مقاله تناسخ و معاد جسمانی؛ سنخیت یا غیریت؟


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله تناسخ و معاد جسمانی؛ سنخیت یا غیریت؟ مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۲۹  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله تناسخ و معاد جسمانی؛ سنخیت یا غیریت؟ نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

فهرست مطالب

چکیده   ۱
مقدمه و طرح بحث   ۲
۱٫ تعریف لغوی تناسخ   ۳
۲٫ تعریف اصطلاحی تناسخ   ۴
۱-۲٫ تناسخ ملکوتی   ۴
۲-۲٫ تناسخ ملکی   ۵
۳٫ رابطة تناسخ و معاد جسمانی در نگاه فیلسوفان   ۵
۱-۳٫ دیدگاه ابن‌سینا   ۵
۱-۱-۳٫ ابن‌سینا و تعریف تناسخ   ۶
۲-۱-۳٫ ابن‌سینا و ادلة استحالة‌ تناسخ   ۷
۳-۱-۳٫ دیدگاه ابن‌سینا دربارة معاد جسمانی   ۷
۲-۳٫ تناسخ و معاد جسمانی در نگاه ملّاصدرا   ۹
۱-۲-۳٫ ملّاصدرا و تعریف تناسخ   ۹
۲-۲-۳٫ ملّاصدرا و ادلة استحالة تناسخ   ۱۰
۳-۲-۳٫ دیدگاه ملّاصدرا در باب معاد جسمانی   ۱۱
۴٫ رابطة تناسخ با معاد جسمانی از دیدگاه متکلمان   ۱۳
۵٫ تحلیل برگزیده   ۱۴
۱-۵٫ چیستی تناسخ   ۱۵
۲-۵٫ چیستی تقریرهای معاد جسمانی و رابطة آن با تناسخ   ۱۶
تقریر اول   ۱۶
تقریر دوم   ۱۷
تقریر سوم   ۱۹
تقریر چهارم   ۱۹
تقریر پنجم   ۲۰
نتیجه‌گیری   ۲۲
منابع   ۲۳

منابع

آشتیانی، سیدجلال الدین، (۱۳۸۱)، شرح بر زاد المسافر، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.

ابن‌سینا، حسین‌بن عبدالله، (۱۳۷۵)، الاشارات و التنبیهات، قم، البلاغة.

ـــــ، (۱۳۸۲)، الاضحویة فی المعاد، تهران، شمس تبریزی.

ـــــ، (۱۳۶۳)، المبدأ و المعاد، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامی.

ـــــ، )۱۳۷۹( النجاة من الغرق فی بحر الضلالات، تهران، دانشگاه تهران.

ـ ـــــ ، (۱۴۰۵ق) شفا، قم، کتابخانه آیت‏اللّه العظمى مرعشى نجفى.

ابن منظور، محمد‌بن ‌مکرم، (۱۹۹۵)، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

تفتازانی، مسعودبن‌ عمر، (۱۴۰۷ق)، شرح العقاید النسفیة، قاهره، مکتبة الکلیات الازهریة.

ـــــ، (۱۴۰۹ق)، شرح المقاصد، بی‌جا، شریف الرضی.

توفیقی، حسین، (۱۳۸۵)، آشنایی با ادیان بزرگ، تهران، سمت، طه، مرکز جهانی علوم اسلامی.

راغب اصفهانی، حسین‌بن‌محمد، (۱۳۳۲)، المفردات فی غریب القرآن، تهران، المکتبة المرتضویة.

سبحانی، جعفر، (۱۴۱۲ق)، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، قم، المرکز العالمی للدراسات الاسلامیة.

ـــــ، (۱۴۲۵ق)، رسائل و مقالات، قم، مؤسسه امام صادق(ع).

سبزواری، ملاهادی، (۱۳۶۹-۱۳۷۹)، شرح منظومة، با تعلیقات حسن حسن‌زاده آملی، تهران، ناب.

سیوری حلی، فاضل مقداد، (۱۴۲۲ق)، اللوامع الالهیه فی المباحث الکلامیة، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.

طباطبائی، سیدمحمدحسین، (۱۴۱۷ق)، المیزان، قم، جامعة مدرسین.

طریحی، فخرالدین، (۱۴۰۸ق)، مجمع البحرین، قم، دار النشر الثقافة الاسلامیة.

طوسی، خواجه نصیرالدین، (۱۴۰۷ق)، تجرید الاعتقاد، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.

ـــــ، (۱۴۰۵ق)، تلخیص المحصل، بیروت، دار الاضواء، بیروت.

غزالی، احمد، )۱۳۸۲( تهافت الفلاسفة، تهران، شمس تبریزی.

فخررازی، محمدبن‌عمر، (۱۹۸۶)، الاربعین فی اصول الدین، قاهره، مکتبة‌ الکلیات الازهریة.

فراهیدی، خلیل‌بن‌احمد، (۱۴۰۵ق)، العین، قم، دارالهجرة.

فیاضی، غلامرضا، (۱۳۸۹)، علم النفس فلسفی، تحقیق و تدوین محمدتقی یوسفی، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).

کرمانی، علیرضا، (۱۳۸۸)، معاد جسمانی از دیدگاه ملّاصدرا و ابن عربی، پایان‌نامة دکتری، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).

کلینی، محمدبن‌یعقوب، (۱۳۶۲)، الکافی، تهران، اسلامیة.

گروهی از نویسندگان، (۱۴۱۴ق)، شرح المصطلحات الفلسفیة، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیة.

لاهیجی، ملاعبدالرزاق، (بی‌تا)، شوارق الالهام، اصفهان، مهدوی.

ـــــ، (۱۳۸۳)، گوهر مراد، تهران، سایه.

مجلسی، محمدباقر، (۱۴۰۴ق)، بحار الانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء.

مفید، محمدبن‌محمد، (۱۴۱۳ق)، تصحیح الاعتقاد، قم، کنگرة شیخ مفید.

ملاصدرا، محمدبن‌ابراهیم، (۱۳۶۰)، اسرار الآیات، تهران، انجمن حکمت و فلسفه ایران.

ـــــ، (۱۹۸۱م)، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، بیروت، دار احیاء التراث.

ـــــ، (۱۴۲۲ق)، شرح الهدایة الاثیریة، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی.

ـــــ، (۱۳۶۰)، الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة، مشهد، المرکز الجامعی للنشر.

ـــــ، (۱۳۵۴)، المبدأ و المعاد، تصحیح سیدجلال الدین آشتیانی، تهران، انجمن حکمت و فلسفه ایران.

ـــــ، (۱۳۷۵)، مجموعه رسائل فلسفی صدرالمتألهین، تهران، حکمت.

ـــــ، (۱۳۸۷)، المظاهر الالهیة فی اسرار العلوم الکمالیة، تهران، بنیاد حکمت صدرا.

ـــــ ، (۱۳۴۰) رساله سه اصل، تصحیح سید حسین نصر، تهران، دانشگاه علوم معقول و منقول.

ـــــ ، (۱۳۸۱) زاد المسافر، چ سوم، قم، دفتر تبلیغات اسلامى.

هینلز، جان. ر، (۱۳۸۵)، راهنمای ادیان زندة جهان، ترجمه عبدالرحیم گواهی، قم، بوستان کتاب.

یوسفی، محمدتقی، (۱۳۸۸)، تناسخ از دیدگاه عقل و وحی، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).

چکیده

 

تناسخ، از جمله مسائلی است که از دیرباز مورد توجه اندیشمندان مختلف با قومیت‌ها و آیین‌های گوناگون بوده است. از سوی دیگر، معاد جسمانی از جمله آموزه‌هایی است که نصوص قرآنی بر آن دلالتی آشکار داشته و همواره مورد اعتقاد مسلمانان بوده است. با وجود این، آموزة معاد جسمانی همواره انتقادات جدی به خود دیده که یکی از آنها مساوق ‌بودن با تناسخ است که باور عمومی بر استحالة آن استوار است.

 

آنچه در این نوشتار می‌آید، تبیین رابطة میان تناسخ و معاد جسمانی به جسم عنصری از دیدگاه فیلسوفان و متکلمان، و آن‌گاه ارائة دیدگاه برگزیده از سوی نویسنده است. بر اساس مهم‌ترین یافته‌های این پژوهش، از دیدگاه ابن‌سینا و ملّاصدرا معاد جسمانی به جسم عنصری، مصداق تناسخ است. با این‌حال، متکلمان به دلیل نگاه خاص خود به تناسخ، چنین سنخیتی را برنمی‌تابند.

 

کلیدواژه‌ها: تناسخ، تناسخ ملکی، تناسخ ملکوتی، معاد جسمانی، معاد روحانی،‌ جسم برزخی.

 

مقدمه و طرح بحث

 

از جمله باورهای مهم و مشترک میان تمام ادیان آسمانی، اعتقاد به معاد و حضور انسان­ها در سرایی دیگر، برای حسابرسی اعمال است. در این میان، برخی پیروان ادیانی همچون هندوئیسم، منکر معاد ـ آن‌گونه که پیروان ادیان آسمانی بدان معتقدند ـ شده­ و به‌جای آن، بر آموزة تناسخ بسیار تأکید کرده­اند. به باور ایشان، آدمی نتیجة اعمال خود را در دوره­های بازگشت خود به این جهان، می‌بیند. کسانی که کار نیک یا بد انجام داده­اند، در مرحلة بعد به بدن انسان متنعم یا بیچاره‌ای منتقل می‌شوند و زندگی مرفه یا بدی خواهند داشت؛ (نسخ) و آنان که کارهای بد آنها فراوان باشد، در بازگشت، با بی‌نوایی و فلاکت همراه خواهند بود و چه‌بسا به شکل حیوان (مسخ)، یا نبات (فسخ) و یا جماد (رسخ) بازگشت کنند. این چرخه زندگی همواره ادامه دارد تا آنکه شخص به موکشا ـ به معنای آزادی و نجات ـ دست یابد. (هینلز، ۱۳۸۵، ص۵۳۸؛ توفیقی، ۱۳۸۵، ص۳۳ و ۳۴)

 

صرف‌نظر از دیدگاه خاص هندویان، مسلمانان نیز دربارة کیفیت معاد، دیدگاه واحدی ندارند. در‌حالی­که به گزارش ملّاصدرا جمهور فلاسفه و پیروان مکتب مشا، تنها معاد روحانی را قبول دارند. (ملاصدرا، ۱۹۸۱م، ج۹، ص۱۶۵)، فخر رازی و خواجه نصیرالدین طوسی معاد جسمانی ـ به‌معنای بازگشت بدن عنصری و انتقال روح به آن برای محاسبة اعمال ـ را مورد اتفاق مسلمانان می‌دانند (طوسی، ۱۴۰۵ق، ص۳۹۳ و ۳۹۴) و علّامه مجلسی نظریة معاد جسمانی را از ضروریات دین، و منکر آن را از زمرة مسلمانان خارج می­داند. به گفتة ایشان، آیات قرآن چنان نص در معاد جسمانی‌اند که قابل تأویل نیستند، چنان‌که روایات نیز متواترند. (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۷، ص۴۷)

 

یکی از دلایل عمدة اختلاف‌نظر در ‌این‌باره، به رابطة خاص میان تناسخ و معاد جسمانی به جسم عنصری برمی‌گردد. بدین بیان که برخی فیلسوفان، معاد جسمانی به جسم عنصری را مصداق تناسخ دانسته‌اند و با توجه به باور عمومی دربارة استحالة تناسخ، معاد جسمانی به جسم عنصری را نیز محال شمرده‌اند؛‌ از‌این‌رو، یا به‌کلی منکر معاد جسمانی شده یا آنکه معاد جسمانی به جسم عنصری را محال و به‌جای آن، معاد جسمانی به جسم برزخی را پذیرفته‌اند. در مقابل، اغلب متکلمان و عالمان دینی با توجه به انبوه آیات و روایاتی که دلالتی روشن بر جسمانی ‌بودن معاد دارند، نظریة معاد روحانی ـ جسمانی به جسم عنصری را پذیرفته و آن‌گاه که با مشکل سنخیت آن با تناسخ مواجه شده‌اند، یا تعریف تناسخ را ضیق کرده‌اند ـ به‌گونه‌ای که شامل معاد جسمانی نشود ـ (ر.ک: تفتازانی، ۱۴۰۷ق، ص۶۸) یا آنکه این قسم از تناسخ را به ‌دلیل بیان شارع، جایز دانسته‌اند. (ر.ک: غزالی، ۱۳۸۲، ص۲۸۶)

 

با توجه به آنچه گذشت، ضرورت پرداختن به این پرسش مهم روشن می‌شود که اگر از سویی، به گفتة‌ اغلب قریب به اتفاق عالمان، تناسخ محال است و از سوی دیگر، معاد جسمانی به جسم عنصری، به گفتة فیلسوفان بزرگ عالم اسلام ـ چنان‌که خواهد آمد ـ مصداق تناسخ است، چگونه شریعت محمدی(ص) بر اساس دلالت روشن انبوهی از آیات و روایات، از وقوع آن خبر داده است؟

 

در این نوشتار، پس از بحث مفهوم‌شناسی و تعیین محل نزاع،‌ ابتدا با دیدگاه دانشمندان در ‌این‌باره آشنا می‌شویم؛ آن‌گاه تحلیل برگزیده در این‌ خصوص ارائه خواهد شد.

 

1. تعریف لغوی تناسخ

 

تناسخ در لغت، از مادة «نسخ» است. نسخ، به گفتة ارباب لغت، به‌معنای ازاله کردن (فراهیدی، ۱۴۰۵ق، ج ۳، ص ۱۷۸۴)، باطل کردن و قرار دادن چیزی به‌جای چیزی دیگر است. (ابن‌منظور، ۱۹۹۵م، ج ۱۴، ص ۲۴۳؛ طریحی، ۱۴۰۸ق، ج ۳، ص ۳۰۲)

 

راغب اصفهانی نیز با این بیان که نسخ به‌معنای زایل کردن چیزی با آوردن چیز دیگر است، به ارائة مثال‌هایی برای آن می‌پردازد؛ از جمله زائل شدن سایه به‌وسیلة خورشید؛ زایل شدن نور خورشید به‌وسیلة سایه؛ و نیز رفتن جوانی با آمدن کهن‌سالی. (اصفهانی، ۱۳۳۲، ج ۳، ص ۳۲۲)

 

کاربرد این واژه در قرآن کریم نیز مطابق با همان معانی لغوی است: «ما هیچ آیه‌ای را نسخ نمی‌کنیم و از یاد نمی‌بریم، مگر آنکه بهتر از آن یا مثل آن را می‌آوریم.» (بقره: ۱۰۶)

 

2. تعریف اصطلاحی تناسخ

 

تناسخ در اصطلاح فلسفه، دارای دو قسم یا دو اصطلاح خاص ـ به‌گونة اشتراک لفظی ـ است که عبارت‌اند از:

 

1-2. تناسخ ملکوتی

 

تناسخ ملکوتی به‌معنای شکل گرفتن روح به شکلی متناسب با نیات و اعمال مترتب بر آن است که از آن به تناسخ متصل، اتصالی و باطنی نیز یاد می‌شود (فیاضی، ۱۳۸۹، ص۴۳۳) ملّاصدرا در ‌این‌باره می‌نویسد: «و تناسخى که آن حق است و باطل نیست، همین است که باطن در دنیا ممسوخ و مبدل مى‏گردد و خوى اصلى دگرگون مى‏شود و در روز قیامت و رستاخیز به‌صورتى مناسب آن خلق، از گور برمى‏خیزد.» (ملاصدرا، ۱۳۴۰، ص۴۸)

 

توضیح آنکه نفس انسانی که دارای شکل و وجود مثالی است، می­تواند اَشکالی متناسب با نیات، ملکات و افعال خود داشته باشد. از این‌روست که اگر نیات و ملکات و افعال انسانی، متناسب با مقام حیوانات باشد، تمثل نفس به شکل حیوان است؛ و اگر نیات، ملکات و افعال او همچون فرشتگان باشد، تمثل نفس او به شکل ملک خواهد بود. این نوع تناسخ، به گفتة ملاصدرا، مورد پذیرش عرفا و نیز پیروان ادیان و مذاهب است. (ملّاصدرا، ۱۳۵۴، ص۲۳۶)

 

البته تحقق تناسخ ملکوتی، تنها در آخرت نیست؛ بلکه روح در همین دنیا نیز متمثل به اشکالی متناسب با اعمال و نیات خود می‌شود، از‌این‌رو تعریف تناسخ ملکوتی به‌گونه‌ای‌که منحصر به تحقق آن در آخرت شود، خالی از تسامح نیست. (گروهی از نویسندگان، ۱۴۱۴ق، ص۶۶)

 

نکتة دیگر آنکه تناسخ ملکوتی، بر مبنای مشائیان که عالم مثال را بر‌نمی‌تابند، قابل تصویر نیست؛ از‌این‌رو، طبیعی است که از تناسخ ملکوتی تا پیش از ملّاصدرا سخنی دیده نشود. (فیاضی، ۱۳۸۹، ص۴۳۴ ـ ۴۳۹)

۲-۲٫ تناسخ ملکی

 

مقصود از تناسخ ملکی، به‌طور اجمال همان انتقال نفس از بدنی به بدن دیگر است که در ادامه، آن را از منظر فیلسوفان و متکلمان تبیین خواهیم کرد. به‌طور‌‌کلی، آن‌گاه که واژة «تناسخ» در متون فلسفی و کلامی بدون قید به کار می­رود، مقصود از آن، همان تناسخ ملکی است؛ تا‌آنجا‌که برخی از پژوهشگران اساساً تناسخ ملکوتی را خارج از اصطلاح تناسخ دانسته­اند. (آشتیانی، ۱۳۸۱، ص ۱۴۹)

 

بازخوانش متون فلسفی و کلامی، نشان از این واقعیت دارد که اندیشمندان ـ اعم از فیلسوفان و متکلمان ـ تعریف‌های‌ متعددی از تناسخ ملکی ارائه کرده‌اند. در این میان، توجه به قلمرو مصادیقی که می­توان برای تعریف‌ها در نظر گرفت، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا بر اساس برخی از تعریف‌ها، مسئله­ای همچون معاد جسمانی با جسم عنصری، وارد در حوزة تناسخ می‌‌شود؛ در‌حالی‌که برخی دیگر از تعریف‌ها، معاد جسمانی را خارج از تعریف و اصطلاح تناسخ می‌دانند. (یوسفی، ۱۳۸۸)

 

3. رابطة تناسخ و معاد جسمانی در نگاه فیلسوفان

 

فیلسوفان فراوانی به تعریف تناسخ پرداخته‌اند که طرح تمام آن تعریف‌ها، در این مختصر نمی‌گنجد؛ ازاین‌رو به تعریف تناسخ و رابطة آن با معاد جسمانی از دیدگاه ابن‌سینا و ملّاصدرا اشاره می‌کنیم.

 

1-3. دیدگاه ابن‌سینا

 

اینکه تناسخ و معاد جسمانی در نگاه ابن‌سینا چه رابطه‌ای با یکدیگر دارند، دست‌کم از دو طریق به دست‌ می‌آید. نخست آنکه آیا تعریف وی از تناسخ به‌گونه‌ای است که شامل معاد جسمانی می‌شود یا خیر؛ دوم آنکه آیا ادله‌ای که وی بر بطلان تناسخ اقامه کرده است، شامل معاد جسمانی می‌شود یا خیر. افزون بر آن، دریافت دیدگاه خاص او دربارة امکان یا استحالة‌ خود معاد جسمانی نیز بسیار مهم است.

۱-۱-۳٫ ابن‌سینا و تعریف تناسخ

 

تتبع در آثار ابن‌سینا دست‌کم دو تعریف از تناسخ را پیش‌روی ما می‌گذارد:

 

الف) «[التناسخ] أن تکون النفس التی تفارق تعود فتدخل بدناً آخر من الناس.» (ابن‌سینا، ۱۳۶۳، ص۱۰۸) بر اساس این تعریف و با عنایت به تعبیر «من الناس»، می‌توان این احتمال را داد که تناسخی مقصود نظر ابن‌سیناست که در آیین هندو مطرح است. البته هندویان به حلول روح آدمی در حیوانات یا حتی نباتات و جمادات نیز اعتقاد دارند، که در اینجا ابن‌سینا به یک مورد، یعنی «نسخ»‌ اشاره کرده است. ابن‌سینا خود نیز در ذیل این عبارت می‌نویسد: «فقد بان و‌وضح أن الانفس الانسانیّه حادثة و باقیة بعد المادّة بلا کرور فى الأبدان و‌لا تناسخ.» (همان) از‌این‌رو، نمی‌توان این تعریف را چنان گسترده دانست که شامل اموری مانند معاد جسمانی نیز شود.

 

ب) ابن‌سینا در موضعی دیگر تأکید می‌کند که در حشر جسمانی، بدن دوم غیر از بدن اول است: «اذ البدن الإنسانی الثانی لیس هو البدن الإنسانی الأول بعینه.» (ابن‌سینا، ۱۳۸۲، ص۹۷) وی در ادامة این عبارت،‌ تناسخ را چنین معنا می‌کند: «رد الروح إلى بدن غیر البدن الأول هو التناسخ.» (همان)

 

این سخن ابن‌سینا به‌خوبی روشن می‌سازد که به باور وی، معاد جسمانی مصداق تناسخ است، همان تناسخی که وی با ادلة‌ خود آن را محال می‌داند.

 

تعریف‌های یادشده از ابن‌سینا، تعارضی با یکدیگر ندارند؛ بلکه تعریف نخست، خاص، و تعریف دوم، عام است. به دیگر سخن، سخن ابن‌سینا در مقام نخست، ناظر به تناسخ در آیین هندوئیزم بوده، در‌حالی‌که تعریف دوم، با رویکردی عام ارائه شده است که به‌تصریح خود ابن‌سینا، معاد جسمانی را دربرمی‌گیرد؛ ازاین‌رو، معاد جسمانی به ‌دلیل سنخیت با تناسخ، محال عقلی است؛ از این‌روست که وی آیات مربوط به معاد جسمانی را وسیله‌ای برای جذب عوام‌الناس به‌سوی ایمان می‌داند تا از این طریق، آنها به انجام کارهای نیک تشویق شوند و از کارهای ناپسند بترسند. (همان، ص۴۸)

۲-۱-۳٫ ابن‌سینا و ادلة استحالة‌ تناسخ

 

20,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله معاد ‌جسم عنصری (دلایل نقلی و نقد دیدگاه‌های رقیب)
  • مقاله نگاهی تطبیقی به آموزه تناسخ در ادیان هندی و رجعت
  • مقاله تفاوت تناسخ با معاد جسمانی
  • مقاله تناسخ از دیدگاه شیخ اشراق
  • مقاله معاد جسمانی از نگاه حکیمان الهی
  • برچسب ها : , , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      یکشنبه, ۲۱ آذر , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.