه ملّاصدرا و برگسون
  • مقاله کلّى طبیعى مقایسه‏ اى میان ابن‏ سینا و ملّاصدرا
  • برچسب ها : , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      پنجشنبه, ۳۰ دی , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.