مقاله بررسی اثر بقایای گیاهی کلزا، خاک ورزی و مقدار کود نیتروژن بر کشت دوم پنبه


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله بررسی اثر بقایای گیاهی کلزا، خاک ورزی و مقدار کود نیتروژن بر کشت دوم پنبه مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۱۱۰  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله بررسی اثر بقایای گیاهی کلزا، خاک ورزی و مقدار کود نیتروژن بر کشت دوم پنبه نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست

مقدمه ۱
فصل اول
کلیات ۷
۱-۱- کلزا ۷
۱-۲- پنبه ۹
۱-۳- آللوپاتی ۱۱
۱-۴- سیستمهای کشت ۱۵
فصل دوم
بررسی منابع ۱۹
۲-۱- کشت دوم پنبه پس از کلزا ۱۹
۲-۲ – مراحل نمو پنبه۲۳
۲-۳- مدیریت بقایای گیاهی در کشت دوم پنبه ۲۴
۲-۳-۱- نقش بقایای گیاهی بر مواد آلی خاک ۲۹
۲-۳-۲- اثر شخم بر بقایا در کشت دوم پنبه ۳۱
۲-۳-۳- اثر آللوپاتیک بقایای گیاهی بر کشت دوم پنبه پس از کلزا ۳۲
۲-۴- نیتروژن در پنبه ۳۲
۲-۴-۱- نقش نیتروژن درگیاه ۳۲
۲-۴-۲- تاثیر بیش بود و کمبود نیتروژن در پنبه ۳۴
۲-۴-۳- نقش آب در کارائی نیتروژن در پنبه ۳۶
۲-۴-۴- مصرف کود نیتروژن در پنبه ۳۶
فصل سوم
مواد و روشها ۴۰
۳-۱- محل و موقعیت اجرای طرح ۴۰
۳-۲- نحوه اجرای طرح ۴۰
۳-۳- مراحل اجرا ۴۱
۳-۴- رقم پنبه مورد کشت۴۳
۳-۵- صفات مورد بررسی ۴۳
۳-۶- تجزیه و تحلیل آماری ۴۴
فصل چهارم
نتایج ۵۰
۴-۱- تاثیر بقایای کلزا،عملیات خاک ورزی و کود نیتروژنه بر استقرار پنبه۵۰
۴-۲- تاثیر بقایای کلزا، عملیات خاک ورزی و کود نیتروژنه بر رشد رویشی پنبه۵۳
۴-۳- تاثیر بقایای کلزا،عملیات خاک ورزی و کود نیتروژنه بر رشد زایشی پنبه۵۹
۴-۴- تاثیر بقایای کلزا، عملیات خاک ورزی و کود نیتروژنه بر چینهای برداشت ۶۷
و وزن تک غوزه و عملکرد کل
بحث۷۶
نتیجه گیری کلی۸۵
پیشنهادات ۸۶
منابع مورد استفاده ۸۷

منابع مورد استفاده

آقاجانی، س.، و م. برارپور. ۱۳۷۹٫ اثرآلیلوپاتی پسمان های آفتاب گردان بر رویش و روش کشت پنبه. گزارش نهائی طرح تحقیقاتی. دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه مازندران. ۲۵ ص.

آقایی، م. ج. ۱۳۷۹٫ بررسی و تعیین بهترین تاریخ کاشت ارقام انتخابی پنبه. گزارش نهائی طرح تحقیقاتی. مرکز تحقیقات کشاورزی اصفهان.۲۰ص.

آمارنامه کشاورزی. سال زراعی ۷۷-۷۶٫ نشریه شماره :۰۱/۷۸٫ مورخه:اردیبهشت ۷۸٫ وزارت جهاد کشاورزی.

آمارنامه هواشناسی. از سال ۱۳۶۳تا۱۳۸۴٫ اداره کل هواشناسی استان گلستان. ایستگاه هواشناسی هاشم آباد گرگان.

آئینه بند، ا و م. راشد محصل. بررسی روند پویائی ازت کل خاک در تناوب گیاهان زراعی.دانشگاه شهید چمران اهواز وفردوسی مشهد. ۵ ص

اردلان، م.، و غ. ثواقبی فیروزآبادی. ۱۳۸۱٫ مدیریت حاصلخیزی خاک برای کشاورزی پایدار(ترجمه). انتشارات دانشگاه تهران.۳۲۰ص
اکرم قادری، ف.، ا. زینعلی و س. فرزانه.۱۳۸۰٫ اثر آلیلوپاتیک درمنه بر ظهور و رشد گیاهچه گندم، کلزا، خردل وحشی و یولاف وحشی. مجله علوم کشاورزی ومنابع طبیعی سال هشتم.۱۲۰ص.
باقری، ع.، و م. بحرانی. ۱۳۷۹٫ تعیین میزان بهینه بقایای زراعی گندم در کشت آبی ذرت در سیستمهای خاک ورزی حفاظتی. بخش زراعت و اصلاح نباتات دانشکده کشاورزی شیراز. ۵ ص.
برزعلی، م.، ز. طهماسبی،. ح. امیدی،. ع. نوری نیا و ر. موسوی. ۱۳۷۸٫ اثر بقایای گیاهی و خاک ورزی روی عملکرد ذرت. دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس. ۷ص.

بحرانی، م. ۱۳۷۷٫ مدیریت بقایای گیاهی در سیستمهای کشت آبی .پنجمین کنگره زراعت و اصلاح نباتات ایران. انتشارات موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال بذر. ۶۵۶ ص.

بحرانی، م. ۱۳۷۳٫اثرآلیلوپاتیک گیاهان زراعی بر روی یکدیگر.سومین کنگره زراعت و اصلاح نباتات ایران.انتشارات دانشگاه تبریز. ص۶۳-۵۸٫

بحرانی، م.۱۳۷۷٫مدیریت بقایای گیاهی در سیستم کشت آبی.دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز. پنجمین کنگره علوم زراعت واصلاح نباتات ایران. ۶۵۶ ص.

بحرانی، م.، ح. غدیری،. م. رئوف و ع. کاظمینی. ۱۳۸۰٫ تاثیرمیزان مختلف بقایای گندم روی عملکرد دانه ذرت و اجزای آن در یک سیتم خاک ورزی حفاظتی. دانشگاه شیراز. ۸ص.

بحرانی، م.، و م. تلاوکی.۱۳۷۷٫تاثیر مقادیر بقایای گندم روی رشد و نمو سه رقم آفتاب گردان. دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز. پنجمین کنگره زراعت و اصلاح نباتات ایران. ۶۵۶ص.

بوربور، س.، و رفعتی، م. ۱۳۷۹٫ بررسی و تعیین مناسبترین برنامه تناوب زراعی پنبه با سایر محصولات کشاورزی در منطقه ورامین. معاونت موسسه تحقیقات پنبه ورامین.۳۵ص.

بینا باجی، م. ح. ۱۳۷۲٫تولید بذر پنبه در مزارع کوچک. سمینار درس تکنولوژی بذر. دانشگاه فردوسی مشهددانشکده کشاورزی.۸۵ص.

تازیکی، ع. ا.، و م. جانلو.۱۳۷۸٫ گزارش پژوهشی طرح های تحقیقاتی پنبه استان گلستان . موسسه تحقیقات پنبه کشور. ۲۴ص.

تازیکی، ع. ا. ۱۳۷۸٫ گزارش پژوهشی طرح های تحقیقاتی پنبه استان گلستان. موسسه تحقیقات پنبه کشور. ۱۳ص.

جمیلی، ح.۱۳۷۶٫ اثرات سرزنی، زمان و میزان مصرف ازت روی خواص کمی و کیفی پنبه.پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز. ۱۱۲ص.

چائی چی، م.، و ا. علیمددی. ۱۳۷۹٫ مطالعه اثر آلیلوپاتیک عصاره کاه کلش نخود سیاه بر جوانه زنی و رشد اولیه سورگم و سویاو آفتابگردان. دانشکده کشاورزی تهران. ۵ ص.

حقیقتی ملکی، ا.۱۳۸۳٫ بررسی نیاز غذائی کلزا در شرایط دیم. خلاصه مقالات اولین همایش و جشنواره ملی دانه های روغنی. ۲۵۶ص.

حکمت شعار، ح.۱۳۷۲٫ فیزیولوژی گیاهان در شرایط دشوار. انتشارات واژه. تبریز.

حکمت، م. ح.، و ح. رزاقیان. ۱۳۷۵٫ تعیین بهترین تاریخ کاشت ومناسبترین ارقام پنبه دوره رشد کوتاه. معاونت مرکز تحقیقات کشاورزی فارس. ۳۳ص.

حیدری، ا.۱۳۸۲٫ بهبود حاصلخیزی خاک از طریق مدیریت بقایای گیاهی وخاک ورزی در تناوب زراعی ذرت دانه ای- گندم آبی. مجموعه مقالات هشتمین کنگره علوم خاک ایران. جلد اول. ص ۴۰۸-۴۰۵٫

دنیویان، ح.، و ن. آبیار.۱۳۸۴٫ گزارش نهایی طرح تحقیقاتی.بررسی اقتصادی کشت دوم ارقام زود رس پنبه با سویا در استان گلستان. وزارت جهاد کشاورزی و سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی. موسسه تحقیقات پنبه کشور ایستگاه تحقیقات هاشم آباد. ۲۳ص.

ذبیحی، ح.، و ح. جمیلی،.۱۳۸۰٫ بررسی مقادیر مختلف ازت وآب آبیاری روی خواص کمی وکیفی پنبه رقم ورامین. مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان. ۲۷ص.

راشد محصل، م.، و م. رحیمیان.۱۳۷۱٫ علفهای هرز و کنترل آنها ( ترجمه ).انتشارات جهاد دانشگاهی.

رودی، د.، س. رحمانپور و ف. جاویدفر.۱۳۸۲٫ زراعت کلزا. موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر. ۸۵ ص.

سبحانی، ا.، و ب. ناخدا.۱۳۷۷٫ بررسی اثرات بقایای نباتات زراعی روی کشت گندم درشرایط طبیعی غیر مزرعه ای. موسسه تحقیقات اصلاح وتهیه نهال بذر. پنجمین کنگره علوم زراعت واصلاح نباتات ایران. ۶۵۶صفحه.

سرمدنیا، ع.، و ع. کوچکی.۱۳۶۹٫ فیزیولوژی گیاهان زراعی. ترجمه. جهاد دانشگاهی. دانشگاه فردوسی مشهد.

شکوری، ب.۱۳۷۳٫ عوامل بیولوژیکی حاصلخیزی خاکهای زراعی. مرکز علوم آگرو اکولوژی باکو. سومین کنگره علوم زراعت و اصلاح نباتات ایران. ۴۳۶ صفحه.

صفاری، م. ۱۳۸۰٫ بررسی اثرات شخم حفاظتی همراه با مالچ برعملکرد و اجزای عملکرد زرجو. دانشگاه باهنر کرمان. هفتمین کنگره علوم زراعت و اصلاح نباتات ایران. ۷۳۵ صفحه.

صمدانی، ب. ۱۳۷۸٫ بررسی اثر آلیلوپاتیک بقایای ماشک گل خوشه ای روی کنترل علفهای هرز و رشد ذرت و سویا . گزارش نهائی طرح تحقیقاتی. موسسه تحقیقات آفات و بیماریهای گیاهی.۲۵ص.

ضیاحسینی، ث.، م. برارپور و س. آقاجانی.۱۳۷۹٫ اثر آلیلوپاتی بقایای کنگر و سویا بر سبز شدن و رشد برنج. دانشگاه مازندران.۱۲ص.

ضیاء حسینی، ث.، م. برارپور و ن. بابائیان جلودار. ۱۳۷۹٫ اثر آلیلوپاتیک سنین مختلف بقایای آفتابگردان بر سبز شدن و رشد پنبه. دانشگاه مازندران. ششمین کنگره علوم زراعت و اصلاح نباتات ایران. ۶۷۶ ص.

عبداللهی فرد، ک. فشرده. ۱۳۶۸٫ نتایج بررسیهای به زراعی بر روی عملکرد پنبه در سال. بخش تحقیقات پنبه و گیاهان لیفی. موسسه اصلاح و نهال و بذر سازمان تحقیقات کشاورزی.

عجم نوروزی، ح و م. رضائی. ۱۳۷۹٫ بررسی اثر آلیلوپاتیک اندامهای مختلف شلمی روی خصوصیات جوانه زنی سویا. ششمین کنگره زراعت و اصلاح نباتات ایران. ۶۷۶ صفحه.

غدیری، ح. ۱۳۷۷٫ استفاده از آللوپاتی در مدیریت علفهای هرز. دانشکده کشاورزی شیراز. پنجمین کنگره علوم زراعت و اصلاح نباتات ایران. ۶۵۶ صفحه.

فرهودی، ر.، م. چائی چی و ن. مجنون حسینی. ۱۳۸۳٫ تاثیر مدیریت بقایای گیاه گندم برعملکرد گیاهان سورگم دانه ای ،آفتابگردان و سویا در کشت دوگانه. هشتمین کنگره علوم زراعت و اصلاح نباتات ایران. ۷۲۵ صفحه.

قجری، ع.، و خ. پیری. ۱۳۸۰٫ تعیین مناسبترین تراکم بوته ارقام در دست معرفی پنبه. گزارش نهائی طرح تحقیقاتی. موسسه تحقیقات پنبه کشور.۳۱ص.

کاظمی، ن.، م. احمدی و م. افیونی.۱۳۷۷٫ اثرات کلش جو وتراکمهای بوته بر خواص کمی و کیفی دو هیبرید ذرت. مرکز تحقیقات کشاورزی لرستان و دانشکده صنعتی اصفهان. پنجمین کنگره زراعت و اصلاح نباتات ایران. ۶۵۶ صفحه.

کوچکی، ع. ۱۳۶۸٫ زراعت در مناطق خشک(ترجمه). انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه فردوسی مشهد.

مسکر باشی، م.، و ع. کاشانی. ۱۳۷۹٫ تاثیر مدیریت بقایای گندم بر مواد آلی. دانشگاه شهید چمران اهواز.

مظاهری، د. ۱۳۷۳٫ زراعت مخلوط. انتشارات دانشگاه تهران.

معتمد، ا. ۱۳۷۳٫ نتایج سه ساله بررسی تعیین نیاز غذائی پنبه رقم ساحل در مازندران   (حسین آباد بهشهر ). چکیده مقالات سومین کنگره علوم زراعت و اصلاح نباتات ایران. دانشگاه تبریز ۴۳۶ص.

معینی، م.، و ب. خلد برین.۱۳۷۳٫ اثر آلیلوپاتیک گیاه درمنه برپدیده نیتریفیکاسیون. دانشکده علوم دانشگاه شیراز. سومین کنگره علوم زراعت و اصلاح نباتات ایران. ۴۳۶ صفحه.

ملکوتی، م. ج. ۱۳۷۸٫ کشاورزی پایدار و افزایش عملکرد با بهینه سازی مصرف کود در ایران. نشر آموزش کشاورزی کرج.

مودب شبستری، م.، و م. مجتهدی. ۱۳۶۹٫ فیزیولوژی گیاهان زراعی(ترجمه). مرکز نشر دانشگاهی تهران.

مهدیخانی، پ.، و م. بقایی. ۱۳۷۷٫ بررسی تاثیر بقایای چغندر قند بر عملکرد دانه چهار محصول زراعی. ایستگاه تحقیقات کشاورزی خوی. پنجمین کنگره زراعت و اصلاح نباتات ایران. ۶۵۶ صفحه.

مهرآبادی، ح. ۱۳۷۹٫ بررسی اثر بقایای گندم بر سبز شدن و خصوصیات کمی رقم پنبه ورامین. مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان.

میری، ع.، م. الازمنی و ا. سرکلائی. ۱۳۷۹٫ ارزیابی مقدماتی ارقام جدید پنبه وارداتی در مقایسه با رقم تجاری ساحل. موسسه تحقیقات پنبه کشور.

 میری، ع.، م. ناصری،. ج. رضائی،. ع. قجری و خ. پیری. ۱۳۸۲٫ مقایسه پتانسیل تولید ارقام        جدید پنبه به عنوان کشت دوم پس از کلزا. موسسه تحقیقات پنبه کشور.

 مودب شبستری، م.، و م. مجتهدی. ۱۳۶۹٫ فیزیولوژی گیاهان زراعی(ترجمه). مرکز نشر دانشگاهی تهران. ص ۳۸۰-۳۵۴٫

 ناصری، ف. ۱۳۷۷٫ پنبه(ترجمه). انتشارات آستان قدس رضوی.

 نجفی نژاد، ح.، ف. امیری،. ذ. راوری و ف. ماهان. ۱۳۸۳٫ اثرات تناوب زراعی و مدیریت استفاده از بقایای گندم بر عملکرد ذرت و برخی از خصوصیات فزیکی و شیمیائی خاک. مرکزتحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی کرمان. هشتمین کنگره علوم زراعت و اصلاح نباتات ایران. ۷۲۵صفحه.

 .نعمتی، ن.، ز. حسینی نژاد،. ح. واردی،. م. ت. سروری،. ع. تازیکی و ف. ابهریان. ۱۳۶۸٫گزارش بازدید از مزارع تحقیقاتی و تهیه بذر پنبه استرالیا . وزارت کشاورزی. ص۴۵٫

کلیات

محصولات زراعی روغنی که تاکنون در کشور کشت می شده و دارای جایگاهی درتناوب زراعی کشورمان می باشند عبارتنداز: آفتابگردان، سویا، کنجد و گلرنگ که کنجد به دلیل افزایش بهای آن برای مصارف غیر از روغن مورد توجه زارعین قرار گرفته و گلرنگ نیز بدلیل معرفی ارقام بدون خار و بدنبال خشکسالیهای اخیر و درآمد زارعین از محل فروش گل آن بعنوان منبع رنگی مجاز، جهت مصارف خوراکی در مناطق خشک کشور مورد استقبال قرار گرفته است همچنین زراعت آفتابگردان نیز بدلیل پائین بودن قیمت و پر توقع بودن آن از نظر مواد غذائی و مشکلات دیگر نیاز به حمایتهای اساسی دارد. دلایل فوق الذکر باعث شد تا برنامه های حمایتی از افزایش سطح زیر کشت کلزا تهیه و تدوین شود که تاکنون توانسته سطح زیر کشت این محصول را به میزان زیادی افزایش دهد. کلزا بانام علمیL. Brassica napus با کمتراز دو درصد اسید اروسیک در روغن و کمتر از ۳۰ میکرومول گلوکوزینولات در کنجاله به نام کانولا معروف است. این دو خصوصیت دانه، روغن کلزا را برای تغذیه انسان و کنجاله را بعنوان منبع پروتئین بالا برای تغذیه دام مناسب کرده است. کانادا اولین کشوری می باشد که کلزای روغنی با مقدار اندک اسید اروسیک را تولید و کشت کرده است (۲۸).

کلزا دارای دو نوع زمستانه و بهاره می باشد که هر دو نوع آن مورد کشت قرار می گیرد. در شرایط مطلوب پتانسیل عملکرد تیپ زمستانه ۲۰تا۳۰ درصد بیشتر از تیپ بهاره است. در مناطقی که تیپهای زمستانه در پاییز و تیپهای بهاره در بهار کشت می شوند، تیپ زمستانه حدود یک ماه زودتر از تیپ بهاره گل می دهد اما بعلت گرمای تابستان فقط یک هفته زود تر برداشت می شود، و این حالت منجر به کاهش دوره پر شدن دانه می شود و پتانسیل عملکرد تیپ بهاره کلزا را در مناطق سرد کاهش می دهد. واریته های بهاره کلزا در کشت بهاره فشار مضاعفی را از جانب علفهای هرز بهاره و حشرات مضر تحمل می کنند، به همین دلیل تولید و کشت تیپهای بهاره در اکثر نقاط توصیه نمی شود. در ایران هم بر حسب اقلیمهای مختلف تیپهای کلزا جهت کشت پاییزه توصیه می شود.کلزا بهترین رشد را در خاکهایی با بافت متوسط  و زهکشی خوب داشته وPH  مناسب خاک برای کلزا بین ۶-۷ می باشد. درPH   پائینتر از ۵/۵ عملکرد آن به طور معنی داری کاهش می یابد. همچنین کلزا در اراضی با سطح آب زیر زمینی بالا، سیلابی و زهکش ضعیف زمین کشت نمی شود (۲۸).

هنگام انتخاب یک منطقه برای تولید کلزا توجه به تناوب زراعی منطقه بسیار مهم است. علت این مسئله وجود بیماریهای مشترک بین آنها و علفکشهای استفاده شده در زراعت های قبل و بعد آن می باشد. ساختمان سطح خاک در بستر کلزا باید دانه بندی خوبی داشته و حاوی ۴۵-۳۰ درصد کلوخه کوچک برای جلوگیری از فرسایش باشد. نیاز کودی کلزا تقریبا به ۲۵-۲۰درصد نیتروژن، فسفر، پتاسیم و حدودا دو برابر گوگرد بیشتر نسبت به گندم زمستانه نیاز دارد. کل نیتروژن مورد نیاز کلزا به بقایای گیاهی موجود در خاک و نیتروژن معدنی شده آن بستگی دارد. نیتروژن مورد نیاز بسته به پتانسیل عملکرد منطقه بین ۲۰۰-۱۰۰ کیلوگرم در هکتار متفاوت است. به طور کلی برای هر تن عملکرد دانه به ۵۰ کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص نیاز است. کاربرد نیتروژن همبستگی بالایی با عملکرد دانه دارد. نیتروژن در پائیز و در هنگام کشت باعث رشد رویشی زیاد و از تحمل به سرما   می کاهد از طرفی کم بودن نیتروژن در فصل رشد باعث کلروزه شدن برگهای پائینی و کم شدن رشد بوته ها می شود (۲۸). نتایج تحقیقات بررسی نیاز غذائی کلزا در شرایط دیم نشان داده است که فاکتور رقم و کود نیتروژنه در افزایش عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیکی آن تاثیر معنی داری داشته ولی فاکتور کود پتاسه اثر معنی داری در افزایش عملکرد نداشته است (۲۱).

زمانی که کلزا به عنوان کشت زمستانه در سیستم دو کشتی استفاده شود، نسبت به کشت گندم دارای مزیت است. اولا کلزا زودتر از گندم برداشت شده و امکان کشت زودتر پنبه فراهم می شود. ثانیا کلزا نسبت به گندم بقایای کمتری در سطح مزرعه باقی می گذارد که این به نوبه خود عمل شخم را آسانتر کرده و یا اصلا احتیاج به عمل شخم زنی نبوده و کشت، بدون شخم انجام می شود. اما مشکل بزرگ گیاه کلزا ریزش زیاد بذر به هنگام برداشت است که یک صفت نامطلوب تلقی  می شود و باعث بروز مشکلاتی در کشت بعدی شده که حائز اهمیت است. این صفت کلزا سبب شده که در مراحل رشد و نمو کشت بعدی به خصوص در مرحله جوانه زنی و استقرار به عنوان یک علف هرز باعث بروز مشکلات جدی شود (۶۰،۶۹).

۱-۲- پنبه

پنبه گیاهی است که منبع الیاف و منشاء غذا برای انسان و دام است (۳۶،۵۴). پنبه بطور ذاتی از نوع گیاهان خشبی، چند ساله و گرمسیری بوده که امروزه بعنوان یک گیاه یکساله اصلاح شده و در سراسر جهان کشت می شود. بیش از ۳۰ میلیون هکتار از اراضی پنبه کاری دنیا بین مدار ۴۷ درجه عرض شمالی و ۳۲درجه عرض جنوبی قراردارد و بالغ بر ۵۰ درصد تولید آن از مناطقی حاصل می شود که در بالای ۳۰درجه عرض شمالی قرار دارند. الیافی که از پنبه بدست می آید یک ماده خام صنعتی بوده که در نتیجه یک منبع قابل تجدید زراعی برای رقابت با الیاف مصنوعی در صنعت نساجی محسوب  می شود. پنبه نه تنها تامین کننده الیاف برای صنعت نساجی است بلکه بعنوان یک دانه روغنی مقام دوم را در جهان داراست. پنبه در اقتصاد و سیاست جهان نقش عمده ای داشته است. هر چند امروزه تجارت غلات و رقابت الیاف مصنوعی با پنبه موجب شده است که این گیاه اهمیت نسبی خود را از دست بدهد، امامصرف جهانی آن همچنان رو به افزایش است و در آینده در عرصه تجارت جهانی کماکان یک کالای باارزش خواهد بود (۵۴).

سطح زیر کشت پنبه در کشور در سالهای اخیر به میزان بسیار زیادی کاهش یافته است. ولی با این حال استان گلستان نه تنها از نظر سطح زیر کشت بلکه از نظر تولید نیز در جایگاه نخست قرار گرفته است. به طوری که ۳/۳۲ درصد از تولیدات پنبه کشور در این استان تولید شده است. استان خراسان نیز با ۸/۲۶ درصد تولید پنبه کشور در جایگاه دوم قرار گرفته است. استانهای فارس، اردبیل، مازندران و تهران به ترتیب با ۶/۸،‌ ۴/۶،‌ ۲/۴ درصد از تولید کشور در رتبه‌های بعدی قرار گرفته‌اند (۳).

پنبه گیاهی است که در صورت کنترل و مدیریت زراعی آن، می تواند عادات خوب و گسترده ای از خود بروز دهد. عادات رشد گیاه عمدتا با تغییراتی که در مریستم انتهائی در حال رشد رخ می دهد
تعیین می شود. سیستم ریشه مشخصا یک ریشه عمودی نفوذ کننده است در عین حال اگر محدودیتهای رشد موجب از بین رفتن مریستم انتهائی ریشه شود، از تکثیر ریشه های ثانویه ممکن است یک ریشه سطحی فیبری حاصل شود. تمایز و طویل شدن مریستم های جانبی الگوی رشد شاخه های جانبی را تعیین می کند. ریشه در زمان جوانه زدن سریعتر رشد می کند. در طول دوره قبل از شروع گسترده شدن برگهای واقعی، ریشه اولیه در عمق خاک نفوذ می کند و ریشه های فرعی در همین زمان تشکیل می شوند. سیستم طبیعی ریشه در پنبه یک ریشه عمودی است. اولین برگ یک جوانه آغازین روی نقطه رشد میان دو لپه است و در پایان این مرحله اولین برگ واقعی باز می شود، تا زمان باز شدن اولین برگ جوانه های اولیه شش یا هفت برگ دیگر ظاهر می شود. آرایش پنبه دارای یک فیلو تاکسی مارپیچی است. شاخه رویشی یک محورفرعی است اما این اندام رویشی اساسأ مانند محور اولیه عمل می کند. جهت این اندام متمایل به راست است و تا زمانی که فعال است برگهای واقعی و میانگره های دیگر تولید  می کند. در شاخه های زایشی رشد اولیه آنها مانند رشد شاخه های رویشی است و در آن  شاخه های میوه دهنده از تغیر شکل این مریستم های رویشی به جوانه های آغازین گل پدید می آید. هر جوانه گل برای رشد به ۳۶ روز احتیاج دارد. کل زمان لازم برای رشد گل، از زمان تمایز تا گرده افشانی ۵۰-۴۰ روز است. تشکیل برچه ها در حدود ۳۵ روز قبل ازگرده افشانی صورت می گیرد و سلولهای مادر گرده ۲۳-۲۲ روز قبل از گرده افشانی تقسیم می شوند که در این مرحله گرده نسبت به تنشهای محیطی حساس است. دمای مطلوب برای رشد هیپوکتیل و ریشه ۴/۳۴ درجه سانتی گراد  است. وجود خاصیت اسیدی در خاک رشد پنبه را کاهش
می دهد. برای دست یابی به عملکرد مطلوب، گیاه پنبه باید در طول دوره تشکیل غوزه به طور مداوم آبیاری شود (۵۴).

۱-۳- آللوپاتی

آللوپاتی یکی از علوم نسبتا جدید است، اگرچه بیش از ۲۰۰۰سال پیش جملاتی درباره این پدیده بیان شده است. این واژه توسط مولیش در سال۱۹۳۷ برای نشان دادن برهمکنش های بیوشیمیائی بین همه انواع گیاهان و حتی میکروارگانیسمها بکاربرده شد(۴). بعبارت دیگرآللوپاتی در حال حاضر به هرگونه واکنش منفی یا مثبت گیاهی ناشی از تولید مواد شیمیائی توسط گیاه دیگر گفته می شود(۳۸). مواد شیمیائی آللوپاتیک ممکن است از راههای مختلفی وارد محیط شوند. این مواد ممکن است توسط ترشح از ریشه ها، آبشوئی از برگها، ساقه ها و یا میوه های گیاهان و یا بصورت آزاد سازی گازهای فرار به اتمسفر وارد محیط گردند. افزون بر این مواد ممکن است از بقایای گیاهی موجود روی سطح خاک و یا از بافتهای مرده ریشه در خاک، بدرون خاک آبشوئی شوند. در این مورد میکروبهای خاک ممکن است در آزاد سازی و یا حتی سنتز ترکیبات سمی نقش ایفا نمایند (۳،۳۸،۱۰۵،۱۱۶). پتانسیل آللوپاتیک اکنون برای تعداد زیادی از گونه های گیاهی همچون قیاق، چاودار، آفتابگردان و سورگم ثابت شده است و ترکیباتی چون اسیدهای زنجیره ای، فلاونها، سسکوی ترپنها و ترکیبات سیانوژیک بعنوان عواملی برای ایجاد اثرات آللوپاتیک معرفی شده اند (۳۸،۱۴۶). آللوپاتی موجب کاهش رشد گیاهان زراعی شده در برخی حالات به مراتب بیشتر از آنچه که از رقابت برای نور، آب و مواد غذائی می تواند ناشی شوند، می گردد (۲۶) با اینحال تحقیقات بعمل آمده بر روی علف هرز پنجه مرغی حاکی از کاهش بیشتر عملکردهای کمی و کیفی گیاهان زراعی ناشی از اثرات رقابتی این گیاه بر نهاده های زراعی است تا اثرات بازدارندگی این علف هرز (۱۱۹). محققین مشخص کردند بیشترین سمیت در اثر تجزیه بقایای گیاهان زراعی در شرایط اشباع رطوبتی خاک به دلیل تجزیه بی هوازی می باشد. اثر باز دارندگی بقایای گیاهی معمولا در مناطق با بارندگی زیاد و یا در سالهای مرطوب درنواحی خشک و نیمه خشک تشدید می گردد (۸۱). همچنین بقایای گیاهی ممکن است از رشد باکتریهای تثبیت کننده نیتروژن یعنی ریزوبیوم و نیتروژنو باکتر  یا گره بندی بقولات ممانعت کنند (۱۳۱و۱۴۵). در روابط آللوپاتیکی دو نوع اثر بین گونه ای و درون گونه ای مشاهده می شود.

مطالعاتی که در اثر بقایای گیاهی روی گیاهان زراعی (بین گونه ای) انجام گرفته نشان می دهد که دو مکانیسم جداگانه در ایجاد سمیت بقایای گیاهی وجود دارد. مکانیسم اول عمل سمی ماده آللوپاتیک است که به سرعت عمل کرده و سپس معمولا بسرعت توسط کلوئید ها غیرفعال می شود . مکانیسم دوم
در بر گیرنده تحرک جمعیت میکروبی است که باعث نامتحرک شدن نیتروژن و غیرقابل استفاده شدن آن برای گیاهان عالی می شود. به عنوان مثال در مطالعه ای نشان داده شد که ذرت در سیستم به جای گذاردن بقایای گندم روی سطح خاک، عملکرد خوبی نداشت. عصاره بقایای گندم در حال تجزیه برای ذرت سمیت داشتند. در برخی موارد سمیت ممکن است ناشی از اثر بقایای یک گونه روی رشد همان گونه باشد. به عنوان مثال مشاهده شد که پوست ریشه های هلو برای درختان جوان هلو سمیت دارد. در این مطالعه مشخص شد که آمیگدالین که یک سیانوژنیک گلیکوسید است و در پوست ریشه هلو موجود است، در خاک تجزیه شده و سبب سمیت می گردد (۳۸). در تحقیقاتی در ایالت میسوری امریکا بعد از کلزا و گندم محصولاتی کشت شدند که معلوم شد میزان محصول پس ازهر دو گیاه هیچ تفاوتی نسبت به هم نداشته و نشان داده شده که کلزا خاصیت اللوپاتی ویا اثر منفی برای کشت دوم بعد از خود ندارد. همچنین با پوشش خوب این گیاه در سطح مزرعه می توان علفهای هرز را کنترل  کرده و سیکل آنها را برای کشتهای بعدی شکست (۶۰).

پوتنام و وستون (۱۹۸۶) ابراز داشتند استولونهای علف هرزمرغ موجب کاهش معنی دار طول  ریشه چه یونجه، ترتیزک، سویا و لوبیا چشم بلبلی شد و تحقیقات بر روی کاه و کلش گندم نشان داد، زمانیکه ذرت در زمین حاوی بقایای گندم و یا شبدر شیرین کشت شد، رشد ضعیفی داشت.

پوتنام و بارنز (۱۹۸۹) در رابطه با تاثیر موقعیت مکانی چاودار در خاک برجوانه زنی گونه های مختلف گیاهان زراعی ابراز داشتند که با افزایش فاصله بین بقایای چاودار و بذور کشت شده، میزان تاثیر سوء ناشی از بقایای چاودار بر جوانه زنی و رشد بذور کشت شده کاهش پیدا می کند. هیکس و همکاران (۱۹۸۹) در یک بررسی در خصوص تاثیر کاه و کلش گندم بر جوانه زنی ارقام مختلف پنبه ابراز داشتند که واکنش ارقام پنبه در این مورد متفاوت است. تحقیقات بعمل آمده بر روی سویا (۳۸) نیز حاکی از وجود تفاوت بین ژنوتیپهای مختلف سویا در رابطه با تحمل سمیت موجود در بقایای کاه و کلش گندم  می باشد.

کشت گیاهان زراعی دانه درشت مانند ذرت و سویا و سبزیجات یا گیاهانی که نشاء می گردند مانند برنج بعلت دورتر قرارگرفتن بذرها یا سیستم ریشه ای آنها از محل بقایا اغلب باعث ایجاد مقاومت بیشتری به مواد سمی یا ممانعت فیزیکی می گردد (۱۲۶). یکی دیگر از روشهای کاهش اثرات بازدارندگی بقایای گیاهی در زراعتهای بعدی، کاهش میزان آنها در مزرعه، بوسیله جمع آوری بقایا قبل از کشت می باشد      (۱۲۰). خارج کردن بقایا از مزرعه قبل از کشت بعدی موجب سهولت عملیات کشت، استقرار بهتر بذرها، پوشش صحیح آنها و موفقیت در کنترل علفهای هرز خواهد بود. کاهش میزان بقایا در سطح مزرعه باعث می شود که مواد علفکش نیز مستقیما بر روی علفهای هرز و خاک پاشیده شده و میزان تاثیر پذیری آنها افزایش یابد. در صورتی که امکان خارج کردن بقایا از مزرعه نباشد، بهتر است که با استفاده از ادوات مختلف آنها را خرد کرده و یا در مزرعه پخش نمود. آثار خارج کردن بقایای گیاهی روی عملکردها و چرخش مواد غذائی در خاکهای بافت درشت که دارای مواد آلی و ذخائر غذائی قابل استفاده کمتری هستند، چشم گیرتر است (۱۲۳). بحرانی (۱۳۷۷) در ارتباط با باقی گذاشتن مقادیر متفاوتی از بقایای گندم و خرد کردن آنها و تاثیر آن روی عملکرد ذرت دانه ای ابراز داشت که خرد و زیر خاک کردن بخشی از بقایای گندم (۳۰ تا۵۰ درصد) در مقایسه با حالات سوزانیدن و جمع آوری کامل آنها عملکرد دانه و یا ماده خشک بلال ذرت سیلوئی را نه تنها کاهش نداد، بلکه حتی افزایش نیز داده است. اکرم قادری و همکاران   (۱۳۸۰) در بررسی اثر آللوپاتیک درمنه بر ظهور و رشد گیاهچه گندم، کلزا، خردل وحشی و یولاف وحشی نشان دادند که ظهور و رشد گیاهچه گونه های مورد آزمایش به مقادیر مختلف بافت درمنه متفاوت بود. کاهش ظهور گیاهچه خردل وحشی بیشتر از بقیه گونه ها بود و در مقابل ظهور گیاهچه های گندم تحت تاثیر مقدار بافت درمنه در خاک قرار نگرفت. بعد از خردل وحشی بیشترین حساسیت ظهور گیاهچه در کلزا دیده شد.

در بررسی اثر مقادیر مختلف بقایای ماشک روی سطح خاک بر روی درصد جوانه زنی و رشد شش گونه گیاهی شامل ذرت، سویا، تاج خروس، گاو پنبه، سلمک و سوروف نتایج نشان داده است که درصد سبز شدن ذرت به وسیله بقایا تحت تاثیر قرار نمی گیرد و جوانه زنی سویا به میزان کمی تحت تاثیر واقع      می شود. درصد سبز شدن تاج خروس، گاوپنبه، سلمک و سوروف با افزایش بقایا روی سطح خاک، به طور معنی داری کاهش پیدا کرده است. رشد ساقه ذرت با افزایش بقایا افزایش پیدا کرد ولی افزایش بقایا تاثیر معنی داری روی رشد ساقه بقیه گونه ها نداشته است (۳۳). مسکرباشی و کاشانی (۱۳۷۹) اعلام کردند که مخلوط کردن کامل کاه و کلش گندم علاوه بر اینکه موجب کاهش محصول گندم در سال بعد نشد بلکه تاثیر مثبت در روند افزایش ماده آلی خاک گذارد. ضیاء حسینی و همکاران (۱۳۷۹) در آزمایشی روی اثر بقایای گیاهی کنگر و سویا بر سبز شدن و رشد برنج مشاهده کردند که درصد سبز شدن بذر، وزن ماده خشک، ارتفاع و تعداد برگ بوته های برنج نسبت به شاهد کاهش یافت و در مجموع درصد بازدارندگی کنگر بر برنج بیشتر از سویا بود. در تحقیق دیگری در بررسی اثر آللوپاتیک شلمی بر جوانه زنی سویا هیچ گونه تغییرات و اثری  مشاهده نشد (۳۷). معینی و خلدبرین (۱۳۷۳) در بررسی اثر گیاه درمنه بر پدیده نیتریفیکاسیون مشاهده کردند بر هر دو مرحله نیتریفیکاسیون (تشکیل نیتریت از آمونیوم و تولید نیترات از نیتریت) خصوصا تشکیل نیترات موثر بوده و اثر باز دارندگی داشت.

سبحانی و ناخدا (۱۳۷۷) در بررسی اثر بقایای گیاهی زراعی بر کشت گندم، بالاترین عملکرد کمی و کیفی گندم را در شرایطی بدست آوردند که با بقایای چغندر و جو آبیاری شده بود. در آزمایشی ضمن انجام یکسری بررسی های دقیق بر روی تاثیر بقایای گندم در کاهش عملکرد یک گیاه به این نتیجه رسیدند که جابجائی نیتروژن و سموم حاصل از بقایای گیاهی در خاک بویژه زمانی که گیاه در نزدیکی بقایا رشد کنند، موجب کاهش عملکرد می گردد (۶۶).

در آزمایشهای مختلف نشان داده شده است که عصاره گراسها کمتر از بقولات بر روی جوانه زنی  بذور تاثیر گذار است (۹۵). شاندراموهان و همکاران (۱۹۷۳) نشان دادند که اضافه کردن کود نیتروژن باعث افزایش قدرت تولیدی برنج و کاهش غلظت ترکیبات فنلی در خاک در هنگام وجود بقایا می شود. بعلاوه نشان داده شده است که افزایش نیتروژن، فسفر و عناصر دیگر غلظت ترکیبات فنلی را در گیاهان مورد آزمایش کاهش می دهند. در بررسی اثر آللوپاتیک عصاره کاه و کلش نخود سیاه بر تناوب گیاهان زراعی نشان داده شد که سویا بیشترین و آفتابگردان کمترین حساسیت را نسبت به عصاره ارقام نخود سیاه از خود نشان دادند (۲۰).

۱-۴- سیستمهای کشت

سیتم چند کشتی[۱] واژه ای کلی بوده و عبارت است از کشت چند محصول زراعی در یک سال. به عبارتی تولید حداکثر در واحد زمان و مکان است که با حداکثر بهره وری از زمان و مکان همراه است.  در مقابل آن

سیستم تک کشتی۱ یا کشت خالص قرار دارد که فقط یک گیاه در یک قطعه زمین در سال کشت می شود و حداکثر بهره وری فقط در واحد سطح می باشد (۸۹). سیستم چندکشتی به دوگروه اصلی شامل کشت متوالی۲ و کشت مخلوط۳ تقسیم می شود (۴۴،۸۹).

کشت متوالی یک نوع سیستم زراعی است که در آن دو یا چند گیاه به دنبال هم در یک قطعه زمین در یک سال به گونه ای کشت شوند که محصول قبلی برداشت شده باشد. در واقع کشت فقط در بعد زمان
فشرده شده است که با توجه به شرایط منطقه ای ممکن است به صورت دو کشتی یا سه کشتی یا چهار کشتی صورت پذیرد که بیشتر در مناطق حاره که محدودیت حرارتی وجود ندارد مرسوم است (۴۴،۸۹،۹۰).

در سیستم کشت مخلوط یا توام دو یا چند محصول بطور همزمان در یک مزرعه کشت می شوند در واقع کشت فشرده در دو بعد زمان و مکان می باشد و رقابت بین محصولات کشت شده در تمام یا بخشی از دوره رشد وجود دارد این نوع کشت انواع مختلفی دارد (۴۴،۸۹،۹۰).

الف ـ کشت مخلوط ردیفی۴ : کشت دو یا چند گیاه بطور همزمان با نظم خاص ردیفی که معمولا برای گیاهان دانه ای توصیه شده و هر گیاه در ردیفهای خاص خود و با نظم و نسبت کاشت مشخص، کشت  می شود.

ب  ـ کشت مخلوط تاخیری۵ : کشت دو یا چند محصول در یک زمین به طوری که بخشی از دوره رشد و زندگی گیاهان با هم باشد، معمولا بدین طریق است که وقتی محصول اولی رشد نهائی خود را تمام کرد و برداشت آن نزدیک شد محصول بعدی داخل محصول اول کشت می شود (۸۹،۹۱). کشت تاخیری مخصوص مناطقی است که مساحت اراضی کوچک و مشکل کارگری وجود ندارد، در هندوستان کشت پنبه

۱- Monoculture                                                                 ۴ – Inter cropping

2 – Consecutive cropping                                                  ۵ – Delayed Inter cropping

3 – Mixed cropping

 داخل مزارع ارزن در حدود هفت هفته پس از کشت آن انجام می گیرد (۴۴).

ج  ـ کشت مخلوط نواری[۲] : کشت دو یا چند محصول در یک زمان به صورت نواری که قابلیت کشت نمودن مستقل را داشته ولی گیاهان برهم اثر متقابل داشته باشند (۴۸،۸۹،۹۱).

سیستم زراعی چند کشتی بستگی به شرایط مختلف محیطی، اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژی موجود دارد   (۴۴،۸۹،۹۲). و نیز با اینکه بعضی از عوامل زراعی مانند شرایط آب و هوائی، خصوصیات خاک، کیفیت و کمیت آب آبیاری، وجود وسائل ارتباطی و … در منطقه تعیین کننده نوع و امکان موفقیت تولید محصولات هستند، اما هر واحد زراعی شرایط بخصوصی داشته و اجرای تناوبهای زراعی محدودی در آن امکان پذیر می باشد (۱۵).

بررسی منابع

۲-۱- کشت دوم پنبه پس از کلزا

پنبه از مهمترین محصولات زراعی منطقه می باشد و در استان گلستان امکان کشت ارقام  زودرس پنبه پس از برداشت غلات مثبت ارزیابی می شود. هرساله بیش از ۳۰۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزی استان به کشت غلات و کلزا اختصاص داده می شود که پس از برداشت آنها زارعین به منظور افزایش درآمد و تولید، اقدام به کشت دوم محصول پنبه یا سویا می کنند زراعت پنبه دارای اهمیت اقتصادی، صنعتی و ایجاد اشتغال دراستان گلستان می باشد هر چند در سالهای اخیر به دلایل متفاوت از سطح زیر کشت آن کاسته شده است (از ۱۵۰۰۰۰ هکتار در سال ۱۳۵۷ به ۲۰۶۵۹ هکتار در سال ۱۳۸۲) ولیکن به نظر می رسد با اصلاح ارقام زودرس پنبه زراعت آن پس از گندم مقدور و از این رو بررسی و مقایسه سودآوری و امکان جایگزینی این روش کاشت پنبه به جای زراعت سویا ضروری می باشد (۲۵). موضوع کشت دوم پنبه به منظور حصول حداکثر استفاده از زمین و فصل زراعی به وفور در دیگر کشورهای دنیا مانند آمریکا و درایالات آلا باما و جنوب جرجیا مورد بررسی قرار گرفته است  (۱۴۴).

عملکرد پنبه درسیستم کشت دوم در مطالعات اخیربین ۶۰۰ ـ۹۰۰ کیلوگرم الیاف در هکتارگزارش
شده است که نزدیک به ۸۰ درصد عملکرد مورد انتظار در حالت تک کشتی پنبه می باشد. وارویل و وین         (۱۹۸۲) چند رقم متفاوت از نظر زودرسی شامل زودرس، دیر رس، متوسط رس و تمام فصل را در دو سیستم زراعی  کشت دوم و تک کشتی مورد ارزیابی قراردادند. نتایج حاکی از آن است که پنبه های  کشت دوم درمقایسه با حالت معمول کشت، دارای ۳۵-۵۰ درصد افت عملکرد الیاف بودند. شلبی (۱۹۸۷) نیز کاشت گندم و پنبه را در سیستم  کشت دوم ارزیابی نموده و نشان داده است که بالاترین عملکرد پنبه بدون هر گونه آیش ۲۸ درصد کمتر از حالتی بود که آیش برقرار گردید. و همچنین نشان داد که عملکرد  کشت دوم در مناطقی که دارای فصل رشد طولانی تری هستند مناسب تر می باشد.

دنیویان و آبیار (۱۳۸۴) در بررسی ارقام پبنه با سویا در استان گلستان گزارش کردند که رقم پنبه سا ی اکرا با فاصله ردیف ۶۰ سانتی متر دارای صفات کیفی مناسبتری می باشد و از نظر میزان سودآوری در مقایسه با زراعت سویای رقم سحر نیز موفق ترعمل نموده است. باتوجه به نتایج تحقیق به نظر می رسد یکی از روشهای افزایش محصول در زراعت پنبه پس از گندم کاربرد فواصل ردیف باریکتر یا تراکم بیشترنسبت به روش کشت معمول (با فاصله ردیف ۸۰ سانتی متر) است. حداکثر عملکرد وش در منطقه کردکوی و هاشم آباد به ترتیب۱۷۲۱و۱۸۳۷ کیلوگرم در هکتاربوده است که هردو نتیجه از فاصله ردیفهای کاشت ۶۰ سانتی متر بدست آمد. کاشت پنبه سای اکرا و ب ـ۵۵۷ با فاصله ردیف ۶۰ سانتی متر بجای سویا رقم سحر و در مناطقی که کشت سویا رقم ویلیامز بعد از برداشت غلات صورت می گیرد پنبه رقم ب ـ ۵۵۷ درآمد خالص مزرعه را افزایش خواهد داد. تازیکی(۱۳۷۸) در بررسی ارقام زودرس پنبه گزارش نموده است که در رقم ۵۷۷- ب با عملکرد ۲۳۱۴ کیلوگرم بر هکتار و رقم زودرس موتاژنز با عملکرد ۱۵۶۷کیلوگرم برهکتار در تاریخ ۱۵خرداد نسبت به رقم ساحل بیشترین عملکرد راداشته است. تازیکی و جانلو (۱۳۷۸) گزارش
کرده اند که رقم سای اکرا ۳۲۴ در تا ریخ کاشت دهم خرداد در ایستگاه تحقیقات پنبه کار کنده ۱۲۶۳
کیلو گرم برهکتارعملکرد داشته است.

روبرت و لوئیز (۱۹۹۹) نیز عنوان کردند در سیستم زراعی گندم – پنبه، عملکرد پنبه بالاتر از حالتی بود که به طور ممتد کشت گردیده است. یکی از اهداف این تحقیق به منظور تعیین عملکرد پنبه تحت تاثیر  کشت دوم بوده است. دیوید و همکاران (۲۰۰۲) کشت دوم پنبه و کلزا را مورد بررسی قرار داده و مشاهده نموده اند که تراکم پنبه پس از کلزا به دلیل برخی بیماریها از جمله ریزوکتنیا سولانی (R. solani) کاسته        می گردد. همچنین عملکرد پنبه پس از کلزا در مقایسه با کشت آن پس از گندم کاسته شده و گیاهچه های پنبه دارای بیماری ریزوکتنیای بیشتری بوده است. نتایج آزمایش میری و همکاران (۱۳۷۹) به منظور دستیابی به رقم زودرس پنبه با عملکرد متعارف به عنوان جایگزین محصولات رقیب (برنج – سویا – ذرت     علوفه ای و دانه ای) پس از برداشت کلزا نشان داده است که کمترین عملکرد به رقم شاهد ساحل و بیشترین عملکرد مربوط به رقم مهر و پس از آن رقم ۴۳۲۵۹ بوده است. همچنین دیده شد که رقم ۴۳۲۵۹ به کمبود آب مقاوم بوده و به آفات و بیماری ها حساسیت کمتری دارد. استفاده از تراکم مناسب در کشت دوم پنبه، با ایجاد توزیع متعادل بوته ها میزان انرژی دریافتی در جامعه گیاهی در واحد سطح وخصوصیات رشد و نمو پنبه را تحت تاثیر قرار می دهد و رقابت بین گیاهان را به حداقل می رساند. چنانچه در کشت ارقام پنبه بدون اطلاع از روشهای مناسب، زراعت انجام شود بازدهی مفید خود را نداشته و نمی توان از حداکثر ظرفیت برای تولید محصول استفاده کرد (۴۰). درهمین رابطه کربی و همکاران (۱۹۹۰) گزارش کرده اند که ارقام زودرس دارای ارتفاع و میانگره کوتاهتری نسبت به ارقام دیررس بوده درنتیجه نسبت به افزایش بوته در واحد سطح حساسیت کمتری دارند. در زمان کشت پنبه بعد از کلزا به دلیل به تاخیر افتادن زمان کشت، جوانه های گیاه پنبه از سرمای اول فصل دور بوده و خطرسرمازدگی وجود ندارد. چون سرمازدگی ممکن است جوانه زدن را متوقف کرده یا تغییرات مورفولوژیکی ایجاد کند و یا به کلی باعث از بین رفتن جوانه ها شود (۶۰). به همین دلیل در بین کشاورزان ایالت جورجیا درایلات متحده علاقه زیادی به کشت کلزای پائیزه و بعد از آن کشت پنبه وجود دارد (۶۰،۶۱).  همچنین نشان داده شده که محصول پنبه بعد از کلزا نسبت به بعد از گندم حدود ۳۰ در صد افزایش داشته که این امر بخاطر طولانی تر بودن فصل رشد در آن مناطق بوده است. و همچنین بدلیل کوتاهی دوره پتانسیل میوه دهی، آبیاری بموقع کاملا لازم و ضروری است، چون قبل از رسیدن غوزه ها، دچار خشکی آب و هوا می شوند. استعمال کود نیتروژن نیز بدلیل کوتاه بودن دوره رشد معمولا ۲۵ درصد تا ۳۰ درصد کمتر از حالت فصل کامل کشت است. در یک آزمایش ۵ ساله، بذور پنبه بوسیله باکتری ریزوکتنینا سولانی آلوده و پس ازکلزا کشت شده است که تولید محصول آن خیلی بیشتر از کشت پنبه بعد از گندم یا بعد از آیش بوده است. نتایج این تحقیق
نشان داده است در این روش پس از آلودگی میزان استقرار بوته های پنبه کمتر شده بود، ولی بوته های استقرار یافته قوی و بزرگتر بودند. البته در این آزمایش پاتوژن های دیگری نظیر نوعی آلترناریا و نوعی فوزاریوم نیز استفاده شده اند که هیچ گونه تاثیری در جوانه زنی و استقرار پنبه نداشته است. افزایش میزان قارچ ریزو کتنیا سولانی برای پنبه بسیار مفید بوده و این امر در بقایای کلزا بهتر محقق می شود (۶۹).

کاشت پنبه های زودرس و تحقیق روی ارقامی که که دارای دوره رشد کوتاهی می باشند به دلایل علمی و اقتصادی دارای سابقه طولانی درایران و دیگر کشورهای تولید کننده پنبه است. در مناطقی که محدودیت زمانی و مکانی جهت کاشت پنبه وجود ندارد، کاشت ارقام دیررس با عملکرد بالا قابل قبول و اقتصادی است. در مناطقی که یکی از دو عامل فصل رشد یا زمین آماده، محدود کننده باشد استفاده از ارقام زود رس پنبه می تواند تا حد زیادی مفید واقع گردد، زیرا کشت ارقام دیر رس در مناطق با دوره رشد محدود و یا بعنوان کشت دوم در مناطق گرمسیری به علت عدم تامین دوره تکامل غوزه ها و همچنین برخورد دوره    پر شدن آنها با روزهای کوتاه و خنک، عملکرد را به شدت کاهش می دهد (۲۵). از نظر زراعی زود رسی، مقداری از کل محصول است که تا زمان اولین برداشت تولید می شود. یا از جنبه فیزیولوژیکی، زمان لازم برای ظاهر شدن اولین غنچه، گلهای باز شده یا موضع گره اولیه شاخه زایشی معیارهای زودرسی می باشند. دانشمندان از تعدادی از عوامل زود رسی در میان ژنوتیپها فهرستی تهیه کردند که این عوامل عبارتند از: مقاومت بوته های جوان نسبت به سرما که به حالت تک کشتی مربوط می شوند، شاخه های میوه دهنده در یک گره پائین روی جوانه اصلی، دوره غنچه دهی کوتاه تر، نقاط گل دهنده بیشتر در هر شاخه میوه دهنده و شاخه های میوه دهنده بیشتر روی شاخه های رویشی، غنچه دهی یا گل دهی سریعتر و دوره کوتاهتر غوزه دهی (۵۴).

پنبه در خواستگاه طبیعی خود یک درختچه دائمی است که در عملیات اصلاحی و انتخاب توسط انسان بصورت گیاهی یکساله در آمده است و به همین دلیل زودرسی از جمله عوامل اساسی در تعیین ارقام مناسب مناطق مورد کشت آن می باشد. همه ساله تاریخ کاشت و برداشت این محصول به دلیل دیررسی با کاشت غلات که از محصولات استراتژیک کشور ما هستند، تداخل می نماید. همچنین در تاریخهای کاشت زود به دلیل سردی نسبی هوا و برخورد با آفات و بیماریهای خاکزی مصرف بذر افزایش می یابد و با تاخیر کاشت به دلیل طولانی بودن طول عمر گیاه امکان برخورد محصول با سرما و بارندگی آخر فصل وجود دارد. پس بهترین راه معرفی ارقامی است که بتواند در مدت زمان کوتاهتر محصول قابل قبولی را تولید نماید (۲۳). کشت بموقع پنبه علاوه بر تاثیر مثبت روی کمیت و کیفیت محصول، در آزاد سازی زمین جهت کشت غلات در پائیز نیز موثر می باشد.

 ۲-۲ – مراحل نمو پنبه

 مراحل نمو پنبه توسط محققین به شش قسمت تقسیم می شود. مرحله صفر (جوانه زنی )، مرحله یک (سبز شدن یا ظهور برگهای لپه ای)، مرحله دو (ظهور اولین جفت برگهای حقیقی)،مرحله سه
(تشکیل اولین جوانه گل )، مرحله چهار (ظهور اولین گل باز شده)، مرحله پنج (غوزه سبز با قطر ۵ سانتی متر) و مرحله شش (ظهور اولین نمونه باز شده). غوزه هائی که در اواخر دوره غوزه بندی تشکیل
می شونداز نظر تکمیل طول و ضخامت الیاف تولیدی دچار مشکل بوده و به بلوغ کامل نمی رسند. درجه حرارت و رطوبت می تواند روی سرعت رسیدگی موثر باشد. روند رسیدگی غوزه ها ابتدا سریع بوده به طوری که در مدت زمان کوتاهی به حداکثر مقدار خود تقریبا معادل ۵۰ درصد غوزه های نهائی می رسند و پس از آن به دلیل برخورد با سرما و کاهش فعالیت گیاه رسیدگی با روند کند تری انجام می شود. بطور میانگین سرعت رسیدگی پس از نقطه ماکزیمم، نصف سرعت رسیدگی در دوره قبل از آن می باشد. بنابراین کشت هرچه در زمان مناسبتر انجام گیرد، احتمال برخورد به سرمای پائیزه کمتر شده و تعداد غوزه بیشتری به بلوغ نهائی خواهند رسید (۹۹). هرچه نمو زایشی زودتر اتفاق بیافتد به دلیل جوانتر بودن اندامهای رویشی و سرعت بیشتر تولید مواد فتوسنتزی، رشد بخش زایشی بهتر بوده و غوزه ها درشت تر می شوند (۱۰۱). کاشت دیر هنگام و تنش رطوبتی و رقابت نیز باعث کاهش طول دوره گلدهی می شود(۴۲).

در گیاه پنبه رشد رویشی تا زمان غوزه بندی گیاه ادامه پیدا می کند (۶۴) بنابراین، طول دوره رویشی      می تواند روی طول دوره زایشی تاثیر گذارد و باعث کاهش یا افزایش آن شود. از طرفی طول دوره زایشی گیاه از تولید جوانه گل تا رسیدگی غوزه ها، خود تحت تاثیر شرایط محیطی مستقیما تغییر پیدا می کند      (۱۲۱) در تعیین روز تجمعی به واحد اندازه گیری روزانه احتیاج است که بر اساس درجه حرارت ماکزیمم و مینیمم رشد گیاه محاسبه شود. درجه حرارت پایه برای پنبه بین ۱۰تا۱۲ درجه سانتی گراد است (۳۰). درجه حرارت هم یکی از عواملی است که روی شاخصهای رشد تاثیر بسیاری دارد (۸۷).

۲-۳- مدیریت بقایای گیاهی در کشت دوم پنبه

کشتهای پی در پی در زراعتها هرساله مقادیر قابل توجهی از بقایا را برسطح مزرعه باقی می گذارند که    می تواند از طرق فیزیکی، شیمیائی ویا بیولوژیکی روی سبز شدن و رشد گیاه بعدی تاثیر گذار باشند. در شرایط تجمع زیاد بقایا ممکن است بذرها با خاک تماس کافی برقرارنکنند (۵۰،۷۷،۷۸،۱۲۰،۱۲۵). همچنین ممکن است بقایا موجب سردتر شدن بستر خاک از طریق انعکاس بخش قابل توجهی از نور تابیده شده بر سطح خاک گردد، این عمل سبب کاهش درجه حرارت مطلوب جوانه زنی بذر شده و بذور دیر جوانه خواهند زد (۵۰،۵۸،۷۲،۱۳۹،۱۴۰،۱۴۷) علاوه بر این ممکن است در اثر وجود بقایا در خاک بستر بذر گسسته گردد (۵۰،۸۰،۸۱،۹۸،۱۱۸،۱۲۰) یا بیماریهای خاکزی شیوع یابند (۸۱،۸۲) یا عناصر خاک بصورت تحرک ناپذیر درآیند (۱۰۶). در برخی موارد ممکن است بقایای گیاهی در حین تجزیه یکسری  مواد سمی را از خود ترشح نمایندکه روی جوانه زنی گیاهان دیگر تاثیر منفی برجای گذارند (۷۷،۱۱،۸۸،۹۸) که به این پدیده آللوپاتی اطلاق می شود (۱۰۵). اثرات بازدارندگی بقایای گیاهی معمولا در مناطق با بارندگی زیاد و یا در سالهای مرطوب در نواحی خشک و نیمه خشک تشدید می گردد (۸۱).

در مناطقی که فواصل بین زراعتها طولانی است و گیاهان بقایای زیادی تولید نمی کنند تجمع بقایا مشکل چندانی در کشتهای بعدی ایجاد نمی کنند (۵۸). ازبقایای گیاهی در زمین زراعی پس ازبرداشت محصولات، می توان به چند منظور استفاده کرد. مثلا از بقایای گیاهی ذرت می توان در صنعت برای تولید اتانول استفاده کرد یا بعنوان خوراک دام در سیلوها نگهداری نمود ویا این بقایا بعنوان مواد آلی در زمین باقی بمانند وعملیات زراعی برروی آنها انجام شود. این بقایا از خاک در برابرفرسایش حفاظت می کنند و باعث حفظ مواد ارگانیک خاک جهت افزایش تولید می شوند. پس باید این نقاط در سرتاسر زمین بطور متعادل پخش شود و از تجمع آن در یک نقطه به صورت کپه جلوگیری کرد تا از بروز مشکلات بعدی جلوگیری شود    (۱۴۹). مدیریت بقایای گیاهی دارای روشهای مختلفی است که باید با توجه به امکانات و شرایط
تصمیم گیری کرد. در کنار بقایای گیاهی مزارع می توان از دیگر منابع سلولزی مانند مواد چوبی گیاهان، اضافات الوارهای صنعتی، گیاهان علوفه ای ویا مواد زائد غیر مضر صنعتی و اضافات شهرداریها
استفاده نمود که منابع ارزان و در دسترس هستند(۸۴،۱۰۳).

در آزمایشی به مدت سه سال در شرق نبراسکا ویل هلم و همکاران (۱۹۸۶) نشان دادند که باقی گذاشتن بقایای ذرت به میزان ۵۰ و ۰ در صد، تولید را در کشت بعدی ذرت نسبت به باقی گذاشتن کامل بقایا به میزان زیادی بهبود می بخشد. ماسکینا و همکاران (۱۹۹۳) نیز دریافتند که بین تیمار ۰ و۱۰۰ درصد
باقی گذاردن بقایای کشت قبلی ذرت، تفاوت تولید ذرت دانه ای در صفر درصد بقایا به میزان ۷۵۰ کیلوگرم در هکتار بوده است. اما ویل هلم و همکارن (۲۰۰۴) بیان داشتند که افزایش بقایا به میزان ۱۵۰ درصد در زمین به مقدار زیادی نگهداری آب در خاک و فعالیت میکروبی خاک را بهبود می بخشد. این محققین اعلام کرده اند که پاسخ گیاهان زراعی به میزان مختلف بقایا در زمین متفاوت است و میزان مختلف بقایا مثل تاثیر در چرخه نیتروژن باعث عوض شدن خصوصیات خاک می شود (۱۲۹). در آزمایشاتی لیندن و همکاران        (۲۰۰۰) دریافتند که بهترین تیمار افزایش کود نیتروژن و جمع آوری بقایای کشت باعث افزایش بیوماس و تولید در ذرت دانه می شود. کلاپ و همکاران (۲۰۰۰) اعلام کردند که در عمق ۱۵- ۰ سانتیمتری خاک اگر پس از برداشت محصول، کاه و کلش آن جمع آوری شود تاثیری در میزان کربن ارگانیک خاک نخواهد داشت. اما در حالتی که بقایا به وسیله گاو آهن برگرداندار به خاک برگردانده شود میزان نیتروژن خاک به میزان زیادی کاهش می یابد و در سیستم بدون شخم با باقی گذاشتن بقایا میزان کربن ارگانیک خاک ۱۴درصد افزایش داشته و با افزودن مقداری کود نیتروژن و برگرداندن بقایا به وسیله شخم این درصد در مقایسه با تیمار بدون شخم افزایش یافته است. پس بابرگرداندن بقایا به خاک بوسیله شخم و افزودن کود نیتروژن مقدارقابل توجهی به کربن آلی خا ک افزوده می شود.

متاسفانه در بررسی تاثیرات مدیریت شخم و بقایای گیاهی، مدت مطالعه بسیار کوتاه بوده و این زمان کوتاه، مدت مناسبی برای نشان دادن فعالیت های میکروبی خاک نیست (۷۱) زیرا اتفاقات درون خاک با استمرار روال مدیریتی در زمان طولانی تری انجام می شود (۸۳). محققین گزارش دادند که میزان موثر کربن ارگانیک خاک به وسیله میزان کود نیتروژن بکار برده شده افزایش می یابد و در روش مدیریتی کشت موثر است. کربن آلی موجود در خاک بستگی به زمان و میزان کود نیتروژن بکار برده شده دارد (۹۶).

لیزی و همکاران (۲۰۰۲) در آزمایشی در نگهداری بقایای ذرت در سطح مزرعه متوجه شدند که میزان کود نیتروژن توصیه شده در کشت بعدی برای حفظ و نگهداری کربن آلی کافی نیست و به کود نیتروژن بیشتری نیاز دارد. کربن ارگانیک خاک را برای کشت بعدی حاصلخیز می کند و میزان این کربن حاصلخیزی را در خاک ها متفاوت می کند. بهرحال حفظ بقایای گیاهی برای فعالیتهای میکروبی خاک بعنوان یک فاکتور در کیفیت خاک محسوب می شود و عامل مثبتی در حفاظت خاک در برابر فرسایش و حفظ رطوبت و تولیدات گیاهان در دراز مدت می باشد (۱۴۹). در آزمایشی برروی اثر بقایا در رشد گیاه پوآ که در منطقه جوری  ایالات متحده انجام شد بعد از کشت اولیه، بقایا در روی سطح زمین بدلیل آماده سازی سریع زمین و تحریک تولید بذر در گیاه پوآ سوزانده می شوند (۱۳۰). کانود و لاو (۱۹۷۷) نشان دادند که گیاه پوآ زمانی که در درون بقایای کشت قبلی کاشته می شود دچار کاهش در تولید بذر می شود.

هیکی و انسینگ (۱۹۸۳) و کاستین و همکاران (۱۹۹۷) گزارش دادند که کاهش تولید بذر در زمان برداشت مکانیکی بقایا و سوزاندن آنها در گیاه پوآ ازبین می رود و با تغییرات میزان بقایا تغییر می یابد. لامب و موری (۱۹۹۹) به این نتیجه رسیدند که برای کشت گیاه پوآ باید مزرعه قبل ازکشت از بقایای خصوصا درشت گیاه قبلی عاری شود و سپس عمل کشت انجام پذیرد. جانسون و همکاران (۲۰۰۳) دریافتند با افزایش میزان بقایا در زمین علاوه بر کاهش تولید بذر روزهای به گرده افشانی رفتن و برداشت نیز به تاخیر افتاد. در بررسی های دیگر کاظمی و همکاران (۱۳۷۳) دریافتند عدم کلش سوزی و بدون شخم بقایای جو برای تولید ذرت دانه ای به عنوان محصول دوم در شرایط خرم آباد مناسب است. بحرانی و تلاوکی(۱۳۷۷) در تاثیر مقادیر بقایای گندم روی رشد و نمو سه رقم آفتابگردان دریافتند بقایا سبب کاهش تعداد و سطح برگ کلیه ارقام گردید. دربررسی های دیگر مشخص شد که بقایای آفتابگردان نیز اثر بازدارنده بر سبز شدن، وزن خشک، ارتفاع و عملکرد پنبه داشت که این اثر با افزایش میزان بقایا افزایش یافت (۱). مهدیخانی و بقائی (۱۳۷۷) در تاثیر بقایای چغندر قند بر روی عملکرد چهار گیاه زراعی نشان دادند که محصول گندم، آفتابگردان روغنی و جو به ترتیب ۱۱و۱۷و۱۸ درصد افزایش یافت در حالی که افزایش محصول ذرت چشمگیر نبود. برزعلی و همکاران (۱۳۷۸) دریافتند که تیمار برداشت کامل بقایای گندم بدون عملیات خاک ورزی تعداد روزهای رسیدن به ۵۰ درصد جوانه زنی را نسبت به تیمارهای دیگر کاهش داد و عملکرد ذرت در سیستمهای بدون خاک ورزی بعد از گندم بیشتر بستگی به میزان بقایا دارد. باقری و بحرانی         (۱۳۷۹) اعلام کردند با افزایش میزان بقایای گندم در خاک عملکرد دانه ذرت و وزن هزاردانه آن افزایش یافت به نحوی که تیمار صد در صد بقایا بیشترین عملکرد دانه را داشت. بحرانی و همکاران (۱۳۸۰) درآزمایشی درتاثیر بقایای گندم در کشت دوم ذرت فهمیدند که تیمار سوزاندن و برداشت کامل بقایا، عملکرد دانه ذرت را به صورت معنی داری در مقایسه با کشت، در درون بقایا کاهش داد و بالاترین عملکرد دانه ذرت زمانی بدست آمد که ۲۵در صد بقایای گندم در مزرعه رها شده بود. البته سوزاندن بقایای گیاهی مزارع، بمنظور استفاده مجدد آنها برای کشت یکی از حوادث ناگوار برای محیط زیست می باشد بطوریکه سوزاندن بقایای گیاهی بیشتر موجودات زنده در خاک را از بین می برد در حالی که این موجودات در انجام فرایندهای عظیمی موثر هستند. تمام این موجودات بمقدار زیادی انرژی خورشیدی را در خود متمرکز کرده و به انرژی بیولوژیکی تبدیل می نمایند و آنها را در فرایندهای بیوشیمیایی مصرف می نمایند (۳۱). فرهودی و همکاران (۱۳۸۳) در مدیریت بقایای گیاهی گندم در کشت بعدی دریافتند سوزاندن بقایای گیاهی نسبت به روشهای دیگر مدیریت بقایا، عملکرد محصول بعدی را افزایش داد و شخم بقایا در خاک سبب کاهش معنی دار محصول در سویا و آفتابگردان شد. نجفی نژاد و همکاران (۱۳۸۳) در اثر استفاده از بقایای گندم بر عملکرد ذرت اعلام کردند که استفاده از بقایای گندم بر عملکرد و اجزای عملکرد، غیر معنی دار بوده ولی بر فسفر و پتاسیم قابل جذب خاک معنی دار بود. ولی با قرارگرفتن پنبه در تناوب بجای گندم حدود kg/ha 600 برتری عملکرد در ذرت مشاهده شد. بحرانی (۱۳۷۷) نشان داد که با اجرای برنامه تناوبهای زراعی درست می توان اثرات بازدارندگی بقایا را کاهش داد و یا کاهش میزان بقایا در مزرعه پیش از کشت جدید از طرق مکانیکی و یا مخلوط و خرد کردن آنها در درون خاک نیز می توان در کاهش اثرات بازدارندگی بقایا موثر باشد، البته باقی گذاشتن بقایا ممکن است در کوتاه مدت جواب مثبت ندهد ولی در بلند مدت می تواند موجب افزایش ماده آلی و در نتیجه بهبود کیفیت خاک گردد.

۲-۳-۱- نقش بقایای گیاهی بر مواد آلی خاک

 

110,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

مطالب پیشنهادی:
برچسب ها : , , , , , , , , , , ,
برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید


جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

دسته ها

آخرین بروز رسانی

    یکشنبه, ۲۱ آذر , ۱۳۹۵

اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.