مقاله بررسی سروده های امیران اموی در آندلس


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله بررسی سروده های امیران اموی در آندلس مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۹۳  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دنلود مقاله بررسی سروده های امیران اموی در آندلس  نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

فهرست مطالب

مقدمه ۱
فصل اول : تا ریخ آندلس
۱-۱ آندلس ۳
۱-۲ فتح آندلس ۳
۱-۳ از فتح تا برپایی حکومت اموی ۶
۱-۴ حکومت اموی از برپایی تا سرنگونی ۱۳
۱-۴-۱ عصر امارت ۱۳
۱-۴-۲ عصر خلافت ۲۰
فصل دوم : شعر آندلسی
۱-۲ شعر آندلسی ۳۱
۲-۲ ویژگی های شعر آندلسی ۳۱
۲-۲-۱ شعر موشح ۳۵
۲-۲-۲ شعر زجل ۳۶
فصل سوم : شعر امرای اموی در آندلس
۳-۱ عبدالرحمن الداخل (صقر قریش) ۳۸
۳-۱-۱ اشعار غنایی (احساسی) ۳۸
۳-۱-۲ اشعار سیاسی ۴۰
۳-۱-۳ ویژگی شعری ۴۳
۳-۲ هشام بن عبد الرحمن الداخل ۴۴
۳-۲-۱ ویژگی شعری ۴۵
۳-۳ الحکم بن هشام (الربضی) ۴۵
۳-۳-۱ اشعار حماسی ۴۵
۳-۳-۲ غزلیات ۴۷
۳-۳-۳ ویژگی شعری ۴۹
۳-۴ عبدالرحمن الثانی بن الحکم المعروف بالاوسط ۵۰
۳-۴-۱ غزلیات ۵۱
۳-۴-۲ شعر حکمی ۵۵
۳-۴-۳ ویژگی شعری ۵۶
۳-۵ محمدبن عبدالرحمن الثانی ۵۷
۳-۵-۱ غزل ۵۷
۳-۵-۲ ویژگی شعری ۵۸
۳-۶ عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن الثانی ۵۹
۳-۶-۱ غزلیات ۵۹
۳-۶-۲ زهدیات ۶۰
۳-۶-۳ هجو ۶۱
۳-۶-۴ ویژگی شعری ۶۲
۳-۷ عبدالرحمن الثالث بن محمد الملقب بالناصر ۶۳
۳-۷-۱ ویژگی شعری ۶۵
۳-۸ الحکم الثانی بن عبد الرحمن الناصر (المستنصر) ۶۶
۳-۸-۱ غزلیات ۶۶
۳-۸-۲ ویژگی شعری ۶۷
۳-۹ محمدبن هشام بن عبد الجبار بن الناصر (المهدی) ۶۷
۳-۹-۱ ویژگی شعری ۶۷
۳-۱۰ سلیمان بن الحکم الثانی بن الناصر (المستعین بالله) ۶۷
۳-۱۰-۱ شعر سیاسی ۶۸
۳-۱۰-۲ غزلیات ۶۸
۳-۱۰-۳ ویژگی شعری ۷۱
۳-۱۱ عبدالرحمن بن هشام (المستظهر بالله) ۷۲
۳-۱۱-۱ غزلیات ۷۳
۳-۱۱-۲ ویژگی شعری ۷۷
نتیجه گیری ۷۹
فهرست منابع و ماخذ ۸۲
ملخص الاطروحه ۸۶

 

فهرست منابع

۱-قرآن کریم.

۲-ابن ابار،ابی عبدالله محمدبن عبدالله ابی بکرالقضاعی،الحله السیراء،حققه وعلق حواشیه الدکتورحسین مونس،

۱۹۶۳ م،الجزءالثانی،الطبعه الاولی،دارالمعارف.

۳- ابن اثیر،عزالدین أبی الحسن علی بن ابی الکرم الشیبانی، الکامل فی التاریخ ،۱۹۹۴م ،الجلدالرابع والخامس و السابع ، الطبعه الرابعه،بیروت،داراحیاءالتراث.

۴-ابن بسام،ابوالحسن علی الشنترینی ، الذخیره فی محاسن اهل الجزیره ،تحقیق سالم مصطفی البدری، ۱۹۹۸م، الجزءالاول،الطبعه الاولی،بیروت،دارالکتب العلمیه.

۵-ابن خطیب،لسان الدین ،اعمال الاعلام فیمن بویع قبل الاحتلام من ملوک الاسلام و مایتعلق بذلک من الکلام ، تحقیق سید کسروی حسن ، ۲۰۰۳م،الجزءالثانی،الطبعه الاولی،بیروت،دارالکتب العلمیه.

۶-ابن خطیب،لسان الدین،الاحاطه فی أخبارغرناطه،حقق نصه ووضع مقدمته وحواشیه محمدعبدالله عنان، ۱۹۷۵م ، المجلد الاول ، الثانی ، الثالث ، الطبعه الاولی،القاهرة،مکتبه الخانجی.

۷-ابن خلدون ، عبدالرحمن بن محمد ، العبر،۱۳۶۶، ترجمه عبدالمحمدآیتی ، جلدسوم ،چاپ اول،موسسه مطالعات وتحقیقات فرهنگی.

۸-ابن خلدون ، عبدالرحمن بن محمد ، المقدمه ،۱۹۸۱ م،المجلدالثانی ، الطبعه الاولی ، بیروت،دارالفکر.

۹-ابن خلکان،ابی العباس شمس الدین احمدبن محمدبن ابی بکر،وفیات الأعیان وانباءابناءالزمان،۱۳۶۴،المجلدالرابع،الطبعه الثانیه،قم،منشورات شریف رضی.

۱۰-ابن سعیدالمغربی،علی بن موسی،المغرب فی حلی المغرب،حققه وعلق علیه الدکتورشوقی ضیف، ۱۹۶۴م،الجزءالثانی،مصر،دارالمعارف.

۱۱-ابن عبدربه ، احمدبن محمدالاندلسی ، العقدالفرید ، تحقیق محمدسعیدالعریان ،۱۹۵۳ م ، المجلدالرابع ، بیروت.

۱۲-ابن عذاری المراکشی،ابوعبدالله محمد،البیان المغرب فی الأخبارالاندلس والمغرب ، نشر و تحقیق ج.س کولان لیقی پروقنسال ،۱۹۵۱ م ، الجزءالثانی ،بیروت ، دارالثقافه.

۱۳-ابن قوطیه ، ابوبکرمحمد ، تاریخ افتتاح الاندلس ، تحقیق ابراهیم الأبیاری ، ۱۹۸۲ م،بیروت دارالکتاب اللبنانی.

۱۴-ابن کردبوس ، ابومروان عبدالملک ، تاریخ الاندلس ،۱۹۷۱ م ، معهدالدراسات الاسلامیه.

۱۵-ابن منظور،الامام العلامه ابی الفضل جمال الدین محمدبن مکرم،لسان العرب،بی تا،المجلدالحادی العشر،بیروت،دارصادر.

۱۶-آیتی،محمدابراهیم،آندلس یاتاریخ حکومت مسلمین دراروپا،۱۳۶۷،انتشارات دانشگاه تهران.

۱۷-بدر،احمد،تاریخ المغرب والاندلس،۱۹۸۰م.

۱۸-بستانی ، بطرس ، ادباءالعرب فی الاندلس وعصرالانبعاث ، ۱۹۸۸م ، المجلدالثالث ، طبعه جدیده منقحه،دارنظیرعبود.

۱۹-بستانی ، بطرس ، دائرة المعارف وهوقاموس عام لکل فن ومطلب ، بی تا ، المجلدالرابع ، بیروت،دارالمغرقه.

۲۰-بلاذری،احمدبن یحیی بن جابر،فتوح البلدان،۱۹۵۹م،قاهره ، المکتبه التجاریه الکبری.

۲۱-بیضون ،  ابراهیم ، الامراءالامویون الشعراءفی لأندلس ،  ۱۹۸۷، بیروت ، دارالنهضه العربیه.

۲۲-جیوسی ، سلمی خضراء ، الحضارة العربیه الاسلامیه فی الاندلس ،۱۹۹۸ م ، المجلدالاول ،الطبعه الاولی،بیروت.

۲۳-حجی ، عبدالرحمن علی ، التاریخ الاندلس من الفتح الاسلامی حتی سقوط

غرناطه،۱۹۹۷،الطبعه الخامسه،دمشق ، دارالقلم

۲۴-حلو،سلیم،الموشحات الاندلسیه نشاتها وتطورها،قدم له الدکتوراحسان عباس،۱۹۶۵م،الطبعه الاولی،بیروت،منشورات دارمکتبه الحیاة.

۲۵-حمیدی،ابوعبدالله محمدبن فتوح،جذوة المقتبس فی تاریخ علماءالاندلس ، تحقیق ابراهیم الأبیاری،۱۹۸۹م،الجزءالاول،الطبه الثانیه،قاهرة،دارالکتب المصری

۲۶- حمیری،ابوعبدالله محمدبن عبدالمنعم،صفه جزیره الاندلس،۱۹۳۷،القاهره.

۲۷-خفاجی ، محمدعبدالمنعم ، الادب الاندلسی التطوروالتجدید ،۱۹۹۲ م،الطبعه الاولی،بیروت،دارالجیل.

۲۸-دایّه ، محمدرضوان ، تاریخ النقدالادبی فی الاندلس ،۱۹۸۱ م،الطبعه الثانیه ، موسسه الرساله.

۲۹-دوزی،رینهرت،المسلمون فی الاندلس،۱۹۹۸م،ترجمه وتعلیق حسن حبشی،الهیئه المصریه للکتاب.

۳۰-دینوری،ابن محمدعبدالله بن مسلم ابن قتیبه،الامامه والسیاسه وهومعروف بتاریخ الخلفاء،تحقیق الدکتورطه محمدالزّینی،۱۹۶۷م،الجزءالثانی.

۳۱-رافعی ، مصطفی صادق،تاریخ آداب العرب،راجعه واعتنی به دکتردرویش الجویدی،۲۰۰۰م،الجزءالثالث،الطبعه الاولی،المکتبه المصریه.

۳۲-رکابی،جودت،فی الادب الاندلسی ،۱۹۸۰م،مصر،دارالمعارف،مکتبه الدراسات الادبیه.

۳۳-زبیب ، نجیب ، الموسوعه العامه لتاریخ المغرب والاندلس ، ۱۹۹۵م ، الجزءالثانی ، الطبعه الاولی ، بیروت،دارلأمیر.

۳۴-زرکلی ، خیرالدین ، الاعلام قاموس التراجم لاشهر الرجال والنساء ،۱۹۹۲ م ، الجزءالرابع ، الطبعه العاشرة،دارالعلم للملایین.

۳۵-سالم ، عبدالعزیز ، قرطبه الحاضره الخلافه فی الاندلس ،۱۹۷۱ م، الجزءالاول،بیروت،دارالنهضه العربیه.

۳۶-سالم ، عبدالعزیز ، تاریخ المسلمین وآثارهم فی الاندلس ،۱۹۶۲ م ، بیروت،دارالنهضه العربیه

۳۷-سعدون ، نصرالله ، تاریخ العرب السیاسی فی الاندلس ، ۱۹۹۸م،الطبعه الاولی،بیروت،دارالنهضه العربیه.

۳۸-شامی ، یحیی ، موسوعه شعراءالعرب ،۱۹۹۹ م ، الجزءالثانی ، الطبعه الاولی ، بیروت،دارالفکرالعربی.

۳۹-صاعد ، قاضی ابوالقاسم ، ترجمه التعریف بطبقات الأمم ، تحقیق دکترغلامرضاجمشیدنژاداول ،۱۳۸۳،چاپ اول.

۴۰-صفدی ، صلاح الدین خلیل بن أیبک ، الوافی بالوفیات ، تحقیق واعتناءالأرناودواترکی مصطفی ، ۱۹۹۱م ، المجلدالثامنه عشرة ، بیروت ، داراحیاءالتراث العربی.

۴۱-ضبی،بغیه الملتمس فی تاریخ رجال اهل الاندلس ، تحقیق ابراهیم الأبیاری ،۱۹۸۹ م،الجزءالاول،الطبعه الاولی.

۴۱-ضیف ، شوقی ، تاریخ الادب العربی عصرالدول والامارات الاندلس ،۱۹۶۰ م ، الطبعه الثالثه،دارالمعارف.

۴۲-ضیف ، شوقی ، الفن ومذاهبه فی الشعرالعربی ، بی تا ، الطبعه الثانیه عشرة ، دارالمعارف،مکتبه الدراسات الادبیه

۴۴-طیبی ، أمین توفیق ، دراسات وبحوث فی تاریخ المغرب والاندلس ،۱۹۸ م ، الجزءالثانی ، الدار العربیه للکتاب.

۴۵-عبادی،احمدمختار،فی تاریخ المغرب والاندلس،۱۹۷۸م،بیروت،دارالنهضه العربیه

۴۶-عباس ، احسان،تاریخ الادب الاندلسی،عصرسیاده قرطبه ،۱۹۸۵ م،الطبعه السابعه ،بیروت،دارالثقافه.

۴۷-عتیق ، عبدالعزیز ، الادب العربی فی الاندلس،۱۹۷۶م،دارالنهضه العربیه.

۴۸-عریس ، محمد ، موسوعه شعراءالعصرالاندلسی ،۲۰۰۵ م ، الطبعه الاولی ، بیروت ، دارالیوسف.

 ۴۹-عنان ، محمدعبدالله ، تاریخ دولت اسلامی دراندلس ،۱۳۶۶،ترجمه عبدالمحمدآیتی ،جلداول،چاپ اول،انتشارات کیهان.

۵۰-فاخوری،حنا،الموجزفی الادب العربی وتاریخه،۱۹۹۱م،المجلدالثالث ، الطبعه الثانیه،بیروت،دارالجلیل.

۵۱-فاخوری،حنا،تاریخ الادب العربی،۱۳۸۳،چاپ سوم،تهران،انتشارات توس.

۵۲-فروخ ، عمر ، تاریخ الادب العربی ، الادب فی المغرب والاندلس ،۱۹۹۲ م،الجزءالرابع،الطبعه الثالثه،دارالعلم للملایین.

۵۳-قرطبی،ابن حیان،المقتبس من أبناءاهل الاندلس،حققه وقدم له وعلق علیه الدکتورمحمودمکّی،۱۹۷۳م،بیروت، دارالکتاب العربی.

۵۴-گوستاولوبون فرانسوی،تمدن اسلام وعرب،۱۳۳۴ش،ترجمه فخرداعی،چاپ چهارم.

۵۵-مراکشی ، عبدالواحدبن علی ، المعجب فی تلخیص أخبارالمغرب ، تقدیم للدکتورممدوح حقّی ، بی تا،دارالکتاب،الدارالبیضاء.

۵۶-مصری ، علی،تاریخ ملوک العرب الشعراء ،۲۰۰۱ م ، الجزءالخامس ، الطبعه الاولی،دارالکتاب العربی.

۵۷-مصطفی،قیصر،حول الادب الاندلسی،بی تا،موسسه الأشرف

۵۸- مقری ، احمدبن محمد ، نفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب ، تحقیق الدکتوراحسان عباس،۱۹۶۸م،المجلد الثالث والاول،بیروت،دارصادر.

۵۹- موسوعه العربیه ، غریزه مریدون ، و دیگران،احمدیوسف داوود،۱۹۹۸م، المجلدالاول،الطبعه الاولی.

۶۰-مونس،حسین،موسوعه تاریخ الاندلس،بی تا،الجزءالاول،مکتبه الثقافه الدینیه.

۶۱-مونس،حسین،فجرالاندلس،۱۹۵۹م،القاهرة.

۶۲-مؤلف مجهول ، أخبارمجموعه فی فتح الاندلس وذکرامرائهارحمهم الله والحروب الواقعه بمابینهم،تحقیق ابراهیم الأبیاری،۱۹۸۹م،بیروت،دارالکتاب اللبنانی.

۶۳-نویری،شهاب الدین احمدبن عبدالوهاب،نهایه الأرب فی فنون الأدب،تحقیق عبدالمجیدترحیینی،۲۰۰۴م ، الطبعه الاولی ، بیروت ، منشورات محمدعلی بیضون ، دارالکتب العلمیه.

مقدمه

یکی ازراههایی که برای شناخت یک کشور ویژگی های آن وجودداردبررسی تاریخ آن سرزمین ومطالعه ادبیات آن است.وقتی سخن ازاندلس پیش می آید،لزوم بررسی تاریخ وادبیات آن درذهن خطورمی کند.اندلس تاریخی گسترده وپرآشوب دارد.دسته های مختلفی چون بربرها،گوتها،مسیحیان ومسلمانان درآنجاحکومت وقدرت نمایی کرده اند. ازاین روی برآن شدیم که تحلیلی ازدوره حکومت مسلمانان دردوره امویان داشته باشیم.مسلمانان تقریباًهشت قرن دراندلس زندگی کردندوتوانستندباتکیه برقوای نظامی وارداین کشورشوند.آنان دراین مدت پایه های تمدنی درخشان راپایه ریزی کردندودرزمینه های علمی وفرهنگی به پیشرفتهای چشمگیری دست یافتند.درنتیجه این سرزمین یکی ازمراکز مهم انتقال تمدن اسلامی به اروپاوهمچنین پل ارتباطی میان شرق وغرب درزمینه های مختلف فرهنگی شد.دراین مدت حکومت های مختلفی دراندلس حکمرانی کردند که یکی ازآنهاحکومت اموی است.حکومت اموی دراندلس،حکومتی مقتدربوده وویژگیهایی داشته است.دراین دوره دامنه ادب گسترش یافت وبرتعدادشاعران وادیبان افزوده شد.وبسیاری ازعلمای شرق رابه خودجذب کرند.ودانشمندان بزرگی راپرورش دادندکه هرکدام ازآنهاآثاربسیار ارزنده علمی وفلسفی راداشتند.خودامراء هم اهل شعروادب بودندوشعردرنزدآنهاجایگاه خاصی پیداکرد.

اکثرتحقیقات پیشین تنها اشاره ای گذرا به این موضوع داشتند.لذاانگیزه من ازانتخاب این موضوع ، جمع آوری و بررسی شعرامرای اموی بوده وبرای اینکه بحث تازه ای درزمینه تاریخ امویان دراندلس انجام شودسبب شدتابه این موضوع بپردازم وبرای انجام این پژوهش ازکتابها ومنابع موجوددرکتابخانه های ایران استفاده کردم.

توجه به شعرامرای اموی چیزجدیدی نبوده،درباره پیشینه چنین موضوعی بایدگفت که درزمان مستنصرهم یک چنین کاری انجام شده.همانطورکه حمیدی درکتاب جذوۃ المقتبس به این نکته اشاره کردکه:اوازهرفرصتی برای تشویق به تالیف استفاده می کرد.گویندکه وقتی برای یکی ازنبردهایش از قرطبه بیرون می رفت(۳۲۵ق/۹۶۳م)،ابن صفارخواست که به دلیل ضعف جسمی ازهمراهی بااوخودداری کند،حکم به این شرط پذیرفت که تعهدکنداشعارامراء وخلفای اموی رادرکتابی گردآورد؛درست مانندکاری که صولی درزمینه اشعارعباسیان انجام داده است.ابن صفارهم پذیرفت وچنین کتابی راتالیف نمود.جالب اینکه احمدبن نصر،پیش ازبازگشت مستنصر،کتاب رادرطلیطله از داوبر دو مستنصرازدیدنش بسیارشادمان شد.(۹۵۱،۱/۳۹۴).امامتاسفانه این کتاب بدست مانرسیده است.وبعدازآن هم کارمستقلی دراین زمینه انجام نشده بود.تااینکه من درمیانه کاربه کتابی برخوردکردم به نام الامراء الامویون الشعراء فی اندلس نوشته ابراهیم بیضون.نویسنده دراین کتاب برخی ازاشعارامراءراگردآوری کرده وبه نقدوتحلیل آنهاپرداخته.اماتفاوت کارمن بااین کتاب دراین است که علاوه برگردآوری همه اشعاربه دسته بندی وبررسی ویژگی های شعری آنها پرداختم ودرانتهای اشعارهریک ازامراءبه نکات بلاغی آن اشاره ای داشته ام.

دراین پژوهش سعی نموده ام که باتکیه برآثارارزشمندمورخانی همچون ابن ابار،مقری،ابن عذاری،ابن بسام،وبامراجعه به منابع کهن وبااستفاده به مصداق های تاریخی مسلم درتاریخ وادب اندلس به جمع آوری وبررسی اشعاربپردازم.

این رساله ی شامل یک مقدمه،سه فصل ونتیجه گیری است.هرفصل ازبخشهایی تشکیل شده،نخستین فصل شامل تاریخ اندلس است.باتوجه به اینکه موضوع رساله من بررسی شعرامرای اموی است لازم بوددرموردتاریخ پیش ازامراءهم بحثی داشته باشیم.لذابخش اول درموردفتح اندلس است وبخش دوم که دنباله بحث پیشین است اختصاص داردبه دوره ی حکومت والیان وبخش سوم شامل روی کارآمدن دولت اموی تاسرنگونی آنان است.

فصل دوم شامل شعراندلسی وویژگیهای آن است.شعراندلسی درزمان حکومت اموی آئینه تمام نمای شعرشرقی بود.اندلسی هادائماًبامشرق زمین ارتباط داشتندوازهمان موضوعات شرقی اتخاذ می کردندوساختاروقالب شرقی رابه کارمی بردند.ازآنجاکه طبیعت اندلس بسیارزیبا وجذاب بودبرروح شاعرتاثیری عمیق می گذاشت.ازاین روی ذوق وقریحه اوشکوفامی شدوآنان طبیعت رامانند یک انسان زنده تصورمی کردندوبااوسخن می گفتندوزیبایی هایش راتوصیف می کردند.

فصل سوم،شعرامرای اموی دراندلس رادربرمی گیرد.دراین فصل ابتداتاجائیکه درمنابع ذکرشده بوداشعارامراءراجمع آوری کردم،بعدبه دسته بندی ابیات پرداختم وباتوجه به اینکه کارم بررسی ابیات بوده پیش ازآوردن هرقطعه معنای کلی ابیات را به گونه ای آوردم که به ترجمه نزدیک است.واگرنکته خاصی دربرخی ازشعراءبوده به آن اشاره کرده ام ونکاتی ازویژگی شعری آنهاراذکرکرده ام.درآخرهم به نتیجه گیری آن پرداخته ام.

درپایان اذعان می دارم رساله ی حاضرعاری از لغزش وکاستی نیست؛اماامیدوارم که این پژوهش فتح بابی برای پرداختن به موضوعاتی ازاین قبیل باشد.

  ۱-۱آندلس

آندلس ، نامی است که عرب ها به شبه جزیره ایبریا، واقع در جنوب اروپا اطلاق کردند. این سرزمین در نزد یونانیان به نام ایبریا ودر نزد رومیان به اسم اسپانیا خوانده می شد. (بدر، ۱۹۸۰، ۹۵)

 گمان می رود که این کلمه،تحریف شده کلمه واندالیسیا باشدکه این نام از مهاجمین واندال گرفته شده است.آنان مردمی از نژاد ژرمن ویا اصل اسلاوی بودند که پس از استقرار در شبه جزیره ایبریا،دولت خود را به شمال آفریقا توسعه داده وبر آن منطقه نیز حکومت کردند. (بستانی، بی تا، ۴۷۲-۴۷۱)

از این رو نخستین قومی که در دوران کهن در این سرزمین ساکن شدند،اندلوش (اندلس،فندلس) نامیده شد. (حجی،۱۹۹۷، ۳۷)

شبه جزیره ایبریه در جنوب غربی قاره اروپا واقع است،که به وسیله کوه های برانس از قاره اروپا، وتنگه جبل الطارق از شمال قاره آفریقا جدا شده است. از شمال غربی تا جنوب غربی آن در امتداد آبهای اقیانوس اطلس واز شرق تا جنوب شرقی آن در امتداد دریای مدیترانه است. (مقری، ۱۹۶۸،۱/۱۵۲،حجی،۱۹۷۷، ۳۵). بدین ترتیب اندلس ناحیه ای است آباد وخرم که دارای کوه ها وآب های روان ومعادنی از زر وسیم وبناهایی سنگی داشته است؛ مورخان اسلام وغرب از آن به نام “بهشت سرزمین های اسلامی” یاد کرده اند. (حمیری، ۱۹۳۷، ۱۶۲).

۱-۲  فتح اندلس

هنگامی که نیروهای مسلمان در کناره های نزدیک و جزیره های همسایه اسپانیا گسترش می یافت[۱] این سرزمین تحت حکومت گوت ها بود. (ابن قتیبه، ۱۹۶۷ ،۲/۸۶-۸۵). مسلمانان، مغرب دور راگشوده وبر شهر طنجه دست یافته بودند وبرای سیطره کامل بر مغرب، کافی بود شهر سبته اگر در مقابل طنجه ودر سوی دیگر زبانه مغربی قرار داشت، به تصرف خود در آورند. تصرف این شهراز آن جهت برای مسلمانان دشوار بود که فرمان روای شهر-کنت جولیان- با تمام توان به دفاع از آن پرداخت وهر گونه حمله ای را که به منظور فتح آنها آن جا رخ می داد، دفع می کرد. با این وصف، موسی پسرنصیر[۲]، مشتاق دستیابی بر این شهر مستحکم شد وسرانجام به آن چه می خواست، رسید.(مونس، ۱۹۵۹، ۵۲)

مسلمان زمانی که مغرب را به طور کامل فتح کردند، طبیعی بود که موج کشور گشایی شان آرام نگیرد ولذا طارق[۳]با سپاهیان عرب همراه خود، در کنار طنجه اردو زد. (بلاذری، ۱۹۵۹، ۲۳۲)

موسی نیز نوزده هزار سپاهی از بربرهای به اسلام گرویده رابا سلاح وذخیره کامل در اختیار طارق قرار داد. با گذشت زمان وپس از انتشار اسلام درمغرب، مردم آن سرزمین برای پیش بردن پرچم آیین نو، جرأت وآمادگی پیدا کردند. بدین ترتیب اندیشه فتح اندلس یا اسپانیای اسلامی به اذهان آنان خطور کرد. (مقری، ۱۹۶۸، ۱/۱۰۷، ۱۱۱، ۱۱۷)

در این هنگام نامه ای از کنت جولیان به موسی رسید که در آن مسلمانان را به فتح اندلس فراخوانده و وعده داده بود که سنگرهای خود را به ایشان خواهد سپرد. موسی از طریق منابع اطلاعاتی کنت جولیان وهم پیمانانش با خبرشد که اوضاع داخلی اسپانیا سخت دچار آشفتگی واختلاف سیاسی است واز این روی، به ندای وی پاسخ مثبت داد. (ابن عذاری، ۱۹۵۱، ۴/۲؛ مؤلف مجهول، ۱۹۸۱، ۵)

در پی پیشنهاد جولیان مبنی براین که سبته وپایگاه های دیگرش را در اختیار مسلمانان گذاشته وگشتی های خود رابرای حمل لشکر اسلام در اختیار آنان قرار داده ولشکر خود رابه موسی سپرده واورا در تمام مراحل راهنمایی کند، موسی از خلیفه اموی ولید بن عبدالملک برای شروع عملیات نظر خواست وخلیفه موافقت خود رابا این شرط اعلام کرد که نخست، قدرت اندلس را با اعزام گروه هایی برای حمله های کوچک وگذارا بیازمایند. (مؤلف مجهول، ۱۹۸۹،۵ عنان،۱۳۶۶، ۱/۳۷).

بدین منظور در رمضان ۹۱ ق. برابر با ۷۱۰ م نیروی کوچکی مرکب از پانصد تن از جنگجویان که صدتن از ایشان سواره بودند با گذر از تنگه به شبه جزیره ایبریا در آمدند. این حمله به فرماندهی ابوزرعه بن مالک معافری انجام شد. این گروه در جزیره ای مقابل سبته که بعدها به نام فاتح آن، “طریف” نام گذاری شد، فرود آمدند وحملات خودرا آغاز کرده، با انبوهی از غنایم به دست آمده به سلامت باز گشتند. موفقیت آمیز بودن این یورش، مسلمانان را به فتح اندلس امیدوارساخت وآنان را تشویق کرد به فرماندهی طارق به حمله ای بزرگ تر بپردازند. (عنان؛ ۱۳۶۶، ۱/۳۸-۳۷).

بدین ترتیب طارق در ماه رجب ۹۲ق. برابر با آوریل ۷۱۱م از تنگه عبور کرد ودر کنار کوهی لنگر انداخت که با انتساب به وی، “جبل الطارق” نام گرفت. (حجی، ۱۹۹۷، ۴۶) طارق در مدتی کوتاه، شهرهای استجه سپس قرطبه، غرناطه، البیره وطلیطله را تصرف کرد، به طرف شمال رفت وپس از عبور از قشتاله ولیون و کوه های آستوریاس، بر سواحل جنوبی اندلس دست یافت ودر مدت یک سال از جنوب تا شمال اندلس را تصرف کرد. (ابن قوطیه، ۱۹۸۲، ۳۵-۳۴).

طارق، اخبار پیشروی ها را به اطلاع موسی رسانید وچون از موسی بن نصیر کمک خواست، او نیز در رمضان ۹۳ق/ ژوئن ۷۱۲م. با سپاهی مجهز حمله ی خود را آغاز کرد وپس از گذشت یک سال از شروع حمله ی موسی، دو فرمانده در شهر طلبیره واقع در شمال غربی طلیطله، به هم رسیدند وپس از مدتی اندلس به دست مسلمانان فتح شد. آنان از دورترین نقطه جنوبی تا کوهساران پیرنه و سواحل شمالی را از مالقه و طرکونه و در شرق تا اشبونه در غرب را گشودند و از دشت های جنوبی تا ارتفاعات قشتاله را تصرف کردند واز هیچ شهربزرگ یا دژ استواری نگذشتند؛ مگر اینکه برفرازش پرچم اسلام را برافراشته، آنان سرزمین را تحت قلمرو وسیع دولت بزرگ اسلامی درآوردند. (مؤلف مجهول، ۱۹۸۹،۱۵).

سرانجام در سال ۹۵ق. طارق و موسی بن نصیر از سوی ولید بن عبدالملک به دمشق فراخوانده شدند و پیشروی ها متوقف شد.

در برخی منابع آمده است که ولید بعد از باخبرشدن ازفتح وپیروزی موسی بن نصیر به او بدگمان شده و پنداشت که او قصد دارد وی را از خلافت خلع وخود در آن جا حکومت کند. نامه های موسی هم به علت درگیری ها مدتی به تأخیر افتاده بود واین امر بربدگمانی خلیفه اموی افزود. اما موسی چنین فکری درسرنداشت؛ بلکه می خواست سپاه اسلام را پس ازفتح کامل اروپا از طریق قسطنطنیه وآسیای صغیر به شام، پایتخت خلافت اسلامی برساند وبه این ترتیب تمامی حوزه مدیترانه را تحت اختیار دولت اسلامی درآورد. اما اصرار ولید به آمدن اوبه دمشق وی را از هدفش بازداشت. (ابن عذاری، ۱۹۵۱، ۲/۲۰؛ مؤلف مجهول، ۱۹۸۹، ۱۹).

به هرحال، موسی در سال ۹۵ق. برابر با ۷۱۴م اندلس را ترک کرد وهنوز در راه بازگشت به شام بود که ولید بن عبدالملک درگذشت وبرادرش سلیمان به مدت دوسال جانشین او شد. موسی بن نصیر هم درحالی که فرزند خود عبدالعزیز رابه عنوان والی به حکومت اندلس گماشته بود، خود در مدینه درگذشت. (سالم، ۱۹۶۲، ۱۱۲)

۱-۳ از فتح تابرپایی دولت اموی

همان گونه که درفصل پیش اشاره شد عبدالعزیزبن موسی بن نصیر از همان زمان که پدرش موسی در صفر سال ۹۵ق. خاک اندلس راترک گفت، عهده دار امارت این سرزمین شد.

یکی از کارهای عمده ی عبدالعزیز به عنوان نخستین حکم ران اندلس درعصر والیان، ادامه وتکمیل فتوحات این سرزمین ود. اونقاطی از اندلس راکه درزمان پدرش ناگشوده بود، گشود؛ به خصوص درطول ساحل شرقی اندلس وتاشهر بارسلون پیش رفت. دراین منطقه بایکی از نجبای گوت به نام تدمیر پیمان بست وبه مقتضای این پیمان، قلمرو اوتحت نظارت مستقیم حکومت مسلمان درآمد. (مراکشی، ۱۹۶۳، ۳۵؛ سالم، ۱۹۷۱، ۳۱)

سپس برای آرامش اوضاع، سیاست مسالمت وآشتی رادر پیش گرفت. اومردی خیرخواه وبا فضیلت بود. به حکومت نوپا واداره ی آن سامان بخشید وبرای اجرای احکام قانونی وتنظیم اصول مدنیت اسلامی، دیوان تأسیس کرد. تا احکام واصول را به تناسب اوضاع رعایای جدید تنظیم کند.    ( ابن اثیر، ۱۹۴۴، ۵/۸). وشهر اشبیلیله را پدرش موسی به پایتختی حکومت برگزید و او( عبدالعزیز) با همسرش دردیر (سانتا روفینا) ساکن شد واز دیر به عنوان مسجد برای برگزاری شعائر اسلامی استفاده کرد. (مؤلف مجهول، ۱۹۸۹، ۲۰). عبدالعزیز به رقم سیاست مسالمت طلبانه خود؛ نتوانست میان قبیله های گوناگون، وفاق ودوستی پدید آورد وحتی به فروخواباندن شورش های سپاه خود موفق نشد؛ زیرا که بیش از حد مطیع همسرش بود وبه آئین ها وتشریفات سلطنت علاقه مند بود ودر اهداف خودثابت قدم نبود. چنان که برخی مورخان گفته اند: ((وی به سان شاهان گوت، افسر گوهرنشانی برسرمی نهاد وبه یارانش درهنگام باریابی فرمان می داد که برایش به خاک بیفتند.)) هم چنین گفته اند که اوبه مسیحی شدن متهم شده بود وبرای استقرار حکومتی مستقل در اندلس تلاش می کرد. به همین دلیل گروهی از سپاه به تحریک سلیمان – خلیفه اموی – درسال ۹۷ق . درحالی که عبدالعزیز درمسجد اشبیلیه درحال نماز بود، او راپس از یک سال ودو ماه حکومت، به قتل رساندند. (مؤلف مجهول، ۱۹۸۹، ۲۰؛ ابن اثیر، ۱۹۹۴، ۵/۹).

سپاه اندلس پس از ترور عبدالعزیز و بعد از مدتی که اندلس بدون والی بود ایوب – پسر حبیب لخمی – خواهر زاده ی موسی بن نصیر را به حکومت اندلس برگزیدند او مردی صالح و پرهیزگار بود . (عنان ، ۱۳۶۶ ، ۱ / ۷۳)

مهمترین اقدامی که از جانب وی انجام گرفت ، انتقال مرکز حکومت از اشبیلیه به قرطبه بود ؛ زیرا که این شهر از مرکزیت بیشتری برخوردار بود و برای پایتخت مناسب تر بود . اما دوران حکومت او کوتاه بود و فقط شش ماه دوام داشت . (سعدون ، ۱۹۹۸ ، ۲۷ )

اما ازآن جایی که حکومت اندلس تحت اختیار کارگزار آفریقا قرار داشت محمدبن یزید – حاکم وقت آفریقا – پس از مرگ عبدالعزیز بن موسی، اقدام سپاهیان درانتخاب ایوب بن حبیب به امارت اندلس را تأیید نکرد و بلافاصله درذیحجه سال ۹۷ق. حربن عبدالرحمن بن ثقفی رابه امارت آنجا فرستاد (ابن خلدون، ۱۳۶۶، ۱۶۹)، حربه همراه چهارصد نفر از سران افریقیه وارد اندلس شد. این فرمانروای جدید درآغاز به سرکوبی فتنه هاومنازعاتی که میان عرب ها وبربر درگرفته بود پرداخت ولشکر را اصلاح کرد واوضاع را به نظم درآورد وسراسر کشور را امنیت بخشید. سپس لشکری را آماده کرد ورهسپار شمال شد تا شهرها ودژهای شمالی راکه مسلمانان پیش ازاین تصرف کرده بودند وبار دیگر به دست مسیحیان افتاده بود، باز پس گیرد؛ اما به علت اغتشاشاتی که در قرطبه به وجود آمدلشکر راباز پس خواند. وی مرد ستم کار وسخت گیربود وبه مدت دوسال وهشت ماه دراین کشور حکومت کرد.(عنان، ۱۳۶۶، ۱/۷۴- ۷۳)

سلیمان بن عبدالملک در دهم صفر سال ۹۹ق. درگذشت وعمربن عبدالعزیز به جای وی به خلافت رسید واو سمح بن مالک خولانی را برای اداره اندلس برگزید. (مؤلف مجهول، ۱۹۸۹ ، ۳۰ ) وی مقرر داشت که اندلس به خاطراهمیتی که دارد ایالتی مستقل از افریقیه، بی واسطه، تابع دستگاه خلافت باشد. (عنان، ۱۳۶۶، ۱/۷۴) سمح درجنگاوری ومملکت داری مهارت بسیار داشت وبه اصطلاحات جدید مالی وعمرانی پرداخت. پل رومی قرطبه برروی نهر وادی الکبیر که آن رابه نواحی جنوبی اندلس وصل می کرد ویران شده بود؛ به طوری که مردم فقط با قایق، قادر به عبور ازرودخانه بودند. عرب ها برای رفتن از جنوب به پایتخت خود، نیاز شدیدی به یک پل مستحکم داشتند. سمح طی نامه ای به عمربن عبدالعزیز از وی اجازه تعمیر این پل راخواست. خلیفه نیز به وی این اجازه راداد وسمح موفق گردید پل رومی قرطبه را به نحو زیبا ومستحکمی احداث کند. ( مؤلف مجهول، ۱۹۸۹، ۳۱-۳۰). وی علی رغم تلاش هایی که درجهت اصلاح امور کشور انجام داد به سرکوبی یاغیان پرداخت وفتوحات خودرا ادامه داد وشهرهای شمالی اندلس همچون: قرقشونه، وسپتمانیا ونارین را تصرف کرد ودامنه متصرفات راتاجنوب فرانسه ادامه داد وبه علت علاقه ای که به جهاد داشت، طولی نکشید که در روز عرفه سال ۱۰۲ق پس از پیشروی دردل سرزمین گالیا وپس از نبرد با مسیحیان آن سوی رشته کوه های پیرنه در نزدیکی دروازه های تولوز به شهادت رسید. (ابن عذاری، ۱۹۵۱، ۲/۲۶) دراین جنگ بسیاری از مسلمانان کشته شدند وارتش اسلام درپرتو تلاش یکی از بزرگان سپاه به نام عبدالرحمن بن عبدالله غافقی توانست عقب نشینی کند. عبدالرحمن که سپاهیان، وی رابه ریاست وفرماندهی خود انتخاب کرده بودند – تمام توان خود رادرراه جمع آوری سپاه پراکنده ی مسلمانان وعقب نشاندن آن ها به کارگرفت تا آن که به اندلس بازگشت ونخستین دوره حکومت او از همین جا آغاز شد.(مونس ، بی تا، ۲۵۲). اما بیش از چند ماه دوام نیاورد تا آن گاه که  عنبسه بن سحیم الکلبی آمد. اورا بشربن صفوان الکلبی – والی افریقیه – برای حکومت اندلس انتخاب کرده بود. وی درماه صفر سال  ۱۰۳ ق. به اندلس آمد وبه تنظیم امور واصلاح سپاه وآماده کردن آن برای غزوات تازه پرداخت ودر اواخر سال ۱۰۵ق. برابر با ۷۲۴م. به شهرهای شمالی حمله کرد وبار دیگر از کوه های پیرنه گذشت وبسیاری از دژها را تصاحب کرد ودرسال ۱۰۷ق. برابر با ۷۲۵م درهنگام نبرد، به سختی مجروح شد ودیده از جهان فروبست. (عنان، ۱۳۶۶، ۱/۸۳). پس از او عزره بن عبدالله الفهری به حکومت رسید وتنها دوماه درآن منصب باقی ماند وپس از یحیی بن سلمه الکلبی به حکومت رسید. وی درماه شوال سال ۱۰۷وارد اندلس شد ودوسال ونیم درآن کشور حکومت کرد ودرایام او اتفاق یا جنگی که قابل ذکر باشد واقع نشد. ( ابن خلدون، ۱۳۶۶، ۳/۱۶۹؛ عنان، ۱۳۶۶،۱/۸۳) این سه نفر مجموعا هفت سال براندلس حکومت کردند ودراین مدت به جانب داری از قبایل کلبی – یمنی برخاستند. حمایت این حکام از یمنی ها طبیعتا نارضایتی وخشم قبایل قیسی رابه دنبال داشت. قیسی ها هم به دنبال فرصتی بودند تا انتقام خودرا از قبایل رقیب بگیرند. این انتظارچندان به طول نیانجامید وبا انتخاب عبیده بن عبدالرحمن سلمی به عنوان حکم ران آفریقا اوضاع حکومت به نفع قیسی ها تغییر یافت. (ابن اثیر، ۱۹۹۴، ۵/۵۶) از این به بعد اندلس سال ها شاهد فرمانروایی قیسیان بود. دراین مدت یمنی ها با رنج ها ومصائب سختی مواجه شدند. در خلال این سال ها عثمان بن ابی سعید الحثعمی (شعبان ۱۱۰- محرم۱۱۱)، حذیفه بن الاخوض القیسی(ربیع الاول ۱۱۰ – شعبان ۱۱۰)،هیثم بن عفیر الکنانی (محرم ۱۱۱- ذیقعد۱۱۱)ومحمدبن عبدالله اشجعی (ذیقعده ۱۱۱- محرم ۱۱۲) براندلس حکومت کردند. (مؤلف مجهول، ۱۹۸۹، ۳۱). از این عده هثیم چنان بریمنی ها سخت گرفت که موجبات خشم آنان را فراهم آورد وسخت گیری او به حدی رسید که هشام به رقم قیسی بودن خود ، کار هثیم رازشت شمرد وپس از عزل او به شدت کیفرش کرد. (مؤنس، ۱۹۵۹، ۱۷۰)


[۱] در این هنگام موسی پسر نصیر جزیره سردانیه وشهر های آن را گشود وعلاوه بر زر وسیم بسیار سه هزار نفر را به اسارت گرفت وبه گشودن سوس اقصی پرداخت ودر جزیره میورقه پیاده شد وآن جارا گشود. وطارق، غلام خود راکه به فتح وشهرها ودژهای بربردر افریقا مشغول بود به فتح طنجه واطراف آن فرستاد. (ابن قتیبه، ۱۹۶۷، ۲/۸۷-۸۵)

[۲] موسی، فرزند نصیربن عبدالرحمن بن زید کبری در سال ۱۹هجری در زمان خلافت عمربن خطاب بدنیا آمد ودر مدینه در گذشت. (ابن الکردبوس،۱۹۷۱، ۴۴)

[۳] طارق، فرزند زیادبن عبدالله بن رفهو بن ورفجوم بن نیز غانس بن ولهاص بن یطوفت بن نفران، پیش از فتح اندلس از کارگزاران موسی، پسر نصیر بود. (ابن عذاری، ۱۹۵۱، ۲/۵)

90,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

مطالب پیشنهادی:
  • پایان نامه بررسی تاریخ و ادبیات اندلس
  • برچسب ها : , , , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      دوشنبه, ۱۵ آذر , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.