تحقیق بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با کجروی اجتماعی در بین نوجوانان دانش آموز دختر


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

تحقیق بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با کجروی اجتماعی در بین نوجوانان دانش آموز دختر مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۱۴۸  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود تحقیق بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با کجروی اجتماعی در بین نوجوانان دانش آموز دختر نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست

مقدمه:   ۱
تاریخچه در جهان و ایران   ۴
سقراط: (۳۹۹ – ۴۷۰ قبل از میلاد)   ۵
افلاطون (۳۴۷- ۴۲۸ قبل از میلاد)   ۶
ارسطو (۳۲۲- ۴۸۳ قبل از میلاد)   ۶
چارچوب نظری تحقیق   ۱۳
دیدگاه زیست شناختی:   ۱۳
نظریه جانی زادگان:   ۱۴
نظریه آیزینگ:   ۱۴
نظریه تیپ شناسی شلدون:   ۱۵
تئوریهای روانشناسی انحرافات   ۱۶
مکتب فروید   ۱۸
۱- نهاد:   ۱۹
۲- من یا خود   ۲۰
۳- من برتر   ۲۰
نظر جامعه شناسان   ۲۱
انحرافات اجتماعی از نظر دورکیم   ۲۱
۱٫قواعد:   ۲۴
۲٫اتصال:   ۲۵
۳٫اختیار:   ۲۵
آلبرت کوهن:   ۳۳
تئوری برچسب زنی   ۳۷
نظریه ها:   ۴۱
نظریه مرتن:   ۴۲
تعاریف و اصلاحات مرتبط با کجروی اجتماعی و مفاهیم آن:   ۴۳
تعریف کجروی:   ۴۳
تعریف انحراف و یا کجروی اجتماعی:   ۴۴
تعریف انحراف اجتماعی با توجه به ملاک اجتماعی:   ۴۴
تعریف آماری کجروی اجتماعی:   ۴۵
تعریف بزهکاری:   ۴۶
تعریف رفتار انحرافی:   ۴۶
انواع انحرافات کجروی ها   ۴۷
۱- انحرافات غیرآگاهانه   ۴۷
۲- انحرافات آگاهانه:   ۴۸
کجروی گروهی:   ۴۹
بزهکاری نوجوانان:   ۵۰
انحراف جنسی:   ۵۲
عوامل مؤثر و مرتبط با کجروی های اجتماعی:   ۵۳
رابطه جنسیت با انحرافات:   ۵۳
تبیین جرم در گروههای سنی مختلف:   ۵۴
رابطه سواد با انحراف:   ۵۵
آموزشگاه و مدرسه به عنوان نهادی آسیب زا و آسیب زدا:   ۵۶
نقش معلم در گرایش نوجوان به انحرافات:   ۵۷
نقش روح جمعی حاکم در مدرسه در تمایل انحرافات دانش آموزان:   ۵۸
خانواده:   ۵۸
روش های نادرست والدین در دوران بلوغ:   ۶۰
خودخواهی و استبداد والدین در انضباط فرزندان:   ۶۱
افراط در محبت و عوارض ناشی از آن:   ۶۳
عوارض روانی افراط در اعمال قدرت:   ۶۴
عوارض ناشی از کمبود اعمال قدرت در خانواده:   ۶۵
گروه همسالان:   ۶۶
دوستان و تقلیدپذیری از آنان:   ۶۷
اعتیاد به مواد مخدر:   ۶۹
رابطه بزهکاری فرزندان و الکلیسم والدین:   ۷۰
فقر و بیکاری:   ۷۲
عقده حقارت:   ۷۳
عوامل اجتماعی بروز عقده حقارت:   ۷۴
طلاق:   ۷۵
از هم پاشیدگی کانون خانواده:   ۷۶
وضع روانی کودکان پس از طلاق والدین:   ۷۷
تأثیر وجود زن پدر بر ناسازگاری کودکان:   ۷۸
توجیه کیفی آثار شوم یتیمی:   ۷۹
نقش عدم کفایت مسکن در بروز کجروی:   ۸۱
سستی پایه های مذهبی:   ۸۲
اختلاف خانوادگی   ۸۳
جمع بندی و نتیجه گیری:   ۸۴
فایدة تحقیق:   ۸۷
اهداف تحقیق   ۸۹
بیان مسئله:   ۹۰
سؤالات تحقیق   ۹۵
فرضیه های تحقیق   ۹۶
روش تحقیق   ۹۸
جامعه آماری   ۹۸
حجم نمونه و روش نمونه گیری   ۹۸
ابزار اندازه گیری (ابزار سازی )   ۹۹
روش های تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات   ۱۰۰
متغیر های مورد مطالعه   ۱۰۱
انواع متغیر ها تحقیق:   ۱۰۱
تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها:   ۱۰۲
تحصیلات والدین :   ۱۰۲
درآمد :   ۱۰۲
شغل والدین :   ۱۰۳
پایگاه اجتماعی   ۱۰۳
نظارت اجتماعی   ۱۰۴
مشارکت های فرهنگی   ۱۰۴
خانواده از هم گسیخته   ۱۰۵
تعداد اتاق ها   ۱۰۵
نتیجه گیری:   ۱۳۴
پیشنهادات   ۱۳۸
تنگناها و محدودیت های پژوهش:   ۱۴۰
فهرست منابع:   ۱۴۱

فهرست منابع:

۱-  ستوده، هدایت الله (۱۳۸۰)، آسیب شناسی اجتماعی (جامعه شناسی انحرافات)، تهران: انتشارات آوای نور

۲-  ساروخانی، باقر (۱۳۷۰)، دائرة المعارف علوم اجتاعی، تهران، انتشارات کیهان.

۳-  دانش، تاج زمان (۱۳۷۲ )، اطفال و جوانان بزهکار، تهران: موسسه تهران تایمز

۴-  شیخاوندی، داور (۱۳۷۳)، جامعه شناسی انحرافات، گناباد: نشر مرندیز

۵-  گیدنز، آنتونی(۱۳۷۴)،‌جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی

۶-  شامبیان، هوشنگ (۱۳۸۲)، بزهکاری اطفال و نوجوانان، تهران: مجد ژوبین

۷-  شاه آبادی، محمدرضا (۱۳۸۳)، بزهکاری نوجوانان، تهران: محمدرضا شاه آبادی۱۷-

۸-  عظیمی، سیروس (۱۳۷۵)، اصول روان شناسی عمومی،‌تهران: انتشارات دهخدا.

۹-  هاشمی، سید مرتضی (نیم سال تحصیلی ۸۵-۸۶)، جزوه درسی جامعه شناسی انحرافات اجتماعی، انتشارات: مجتمع دانشگاهی ولیعصر

۱۰- وحید رضا (۱۳۸۲)، علل بزهکاری نوجوانان،‌ تهران: عابد

۱۱-محمدی اصل، عباس (۱۳۸۴)، درآمدی بر جامعه شناسی انحرافات رفتاری نوجوانان (بزهکاری نوجوانان)، رشت: حق سناس

۱۲- صالحی، ایرج (۱۳۷۱)، زنجیره های اعتیاد، تهران: انتشارات آوای نور

۱۳- کی نیا، مهدی (۱۳۸۲)،‌مبانی جرم شناسی، جلد دوم، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران

۱۴- کریمی درمنی، حمیدرضا (۱۳۸۲)، توان بخشی گروههای خاص، انتشارات گستره

۱۵- ماهنامه پیوند، (شماره ۲۵۵)، انشتارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران

۱۶- صالحی خواه، علی (۱۳۷۷)،‌ ریشه یابی انحرافات اجتماعی.

۱۷- احمدی، حبیب (۱۳۸۴)، جامعه شناسی انحرافات، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگا هها (سمت).

۱۸- بریرانی ، سیاوش /ابویی، جواد (۱۳۸۳) ، نقش عوامل خانوادگی در بزه کاری ، تهران : انتشارات امید روز.

۱۹-دانش ، تاج زمان ، مجرم کیست ، جرم شناسی چیست.

۲۰- رابطی، ایام ، (دی ماه ۱۳۸۴)، ماهنامه ایام ، شماره ۴۸٫

تعریف کجروی:

کجروی را می توان ناهمنوایی با هنجار با مجموعه ی معینی تعریف کرد که توسط تعداد قابل ملاحظه ای از مردم در اجتماع و یا جامعه ای پذیرفته شده است جامعه از اعضای خود انتظار دارد که از ارزش ها و هنجارها تبعیت کند ولی همیشه عده ای در جامعه هستند که پاره ای از مدل های رفتاری و ارزش ها را نپذیرفته و اطاعت نمی کنند و جامعه آنها را ناهمنوا و ناسازگار و آنهایی را که از ارزش ها و هنجارها تبعیت می نمایند «همنوا» می نامد و همچنین رفتار اشخاص ناهمنوا را ناهنجار و رفتار اشخاص همنوا را به هنجار می خوانند البته همه افراد همیشه رفتاری به هنجار و نابهنجار ندارند. بلکه ممکن است کسی که رفتاری نابهنجار دارد رفتار خود را با تغییر هنجارهای جامعه متعادل سازد و رفتاری بهنجار پیدا کند ولی اگر رفتار «نابهنجار» شخصی زودگذر نباشد و دیرزمانی ادامه یابد او را «کجرو و منحرف» و رفتارش «کجروی اجتماعی» می خوانند[۱].

تعریف انحراف و یا کجروی اجتماعی:

مفهوم انحراف و یا کجروی شامل هرگونه رفتاری می شود که با هنجارهای اجتماعی همنوایی ندارد اگرچه د رعمل همة هنجارهای اجتماعی به طور خاص دارای اهمیت یکسانی نبوده و عدم همنوایی با آنها ممکن است اغماض و حتی نادیده گرفته شود. بنابراین جامعه شناسی و جرم شناسی متوجه آن دسته از نقض هنجارها است که توسط عده زیادی از مردم گناه تلقی می گردد. از این رو انحراف یا کجروی اجتماعی عبارت است از رفتاری که هنجارهای اجتماعی را نقض کرده و در نتیجه از نظر تعداد بسیاری از مردم قابل نکوهش است[۲].

تعریف انحراف اجتماعی با توجه به ملاک اجتماعی:

انسان موجودی اجتماعی است که باید در قالب الگوهای فرهنگی و اجتماعی زندگی کند و یا اینکه تا چه حد رفتار فرد با هنجارها، سنت ها و انتظارات جامعه مغایرت دارد و جامعه چگونه در بارة او قضاوت می کند ملاک و معیار دیگری برای تشخیص رفتار غیرعادی است. بدین ترتیب رفتاری که مورد قبول جامعه نباشد نابهنجار بوده و انحراف تلقی می شود[۳].

همانگونه که ملاحظه می شود معیار بالا دارای محدودیت هایی است که اول اینکه هنجارهای اجتماعی نسبی اند یعنی رفتاری که در یک جامعه غیرعادی محسوب می شود ممکن است در جامعه دیگر عادی به حساب آید. دوم اینکه هنجارهای اجتماعی و ارزش های فرهنگی در شرایط مختلف ممکن است تغییر کند و به عبارت دیگر آنچه در یک زمان معمول است در زمان دیگر به هیچ وجه قابل قبول نباشد.

تعریف آماری کجروی اجتماعی:

یکی از روش های متداول برای تشخیص رفتار نابهنجار روش توزیع فراوانی خصوصیات متوسط است که انحراف از آن غیرعادی بودن را نشان می دهد و در روش آماری یک حد متوسط وجود دارد که افراد بهنجار را شامل می شود. کسانی که بیرون از این حد قرار دارند نابهنجار محسوب می گردند. هنجارها یا معیارهای اجتماعی مواردی هستند که اکثریت افراد جامعه آن را پذیرفته اند که این خود در واقع یک کلام آماری است. یعنی از نظر آماری وقتی گفته می شود که لباسی مد شده یعنی اکثریت افراد جامعه آن را می پوشند و بنابراین صنعتی که اکثر افراد جامعه نپذیرند خارج از هنجار محسوب شده و غیرطبیعی یا نابهنجار تلقی می شود. بر اساس تعریف آماری می توان گفت که نابهنجاری یعنی: انحراف کمی از معیار متوسط آماری[۴].

تعریف بزهکاری:

ژامبون مرلن می نویسد: «بزهکاری پدیده ای است که بدون توجه به برهکار می توان آن را مورد بررسی قرار داد و تراکم جرم، اهمیت گونه های مختلف جرایم تغییرات اجتماعی جرایم را از نظر مکان، زمان، نژاد، مذهب و … دقیقاً تحقیق کرد».

در ایران بزهکاری به کلیة جرایمی گفته می شد که در صورت ارتکاب، به موجب قوانین قصاص، دیات، حدود و تعزیرات دارای مجازات هستند. در نظام جزایی گذشته ایران بزهکاری شامل مجموعه جنایات، جنحه و خلاف های ارتکابی بوده است[۵].

تعریف رفتار انحرافی:

انحراف و یاکجروی در دایره المعارف علوم اجتماعی چنین تعریف شده است. «رفتاری است که مغایر با معیارهای پذیرفته شده یا انتظار اجتماعی گروه و یا جامعه خاص» به عبارت دیگر رفتار انحرافی به مفهوم رفتاری است که به طریقی با انتظارهای رفتاری مشترک یک گروه خاص سازگاری ندارد و یا اعضای جامعه آن را ناپسند و یا نادرست می دانند در واقع هر جا جامعه از اعضای خود انتظار دارد از ارزش ها و هنجارها تبعیت کنند اما همواره عده ای پیدا می شوند که پاره ای از این ارزش ها و هنجارها را رعایت نمی کنند. جامعه اشخاصی را که برخلاف آنها رفتار می کنند «ناسازگار» می خوانند از این رو مراد از ناسازگاری اجتماعی نقض هنجارهای اجتماعی است[۶].

انواع انحرافات کجروی ها

۱- انحرافات غیرآگاهانه

در تمام جوامع، یکی از هدف های نظام آموزشی جامعویدن و فرهنگساز کردن فرد است. خانواده، نیایشگاه (مسجد، کلیسا) مدرسه، رسانه های جمعی و سایر نهادهای جامعوی.

از طریق آموزش فرد را آماده می کنند تا صفحات و خصوصیات عضو جامعه یا جامعوی بودن را کسب کند. نوزاد انسان یکی از ناتوان ترین موجودات است و برخلاف سایر موجودات زنده، مدت ها طول می کشد تا تواایی زیست فردی و جامعوی کسب کند. لذا تا سن معینی امور جامعوی و ارزش های مربوط را فرا میگیرد.

حد سنی آموزش از جامعه ای به جامعة دیگر و نیز از امری به امر دیگر فرق می کند تا کودک به حد رشد بلوغ برسد. در قوانین اسلامی ایرانی، حد تکلیف شدن در واقع معادل با حد «اهلیت» است  و پیش از این دوره را باید حد غیرجامعوی نامید که نوجوان هنوز به سن قانونی نرسیده است. اگر پیش از این موقع، انحرافی از وی سرزند جامعه و قانون اغماض می کند و حجتی در سنین پایین تر به خاطر اهلیت نداشتن و «نادانی» اهمیتی به انحراف مربوط نمی دهند، زیرا آن را ناشی از ناآگاهی می دانند.

این امر تنها در مورد کودکان صادق نیست، بلکه بیماران روحی و پریش روانان بزرگسال هم تابع چنی داوری هستند؛ زیرا اعمال آن ها نیز احتمالاً نیندیشیده و ندانسته صورت می گیرد[۷].

۲- انحرافات آگاهانه:

این نوع انحراف آن است که فردی یا عده ای دانسته، بر اساس نظام ارزش های ویژه ای به اعمالی دست می زنند که با ارزش و اعتبارات جاری جامعه م نافات دارند. یکی از ملاک های تعیین کننده آگاهانه و غیرآگاهانه بودن اهلیت عاملین می باشد. هر چند که ممکن است انحرافی واقعاً ناآگاهانه بوده باشد. ولی استنباط جامعه از آن آگاهانه است بدین سان به شخص منحرف «بالغ» نسبتی داده می شود که پیش از آن دارا نبوده است.

باید در نظر گرفت که شخص منحرف همة ارزش های جامعه را نفی نمی کند، بلکه فقط قسمتی از آن ها را نمی پذیرد حتی ممکن است همة ارزش های موجود را بپذیرد و فقط در چگونگی قرار گرفتن آن ها در سلسله مراتب ارزش ها تجدید نظر به عمل آورد. مثلاً در مسائل دینی هر چند که بسیاری از ملل و اقوام هدف مشترک و واحدی چون ستایش خداوندگار دارند، ولی چگونگی این ستایش از قومی به قوم دیگر متفاوت است و چه بسا قومی خود را ذیحق و راه دیگران را باطل می پندارند[۸].

کجروی گروهی:

گروهی از افراد که به صورت دسته جمعی برخلاف هنجارهای پذیرفته شده فرهنگی جامعه عمل می کنند کجروی گروهی را مرتکب می شوند. کجروی گروهی معمولاً در داخل «خرده فرهنگ کجرو» جامعه انجام می گیرد. خرده فرهنگ منحرف، گروهی از کجروان را در بر میگرد که شیوه ی زندگی یکسانی دارند و پیوسته با یکدیگر در تماسند، یاری گر هم هستند و ضمن شرکت در فعالیتی که جامعه بزرگتر آن را انحراف آمیزی خواند به خرده فرهنگشان وفا دارند. آنان در مواقع ضروری پشتیبان و حامی یکدیگرند و برای ارتکاب رفتارهای خلاف تسهیلاتی را برای هم فراهم می آورند. مانند روسپیان، هم جنس بازان، معتادان، دسته های تبهکار، جیب برهای حرفه ای نمونه ای از این خرده فرهنگ ها را تشکیل می دهند[۹].

بزهکاری نوجوانان:

دوره نوجوانی که معمولاً از ۱۱ یا ۱۲ سالگی شروع می شود، متمم دوره کودکی است و دوره تحول جسمی و روانی فرد است. رشد سریع اعضا سبب بیداری هوس ها و احساسات و رویاهای گوناگون می گردد و از درون نوجوان فشارهایی را بر وی تحمیل می کند که برایش ناشناخته است. این فشارهای ناشناخته، نگرانی ها و هیجان هایی را در پی دارد که برای نوجوانان سابقه نداشته است. در این دوره عاطفه و احساسات نوجوان برای تأمین و درک لذت جنسی با یکدیگر همکاری می کنند و هر چه با عشق و زیبایی رابطه داشته باشد، بیشتر سبب هیجان ظاهری او می شود و قصورات و تخیلات شاعرانه و تعبیرات و تشبیهات او لذت آور و بی پایان است. به همین دلیل نوجوانان زودتر از بزرگسالان تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی قرار گرفته، مرتکب جرم می گردند. در این دوره پسران غالباً وسایل الکتریکی و وسایل نقلیه (دوچرخه و موتورسیکلت، اتومبیل) را به سرقت می برند[۱۰].

آنچه مسلم است اگر نوجوان به این نتیجه برسد که خانواده، مدرسه و دوستان به او بی توجه هستند، ممکن است واکنش های پرخاشگرانه از خود نشان دهد و یا به جامعه بدبین شده و در زمانی که خود را توانا احساس کند، از آن انتقام بگیرد.

تقلب، دروغ گویی،تجاوز و نقض هرگونه مقررات اجتماعی جزء سرنوشت آنها شده و هیچ گونه احساس گناه در برابر اعمال و رفتار زشت و مجرمانه خود نشان نمی دهند. بزرگترین دشواری جهان کنونی را افرادی فراهم می کنند که دچار نوعی اختلال های منشی هستند. بزهکاری از این دیدگاه یکی نوع علامت و نشانه اختلال عمیق در منش بزهکار است[۱۱].

همانگونه که ملاحظه می شود اختلال های منشی باعث به وجود آمدن انواع جرایم وانحرافات می شود. همچنین می توان گفت: خانواده نابسامان، از هم پاشیده و عدم مراقبت والدین و بی توجهی آنان به تعلیم و تربیت فرزندان و زندگی در محیط آلوده و منحرف کننده، اساس چنین رفتارهای انحرافی  غیرانسانی را در کودک پایه گذاری می نماید.

 

 

انحراف جنسی:

سخن از انحرافات جنسی چندان آسان نخواهد بود. ضابطه ای دقیق و جهانی برای تشخیص انحرافات جنسی در دست نیست. اجتماعیون روش های لذت و یا ارضای جنسی را مورد قبول و تصویب جامعه نباشد انحراف دانسته اند. زیست شناسی در روابط جنسی فقط به تولید مثل و بقای نوع توجه دارد. هرگونه آمیزش جنسی که در راه نیل به این هدف نباشد انحراف محسوب خواهد شد. اخلاق به ما دستور می دهد که زندگی و نحوه رفتار ما باید عاقلانه باشد و وجود ما منشأ خیر برای خود ما و نوع ما باشد. در ارضای تمایلات و شهوات نفاسانی رعایت خود و قیود مقتضی اجتماعی ضرورت دارد باید بر نیروی سهمگین شهوات جنسی مسلط بود وآن را به نفع خود و جامعه مهار کرد. به این ترتیب انحراف جنسی از نظر اخلاقی روشن است: هر نوع ارضای جنسی که م ورد نکوهش وجدان اخلاقی قرار گیرد و بلافاصله احساس ندامت دست دهد انحراف جنسی محسوب می شود. در مسأله زناشویی بعضی از انحرافات شناخته شده موجب می شود که بعضی از مردان وجهی به مقام والای انسانی زن ننماید و رفتاری غیرانسانی در پیش گیرند و بخواهند در روابط زناشویی خود طبع بیمارگونه آنان حکم فرما باشد[۱۲].

عوامل مؤثر و مرتبط با کجروی های اجتماعی:

رابطه جنسیت با انحرافات:

جرایمی که زنان مرتکب می شوند و حتی وسایل و روش هایی که به کار می گیرند با مردان متفاوت است. تئوری های زیست شناخیت این امر را به ترشح غدد جنسی نسبت می دهند. تئوری های زیستی – جامعه شناختی قدرت بدنی را مطرح می کنند و عنوان می کنند که جرایمی که نیاز به تحرک و چالاکی بیشتری دارد در میان مردان رایج تر است. اما آنچه مشخص است جرایم زنان بیشتر با فحشا مطرح می شود. قتل عمد به عنوان هم دستی با معشوق برای کشتن همسر نیز در این بین دیده می شود. جرایمی مثل سقط جنین نیز از جرایم زنان است. جنسیت در صورت پذیرش نظریه مرتون «تلاش و فشار برای موفق شدن» در نوع جرایم تأثیر دارد با توجه به عدم وجود وسایل برای دستیابی به اهداف در زنان می بایست جرایم زنان همواره بیشتر از مردان باشد حال آنکه جرایم زنان به مراتب کمتر است[۱۳].

همان گونه که ملاحظه می شود نوع جنسیت یکی از عوامل تأثیرگذار بر بروز کجروی های اجتماعی است. چنانچه مشاهده می شود میزان جرم و جنایت در مورد زنان بسیار کمتر از مردان است، احتمالاً به علت تفاوت های کلی اجتماعی شدن میان مردان و زنان و به علاوه شرکت زیادتر مردان در قلمروهای غیرخانوادگی.

تبیین جرم در گروههای سنی مختلف:

بین سن و جرم رابطه ی مستقیم وجود دارد. در بیشتر کشورها، حداقل سنی که کودکان در صورت انجام اعمال خلاف مسئول شناخته شده و محاکمه می شوند، هفت سالگی است . کودکان به دلیل نظارت و سرپرستی والدین کمتر مرتکب جرم می شوند. با شروع دوره بلوغ و فعالیت اجتماعی بر تعداد بزهکاران کودک و نوجوان افزوده می شود. البته حدود سنی که تعداد جرم ها را به حداکثر می رساند در کشورها و حتی مناطق مختلف یک کشور در دو جنس مرد  زن متفاوت است. «کتله»[۱۴] می گوید که تعداد بزهکاری در ۲۵ سالگی به حداکثر می رسد. در صورتی که «دوگریف»[۱۵] ۲۵ تا ۳۰ سالگی و زیلینگ[۱۶] ۲۵ تا ۳۵ سالگی را حداکثر تعیین می کنند. معمولاً موارد بزهکاری بعد از سن ۵۰ سالگی کاهش می یابد[۱۷].

به طور کلی ملاحظه می شود: اوضاع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی کشورهای مختلف در حداکثر و حداقل سن بزهکاری مؤثر است و سن می تواند یکی از عوامل گرایش و تمایل به کجروی محسوب گردد.

رابطه سواد با انحراف:

اگر سود به عنوان مکانیسم اجتماعی که می تواند هنجارها و ارزش ها را به شخص بیاموزد (جامعه پذیری) می توا به رابطه سواد وانحراف پی برد. سواد تنها آموزش علم نیست بلکه هنجارها و از این روی میزان جرایم در افراد بی سواد از نظر محتوا با جرایم تحصیل کرده ها متفاوت است. سرقت و فحشا جرایمی هستند که بیشتر در میان افراد بی سواد دیده می شود و اختلاس و رشوه خواری در میان افراد تحصیلکرده بیشتر دیده می شود. اما در بررسی دقیق تر مشخص می شود که خود سواد و فقر و سیستم برنامه ریزی اجتماعی – سیاسی ارتباط دارد. بنابراین معلول عوامل دیگر نیز باشد[۱۸].

همانگونه که ملاحظه می شود میزان تحصیلات و نوع سواد یکی از عوامل تأثیرگذار در کجروی محسوب می شود. به عبارت دیگر میزان تحصیلات می تواند بر چگونگی کجروی و انحراف دخالت داشته باشد.

آموزشگاه و مدرسه به عنوان نهادی آسیب زا و آسیب زدا:

آموزشگاه با تمام قوانین و مقرراتش به مثابه کارخانه ای است که مواد خام، چون کودکان، تحت شرایط خاص و در قالب ویژه، اعمال و رفتاری را فرا می گیرند که برای عمومی گروهها و طبقات یک جامعه ظاهراً یکسان است. کودکان در مدرسه با آموختن نظم و مقررات خود را برای اطاعت از قوانین کلان تر در جامعه آماده می سازند، کودکان در بازی های دسته جمعی می آموزند که چگونه و چرا باید اهداف گروهی را بر هدف های فردی خویش ترجیح دهند و کودک در مدرسه با اصل پاداش و کیفر آشنا می شود. اصلی که بعدها با ورود به عرصه های اجتماعی به طور رسمی تر و جدی تر مواجه می شود. آموزشگاه می تواند نهادی آسیب زا نیز تلقی گردد، زمانی که امکانات آموزشی به طور برابر در میان اقشار مختلف جامعه تقسیم نگردد، این عدم یکسانی و توازن می تواند عاملی در ایجاد تنش و بزهکاری در جامعه شود[۱۹].

از مطالب بالا می توان اینگونه نتیجه گرفت که مدرسه به عنوان نهادی آسیب زا باید تلاش در همسان سازی انسان ها بدون ارزش های قومی و فرهنگی و اجتماعی را هدف و مدنظر قرار دهد.

نقش معلم در گرایش نوجوان به انحرافات:

اگر نقش گروه همسالان را با اندک مسامحه ای در درجه ی سوم قرار دهیم قطعاً نقش معلم در درجه دوم اهمیت خواهد بود. بسیاری از کودکان ناخودآگاه تحت تأثیر معلم خود، تبلیغات او، روش زندگی و خط مشی او، امر و نهی او و حتی شغل و کار او قرار دارند. پس نقش معلم در این امر فوق العاده است.معلم طرح های تربیتی، برنامه ها، محتواها را جاندار می کند و بدان حرکت و روح می دهد، پس از وظایف سازندگان و پاسداران جامعه، توجه به معلم پس از والدین است. برای وصول به هدف سازندگی در همه زمینه ها و از جمله تربیت ما نیازمند به معلمان و مربیان با هدف ساخت و پرورده، اندیشمند و با تقوا و با ایمان هستیم[۲۰].

همان طور که ملاحظه می شود تأثیر معلمین مدرسه که فاقد اطلاعات و آموزش های لازم مربوط به فرزندان و نوجوانان می باشند خود را برای تمایل به کجروی و انحراف فراهم می سازد.

نقش روح جمعی حاکم در مدرسه در تمایل انحرافات دانش آموزان:

به عقیده جامعه شناسان فرد در اجتماع تحت تأثیر غلبه روح جمعی است. آدمی در میان جمع احساس گناه م یکند و همین احساس موجب و منشایی برای بسیاری از انحرافات است. بدین سان اندیشه و افکار جمع ممکن است سازنده و یا ویران کننده باشد، فرد را به تباهی و فساد سوق دهد و یا از انحراف و کجروی ها مانع گردد. با این تصویر کودکان را نباید در هر مدرسه ای و در هر محیطی رها کرد. محیط مدرسه ای که در آن نباید محل تجمع فضایل است با محیطی که در آن محل تجمع رذایل است. فرق خواهد داشت. بنابراین باید کوشید که مدرسه ها دارای نظامی اندیشیده و برنامه ای ارزنده و معلمانی با هدف و جهت دار باشد[۲۱].

همان طور که ملاحظه می شود باید به این نکته توجه نمود که هر مدرسه ای و محیط تحصیلی قادر نیست بپرورد و یا اهداف عالی در او پدید آورد. در نتیجه زمینه را برای تمایل به انحراف و کجروی در دانش آموزان ایجاد می نماید.

خانواده:

خانواده اساسی ترین نهاد «جامعه پذیر کردن کودکان» به ویژه در سالهای حساس اولیه زندگی است. خانواده تحت شرایط صحیحی کودکان را آماده می سازد تا توانایی بالقوه خود را شناسایی کنند و به عنوان افراد بالغ نقش های سودمندی را در جامعه بر عهده گیرند. کودکان در فرآیند جامعه پذیری در خانواده و امر و نهی والدین و تقلید و همانند سازی را که از مهمترین شیوه های انتقال ارزش ها و هنجارها و سنت های اجتماعی است یاد می گیرند. در حقیقت در خانواده است که کودکان می آموزند که چه چیزی درست و چه چیزی غلط است و چه چیزی خوب و چه چیزی بد است. طبیعی است که خانواده در طی نخستین سالهای زندگی کودک بر اثر تماس نزدیک و دایمی با او نقش قابل ملاحظه ای در شکل گیری شخصیت و رفتار وی دارد. محیط گرم و دوستانه خانواده که در آن پدر و مادر و اعضای دیگر خانواده دارای روابط خوب و صمیمانه ای هستند و معمولاً ک/ودکانی سالم با شخصیتی مثبت و فعال بار می آیند که بازتاب عشق و علاقه خانوادگی را به صورت کار و کمک به دیگران نشان می دهند. برعکس، خانواده از هم پاشیده و زندگی در محیط های آلوده و منحرف کننده، عدم مراقبت والدین و بی توجهی آنان به امر تعلیم و تربیت فرزندانشان اساس کجروی ها را در کودکی پایه گذاری می نماید که این امر در نوجوانی با شدت و حدت ظاهر می شود[۲۲].

همان گونه که ملاحظه می شود رابطه مستقیمی بین روابطی که در کانون خانواده می گذرد و کجروی جوانان آن وجود دارد بنابراین خانواده یکی از عوامل بسیار مهم در تمایل به کجروی و بالعکس به شمار می رود.

روش های نادرست والدین در دوران بلوغ:

از نظر روان شناسی دوران بلوغ و نوجوانی دوران تحول و انقلاب است. در این دوره، ضعف و مطیع مطلق بودن سپری می شود و جوان شخصیتی مستقل کسب می کند و از این دوره است که باید نحوه برخورد و میزان توقع پدر و مادر نسبت به فرزند باید تغییر کند.

والدین باید برای فرزندانشان استقلال و شخصیت قائل شوند. در این دوره حکومت صد در صد پدر و مادر بر فرزند خاتمه می یابد، رفتار پدر و مادر باید نسبت به فرزند صمیمی و خودمانی باشد تا فرزندان در سایه اعتماد و صمیمیت، والدین را مرجعی شایسته برای مشاوره خود بدانند و تمایلات و درونی و علاقه های خود را با آنها در میان بگذارند و به دیگران پناه نبرند. ولی با کمال تأسف می بینیم در خیلی از خانواده های مسلمان و بی اطلاع از ارزش تربیتی اسلام که با جدیدترین روش های درست تربیتی تطبیق می کند به این حقایق توجه نمی شود و در محیط خانواده برای جوانان حقی به نام اظهار نظر و بیان تمایلات وجود ندارد. این افراد برخلاف اصول عقلی و علمی هرگونه ابراز تمایلات فطری و غریزی آنان را حمل بر بی شرمی آنها می نمایند و در نتیجه رابطه صمیمی و همرازی بین پدر و مادر از یک طرف و فرزند از طرف دیگر به وجود نمی آید و یا از بین می رود و لذا دختران و پسران از افشا و اظهار خیلی از مسائل روانی خویش برای والدین خودداری می کنند و چون که محرم اسرار و رازدار خویش نمی دانند و نتیجه اینکه هم آنان از راهبر و محرمی دلسوز و با تجربه محروم می شوند و هم والدین از عکس العمل های دوران بلوغ فرزند خود بی اطلاع می مانند[۲۳].

همانگونه که ملاحظه می شود این بی توجهی ها و ناآگاهی ها نسبت به روش های تربیتی باعث انحراف فرزندان شده و آنها را در دام های خطرناکی مانند اعتیاد و سایر مسایل دیگر می افکند.

خودخواهی و استبداد والدین در انضباط فرزندان:

نفوذ قدرت پدر و مادر در فرزند به وسیله مهر و محبت و خشونت تأمین می شود. با علم به این موضوع که کودک همیشه خواهان مهر و مودت است بنابراین روشن است تا چه اندازه خشونت و قهر موجب انحراف او از مسیر عادی می گردد. ترس و هراس دوران کودکی هیچ گاه از روان آدمی زدوده نمی شود. کودکی که جای مهربانی با تنبیه خو می گیرد در دوران بلوغ ترسو و وسواسی و دچار عقده حقارت می گردد. متأسفانه اکثر پدران و مادران یا مربیان هنگام تعلیم و تربیت تحت تأثیر نحوه تربیتی خودشان قرار می گیردند و مشکلات و محدودیت های کودکی خود را به یاد آورده اند و از اینکه خود را دارای همان قدرت مربیان خود می بینند خشنود گشته و می کوشند تا همان رفتار را نسبت به کودکان تحت فرمان خود داشته و بدین سان خود را راضی می گردانند. شاید تأکید در اطاعت کورکورانه کودک ناشی از این نکته فریبنده باشد که بچه مطیع برای والدین دردسر کمتری دارد و اینگونه اطاعت یا انضباط که مبتنی بر ترس و از راه تنبیه حاصل می شود موجب اضمحلال حس ابتکار است اینگونه کودکان چون به سن بلوغ و رشد می رسند یا از هیچ مقامی اطاعت نمی کنند و را ه عصیان در پیش می گیرند و یا آنکه مطیع همه می شوند و برای فرمانبرداری و توسری خوردن آمادگی پیدا می کنند[۲۴].

چنانچه دیده می شود استبداد والدین در تربیت فرزندان اغلب با رفتار جنایی والدین در یک ردیف است کودکی که دچار خودخواهی و استبداد والدین خود می شود. در اثر تماسهایی که با اشخاص ناباب می گیرد از رفتار جنایی آنان پیروی می نماید می توان خودخواهی والدین را یکی از عوامل تأثیرگذار بر کجروی دانست.

افراط در محبت و عوارض ناشی از آن:

افراط در محبت نیز کودک را از حد تعادل خارج ساخته و دچار صدمه و لطمه می کند. والدین به گمان اینکه از این طریق به کودک خدمتی روا می دارند. او را دچار لطمه و عذاب می کنند. همچنین آنان تصور می کنند که محبت افراطی برای طفل آرامش و سکون می آورد و امر تربیت را آسان تر می سازد. افراط در محبت زیانبارتر از کمبود محبت است و صدمات و عوارضی در جنبه های مختلف برای طفل پدید می آورد. این کودکان از لحاظ اخلاقی متعادل نیستند. پرخاشگری، نافرمانی، خودخواهی و پرتوقعی، تحمل شکست و عصیان علیه پدر و مادر و هر کسی که در برابر او بایستد، عدم قبول مسئولیت و عدم توجه به حقوق و شخصیت دیگران از عوارض افراط در محبت است. محبت افراطی زمینه ساز لغزش و انحراف است. کودک به علت خودخواهی و پرتوقعی خود را پای بند ضوابط و مقررات نمی داند، به همین جهت بیشتر آنها را زیر پا می گذارند و این همان چیزی است که زمینه را برای فسق و فجور و انحراف مهیا می سازد[۲۵].

درست است که کودک به محبت و نوازش احتیاج دارد اما افراط در محبت مانند غذاست اگر به مقدار لازم و درجای خود صرف گردد مفید می باشد ولی اگر بیش از حد لزوم و به طور غیرمناسب مصرف گردد، زیان های خطرناکی خواهد داشت.

عوارض روانی افراط در اعمال قدرت:

افراط در اعمال قدرت به حسب اینکه چگونه اجرا می شود به نتایج متفاوتی منجر می گردد. به عبارت دیگر افرادی که قربانی ظلم و زورگویی محیط خانوادگی خود شده اند لزوماً تیپ واحدی را تشکیل نمی دهند . و برحسب زمینه خلقت فردی عکس العمل های متفاوتی از خود نشان می دهند. کودک حساس و هیجان پذیر غالباً از طریق استعفا کردن و اسلحه را به زمین نهادن عکس العمل نشان میدهد و از هرگونه فعالیت دست بر می دارد. شهامت و جرأت را کنار می گذارد و از همه چیز استعفاء می دهد. او گاهی به علت وحشت از خانه فرار می کند و گاهی نیز دست به خودکشی می زند. وقتی اولیاء دارای شخصیت پارانویید باشند کودکان نیز اغلب منشی چون پدر و مادر پیدا می کنند و تعارض و پرخاشگری را با تعارض و پرخاشگری پاسخ می دهند. در چنین مواردی در برابر شدت ها و سخت گیری های پدر و مادر، جوان نیز شدت رفتار نشان می دهد. در موارد بدخیم نزاع فرزند با ولی می تواند موجب مرگ پدر و یا نوجوان گردد. معمولاً کودکانی که در شرایط مذکور پرورش می یابند یا به عقب ماندگی عاطفی دچار می شوند و یا اینکه رفتار کودکانه در آنان باقی می ماند. به عبارت روشن تر کودک در بزرگسالی حس می کند که به اندازه کافی مجهز و قدرتمند نیست تا بتواند در زندگی از خود دفاع کند و به همین جهت از امور تازه و پیش بینی نشده می ترسد، تلقین پذیر است. همانند کودک از محیط برای رسید به هدفهای خود استفاده می کند. همیشه از محیط طلبکار است اما چیزی به محیط نمی دهد[۲۶].

همانطور که ملاحظه می شود وقتی پدر و مادری فوق العاده سخت گیر و خرده گیر باشند و به اصطلاح مو  را از ماست بیرون بکشند و رفتار فرزندانشان را همیشه تحت کنترل قرار بدهند، رفتار خود را روی کودک نیز منعکس می نمایند و زندگی کودک خود را در آینده دچار مشکل می کنند و آثار شومی را برای زندگی فرزندان خود رقم می زنند.

عوارض ناشی از کمبود اعمال قدرت در خانواده:

وقتی کودک نتواند در محیط زندگی خود اعمال قدرت سالمی را حس کند و نتواند در سایه این قدرت پناهگاه امنیتی را مشاهده نماید، در او تشویش به وجود می آید و در عمق ضمیرش نسبت به کسانی که می بایستی حامی او باشند به دلیل ضعف نمی توانند به او رضایت امنیت بدهند، احساس نفرت و تحقیر می کند واین امر ار یک نوع خیانت نسبت به خود محسوب می دارد. گاهی احساس نفنرت نیز با تحقیر و نفرت همراه می شود و به تدریج دو احساس دیگر را تحت الشعاع قرار می دهد. یکی از عکس العمل هایی که ممکن است در برابر این کمبود ایجاد گردد، گرویدن به گروه است. انتساب به گروه از نظر یک جوان جستجوی مأمنی است که به او امکان می دهد تا آنچه را ندارد جبران کند. او به وسیله همانند سازی با افراد بزرگتر و قدرتمند و روسا در جستجوی اثبات وجود و امنیت عاطفی و زور و قدرت است. چنین گروههایی به آسان جنبه ضد اجتماعی پیدا می کنند[۲۷].

آنچه مسلم است وجود یک منبع قدرت در پرورش یک شخصیت محکم و مقاوم اهمیت فراوانی دارد و عواقب و زیان های کمبود آن نه تنها فرد بلکه بر اجتماع نیز تأثیر می گذارد.

گروه همسالان:

عضویت در گروه همسالان برای نخسیتن بار کودکان را در فرآیندی قرار می دهد که بیشترین میزان جامعه پذیری به صورتی ناخودآگاه و بدون هرگونه طرح سنجیده ای در آن انجام می پذیرد و در نهایت کودکان می توانند معاشران و دوستان خود را انتخاب نموده و بر مبنایی برابر با سایرین به کنش متقابل بپردازند و گروه همسالان برخلاف خانواده و مدرسه کاملاً روی محور منافع و علایق اعضا قرار دارد اعضای این گروه می توانند به جستجوی روابط و موضوعاتی بپردازند که در خانواده و مدرسه با تحریم مواجه است. و به این ترتیب سعی می کنند از نفوذ این دو نهاد مهم بر خود جلوگیری نمایند و نقش ها و هویت های متمایزی و غالباً غیرمجاز را مستقر سازند. تأثیر گروه همسالان در دوره بلوغ به اوج می رسد یعنی دوره ای که این گروه سنی طبق سلیقه ها، نحوه پوشش، اصطلاحات، نهادها، ارزش ها و قهرمانان خود آماده شکل بخشیدن به یک خرده فرهنگ متمایز می باشد[۲۸].

همان گونه که ملاحظه می شود گروه همسالان از طریق اعطای پاداش و یا انتقاد و … در برابر همنوایی یا ناهمنوایی اعضاء با هنجارهای گروه تأثیر بسیار نیرومندی را بر رفتار و شخصیت اجتماعی آنان اعمال می نماید.

دوستان و تقلیدپذیری از آنان:

در آدمی نیروی تقلید قوی است و اگر آدمی فاقد این قدرت می بود سطح فرهنگ او هرگز بدین پایگاه نمی رسید و زندگی او همپایه زندگی نخستین آدمیان باقی می ماند. تلفیق پذیری از دیگر خصوصیات آدمی است اگر الگوهای مورد تقلید ممتاز و عالی و محتوای آن قدسی و ملکوتی و در راه اعتلای آدمی باشد وسیله ای برای برتر شدن و در نتیجه در راه سازندگی و تکامل و سعادت گام نهادن است. این مستلزم دقت و حسن انتخاب و پرورش اراده و تمرین و ممارست است. اما انسان کم و بیش تقلیدپذیری نسبت معکوس با قدرت اراده دارد. اشخاص ضعیف الاراده زودتر از افراد نیرومند تحت تأثیر و تلقین دیگران قرار می گیرند. دوستی و معاشرت و تجانس و سنخیت زمینه تلفیق پذیری آدمی را مساعدتر می سازد. دوستان و معاشران بیش از بیگانگان در زندگی ما مؤثرند. انتخاب دوستان و ایجاد ارتباط مستمر و رفت و آمد خانوادگی از مسائل حساس زندگی است و از این رو مصالحه و مسامحه در آن جایز نیست[۲۹].

با  عنایت به مطالب فوق می توان گفت دوستان و گروه همسالان می تواند از عوامل تأثیرگذار بر روی رفتارهای ضداجتماعی باشد. دوستان اگر کج خود و کجرفتار و از الگوهای ناباب و بدآموز باشند. کناره گیری و قطع رابطه با آنان اولی و الا باید به خاطر داشت که اگر به آتش آنان نسوزیم و آشیانه ما بر باد نرود حتماً دود آنان چشمان ما را متأثر و اشک آلود و نفس را در سینه تنگ خواهد کرد.

اعتیاد به مواد مخدر:

اعتیاد به مواد مخدر تقریباً پدیده ای نوظهور است که از عمر آن شاید بیش از ۱۵۰ سال نمی گذرد. البته مصرف ماده مخدر و حتی خوگیری و نیز استعمال تفننی به آن، تاریخی طولانی دارد. لیکن از قرن نوزدهم به بعد است که به سبب تأثیر فراوان بر جنبه های متفاوت زندگی اجتماعی انسان ها توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. تحقیقات نشان داده است که استفاده از مواد مخدر در گذشته صرفاً به بزرگسالان محدود بود و نوجوانان و جوانان به آن روی نیم آوردند. مصرف مواد مخدر به طور پراکنده در مراسم اعتقادی و مذهبی منحصراً توسط گروههای خاصی در شرایط معینی صورت می گرفت. اما بعدها هنگامی که مرفین، هرویین و کوکایین به بازار آمد مواردی از اعتیاد جوانان نیز مشاهده شد. در سال ۱۹۵۰ سازمان ملل متحد تعریف زیر را برای اعتیاد به مواد مخدر ارائه کرد: «اعتیاد به مواد مخدر عبارت است از مسمومیتن تدریجی یا حادی که به علت استعمال مداوم یک دارو اعم از طبیعی یا ترکیبی ایجاد می شود و به حال شخص و اجتماع زیان آور است[۳۰].

اعتیاد به مواد مخدر پدیده ای است که می توان آن را بلای خانمان سوز نامید، زیرا ویرانگری های حاصل از آن زمینه ساز سقوط بسیاری از ارزشها و هنجارهای فرهنگی و اخلاقی می گردد و سلامت جامعه را به مخاطره می اندازد و هر سال این بلای خانمان سوز قربانیان بی شماری را به آغوش سرد خاک می نشاند.

رابطه بزهکاری فرزندان و الکلیسم والدین:

کودکان والدین الکلیک از لحاظ تربیت دشوار و از لحاظ اخلاقی ضعیف، غالباً فاقد حس تنبیه و عقل سلیم و حساسیت بوده سرزنش در آنان مؤثر واقع نمی شود. بسیار تندخو، پرخاشگر، عصبانی و عصیانگر هستند. زود از کوره در می روند و بر احساسات خود تسلط ندارند، ضعف اراده و استعداد به تنبلی و ولگردی وکم هوشی و خودکشی از خصوصیات بارز آنهاست و چون به سن بلوغ رسند کسانی خواهد بود که کم و بیش فاقد ارزش اجتماعی می باشند. آمادگی فراوان برای اعتیاد به میگساری و تبهکاری جرایم جنسی خواهند داشت. والدین الکلیک فسادهای روان تنی خود را به فرزندان منتقل می سازند فرزندان علیل و ناتوان و مستعد ارتکاب جرم به بار می آورند و هم گروهی حاصل دست رنج خود را که باید صرف بهبود زندگی و فرزندان خویش سازند به پای دختران فاحشه نثار می کنند و از برآوردن نیازهای حیاتی فرزندان خود دریغ می ورزند و راه دزدی و جیب بری را به سوی آنان می گشایند و هم مستی آنان، مراقبت و امکان پرورش فرزندان را از آنان سلب می کند و هم فروافتادگی سطح اخلاق الکلیک، الگو و سرمشقی برای تقلید فرزندان می شود و نه تنها موجب عدم رشد معنوی آنان می گردد بلکه وسیله شکست معنوی آنان را فراهم می سازد[۳۱].

ملاحظه می شود الکل عامل قوی جرم زاست که حتی نقش تعیین کننده دارد و اغلب موارد تحریک الکلی رفتار مجرمانه در پی خواهد داشت و آنچنان نیرومند است که می تواند از مجرمان بالقوه تبهکارانی بالفعل بسازد.

تخصصی را برای افراد همه گروهها بر عهده دارد. اهمیت نقش رسانه هیا گروهی یا وسایل ارتباط جمعی، در روح مسائل زندگی یک جامعه در تمام ابعاد و جهات آن و اثری که مطالب آن و اثری که مطالبت آن بر افکار عمومی و بینش و سطح اعتلای فرهنگی دارد آشکار می شود. مطبوعات هر جامعه نمودار رشد و ترقی و تمایلات قلبی و زبان خواسته ها و طرز فکر و اندیشه و فرهنگ مردم آن جامعه است[۳۲].

همان طور که ملاحظه می شود مطبوعات مانند بسیاری از عوامل می تواند نقشی مضاعف داشته باشد در ردیف عوامل جرم زا قرار می گیرد و زمانی هم از عوامل بازدارنده محسوب می شود.

فقر و بیکاری:


۲- آگ برن و نیمکوت: زمینه های جامعه شناسی ص ۲۵۳٫

۳- ستوده، هدایت ا… آسیب شناسی اجتماعی ص ۲۵۳٫

۴- همان منبع ص ۳۴٫

۱- ساروخانی، باقر: دایره المعارف علوم اجتماعی، انتشارات کیهانی.

۲- مظلومان، رضا: جامعه شناسی کیفری ص ۱۱۴٫

۳- ژل میشل بست: جامعه شناسی جنایت، ترجمه فریدون وحیدا، ص ۲۴٫

۱- شیخاوندی، داور: جامعه شناسی انحرافات و مسائل جامعتی ایران سال ۱۳۴۸٫

۲- همان منبع.

۳- گیدنزه آنتونی: جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری ص ۱۳۱٫

۱- شاه آبادی، محمدرضا: بزهکاری نوجوانان، تهران ۱۳۸۳٫

۲- عظیمی، سیروس: اصول روان شناسی عمومی ص ۹۱۴٫

۱- مانسینی، ژال گابریل: فحشا و واسطه گی ص ۲۶٫

۲- هاشمی، سیدمرتضی: جزوه درسی جامعه شناسی انحرافات ص ۶۹٫

۳- Queteter

4- Degreeff

5-Seeling

6- ستوده، هدیت ا…: آسیب شناسی اجتماعی ص ۸۳٫

۱- هاشمی- سیدمرتضی: جزوه درسی جامعه شناسی انحرافات.

۲- خویشاوندی، داور: جامعه شناسی انحرافات ص ۳۶۸٫

۳- محمدی اصل، عباس: درآمدی بر جامعه شناسی انحرافات رفتاری نوجوانان ص ۸۹- ۸۸٫

۱- محمدی اصل، عباس، درآمدی بر جامعه شناسی انحرافات رفتاری نوجوانان ص ۹۰- ۸۹٫

۲- ستوده، هدایت ا…: آسیب شناسی اجتماعی ص ۴۱- ۴۰٫

۱- وحید، رضا: علل بزهکاری نوجوانان ص ۳۴- ۳۳٫

۲- بریرانی، سیاوش ابویی، جواد: نقش عوامل خانوادگی در بزهکاری

۱- وحید، رضا: بزهکاری نوجوانان ص ۲۰-۱۹٫

۲- وحید، رضا، علل بزهکاری نوجوانان ص ۱۰۷- ۱۰۶٫

۱- وحید، رضا: علل بزهکاری نوجوانان ص ۱۰۳٫

۲- ستوده، هدایت ا…: آسیب شناسی اجتماعی ص ۴۴٫

۱- شیخاوندی، داور: جامعه شناسی انحرافات ص ۹۷٫

۲- صالحی، ایرج: زنجیره های اعتیاد ص ۱۵۶٫

۱- همان منبع: ص ۲۰۰٫

۲- محمدنژاد، کاظم: وسایل ارتباط جمعی.

120,000 ریال – خرید
 

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله اقتدار دین در پالایش جامعه از انحرافات اجتماعی
  • مقاله بزهکاری
  • پایان نامه بررسی سنجش امنیت اجتماعی و امنیت روانی در میان دانشجویان
  • پایان نامه رابطه و ارتباط عوامل موثر امنیت روانی و پذیرش اجتماعی در میان دانشجویان
  • مقاله از اعتیاد زنان تا نابسامانی خانواده
  • برچسب ها : , , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      یکشنبه, ۱۴ آذر , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.