تحقیق تقابل عقل و عشق در دیوان جامی،کیمیای سعادت محمد غزالی و رساله‌ی عقل و عشق سعدی


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

تحقیق تقابل عقل و عشق در دیوان جامی،کیمیای سعادت محمد غزالی و رساله‌ی عقل و عشق سعدی مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۱۶۴  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود تحقیق تقابل عقل و عشق در دیوان جامی،کیمیای سعادت محمد غزالی و رساله‌ی عقل و عشق سعدی نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست

چکیده
پیشگفتار
فصل اول: کلیات تحقیق
۱-۱-مقدمه
۲-۱-بیان مسئله
۳-۱-اهمیت تحقیق
۴-۱-اهداف تحقیق
۵-۱-پیشینه تحقیق
۶-۱-سوالات تحقیق
۷-۱-سازماندهی تحقیق
۸-۱-روش کار
۹-۱-ابزار گردآوری تحقیق
فصل دوم
۱-۲-زبان حال عقل
۲-۲-تعریف عقل
۳-۲- مفهوم عقل
۴-۲-عقل از دیدگاه فلاسفه
۵-۲- عقل از دیدگاه دین
۶-۲-عقل از دیدگاه صوفیه
فصل سوم
۱-۳-عشق چیست؟
۲-۳-واژه ی لغوی عشق
۳-۳-واژه ی عشق در منابع اسلامی
۴-۳-انواع عشق انسانی
۵-۳-آثار عمومی عشق
۶-۳-عشق از دیدگاه فلاسفه
۱-۶-۳-عشق در نظر سقراط و افلاطون
۲-۶-۳-عشق از دیدگاه ابن سینا
۳-۶-۳-عشق از دیدگاه سهروردی
۴-۶-۳-عشق از دیدگاه شیخ بهایی
۷-۳-عشق از دیدگاه دین
۱-۷-۳-نظر قرآن و سنت در باب عشق
۲-۷-۳-محبت الهی در قرآن کریم
۸-۳-عشق از دیدگاه عرفان
۱-۸-۳-انواع عشق از دید عرفا
فصل چهارم
۱-۴-نگاهی گذرا بر اموال و آثار نورالدین عبد الرحمن جامی
۲-۴-تقابل عقل و عشق از نظر جامی
۱-۲-۴-زهد و عشق
فصل پنجم
۱-۵-شمه ای دربارة جامی
۲-۵-تقابل عقل و عشق در کیمیای سعادت غزالی جلد اول و دوم
فصل ششم
۱-۶-شمه ای درباره سعدی
۲-۶-تقابل عقل و عشق در رساله ی عقل و عشق سعدی
فصل هفتم
مقایسه ی عقل و عشق
نتیجه گیری
منابع و مآخذ

منابع و مآخذ

قرآن کریم
ابراهیمی دینانی، غلامحسین ، دفتر عقل و آیت عشق ، غلامحسین دینایی، تهران، طرح نو، ۱۳۸۱ چاپ اول
ابن سینا، حسین بن عبدالله، مجموعه رسایل (هفده ساله) ترجمه محمود شهابی، ضیا الدین درّی، محمد مهدی فولاودند ، تصحیح سید محمود طاهری ، نشر آیت اشراق ، قم، ۱۳۸۸ ،چاپ اول
ابوالمعالی ، عبد الرحمن ابن احمد (عین القضاه) تمهیدات عفیف عسیران، انتشارات منوچهری، ۱۳۸۶
افلاطون، پنج رساله، ترجمه محمود صناعی، انتشارات علمی و فرهنگی ، چاپ چهارم ، ۱۳۷۳
افلاطون ، رساله ضیافت، افلاطون، ترجمه محمد علی فروغی، تهران ، جامی، ۱۳۸۵
اقبال لاهوری، محمد، سیر فلسفه در ایران ، ترجمه دکتر آریان پور، انتشارات بامداد، ۱۳۵۴
انزابی نژاد، رضا، پرده سحر سحری: گزیده مخزن الاسرار حکیم نظام گنجوی ، تهران: جامی، ۱۳۷۷
پادشاه ، محمد ، فرهنگ جامع آنندراج، ج۴، انتشارات کتابفروشی خیام، ۱۳۶۳
پور جوادی ، نصر الله، زبان حال در عرفان و ادبیات فارسی، انتشارات هرمس ، ۱۳۸۵، چاپ اول
تبریزی، محمد حسین بن خلق ، برهان قاطع، به اهتمام دکتر معین، چاپ چهارم- تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۳
تجلیل، جلیل، برگزیده متون ادب فارسی به اهتمام جلیل تجلیل، اسماعیل حاکمی، رادمنش ، شیخ الاسلامی، مرزبان زاده مرکز نشر دانشگاهی ، چاپ یازدهم، ۱۳۷۰
جامی، عبد الرحمن بن احمد، کلیات دیوان جامی، با مقدمه فرشید اقبال ، تهران، اقبال ۱۳۸۵
حافظ محمد بن محمد ،دیوان غزلیات به کوشش دکتر خطیب رهبر، انتشارات صفی علیشاه، ۱۳۸۱، چاپ چهلم.
حکمت، علی اصغر، تاریخ جامع ادیان جان ناس ، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲
حلبی، علی اصغر، تاثیر قران و حدیث در ادبیات فارسی نوشته علی اصغر حلبی، ویرایش دوم، تهران، اساطیر، ۱۳۷۹
خلیلی، محمد حسین، مبانی فلسفی عشق از منظر ابن سینا و ملاصدرا، محمد حسین خلیلی، (۱۳۸۵)
خمینی، روح الله، اشعار عارفانه امام خمینی (باده عشق) انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. ۱۳۷۲
خوارزمی ، کمال الدین حسین، جواهر الاسرار ، زواهر الانوار، کلنهر ، چاپ سنگی، ۱۳۷۸
دری ، زهرا(۱۳۴۰) شارح حدیقه الحقیقه سنایی ، مولف زهرا دری ، انتشارات زوار ، چاپ اول (۱۳۸۶)
دهخدا، علی اکبر، فرهنگ متوسط دهخدا، به کوشش غلامرضا ستوده، زیر نظر جعفر شهیدی، انتشارات دانشگاه تهران، موسسه لغت نامه دهخدا ۱۳۸۵
رازی، شیخ نجم الدین، رساله عشق و عقل به اهتمام دکتر تقی تفضلی ، انتشارات بنگاه، ترجمه و نشر کتاب ۱۳۴۵ چاپ اول
رازی، عبد الله بن محمد ، نجم الدین (مرصاد العباد من المبدا الی المعاد . برگزیده) با انتخاب و مقدمه امین ریاحی، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۸۰، چاپ سیزدهم
رضا زاده، شفیع، تاریخ ادبیات ایران، انتشارات آهنگ، ۱۳۶۹، جامی
زمانی،کریم،شرح جامع مثنوی معنوی،دفتر اول،انتشارات اطلاعات،چاپ بیست وپنجم، ۱۳۸۷
سجادی ، جعفر، ۱۳۰۳، فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، تالیف جعفر سجادی، ویرایش ۲،تهران، ظهوری، ۱۳۷۰
سجادی ، جعفر ، ۱۳۰۳، فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، تألیف جعفر سجادی، تهران، طهوری ، ۱۳۷۹، چاپ پنجم
سعدی، مصلح بن عبد الله ، کلیات مصحح بها الدین خرمشاهی ، تهران، دوستان ۱۳۸۳، چاپ چهارم
سعدی، مصلح بن عبد الله(۱۳۸۱) بوستان سعدی ، شرح دکتر رضا انزابی نژاد، سعید قره بیگلو، انتشارات تهران، چاپ دوم
سعدی، مصلح بن عبد الله، گلستان سعدی، به کوشش دکتر خطیب رهیر، انتشارات صفی علیشاه،۱۳۸۴ ،چاپ شانزدهم
سنایی غزنوی، مجدد بن آدم، دیوان سنایی ، مصحح ید الله جلالی پندری، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶
سنایی، مجدود بن آدم، حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه (فخر نامه) تصحیح و مقدمه مریم حسینی ، تهران، نشر دانشگاهی ۱۳۸۲
سهروردی ، شیخ اشراق، یحیی، مجموعه آثار فارسی سهروردی به تصحیح و مقدمه سید حسن نصر و تجزیه و تحلیل هنری کربن، تهران، پاریس۱۹۷۰
شاملو، اختر، باغ سبز عشق ، انتشارات امیر فردا چاپ اول(۱۳۸۰)
شبستری، شیخ محمود، هزار گنج (شرح مثنوی گلشن راز) به اهتمام امین لو، انتشارات کیمیا چاپ اول
شیخ بهایی، محمد حسین،(۹۵۳-۱۰۳۰ ) کشکول، نشر گلی، ۱۳۷۴
صفا، ذبیح الله ، تاریخ ادبیات ایران، تهران، امیر کبیر ، ۱۳۷۹
عراقی، فخر الدین، لمعات، به انضمام سه شرح از شروح قرن هشتم، با تصحیح محمد خواجوی ، تهران، انتشارات مولی۱۳۶۳
عطار نیشابوری، فریدالدین ، تذکره الاولیا، محمد استعلامی، تهران، انتشارات زوار ، چاپ هفتم، ۱۳۷۲
عقیلی؛ سیف الدین (حاجی بن) نظام آثار الوزراء به تصحیح محدث ارموی ، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۳۷
عین القضاه ، عبد الله بن محمد،  تمهیدات ، نشر دانشگاه تهران، ۱۳۴۱
غزالی ، احمد محمد ، سوانح، تصحیح نصر الله پور جوادی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۹
غزالی، احمد ، سین الدین باخزری،رساله عرفانی در عشق،تالیف ایرج افشار، انتشارات منوچهری، ۱۳۵۹، چاپ دوم
غزالی احمد ، سوانح(العشاق)،  تصحیح هلموت رتیر، مرکز نشر دانشگاهی ، تهران،۱۳۶۸
غزالی احمد ، ۱۳۶۸، سوانح(العشاق)، تصحیح نصر الله پور جوادی، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۹
غزالی طوسی، ابو حامد  امام محمد ، (۱۳۸۰) کیمیای سعادت به کوشش حسین خدیو جم، انتشارات علمی و فرهنگی ، چاپ نهم
غنی، قاسم، بحث در آثار و افکار و احوال حافظ، تالیف قاسم غنی، نظم محمد قزوینی ، تهران، زوَار، ۱۳۲۱
فرمائی، محمد، احوال آثار اوحد الدین کرمانی، با کوشش احمد کرمی ، انتشارات ما، ۱۳۷۵، چاپ اول
فروزانفر ، شرح مثنوی معنوی، امیر کبیر ، چاپ سوم، ۱۳۸۵
فرهادی، روان، معنی عشق نزد مولانا، انتشارات اساطیر، چاپ دوم، ۱۳۷۵
فیض الاسلام ، حاج سید علینقی، نهج البلاغه ، نشر فیض ۱۳۶۹
قبادیانی، ناصر خسرو، شرح سی قصیده حکیم ناصر خسرو قبادیانی از مهدی محقق ، ویرایش ۲، تهران ، انتشارات توس، ۱۳۸۳
قشیری ، عبد الکریم بن هوازن، ۳۷۶- ۴۶۵ ه.ق الرساله القشیریه (فارسی) مترجم ابو علی حسن بن احمد عثمانی تصیحیات و استداراکات با فروزانفر- بدیع الزمان، انتشارات علمی و فرهنگی ،۱۳۸۵، چاپ نهم
قمی، شیخ قمی، مفتاح الجنان، انتشارات فیض، ۱۳۸۷
کاتوزیان، محمد علی، سعدی شاعر عشق و زندگی، تهران، نشر مرکز ، ۱۳۸۵
مطهری ،مرتضی ،۱۳۷۶،جاذبه و دافعه امام علی(ع)،تهران،انتشارات بامداد
مکاتیب فارسی، فضائل الانام من رسائل حجه الاسلام به اهتمام عباس اقبال، آشتیانی، تهران، ظهوری، ۱۳۶۳
مکارم شیرازی، ناصر ، تفسیر نمونه مکارم شیرازی و همکاران ، نشر زوار، ۱۳۷۷
معین، محمد،۱۲۹۷- ۱۲۵۰،فرهنگ فارسی(جیبی)،تالیف محمد معین،تهران، نشر سرایش۱۳۸۰
معین، محمد،فرهنگ فارسی متوسط (اعلام) تألیف محمد معین، تهران، امیر کبیر ۱۳۶۳، چاپ بیست و یکم
مولوی، جلال الدین، کلیات شمس تبریزی، مصحح بدیع الزمان فروزانفر ، انتشارات نگاه تهران، ۱۳۷۱
مولوی، جلال الدین،محمد بن محمد ، (۶۰۴، ۹۷۲) دیوان کامل شمس تبریزی،شرح جلال الدین همایی ، تهران، جاویدان ، ۱۳۷۷
مولوی، جلال الدین، محمد بن محمد، گزیده شمس تبریزی، انتشارات ما، سال چاپ ۱۳۸۳
میرزا نیا، منصور، فرهنگنامه کنایه، به انضمام گفتار هایی در باب کنایه و… ، تالیف منصور میرزا نیا، امیر کبیر ؛ ۱۳۸۷
هاشمی ، مرتضی ، نگاهی به عشق ، نشر مفتون همدانی، همدان»،۱۳۸۱، چاپ اول
هجویری، ابوالحسن علی بن عثمان، کشف المحجوب تصحیح (ژوکوفسکی) ، تهران، نشره طهوری، ۱۳۷۱
هجویری غزنوی، ابولحسن علی، کشف النحجوب، تصحیح ژوکوفسکی ، نشر طهوری، ۱۳۸۲، چاپ نهم
وحشی بافقی، کمال الدین، دیوان وحشی بافقی، به کوشش پرویز بابایی، تهران، انتشارات نگاه، ۱۳۸۰
یاقوت حموی، شهاب الدین ابو عبد الله، معجم البدان، محمد پروین گنا بادی، ۶ جلد ، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۳

۱-۳-عشق چیست؟

در لغت نامه دهخدا در شرح عشق نوشته شده است که «]  ع اِ مص[ دوست داشتن به حد افراط. دل بستگی و گرایش عاطفی بیش از اندازه و کسی یا چیزی» دهخدا برای کلمه عشق طبقاتی قائل شده که عبارتند از:

«-   عشق اصغر؛ عشق ظاهری

– عشق افلاطوانی؛ (اصطلاح فلاسفه)  اشاره به عقیده افلاطون است که گوید : روح انسان در عالم مجردات قبل از ورود به دنیا، حقیقت زیبایی و حسن مطلق یعنی خیر را بدون پرده و حجاب دیده است . پس در این دنیا چون حسن ظاهری و نسبی و مجازی را می بیند از آن زیبایی مطلق که سابقاً درک نموده یاد می کند، غم هجران به او دست می دهد و هوای عشق او را بر می دارد، فریضه جهان می شود و مانند مرغی که در قفس است می خواهد به سوی او پرواز کند.

– عشق اکبر؛ (اصطلاح فلسفه )اشتیاق به لقای حق تعالی و معرفت ذات و شهود صفات در ذات.

– عشق اوسط؛ (اصطلاح فلسفه) عشق حکما و علما است به تفکر و تعمق در نسخ خدای متعال و حقایق موجودات .

– عشق پاک؛ عشقی که آلوده به خواهش های جسمانی نباشد. عشق افلاطونی.

– عشق جسمانی؛ عشقی که مبنای آن بر شهوت باشد. در مقابل عشق معنوی و عشق روحانی.

– عشق حقیقی؛ (اصطلاح فلسفه و متصوفه)عشق به لقای محبوب حقیقی که ذات احدیت باشد.

– عشق روحانی؛ عشقی که هدف آن لذت روحی باشد. عشق معنوی ، مقابل عشق جسمانی.

– عشق ظاهری؛ عشق مجازی، عشق غیر حقیقی و زود گذر.

– عشق عفیف؛ (اصطلاح فلسفه) در مقابل عشق وضیع این عشق از انواع عشق پست حیوانی است.»

(دهخدا)

دکتر سیاسی در روانشناسی تربیتی ص ۳۳۴ در تعریف عشق نوشته است:

«عشق علاقه بسیار شدید و غالباً نامعقولی است که گاهی هیجانات کدورت انگیز را باعث می شود آن یکی از مظاهر مختلف تمایل اجتماعی است که غالباً جزو شهوات بشمار می آید. »

(شاملو، ۱۳۸۰: ۳۹)

۲-۳- واژه ی لغوی عشق

«معنای واژة«عشق»عبارت است از:« محبت شدید و علاقه افراطی و دل بستگی زیاد نسبت به یک شیء و یا شخص،چه از روی عفاف باشد و چه از سر فسق»در فرهنگ علوم عقلی و نیز فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی عشق را«میل مفرط و شوق شدید به چیزی»تعریف کرده اند.هم چنین در فرهنگ فلسفی دیگری که به زبان عربی تدوین شده، عشق به محبت شدید معنا شده است.»

(خلیلی ، ۱۳۸۵:۲۶)

در فرهنگ انندراج،ویژگی ها و خصوصیات متعدد مختلفی را برای‌عشق ذکر می‌کند که عبارتند از:

«بلند اقبال ، بی پروا، گرانسنگ، بلند بالادست، آتش دست، بنده نواز، بی قرار ، شور انگیز، هستی سوز، خون آشام، گره گشای ، دریا دل، جوانمرد، غیور و …»

(آنندراج)

درباره ریشه کلمه «عشق» و این که از کجا اخذ و اقتباس شده در کتاب کشّاف اصطلاحات الفنون این چنین آمده است:

«عشق ماخوذ از عشقه است و آن گیاهی است که بر تنه هر درختی که پیچد، آن را خشک سازد و خود به طراوت خویش باقی بماند. پس هر عشقی بر هر تنی که برآید، جز محبوب را خشک کند و محو گرداند و آن تن را ضعیف سازد و روح و دل را منور گرداند.»

(خلیلی ،۱۳۸۵ :۲۷)

هم چنین در فرهنگ علوم عقلی آمده است که:

« عشق به معنای فرط حب  و دوستی ، مشتق از عشقه است و آن گیاهی است که هر گاه به دور درخت پیچد ، آب آن را بخورد و رنگ آن را زرد کند و برگ آن را بریزد و بعد از مدتی خود درخت نیز خشک شود و بالجمله عشق، تعلق قلب و حب زیاد است»

(همان)

بدین ترتیب ، شکی نیست که لفظ عشق به معنای افراط در دوستی و محبت از نام گیاهی به نام عشقه در زبان عربی، که در فارسی آن را «عشق پیچان» می گویند، گرفته شده و تناسب و تشابه به عشق یا عشقه که مجوز ومصحح این نام گذاری است نیز روشن شد.

(همان)

۳-۳- واژه عشق در منابع اسلامی

در قرآن کریم که معتبرترین منبع در معارف اسلامی شناخته شده و اعتبار و ارزش سایر منابع به آن وابسته است. از واژه «عشق» نشانی دیده نمی شود. اما مفهوم و مضمون عشق که عبارت از محبت شدید و دل باختن و بی قراری و استخدام تمام قوا و نیروهای درونی و بیرونی در طریق محبت است، دیده می شود. در زبان عربی کلماتی از قبیل صبابه، وله، شغف، تبل، خلّت، تیم، هوی، غیره به معنای عشق و حالات شبیه به آن به کار می رود.

در سوره بقره آیه ی ۱۶۵ آمده است که:

«وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ» آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا (از مشرکان نسبت به معبودهایشان ) شدیدتر ست.

(چرا که آنها مردمی اندیشمند و دانا هستند و هرگز ذات پاک او را که منبع همه کمالات است رها نمی کنند، هر میل و محبتی در برابر عشق خدا در نظرشان بی ارزش و ناچیز ، اصلاً آنها غیر او را شایسته عشق و محبت نمی بینند، جز به خاطر او، و در راه او کار نمی کنند در دریای بیکران عشق خدا آنچنان غوطه ورند، اساساً عشق حقیقی همیشه متوجه نوعی از کمال است. انسان هرگز عاشق عدم و کمبودها نمی شود. بلکه همواره دنبال هستی و کمال می گردد و به همین دلیل آنکس که هستی و کمالش از همه برتر است از همه کس به عشق ورزیدن سزاوارتر می باشد.) آیا محبت شدید همان عشق نیست؟ همان طور که ملاحظه می شود، مترجمان قرآن کریم هم، کلمه «أشَدُّ حُبّاً» را به عشق ترجمه کرده اند. هم چنین در سوره مزملّ آیه ۸ آمده است که:

« وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا » نام پروردگارت را یاد کن و تنها دل باخته و بی قرار او باش

در آیه ۴۱ سوره احزاب نیز می فرماید « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا» :

ای کسانی که ایمان آورده‏اید خدا را بسیار یاد کنید

(مکارم شیرازی و همکاران، جلد ۲۵، ۱۳۷۷: ۱۷۸)

مادّه ی «تبل»  مستقیما مفهوم عشق را نمی رساند، ولی خواص و لوازم عشق را در بر دارد.

هم چنین در سوره یوسف آیه ی ۳۰، خداوند زلیخا را عاشق و شیدای یوسف دانسته است:

«وَقَالَ نِسْوَةٌ فِی الْمَدِینَةِ امْرَأَةُ الْعَزِیزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَاهَا فِی ضَلاَلٍ مُّبِینٍ»

این جریان محبت و علاقه ی شدید زلیخا به یوسف در شهر منعکس شد گروهی از زنان شهر گفتند: همسر عزیز، جوانش(=غلامش)را به سوی خود دعوت می کند. عشق این جوان، در اعماق قلبش نفوذ کرده است.

(مکارم شیرازی و همکاران، جلد ۲۵، ۱۳۷۷: ۳۹۲)

اما در کلمات پیشوایان عصمت پیشه، گاهی واژه ی عشق و زمانی هم مفهوم مستقیم عشق به کار رفته است؛ برای نمونه این روایت را که محمدبن یعقوب کلینی از امام صادق(ع)  نقل کرده است که:

قال رسول الله (ص) : أفضَلُ النَّاسِ مَن عَشقَ العِبادَهَ فَغَانَقَها وَ أحَبَّها بِقَلبِهِ وَ بِاشَرِّها بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَها، فَهُوَلا یُبالِی علی ما أصبحَ مِن الدُّنیا عَلی عُسرٍ أم عَلی یُسرٍ

«بهترین مردم کسی است به عبادت عشق بورزد و با عبادت هم اغوش گردد و از قلب دوستش بدارد و آن را با بدن انجام دهد و خود را در اختیار آن بگذارد و باکی نداشته باشد که موقعیت زندگی اش در دشوار است یا در رفاه و آسایش»

(خلیلی ؛۱۳۸۵: ۸۰)

و نیز…

 (مَن عَشقنی عَشقتُه وَ من عَشقُته قَتلتُهُ وَ مَن قَتَلتهُ فَعلیَّ دِیَتُهُ وَ مَن علیَّ دیتُهُ)

 «هر که بر من عاشق شود من نیز بر او عشق می ورزم و هر که من عاشق او شوم می کشمش و هر که را بکشم خونبهایش منم»

و عطار به زیبایی به نظم کشیده:

هاتفی گفتــا کزین کار آگهیــم

خـود کُشیم و خود دِیَتشان می دهیم

(عطار، ۱۳۸۴: ۱۳۶)

در روایت دیگری که حدیث قدسی نامیده می شود، پیامبر (ص) از جانب خداوند این چنین نقل می کند:

(اِذا کانَ الغالبُ عَلَی العَبدِ، الأشتِغِالَ بِی، جَعلتُ بغَیَته وَ لَذتَّهُ فی ذکری ، فإذا جَعَلتُ بغَیتهَ وَ لَذَّتَهَ فِی ذکری؛ عَشقَنی وَ عَشقُتُه، فإذا عَشَقَنی وَ عَشقُتُه رفعتُ الحجابَ بَنی و بَینَهُ، و صیّرتُ ذلِکُ تَغالُباً عَلیه، لا یَسهُو إذاَ سَها الناسُ؛)

«وقتی که بنده بیشتر اوقات، به یاد من مشغول باشد،من طلب و لذتش را در یاد خودم قرار می‌دهم، پس هنگامی که این چنین کنم، او عاشق من و من عاشق او می شوم و آن گاه که چنین شود، حجاب و پردة بین خودم و او را بر می دارم و این حالت (طلب و یاد خودم) را بر او مسلط خواهم نمود به طوری که وقتی مردم از من غافل می شوند ، او دچار غفلت و فراموشی از من نخواهد شد.»

(خلیلی،۱۳۸۵: ۸۰)

در سخنی دیگر پیامبر (ص) فرمود:

(مَن عَشَقَ فَکَتَمَ وَ عَفَّ فَماتَ فَهُوَ شَهیدٌ)

«کسی که عاشق می شود و کتمان کرده پاکدامنی پیشه کند و سپس بمیرد، شهید مرده است »

(همان: ۸۰)

امیر المومنین علی (ع) در نهج البلاغه ، در بخشی از خطبه ۱۰۸ می فرماید:

(مَن عَشَقَ شَیئاً أعشی بَصَرَهُ ، وَ أمرض قَلبَهُ و…)

«هر که به چیزی عاشق شود، چشمش را کور ساخته و دلش را بیمار گرداند (به طوری که عیب آن را ننگریسته) زشتی اش را نیکو بیند»

(فیض الاسلام،۱۳۶۹: ۳۳۰)

هم چنین در دعای کمیل در ضمن جمله ای می فرماید:

(وَ اَجعَل لِسانی بِذِکرِکَ لَهِجاً وَ قَلبی بِحُبِّکَ مُتَیِمَّاً)

«و زبانم را به ذکرت گویا و دلم را به محبتت بی قرار و بی تاب فرما.»

(شیخ عباس قمی؛۱۳۸۷: ۱۲۲)

در مناجات امام هشتم (مناجات المریدین) می فرماید:

(وَ إلیکَ شَوقی وَ فی مَحَبَّتِکَ وَ لَهی و إلی هَواکَ صَبابَتی)

«(خداوندا) اشتیاق من به توست و به محبت تو شیفته ام و شدیدترین علاقه و دل باختگی ام به هوای توست.»

(همان:۲۳۳)

و نیز در مناجات نهم (مناجات المحبین) حضرت سجاد (ع) می فرماید:

(الهی مَن ذَا الَّذی ذاقَ حَلاوهَ مَحَبَّتِکَ فَرامَ مِنک بَدَلا)

«ای خدای من، کیست که شیرینی محبت تو را بچشد و محبوب دیگری را به جای تو در دلش راه بدهد.»

(همان)

۴-۳- انواع عشق انسانی

۱-    عشق اکبر یا عشق حقیقی یا عشق الهی یا عشق خدا یا عشق عقلی یا عشق افلاطونی

۲-    عشق اوسط یا عشق مجازی یا عشق ظاهری، دو مصداق دارد:

الف)  عشق به مجموعه بزرگ یا عالم

ب ) عشق به انسان کامل

۳- عشق اصغر یا عشق مجازی یا عشق ظاهری بر دو قسم است:

الف)  عشق نفسانی یا عشق عفیف یا عشق روحانی یا عشق معنوی یا عشق نطقی

ب)عشق حیوانی یا عشق غریزی یا عشق جسمانی یا عشق بهیمی یا عشق طبعی یا عشق وضیع (پست)

(خلیلی،۱۳۸۵: ۳۹)

۵-۳-      آثار عمومی عشق

عشق که از اوج احساسات و علاقه است، انواع گوناگونی دارد. به همین دلیل ، آثار و نتایج متفاوتی ، در روح عاشق بر جای می گذارد؛ مثلا عشق حقیقی، آثار و برکات بسیار عالی و شگرفی دارد که با آثار و فواید عشق های مجازی و ظاهری بسیار متفاوت است. اما برخی از آثار و ویژگی ها میان انواع عشق ها مشترک است که می توان آن ها را «آثار عمومی عشق» نامید؛ یعنی عشق و محبت ، صرف نظر از این که ، چه نوع باشد (حقیقی یا مجازی و مجازی هم چه مجازی نفسانی باشد چه حیوانی) و قطع نظر از این که معشوق چه و که باشد یک دسته آثار و نتایجی دارد که میان همه ی انواع مذکور مشترک است که آن آثار عمومی و مشترک عبارتند از:

۱٫ « ستاندن خود بینی و خود خواهی و ستردن نخوت و غرور از انسان عاشق اثر عشق است که مرغ خود خواه را که فقط به فکر خود بود، دانه ای جمع کند و خود را محافظت کند، به صورت موجودی سخی در می آورد که چون دانه ای پیدا کرد، جوجه ها را آواز دهد.»

(مطهری، ۱۳۷۶: ۴۸)

۲٫ تولید نیرو قدرت

«یک مادر را که تادیروزدختری لوس و بخورو بخواب و زود رنج و کم طاقت بود. با قدرتی شگرف در مقابل گرسنگی و بی خوابی و ژولیدگی اندام،صبور و متحمل می سازد،تاب تحمل مادری به او می‌دهد»

(همان)

اگر عشق در وجود آدمی رخنه کرد و در برابر نیروی عفاف و تقوا قرار گرفت و روح، فشار آن را تحمل کرد، و تسلیم نشد، به روح قوت وکمال می بخشد. عشق در بدن باعث ویرانی و موجب زردی چهره و لاغری اندام و سقم و اختلال هاضمه و اعصاب است. شاید تمام آثارش که در بدن دارد  اثار تخریبی باشد ولی نسبت به روح چنین نیست.

(مطهری، ۱۳۷۶: ۴۸)

۳٫ تمرکز و قوا و توحّد و تأحّد نیروها

نیست‌بر لوح دلم‌جز الف‌قامت‌دوست

چه کنم؟حرف دگر یاد نداد استادم

(حافظ، ۱۳۸۵: ۴۲۸)

۴٫ ایجاد لطافت ، رقت، رفع غلظت و خشونت از روح و روان

از محبت تلـخ ها شیـرین شود

از محبت مس هــا زریــن شود

از محبت نــار، نــوری می شود

از محبت دیو، حـــوری می شود

از محبت خـارهــا گل می شود

از محبت سرکه ها ، مـل می شود

از محبت مــرده زنــده می کنند

از محبت شـاه، بنــده مــی کنند

(مولوی، ۱۳۸۸، دفتر دوم: ۳۹۰)

۵٫ سلب اختیار و نفی ابتکار عمل از عاشق

گویندعشق چیست؟بگو:ترک اختیار

هر کو ز اختیار نرست اختیار نیست

(مولوی ،۱۳۷۱: ۲۳۸)

ای برده اختیارم، تو اختیار مایی

          من شاخ زعفرانم ، تو لاله زار مایی

(مولوی ، ۱۳۸۵: ۵۵۲)

ما در رهِ عشق تو اسیران بلائیم

         کس‌نیست‌ چنین‌عاشق‌بیچاره‌که‌ماییم

(همان: ۵۸۰)

۶٫ ایجاد سخاوت و بخشندگی و چالاکی و تیزهوشی

«آن پسرک تنبل و سنگین اکنون پس از دل بستن به دختری و تشکیل کانون خانوادگی، چالاک و پر تحرک شده است و آن دخترکی که به زور هم از رختخواب بر نمی خاست، اکنون تا صدای کودک گهواره نشین خود را می شنود، همچون برق می جهد، کدام نیروست که لختی و رخوت را برد و جوان را این چنین حساس ساخت؟ آن جز عشق و محبت نیست. »

(مطهری ، ۱۳۷۶: ۴۸)

۷٫غفلت از عیوب معشوق و زیبا جلوه دادن آنها.

شهید علامه مطهری این چنین می فرماید:

«ظاهراً به این علت است که عشق مثل علم نیست که صد در صد تابع معلوم باشد. عشق جنبه ی داخلی و نفسانی اش بیش از جنبه ی خارجی و عینی می باشد؛ یعنی میزان عشق تابع میزان حس نیست، بلکه بیشتر ، تابع میزان استعداد و مایه ی عاشق است. در حقیقت ، عاشق دارای مایه و ماده و آتش زیر خاکستری است که به دنبال بهانه و موضوع می گردد. همین که به موضوعی احیاناً برخورد کرد و توافقی دست داد، آن قوه داخلی تجلّی می کند و به اندازه ی توانایی خودش حس می سازد نه به اندازه که در محبوب وجود دارد، عاشق عیب معشوق را هنر می بیند و خارش را گل و یاسمن»

(همان: ۷۴)

۶-۳- عشق از دیدگاه فلاسفه

فلاسفه گویند اگر عشق عالمی نمی بود، موجودات مُضمحل می شدند و آنچه حافظ ممکنات و معلومات نازله است عشق است.(عشق عالی)

(معین)

افلاطون در شرح مکالمه سقراط با چند نفر از دانشمندان ان زمان در باب عشق در رساله مهمانی می گوید: «او گفت دو نوع عشق است. و این دو را باید از هم باز شناخت. یکی عشق آسمانی است و دیگری عشق زمینی یا بازاری. این است که عاشقان نیز بر دو دسته اند: ارزش آنها و عشق آنها به اینست که به که  چه دل می بندند» سپس افلاطون از قول سقراط به بیان عقیده خود می پردازد و می گوید: «عشق آنچه طلب می کند، باید غیر از آن باشد. که دارد و هست . عشق طالب زیبایی است و چون زیبایی و خوبی یکی است . پس او طالب خوبی است.

رهرو راه عشق نخست از عشق صورت شروع می کند. آنگاه از عشق صورتهای فرد می گذرد، به زیبایی های جان دل می دهد. و از آنچه به عشق اجتماعات و سیاسیات عادلانه می رسد. وسپس از آنجا به عشق معرفتها، و چون در این راه قدم گذارد به معرفتی نایل می شود که زیبایی مطلق است. وقتی عاشق به مشاهده این زیبائی نایل آمد؛ از آلودگی های جسم بری می شود.»

(فروغی ،۱۳۸۵:۵۰-۴۷)

۱-۶-۳- عشق در نظر سقراط و افلاطون

سقراط می گوید:

«عشق آنچه طلب می کند باید غیراز آن باشد که دارد و هست. چه،خواستن معنی ندارد وتحصیل حاصل باطل است چون عشق طالب زیبایی است پس خود او نه زیباست ونه دارای زیبایی ونیزچون زیبایی و خوبی دوروی یک حقیقتند.پس عشق هم از زیبایی بی بهره است و هم از خوبی، نه خوبست و نه زیبا»

افلاطون در پنج رساله (رساله مهمانی) خود از زبان آگاتون (یکی از مهمانان) عشق را اینگونه بیان می کند:

«اوست که سینه مردان را از کینه تهی می کند و به محبت می آکند و مردمان را امید آرد که با هم بیامیزند و به خدا قربانی دهند و جشن و رقص به پا کنند. آنجا که او فرمانرواست. ادب هست، بی‌ادبی نیست مهر است و کین نیست. عشق خوب رفتار است و نیک کردار، مایه ی بهت خردمندان است و شگفتی خدایان، آنها که از او بی بهره اند بجانشان طالبند و کسانی که از او بهره دارند و چون جانش گرامی دارند. پدر ظرافت و جلال ، اشتیاق و آرزو، نرمی و وقار عشق است نیز گرونده به نیکی و رو گرداننده از بدی عشق است… هر کس باید در راه عشق قدم نهد و او را به نغمه های شیرین ستایش کند و سرود او را که مردمان و خدایان را مفتون می کند بسراید. »

(افلاطون،۱۳۷۳: ۲۶۳)

تعریف آگاتون در دنیای ذوق و ادب و عرفان و تعریف سقراط در جهان تفکرات منطقی و عقلی به کار می آید هر دو تعریف در جای خود و در دنیای خود قابل ارائه و دارای ارزش است و بر اساس این دو تعریف می توان نتیجه گرفت از دید آن ها عشق دو نوع است : عشق قبل از طلب و عشق پس از طلب که بعضی گفته اند:

«مَن طَلَبَ وَجَدَ و بعضی گفته اند مَن وَجَدَ طلب»

(هجویری، ۱۳۷۱: ۲۵۶)

۲-۶-۳- عشق از دیدگاه ابن سینا:

نام نخستین فصل از رساله ی عشق ابن سینا، سریان عشق در هر یک از موجودات است. وی این رساله را به هفت فصل تقسیم نموده و در هر کدام با لحن اشراقی و متأثر از سنت های عرفانی و عرف اسلامی توضیحات ارزنده ای در قبال عشق داده است.

«ابن سینا عشق را از موجودات بسیط غیر حیّه(بی جان) آغاز می کند و بعد از موجوداتی که صاحب قوه تغذیه اند که جواهر حیوانی از جهت قوای حیوانیه به بیان عشق در ظرفا و صاحبان ذوق سلیم نسبت به صدر حسنه و وجوه مستحسنه می رسد و در نهایت عشق را در نفوس الهیه می جوید.»

(ابن سینا، ۱۳۸۸: ۴۰۵)

وی در آخر مطلب خود معتقد است که «با توجه به حکمت خداوندی در آفرینش ، هر آن چه آفریده ی اوست به خاطر غایتی است و به سوی غایت که کمال اوست مشتاق و شتابان و از نقص متنفر است این تمایلات در موجودات بدون شعور و عقل به صورت تمایلی طبیعی و در جانداران به صورت عشق غریزی می باشد.»

(همان)

ابن سینا می افزاید: «حق متعال خیر محض است معشوق حقیقی است برای نفوس بشری وملکی»

( همان)

او معتقد است که:

«تجلیات الهی و خیر مطلق سبب ایجاد موجودات و علت وجود آن هاست؛ چه، اگر تجلی الهی بنود هیچ موجودی مخلع به خلعت وجود نمی گردید. وحق تعالی به واسطه وجودش عاشق است به وجود تمام معلولات؛ زیرا که در کلیه معلولات پرتو تجلیات اوست و چون عشق به علت اولی، فاضل ترین عشق هاست پس معشوق حقیقی او آن است که نایل شود تجلی او را»؛ و در کلمات ائمه معصومین–صلوات الله علیهم السلام- دیده شده است که می فرماید،خدای تعالی فرموده: «هر یک از بندگان من که دارای فلان اوصاف باشند و عاشق من شوند من عاشق آنها می شوم »

(همان: ۴۲۹)

«پس خداوند خیر مطلق است و خیر مطلق عاشق است و به آن حکمت ذاتی خویش، به کسانی که نایل شوند به کمالات او هرچند نرسند به آن غایت و درجات بی انتها، چون محال است ظفر یافتن به جمیع کمالات حق تعالی همچنان که وجودش غیر متناهی است کمالات و صفاتش هم غیر متناهی.»

(ابن سینا ، ۱۳۸۸: ۴۳۰)

۳-۶-۳- عشق از دیدگاه سهروردی

سهروردی عشق را اینگونه تعریف می کند: «و محبت چون به غایت رسد آن را عشق خوانند» و گویند که: « اَلعِشقُ مُحَبَه مُفرَطه» و عشق خاص تر از محبت است زیرا که همه عشق، محبت باشد اما همه محبت عشق نباشد و محبت خاص تر از معرفت است. دوم پایه محبت و سوم پایه عشق: « و عشق از عشقه گرفته و عشقه آن گیاهی است که در باغ پدید آمد »

(همان)

۴-۶-۳- شیخ بهایی در کشکول از زبان افلاطون چنین می گوید:

«عشق، قوه غریزه ای است که از وسوسه های طمع و … متولد می شود و شجاع را ترسو، ترسو. را شجاع کرده و هر انسانی را عکس طباع او می دهد بعضی از حکما گفته اند حسن، مغناطیس روحانی است و بعضی دیگر از حکما گویند عشق ، الهامی است شوقی (توام با شوق) که خدای تعالی آن را به هر ذی روحی اضافه می کند… »

(بهایی؛۱۳۷۴: ۱۶)

۷-۳- عشق از دیدگاه دین

بر طبق نوشته آقای دکتر رجائی در فرهنگ اشعار حافظ: «قبل از رواج و گسترش آراء صوفیه، عشق به این معنی عالی بین مسلمانان اعم از عرب و ایرانی ظاهراً شناخته نمی شده است. و از حدود روابط بین دو جنس مخالف و پیچ و تابهای وابسته به آن تجاوز نمی کرده اشعار عربی و فارسی و افسانه ها و اخباری که در این زمینه موجود است»  بر درستی این گفته گواه است. حتی اگر وقتی به عمل آید، در همین روابط نیز غالباً صورت اعلای محبت کمترجلوه گر است و عشق ها همه برای رنگی است و معشوقگان نیز بیشتر مملوک زر خرید یا قابل استیلای خواهندگان هستند . در دین اسلام نیز لفظ عشق کمتر در مآخذ مربوط وجود دارد و در قرآن مجید به جای عشق این کلمه بکار رفته است «حب» و در درجات بالاتر چون عشق زلیخا به یوسف و نظایر آن ذکر شده است.

در اخبار نیز که بیشتر ناظر به مسائل دینی است. بالطبع این کلمه مقامی شایان ندارد، و از این رو نه تنها صوفیان قرون اولیه بعد از اسلام که زهاداند؛ از عشق به این معنی دم نزده اند. بلکه افراد متشرع محافظه کاری نیز هجویری در قرن پنجم از عشق الهی با احتیاط و تردید سخن گفته اند:

«اما اندر عشق، مشایخ را سخن بسیار است. و گروهی از آن طایفه آن را بر حق روا داشته اند. اما از حق تعالی رو نباشد، گروهی گفتند، که بر حق تعالی بنده را عشق روا نباشد، و از آنچه عشق تجاوز از حدّ بود. و خداوند تعالی محدود نیست، و با متأخران گفتند: عشق اندر جهان درست نیاید. الا بر طلب ادارک ذات و ذات حق تعالی مدرک نیست.»

(شاملو، ۱۳۸۰: ۶۶)

۱-۷-۳- نظر قرآن و سنت در باب عشق

120,000 ریال – خرید
 

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله عشق در ادبیات
  • مقاله بررسی نقش عشق در آثار سهراب سپهری
  • مقاله ازدواج آگاهانه
  • مقاله بررسی عشق در جامعه امروزی
  • مقاله روانشناسی عشق
  • برچسب ها : , , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      پنجشنبه, ۱۸ آذر , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.