تحقیق شناخت و آشنایی با یکی از بزرگترین ایلات ایران


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

تحقیق شناخت و آشنایی با یکی از بزرگترین ایلات ایران مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۱۹۸  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود تحقیق شناخت و آشنایی با یکی از بزرگترین ایلات ایران نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست

مقدمه  ۱
هدف پژوهش :  ۳
علت انتخاب موضوع :  ۳
روش تحقیق و شیوه جمع آوری اطلاعات :  ۳
فصل ۱  ۴
جغرافیای کوچ نشینان بختیاری  ۴
موقعیت جغرافیایی:‌  ۴
۱-حدود و وسعت:  ۴
۲- طول و عرض جغرافیایی:‌  ۴
۳- موقعیت نسبی:  ۵
۴- حدود سرزمین بختیاری:  ۶
۵- وسعت:  ۷
۶- ژئومورفولوژی ییلاق:  ۸
۷- ژئومورفولوژی قشلاق:‌  ۹
۸- آب و هوای مناطق ایل بختیاری:  ۹
۹- منابع آب:  ۱۲
۱۰- تقسیم بندی منابع آب:  ۱۳
۱۱- پوشش گیاهی مناطق ایل بختیاری:  ۱۶
۱۲- پوشش جانوری مناطق ایل بختیاری:  ۱۸
۱۳- تفاوتهای دو منطقه قشلاق و ییلاق:‌  ۱۹
بخش دوم  ۲۱
جغرافیای انسانی و ساختار اجتماعی در ایل بختیاری  ۲۱
۱-جغرافیای انسانی  ۲۱
نژاد و مذهب  ۲۹
آموزش و پرورش  ۳۰
وضعیت سواد:  ۳۱
وضعیت بهداشت:‌  ۳۲
وضعیت خدمات درمانی:  ۳۳
فصل سوم  ۳۵
آداب و رسوم و فرهنگ  ۳۵
ازدواج:‌  ۳۶
طلاق:  ۳۷
مراسم سوگواری:  ۳۸
خوراک  ۳۹
پوشاک  ۴۰
ابزار و وسایل زندگی:‌  ۴۰
تقسیم کار:‌  ۴۱
مهاجرت و ترک زندگی عشایری در ایل بختیاری  ۴۲
مسکن و نحوه سکونت عشایر بختیاری  ۴۴
چادر عشایری  ۴۶
انگیزه کوچ و انگیزة‌ آن در طایفه بامدی‌ها:  ۴۷
نظام اجتماعی طایفه بامدی ها:‌  ۵۴
تیره های کشکی  ۵۷
موقعیت قرارگیری بهونها در حال:  ۵۸
قشرهای اجتماعی بامدی ها :‌  ۵۸
ازدواج – سن ازدواج – همسرگزینی – تشریفات و مراسم ازدواج در بین طایفه بامدی:‌  ۶۰
حجله:‌  ۶۵
داد و ستد در بامدی ها:‌  ۶۵
پوشاک و سرپناه بامدیها:  ۶۶
پوشاک زنان  ۶۷
برخی اصطلاحات و ضرب المثلهای رایج در بین ایل بختیاری:  ۶۸
برخی از ضرب المثلهای رایج  ۷۱
خلاصه مطالب  ۷۲
سرزمین و مردم ایران  ۷۴
۱-لر و لک  ۷۵
بخش چهارم  ۸۱
ساخت ایلی و هرم قدرت در ایل بختیاری  ۸۱
الف) ساخت ایلی:‌  ۸۱
ساخت ایل بختیاری:‌  ۸۱
ب) ساخت قدرت:‌  ۸۷
ت) جمعیت:  ۹۰
فصل ۵  ۹۴
اقتصاد ایلی  ۹۴
اقتصادی دامی  ۹۵
کوچ و تعلیف  ۹۶
انگیزه‌های کوچ:  ۹۷
انواع کوچ  ۹۷
برنامه کوچ  ۹۹
چگونگی کوچ  ۹۹
مسافت کوچ (ایلراهها)‌  ۱۰۲
وسیله کوچ  ۱۰۲
ایلراهها و مسیرهای اصلی کوچ بختیاری  ۱۰۳
تعداد دامهای بختیاری  ۱۰۶
روش تشخیص سن اسب قاطر  ۱۰۸
چوپان و وظایف او  ۱۰۸
وسایل مورد نیاز چوپان بختیاری  ۱۱۰
فرآورده های دامی و سود حاصل از یک دام در طول یک سال  ۱۱۱
۳- کوچ نشینی و بهره برداری از محیط زیست:  ۱۱۲
مالیات در ایل بختیاری:  ۱۱۹
مادیان معافی  ۱۲۳
کوچ نشینان و یکجانشینان  ۱۲۳
فصل ششم  ۱۳۳
جایگاه ایلات در درون ساختار سیاسی سنتی  ۱۳۳
تشریح تعامل ایل بختیاری و ساختار سیاسی سنتی  ۱۳۹
فصل هفتم  ۱۵۹
ظهور دولت مدرن در ایران  ۱۵۹
۱- بنیادهای ساختاری تکوین دولت مدرن در ایران  ۱۶۳
۲-تعارض ساختاری دولت مدرن و نظام ایلی در ایران  ۱۶۸
فصل هشتم  ۱۸۵
معمای استمرار نظام ایلی در ایران  ۱۸۵
ایل بختیاری  ۱۸۹

موقعیت جغرافیایی:‌

۱-حدود و وسعت:

به طور کلی محدوده ایل بختیاری، در جنوب غربی کشور در بین دو سرزمین کوهستانی و مرتفع شمال و شرق چهارمحال و بختیاری و لرستان و سرزمین جلگه ای گرمسیری مغرب و جنوب خوزستان و کهکیلویه و بویراحمد واقع شده است. به عبارتی این محدوده از بلندترین نقطه قلل مرتفع یعنی زردکوه بختیاری با بیش از ۴۵۰۰ متر و کوههای الیگودرز با ارتفاعاتی بیش از ۲۵۰۰ متر شروع شده به سمت غرب و جنوب تا جلگه پست و آبرفتی خوزستان ادامه می یابد.

۲- طول و عرض جغرافیایی:‌

چون محدوده مورد نظر ما بر تقسیمات سیاسی استانها منطبق نیست سعی کرده ام که موقعیت جغرافیایی آن را در نقاطی که امروزه حد گسترش بختیاریها به شمار می رود در نظر بگیریم. از نظر عرض جغرافیایی بین مدارهای ۳۱ درجه و ۱۶ دقیقه (رامهرمز) و ۳۳ درجه و ۲۲ دقیقه شمالی (الیگودرز) قراردارد. و تقریبا بیش از دو درجه و ۶ دقیقه عرض شمالی را می پوشاند . از نظر طول جغرافیایی بین نصف‌النهار ۴۸ درجه و ۵۰  دقیقه (شوشتر) و ۳۱ درجه و ۲۷ درجه شرقی (بروجن) قراردارد.

این مطلب بیانگر آن است که این محدوده به صورت چهارگوشی است که طول و عرض آن با اندکی اختلاف تقریبا با هم برابر است و مسیرهای کوچ،‌صرفنظر از مناطق دشوار کوهستانی و دره های نسبتا کوتاه و مناسب است و استقرار عشایر در بخش های مختلف،بین طوایف و مناطق یکجانشین، به طور یکنواخت تر و ساده تر انجام می گیرد. برخلاف مسیر ایل قشقایی که در کوچ از جنوب به شمال را باید طی کنند.

۳- موقعیت نسبی:

منطقه بختیاری در دو محدوده مشخص و متفاوت با هم گسترده شده است:

منطقه اول شامل شمال و شرق آن می باشد که ییلاق عشایر است و به طور کلی در محدوده زاگرس میانی از شمال غربی به جنوب شرقی در امتداد رشته کوههای زاگرس کشیده شده است. به طوری که ارتفاع این منطقه از ۱۰۰۰ متر درجنوب تا بیش از ۴۵۰۰ متر در شمال متغیر است. (زردکوه ۴۵۲۷ متر،‌اشترانکوه در لرستان ۴۳۲۸ متر). منطقه دوم جلگه خوزستان است که خاک بختیاری به شمال شرق و مشرق این جلگه محدود می شود. (بخش قشلاقی بختیاری ها). این منطقه با حداقل ارتفاع (کمتر از نهصد متر) و نزدیکی به حوزه گرم و خشک خلیج فارس از مناطق شمال تفکیک می شود. به طور کلی شمال و شرق سرزمین بختیاری در محدوده ارتفاعات فشرده و چین خورده زاگرس شمالی واقع است و تمام مسائل محیطی و آب و هوایی و زیستی آن با وضعیت کوهستانی ارتباط کامل داشته و برعکس بخش جنوب و جنوب غربی آن در جلگه خوزستان واقع شده است و از نظر اکولوژیکی و پدیده های زیستی از جمله رویش گیاهی کاملا متفاوت بوده، با وضعیت نسبی منطقه گرم خوزستان و خلیج فارس مرتبط است.

تفاوتهای فصلی بین این دو محیط که اختلافها و تضادهایی از نظر آب و هوایی،‌زمان رویش گیاهان و منابع آب دارند و موجب کوچ‌ و جابجایی عشایر و دام آنان می شود.

۴- حدود سرزمین بختیاری:

امروزه منطقه های اصلی سکونت بختیاریها در دو استان چهارمحال بختیاری و خوزستان نشان داده می شود. اما حوزه نفوذ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آن در خارج از این استانها کاملا مشهود است.

به طور کلی منطقه سکونت ایل بختیاری به این مناطق محدود می شود. از شمال به نجف آباد، داران، الیگودرز، از مشرق به اصفهان، شهرضا، بروجن، از جنوب به سمیرم و لردگان و شمال استان کهکیلویه و بویراحمد و بالاخره از غرب و جنوب غربی به شهرستانهای مشرق خوزستان نظیر شوشتر و دزفول و مناطق بین آنها، اگرچه تا اهواز نیز گسترش دارد.

۵- وسعت:

اگرچه تعیین مساحت واقعی منطقه بختیاری با توجه به حدود گسترش آن در جهات مختلف کار ساده ای نیست توانسته ایم مساحت تقریبی آن را محاسبه کنیم. با درنظرگرفتن ناحیه بین شوشتر و بروجن (منتهی الیه غرب و شرق منطقه) و رامهرمز و الیگودرز (منتهی الیه جنوب و شمال منطقه) مساحتی حدود ۵۰۶۲۶ کیلومترمربع به دست می آید که از این مقدار ۱۴۸۷۰ کیلومترمربع در استان چهارمحال و بختیاری ۶۶۰۲ کیلومترمربع در شهرستان ایذه، ۴۳۱۳ کیلومترمربع در شهرستان رامهرمز، ۳۵۳۸ کیلومترمربع در شهرستان شوشتر، ۶۹۸۶ کیلومترمربع در شهرستان مسجدسلیمان، ۷۹۷۶ کیلومترمربع در شهرستان الیگودرز واقع شده است.

مطابق این تقسیم بندی، اینطور استنتاج می شود که از نظر وسعت تفاوت مهمی بین ییلاق و قشلاق بختیاری مشاهده نمی شود واین خود نشان دهنده وضعیت خوب و مرغوب بودن مراتع در قشلاق است . زیرا معمولا در ایران مناطق قشلاقی به سبب رطوبت کمتر،‌فقر پوشش گیاهی و خشکسالی های متعدد نسبت به مناطق ییلاقی از نظر مرتع محدودیت بیشتری دارد و معمولا قشلاق باید وسیعتر از ییلاق باشد. نظیر قشلاق قشقاییها که دوبرابر ییلاق آنان است یا قشلاق عشایر کرمان، البرز جنوبی و خراسان. در مورد بختیاری ها تقریبا موازنه ای بین حدود مراتع قشلاقی و ییلاقی  وجود دارد که خود حاکی از پوشش گیاهی مناسب و کافی در دو منطقه است. اما باید توجه داشت که امروزه مناطقی که عملا تحت نفوذ و استقرار عشایر بختیاری است به مراتب کمتر از محدوده های مذکور وسعت دارد . به طوری که وسعت مناطق تحت نفوذ در ییلاق ده هزار و در قشلاق ۱۲ هزار کیلومترمربع درنظرگرفته شده است که بر مناطق و مراکز اصلی بختیاریها منطبق است. در حالی که دامنه نفوذ آنان تا مساحتی حدود دو برابر ارقام فوق (بیش از ۵۰۰۰ کیلومترمربع) تعیین می شود.

۶- ژئومورفولوژی ییلاق:

منطقه ییلاق بختیاری ها کوهستانی است. این منطقه د رمحدوده چین خوردگی زاگرس واقع بوده، بسیار نامنظم و برخلاق منطقه گرمسیر خوزستان دارای پستی و بلندیهای فراوانی است. مرتفع ترین کوههای زاگرس در این قسمت واقع است. از جمله زردکوه به ارتفاع ۴۵۲۷ متر که در سراسر طول سال پوشیده از برف است و سبزکوه به ارتفاع ۳۹۰۰ متر در شهرستان بروجن که از مهمترین ارتفاعات منطقه به شمار می رود. کلیه شبکه آبگیر دائمی و غنی رودخانه‌های نظیر کارون که حیات اقتصادی استانهای مجاور بویژه خوزستان را تضمین می کند در این منطقه قراردارد.

زمین در این منطقه عمدتا رسوبی آبرفتی است و آهک و سنگ های  آذرین و کنگیومرا گسترش بسیار دارد. از معروفترین ارتفاعات این قسمت زردکوه بختیاری است که شبکه آبگیر کارون با دره های بسیار عمیق و وحشتناک مشکلات فراوانی برای کوچ عشایر ایجاد کرده است.

۷- ژئومورفولوژی قشلاق:‌

در این قسمت ناحیه گرمسیری است که بخش شرقی خوزستان را دربرمی‌گیرد. جنس زمین در این  ناحیه از مواد آبرفتی آهکی،‌رسی زاگرس با بافت ریز است. دیواره کوهستانی زاگرس از شمال و مشرق این منطقه را احاطه کرده است. شبکه آبها،‌بستر رودخانه ها و تعدادی تپه ماهور در این ناحیه دیده می شود. بطور کلی در این منطقه هرچقدر به سمت جنوب و مغرب پیش می رویم از ارتفاع کاسته می گردد و به همواری و یکنواختی آن افزوده می شود. ارتفاع در این ناحیه کم است به طوری که ارتفاع شوشتر ۱۷ متر، رامهرمز ۱۱۵ متر و تا کناره ای شرقی خلیج فارس (نزدیک ماهشهر)، به کمتر از ۱۰۰ متر هم کاهش می یابد. (برگرفته شده از کتاب جغرافیای کوچ نشینی،‌نوشته دکتر سیدرحیم مشیری).

۸- آب و هوای مناطق ایل بختیاری:

– آب و هوای ییلاق←

این منطقه به علت داشتن کوههای مرتفع متعدد دارای زمستانهای سرد و تابستانهای کوتاه و معتدل است که بدین ترتیب از آب و هوای معتدل و کوهستانی برخوردار می باشد. در اکثر نقاطی که ارتفاع آنها ازدو هزار مترمربع بیشتر است،‌دورة سرما در حدود ۴ تا ۵ ماه ادامه می یابد. هوای این منطقه ازاوایل پاییز تغییر می کند و از اواسط آبان یخبندان آغاز می شود. قبل از شروع سرما بارانهای متغیر و پراکنده می بارد و در نقاط مختلف،  از اوایل مهر تا آبان این بارانها شروع می شود و از این هنگام به بعد برفهای پیاپی می بارد. در پایان دوره یخبندان ، دوباره زمان بارانهای متغیر فرامی رسد. اعتدال هوا معمولا از اوایل اردیبهشت آغاز می شود و تا اواخر خرداد ادامه می یابد. در چهارمحال و بختیاری گرمترین روزهای سال از تیر شروع شده، تا اوایل مرداد ادامه دارد.

 -آب و هوای قشلاق:

قشلاق بختیاری ها در شرق استان خوزستان واقع است. بنابراین توضیح درباره آب و هوای استان تاثیرات آن در پیدایش کوچ لازم به نظر می رسد. مهمترین عوامل موثر در حاکمیت آب و هوای گرم و خشک در این جلگه عبارت است از:‌

الف) عرض جغرافیایی و به عبارتی فاصلة منطقه تا استوای حرارتی کره زمین. این منطقه بین ۲۹ درجه و ۵۸ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۵۸ دقیقه شمالی واقع شده است.

ب) کاهش ارتفاع: این امر شاید مهمترین علت تفاوتهای آب و هوایی بین ییلاق و قشلاق بختیاری ها باشد زیرا جلگه خوزستان که از رسوبات آبرفتی پوشیده شده است،‌جلگه هموار و کم ارتفاع می باشد و فقط در سمت مشرق که قشلاق بختیاریها است،‌تپه‌هایی کم ارتفاع دیده می شود. به طوری که ارتفاعات کمتر از نهصدمتر (به طور متوسط پانصد متر) در مقابل کوههای ۲۵۰۰-۴۰۰۰ متر ییلاق قراردارد.

ج) قرارداشتن در مسیر وزش بادهای گرم و غبارآلود که از عربستان و عراق می وزد. و موجب شدت گرما،‌تبخیر شدید و آلودگی هوایی می شود.

تابستان این جلگه بویژه در بخشهای جنوبی علاوه بر گرمای شدید، دارای رطوبت نسبی بسیار است که امکان زیست را دشوار می کند و در نتیجه آب و هوای آن نسبت به آب و هوای بخش های کوهستانی ییلاق تفاوت بسیاری دارد. زمستانهای آن ملایم و اغلب مرطوب و دارای بارشهای نامنظم است که در رشد و نمو پوشش گیاهی نقش مهمی دارد. مثلا در ایستگاه شوشتر که یکی از مهمترین مناطق قشلاقی به شمار می رود، و ارتفاع آن ۱۵۰ متر است. در ماه های دی، بهمن و اسفند یعنی زمانی که در کوههای بختیاری و الیگودرز درجه حرارت زیر صفر و قشر ضخیمی از برف و یخ زمین را پوشانده است درجه حرارت در شوشتر بالای ۱۰ و به طور متوسط ۵/۱۲ است که همراه با رطوبت زمستانی محیط بسیار مساعدی برای رویش مرتع و فعالیت انسان و دام فراهم می آید. از فروردین درجه حرارت ناگهان افزایش یافته، در خرداد با بیش از ۳۵ درجه دیگر قابل استفاده نیست.

می بینیم که در طول فصل زمستان، بارشها بسیار است که با فرارسیدن بهار به ده میلیمتر کاهش یافته، سرانجام بین اردیبهشت و خرداد به صفر می رسد و همراه با قطع بارش، درجه حرارت هم افزایش می یابد و در این جاست که زمینه کوچ به سمت ییلاق فراهم می شود. و عشایر با عجله قشلاق را ترک می کنند. حداکثر درجه حرارت در این بخش از خوزستان ۱/۴۵ درجه و حداقل آن ۷/۵ درجه بالای صفر ثبت شده است و متوسط حرارت سالانه به بیش از ۴/۲۵ درجه سانتیگراد می رسد که از گرم و خشک بودن منطقه و افزایش زمان دور، گرماست.

چادگان در شهر فریدن و در ارتفاع ۲۱۰۰ متری و شوشتر در جلگه گرمسیر خوزستان در ارتفاع ۱۵۰ متری بالاتر از سطح دریا واقع است که ۱۹۵۰ متر اختلاف بین آنها وجود دارد. اگرچه شوشتر در عرض پایین تر قراردارد اختلاف عرض چندانی بین دو منطقه وجود ندارد و از این رو عامل اصلی اختلاف، ارتفاع است که در بارشهای جوی و حرارت هوا موثر بوده، موجب پیدایش محیط های اکولوژیکی متفاوت در دو فصل سرد و گرم می شود.

لردگان در ارتفاع ۱۷۰۰ متری در جنوب بروجن و باغ ملک در جنوب ایذه دو منطقه مهم با طبیعت متفاوت (ییلاقی و قشلاقی) به شمار می روند که در این تضادهای اقلیمی، باز هم ارتفاع و موقعیت جغرافیایی نقاط نقش اساسی دارند.

۹- منابع آب:

اساسا کیفیت و کمیت آب در معیشت کوچ نشینی نقش حیاتی و تعیین کننده ای دارد. از جمله این که :

الف) در تامین نیازهای خانواده و مصارف شخصی خصوصا در مورد آب شرب.

ب) در تامین آب مصرفی دام.

ج) در توسعه زراعت و تحکیم موقعیت اقتصادی.

د) در رشد و تراکم گیاهان مرتعی.

هـ) در تامین رطوبت و آماده سازی خاک برای رویش گیاه و نظایر آنها.

با وجود آنکه منطقه بختیاری به طور کلی در آب و هوای نیمه خشک جنوب غربی وغرب کشور قراردارد. به لحاظ عوامل محلی نظیر ارتفاع با بیش از ۲۰۰۰ متر ،‌از شبکه آبی کافی و دائم برخوردار است و حتی قشلاق آن نیز از رودها و چشمه های پرآبی که از زاگرس مرتفع سرازیر می شود،‌بهره مند است. اصولا در قشلاق خشکی و کم آبی بازتاب بیشتری دارد تا ییلاق (بویژه در منطقه کوهرنگ، کوه فریدن،‌الیگودرز و فارسان).

۱۰- تقسیم بندی منابع آب:

-آبهای سطحی: مهمترین منابع تامین کننده آب عشایر بختیاری. آبهای روان است که برحسب اهمیت عبارت است از رودخانه ها و برکه ها ، ییلاق بختیاری به علت کوهستانی بودن و داشتن ارتفاعات برف گیر در زمستان پوشیده از برف است. در تابستانها به دلیل ذوب شدن برف و یخ متراکم در قله ها شبکه های غنی و دائمی آبهای روان فراهم می شود که به سمت جلگه ها، دشتها و مناطق پست جریان می یابد.

زردکوه بختیاری با ارتفاع بیش از ۴۵۰۰ متر یکی از آبخیزهای دائمی. منطقه بختیاری و حتی در سطح کشور و سرچشمه رودهای کارون و زاینده‌رود است.

قسمت اعظم استان چهارمحال و بختیاری شامل سرچشمه‌های رودخانه کارون است واین رودخانه با چند شاخه فرعی، مرکز ،‌جنوب و مغرب این سرزمین را زه کشی کرده است. و در نهایت با پهنای بسیار و سرعت ملایم وارد جلگه هموار خوزستان می شود.

شاخه‌های اصلی کارون در خاک بختیاری عبارتند از:

۱-                    شاخه کوهرنگ و آب بازفت در مغرب و شمال غرب

۲-                    شاخه کیاروونگ در شمال و مشرق

۳-                    سفیده بر ، برخراسان که از جنوب شرقی و منطقه کهکیلویه و دنا می آید.

۴-                    آب منج که به کارون میانی سرازیر می شود.

ماندابها و برکه ها به سبب بالابودن ذخیره آب زیرزمینی و خروج آنها از چشمه ها در بعضی از جلگه ها و ناودیسها و در نتیجه وجود پوشش گیاهی چمنی در اطراف آن عشایر می توانند علاوه بر تامین آب مصرفی از مراتع و چمنزارهای اطراف آن نیز برای دامپروری و بویژه چرای دام استفاده کنند. تالابها و دریاچه‌های کوچک استان عبارتند از:

· تالاب چنارمور در دامنه کوه کلار
· چمن مرطوب گندمان
· تالاب چشمه نرم در اطراف شهر اردکان

_آبهای زیرزمینی:‌

امروزه آب زیرزمینی در حیات اقتصادی وتوسعه روستایی منطقه ویژه در قشلاق نقش حیاتی دارد. سفره های کارستی غنی با آب شیرین در سراسر منطقه دیده می شود. البته بارشهای بسیار بویژه برف کاهش تبخیر و شیب زمین در نفوذ آب به سمت سفره های زیرزمینی بسیار موثر است.

در تمامی منطقه خصوصا در اطراف شهرها آب روستاها و عشایر از طریق چاههای نیمه عمیق تامین می شود.

نقش چشمه در حیات عشایری بسیار چشمگیر است.

تعدادی از چشمه های معروف عبارتند از:‌

۱-                    چشمه برم در لردگان

۲-                    چشمه سیاسرد در بروجن

۳-                    چشمه جلگة‌واقع در شمال تونل کوهرنگ.

۴-                    چشمه دیمر واقع در سرچشمه اصلی زاینده رود.

۵-                    چشمه گوار در شهرکرد.

۱۱- پوشش گیاهی مناطق ایل بختیاری:

در جلگه دو بخش شوراب، بازفت، در میان کوه سفید و چشمه اول کوهرنگ پوشش گیاهی نسبتا متراکمی گسترش یافته که مهمترین نوع آن گون است که منبع درآمد بسیاری از خانوارها و طوایف عشایری می باشد.

از جمله گیاهان این منطقه:‌سروکوهی،‌نسترن، گونه های نعنا، پیاز خودرو و پنیرک است. همچنین در فواصل بین درختچه‌های موجود در این نواحی علوفه‌های دائمی رشد بسیار خوبی دارد اما در قسمت غرب و جنوب غربی منطقه که از میزان نسبی ارتفاعات کاسته می شود، خاک مناسب و پوشش گیاهی جای خود را به درختچه‌ها و سرانجام به جنگل های وسیع می دهد که آفتابگیر و پوشیده از       جنگل های نسبتا متراکم است. فراوانترین گیاهان بوته ای برای چرای دام، جو خودروست که از خانواده گندمیان به شمار رفته و در هر ارتفاعی می روید.

الف) وسعت مراتع و مناطق جنگلی در ییلاق:

منطقه سرد سیر ایل بختیاری که بیشتر استان چهارمحال و بختیاری را شامل می شود و تا قسمتهایی از فریدن و نزدیک لرستان ادامه می یابد، با میزان متوسط بارندگی سالانه ۳۲۹ میلیمتر و میانگین درجه حرارت ۱۰۱۹ سانتیگراد دارای وضعیت کاملا مساعدی برای رویش گیاهان علوفه ای است که با شروع و اعتدال هوا می روید.

مناطق جنگلی استان چهارمحال و بختیاری شامل:

منطقه جنگلی بازفت با ۵۳ هزار هکتار

منطقه جنگلی اردل با ۱۰۴ هزار هکتار

منطقه جنگلی لردگان با ۱۶۳ هزار هکتار

منطقه جنگلی دوراهان با بیش از ۲۰۰۰هکتار

همینطور ۹۸% پوشش جنگلی منطقه را بلوط تشکیل می دهد و ۲% بقیه شامل درختان پسته خودرو، انجیر کوهی، سماق، زرشک ، گردو و بید در اطراف چشمه ها است.

ب) پوشش گیاهی و مراتع در قشلاق:‌

بر اثر تنوع آب و هوا و نوع خاک، برخی از مناطق خوزستان را جنگل های نمک، بوته زار ،‌درختچه ها و درختان پوشانیده که به صورت چراگاه پدیدار گشته است اما به طور عمده این مناطق از علفزارهای یکساله پوشیده شده که تنها در فصول پاییز و زمستان تا اوایل بهار می روید.

خوزستان در ادوار گذشته پوشش جنگلی انبوه تری داشته است. به طور کلی که مردکرزن در ۱۲۷۱ شمسی می گوید: (پنج سال پیش، سیاحان نوشته اند که کرانه های کارون (بین خرمشهر و اهواز) با درختان تبریزی و گز و انواع دیگر کاملا مشجر بوده و قسمت عمده آن از بین رفته است). به طور کلی ۵۰۰۰۰۰هکتار جنگل و ۵/۲ میلیون هکتار مرتع وجود دارد که درختان جنگلی بیشتر در کوهپایه‌ها و ارتفاعات شرقی خوزستان توزیع شده است و در مرکز یعنی حوالی دزفول درختان تاغ و گز با رشد بسیار چشمگیر است. از کل جنگل های استان ۱۰% دارای کیفیت خوب ، ۳% تنک و بقیه تخریب شده و قابل استفاده نیست. ۵% نیز از انواع بادام وحشی و گونه های دیگر آن است.

مراتع خوزستان از نوع مراتع قشلاقی و نامرغوب است و در مناطق کوهستانی از پوشش گیاهی غنی برخوردار است.

درختچه ها (به طور عمده بلوط) و درختان منطقه ییلاق که برای چرای بز مناسب می باشد در این منطقه وجود دارند.

مراتع قشلاقی طایفه هفت گنبد با ۳۲۰۰۰۰ هکتار جنگل از نوع بلوط، بتر، زالزالک ، بادام،‌انجیر خودرو عمدتا در مسجدسلیمان و ایذه توزیع شده است.

۱۲- پوشش جانوری مناطق ایل بختیاری:

منطقه سردسیر ایل به واسطه ویژگیهای جغرافیایی از جمله کوهستانی و نیمه کوهستانی و نیمه جنگلی بودن مناطق آن یکی از مستعدترین شکارگاههای کشور محسوب می شود که انواع گوناگون حیوانات بزرگ و کوچک و حتی حیوانات و پرندگان کم نظیر را در آن می توان یافت. اغلب جانوران منطقه کوهی بوده، با وضعیت سخت آب و هوایی وسط کوهستان سازگاری دارند که مهمترین آنها عبارت است از کل (بز وحشی) ‌، کبک،‌تیهو، خرس قهوه ای و پلنگ. در دشتها و ارتفاعات کم وحوش بیشتری هستند که می توان از سمور آبی،‌میش،‌قوچ، آهو،‌گرگ، روباه و اغلب جانوران حفار و جونده و انواع خزنده ها را نام برد که در بین عشایر معمولا به جانوران زیان کار معروفند. همچنین پرندگان مختلفی در آب بندها، باتلاق ها و در دامنه کوهسارها، به صورت بومی و مهاجر زندگی می کنند. از جمله پرندگان آبزی و مهاجر در تالابها کبک است. به ویژه کبک دری که فقط در ارتفاعات بالا ( که سرحد برف دائمی است) زندگی می کنند. عشایر بختیاری معمولا با تفنگ شکاری و تله گذاری، کبک و تیهو را شکار کرده در تغذیه خود استفاده می کنند که نوعی تفریح و ورزش نیز محسوب می شود.

ارتفاعات بسیار  و صخره ای که پوشیده از گیاهان است برای زیست و پرورش بز بسیار مناسب می باشد. در دامنه های کم شیب، جلگه ها و دشتهای قشلاقی به علت وجود مراتع گوسفندی زمینه رشد و پرورش گوسفند (وحشی و اهلی) کاملا فراهم است.

بنابراین معمولا مناطق مرتعی باید دارای سه ویژگی اصلی باشند:

الف) دارای گیاه مقوی برای دام باشد.

ب)‌آب کافی و قابل استفاده در آن وجود داشته باشد.

ج) آب و هوای ملایم و مساعد زیست برای هر نوع دام فراهم باشد.

۱۳- تفاوتهای دو منطقه قشلاق و ییلاق:‌

هرچند منطقه قشلاق و ییلاق ایل بختیاری چندان از هم دور نیست، هرکدام از ویژگیهای خاص برخوردار بوده، همچنین از نظر ژئومورفولوژی  ، آب و هوا و پوشش گیاهی و … با یکدیگر تفاوت دارند. برای مثال ارتفاعات بیش از ۲۵۰۰ متر و حتی بالای چهارهزار متر و ییلاق، با فاصله ای نسبتا کم و به ارتفاع کمتر از پانصدمتر و در نهایت کمتر از صد متر در خوزستان (قشلاق) منتهی می شود که این خود تفاوتهای طبیعی و اکولوژیکی مهمی در سطح دو منطقه پدیدار ساخته است. به طور کلی منطقه ییلاق ایل از رشته کوههای بلند زاگرس با قله مرتفع تشکیل شده که در زمستان آب و هوای سرد و تابستان آب و هوای معتدل کوهستانی دارد.

در زمستان مقدار زیادی از بارش به صورت برف می باشد که در بعضی نقاط مرتفع حتی تا زمستان سال بعد باقی می ماند و منبع اصلی آب منطقه و سرچشمه‌های رودهای دائمی است. سرمای زودرس و گرمای دیررس، پوشش گیاهی مرتع و جنگل، از دیگر ویژگیهای این منطقه است که در فصول معتدل، منطقه بسیار مناسبی برای دامپروری ایجاد می کند و در حال حاضر نیز تعداد بسیاری از عشایر را در خود جای داده است. این منطقه همچنین دارای زندگی جانوری فعال و آب فراوان است. منطقه قشلاقی ایل در زمستان آب و هوای معتدل و در تابستان آب و هوای گرم و خشک دارد و تحت تاثیر بادهای ساحلی عربستان بوده، فاقد پوشش گیاهی مناسب است و از نظر مرتع و جنگل بسیار فقیر می باشد. این منطقه ارتفاع کمی داشته، به علت نزدیکی به دریا و مناطق خشک جنب استوا، در تابستان درجه حرارت بالایی دارد. فصل گرما با مراتع خشک، طولانی و فصل سرما و معتدل با مراتع غنی ، کوتاه است. (برگرفته از کتاب جغرافیای کوچ نشینی، نوشته دکتر مشیری).


بخش دوم

جغرافیای انسانی و ساختار اجتماعی در ایل بختیاری

۱-جغرافیای انسانی

بختیاری ها از نژاد آریایی هستند و سکونت گاههای اصلی آنان علاوه بر چهارمحال و بختیاری تا حدودی شامل قلمرو استانهای:‌کرمانشاه، همدان، لرستان، خوزستان، کهکیلویه و بویراحمد و غرب استان فارس نیز می شود.

۱-وجه تسمیه کلمة بختیاری:

در مورد وجه تسمیه بختیاری نظریه های مختلفی وجود دارد که هرکدام حاکی از آن است که این کلمه صفت نسبی یک فرد یا واقعه یا محلی است. هرودوت، مورخ یونانی، بختیاری را باکتری می دانند که نام قبیله‌ای است که از بلخ و شرق دریای خزر به جنوب سفر کرده و در آن جا مستقر شده اند با توجه به اینکه در حال حاضر سرزمینی به نام باکتریا در شمال افغانستان وجود دارد. شاید رابطه ای بین کلمه بختیاری و باکتریا وجود داشته باشد.

بختیاریها را به (باختریان) نیز نسبت داده اند و باختر را محلی بین عراق، همدان، فارس و محل سکونت کنونی بختیاریها می دانند.

بعضی از بختیاریها خود را از اعقاب کیارش، برادر کیقباد پادشاه کیانی می دانند و طوایفی به نام کیارسی دارند که با کیارش تشابه لغوی دارند.

نظر دیگر این است که در گذشته لرها به دو گروها لر بزرگ و لر کوچک تقسیم شده بودند. در جنگی که بین یکی از شاهان صفوی با عثمانیها درگرفت، گروه کثیری از ایل بزرگ به سپاه شاه پیوسته با دلاوری و شجاعتی که داشتند دشمن را شکستی سخت دادند و چون افراد لر بزرگ با شرکت دراین جنگ، شاه را همراهی و یاری کرده بودند لر بزرگ را بختیاری نامیدند.

۲-وجه تسمیه طوایف بختیاری براساس اخذ مالیات:

اصولا اساس اقتصاد در ایل،‌دام و تولیدات دامی است. بنابراین برای اداره ایل به میزان تولید فرآورده‌های دائمی مالیات گرفته می شد. تا حدی که در بافت اجتماعی و سیاسی ایلی نیز اثر داشته است. چنانکه گرفتن مالیات از افراد این موجب پیدایش طوایفی که به نامهای هفت گنگ و چهار گنگ معروفند.

خان‌های وقت برای گرفتن مالیات ایل بختیاری آن را براساس میزان تولید فرآورده‌های دامی، کیفیت مرتع و وسعت آن، تعداد دامها و همچنین قدرت کارایی افراد ایل در تولید دام و پرورش آنها به دو بخش هفت گنگ و چهار گنگ تقسیم کردند. از طایفه هفت گنگ که دام و مرتع بیشتری داشتند، مالیات بیشتر و از طایفة چهار گنگ که دام و مراتع کمتری داشتند، مالیات کمتری می گرفتند. معیار ایل در گرفتن مالیات دامی در زمان سلطنت رضاخان مادیان بودند که مالیات سالانه هر راس مادیان در طی سالهای متمادی از ده تا سی ریال بود.

۳-تقسیم بندی ایل بختیاری:‌

همانطور که گفته شد منطقه وسیعی از غرب و مرکز ایران قلمرو لرهایی است که از حدود نیمه قرن ششم هجری در آن نواحی به قدرت رسیده و حکومتی تشکیل داده اند که در تاریخ ایران به نام (اتابکان لرستان) مشهور است. اتابکان مذکور حدود سه قرن در مناطق لرنشین حکومت می کردند و حاکم آنها را والی لرستان می نامیدند.

مقارن قرن چهارم هجری لرستان عملا به دو منطقه لرنشین (لرکوچک) و (لر بزرگ) تقسیم گردید و دو برادر زمام امور دو قسمت را در دست داشتند. حد فاصل و مرزهای حوزه قدرت هر دو قسمت لرنشین کاملا مشخص بود و شاخة رود دز از حوالی بروجرد تا دزفول این دو طلایه را از هم مشخص می کرد. (برگرفته از عشایر مرکزی ایران،‌نوشته جواد صفی نژاد)

۱-لر کوچک:

قسمت غربی منطقه لرنشین به کوچک شهرت یافته بود که امروزه در غرب ایران به لرستان مشهور است. منطقه لرستان را (لرستان صغیر) نیز نوشته اند و ساکنین منطقه را گاه (لر نیلی) نیز نامیده اند.

محدوده لر کوچک بین دزفول در جنوب، حدود کرمانشاه در شمال، رود دز ر مشرق و مرزهای غربی کشور واقع شده است. هرچند که سراسر لرستان کوهستانی است و کبیرکوه که مشهورترین کوههای منطقه است به جهت شمال غربی، جنوب شرقی لرستان را به دو قسمت (پیشکوه) و (پشتکوه) تقسیم می نماید. گاهی حد فاصل دو منطقه مذکور را رود صیهده نیز می دانند زیرا رود مذکور در دامنة شمالی کبیرکوه و به موازات آن به سمت داخل ایران جریان دارد.

سرزمینهای شمالی کبیرکوه که به پشتکوه معروف است، مرکزش خرم‌آباد و سرزمین های جنوبی که به پشتکوه شهرت دارد، مرکزش ایلام می باشد.

حکمرانان مشهور منطقه لر کوچک مشهورند. از سال ۵۷۰ تا ۱۰۰۶ هجری یعنی نزدیک به ۴ قرن و نیم در آن نواحی حکومت کردند.

۲-لر بزرگ:‌

قسمت شرقی منطقه لرنشین (لر بزرگ) نامیده شد، زیرا از دو برابر حاکم ناحیه لرنشین، حاک لرستان غربی، برادر کوچکتر و حاکم لرستان شرقی برادر بزرگتر بود. نام برادر بزرگتر (پدر) و برادر کوچکتر به (منصور) شهرت داشت.

قبل از دو برادر مذکور لرستان دارای حکمران واحد دنیای مشترکی نیز بوده است زیرا به مجرد تقسیم شدن به دو منطقه احشام و ابواب جمعی آنها به دو قسمت تقسیم و از هم جدا شدند.

از نظر تاریخی هم حکمرانان این منطقه را اتابکان لر بزرگ می نامند که از سال ۵۵۰ تا ۸۲۷ قمری، یعنی نزدیک به سه قرن در قلمرو لر بزرگ حکومت می کردند.

در حال حاضر ایلات لر زبان زیر در منطقه لر بزرگ سکونت دارند:

۱-                    ایل بختیاری

۲-                    ایلات کهکیلویه

۳-                    ایل ممسنی

۴-                    الوار حیات داودی

در این جا اختصارا به بیان ایل بختیاری پرداخته، سپس ضمن توضیحی درباره ایلات کهکیلویه به ذکر تفصیلی ایل بویراحمد می پردازد.

۴- شناسایی ایل بختیاری:

بختیاری ها شاخه ای از الوار هستند که در تاریخ ایران به (لر بزرگ) مشهورند و در منطقه بختیاری کنونی سکونت دارند. (در عصر صفویه نام بختیاری از کلمة بختیاروند که یکی از طوایف مهم آن جا است برروی لر بزرگ نهاده شده). هرچند که منابع تاریخی در اوایل قرن هشتم نام (بختیاری) متذکر شده اند. حدود منطقه بختیاری نشین را در مغرب رود دزفول و مرزهای شرقی شوشتر فراگرفته‌اند.

رامهرمز، بهبهان و کهکیلویه همسایگان جنوبی بختیاریها،‌حدفاصل مرزهای شرقی آنها به مرزهای غربی بروجن، شهرکرد و داران می رسد و از اطراف شمال مرز لرنشین کوههایی است که از حدود بروجرد تا حوالی شهرکرد با جهت شمال غربی،‌جنوب شرقی امتداد دارد.

قلمرو بختیاریها حدود ۶۰۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد که شامل مناطقی از چهار استان خوزستان،‌لرستان،‌اصفهان،‌چهارمحال و بختیاری می گردد. در صورتی که وسعت استان چهارمحال و بختیاری بیش از یک چهارم آن وسعت ندارد.

ایل بختیاری به دو دسته بزرگ «هفت لنگ» و «چهار لنگ» تقسیم می گردد. قلمرو تابستانی چهارلنگ ها در شمال منطقه و هفت لنگها در جنوب آن واقع است ولی چهار لنگ ها در مناطقی از جنوب مرکزی دارای قلمرو زمستانی نیز می باشند. در مقایسه بین این دو دسته،‌هفت لنگ ها را فقیرتر از چهارلنگ ها دانسته اند و از این مطلب می توان نتیجه گرفت که مراتع خوب و زمین های حاصلخیز در تصرف چهارلنگها می باشد.

از نظر تاریخی منطقه بختیاری گاهی جزء‌استان فارس و زمانی جزء حکومت خوزستان بود. زیرا تاریخ بختیاری در این باره می نویسد:

در اوایل سلطنت فتحعلیشاه بختیاری جزء خاک فارس بود و رود کارون در بین فارس و عراق عجم بود. از سال ۱۲۵۲ قمری بختیاری گاهی جزء فارس و گاهی جزء‌ حکومت خوزستان بود.

قشلاق بختیاری ها در خاک خوزستان است و در فصل زمستان چندهزار سیاه چادر در بیابانهای دزفول و شوشتر، رامهرمز افتاده است و کمال استیلا رادارند. رامهرمز آخر خاک بختیاری است و در زمستان ایلات بختیاری از آن جا الی خاک دزفول متفرقند و قابل ۳۰۰۰۰ زوج گاو است و قوت زمین تحمی ۳۰ الی ۵۰ تخم و حاصل آن جا غله است و جوزق (پنبه) و شلتوک  ذرت و کنجد.

بختیاریها در تاریخ ایران نیز شهرت دارند زیرا به هنگام تجاوز افغانها به اصفهان، قاسم خان بختیاری در سال ۱۱۳۴ قمری با ۱۲۰۰۰ سوار بختیاری به آنها حمله کرد.

افغانها در کوهستانهای بختیاری شکسته ودرمانده شدند و سرانجام متوسل به قاسم خان بختیاری شده با ارسال هدایایی باقیماندة‌سربازان خود را از کوهستانهای بختیاری نجات دادند.

عده زیادی از بختیاریها در سپاه نادر خدمت می کردند. در زمان کریم خان زند علیمردان خان بختیاری نفوذ عجیبی در سپاه کریم خان داشت.

آقامحمدخان قاجار علیه بختیاریها لشکرکشی نمود ولی موفق نگردید. از مزاحمت بختیاریها چشم پوشید. در حدود ۱۲۵۱ قمری محمدتقی خان ایلخان بختیاری می توانست ۱۰۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ نفر مرد جنگی آماده نماید که ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر آنها سوار باشند زیرا از رامهرمز دزفول و بهبهان زیر نفوذ او بود.

بختیاریها در نهضت مشروطیت سهم بسزایی داشتند. مجاهدتهای سردار اسعد بختیاری به طرفداری از مشروطیت و نقش سواران بختیاری در زد و خوردهایی با مخالفین مشروطیت خود داستان جداگانه‌ای دارد.

۲-ساختار اجتماعی:‌

ساختار اجتماعی جامعه عشایری منطقه، چون دیگر گروههای ایلی بر وابستگیهای نسبی پایدار است و گله داری اساس معیشت آنان را تشکیل می دهد. بنابراین کوچ و جابجایی اجتناب‌ناپذیر است و همین ضرورت است که باعث ایجاد روابط گسترده در بین آنها می شود.

در سال ۱۳۶۵ به ترتیب در اولین و آخرین گروههای سنی تغییراتی در جهت کاهش و افزایش درصدها رخ داده است که نشانة بهبود نسبی در مسائل اجتماعی است و افزایش درصد جمعیت در گروههای سنی سالخورده، حاکی از افزایش عمر متوسط جمعیت است.

چنانچه سن فعالیت مؤثر را ۱۵ سال فرض کرده، از کارافتادگان را از ۶۰ سال به بالا در نظر بگیریم، البته در جوامع ایلی دقیقا این طور نیست ، زیرا بنا به نوع معیشت تا زمان از کارافتادگی فیزیولوژیکی بدن، فعالیت و تلاش ادامه دارد.

عملا بیش از ۵۰ درصد از افراد‌، تحت تکفل گروههای جوان و بزرگسال قراردارند که اغلب پسران بزرگ خانواده و مردان زیر ۶۰ سالند که بار سنگین فعالیت و تامین نیازمندیهای اساسی بقیه را برعهده دارند.

-ساختمان جنسی و نسبت جنسی:‌

توزیع جنسی جمعیت عشایری منطقه عبارت است از ۳/۵۳ درصد مرد،‌۷/۴۶ درصد زن، یعنی به ازای هر ۱۱۴ نفر مرد،‌۱۰۰ زن وجود دارد که چند علت در این مساله مؤثر است:‌

۱-                    طولانی بودن دورة باروری و زایمانهای مکرر و تحلیل رفتن تدریجی قوای زن.

۲-        نبودن بهداشت و اطلاعات کافی بهداشتی در بین زنان و بروز بیماریهای زنانه به ویژه در سن بلوغ و در دوران بارداری و زایمان.

۳-        پذیرش مسئولیت های سنگین در زندگی و فشارفشانی از کار و فعالیت چندجانبه که به کوتاه شدن عمر متوسط در بین زنان منجر می شود.

فقط درگروه سنی خردسال و ۲۰-۳۰ سال درصد زنان بیشتر از مردان است و شاید علت آن آسیب‌پذیری مردان در این سن باشد. زیرا نوع فعالیت آنان با اتفاقات و خطرهای شدیدی همراه است.

نژاد و مذهب

نژاد:‌

آنچه مسلم است این است که بختیاریها از نژاد آریایی هستند که از هزاره های قبل از میلاد در دامنه کوههای بختیاری در شرق شوشتر و دو طرف رودخانه کارون مستقر شدند و با عیلامیها و مردان بومی آن سرزمین بودند درآمیخته و نژادی واحد را به وجود آورده اند.

از خصایص جسمانی آنها می توان از قد بلند، جسم نیرومند، پوست تیره، موی سیاه،‌ابروانی پرپشت، بینی بزرگ که برروی لب خم شده است و چانه ای قوی و چهارگوش نام برد.

مذهب:

بختیاریها تا قرن نهم هجری پیرو مذهب معتزله بودند. ولی از قرن نهم به بعد که یکی از سادات خوزستان مذهب شیعه را اشاعه داد، این مذهب در میان بختیاریها رونق گرفت و در زمان صفویه عمومیت پیدا کرد. بختیاریها برای سادات احترام خاصی قائلند تا جایی که می گویند کلیه سادات از پرداخت هرگونه مالیات و تعرض مصون بوده اند.

آموزش و پرورش

پیش از تاسیس مدارس عشایری ، افراد باسواد فقط کسانی بودند که در مکتبخانه‌های روستاهای نواحی ییلاق و قشلاق به آموزش قرآن پرداخته،‌متون قدیم را فرامی‌گرفتند  وتنها فرزندان خانها و کلانتران بودند که برای فراگیری آموزشی رسمی به مدارس گسیل می شدند.

در سال ۱۳۳۶ همزمان با ایجاد دانشسراهای عشایری در چند استان، دانشرای عشایری شهرکرد برای تربیت آموزگاران عشایری تاسیس شد. با اینکه انگیزة تاسیس این دانشسراها تربیت کادر مناسب برای آموزش فرزندان عشایری بود،‌آموزگاران آموزش یافته دانشسراهای مزبور، کلا برای آموزش در مدارس روستایی منطقه اعزام شدند و آموزش فرزندان عشایر کوچ رو در این مدارس روستایی نیز ناممکن بود. با آموزش نزدیک به ۲۰ نفر از فرزندان عشایر اسکان یافته و با کمک تعدادی از آموزش دیدگاه غیربختیاری تحت عنوان معلم، مدارس عشایری به منظور آموزش رسمی فرزندان عشایر، از سال های ۷۴-۵۷ تحت پوشش اداره کل آموزش عشایری فعالیت داشت. پس از انقلاب اسلامی و انحلال اداره کل آموزشعشایری،‌واحدهای بسیار آموزش عشایر منطقه نیز تقلیل یافت و این شیوة آموزشی با آموزش رسمی کشور ادغام و آموزش فرزندان عشایری در مدارس ثابت معمول شد.

در حال حاضر فرزندان عشایر هنگام استقرار در قشلاق، زیر پوشش اداره کل آموزش و پرورش استان خوزستان قراردارند و در مدارس و روستاهای منطقه قشلاق آموزش می بینند و در زمان کوچ به ییلاق نیز تعدادی از محصلان تا پایان سال تحصیلی در قشلاق می مانند و پس از اتمام کلاسها به خانواده خود ملحق می شوند. گروهی نیز به همراه خانواده ها به ییلاق کوچ کرده،‌در مدارس همجوار سکونتگاههای ییلاقی ثبت نام می نمایند و باقیماندة سال تحصیلی را در مدارس مزبور می گذرانند. به طور مسلم در چنین وضعیتی امکان تحصیل دختران کمتر فراهم است.

وضعیت سواد:

براساس آمارگیری ۱۳۶۲ که به وسیلة سازمان برنامه و بودجه استان چهارمحال و بختیاری انجام پذیرفت، از جمع افراد ملزم به آموزش که باید به دوره های مختلف آموزش ابتدایی، راهنمایی و متوسطه راه یابند، ۱۹ درصد در مدارس ابتدایی ،‌۱۳ درصد در مدارس راهنمایی و فقط ۳ درصد در مدارس متوسطه به تحصیل اشتغال دارند. براساس همین آمارگیری، از مجموع جمعیت ۶ سال بالاتر ۳/۹۲ درصد بی سواد و ۷/۷ درصد باصواد،‌اعم از محصل و غیرمحصل بوده اند. رقم بی سوادی در بین مردان ۸۸ درصد و در بین زنان ۸/۹۷ درصد بوده است. بنابراین بدیهی است که برنامه ریزیهای آموزشی این جوامع در اولویت خاص قرارگیرد.

ترکیب جنسی دانش آموزان عشایری در دوره های مختلف چنین بوده است:‌سهم دانش آموزان دختر در دورة‌ابتدایی ۱۶ درصد، در دورة راهنمایی ۹ درصد و در دورة متوسطه ۳ درصد دانش آموزان عشایر بوده است.

وضعیت بهداشت:‌

سطح بهداشت در زندگی عشایری بسیار پائین است. به طوری که بسیاری از مسائل بهداشتی به طور کلی بیگانه اند. زندگی همواره در حال تحرک و جابجایی باعث شده که آنان نتوانند از امکانات بهداشتی و درمانی خوبی برخوردار باشند. به خصوص این که نقاط کوچ و استقرار آنان در مناطق کوهستانی و دورافتاده قراردارد و به همین دلیل میزان مرگ و میر براثر بیماریهای ساده و درمانپذیر بسیار است.

از شایعترین بیماریها در بین عشایر این منطقه می توان از بیماریهای ریوی، هاضمه، عفونتهای مختلف انگلی، اسهال،‌تب روده و درد استخوان و مفاصل نام برد. به دلیل استقرار در مناطق آلوده و عبور از آنها و دشواری پیشگیری و کنترل نمونه های آلوده میزان ابتلا به مالاریا در بین عشایر بسیار بالاست و منطقه بازفت که از مراکز عمده ییلاقی عشایر منطقه است جزء یکی از مناطق آلودة کشور شناخته شده است. متحرک بودن عشایر باعث شده محیط زندگی آنان نسبت به سکونتگاههای روستایی بهداشتی تر باشد،‌ولی نوشیدن آبهای غیربهداشتی به خصوص در مناطق گرمسیری میزان آلودگی به امراض را به شدت افزایش می دهد. به دلیل محدودیتهای ناشی از زندگی ایلی استحمام و شستشوی بدن به ندرت انجام می گیرد و طبیعی است که این امر نیز موجب افزایش بیماری می شود.

وضعیت خدمات درمانی:

120,000 ریال – خرید
 

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
برچسب ها : , , , , , , , , , ,
برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید


جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

دسته ها

آخرین بروز رسانی

    شنبه, ۲۰ آذر , ۱۳۹۵

اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.