مقاله اصل شبهه


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله اصل شبهه مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۲۳  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله اصل شبهه نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست

اصل شبهه:   ۱
عناصر منطقی شبهه:   ۱
پاسخ شبهه:   ۱
داستان موسی و خضر (ع)   ۳
سخنرانی موسی (ع) و ترک اولی او   ۳
موسی(ع) در جستجوی استاد   ۴
دیدار موسی از سه حادثه عجیب   ۵
توضیحات خضر (ع) در مورد سه حادثه عجیب   ۷
توصیه خضر (ع) و نوشته لوح گنج   ۸
اصل شبهه:   ۹
عناصر منطقی شبهه:   ۱۰
پاسخ شبهه:   ۱۰
دیدگاههای مختلف مفسرین در مورد رفتار حضرت موسی (ع) با برادر خویش   ۱۲
علت چنین واکنش حضرت موسی (ع)   ۱۳
عکس العمل شدید در برابر گوساله پرستان   ۱۴
پاسخ علامه طباطبایی به این شبهه   ۱۷
توضیح در مورد رفتار موسى (ع) با برادر خویش   ۱۸
چرا موسى (ع) در میقات غضبناک نشد؟   ۱۹

اصل شبهه:

برخی بر اساس مبانی نقلی شبهه ای را در مورد حضرت موسی (ع) مطرح می کنند که در ماجراى موسی و خضر که در سوره کهف آیات ۶۰ الی ۷۰ بیان شده، کرارا به مساله نسیان موسى برخورد می کنیم، یکى در مورد آن ماهى که براى تغذیه فراهم ساخته بودند، و دیگر سه بار در ارتباط با تعهدى که دوست عالمش از وى گرفته بود. اکنون این موضوع پیش مى آید که آیا نسیان براى انبیاء امکان دارد؟ لذا نتیجه می گیرند که حضرت موسی در این جریان دچار نسیان و غفلت شده که این با موضوع عصمت ایشان سازگاری ندارد.

عناصر منطقی شبهه:

۱-  مسلمانان معتقدند موسی (ع) دارای عصمت بوده است.

۲- در حالی که طبق آیات ۶۰ الی ۷۰ سوره کهف حضرت موسی دچار نسیان و فراموشی شده است.

۳- این موضوع با عصمت ایشان سازگاری ندارد.

پاسخ شبهه:

جمعى معتقدند که صدور چنین نسیانى از پیامبران بعید نیست چرا که نه مربوط به اساس دعوت نبوت است، و نه فروع آن، و نه تبلیغ دعوت، بلکه در یک مساله صرفا عادى و مربوط به زندگانى روزمره است، آنچه مسلم است هیچ پیامبرى در دعوت نبوت و شاخ و برگ آن مطلقا گرفتار خطا و اشتباه نمى شود و مقام عصمت او را از چنین چیزى مصون مى دارد.اما چه مانعى دارد که موسى به خاطر اینکه مشتاقانه و با عجله به دنبال این مرد عالم مى رفت غذاى خود را که یک مساله عادى بوده فراموش کرده باشد؟و نیز چه مانعى دارد که عظمت حوادثى همچون شکستن کشتى، و کشتن یک نوجوان، و تعمیر بى دلیل یک دیوار در شهر بخیلان، او را چنان هیجان زده کند که تعهد شخصى خود را با دوست عالمش بدست فراموشى سپرده باشد؟ این نه از یک پیامبر بعید است، و نه با مقام عصمت منافات دارد.

بعضى از مفسران نیز احتمال داده اند که نسیان در اینجا به معنى مجازى- یعنى ترک- بوده باشد، چرا که انسان هنگامى که چیزى را ترک مى کند شبیه آنست که آن را نسیان کرده باشد، اما چرا موسى غذاى خود را ترک گفت، براى اینکه نسبت به چنین مساله اى بى اعتنا بود، و در مورد تعهدش با دوست عالمش به خاطر این بود که براى او که از دریچه ظاهر به حوادث مى نگریست اصلا قابل قبول نبود که انسانى بى جهت آسیب به اموال یا جان مردم برساند بنا بر این خود را موظف به اعتراض مى دید و فکر مى کرد اینجا جاى آن تعهد نیست. ولى پیداست که این گونه تفسیرها با ظاهر آیات سازگار نمى تواند باشد. موسى که از عجله و شتابزدگى خود که طبعا به خاطر اهمیت حادثه بود پشیمان گشت و بیاد تعهد خود افتاد در مقام عذرخواهى برآمده رو به استاد کرد و چنین” گفت مرا در برابر فراموش کارى که داشتم مؤاخذه مکن و بر من بخاطر این کار سخت مگیر” (قال لا تؤاخذنی بما نسیت و لا ترهقنی من أمری عسرا) یعنى اشتباهى بود و هر چه بود گذشت تو با بزرگوارى خود صرف نظر فرما.

علامه طباطبایی می فرماید: کلمه ” رهق” به معناى احاطه و تسلط یافتن به زور است، و ” ارهاق” به معناى تکلیف کردن است. و معناى جمله این است که مرا به خاطر نسیانى که کردم و از وعده اى که دادم غفلت نمودم مؤاخذه مکن و در کار من تکلیف را سخت مگیر. و چه بسا نسیان را به ترک تفسیر کنند، لیکن تفسیر اول روشن تر است، و به هر حال جمله مورد بحث عذرخواهى موسى (ع) است.

 

داستان موسی و خضر (ع)

از داستان‎های جالب زندگی موسی ـ علیه السلام ـ ماجرای شیرین او با حضرت خضر ـ علیه السلام ـ است که در قرآن سوره کهف آمده و دارای نکات و درسهای آموزنده گوناگونی است.

سخنرانی موسی (ع) و ترک اولی او

هنگامی که فرعون و فرعونیان در دریای نیل غرق شده و به هلاکت رسیدند، بنی‎اسرائیل به رهبری حضرت موسی ـ علیه السلام ـ پس از سالها مبارزه، پیروز شدند و زمام امور رهبری به دست موسی ـ علیه السلام ـ افتاد. او در یک اجتماع بسیار بزرگ (که می‎توان آن را به عنوان جشن پیروزی نامید) در حضور بنی‎اسرائیل سخنرانی کرد، مجلس بسیار باشکوه بود، ناگاه یک نفر از موسی ـ علیه السلام ـ پرسید: «آیا کسی را می‎شناسی که نسبت به تو اعلم (عالم‎تر) باشد؟» موسی ـ علیه السلام ـ در پاسخ گفت: نه. و مطابق بعضی از روایات، پس از نزول تورات و سخن گفتن مستقیم خدا با موسی ـ علیه السلام ـ، موسی در ذهن خود به خودش گفت: «خداوند هیچکس را عالم‎تر از من نیافریده است.» در این هنگام خداوند به جبرئیل وحی کرد موسی را دریاب که در وادی هلاکت افتاده. (یعنی براثر حالتی شبیه خودخواهی، در سراشیبی نزول از مقامات عالیه معنوی قرار گرفته، به یاریش بشتاب تا اصلاح شود. جبرئیل به سراغ موسی آمد…) خداوند همان‎دم به موسی ـ علیه السلام ـ وحی کرد: آری داناتر از تو عبد و بنده ما خضر ـ علیه السلام ـ است، او اکنون در تنگه دو دریا، در کنار سنگی عظیم است.

موسی ـ علیه السلام ـ عرض کرد: «چگونه به حضور او نایل شوم؟» خداوند فرمود: «یک عدد ماهی بگیر و در میان زنبیل خود بگذار، و به سوی آن تنگه دو دریا برو، در هر جا که آن ماهی را گم کردی، آن عالم در همانجا است.»

 

موسی(ع) در جستجوی استاد

موسی ـ علیه السلام ـ که دانش‎دوست بود، گفت: من دست از جستجو برنمی‎دارم تا به محل آن تنگه دو دریا برسم، هرچند مدت طولانی به راه خود ادامه دهم. موسی دوست و همسفری برای خود انتخاب کرد که همان مرد رشید و شجاع و با ایمان بنی‎اسرائیل به نام یوشع بن نون بود، موسی یک عدد ماهی در میان زنبیل نهاد و اندکی زاد و توشه راه‎ برداشت و همراه یوشع به سوی تنگه دو دریا حرکت کردند. هنگامی که به آنجا رسیدند در کنار صخره‎ای اندکی استراحت کردند، در همان‎جا موسی و یوشع، ماهی‎ای را به همراه داشتند، فراموش کردند. بعد معلوم شد که ماهی براثر رسیدن قطرات آب به طور معجزه‎آسایی خود را در همان تنگه به دریا افکنده و ناپدید شده است. موسی و همسفرش از آن محل گذشتند، طولانی بودن راه و سفر موجب خستگی و گرسنگی آنها گردید، در این هنگام موسی ـ علیه السلام ـ به خاطرش آمد که غذایی به همراه خود آورده‎اند، به یوشع گفت: «غذای ما را بیاور که از این سفر سخت خسته شده‎ایم.» یوشع گفت: آیا به خاطر داری هنگامی که ما به کنار آن صخره پناه بردیم، من در آنجا فراموش کردم که ماجرای ماهی را بازگو کنم، و این شیطان بود که یاد آن را از خاطر من ربود، و ماهی راهش را به طرز شگفت‎انگیز در دریا پیش گرفت و ناپدید شد. و از آنجا که این موضوع به صورت نشانه‎ای برای موسی ـ علیه السلام ـ در رابطه با پیدا کردن عالم، بیان شده بود موسی ـ علیه السلام ـ مطلب را دریافت و گفت: این همان چیزی است که ما می‎خواستیم و به دنبال آن می‎گشتیم. در این هنگام از همانجا بازگشتند و به جستجوی آن عالم پرداختند، وقتی که به تنگه رسیدند حضرت خضر ـ علیه السلام ـ را در آنجا دیدند.

پس از احوالپرسی، موسی ـ علیه السلام ـ به او گفت: «آیا من از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده است و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزی؟» خضر: تو هرگز نمی توانی همراه من صبر و تحمل کنی، و چگونه می‎توانی در مورد رموز و اسراری که به آن آگاهی نداری شکیبا باشی؟ موسی: به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت، و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو را نخواهم کرد. خضر: پس اگر می‎خواهی به دنبال من بیایی از هیچ چیز سؤال نکن، تا خودم به موقع، آن را برای تو بازگو کنم. موسی ـ علیه السلام ـ مجددا این تعهد را داد که با صبر و تحمل همراه استاد حرکت کند و به این ترتیب همراه خضر ـ علیه السلام ـ به راه افتاد (مضمون آیات ۶۰ تا ۷۰ سوره کهف).

دیدار موسی از سه حادثه عجیب

25,000 ریال – خرید
 

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

 

مطالب پیشنهادی: برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید


جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

دسته ها

آخرین بروز رسانی

    شنبه, ۲۰ آذر , ۱۳۹۵

اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.