پایان نامه مقایسه گلستان سعدی و بهارستان جامی


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

پایان نامه مقایسه گلستان سعدی و بهارستان جامی مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۱۳۶  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود پایان نامه مقایسه گلستان سعدی و بهارستان جامی نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک پایان نامه مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست

۱-    چکیده رساله   ۹
۲-    پیشگفتار  ۱۰
بخش اول :      انواع نثر در بستر تاریخ ادبیات ( قرن چهارم تا قرن نهم هـ ق )  ۱۳-۲۶
۱-    مقدمه ۱۳-۱۴
۲-    فصل اول

۱- چگونگی شکل گیری نثر مرسل اول  ۱۵
۲- چگونگی شکل گیری نثر مرسل دوم  ۱۵
۳- ویژگیهای نثر مرسل اول و دوم  ۱۶
۳-    فصل دوم

  ۱- چگونگی شکل گیری نثر فنی در بستر تاریخ ادبیات  ۱۷
۲- تقسیم بندی نثر موزون به دو دسته
۳- ویژگی های نثر موزون مرسل   ۱۸
۴- ویژگی های نثر موزون فنی  ۱۸-۱۹
۵- دیدگاه نثر نویسان درباره نثر موزون فنی  ۱۹-۲۰

۴-    فصل سوم

۱- نثر فارسی قرن هفتم و هشتم در بستر تاریخ ادبیات ۲۱-۲۲

 ۲- جایگاه نثر فارسی در قرن هفتم و هشتم ۲۳
۳- امتزاج نثر موزون مرسل و فنی در قرن هفتم در گلستان سعدی  ۲۴

۱- مقدمه ۳۰
۲- فصل اول

۱- بحث لغوی مقامه   ۳۱
۲- مقامات در معنی اصطلاحی   ۳۲
۳- ویژگی های مقامه ۳۳-۳۴

۳- فصل دوم

۱- گلستان و مقامات  ۳۵-۳۷
۲- وجوه اشتراک گلستان با مقامات  ۳۸-۴۰
۳- وجوه اشتراک گلستان با مقامات  « جدال سعدی با مدعی » و « مقدمه کتاب »
۴- وجوه اختلاف گلستان و مقامات   ۴۱-۴۲

۴- فصل سوم

۱- مقامات حمیدی  ۴۳-۴۴
۲- ارزش مقامات حمیدی در نثر فارسی   ۴۴-۴۵
۳- مقایسه گلستان سعدی و  مقامات حمیدی  ۴۶-۴۹

بخش سوم :

مقایسه ویژگی های سبکی گلستان و بهارستان   ۵۳-۷۰
۲- فصل اول

  ۱-  ویژگی های سبکی گلستان سعدی   ۵۳-۵۷
۲- ویژگی های سبکی بهارستان جامی   ۵۸-۶۰

۳- فصل دوم

مقایسه ویژگی های سبکی گلستان و بهارستان

بخش چهارم :

مقایسه حکایت های گلستان و بهارستان  ۷۳-۱۰۳
۱- مقدمه    ۷۳
۲- بررسی بابهای گلستان و بهارستان از لحاظ وجوه اشتراک و افتراق   ۷۳-۷۴
۳- تشابه موضوع و مفهوم در حکایت اسکندر مقدونی   ۷۴-۷۵
۱- در سیرت پادشاهان  ۷۶-۸۴
۲- عشق و جوانی  ۸۵-۹۱
۳- در آداب صحبت ۹۲-۹۵
۴- سلامت و سلامتی   ۹۶-۹۸
۵- بخشش و بخشندگی  ۹۹-۱۰۱
۶- قناعت  ۱۰۲-۱۰۳
بخش پنجم :

بررسی آیات ، حدیث و اشعار در گلستان و بهارستان  ۱۰۷-۱۳۴
۱- مقدمه  ۱۰۷
۲- بررسی آیات قرآنی در گلستان

۱- تاکید مطلب   ۱۰۸-۱۱۴
۲- بار معنایی  ۱۱۵
۳- بررسی آیات قرآنی در بهارستان

۳- تاکید مطلب  ۱۱۶-۱۱۷
۴- بار معنایی  ۱۱۸
۴- بررسی احادیث گلستان

  ۱- تاکید مطلب   ۱۱۹-۱۲۰
۲- بار معنایی  ـــــ
۵- بررسی احادیث بهارستان

 ۳- تاکید مطلب  ۱۲۱
۴- بار معنایی  ـــــ
۶- بررسی اشعار عربی گلستان

۱- تاکید مطلب  ۱۲۲-۱۲۹
۲- بار معنایی  ـــــ

  ۳- اشاره به آیه و حدیث  ۱۳۰-۱۳۱
۷- بررسی اشعار عربی بهارستان

    ۱- تاکید مطلب   ۱۳۲-۱۳۴
۲- بار معنایی  ــــــ

   ۳- اشاره به آیه و حدیث  ـــــ
۸- نتیجه گیری کلی از پایان نامه ۱۳۶-۱۳۷
منابع

فهرست منابع و مأخذ پایان نامه

۱-    ابرقویی ، مقامات حمیدی ، دانشگاه اصفهان ، ۱۳۳۹ .

۲-    انصاری ، خواجه عبدالله : رسائل تصحیح وحید دستگردی ، جلد ۳ ، تهران ، فروغی ۱۳۴۹ .

۳-    الهی قمشه ای ، حسین : قرآن ، چاپ نهم ، ۱۳۷۶ .

۴-    بهار ، محمد تقی : سبک شناسی نثر ، جلد دوم ، چاپ نهم ، ۱۳۷۶ ، چاپخانه ورامین .

۵-    ـــــ ،  ــــــــــ   ، ـــــــــــ  ، جلد سوم ، چاپ پنجم ، ۱۳۸۵ ، انتشارات اطلاعات .

۶-    جامی ، بهارستان ، تصحیح اسماعیل حاکمی ، چاپ پنجم ، ۱۳۸۵ ، انتشارات اطلاعات .

۷-    خطیبی ، حسین : فن نثر در ادب پارسی ، چاپ دوم ، ۱۳۷۵ ، انتشارات زوّار .

۸-    رامیار ، محمود: قرآن مجید و فهارس القرآن ، تهران ، امیر کبیر ، ۱۳۴۵ .

۹-    سعدی ، گلستان ، تصحیح غلامحسین یوسفی ، چاپ هفتم ۱۳۷۴ ، انتشارات خوارزمی .

۱۰- شمیسا ، سیروس : سبک شناسی نثر ، چاپ دوم ، ۱۳۷۷ ، نشر میترا .

۱۱-صفا ، ذبیح الله : تاریخ ادبیات ایران ، جلد اول ، ۱۳۷۴ ، انتشارات ققنوس .

۱۲- ــــــــــــــ ، ــــــــــ ، جلد سوم ، ۱۳۷۴ ، انتشارات ققنوس .

۱۳- ـــــــــــ ، مختصری در تاریخ تحول نظم و نثر پارسی ، چاپ سیزدهم ، ۱۳۶۸ ، انتشارات ققنوس.

۱۴-کشاورز ، کریم : هزار سال نثر فارسی ، سازمان کتاب های جیبی ، ۵ جلد ، ۱۳۴۵ .

۱۵-گلبن ، محمد : بهار و ادب فارسی ، شرکت سهامی کتاب های جیبی ، ۱۳۷۱ .

۱۶-معین ، محمد : فرهنگ معین ، ۶ جلد ، چاپ هیجدهم ، ۱۳۸۰ ، چاپ خانه سپهر .

۱۷-محمد بن منور ، اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید ، به تصحیح ذبیح الله صفا ، تهران ، امیر کبیر ، ۱۳۴۸ .

۱۸- یا حقی ، محمد جعفر و ناصح محمد مهدی ، راهنمای نگارش و ویرایش مشهد ، آستان قدس رضوی ، ۱۳۶۳ .

۱۹-یوسفی ، غلامحسین : دیداری با اهل قلم ، جلد دوم ، چاپ دوم ، چاپخانه مهارت .

مقدمه

در گذر زمان ، همه چیز آبستن دگرگونی و تحول است . و سلسله های تاریخی ، یکی پس از دیگری می روند و جای خود را به سلسله های دیگر می دهند . تنها ، آثار بزرگان هر کشور می باشد که خود را از گزند داس دروگر مرگ و نیستی ، و تغییر و تحول در گذر زمان حفظ می کنند  و به موجودیت و حیات خویش ادامه می دهند .

هنگامی که ، متن زیبای گلستان سعدی ،رحمه الله علیه ، را می خوانیم گوش ما ، زیبایی  دل انگیز نثر ، و عطر آن را با مشام دل ، احساس می کند . و مانند پرنده سبک بار ، می خواهد به ملکوت عروج پیدا کند .

 « با مدادان که خاطر باز آمدن ، بر رأی نشستن غالب آمد . دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضَیَمران فراهم آورده و آهنگ رجوع کرده . گفتم : گل بستان را چنان که دانی بقائی ؛ و عهد گلستان را وفائی نباشد و حکیمان گفته اند : هرچه نپاید ؛ دلبستگی را نشاید . گفتا : طریق چیست ؟ گفتم : برای نزهت ناظران و فُسحت حاضران کتاب گلستانی توانم تصنیف کردن که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد . و گردش زمان ، عیش ربیع آن را به طیش خریف مبدل نکند .

به چه کار آیدت زگل طبقی ؟                                از گلستان من ببر ورقی

گل همین پنج روز و شش باشد                               وین گلستان همیشه خوش باشد »

 ( یوسفی ، ۱۳۸۴ ،ص۵۴ )

و یا حکمتی ، در بهارستان جامی می خوانیم التذاذ ادبی ، بسیاری از آن به ما دست می دهد . و اندیشه این بزرگان در ادب پارسی ، فرا راه ما می شود  و چراغی می شود تا ما را به سر منزل هدایت و خوشبختی برساند .

« حکمت – هر نعمتی که به مرگ زوال بپذیرد ( آن را خردمند ) در حساب نعمت نگیرد . ( عمر اگرچه دراز بود ) چون مرگ روی نمود از آن درازی چه سود ؟ نوح هزار سال در جهان به سر برده است ، امروز پنج هزار سال است که مرده است . قدر ، نعمتی را بود که جاودانه باشد و از آفت زوال بر کرانه .

قطعه :

به نزد مرد دانا نعمت آنست                           کزو جانت بود جاوید و مسرور

نه سیم و زر که چون گورت شود جای           بماند همچو سنگت بر سر گور »

( حاکمی ،۱۳۸۵،ص۴۲ )

بزرگترین گنجینه بشری ، در طول تاریخ هر کشور ( ادبیات ) آن کشور است که به صورت مکتوب  از گذشتگان ما ، به یادگار مانده است . انسانها ، یکی پس از دیگری می آیند و می روند .

ولی ادبیات ، پا برجاست و به حیات خود ادامه می دهد . و هر گاه که روی به پستی و نزول می گذارد  روح تازه ای در آن دمیده می شود و تنه تنومند آن را از گزند حفظ می کند . به راستی راز جاودانه بودن ادبیات در چیست ؟ راز جاودانگی آن را باید در زبان آن ملت جستجو کرد . در طول حیات ادبی ، همگام و همصدا پیش می رود . مانند موجی خروشان است که در برابر طوفان های زمانه ، می ایستد و خم نمی شود . و در برابر حوادث روزگار ، سر تسلیم فرود نمی آورد و ادبیات را به سر منزل غایی ، که همان رسیدن به تعالی و شکوفایی است رهنمون می سازد .

هنگامی که به ادبیات ایران ، این مرز و بوم کهن نیاکانمان ، نگاه می اندازیم به خود می بالیم ، که      در سرزمین فرهنگ و هنر زاده شده ایم .و در این سرزمین مقدس ، روح خود را تسلیم یگانه هستی   می کنیم .

با بررسی انواع نثر ، در این بخش متوجه می شویم که : در بستر حوادث تاریخی ، و تغییر در بافت اجتماعی و سیاسی ، در هر برهه ای از زمان ، نثر فارسی راه تکامل و پیشرفت را سپری کرده است . و هر گاه حادثه ای رخ داده است ، درخت تنومند زبان فارسی ، قد خم نکرده است ؛ و در برابر طوفان حوادث ایستادگی کرده است . تا ما هم اکنون ، از ثمره آن سود ببریم .

به همین دلیل در این بخش تکامل نثر فارسی را از ( قرن چهارم تا  قرن نهم هـ . ق ) مورد            بررسی قرار می دهیم ، تا در ادامه مباحث متوجه شویم که سعدی ، شیرین سخن ، چه کمک شایانی به نثر پارسی کرده است . و در ادامه کار ، جامی ، نویسنده توانا و ماهر ، با روی آوردن به نثر        ساده ، چه کمک قابل توجهی به نویسندگان بعد از خود انجام داده است . تا در بخش های بعدی  راحت تر بتوانیم کتاب گلستان سعدی و بهارستان جامی را ، با دید علمی و مستند ، مورد نقد و بررسی قرار دهیم

 فصل اول

  ۱-  چگونگی شکل گیری نثر مرسل دوران اول

 « مرُسَل اسم مفعول از ارسال به معنی رها شده و آزاد است . یعنی نثر  بی تکلف و غیر مقیّد به صنایع ادبی و فنون تزئینی کلام . و آن معادل Prosa  یا proversa oratio  در لاتین ( prose انگلیسی ) است که به معنی نثر و سخن مستقیم و سر راست و آزاد است . به نثر مرسل ، نثر سبک خراسانی ( به اعتبار اینکه نخستین نویسندگان در خراسان بودند و به لهجه مادری خود می نوشتند ) و نثر بلعمی ( به اعتبار اینکه بلعمی ، جزو اولین و شاخص ترین نویسندگان این سبک است ) و نثر دوره اول هم میتوان گفت نثر مرسل به لحاظ تاریخی دو دوره سامانیان و غزنویان ( تغییراتی ) را دربر می گیرد . آغاز دوره   اول نیمه اول قرن چهارم هجری است ( سال ۳۴۶ که شاهنامه ابومنصوری نوشته شد ) و پایان آن اواخر قرن پنجم است و بدین ترتیب مدت این دوره حدوداً ۱۵۰ سال است . البته نثر مرسل در دوره های بعد هم تقلید می شد ، اما در آن به اعتبار هر دوره تغییراتی دیده می شود .»

( شمیسا ، ۱۳۷۷ ، صص ۲۳-۲۴ )

« توجه و اقبالی که به زبان فارسی ، در عهد سامانیان شد . باعث شد که نثر پارسی ، مانند نظم ، رواج و رونقی بگیرد و کتاب های به زبان دری در انواع مطالب تالیف شود  و یا از تازی به پارسی درآید .      و تقریباً ، همان توجه و اقبالی را که پادشاهان و رجال قرن چهارم و اوایل قرن پنجم به شعر و شعرا داشتند . به نثر و نویسندگان ، علی الخصوص مورخان و مولفان کتب علمی و ادبی بذل می نمودند، و برای تالیف و تصنیف یا ترجمه کتب جوایزی اهدا می کردند »              ( صفا ، ۱۳۷۴ ، ص ۱۳۶ )

۲- چگونگی شکل گیری نثر مرسل دوران دوم

« سبک نثر سامانی در قرن پنجم و حتی ، قرن ششم هم تقلید می شد . البته در دوره غزنوی تغییراتی در نظام سیاسی و اجتماعی به وجود آمد که اندک اندک باعث تغییر تدریجی سبک شد . عمده ی این تغییرات اولاً روی کار آمدن عناصر ترک به جای سامانیان ایرانی نژاد بود ، لذا دیگر از آن تشویق و یا تایید ها در باب گسترش فرهنگ ایرانی و تدوین تاریخ پیش از اسلام خبری نبود . و ثانیاً به دلیل وابستگی غزنویان به دستگاه خلافت ( هرچند صوری ) نفوذ لغات عربی در فارسی بیشتر شد .

با این همه به طور کلی می توان گفت : که سبک دوره سامانی و غزنوی به یک منوال است و تحول    فی الواقع بعد از ۴۲۰ هـ . که محمود ری و اصفهان را فتح کرد صورت می پذیرد . این حادثه به اختلاط مردم خراسان و عراق معروف است که بعداً به آن اشاره خواهد شد .»

( شمیسا ، ۱۳۷۴ ، ص ۳۱ )

۳- ویژگی های نثر مرسل ، دوران اول و دوم

« نثر این دوره ، کاملاً ساده و مبتنی بر طبیعت گفتار است . لغات عربی کم است . و ضرب المثل عربی اصلاً ندارد . آمیختن شعر و نثر به هم مرسوم نیست تا چه رسد به آوردن شعر عربی . استفاده از صنایع بدیعی و بیانی مرسوم نیست . جملات کوتاه و روشن اند . تکرار ، مخصوصاً تکرار فعل مرسوم است . سجع جز به ندرت – در خطبه کتاب – دیده نمی شود . از نظر فکری ، توصیفات بیشتر مربوط به بیرون است  تا درون و به اصطلاح نگاه ها آفاقی و عینی است ، نه انفسی و ذهنی .

از نظر ادبی چنانچه اشاره شد  خبری از نکات بدیعی و بیانی نیست » ( صفا ، ۱۳۷۴ ،صص ۱۳۶ -۱۳۷ )

مثال : « شیخ ابوسعید ، یک بار به طوس رسید مردمان از شیخ استدعای مجلس کردند . شیخ اجابت کرد. بامداد در خانقاه ایستاد . تخت بنهادند و مردم می آمدند و می نشستند . چون شیخ بر تخت شد و مقریان قرآن برخواندند و مردم می آمد . چندان که کسی را جایی نماند . معرّف بر خاست و گفت : خدایش بیامرزد که هر کسی از آنجا که هست یک گام فراتر آید . » شیخ گفت : « هر چه ما خواستیم گفت و جمله ی پیغامبران بگفتند ، او بگفت : خدایش بیامرزاد که هر کسی از آنجا که هست یک گام فراتر آید . چون این کلمه بگفت ، از تخت فرود آمد و آن روز پیش از این نگفت »

 ( اسرار التوحید ، ص ۲۱۶ )

از اوایل قرن ششم ، به علت حوادث تاریخی و تغییر در اوضاع سیاسی و اجتماعی آن زمان ، نثر    مرسل ، جای خود را به نثر فنی می دهد . و نثر ساده و روان جای خود را به تن پوش لباس های فاخر وزن و قافیه همانند شعر می دهد . وظیفه خود را که همان انتقال تجارب به آیندگان است به فراموشی می سپارد . و اگر بزرگانی مانند : ( سعدی ) در قرن هفتم ظهور نمی کردند ، معلوم نبود که بر سر نثر فارسی ، چه آورده می شد .

فصل دوم :

۱- چگونگی شکل گیری نثر فنی در بستر تاریخ ادبیات

« سلطان محمود در سال (۴۲۰ ) هـ . ری را تصرف کرد و این امر که باعث اختلاط مردم خراسان و عراق شده بود می توانست ، زمینه تغییر سبک باشد . چه مردم خراسان ، از مرکز حکومت اسلامی      ( بغداد ) دور بودند . و برعکس مردم عراق ، بیشتر با معارف اسلامی و زبان عربی در تماس بودند . مضافاً بر اینکه زبان مادری مردم عراق ، فارسی رایج در عراق نبود .

اما محمود در سال ( ۴۲۱ ) هـ . در گذشت . و بعد از چند سالی ، برسر پادشاهی بین مسعود و محمد پسران او اختلاف افتاد . سرانجام مسعود در سال ( ۴۳۱ ) هـ . در دندانقان مرو از سلجوقیان شکست خورد . و همراه با دیوانیان خود ، به طرف افغانستان و هند رفت . ( غزنویان دوم ) سلجوقیان یک راست از خراسان ، به عراق عجم رسید و اصفهان را پایتخت خود کردند و زمینه های تغییر          سبک ، از همه نظر فراهم شد . و توجه آنان به صوفیه و حکومت بغداد و رواج زبان عربی ، و توجه به معارف اسلامی ، و تاسیس مدارس علمی ، و خانقاه ها و غیره و غیره – در تغییر نثر مرسل به فنی دخیل است . » ( شمیسا ، ۱۳۷۷، ص ۷۴ .)

نثر این دوره ، نثر موزون یا مسجع است که به دو دسته تقسیم می شود : نثر موزون مرسل که در آثار خواجه عبد الله انصاری دیده می شود و دیگری نثر موزون فنی که در مقامات حمیدی دیده می شود .

۲- ویژگی های نثر موزون مرسل

« نثر موزون مرسل – که تفاوت آن با نثر مرسل ، تنها در این است که مترادفات در آن بیشتر است . صنایع لفظی نیز ، تا آن حد به کار می رود که سیر طبیعی کلام را متوقف نساخته و نثر را از روش ارسال و اطلاق دور نکند .

در این دسته از آثار ، استعمال مفردات و ترکیبات عربی ، مانند : سبک نخست محدود نیست ، با این همه ضوابطی مشخّص همواره در آن مراعات می شود .

هدف غائی نثر هنوز هم بیان معنی است ؛ هر چند به صنایع لفظی و ارکان زینتی نیز توجه دارد . نکته دقیق در اینجاست که نویسنده می کوشد تا این دو را به گونه ای با یکدیگر تلفیق دهد و در به کار بردن صنایع لفظی ، همان کلمات و ترکیباتی را برگزیند که معنی بدان نیاز دارد.

مثال : عقل گفت : « من سکندر آگاهم » . اما عشق گفت : من « قلندر درگاهم » عقل گفت : « من تقوی به کار دارم » عشق گفت : « من به دعوی چه کار دارم ؟ » عقل گفت : « من قاضی شریعتم » عشق گفت : « من متقاضی ودیعتم » عقل گفت : « من آینه مشورت هر بالغم » عشق گفت : « من از سود و زیان فارغم » عقل گفت : « مرا لطایف غرایب یاد است » عشق گفت : « جز دوست هرچه گویی باداست » عقل گفت : « مرا ظریفانند پرده پوش » عشق گفت : « مرا حریفانند ، درد نوش »                                   ( رسائل ، خواجه عبد الله ، ص ۴۵ )

لغات دشوار و دور از ذهن در آن دیده نمی شود . تناسب آهنگ کلام ، نیز تا آن حد در نظر است که با بیان معنی مغایر نباشد و این ویژگی بیشتر در کیفیت ترکیب کلام نهفته است .

التزام سجع ، در آن نیست و سجع نویسی ، توام با ارسال و اطلاق معنی است . گلستان سعدی و مناجات خواجه عبد الله انصاری دو نمونه بارز این سبک ، در نثر فارسی به شمار میرود .»                      ( خطیبی ، ۱۳۷۵ ، ص۱۴۱ )

مثال : « هرگز از دور زمان ننالیدم و روی از گردش آسمان در هم نکشیدم . مگر وقتی که پایم برهنه     [ مانده ] بود و استطاعت پای پوشی نداشتم ، به جامع کوفه در آمدم دلتنگ ، یکی را دیدم که پای نداشت ، شکر نعمت حق تعالی به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم .

مرغ بـریـان ، به چشـم مردم سـیـر                                        کمتر از برگ ترّه ، بر خوان است

و آن که را  دستگاه و قدرت نیست                                       شـلغـم پـخـته ، مرغ بریـان اسـت»

(یوسفی ،۱۳۸۴ ، صص ۱۱۵- ۱۱۶)

۳- ویژگی های نثر موزون فنی

« قرن ششم ، دوره نثر موزون فنی است . آغازگر این سبک ، نصر الله منشی است که در نیمه اول قرن ششم می زیست . نثر موزون فنی ، در یک کلام نثری است که می خواهد ، تشبّه به شعر کند . بدین لحاظ ، هم از نظر زبان ، و هم از نظر فکر و هم از نظر مختصات ادبی دیگر نمی توان آن را دقیقاً نثر دانست . که هدف آن تفهیم و تفاهم و انتقال پیام به صورت مستقیم است . بلکه نثری است شعر وار که مخیّل است و زبان تصویری دارد و سرشاراز صنایع ادبی است . در یک کلام ، نثر موزون فنی ، نثری است که با شعر یک قدم بیشتر فاصله ندارد .

« برخی از مختصات نثر موزون فنی »

۱- کثرت لغت عربی    ۲- استفاده از آیات و احادیث و ضرب المثل و اشعار عربی    ۳- درآمیختگی نظم و نثر    ۴-اطناب – ( حاشیه رفتن و جملات معترضه )     ۵-  سجع و موازنه    ۶- وفور صنایع بدیعی و بیانی    ۷- استعمال افعال در معانی مجازی ( جهت پرهیز از افراط و تکرار در سجع سازی )    ۸- موسیقیایی بودن در کلام    ۹- بیشتر مخیّل بودن تا مخبر بودن    ۱۰- وصف ( به طوری که خبر تحت الشعاع آن قرار گیرد )    ۱۱- آوردن مترادفات پی در پی

نویسندگان نثر فارسی ، تماماً از منشیان  و دبیران درباری بودند که طی تحصیلات خود آشنایی –کافی با زبان و ادبیات عرب و معارف اسلامی می یافتند .

یکی از شیوه های خاص نویسندگان نثر فنی  ، ( جز در ترسّل و نامه های درباری ،) بر اصل رجحان    وصف بر خبر است .

به این معنی که خبر را تقریباً با اختصار ( البته نه به ایجاز ) بیان می کنند تا به وصف برسند و سپس وصف را مفصلاً شرح می دهند .

مانند : « شیری ، کنار بیشه ای زندگی می کرد ( جز ) بیشه یی که ( وصف ) به مناسبت این وصف      ( که غالباً موزون و مسجع است ) چند بیت شعر فارسی و عربی و احیاناً ضرب المثل هم نقل می کنند . از این رو نویسنده فنی ، به دنبال فرصت یا بهانه ای است که بتواند وصف کند »                                  ( شمیسا ، ۱۳۷۷ ، صص ۷۶ – ۷۷ )

مثال : « … پیش از صبح صادق برخاستم . و پای افزار خواستم ؛ چون به میقات وصل ، موعود         وصل ، رسیدم . جز اثر و خیال ندیدم ؛ سوال کردم که ای قوم ، آن مشتری که دی در این خانه و آن همای که دوش در این آشیانه بوده ، امروز به کدام برج می درخشد و نور سعادت به کدام طرف می بخشد ؟ گفتند : شیخا ! ندانستی که ماه در یک برج نیاساید ، و آفتاب در یک جا نپاید . در این کوی چون تو دیوانه بسیارند و گرد آن شمع ، چون تو پروانه بی شمار … » ( مقامات حمیدی ، ص ۱۸۲ )

۴- نثر فارسی موزون فنی از دیدگاه نثر نویسان زبان فارسی

نثر موزون را از دیدگاه صرفاً ادبی ، بررسی کردیم و گفتیم که از این دیدگاه باید آن را اوج تکامل نثر دانست .

« اکنون ببینیم نثر موزون فنی از دیدگاه زبان فارسی و کسانی که به حفظ این بزرگترین میراث ملت ایران و اقوام ایرانی عشق می ورزند چگونه است .

  همانطور که قبلاً گفتیم هدف نثر ، انتقال مفاهیم و اخبار است و نثر در معانی اولیه خود ، صورت مکتوب گفتار است . و هیچ فارسی زبانی را نمی توان یافت که هرگز به زبان نثر های موزون فنی سخن گفته باشد . زیرا اطلاق این نوع نوشته ، اطلاق مجازی است و پدران بزرگوار ما از طریق نثر موزون فنی ، بزرگترین ضربات را بر پیکر زبان فارسی وارد کردند .

و هرچه لغت مهجور و شعر غریب عربی در گوشه و کنار کتب عربی یافتند ، در زبان فارسی وارد کردند . چنان که تا مدّت ها فضل و تفاخر در آن بود ، که دیگران از عهده فهم این گونه نوشته ها برآیند . باید گفت : که اگر شاهکار های شعر فارسی ، چون شاهنامه و دیوان سعدی و حافظ و نثر مرسل دوره اول و برخی از پیشامد ها ی تاریخی نبود و نثر موزون فنی ، همچنان به روند خود ادامه می داد ، امروز نشانی از زبان فارسی نمی ماند .

استاد بهار در مقالات خود در این زمینه می نویسند : « هر قدر کار شعر فارسی بالا می گرفت و تفننات خاص و تدابیر و معالجات زیبا که نتیجه ذکاوت و اختراعات شعر و ارباب ذوق ایرانی بود در آن به کار می رفت . بر خلاف کار نثر ، خرد تر و فرو تر شده بود و در ضمن یکی دو قرن آن مایه و رونقی که در آغاز کار داشت از میان رفته و آب و رنگ کمی هم که از آن صناعت قدیم در قرن سوم و چهارم باقی مانده بود محو شده و کار تقلید و پیروی نا بکار نثر عرب به جایی رسید که هم روح فارسی آن ، فاسد شده و هم هنجار عربی آن زبون و مضمحل گردید. و اصطلاحات و ترکیبات فارسی که از زبان دری و پهلوی باستانی باقی مانده بود یکی پس از دیگری در نثر هزیمت رفت . و به جای آن لغت و اصطلاح و ترکیب عربی جای گرفت .

به حدی که هر گاه اشعار عربی دری نمی بود . امروزه اکثر امثال و اصطلاحات فارسی دری که به وسیله ی شعر ، برای ما به میراث باقی مانده مانند : باقی ثروت پدران ما ، به تاراج نیسان رفته و همچون زبان پهلوی و آذری برای فهم آن امروزه محتاج تعلیم تتبعات طولانی بودیم »                             (رک محمد گلبن ، جلد۱ ،۱۳۷۱، ص۲۴ )

دوره نثر موزون فنی ، دوره ای است که در آن لغات و اصطلاحات و ضرب المثل ها و اشعار عربی برای ورود به زبان فارسی ، احتیاج به روادید نداشتند ، مرز ها باز بود و نویسندگان زبان فارسی برای خوش آمد گویی به آنها به آنها بی تابانه انتظار می کشیدند .

مرحوم کریم کشاورز ، مولف هزار سال نثر فارسی می نویسد: « به تدریج چون سر و کار نویسندگان و شاعران با سلاطین و درباریانی مانند : غزنویان و سلجوقیان – که فارسی زبان مادریشان نبود و روح زبان را درک نمی کردند افتاد . اندک اندک تعبیر ها ی نامأنوس بی مزه و خنک وارد نوشته های خویش کردند و دیگر عمرولیثی وجود نداشت که بگوید : ( چیزی که من اندر نیابم . چرا باید گفت)

( رک ، کریم کشاورز ، ۱۳۸۵ ، ص ۲۸ )

به هر حال از ترکیب زبان پارسی و عربی نثری به وجود آمد که نه نثر فارسی بود و نه نثر عربی و هیچکدام از نویسندگان نثر فارسی و عربی آن را به درستی درک نمی کردند . »                                 ( شمیسا ، ۱۳۷۷ ، صص ۷۹ – ۸۱ )

 فصل سوم

  ۱- نثر فارسی قرن هفتم و هشتم در بستر تاریخ ادبیات

  از حمله چنگیز ( ۶۱۶ ) تا حمله تیمور ( ۷۸۲ )

     « در اوایل قرن هفتم ، ایران با یکی از بزرگترین مصائب تاریخی یعنی حمله مغولان خونخوار مواجه شد . ( ۶۱۶ هـ . ) این حمله به سرداری چنگیز تا سال ( ۶۱۹ ) ادامه یافت . و بعد از او همچنان ایلغارهای  پیاپی مغول و تاتار و ممالک مختلف و از آن جمله ایران امتداد داشت . تا در میان سال های ( ۶۵۱ – ۶۵۶ ) حملات هولاکو ، نواده چنگیز ، آخرین مراکز قدرت را در ایران و عراق از میان برداشت و سلسه امرای ایلخانی را در ایران بوجود آورد . در گیر و دار این حملات سخت ، قسمت بزرگی از شهر ها و مراکز ادبی و علمی ایران از میان رفت و جز چند پناهگاه کوچک و بزرگ در داخل ایران ، و در ولایت سند و آسیا صغیر ، محلی برای حفظ باز مانده حوزه های علمی و ادبی و پاره ای از کتب باقی نماند . که مهمتر از همه آنها اراضی تابع ممالک غوریه در آنسوی رود سند و سرزمین حکمفرمایی سلاجقه آسیای صغیر و فارس بوده است . بعضی نواحی کوچک هم در این میان از آسیب حمله مغول مصون ماند . که ارزش علمی و ادبی آن ها اصولاً  قابل توجه نیست .

وجود این پناهگاههای کوچک و بزرگ در آغاز قرن هفتم ، از یک لحاظ مهم است و آن پناه بردن چند تن معدود از دانشمندان و ادیبان و عارفان است . و ایجاد فرصتی ، برای آنان در پرورش شاگردان و ادامه تعلیم در ایران است .

به این حال نیمه اول قرن هفتم ، بسبب انقلابات و قتل و غارتها و ویرانی شهر ها و حملات پیاپی وحشیان تاتار و عدم استمرار احوال ، و نیمه دوم قرن هفتم در نتیجه وجود نداشتن کتب و مراکز تعلیم و معلمین ، به هیچ روی مساعد به احوال علوم نبود .

قرن هشتم ، نیز تقریباً به همین منوال گذشت و اگر در این یک قرن و نیم ، اثری از عده ای از فاضلان و عالمان و شاعران می بینیم ، نه از آن باب است که عهد وحشیان تاتار دوره رونق علم و ادب است . بلکه: اولاً نتیجه باقی ماندن بعضی از علما و دانشمندان و تربیت یافتگان پیش از مغول و ثانیا معلول علاقه قلبی و تاریخی مسلمین به علوم و ثالثاً نتیجه وجود پناهگاه ها ییست که پیش از این نام برده ایم .

وجود خاندان های امارت بعد از عصر ایلخانان ، که غالباً از ایرانیان بوده اند هم در ادامه مجالس تعلیم بسیار موثر بوده و به هر حال در این عصر هرچه از دانش و ادب عالمان و ادیبان ببینیم . باز هم وجود آنها ، معلول وجود ایرانیان است . و اثر حمله مغول در علوم و ادبیات این دوره تنها یک چیز بوده و آن از میان بردن کتب علما و ادبا و کاسد کردن بازار علم و ادب است ولا غیر .

در حمله اول مغول ، و نابود شدن مراکز متعدد علمی خراسان و ماوراء النهروری و اصفهان دو مرکز عمده علوم و ادبیات باقی مانده بود : از آندو یکی « قلاع اسمعیلیه » و دیگری « بغداد » و این دو مرکز مهم را هم « هو لاکو » به ترتیب در سالهای ( ۶۵۴ ، ۶۵۶ ) از میان برد . و جز قسمتی کوچکی از جنوب ایران ( حوزه فرمانروایی اتابکان سلغری ) و ناحیه سند و شهر های آسیای صغیر و مصر و شام دیگر پناهگاهی برای علوم و ادبیات اسلامی باقی نماند .

در اواخر عهد ایلخانان مغول ، بر اثر اسلام آوردن ایشان ، عنادی که آنان و کار گزاران بت پرست و عیسوی و یهود ایشان ، با ایرانیان مسلمان داشتند از میان رفت . و این خود فرصتی برای مسلمانان در احیای سنن دیرینه شد .

و چون بعد از ایشان ، همه امرا و ملوک طوایف هم مسلمان و هم غالباً ایرانی نژاد بودند . طبعاً به ادامه این سنت یاری کردند .

سپس بر روی هم وضع ادبی ایران در عهد مغول و فترت بعد از آن ، با همه مصائبی که بر ایران وارد شد . بد نبود . زیرا در آغاز آن دوره ، دو شاعر بزرگ ایران ( سعدی ) و ( مولوی ) . و در آخر عهد    ( شمس الدین حافظ ) ظهور کردند . از حیث باقی ماندن کتب متعدد هم این دوره را دوره ممتاز قابل توجهی شمرد . » ( صفا ، ۱۳۶۸ ، صص ۴۴ – ۴۶ )

 

 ۲- جایگاه نثر فارسی در قرن هفتم و قرن هشتم

« نثر فارسی ، در دوره بین حمله چنگیز و تیمور رونق بسیار داشت . از علل عمده امر آن است که در آن عهد آخرین اثر نفوذ سیاسی خلفا از میان رفت . و بغداد مرکزیت علمی و ادبی و دینی و سیاسی خود را از دست داد .

و رابطه ایرانیان با ملل دیگر اسلامی ، که غالباً زبان عربی را پذیرفته بود تقریباً مقطوع شد . و دیگر  کسانی که تالیفات مشکل علمی می کردند و به اصطلاحات آماده و طریقه بحث در مسائل علمی که از پیش در زبان عربی فراهم شده بود احتیاج داشتند .

باقی نویسندگان ، حاجتی به تالیف در زبان عربی ، احساس نمی کردند . و حتی بسیاری از کتب معروف علمی هم از این پس به زبان پارسی تالیف شد و هرچه از انقراض بنی عباس بیشتر        گذشت ، نگارش کتب علمی به زبان فارسی بیشتر معمول شد .

و تالیف به نثر عربی ، جنبه اظهار علم و دانش و تفنن گرفت و به جای آن از رونق رواج نثر و پارسی افزوده شد . موضوعی که به رواج نثر پارسی ، در این دوره یاری کرد ، تالیفات متعدد و مفصلی است که در تاریخ از تاریخ عمومی ایران ، و تاریخ مغول یا تواریخ محدود سلسله های معین شده است .

تالیف در تمام شعب علوم و ادبیات به زبان پارسی از این پس عمومیت یافت . و اگر از سالهای نخستین این دوره و حوزه هایی مانند : حوزه تعلیم و تربیت و فعالیت (خواجه نصیر الدین طوسی ) بگذریم . کمتر حوزه فعال علمی که به زبان عربی ، توجه داشته باشد می یابیم .

سبک نثر دوره مغول ، خصوصاً سبک قرن هفتم با شدت تمام تحت تاثیر ، سبک نثر آخر دوره سلجوقی و دوره خوارزمشاهی است . علت عمده آن است که پیشروان بزرگ نویسندگی ، این دوره کسانی بودند که یا در اوایل قرن هفتم ، پس از حمله مغول در زمره اهل قلم قرار داشته و با سبک آنها آندوره مأنوس بوده اند و یا کسانی که زیر دست نویسندگان آنزمان ، تربیت شده و بعد سرمشق سایر نویسندگان بوده اند .

مهمترین سبک رایج این دوره ، سبک نثر مصنوع است که دارندگان بزرگ آن « نسوی » و                « عطاملک جوینی » و «وصاف الحضره  » بوده اند . لیکن نباید فراموش کرد که در همین دوره ، دنباله روش ساده و بی تکلف در نثر فارسی مقطوع نشد ، بلکه به تدریج قوت یافت . و نمونه های خوبی از آن به وجود آمد . مانند : طبقات ناصری و جامع التواریخ رشیدی و تجارب السلف و تاریخ گزیده و جز آن ، و این هر دو سبک مصنوع و ساده در یک زمان و یک دوره وجود داشته و بسا اتفاق افتاده که یک نویسنده ، حتی در یک کتاب به هر دو سبک توجه کرده است مانند : شمس قیس رازی در    « المعجم » که در مقدمه آن روش مصنوع و متکلفی را به کار برده است ، لیکن در خور کتاب ، روش ساده و زیبایی دارد .» ( صفا ، ۱۳۶۸ ، صص۴۸ – ۵۰ )

۳- امتزاج نثر موزون مرسل و فنی در قرن هفتم

در همین فصل ، اشاره شد که نثر مسجع به دو دسته تقسیم می شود : یک نثر موزون مرسل که در        « مناجات خواجه عبد الله انصاری » در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم دیدیم . و نثر موزون فنی را در  « مقامات حمیدی » مشاهده می کنیم . گلستان ، نقطه اوج آمیزش ، نثر موزون مرسل و موزون فنی می باشد . که در بخش های بعد ، به تفضیل درباره آن سخن خواهیم گفت .

فصل چهارم

نثر قرن نهم در بستر تاریخ ادبیات

  تیمور و تیموریان

  « امیر تیمور گورکان » که به « امیر صاحبقران » نیز شهرت یافته است . از سال ( ۷۸۲ هـ . ) حمله های خود را به ایران شروع کرد . و در سال های ( ۷۸۲ – ۷۸۷ ) خراسان و مازندران وگرگان را به تصرف درآورد . و از آن پس ، طی دو یورش سه ساله و پنج ساله خود که از ( ۷۸۸ تا ۷۸۹ ) به طول انجامید .

بخش بزرگی از سرزمین ایران را به اطاعت خود درآورد . آنگاه به هند لشگر کشید و دهلی را تصرف کرد . و سال های ( ۸۰۲ تا ۸۰۷ ) را به کشاکش با سلطانان روم و شام و مصر گذرانید و سرانجام در شعبان همان سال ، سر پرغرور خود را به خاک سیاه برد .

تیمور در هنگام مرگ خود ۳۶ فرزند و نواده ذکور داشت که از آن میان ، فرزندش شاهرخ از همه کار آمد تر و مشهور تر بود . شاهرخ ، پادشاهی نسبة  نیکو نهاد ، دیندار ، عادل ، بخشنده و دوستدار علم و ادب و حامی عالمان و ادیبان و خواهان آبادی ، خود نیز شاعر و خوشنویس هنر دوست بود و توانست این بخش بزرگ از ممالک تیمور را از سقوط و پریشانی نجات دهد . وی « هرات » را که مقرر حکومتش بود به صورت مرکزی فعال برای ادبیات و علوم و هنر و مجمع عالمان و ادیبان و شاعران و خطاطان و نقاشان ساخت ، و از عوامل اساسی رونق ادبیات و هنر در عهد تیموری گردید .

فرزند او ، میرزا غیاث الدین با یسنقر ، متوفی به سال ( ۸۳۷ هـ . ) نیز که همچون پدر شاعر و خوشنویس بود ، هم بر سیرت پدر در رونق بازار ادبیات و هنر در عهد تیموری کوشید و هنرمندان را بزرگ داشت . » ( صفا ، جلد ۳ ، صص ۱۸ – ۱۹ )

۲- جایگاه زبان فارسی در عهد تیموری

 « زبان فارسی ، در این عهد ممتد ، دنباله تحول پر دامنه یی را که در قرن هشتم آغاز کرده بود ادامه می داد و روی هم به انحطاط وا می گرایید .

علت عمده این انحطاط این بود که اولاً زبان ترکی ، با حمله مغول به ایران رواج بسیار یافت . و بر اساس تتابع تغلب طوایف ترک را در دربار ها و دستگاه های اداری و نظامی و میان مردم ، در بعضی نواحی شایع شد این خود ، مایه زیان بزرگی برای زبان پارسی بود . و حتی بعضی از رجال ادب این عهد زبان ترکی را بر زبان فارسی ترجیح داده اند .

چنانچه امیر علیشیر نوایی کتاب « محاکمة اللغتین » را به همین مقصد تالیف کرد . ثانیاً مراکز زبان فارسی ، در خراسان و عراق و همچنین دربار های حامی شعر و ادب از میان رفت . و در نتیجه شعر از دربار دور شد . و به دست عامه افتاد و همین امر باعث شد که مهارت و قدرت کلام و وسعت اطلاعات شاعران قدیم که بر اثر تحصیلات متمادی و دشوار به دست می آید از بین برود .

ثالثا : استادان زبان فارسی که می بایست مربی شاعران و نویسندگان جدید باشند به تدریج از میان رفتند و در نتیجه  کار شعر و نثر به دست کسانی افتاد که بهره غالب آنان از فنون ادب کم بود .

این مسائل و اموری از قبیل آنها باعث شد که زبان فارسی در مراحل انحطاط سیر کند . و نثر دوره تیموری ، از لحاظ زبان و افکار چندان مورد توجه و اعتماد نباشد . » ( صفا ، ۱۳۶۸ ، صص ۶۱ – ۶۲ )

۳- جایگاه نثر در عهد تیموری

« بهترین محل بروز و ظهور ضعف و فتوری که در این عهد ، در ارکان زبان و ادب پارسی راه جست نثر فارسی است .زیرا در نظم ، از دیرباز سنت بر پیروی شیوه پیشینیان و پای نهادن بر اثر گام های آنان بوده است ، در حالیکه نویسندگان ، کمتر از شاعران خود را مقید به قید های پیشینیان می کردند و آزادی بیشتری در تاثیر پذیری از زبان محاوره داشتند .

و چون زبان محاوره ، قرن نهم و آغاز قرن دهم به سرعت اختصاصات قدیم فارسی را از دست می داد، و لحن نویسندگان هم به زبان تحول یافته آن عهد نزدیکتر می شد . در میان نویسندگان این عهد  بیشترمترسلان می یابیم که همان شیوه قدیم ترسل را حفظ کردند و انشاء دشوار و مزین را می پسندیدند . وگرنه دیگران بیشتر ، به نثر مرسل توجه داشتند .

متنهای تاریخی ، هم که با انشای مزین در این زمان تحریر یافته ، مثل کتاب « ظفرنامه شرف الدین علی یزدی » عادت حاصل کارمنشیان درباری است و اگر در جستجوی بازگشتی به زبان قرن هفتم و   هشتم و شیوه نویسندگی در آن عهد باشیم باید به آثار این دسته توجه کنیم .

به طور کلی می توان گفت : که نثر فارسی درین دوره به تدریج از مبالغه های صنعتی و فنی قرن های پیشین آزاد گشت .

و نگارش به سبک ساده عادی رواج گرفت . منتهی نفوذ واژه های ترکی در برخی از آثار این عهد به ویژه در متن های تاریخی به خوبی مشهود است . و علت آن ورود یک دسته از کلمات و اصطلاحات مغولی و ترکی جغتایی در زبان فارسی دیوانی و اداری آن زمان است .

( صفا ، جلد۳ ، صص ۲۰۱ – ۲۰۲ )

و در همین عصر است که عبدالرحمان جامی ، ظهور می کند که در بخش های بعدی ، درباره مهارت نویسندگی او در بهارستان ، به تفصیل سخن خواهیم گفت .

بخش دوم

120,000 ریال – خرید
 

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی: برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید


جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

دسته ها

آخرین بروز رسانی

    شنبه, ۲۰ آذر , ۱۳۹۵

اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.