مقاله روند تاریخی مصرف کودهای شیمیایی


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله روند تاریخی مصرف کودهای شیمیایی مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۱۵۸  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله روند تاریخی مصرف کودهای شیمیایی نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست

فصل اول: مقدمه. ۱

۱-۱- روند تاریخی مصرف کودهای شیمیایی… ۲

۲-۱- مصرف کودهای شیمیای و امنیت غذایی… ۶

۳-۱- روش تعیین مصرف بهینه کودهای شیمیایی… ۱۰

فصل دوم: مروری بر مطالعات انجام شده. ۱۲

۱-۲- مطالعات خارج از کشور. ۱۳

۱-۱-۲- نقش کودهای شیمیایی در عملکرد محصولات کشاورزی.. ۱۳

۲-۱-۲- نقش کودهای شیمیایی در تخریب محیط زیست… ۱۸

۳-۱-۲- روشهای کنترل، مدیریت و جایگزینی مصرف کودهای شیمیایی… ۱۹

۲-۲- مطالعات داخل کشور. ۳۰

۱-۲-۲- مطالعات مربوط به تعیین مصرف بهینه کودهای شیمیایی… ۳۰

۲-۲-۲- گزارشات آلودگی محیط زیست بوسیله کودهای شیمیایی… ۳۱

۱-۲-۲-۲-گزارش آلودگی خلیج فارس: ۳۲

۲-۲-۲-۲- گزارش آلودگی تالاب انزلی… ۳۳

۳-۲-۲-۲- گزارش تالاب شادگان و طرح نیشکر خوزستان.. ۳۴

فصل سوم: روش شناسی تحقیق.. ۳۷

۱-۳- مقدمه. ۳۸

۲-۳- تابع تولید.. ۳۹

۱-۲-۳- فرم کلی تابع تولید.. ۳۹

۲-۲-۳- تولید نهایی… ۴۰

۱-۲-۲-۳- بازدهی ثابت نسبت به مقیاس…. ۴۰

۲-۲-۲-۳- بازدهی صعودی نسبت به مقیاس…. ۴۲

۳-۲-۲-۳- بازدهی نزولی نسبت به مقیاس…. ۴۳

۴-۲-۲-۳- نواحی تولید.. ۴۵

۳-۲-۳- انواع تابع تولید.. ۴۷

۳-۳- سطح بهینه مصرف نهاده ها ۴۹

۱-۳-۳- شرایط حداکثرسازی تولید.. ۵۰

۲-۳-۳- شرایط حداکثرسازی سود. ۵۱

۳-۲-۳- تعیین نقطه بهینه اقتصادی.. ۵۳

۳-۳- تعیین سطح بهینه مصرف نهاده ها در تابع چند جمله ای با ریشه دوم. ۵۳

۱-۳-۳- خواص تابع چند جمله ای با ریشه دوم. ۵۴

۲-۳-۳- شاخص دیویژیا ۵۵

۳-۳-۳- شرایط حداکثرسازی سود. ۵۶

۴-۳-۳- رابطه تعیین سطح بهینه. ۵۸

۵-۳-۳- رابطه تعیین تغییر تولید و سود در سطح بهینه. ۵۸

۴-۳- داده ها ۶۰

۱-۴-۳- مصرف نهاده کود شیمیایی… ۶۰

۲-۴-۳- قیمت نهاده کود شیمیایی و محصول گندم. ۶۷

فصل چهارم: یافتههای تحقیق.. ۶۸

۱-۴-مقدمه: ۶۹

۲-۴-بخش اول: مصرف بهینه کود شیمیایی… ۷۰

۱-۲-۴- تاریخچه مصرف کودهای شیمیایی در ایران و جهان.. ۷۰

۱-۱-۲-۴- مصرف جهانی کود شیمیایی: ۷۰

۲-۱-۲-۴- قیمت کودهای شیمیایی در جهان.. ۷۳

۳-۱-۲-۴- مصرف کودهای شیمیایی در ایران.. ۷۵

۴-۱-۲-۴- توزیع انواع کودهای شیمیایی… ۷۸

۵-۱-۲-۴- تولید و واردات کودهای شیمیایی… ۷۹

۲-۲-۴- تعیین سطح بهینه اقتصادی با قیمتهای یارانهای.. ۸۲

۱-۲-۲-۴- توابع تولید گندم آبی در برخی از استانهای کشور. ۸۲

۲-۲-۲-۴- مقدار بهینه مصرف کود شیمیایی در تولید محصول گندم آبی… ۸۵

۳-۲-۲-۴- تغییر مقدار تولید و سود در صورت استفاده از سطح بهینه (گندم آبی). ۹۰

۴-۲-۲-۴-توابع تولید گندم دیم در برخی از استانهای کشور. ۹۳

۵-۲-۲-۴- مقدار بهینه مصرف کود شیمیایی در تولید محصول گندم دیم. ۹۶

۶-۲-۲-۴- تغییر مقدار تولید و سود در صورت استفاده از سطح بهینه. ۹۹

۳-۲-۴- تعیین سطح بهینه اقتصادی با قیمتهای جهانی (حذف یارانهها). ۹۹

۱-۳-۲-۴- مقدار بهینه مصرف کود شیمیایی در تولید گندم آبی (بدون یارانه). ۱۰۰

۲-۳-۲-۴ تغییر تولید و سود با قیمتهای جهانی (گندم آبی). ۱۰۴

۳-۳-۲-۴- مقدار بهینه مصرف کود شیمیایی در تولید گندم دیم (بدون یارانه). ۱۰۶

۴-۳-۲-۴ تغییر تولید و سود با قیمتهای جهانی (گندم دیم). ۱۰۸

۳-۴- بخش دوم: آثار زیست محیطی مصرف بی رویه کودهای شیمیایی… ۱۱۰

۱-۳-۴- مقدمه. ۱۱۰

۲-۳-۴- آلودگی خاک… ۱۱۳

۳-۳-۴- نتیروژن و فسفر در خاک… ۱۱۵

۴-۳-۴- آلودگی آبهای زیرزمینی به نیترات.. ۱۱۸

۱-۴-۳-۴- بیماری متهوگلوبین (Methemoglobinma) 123

2-4-3-4- خطرات نیترات موجود در هوا ۱۲۵

۳-۴-۳-۴- اثرات سمی نیترات و نیتریت بر حیوانات.. ۱۲۶

۴-۴-۳-۴- سرطان.. ۱۲۷

۵-۴-۳-۴- تجمع نیترات در محصولات کشاورزی.. ۱۲۸

۵-۳-۴- کاهش عملکرد ناشی از مصرف بی‌رویه کودهای ازته. ۱۳۱

۶-۳-۴- اثرات مصرف بی‌رویه کودهای ازته بر محیط زیست… ۱۳۳

۷-۳-۴- پیامدهای زیاده روی در مصرف کودهای شیمیایی فسفری.. ۱۳۴

۸-۳-۴- اثرهای سوء تجمع فسفر. ۱۳۵

۱-۸-۳-۴- مسمومیت فسفری.. ۱۳۶

۲-۸-۳-۴- کاهش عملکرد. ۱۳۶

۳-۸-۳-۴- اثر بر عناصر کم مصرف.. ۱۳۶

۴-۸-۳-۴- اثر بر فعالیت میکوریزا ۱۳۷

۵-۸-۳-۴- اثر بر جذب فلزات سنگین.. ۱۳۸

۶-۸-۳-۴- تنزل کیفیت محصول.. ۱۴۱

۷-۸-۳-۴- اثر بر محیط زیست: ۱۴۱

منابع فارسی: ۱۴۴

منابع لاتین: ۱۴۶

منابع فارسی:

۱-  اخطاری، حمیرا. ۱۳۸۱: نگرشی اجمالی بر مدیریت مصرف کود شیمیایی در کشور ۱۳۸۰-۱۳۷۴٫ گزارش سازمان حفاظت محیط زیست، معاونت محیط زیست انسانی، تهران، ایران.

۲-     بای بوردی، محمد، ۱۳۷۹ فیزیک خاک چاپ ششم، انتشارات دانشگاه تهران، شماره ۱۶۷۲، ۶۷۱ صفحه تهران ایران.

۳-  بهتاش، خرهار. ۱۳۷۴٫ بررسی اثر کودهای شیمیایی از ته در تجمع نیترات در اندامهای قابل مصرف قلم پیچ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس.

۴-  خانی، محمدرضا، ۱۳۸۰٫ مدیریت زیست محیطی کنترل نیترات و کادمیم در شالیزارهای شمال کشور از طریق اسلاح کمی و کیفی کودهای شیمیایی. پایان نامه دکتری و مدیریت محیط زیست. واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران، ایران.

۵-  خبرگزاری میراث فرهنگی. (۱۳۸۴). ” ۷۰ درصد کانال های ورودی فاضلاب صنعتی به تالاب انزلی مسدود شد”.

۶-  خلدبرین، بهمن و طاهره اسلام زاده. ۱۳۸۰٫ تغذیه معدنی گیاهان عالی (جلد اول)، انتشارات دانشگاه شیراز، شماره ۳۲۸، شیراز، ایران.

۷-  تقوی نژاد، عباس. ۱۳۶۹٫ برآورد تابع تولید و بررسی عوامل مؤثر بر تولید گندم در واحد سطح استانها. پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی.

۸-  دژپسند، فرهاد. ۱۳۷۰٫ بررسی اثر تغییر سوبسید کود شیمیایی در تولید چغندر قند. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه شهید بهشتی.

۹-  رازقی خرد، محمدرضا. ۱۳۷۰٫ تجمع نیترات در سبزیجات و رابطه آن با کیفیت آنها، فصلنامه کشاورزی و دام، شماره ۱۱، صفحه ۲۸ الی ۲۹٫

۱۰- زارعی، حسین، ۱۳۷۴، تجمع نیترات در سبزیهای کاهو و اسفناج در ارتباط با مصرف کودهای ازته، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدس.

۱۱-  سماواتی، عباس، ۱۳۷۲٫ ترکیبات نیتروژن در آب، آب و محیط زیست شماره هفتم: ۱۲-۱۵ و شماره نهم: ۸-۱۳٫

۱۲- شاه مظفری، رحمان، ۱۳۷۴٫ بررسی وضعیت نیترات آبهای زیرزمینی شاهزارها در دو استان گیلان و مازندران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس.

۱۳- شاهرخ نیا، ع؛ ۱٫ راجع ره. کشاورز. ۱۳۷۲٫ نتایج طرح مصرف کود فسفر. براساس نتایج تجزیه خاک در طرح محوری گندم فارس. گردهمایی طرح محوری گندم شهریور ۱۳۷۲٫

۱۴-  عابدینی، منصور. ۱۳۷۸٫ شیمی محیط زیست (ترجمه). انتشارات مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ایران.

۱۵-  عزیزی، مجید.۱۳۷۲٫ عوامل مؤثر در تجمع نیترات در گیاهان، زیتون، شماره ۱۱۲، صفحه ۳۸ الی ۳۴٫

۱۶- عوضعلیپور، محمدصادق. ۱۳۷۲٫ بررسی اثر تغییر سوبسید کود شیمیایی بر تولید برنج. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه شهید بهشتی.

۱۷- کریمیان، نجفعلی، ۱۳۷۳، پیامدهای زیاده روی در مصرف کودهای شیمیایی، فسفری، مجموعه مقالات چهارمین کنگره علوم خاک ایران-دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان،صفحه ۲۰-۲۱٫

۱۸-  کریمیان نجف علی، ۱۳۷۱٫ شیمی خاک (جلد اول مبانی) (ترجمه). انتشارات مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ایران.

۱۹- کریمیان، نجفعلی، ۱۳۷۷، پیامدهای زیاده روی در مصرف کودهای شیمیایی فسفاتی، نشریه علمی پژوهشی –مؤسسه تحقیقات خاک و آب، جلد ۱۲، شماره ۴، تهران، ایران.

۲۰- قنبری، ع، ۱۳۷۱٫ ارزیابی گلخانه‏ای و آزمایشگاهی چندین عصاره گیر جهت تعیین فسفر قابل استفاده در بعضی از خاکهای مهم استان فارس. پایان نامه کارشناسی ارشد، بخش خاکشناسی دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز.

۲۱- محسنی، انوشیروان. ۱۳۶۷٫ بررسی آلودگی ابهای زیرزمینی منطقه بابل به یون  نیترات، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده پزشکی، دانشگاه تربیت مدرس.

۲۲- ملکوتی، محمد جعفر، ۱۳۷۸ کشاورزی پایدار و افزایش عملکرد با بهینه سازی مصرف کود در ایران. چاپ دوم با بازنگری کامل. نشر آموزش کشاورزی، معاونت آموزش و تجهیز نیروی انسانی، سازمان تات، وزارت کشاورزی، کرج، ایران

۲۳- ملکوتی، محمد جعفر؛ مهدی همایی ۱۳۸۳٫ حاصلخیزی خاکهای مناطق خشک و نیمه خشک “مشکلات و راه حلها” چاپ دوم با بازنگری کامل. دانشگاه تربیت مدرس، ۸۲، تهران، ایران.

۲۴- ملکوتی، محمد جعفر؛ حمید حسن مشایخی ۱۳۷۸ تعیین ضریب همبستگی مصرف کود با تولیدات کشاورزی در کشور. نشریه فنی شماره ۸۵، نشر آموزش کشاورزی معاونت تات وزارت کشاورزی، کرج، ایران.

۲۵- ملکوتی، محمد جعفر و سید عبدالحسین ریاضی همدانی ۱۳۷۰٫ کودها و حاصلخیزی خاک (ترجمه) مرکز نشر دانشگاهی شماره ۵۹۸، تهران، ایران.

۲۶- ملکوتی، محمد جعفر، ۱۳۸۱، بررسی اثر کودها ازتی در تجمع نیترات در سبزیهای مزارع کشور، گزارش نهایی سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی، تهران، ایران.

۲۷- موسوی، ط. (۱۳۸۳). ” بازتاب عدم ارزیابی های زیست محیطی در پروژه های ملی طرح نیشکر و تالاب شادگان”

۲۸-  مودی، ص. (۱۳۸۴) ” شریان‌ها، خلیج فارس را نابود می‌کنند”.

۲۹- میرنیا هریکنده‏ای، میرخلاق، ۱۳۷۵، بررسی کاربر مدل انتقال نیترات و بیلان مصرف ازت در شاینرار (آمل)، رساله دکتری، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس.

۳۰-  وزارت جهادکشاورزی. بانک هزینه تولید.

۳۱-  وزارت جهادکشاورزی. آمارنامه کشاورزی. سالهای مختلف.

۳۲-  بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران. ترازنامه بانک مرکزی. سالهای مختلف.

۳۳- هژبرکیانی، کامبیز. ۱۳۷۶٫ بررسی و تعیین مقدار بهینه اقتصادی استفاده از نهاده ها در کشت گندم. طرح تحقیقی وزارت جهادکشاورزی.

منابع لاتین:

۳۴-   Angle, J. S, Gross.C. M., Hill, R. L. and Mcinosh, M. S. (1993). “Soil nitrate concentration under corn as affected by tillage manure and fertilizer application; J.Environ. Qual.22:141-147.

35-  Antoniadou, T. and Wallach, D. (2002). “Evaluating optimal fertilizer rates using plant measurements”.  Journal of Applied Statistics, 2002, vol. 29, issue 7, pages 1083-1099.

36-  Ashokan S, R. and Chokshi, S, N. (1996). “Biotechnology: Problems; Concerns and Options”. No 1326, IIMA Working Papers from Indian Institute of Management Ahmedabad, Research and Publication Department.

37-  Balu, L, B. and Baanante, C, A. (1996). “World trends in fertilizer use and projections to 2020”. No 38, 2020 vision briefs from International Food Policy Research Institute (IFPRI).

38-   Balu, L, B. and Baanante, C, A. (1996). “The Role of Fertilizer in Sustaining Food Security and Protecting the Environment to 2020”. 2020 Discussion Paper No. 17, (InternationalFertilizerDevelopmentCenter).

39-  Balu L, B. and Carlos A, B. (1996). “Policies to promote environmentally sustainable fertilizer use and supply to 2020”. No 40, 2020 vision briefs from International Food Policy Research Institute (IFPRI).

40-   Bramley, R.G.V., N.J.Barrow and T.C.shaw. (1992). “the reaction between phosphate and dry soil.I.the effect of time, tempreature and dryness”, J.Soil Sci.43:749-758.

41-  Bauder, J.W., K. N. Sinclair and R. E. Lund. (1993). “Physico graphic and land use characteristics associated with nitrate-N in montana groundwater”. J.Environ. Qual.22:256-262.

42-  Bergestorm L.and N. Brink. (1986). “Errect of diffrentiate application of fertilizer N on teaching losses and distribution of inorgamz N in the soil”. Plant and soil.93. Pp:333-345.

43-  Comly.H.H. (1945). “Cyanosis in infants by nitrates in well water”. J.A.M.A Journal,Pp:129.

44-  Croppenstedt, A., Demeke, M. and Meschi, M, M. (2003). “Technology Adoption in the Presence of Constraints: the Case of Fertilizer Demand in Ethiopia”. Andre Croppenstedt: ESA, Food and Agriculture Organization of the UN, Rome, ItalyMulat Demeke: Addis Ababa University Review of Development Economics, vol. 7, issue 1, pages 58-70.

45-  Dertli,J.J and R.Rah. (1992). “Ues of critical curve to manage nitrate concentration on a vegetable”. Comn. Soil.SC1 plant And.23 (17-20):2711-2728.

46-  Deininger, K. and Olinto, P. (2000). “Why Liberalization Alone Has Not Improved Agricultural Productivity in Zambia: The Role of Asset Ownership and Working Capital Constraints”. No 2302, Policy Research Working Paper Series from The World Bank.

47-  Desai G, M. (1977). “Fertilizers in India’s Agricultural Development, Problems and Policies”. No 154, IIMA Working Papers from Indian Institute of Management Ahmedabad, Research and Publication Department.

48-  Desai, G, M. and Shah, D, C. (1978). “Growth Foodgrains Production in India, 1960-61 to 1975-76: Sources of Growth and Future Prospects”. No 201, IIMA Working Papers from Indian Institute of Management Ahmedabad, Research and Publication Department.

49-  Desai G, M. and Namboodiri N, V. (1983). “The Declaration Hypothesis and Yield Increasing Inputs in Indian Agriculture”. No 479, IIMA Working Papers from Indian Institute of Management Ahmedabad, Research and Publication Department.

50-  Desai G, M. (1984). “Growth in Fertilizer Consumption: Price and Non-Price Ploicies”. No 520, IIMA Working Papers from Indian Institute of Management Ahmedabad, Research and Publication Department.

51-  Dorenz, O.A. (1976). “Potential nitrate levels in edible plant parts”. University of california, USA.

52-  FADINAP, (1993). “Regional woekshop on cooperation in soil testing for Asia and the Pacific Bankek”. Thilond.

53-  Follett R.F and D.J.walker. (1989). “Groundwater quality concern about nitrogen”.Pp:1-2. In R.F. Folletted. Nitrogen management and ground water protection. Elsevier.Pub.co.New York.

54-  Foster, N. W., J. W. Nicolso and P. W. Hazlett. (1989). “Temporal variation in nitrate and nutrient cations in drainage waters from deciduous forest” .J. Environ. Qual. 18:238-244.

55-  Gavi, F.N., N.T. Basta and W.R. Rawn. (1997). “Wheat grain cadmiom as affected by long-term fertilization and soil activity”. J.Environ. Qual.26:265-271.

56-   Ghosh, N. (2003). “Promoting Bio-fertilizers in Indian Agriculture”.  IEG Discussion Paper Series No.69/2003.

57-   Goletti, F. (1994). “Agricultural market reforms in Egypt”. No 3, MTID discussion papers from International Food Policy Research Institute (IFPRI).

58-   Goletti, F.  and  Alfano, A. (1995). ” Agricultural input market reforms”. No 4, MTID discussion papers from International Food Policy Research Institute (IFPRI).

59-  Graybeal, D. K. (2000). “Variation in Marginal Response to Nitrogen Fertilizer between Locations”. Journal of Agricultural & Applied Economics, 2000, vol. 32, issue 2, pages 363-72.

60-  Gunther F.C. (1981). “Methemoglobin levels in young children consuming high nitrate well water in the united stated”. International Journal of Epidemiology. Vol 10, No.4, Pp:309-317.

61-  Gupta, A, P. (1988). “Financial Performance of Public Enterprises in India: A Case Study of Rashtriya Chemicals & Fertilizers Limited”. No 770, IIMA Working Papers from Indian Institute of Management Ahmedabad, Research and Publication Department.

62-  Gupta, A, P. (1989). “Public Finance Aspects of Indian Agriculture”. No 808, IIMA Working Papers from Indian Institute of Management Ahmedabad, Research and Publication Department.

63-  Halbery R. (1989). “Nitrate in groundwater in United state”. Pp:35-74. In R.F. Follet (ed.) Nitrogen Management and groundwater prodection. Elsvier Pub.Co. New York.

64-  Huang, W, Y. (2002). “Using Insurance to Enhance Nitrogen Fertilizer Application Timing to Reduce Nitrogen Losses”. Journal of Agricultural & Applied Economics, vol. 34, issue 1, pages 131-148.

65-  Isik, M. and Khanna, M. (2003). “Stochastic Technology, Risk Preferences, and Adoption of Site-Specific Technologies”. American Journal of Agricultural Economics, vol. 85, issue 2, pages 305-317.

66-  Jha, D. and Hojjati, B. (1993). “Fertilizer use on smallholder farms in Eastern Province, Zambia”. No 94, Research reports from International Food Policy Research Institute (IFPRI).

67-  Kanwar, S. (2004). “Relative Profitability, Supply Shifters and Dynamic Output Response:The Indian Foodgrains”.  No 133, Working papers from Centre for Development Economics, Delhi School of Economics.

68-   Karimian, N. (1995). ” Effect of Nitrogen and Phosphorus on Zinc Nutrition of Corn in Calcorous”. Planet Soil. J.  ۱۸: ۲۲۶۱-۲۲۷۱

۶۹-   Karimian, N., and A.Ghanbari. (1990). “Eualuation of different extractants for precliction of plant response to applied P fertilizers in highly calcareous soils”. Abit 10th world Fert. Congr. CIEC. P.25.

70-  keeney D.R. (1989). “Source of nitrate to groundwater”. Pp:23-34. In R.F. Follett(ed.) Nitrogen. Management and groundwater protection. Elsevier Pub.Co. New York.

71-   Kudeyarova, A.Yu. (1989). “Possible changes in enviroment associated with intensire application of phosphorus fertilizer”. Biology Bull. Acad. Sci. UssR.16:342-387. [Soil Fert. Abst.53:1339 (1990)].

72-  Lamb R, L. (2003).”Fertilizer Use, Risk, and Off-Farm Labor Markets in the Semi-Arid Tropics of India”.  American Journal of Agricultural Economics, vol. 85, issue 2, pages 359-371.

73-  Lucey K.g and D.A. Goolsby. (1993). “Effects of Climatic Variation over-11 years on No3-N Concentration the Roccon River”. Jowa.J.Environ Qual.22:38-46.

74-   Malakouti, M.J and A.Bybordi. (1999). “Efects of K, Zn and Mn on the reduction of nitrate and cadmium in potato tubers”. 14th EAPR conference, Sorrento, Italy.

75-  McCorriston, S. and Sheldon, I. (1993). “Optimal Trade Policies: An Application to the UK Fertilizer Market”. Oxford Economic Papers, 1993, vol. 45, issue 1, pages 118-29.

76-  McCorriston, S. (1993). “The Welfare Implications of Oligopoly in Agricultural Input Markets”. European Review of Agricultural Economics, vol. 20, issue 1, pages 1-17.

77-  McCorriston, S. (1993). “The Welfare Implications of Oligopoly in Agricultural Input Markets”. European Review of Agricultural Economics, vol. 20, issue 1, pages 1-17.

78-  McCorriston, S. and Sheldon, I. (1993). “Optimal Trade Policies: An Application to the UK Fertilizer Market”. Oxford Economic Papers, vol. 45, issue 1, pages 118-29.

79-  Minotti, P.L. (1977). “Critique of potential nitrate levels in edible plant parts”, cornell university, USA.

80-  Morgenstern, R, D. (1995). “Environmental Taxes: Dead or Alive?”. Resources for the Future Institute.

81-  Morton, Y. k., J. N. C. Lopes, I. C. Casanova., T. Matao and J. L. C. Lopes. (1992). “Organochlorine Pesticicle residues in human milk in the Riberao Preto region, state of sao Paulo, Brazil”. Archives of Environ contamin and toxicology.22:167-175.

82-  Namboodiri, N, V. (1997). “Determinants of Growth in Rice Productivity in India, 1980-95”. No 1414, IIMA Working Papers from Indian Institute of Management Ahmedabad, Research and Publication Department.

83-  Oliver, M.A. (1997). “Soil and human health: a review”. Europ.J.Soil Sci. 48:573-592.

84-  Pagiola, S. (2004). “Environmental and Natural Resource Degradation in Intensive Agriculture in Bangladesh”. Economics Working Paper Archive at WUSTL.

85-   Parikh, A. (1990). “Fertilizer Consumption in Bangladesh: Tobit Analysis of Farm Level Data”. Indian Economic Review, vol. 25, issue 1, pages 1-15

86-  Ranade, C, G. (1979). “Impact of Cropping Pattern on Agricultural Production”. No 305, IIMA Working Papers from Indian Institute of Management Ahmedabad, Research and Publication Department.

87-  Ravindra D, H. and Jagdip, M. (1994). “Estimation of Price Elasticity of Fertilizer Demand in India”. No 1197, IIMA Working Papers from Indian Institute of Management Ahmedabad, Research and Publication Department.

88-   Rechigel, J.E., G.G. Payame, A.B. Bottcher and P.S.Porter. (1992). “Reduced phosphorous application on bahiagrass and water quality”. Agron.J.84:463-468.

89-  Ribaudo, M., Cattaneo, A. and Agapoff, J. (2004). “Cost of Meeting Manure Nutrient Application Standards in Hog Production: The Roles of EQIP and Fertilizer Offsets”. Review of Agricultural Economics, vol. 26, issue 4, pages 430-444

90-  Ruben, R. and Lee, D, R. (2000). “Combining internal and external inputs for sustainable intensification”.  No 65, 2020 vision briefs from International Food Policy Research Institute (IFPRI).

91-  Schmitz, P. M. and Hartmann, M. (1994). “Agriculture and Chemistry” IFA Annual Conference, Turkey, 1994.

92-   Sharpley, A.N., J.S. Robinson and S.J. Smith. (1995). “Bioavailable phosphorus dynamics in agricultural soils and effects on water quality”. Geoderma. 67:1-15.

93-  Smil, V. (1999). “Long-Range Perspective in Inorganic Fertilizers in Intensive Golobal Agriculture”. Hignett Memorial Lecture, Florence, Alabama, USA.

94-  Soutwick L.un. (1995). “heaching of afrazine, and metribuzing for sugarcane in southern louisiana”. J.Enviro. Qual. 24.Pp:684-690

95-  Suzuki, A. (1997). “Fertilizer of Rice in Japan”. Japan FAO Association. Tokyo 1997.

96-  Weight, D. and Kelly, V. (1999). ” Fertilizer Impacts on Soils and Crops of Sub-Saharan Africa”. No 21, International Development Papers from Department of Agricultural Economics, MichiganStateUniversity.

 

۱-۱- روند تاریخی مصرف کودهای شیمیایی

آینده زندگی بشر پیوندی گسست ناپذیر با آینده کره خاکی که بر زندگی می­کند، دارد. امروزه بشر به خوبی دریافته است که بدون توجه به محیط زیست و پاسداشت موهبات طبیعت نمی­تواند به زندگی خود ادامه دهد. لیکن هنوز شاهد تخریب محیط زیست به دست انسان هستیم. هر روزه میلیونها تن مواد آلاینده در گوشه و کنار جهان روانه آبها، خاکها، دریاها و اقیانوسها می­شود، از سوی دیگر مقادیر عظیمی ­از گازهای سمی به همراه ذرات معلق شیمیایی روانه هوایی می­شود که امکان حیات حتی لحظه ای بدون آن وجود ندارد، جنگلهای سرسبز به دست نادانی بشر تبدیل به بیابانهای لم یزرع می­شود و خاک مراتع هرروز فرسوده تر و کم بازده تر می­شود، نسل حیوانات مختلف در معرض خطر انقراض قرار می­گیرد و چرخه های طبیعی حیات به دست بشر دچار اختلال و عدم تعادل می­گردند.

شاید بتوان گفت یکی از مهمترین رسالتهای انسان در هزاره جدید، بسیج شدن اندیشه ها و توانهای اجرایی برای حفاظت از محیط زیست باشد. در گوشه و کنار جهان هزاران کارشناس و محقق دست به کار شده­اند و ضمن مطلع نمودن جوامع بشری، دولتمردان و سیاستگزاران اقتصادی و اجتماعی از مخاطرات پیش روی محیط زیست، به دنبال راهکارهایی برای صیانت از این میراث مشترکند.

از میان بخشهای مختلف تولیدی، بخش کشاورزی بیشترین و نزدیکترین ارتباط را با محیط زیست دارد. این ارتباط یک رابطه متقابل و دوسویه است؛ از یک طرف فرسایش و تخریب محیط زیست، تولید و عملکرد محصولات کشاورزی را تحت تأثیر منفی قرار می­دهد و از جانب دیگر، مواد آلاینده بخش کشاورزی و مصرف بی رویه کودها و سایر مواد شیمیایی در این بخش، صدمات جبران ناپذیری را به محیط زیست وارد می­کند. خطرناکترین موقعیت زمانی است که این ارتباط به شکل یک دور باطل در می­آید؛ به این صورت که با تخریب محیط زیست و فرسایش خاک، کشاورزان مجبورند جنگلها و منابع طبیعی بیشتری را به کشتزار تبدیل نمایند و سطح مصرف کودهای شیمیایی را افزایش دهند و این فعالیتهای جدید موجب تخریب بیشتر محیط زیست می­گردد و به همین شکل دور باطل و منفی ایجاد می­شود که نتیجه آن چیزی جز نابودی محیط زیست و فقیرتر شدن کشاورز نیست. اولین اخطارها از ایجاد این دور باطل به خصوص در کشورهای کمتر توسعه یافته به گوش می­رسد.

تحقیق حاضر سعی دارد گوشه ای از این خطرات را مورد بررسی قرار دهد و با شناخت جزئیات و مشخصات این خطر، راهکارهایی مناسبی برای کنترل و دفع آن ارائه دهد.

مصرف بی رویه کودهای شیمیایی در بخش کشاورزی ایران خطری است که موضوع مورد بررسی این تحقیق می­باشد. کودهای شیمیایی در واقع عناصر غذایی مورد نیاز گیاهان می­باشد که به صورت مصنوعی تهیه شده است و اضافه بر عناصر موجود در خاک در اختیار گیاه قرار می­گیرد.

اصولاً سه نوع عنصر غذایی شامل نیتروژن، فسفر و پتاسیم در مقیاس وسیع به شکل کودهای شیمیایی تهیه می­شود. سولفور، کلسیم و منیزیم سه عنصر دیگری هستند که تولید مصنوعی آنها نیز در قالب کود شیمیایی قابل توجه است. این عناصر غذایی در ساختمان اجزاء مختلف گیاه مثل پروتئین، اسیدهای نوکلئیک و کلروفیل نقش دارند. علاوه بر این عناصر، گیاهان به هفت عنصر اساسی دیگر نیز در حد مقادیر خیلی کم نیاز دارند و ۵ عنصر خاص هم برای برخی از گیاهان خاص مورد نیاز می­باشد که این ناصر تحت نام کودهای ریزمغذی شناخته می­شوند و تولید آنها در سطح محدودتر و در مقیاس کوچکتر انجام می­شود.

مجموع این عناصر عملکردی اساسی در فرآیند متابولیسم گیاهی دارند و آنزیمهایی را می­سازند که وظیفه کنترل فرایندهای حیاتی گیاه را بر عهده دارند. کمبود هریک از این عناصر می­تواند رشد گیاه را به تأخیر اندازد و یا حتی موجب مرگ گیاه شود.

به طور کلی هدف از کوددهی به گیاهان را می­توان در سه اصل زیر خلاصه نمود:

– تأمین عناصر مورد نیاز گیاه برای یک سطح تولید بالا و اقتصادی

– جبران عناصر از دست رفته خاک ناشی از تولید و برداشت گیاهان قبلی

– بهبود شرایط نامساعد خاک و متعادل نمودن ترکیب و نسب عناصر موجود در آن

اصولاً یک رابطه تنگاتنگ میان استفاده از کودهای شیمیایی و میزان تولید کشاورزی وجود دارد و در واقع می­توان گفت بعد از آب، کود شیمیایی نهاده ای است که بیشترین تأثیر را در افزایش میزان تولید دارد.

استفاده از کودهای شیمیایی به صورت یک عملیات معمول زراعی از اواسط قرن نوزدهم در کشورهای اروپایی آغاز شد لیکن بیشترین افزایش در استفاده از کودشیمیایی در این کشورها مربوط به سه دهه پس از جنگ جهانی دوم می­باشد. در سال ۱۹۶۰، ۸۷ درصد از کل مصرف کود شیمیایی در جهان مربوط به کشورهای توسعه یافته و اتحادجماهیر شوروی بود که این روند تا دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی هم در این منطقه ادامه داشت و استفاده از کودشیمیایی در عملیات زراعی کاملاً نهادینه شده بود. طی این سالهای طلایی همراه با افزایش میزان و وسعت مصرف کودهای شمیایی، محصولات کشاورزی در این کشورها با رشدهای فزاینده تولید مواجه بودند و همزمان رشد صادرات محصولات کشاورزی نیز کمک زیادی به اقتصاد کشورهای مذکور می­کرد.

ولی بین سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۴ به طور ناگهانی مصرف کودهای شیمیایی در کشورهای توسعه یافته با کاهشی شدیدی مواجه شد به نحوی که مصرف سالانه ۸۴ میلیون تن کود در سال ۱۹۸۹ به ۵۲ میلیون تن در سال ۱۹۹۴ رسید و در کشورهای تازه استقلال یافته از شوروی سابق این مسأله حادتر بود(بعضاً کاهش ۸۰ درصدی). این مسأله عمدتاً ناشی از سیستمهای کشت فشرده در این نواحی بود که کودهای شیمیایی را به صورت ناکارا و در اندازه های بیش از حد نیاز به کار برده بودند و لذا اکنون خاکهای کشاورزی انباشته از بعضی از عناصر غذایی شده بودند و نیازی به کوددهی مجدد نبود.

در کشورهای در حال توسعه تا دهه ۱۹۶۰ کودهای شیمیایی بیشتر برای گیاهان چندساله نظیر چای، قهوه، تنباکو، نخل روغنی و کائوچو استفاده می­شد و استفاده برای محصولات مزرعه ای کمتر بود. ولیکن در سالهای اواخر این دهه و دهه های بعد وقتی که اثر برجسته کودهای شیمیایی در افزایش عملکرد گیاهان زراعی سالانه برای کشاورزان پدیدار گشت، استفاده از کودهای شیمیایی نیز به سرعت گسترش یافت هرچند هنوز در بعضی از کشورهای کمتر توسعه یافته نظیر کشورهای منطقه صحرای آفریقا به دلیل مسائل اقلیمی و اقتصادی چنین توسعه ای رخ نداده است.

از دهه ۶۰ مصرف کودهای شیمیایی در کشورهای در حال توسعه کم و بیش گسترش یافته است و در مقایسه با نسبت ۱۲ درصدی از کل مصرف جهانی اکنون به سهم ۶۳ درصد از کل مصرف جهان رسیده است. در واقع رشد سریع جمعیت و کمبود مواد غذایی عاملی بوده که این کشورها را برای گام نهادن در این مسیر وادار نموده است.

بین سال ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۸ مصرف کودهای شیمیایی در جهان از ۱۲۰ میلیون تن به ۱۳۶ میلیون تن افزایش یافت یا به عبارتی به طور متوسط سالانه ۳ درصد رشد نموده است که در این میان سهم چین، کشورهای جنوب آسیا و آمریکای لاتین از این افزایش به ترتیب ۱۰، ۵ و ۲ میلیون تن بوده است. لیکن در کشورهای صحرای آفریقا مصرف کود شیمیایی همچنان در سطوح پایین باقی مانده است. اصولاً بین کشورهای مختلف تفاوتهای زیادی در مصرف کود شیمیایی وجود دارد به عنوان نمونه جدول زیر مصرف مجموع سه نوع کود شیمیایی اصلی (نیتروژن، فسفات و پتاس) را در کشورهای گوناگون و در رابطه با محصولات مختلف نشان می­دهد:

جدول ۱-۱ مقایسه مرف کود شیمیای در چند کشور

محصول

کشور

مصرف(کیلوگرم در هکتار)

گندم

فرانسه

۲۴۰

روسیه

۲۵

برنج

کره جنوبی

۳۲۰

کامبوج

۴

ذرت

آمریکا

۲۵۷

تانزانیا

۱۲

پنبه

تاجیکستان

۴۶۱

بنین

۴۵

مأخذ: (IFA, 2000)

همان طور که ملاحظه می­شود مثلاً در مورد محصولی مانند برنج در حالیکه متوسط مصرف کود شیمیایی در کشور کره جنوبی ۳۲۰ کیلوگرم در هکتار است، کشاورزان کامبوجی به طور متوسط تنها ۴ کیلوگرم در هکتار کودشیمیایی برای تولید محصول برنج خود استفاده می­نمایند.

۲-۱- مصرف کودهای شیمیای و امنیت غذایی

با گسترش مصرف کودهای شیمیایی در جهان، صنعت تولید کود شیمیایی هم به صورت صنعتی جهانی درآمده است که به همان گستردگیش در کشورهای توسعه یافته، در کشورهای در حال توسعه نیز وسعت یافته است.

ماده اولیه تولید کودهای نیتراته، آمونیم است که می­توان آن را در هرکجا از طریق نیتروژن موجود در هوا و با صرف انرژی به دست آورد. از این رو نه تنها در کشورهایی که گاز طبیعی ارزان در اختیار دارند مانند کشورهای خاورمیانه و حوزه دریای کارائیب بلکه در کشورهایی که مراکز عمده مصرف این نوع کود هستند نظیر چین و جنوب آسیا نیز به نحو گسترده ای تولید می­شود.

تولید کننده های عده کودهای فسفاته، کشورهایی هستند که به منابع معدنی فسفات دسترسی دارند، آمریکا، جمهوریهای شوروی سابق، چین، آفریقا و خاورمیانه مراکز عمده تولید این نوع کود هستند. برخی از این کشورها، کشورهای در حال توسعه ای هستند که تولید کودهای فسفاته نقش مهمی در اقتصاد آنها دارد.

کود شیمیایی پتاس عمدتاً در کشورهای محدودی تولید می­شود به طوری که در سال ۱۹۹۶ روسیه و بلاروس به تنهایی ۲۳ درصد پتاس جهان را تولید می­کردند، کانادا ۳۵ درصد، اروپای غربی ۲۳ درصد و اردن و فلسطین اشغالی هم ۱۱ درصد کود پتاس جهان را تولید می­کنند.

اصول مسلم علم اقتصاد و تحقیقات علمی مختلف نشان می­دهد که سطح مصرف نهاده های تولید وابستگی زیادی به قیمت آن نهاده دارد. از اینرو در امر سیاستگذاری بخش کشاورزی، ابزارهای قیمتی همواره یکی از مهمترین و مؤثرترین ابزارهای سیاستی بوده­اند. سیاستی که در حال حاضر در مورد نهاده کودشیمیایی در کشور اجرا می­شود، سیاست پرداخت یارانه به این نهاده می­باشد. دولت به منظور کمک به کشاورزان و در جهت هدف رشد بخش کشاورزی، کودهای شیمیایی را به قیمت بسیار ارزان در اختیار کشاورزان قرار می­دهد.

پرداخت یارانه به نهاده های کشاورزی یک سیاست مرسوم در اکثر کشورهای جهان و به خصوص کشورهای در حال توسعه است. در واقع هدف اصلی از این کار، ترویج و ارتقاء نقش نهاده های مدرنی مانند کودهای شیمیایی است که می­تواند عملکرد محصولات زراعی را به نحو قابل توجهی افزایش دهد.

کشورهای در حال توسعه می­کوشند تا از این طریق غذای مورد نیاز جمعیت در حال رشد خود را تأمین کنند و در عین حال سطح درآمد و معیشت کشاورزان را نیز بهبود ببخشند و حتی از طریق ایجاد مازاد تولید محصولات کشاورزی، امکان صادرات این محصولات و کسب درآمد ارزی را نیز به وجود آورند.

تا سال ۲۰۲۰ جمعیت کنونی شش میلیارد نفری کره زمین به ۷ میلیارد نفر خواهد رسید. این افزایش شامل افزایش جمعیت چین از ۲/۱ میلیارد به ۵/۱ میلیارد نفر، جنوب آسیا از ۳/۱ به ۹/۱ میلیارد نفر و آفریقا از ۷/۰ به ۲/۱ میلیارد نفر خواهد بود. نرخ رشد جمعیت در آفریقا همچنان بالا خواهد بود و جمعیت بالا در چین و جنوب آسیا باعث می­شود که تمرکز افزایش جمعیت در دو دهه آینده در این سه منطقه باشد. IFPRI (1999) تخمین زده است که ۸۵ درصد از رشد تقاضا برای غذا ناشی از افزایش جمعیت طی سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۰ در کشورهای در حال توسعه خواهد بود.

FAO هم معتقد است که علاوه بر ۸۴۰ میلیون نفری که در سال ۱۹۹۲ از سوء تغذیه رنج می­بردند، ۶۸۰ میلیون نفر دیگر هم تا سال ۲۰۱۰ به این جمعیت اضافه خواهد شد که ۷۰ درصد این جمعیت در منطقه صحرای آقریقا و جنوب آسیا و به خصوص بنگلادش زندگی خواهند کرد.

در آفریقا و خاور نزدیک تعداد گرسنگان افزایش خواهد یافت و تعداد کثیری از این افراد روستاییان فقیری خواهند بود که علیرغم وجود عرضه کافی مواد غذایی، درآمد لازم برای تأمین حداقل نیاز غذایی خودشان را نخواهند داشت. زنان و بچه ها آسیب پذیرترین اقشار از این فرایند افزایش فقر خواهند بود و همه این مسائل ضرورت توجه به سیستمهای توسعه یافته کشاورزی که درآمد پایداری برای کشاورزان ایجاد کند را بیش از بیش نمایان می­سازد.

بر اساس تحقیقان مؤسسه تحقیقاتی سیاست بین المللی غذا IFPRI (1997) بین سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۲۰؛ تقاضای جهانی غلات بیش از ۴۱ درصد افزایش خواهد یافت و این افزایش در کشورهای در حال توسعه شدیدتر خواهد بود به نحوی که تقاضای غلات برای مصارف غذای انسان ۴۷ درصد و برای مصارف خوراک دام ۱۰۰ درصد افزایش خواهد یافت. در مورد محصولات دیگر نیز این رشد تقاضا وجود خواهد داشت.

از سوی دیگر درآمد هم رشد خواهد کرد و رشد درآمد سریعتر در کشورهای در حال توسعه همزمان با توسعه شهرنشینی در این کشورها باعث خواهد شد که تقاضا برای غذاهایی نظیر گوشت قرمز که وابسته به تولید علوفه و غلات هستند، افزایش یابد.

همه این موارد نشانگر این است که باید به دنیال رشد تولید محصولات کشاورزی و به خصوص افزایش عملکرد تولید در واحد سطح بود. تحقیقات IFPRI (1999) نشان می­دهد در حالیکه جهان نیازمند رشد ۴۰ درصدی تولید غلات تا سال ۲۰۲۰ می­باشد سطح زیر کشت غلات تا این سال تنها ۵ درصد رشد خواهد کرد و لذا پیاده سازی سیستمهای زراعی مدرن که بتوانند عملکرد در واحد سطح را افزایش دهند به خصوص در مناطق کمتر توسعه یافته ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

در این بین تخمین سهم کودهای شیمیایی در تأمین نیازهای آینده غذایی بشر به سادگی نیست ولیکن صدها مطالعه ای که در این زمینه انجام شده و تعدادی از آنها ذکر شد بیانگر آن است که مصرف کودهای شیمیایی یکی از مهمترین فاکتورهای موجود برای تأمین این نیاز است.

Swaminathan (1997) در مقاله خود می­گوید: ” کودهای شیمیایی کلید امنیت غذایی برای ۳٫۱ میلیارد نفر هندی در ساتل ۲۰۲۵ می­باشد. هیچ کشوری قادر نخواهد بود بدون استفاده از کودهای شیمیایی، تولید محصولات کشاورزی خود را افزایش دهد. بر اساس پیش بینی محافظه کارانه ۳/۱ میلیارد نفر هندی در سال ۲۰۲۵، هندوستان به ۳۰ تا ۳۵ میلیون تن سه نوع اصلی کودشیمیایی   (NPK) و ۱۰ میلیون تن کود از منابع طبیعی و ارگانیک برای تولید حداقل ۳۰۰ میلیون تن مواد غذایی در سال احتیاج خواهد داشت. دانشمندان نشانه های فزاینده ای از کمبود فسفر و پتاس در خاکهای کشاورزی یافته­اند به خصوص که با مصرف بی رویه کودهای نیتروژن دار به دلیل به هم خوردن نسبت تعادلی نیتروژن به فسفر و پتاسیم، این مسأله حادتر می­شود. همچنین نیاز به سولفور بری مزارع تولید دانه های روغنی و گیاهان خانواده لگومینه بیشتر احساس می­شود (IFA, 2000).

 هر چند بر اساس چنین نظراتی، کشورهای در حال توسعه تصمیم گرفته­اند که به نهاده های کشاورزی و به خصوص کود شیمیایی، یارانه پرداخت کنند و از این طریق با پایین آوردن قیمت آن کشاورزان را به استفاده از کود شیمیایی ترغیب نمایند اما ارزان بودن بیش از حد نهاده ها می­تواند باعث استفاده بی رویه و بیش از حد بهینه از آن گردد. این مسأله ایست که منجر به وارد آمدن آسیبهای فراوان به محیط زیست می­گردد.

 به هر حال امروزه استفاده از کود شیمیایی بخش جدایی ناپذیر از فرآیند تولید محصولات کشاورزی گردیده است و روند مصرف آن مرتباً در حال افزایش است. کودهای شیمیایی ترکیب عناصر موجود در خاک را به هم می­زنند و موجبات فرسایش خاک را فراهم می­کنند. از سوی دیگر ترکیبات نیتراته موجود در کودهای شیمیایی همراه با آب آبیاری یا باران شسته شده و پس از عبور از سطح خاک وارد آبهای زیرزمینی می­شود و مشکل آلودگی آبهای زیرزمینی را ایجاد می­کند. بخش دیگری از این املاح شیمیایی که در آبهای سطحی محلول گشته است وارد آب رودخانه ها، تالابها و دریاها می­شود. وجود این عناصر غذایی در آب سبب ازدیاد توده گیاهان و آبزیان کلروفیلدار موجود در آب گشته و به دلیل استفاده این توده از اکسیژن آب، سطح اکسیژن آب کاهش یافته و باعث مرگ سایر آبزیان و به خصوص ماهیها می­گردد. استفاده بی رویه از کودهای شیمیایی همچنین باعث کاهش موجودات زنده خاک می­گردد و خاکهای کشاورزی را به زمینهای مرده و با حاصلخیزی بسیار پایین تبدیل می­کند.

همه این عوامل در کنار هم باعث می­شود که مصرف بی رویه کودهای شیمیایی در بخش کشاورزی را یک خطر عمده برای محیط زیست بدانیم. لذا تأکید اصلی تحقیق حاضر بر تعیین سطح بهینه مصرف کودشیمیایی می­باشد.

۳-۱- روش تعیین مصرف بهینه کودهای شیمیایی

از نقطه نظر تئوریک، سطح بهینه مصرف یک نهاده را می­توان از طریق تابع تولید و سود آن محصول به دست آورد. تابع تولید رابطه فنی بین نهاده های تولید و مقدار تولید را نشان می­دهد و تابع سود هم با وارد کردن قیمت نهاده ها و محصول در این رابطه امکان برآورد سطح بهینه فیزیکی و اقتصادی یک نهاده را فراهم می­کند.

تعداد زیاد و پراکندگی و نقص اطلاعات موجود سبب می­گردد که نتوان سطح بهینه مصرف کودشیمیایی را برای تمام محصولات کشاورزی در یک تحقیق تعیین کرد. لذا در این تحقیق محصول گندم به عنوان شاخصی از کل محصولات زراعی کشور انخاب شده و سطح بهینه مصرف کود شیمیایی برای این محصول برآورد می­گردد. با توجه به اینک گندم بیشترین سطح زیر کشت را نسبت به محصولات دیگر به خود اختصاص داده است و محصولی است که جایگاه فوق العاده و استراتژیکی در بحث امنیت غذایی کشور دارد بنابراین می­تواند شاخص بسیار مناسبی برای تعیین وضعیت کلی مصرف کودهای شیمیایی در بخش کشاورزی ایران باشد.

مزیت عمده دیگری که استفاده از محصول گندم برای هدف مورد نظر این تحقیق دارد این است که توابع تولید گندم برای هر دو نوع گندم آبی و دیم و در تمام استانهای کشور قبلاً برآورد گردیده است و نیازی به برآورد مجدد آنها وجود ندارد. هرچند توابع مذکور در سال ۱۳۷۶ برآورد گردیده­اند ولی با توجه به اینکه تغییرات در بخش کشاورزی کند و بطئی می­باشد این توابع هنوز قابل استنادند. البته در این تحقیق از آخرین اطلاعات منتشر شده وزارت جهادکشاورزی در مورد سطح مصرف کودهای شیمیایی در استانهای مختلف و قیمت این نهاده استفاده خواهد شد. اطلاعات مزبور مربوط به سالهای زراعی ۷۹-۱۳۷۸، ۸۰-۱۳۷۹ و ۸۱-۱۳۸۰ می­باشد که از منبع بانک اطلاعاتی هزینه تولید وزارت جهادکشاورزی استخراج گردیده است.

پس از تعیین سطح بهینه استفاده از نهاده کود شیمیایی در استانهای مختلف کشور می­توان از طریق مقایسه آن با سطح متوسط مصرف کنونی فرضیه مصرف بیش از حد بهینه این نهاده کشاورزی را ثابت نمود. علاوه بر این با استفاده از اطلاعات مذکور می­توان قیمتهایی را برای کود شیمیایی تعیین کرد که منجر به استفاده از سطح بهینه کود شیمیایی گردد. همچنین اثر بازگشت به سطح بهینه بر تولید و سود کشاورز نیز از همین طریق قابل محاسبه خواهد بود.

به طور کلی پایان نامه حاضر شامل ۵ بخش می­باشد. پس از بخش اول که مقدمه­ای برای ورود به مطلب بود در بخش دوم مروری بر منابع و پیشینه تحقیقاتی موضوع در جهان و ایران انجام شده است. بخش سوم مربوط به مواد و روشهاست که در آن روش شناسی تعیین سطح بهینه استفاده از نهاده کود شیمیایی به تفصیل شرح داده شده است. بخش چهارم یافته های تحقیق را به نمایش می­گذارد این یافته ها شامل دو قسمت است که قسمت اول آن مربوط به یافته های تحقیق در مورد آثار زیانبار مصرف بی رویه کودهای شیمیایی بر محیط زیست است و قسمت دوم آن نتایج حاصل از مدل تعیین سطح بهینه مصرف کود شیمیایی در مورد محصول گندم را نشان می­دهد و سرانجام بخش پنجم این تحقیق شامل نتیجه گیری از یافته های تحقیق و ارائه پیشنهاداتی برای کنترل، مدیریت و اصلاح روشهای ناکارای فعلی در مورد مصرف کود شیمیایی در بخش کشاورزی ایران می­باشد.

 

فصل دوم: مروری بر مطالعات انجام شده

۱-۲- مطالعات خارج از کشور

۱-۱-۲- نقش کودهای شیمیایی در عملکرد محصولات کشاورزی

اگر کود شیمیایی به یکباره از چرخه تولید کشاورزی حذف شود، چه اتفاقی می­افتد؟ پاسخ این سؤال می­تواند ما را در تصمیم گیری بهتر برای کاهش یا عدم کاهش کودهای شیمیایی به دلیل آثار مخرب زیست محیطیشان راهنمایی کند.

سریعترین و اولین اتفاق یقیناً کاهش عملکرد محصولات کشاورزی خواهد بود و در واقع عملکرد به سطح پایداری که توان حاصلخیزی طبیعی خاک تعیین می­کند، می­رسد. هرچند تحت آن شرایط جدید سیستم زراعی و اصول مدیریت کشاورزی نیز تغییر خواهند کرد و سعی در کسب بهره وری بالاتری خواهند نمود لیکن کاهش سطح فعلی تولید و عملکرد زراعی اجتناب ناپذیر خواهد بود و تحت چنین شرایطی کشورهای فقیرتر صدمه بیشتری خواهند دید.

Schmitz و Hartmann (1994) یک مدل برای اندازه گیری اثرات حذف مواد شیمیایی (شامل کودهای شیمیایی) از چرخه کشاورزی در آلمان تخمین زدند. طبق محاسبه آنها تنها با نصف کردن کاربرد کودهای نیتروژن دار، در کوتاه مدت، عملکرد زراعی۲۲ درصد افت خواهد نمود و در میان مدت و بلند مدت به ترتیب شاهد کاهش ۲۵ و ۳۰ درصدی عملکرد خواهیم بود. همچنین در میان مدت سود مزرعه ۴۰ درصد و درآمد کل ۱۲ درصد کاهش خواهد یافت. در چنین شرایطی تولید کل غلات در آلمان نیز تا ۱۰ درصد کاهش خواهد یافت که این مسأله سبب فشار بر نیروی کار بخش کشاورزی، کمبود در صنایع غذایی، کاهش صادرات و افزایش واردات و نهایتاً افزایش ۵ درصدی در قیمت جهانی غلات خواهد شد.

هرچند تمام این مسائل نمی­تواند توجیهی برای تخریب روزافزون محیط زیست باشد لیکن در بحث توسعه پایدار تمامی ­این مطالب در نظر گرفته می­شود و ترکیبی تعادلی برای تأمین حداقلهای هر بخش جستجو می­شود که در بخشهای بعدی مفصلاً بحث خواهد شد. لیکن فعلاً آنچه که از این تحقیقات روشن می­شود این است که از دیدگاه اقتصادی حذف کامل یا عمده مصرف کودهای شیمیایی اثرات مخرب اقتصادی در پی خواهد داشت.

نگاهی به مسیر توسعه مصرف کودهای شیمیایی در کشور فرانسه این مسأله را بیشتر روشن خواهد نمود. در فرانسه و در سال ۱۸۵۰ متوسط عملکرد گندم در هر هکتار ۱۰۰۰ کیلوگرم بود که تا سال ۱۹۵۰ با مصرف کل ۱/۱ میلیون تن کودشیمیایی در این کشور متوسط عملکرد به ۱۶۰۰ کیلوگرم در هکتار رسید و تا سال ۱۹۷۳ که مصرف کود شیمیایی به ۸/۵ میلیون تن رسیده بود و از آن مقدار ۸/۱ میلیون تن کودهای نیتروژن دار بود، عملکرد تولید گندم نیز به ۴۵۰۰ کیلوگرم در هکتار رسید و در بین سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ که مصرف کود شیمیایی به ۸/۴ میلیون تن کاهش یافته ولی ترکیب کودهای نیتروژن دار آن به ۴/۳ میلیون تن افزایش یافته بود، عملکرد گندم نیز به ۶۷۷۷۲ کیلوگرم در هکتار رسید.

 هرچند تمام این افزایش عملکرد را نمی­توان ناشی از افزایش مصرف کودهای شیمیایی دانست و در این بین ابزارهای مدرن کشاورزی، روشهای بهزراعی، بذرهای اصلاح شده و مواردی از این دست نیز اثری برجسته و مهم داشته­اند لیکن اثر افزایش مصرف کود شیمیایی نیز غیرقابل انکار است.

از سوی دیگر تمامی این موارد سبب بهبود وضع زندگی در فرانسه شده­اند به نحوی که در سال ۱۹۵۰، ۵۰ درصد درآمد خانوارها صرف خرید مواد غذایی می­شد ولی در حال حاضر این نسبت به ۲۰ درصد کاهش یافته­است و فرانسه به دومین کشور صادرکننده محصولات کشاورزی در جهان تبدیل شده است.

در چین سالهای متمادی که تولید برنج با تکیه بر حاصلخیزی طبیعی خاک بود، عملکرد آن در محدوده ۷۰۰ کیلوگرم در هکتار بافی مانده بود ولی طی ۴۰ تا ۵۰ سال اخیر در پی ترکیب استفاده از ارقام اصلاح شده و کودهای شیمیایی در مزارع برنج، متوسط عملکرد مرتباً افزایش یافت به نحوی که در سال ۱۹۹۶ به ۵۹۵۸ کیلوگرم در هکتار رسید.

Rao و Srivastava (1998)  معتقدند که کودهای شیمیایی نقش بزرگی در کشاورزی هند داشته است. مصرف کودهای شیمیایی از ۱۳/۰ میلیون تن در سال ۵۶-۱۹۵۵، طی چهار دهه به ۳/۱۴ میلیون تن در سال ۹۷-۱۹۹۶ رسیده است. در واقع در پی رشد فزاینده تقاضا برای غذا، فیبر، سوخت و خوراک دام، که از نتایج رشد سریع جمعیت بود، مصرف کودهای شیمیایی سالانه افزایش یافته است و نقش آن در تولید که در سال ۱۹۵۰ تنها یک درصد بوده است به ۵۸ درصد در سال ۱۹۹۵رسیده است. این افزایش تلاشی برای رشد تولید محصولات کشاورزی و تأمین غذا برای مردم بوده است و اکنون توجه اصلی به سمت امنیت محیط زیست و پایداری تولید کشاورزی همزمان با حفظ سودآوری مزارع کشاورزی معطوف گشته است (IFA, 2000).

اصولاً، تخمین سهم کودهای شیمیایی در تولید جهانی محصولات کشاورزی به دلیل دخالت دهها عامل دیگر در این فرایند بیولوژیک، کار مشکلی است لیکن تخمینی که توسط IFA در مورد کشورهای در حال توسعه بعد از سال ۱۹۷۰ صورت گرفته است، نشان می­دهد که حذف کودهای شیمیایی از فرایند تولید محصولات کشاورزی سبب افت ۴۰ تا ۵۰ درصدی عملکرد خواهد شد. بر اساس برخی از داده های کشور چین نیز ۴۰ تا ۵۰ درصد تولید علوفه و ۴۷ درصد تولید پنبه سهم عامل کودشیمیایی تخمین زده شده است. Smil (1999)  نیز در تحقیق خود نشان داده است که ۴۰ درصد پروتئینی که در رژیم غذایی انسان وجود دارد از طریق نیتروژنی که در کودهای شیمیایی وجود دارد، تأمین می­شود.

مطالعه Suzuki (1997) در ژاپن نیز نشان می­دهد که عملکرد تولید بدون استفاده از کودهای شیمیایی تنها ۴۰ درصد عملکرد در مزارعی است که از کود شیمیایی استفاده می­نمایند.

مطالعه Mackenzie و Taureau (1997) در انگلستان نشان می­دهد که عملکرد گندم زمستانی در صورت عدم استفاده از کود شیمیایی از ۷ تن در هکتار به ۴ تن در هکتار کاهش می­یابد. آنها دریافتند که به ازای هر یک کیلوگرم کود نیتروژن دار اضافه تر در هکتار، ۲۴ کیلوگرم بر تولید گندم اضافه می­شود (IFA, 2000).

همچنین بر اساس بررسی تعداد وسیعی از مطالعات در سرتاسر جهان، FAO (1984) معتقد است که به ازای هر یک کیلوگرم کودشیمیایی که شامل هر سه نوع نیتروژن، فسفات و پتاس باشد، حدود ۱۰ کیلوگرم به تولید غلات اضافه می­گردد.

Nambiar (1994) نتایج تحقیقات خودش در مورد کشاورزی هند را به صورت جدول زیر خلاصه نموده است (IFA, 2000):

جدول ۱-۲ عملکرد محصولات زراعی با استفاده از کود بدون استفاده از کود

محصول (عملکرد برحسب کیلوگرم در هکتار)

بدون استفاده از کود

استفاده از سه کود اصلی(NPK)

استفاده از سه کود اصلی به اضافه ریزمغذی ها

برنج

۱۷۵۱

۳۶۰۷

۳۹۹۴

گندم

۹۹۴

۳۳۴۲

۳۵۴۵

مأخذ: (IFA, 2000)

مطالعه ای که توسط زوبری(۱۹۸۹) (:هژبرکیانی، ۱۳۷۶) در مورد بخش کشاورزی پاکستان انجام شده است نیز مؤید این مطلب می­باشد. در تحقیق مذکور تابع تولید بخش کشاورزی پاکستان طی سالهای ۱۹۵۶ تا ۱۹۸۶ بر اساس تابع تولید کاب-داگلاس و با استفاده از شاخص دیویژیا برآورد گردیده است. نیروی کار؛ کودشیمیایی و بذر نهاده های به کار رفته در این تحقیق بودند و بر اساس نتایج به دست آمده کود شیمیایی مهمترین منبع رشد تولید کشاورزی در پاکستان تعیین گردیده است.

در قسمتی از مطالعه   Desai و  Shah (1978)  نیز عوامل مؤثر بر رشد بخش کشاورزی و افزایش عملکرد زراعی در هندوستان مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می­دهد که سه عامل کود شیمیایی، بذرهای پرمحصول و وضعیت آب و هوا بیشترین تأثیر را بر بر رشد تولید و عملکرد محصولات زراعی هند داشته­اند.

در مطالعه دیگری  Jha و  (۱۹۹۳)  Hojjatiوضعیت استفاده از کود شیمیایی توسط کشاورزان استان شرقی کشور زامبیا را مورد بررسی قرار دادند. مطالعات نشان می­دهد در حالیکه قبل از استفاده از کود شیمیایی، کشاورزی در منطقه مذکور کاملاً سنتی و معیشتی بود و هدف اصلی کشاورزان تأمین غذای کافی برای مصرف خودشان بود لیکن با ورود و استفاده از کود شیمیایی، کشاورزی نیز از حالت سنتی خارج و به شکل تجاری درآمده است و اکنون هدف کشاورزان علاوه بر تأمین نیاز غذایی خودشان، تولید اضافه تری برای عرضه به بازار و کسب درآمد نیز هست. این تحول به دلیل نقش کودهای شیمیایی در افزایش راندمان تولید و امکان افزایش سطح زیر کشت رخ داده است.

مطالعه Kanwar    (۲۰۰۴)در هندوستان نیز به نوعی نقش کود شیمیایی در افزایش تولید محصولات کشاورزی را نشان می­دهد. در مطالعه مذکور، عوامل مؤثر بر سطح عرضه محصولات کشاورزی مورد بررسی قرار گرفت. از نظر محقق ارتقاء سطح تولید و عرضه محصولات کشاورزی راهی برای حمایت از کشاورزان و تأمین درآمد مکفی برای آنان می­باشد.

وی اطلاعات مربوط به ۶ محصول را در ۱۶ استان و در طی دوره ۱۹۶۷ تا ۲۰۰۰ را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و بر این اساسی چنین اظهار نمود که چهار عامل کودشیمیایی، آبیاری، بذرهای اصلاح شده و بارندگی بیشترین تأثیر را در رشد عرضه محصولات کشاورزی و سود نسبی بالاتر برای کشاورزان داشته­اند. لذا توصیه می­نماید که در راستای استفاده از نهاده های کود شیمیایی، بذر اصلاح شده و آبیاری سیاستهای حمایتی مناسب در نظر گرفته شود.

(۱۹۹۷) Namboodiri  نیز در تحقیق خود بر نقش ویژه کود شیمیایی و قیمت آن در بهره وری کشاورزی تأکید نموده است. تجزیه و تحلیل اثر عوامل قیمتی و غیرقیمتی بر سطح بهره وری تولید برنج در هندوستان و طی دوره ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۵ هدف این مقاله بوده است. بر اساس نتایج در کل عوامل غیر قیمتی تأثیر بیشتری بر سطح بهره وری دارند و از میان این عوامل سطح تکنولوژی، برنامه های حمایتی دولت، اندازه مزرعه و بارندگی بیشترین تأثیر را داشته است و از میان عوامل قیمتی هم قیمت کود شیمیایی بیشترین تأثیر را بر سطح بهره وری تولید برنج در مزارع هندوستان دارد.

۲-۱-۲- نقش کودهای شیمیایی در تخریب محیط زیست

در مقابل این مطالعات که بر نقش ویژه کودهای شیمیایی در افزایش سطح تولید و عملکرد محصولات زراعی تأکید نموده­اند، مطالعات زیادی هم وجود دارد که نقش مصرف بی رویه کودهی شیمیایی را در تخریب محیط زیست مورد توجه قرار داه­اند و به دنبال راهکارهایی برای کنترل این مسأله بوده­اند در ادامه به گوشه ای از این تحقیقات اشاره می­شود که خود نشان دهنده گستره و اهمیت خطرات زیست محیطی مصرف بی رویه کودهای شیمیایی می­باشد.

تحقیق Balu و  Baanante  (۱۹۹۶)که نقش کود شیمیایی را در امنیت غذایی کشورها مورد بررسی قرار دادند نمونه ای از این موارد است. آنها معتقدند کود شیمیایی در کنار سایر تکنولوژیهای مدرن کشاورزی نقشی بسیار اساسی در انقلاب سبز و تأمین امنیت غذایی در بسیاری از کشورها داشته است. به عنوان نمونه هند و چین را مثال می­زنند که در کمتر از ۲۵ سال موفق شدند کمبودهای غذایی خود را رفع کنند. از سوی دیگر استفاده بی رویه از کودهای شیمیایی در کشورهای در حال توسعه به شکل یک بحران درآمده است که محیط زیست را تهدید می­کند. نفوذ نیترات در آبهای زیر زمینی، انتشار گازهای گلخانه ای و تجمیع فلزات سنگین در خاکهای کشاورزی از نتایج این مصرف بی رویه بوده است. نویسندگان مقاله مذکور معتقدند هر چند کودهای شیمیایی همچنان نقش اساسی در تأمین امنیت غذایی خواهند داشت ولی باید در کنار این نقش یک مدیریت قوی با استراتژیهای مناسب به دنبال راهی باشد که ضمن تأمین امنیت غذایی و رشد کشاورزی، اصول حفاظتی محیط زیست نیز رعایت گردد.

در تحقیق دیگری،  Pagiola, (2004)   ، مسأله کاهش روزافزون بهره وری در بخش کشاورزی بنگلادش را مورد بررسی قرار داده است. کشاورزی بنگلادش طی چند دهه اخیر مرتباً به سمت کشاورزی فشرده  (Intensive)  حرکت نموده است و آنچه که در این بین قابل ملاحظه است، عدم پایداری کشاورزی فشرده و آسیبهای فراوانی است که این روش کشاورزی به محیط زیست وارد می­سازد.

به عقیده وی نشانه های زیادی وجود دارد که حاکی از کاهش بهره وری تولید کشاورزی در بنگلادش به دلیل همین آسیبهاست. آنالیز داده های موجود نشان می­دهد که علیرغم افزایش مدوام مصرف نهاده های کشاورزی در واحد سطح، سطح تولید در حال کاهش است. همچنین مقایسه مناطق مختلف نشان می­دهد در مناطقی که روش کشاورزی فشرده بیشتر رواج دارد، کاهش بهره وری تولید هم چشمگیرتر است.

کشاورزان بنگلادشی هم به این مسأله اذعان دارند و از این که برای حفظ سطح تولیدشان مجبورند مرتباً مصرف کودهای شیمیایی را افزایش دهند شکایت دارند.این مسائل همه به دلیل فرسایش مداوم خاک است و استفاده بیشتر از کودهای شیمیایی سبب ایجاد دور باطلی شده که مجدداً روند فرسایش خاک و کاهش بهره وری را تشدید نموده است.

به عقیده محقق، علت اصلی کاهش بهره وری در بنگلادش عدم تعادل در مصرف کودهای شیمیایی بوده است. چرا که با گسترش کشاورزی فشرده و استفاده از ارقام اصلاح شده که نیاز بیشتری به عناصر مغذی دارند و همچنین برداشتهای مکرری که از خاک کشاورزی صورت می­گیرد، سطح مواد غذایی خاک به شدت کاهش یافته است و کودهای مصرفی نمی­تواند این نقیصه را جبران کند.

از سوی دیگر استفاده بی رویه از کودهای شیمیایی نیز سبب به خوردن ترکیب و تعادل عناصر خاک و به خصوص نسبت نیتروژن به فسفر و پتاسیم شده است و مجموع این مسائل کاهش بهره وری را تشدید می­نمایند.

۳-۱-۲- روشهای کنترل، مدیریت و جایگزینی مصرف کودهای شیمیایی

در تحقیق دیگری  Ghosh (2003) چنین بیان می­دارد که؛ انقلاب سبز در کشاورزی هند، رشد تولید محصولات کشاورزی و پیشرفت در تأمین امنیت غذایی را برای این کشور به ارمغان آورد. ولی در این بین توجه کافی به پایداری کشاورزی و محیط زیست نشده است و فرسایش و تباه شدن خاکهای کشاورزی ناشی از مصرف بی رویه کودهای شیمیایی، آینده کشاورزی هند را با مخاطره مواجه نموده است.

از سوی دیگر، تأمین کود شیمیایی مورد نیاز کشاورزان هندی تنها از طریق واردات و با صرف یارانه های سنگین کشاورزی میسر گردیده است که این امر بار مالی زیادی را به دوش دولت نهاده است. تحت این شرایط به نظر می­رسد آینده کشاورزی هند همراه با کاهش بیشتر حاصلخیزی خاک، آلودگی آبهای زیرزمینی و ناپایداریهای عمده در سیستم فیزیکی کشاورزی باشد.

 دولت هند با وقوف به این مسأله اخیراً کوشیده است به منظور جلوگیری از این روند خطرناک، استفاده از کودهای طبیعی نظیر کودهای حیوانی، کمپوست و کود سبز را در میان کشاورزان ترویج دهد. این نوع کودها اثرات مفیدی بر خاک دارند و ارزانتر و راحت تر از کودهای شیمیایی مورد استفاده قرار می­گیرند. لذا دولت نه تنها کوشیده است استفاده از کودهای طبیعی را ترویج دهد بلکه سعی نموده است ساختارهای بازاری و تجاری برای این نوع کود ایجاد نماید و بخش خصوصی را در مورد تولید و توزیع آن فعال سازد.

بررسیهای محقق در این مقاله نشان می­دهد که تاکنون دولت نتوانسته موفقیت عمده ای در این زمینه به دست آورد. هیچ نشانه ای از رشد تولید و توزیع این کودها در هند وجود ندارد و محدوده های جغرافیایی بسیار کم و معدودی تحت پوشش این برنامه دولت قرار گرفته­اند.

از سوی دیگر تنها چند شرکت خصوصی کوچک که در این زمینه فعالیت می­کنند نیز نمی­تواند نشانه ای از موفقیت دولت در زمینه خصوصی سازی و گسترش تجاری بازار کودهای طبیعی باشد.

Ghosh   (۲۰۰۳) اعتقاد دارد که دولت باید کوشش بیشتری برای ایجاد یک بازار مؤثر وکارا همراه با تولید محصولات جدید و با حمایت بازیگران بخش خصوصی و طراحی سیاستهای مناسب انجام دهد.

Huang (2002) در تحقیق خود مصرف کودهای نیتراته در دو شکل استفاده قبل از کشت و استفاده در هنگام رشد گیاه را مورد بررسی قرار داده است. از نظر محقق استفاده از کودهای نیتراته قبل از کشت باعث صدمه بیشتری به محیط زیست شده و نیترات بیشتری را وارد چرخه های طبیعی مانند آبهای زیر زمینی می­کند لذا از نظر زیست محیطی بهتر است که کودهای نیتراته در دوران رشد گیاه به خاک اضافه شوند لیکن از سوی دیگر استفاده از کودهای نیتراته در مرحله رشد گیاه ریسک تولید را افزایش می­دهد و ممکن است باعث کاهش سطح تولید شود. لذا محقق اظهار می­کند که از طریق یک سیاست بیمه ای مناسب می­توان این ریسک را پوشش داد و از این طریق کشاورزان را ترغیب نمود که در مرحله رشد گیاه از کودهای نیتراته استفاده نمایند تا صدمه کمتری به محیط زیست وارد شود.

Ribaudo و همکاران (۲۰۰۴) نیز فواید جایگزینی کودهای حیوانی با کودهای شیمیایی را در مقاله خود مورد توجه قرار داده­اند. محققین مذکور معتقدند که یکی از راههای لحاظ نمودن مسائل زیست محیطی و رعایت آنها جانشینی بیشتر کودهای حیوانی به جای کودهای شیمیایی است. آنها طی یک مدل برآوردی نشان داده­اند که چگونه استفاده از کود خوک در یک مزرعه ضمن تأمین نیازهای غذایی گیاهان و حفظ محیط زیست، هزینه های کوددهی را نیز تا حد قابل توجهی کاهش می­دهد.

Balu  و Carlo   (۱۹۹۶)نیز در مقاله خود چنین ذکر نموده­اند که کودهای شیمیایی یک نقش اساسی و اصلی در افزایش تولید محصولات کشاورزی و به خصوص غلات داشته و همچنان یکی از ابزارهای اصلی برای تأمین غذای جمعیت رو به رشد جهان می­باشد. کودهای شیمیایی مواد مغذی خاک را که بر اثر برداشت محصولات کشاورزی از دست رفته جبران می­کند، سبب بهبود عملکرد بذرهای اصلاح شده می­گردد و توده زنده ( باکتریها و سایر موجودات زنده خاک) را به خصوص در مناطق گرمسیر، تقویت می­کند. از سوی دیگر اثرات مخرب زیست محیطی این نهاده تولید همچنان یک دغدغه اساسی است. لذا محققین مذکور توصیه می­نمایند که از طریق پیاده سازی یک محیط سیاستگذاری و اقتصاد کلان ثابت، سیاستهای قیمتی، دسترسی به اعتبارات کشاورزی، دستورالعملهای اجرایی کارا و پایش مداوم محیط زیست می­توان حتی استفاده از کود شیمیایی را در روشی که به محیط زیست هم صدمه نزند، توسعه و رشد داد و این موضوع برای تأمین نیازهای غذایی بشر یک ضرورت است.

از مطالعات دیگر راجع به جایگزینهای کود شیمیایی می­توان به مقاله  Weightو  Kelly (1999) اشاره نمود. در این مقاله، محقق امکان جایگزینی برخی از مواد طبیعی زائد مانند زائدات کارخانجات مواد غذایی و صنایع معدنی را به جای کودهای شیمیایی بررسی نموده است. محقق معتقد است از آنجا که دسترسی به این گونه مواد محدود است و به راحتی برای هر کشاورزی امکانپذیر نیست، کودهای شیمیایی همچنان به عنوان انتخاب اصلی و عمده خواهد بود و مواد مذکور می­تواند به صورت تکمیلی بخشی از نیازهای کودی مزرعه را تأمین کند.

مطالعه Ruben و  Lee (2000) نمونه دیگری ازمطالعات است که به دنبال روشهای جدید برای حل مسأله مصرف بی رویه کودهای شیمیایی می­باشند. در این مطالعه سبک جدیدی از کشاورزی مورد بررسی قرار گرفته است. نویسندگان مقاله مذکور چنین اظهار می­کنند که در جریان انقلای سبز در کشاورزی جهان، کشاورزان از انواع مختلف تکنولوژیهای تولید کشاورزی استفاده نمودند. لیکن با توجه به هزینه های بالای برخی از این نهاده ها مانند کودهای شیمیایی و آفت کشها، امروزه برخی از کشاورزان به سوی روش جدیدی در کشاورزی متمایل شده­اند که اصطلاحاً کشاورزی کم نهاده یا کشاورزی با سطح پایین نهاده های خارج از مزرعه(Low External Inputs Agriculture)  نامیده می­شود.

در این روش کشاورزان ترجیح می­دهند به جای نهاده های خارج از مزرعه که هزینه بالاتری دارند از نهاده های داخل مزرعه که بخشی از تولیدات یا ضایعات مزرعه خودشان می­باشد، استفاده کنند. محققین مذکور اعتقاد دارند که این روش یک روش مکمل و نه جایگزین برای روشهای مدرن انقلاب سبز است. و سیاستهای کشاورزی در این مورد باید به گونه ای باشد که امکان وسعت دادن به سطح زیر کشت بر اساس روش مذکور و تأمین نهاده های درون مزرعه ای برای زارعین فراهم گردد تا از این طریق کشاورزان مذکور به یک سطح درآمد پایدار و قابل قبول برسند.

مطالعه Antoniadou و (۲۰۰۲) Wallach نیز یک روش جدید مدیریت مزرعه را در این مورد معرفی می­کند. اندازه گیری فیزیکی سطح بهینه کودهای نیتراته مورد نیاز گیاه، موضوع این تحقیق بود. تعیین سطح بهینه نیاز گیاه به نیتروژن یک عامل مهم اقتصادی و زیست محیطی است. پیشرفتهای اخیر علمی این امکان را فراهم نموده است که بتوان میزان نیاز نیتروژن گیاه را با ابزارهای ویژه­اندازه گیری نمود.

در تحقیق مذکور با استفاده از یک مدل تصادفی، اطلاعات مربوط به دو حالت استفاده و عدم استفاده از ابزارهای اندازه گیری نیتروژن مورد نیاز گیاه در مزارع گندم جنوب فرانسه مورد مقایسه قرار گرفته است.

نتایج نشان می­دهد که استفاده از روش اندازه گیری نیتروژن مورنیاز گیاه اثر معنی داری بر سطح سود مزرعه ندارد ولی در این حالت، به طور معنی داری از کود شیمیایی کمتری استفاده می­شود. در واقع از این طریق از مصرف بیش از حد کودهای نیتراته جلوگیری می­شود.

مطالعه(۱۹۷۹) Ranade  نیز تحقیق دیگری است که نشان می­دهد چگونه می­توان حتی با کاهش مصرف کود شیمیایی، سطح تولید را حفظ نمود یا حتی ارتقاء داد. هدف از این تحقیق بررسی اثر برنامه های زراعی نظیر آیش و تناوب بر افزایش سطح عملکرد محصولات کشاورزی نسبت به سایر نهاده بوده است. بر اساس نتایج به دست آمده با به کار گیری یک برنامه زراعی مناسب می­توان بدون تغییر در سطح مصرف کود شیمیایی و آبیاری، عملکرد را تا حد قابل توجهی افزایش داد. لذا ترویج و بهینه سازی روشهای بهزراعی می­تواند یکی از راهکارهای کاهش مصرف بی رویه کودهای شیمیایی باشد.

مطالعه Ashokan وChokshi  (۱۹۹۶) نیز از روشهای جدید و علمی به عنوان راه حل مشکل مصرف بی رویه کودهای شیمیایی یاد می­کند. استفاده از بیوتکنولوژی در کشاورزی موضوعی است که در این مطالعه به آن پرداخته شده است. محققین مذکور چنین اظهار می­نمایند که استفاده از روشهای نوین بیوتکنولوژی نوید دهنده افزایش تولید و عملکرد محصولات کشاورزی و بسان یک انقلاب جدید در بخش کشاورزی خواهد بود.

همچنین با استفاده از این علم می­توان خواص حاصلخیزی خاک را از روشهای طبیعی و بدون استفاده از مواد شیمیایی، تقویت نمود و عملاً از این طریق استفاده از کودهای شیمیایی را کاهش داده یا حتی حذف نمود و بدیهی است که چنین حرکتی می­تواند در کمک به حفظ محیط زیست بسیار مؤثر باشد.

در تحقیق دیگری  Isik و  Khanna  (۲۰۰۳) مسأله ریسک گریزی کشاورزان را در مقاله خود مورد توجه قرار داده است. از نظر وی کشاورزان در فرایند تولید محصولات خود با دو نااطمینانی ویژه روبرو هستند. از یک سو آنها اطلاعی از وضعیت آب و هوا و میزان بارندگی در سال زراعی پیش رو ندارند و از سوی دیگر اطلاع کاملی از نیاز واقعی خاک مزرعه شان به کودهای شیمیایی نیز ندارند.

عمدتاً کشاورزان رفتارهای ریسک گریزانه دارند و به خصوص کشاورزان خرده پا که زندگیشان وابستگی زیادی به یک حداقل درآمد مزرعه شان دارد نمی­توانند ریسک کنند و لذا در پیش بینی خود بدبینانه ترین حالات را در نظر می­گیرند. این موضوع باعث میشود که آنها نیاز عناصر خاک مزرعه را بیش از حد برآورد نمایند و از این رو بیش از مقدار لازم از کودهای شیمیایی استفاده نمایند.

وی معتقد است با توجه به اینکه یکی از دلایل عمده مصرف بی رویه کودهای شیمیایی همین موضوع است و نظر به اینکه این امر سبب صدمات زیادی به محیط زیست می­گردد، شایسته است که سیاستگزاران بخش کشاورزی توجه بیشتری به این موضوع نمایند و با پوشش ریسک کشاورزان از طریق سیاستهای بیمه محصولات کشاورزی برای کنترل مصرف بی رویه کودهای شیمیایی تلاش نمایند.

در کنار این موضوعات حجم وسیعی از مطالعات دیگر نیز وجود دارد که جوانب مختلف مسأله مورد نظر را مورد توجه قرار دادند. بحث یارانه های کشاورزی و یارانه کود شیمیایی، کشش تقاضای کود شیمیایی، وضعیت بازار نهاده های کشاورزی و به خصوص کود شیمیایی، آزادسازی تجاری و سازگاری کود شیمیایی به عنوان یک نهاده مدرن کشاورزی در بخش کشاورزی کشورهای کمتر توسعه یافته از جمله مواردی است که در ادامه به گوشه ای از تحقیقات صورت گرفته در این زمینه ها اشاره خواهد شد.

در مطالعه(۱۹۹۴) Goletti  اثر استفاده از نهاده های مدرن نظیر انواع کود شیمیایی، آفت کشها و ماشین آلات در بخش کشاورزی مصر بررسی شده است. در بخش کود شیمیایی در سال ۱۹۹۱ یارانه های کود شیمیایی کاهش یافتند و بنابراین مصرف این نهاده کاهش یافت ولی تا سال ۱۹۹۳ مصرف کود شیمیایی به سطوح قبلی خود بازگشت. نشانه های دیگری حاکی از این است که طی این چند سال قیمت محصولات کشاورزی نسبت به نهاده های کود شیمیایی و آفت کش افزایش یافته است و این مسأله سبب بهبود وضعیت درآمدی کشاورزان گردیده است. همچنین سطح تولید و عملکرد نیز در حد قابل توجهی افزایش یافته است. این موارد را می­توان از اثرات مثبت آزادسازی قیمتها و حذف یارانه های کشاورزی دانست.

مطالعه (۱۹۹۳) McCorriston اثر بازار کود شیمیایی را بر رفاه کشاورزان مورد بررسی قرار داده است. تحقیق مذکور اثر انحصار در صنعت تولید کودهای شیمیایی و تولید تراکتور را در وضعیت رفاهی کشاورزان انگلیسی بررسی نموده است بر اساس این تحقیق در وضعیت بازار رقابتی کشاورزان رفاه بیشتری به دست می­آورند و چنانچه انحصارات در این دو صنعت از بین برود تا ۳۰ درصد به مازاد رفاهی کشاورزان افزوده می­شود.

در مطالعه دیگری  McCorriston و (۱۹۹۳) Sheldon وضعیت بازار کودهای شیمیایی را در انگلستان و اتحادیه اروپا برسی کردند. نتایج تحقیق مذکور نشان می­دهد که استفاده از سیاست تعرفه ای می­تواند رفاه اجتماعی را حداکثر کند و نظام سهمیه بندی بازار موجب تخصیص ناکارا و کاهش سطح رفاه اجتماعی می­شود.

Parikh (1990)در مطالعه خود وضعیت جانشینی یا مکملی بین نیروی کار و کود شیمیایی را در کشور بنگلادش مورد بررسی قرار داد و ضمناً کشش تقاضا را برای نهاده کود شیمیایی تخمین زد. نتایج تحقیق مذکور نشان می­دهد که دو نهاده نیروی کار و کود شیمیایی جانشین یکدیگرند و کشش تقاضا برای کود شیمیایی بر اساس مدلهای متفاوت بین ۶۶/۰- تا ۹۷/۰-  می­باشد.

تخمین کشش تقاضای کود شیمیایی در بخش کشاورزی هندوستان در کوتاه مدت و بلند مدت هدف مطالعه  Ravindra و Jagdip  (۱۹۹۴) بوده است که از انواع مدلهای ایستا و پویا به این منظور استفاده شده است. براساس نتایج انواع مدلهای به کار رفته کشش تقاضای کود شیمیایی در هر دو دوره کوتاه مدت و بلند مدت کوچکتر از یک (بی کشش) بوده است. نتایج این مطالعه با مطالعه مشابه در بنگلادش (مطالعه Parikh, 1990) همخوانی دارد (هر دو مطالعه کشش تقاضای کود شیمیایی را کمتر از یک به دست آوردند).

در مطالعه (۱۹۷۷) Desai سیاستهای قیمت گذاری کود شیمیایی در هندوستان بررسی شده است. نتایج نشان می­دهد تعیین قیمت تنها بر اساس وضعیت تقاضا مناسب نیست و قیمتگذاران همزمان باید به وضعیت عرضه و تولید کودهای شیمیایی را نیز در نظر داشته باشند. سیاست فعلی قیمت گذاری کود شیمیایی در هند بر اساس قیمتها و یارانه ها مختلف است که سیستم پیچیده ای را به وجود آورده است و از طرف دیگر برای تأمین کودشیمیایی مورد نیاز برای حفظ رشد مدوام بخش کشاورزی در هند نیاز به سیاستهای مناسبی است. محقق عقیده دارد برخی از سیاستهای غیر قیمتی می­تواند مؤثرتر از سیاستهای قیمتی عمل کند.

مسأله سازگاری تکنولوژی کودهای شیمیایی با کشاورزی در اتیوپی موضوعی است که در تحقیق   Croppenstedtو همکارانش  (۲۰۰۳) به آن پرداخته شده است. بر خلاف بسیاری از کشورهای در حال توسعه، اتیوپی از مصرف کمتر از حد بهینه کود شیمیایی رنج می­برد. کشاورزی هنوز در وضعیت بسیار سنتی است و کشاورزان نمی­توانند از کود شیمیایی استفاده کنند. بر اساس بررسیهای تحقیق مذکور، اعتبار مهمترین مسأله در این مورد است، در واقع کشاورزان پول کافی برای خرید کود شیمیایی موردنیاز را ندارند. بعد از اعتبار، اندازه خانوار و سطح سواد کشاورز دو فاکتور مهمی هستند که بر سطح استفاده از کود شیمیایی اثر می­گذارند. محقق عقیده دارد تأمین اعتبارات لازم برای کشاورزان و همچنین سرمایه گذاری در آموزش کشاورزان می­تواند مشکل مذکور را بهبود ببخشد. همچنین وی پیشنهاد می­کند برای کودهای نیتراته یارانه ای در نظر گرفته شود تا کشاورزان بتوانند از مزایای استفاده از آن سود ببرند و بر سطح درآمدشان بیفزایند.

در تحقیق  Deininger و Olinto  (۲۰۰۰) دلایل عدم رسیدن به بهره وری مناسب در بخش گشاورزی زامبیا علیرغم تلاشهای صورت گرفته و آزادسازی تجارت در این کشور، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می­دهد که دو دلیل اساسی برای عدم کارایی تخصیص منابع و عدم بهره وری در بخش کشاورزی زامبیا وجود دارد،  دلیل اول عدم مالکیت کشاورزان بر ابزارآلات و داراییهای ثابت کاریشان می­باشد. کشاورزانی که صاحب ابزارآلات کارشان بوده­اند در این تحقیق، بهره وری بالاتری داشته­اند. دلیل دوم هم در رابطه با کود شیمیایی می­باشد. محققین مذکور دریافتند که بر خلاف فرض اولیه شان، دلیل عدم بهره وری قیمتهای بالای کود شیمیایی نیست بلکه دلیل اصلی دخالتهای دولت و انحصار به وجود آمده در صنایع کود شیمیایی این کشور بوده است. بر اساس این دلایل، محققین توصیه نموده­اند که با توسعه دسترسی کشاورزان به بازار اعتبار و کود شیمیایی می­توان بهره وری را افزایش داد.

در مطالعه دیگری  (۲۰۰۰) Graybealسعی نموده تا اثر زمان و مکان را بر اثربخشی کود نیتراته در فرایند کشت ذرت نشان دهد. وی تعدادی مزرعه نمونه را در زمانها و مکانهای مختلف ایالت کارولینای شمالی آمریکا در نظر گرفته و مقدار تولید نهایی نهاده کود شیمیایی را برای سطح ۱۶۸ کیلگرم کود در هکتار در همه آنها بررسی نموده است. نتایج نشان می­دهد که تولید نهایی در زمانها و مکانهای متفاوت، یکسان نیستند.

Gupta (1989) در تحقیق خود جایگاه یارانه های کشاورزی را در بخش مالیه عمومی کشور هندوستان مورد بررسی قرار داده است. براساس بررسی مذکور، تنها سه مورد از یارانه های کشاورزی که شامل یارانه های کود شیمیایی دولت مرکزی، یارانه الکتریسته و یارانه آبیاری می­باشد به تنهایی معادل یک چهارم کسری بودجه دولت هند می­باشد و اگر سایر یارانه های کشاورزی نظیر یارانه های اعتباری، یارانه های بیمه ای و یارانه های کود شیمیایی دولتهای ایالتی را نیز به این ارقام اضافه کنیم نسبت مذکور از این هم بیشتر می­شود.

هر چند این یارانه ها برای تولید بیشتر و امنیت غذایی در کشور هند به کشاورزان پرداخت می­شود ولی در بسیاری از موارد، سیستم مذکور سبب استفاده بی رویه از نهاده ها، افزایش هزینه های تولید و صدمه به محیط زیست گردیده است.

همچنین موقعیت دلالانی که کارشان اجاره دادن نهاده های کشاورزی به کشاورزان فقیر است را تقویت نموده و اکنون آنها سهم بیشتری از تولید کشاورز فقیر را طلب می­کنند.

در بعد کلان هم افزایش نرخهای بهره، تورم مداوم، کاهش رشد اقتصادی و افزایش بدهیهای خارجی از اثرات کسر بودجه ای است که پیامد پرداخت یارانه های سنگین به بخش کشاورزی بوده است.  لذا نویسنده مذکور اعتقاد دارد که دولت باید برنامه های مناسبی برای آزاد سازی و کاهش یارانه های کشاورزی طراحی کند.

هدف از تحقیقGoletti  و (۱۹۹۵) Alfano برسی تأثیرات و شرایط اصلاحات بازار نهاده های کشاورزی بوده است. اصلاحاتی نظیر آزادسازی، حذف یارانه ها، خصوصی سازی و عدم دخالت متمرکز دولت در بخش کشاورزی مواردی است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.

آنها در این مقاله بازار نهاده های کود شیمیای، بذر، ماشین آلات کشاورزی، آفت کشها و داروهای دامی را مورد بررسی قرار دادند و نتایج بررسی خود را در قالب ۶ اصل زیر ارائه نمودند:

۱-                      زیرساختهای بازار یک عامل مهم در سازگار شدن تکنولوژیهای مدرن زراعی در بخش کشاورزی است.

۲-                      توسعه بازار و تقویت بخش خصوصی بدون وجود زیرساختهای کافی در بازار موفق نخواهد بود.

۳-         تا زمانی که یک فضای مناسب و مطلوب مقرراتی و نظارتی در بازار فراهم نشود، اصلاحات در بازار موفق نخواهد بود.

۴-         موفقیت اصلاحات در بازار نهاده های کشاورزی تا حد زیادی وابسته به نوع سیاستهای کشاورزی است که توسط دولت اتخاذ می­شود.

۵-         حضور بخش خصوصی در بازار تا حد زیادی به قابل اعتماد بودن و ثبات داشتن سیاستهای دولت در بحث اصلاح بازار دارد.

۶-         مطالعات گوناگون نشان می­دهد در جریان اصلاحات بازار معمولاًً کشاورزان خرده پا بیشترین صدمه را می­بینند و لازم تمهیداتی برای حمایت از آنها اندیشیده شود.

مالیاتهای زیست محیطی مسأله ایست که در مقاله Morgenstern  (۱۹۹۵) به آن پرداخته شده است. بررسی های محقق نشان می­دهد که مالیاتهای مستقیم زیست محیطی که بر اساس مقدار زیانی که یک تولید کننده به محیط زیست وارد می­کند، محاسبه و دریافت می­شود، در حال حاضر رواج کمتری دارد و معمولاً از این روش استفاده نمی­شود. لیکن مالیات غیر مستقیم که بر تولیدات آلاینده محیط زیست وضع می­شود رواج بیشتری دارد و به خصوص در کشورهای عضو OECD طی سالهای اخیر این مرتباً افزایش یافته است.

در مورد کود شیمیایی نیز، بررسی ها نشان می­دهد که مالیاتهای زیست محیطی به صورت غیر مستقیم وضع می­شود و در واقع دولتها مالیات این محصول را از صنعت تولید کننده آن اخذ می­کنند و تولید کننده نیز با افزایش قیمت محصول تولیدیش که همان کود شیمیایی است، بخشی از این مالیات را به مصرف کننده که همان کشاورز می­باشد، منتقل می­سازد. به این ترتیب هزینه مصرف کود شیمیایی برای کشاورز افزایش یافته و به تبع آن باعث کاهش مصرف کود شیمیایی خواهد شد.

۲-۲- مطالعات داخل کشور

۱-۲-۲- مطالعات مربوط به تعیین مصرف بهینه کودهای شیمیایی

در داخل کشور نیز مطالعات معدودی در این زمینه صورت گرفته است که در ادامه به تعدادی از اینها اشاره خواهد شد.

در مطالعه ای که توسط دژپسند، (۱۳۷۰) برای بررسی اثر یارانه های کودشیمیایی در تولید چغندر قند صورت گرفته است، ابتدا تابع تولید به فرم تابع تولید دبرتین برای محصول چغندر قند تخمین زده شده است و در مرحله بعد، کششهای تولیدی نهاده ها و ضریب تابع استخراج شده است. نهاده های مورد مطالعه در این تحقیق کودشیمیایی و سطح زیر کشت بوده است.

نتایج حاصل از تحقیق بیانگر این امر است که به دلیل پایین بودن قیمت کود شیمیایی( در اثر پرداخت یارانه به این نهاده) کشاورزان از این نهاده در مقادیر غیربهینه استفاده می­نمایند. همچنین کشش تولیدی نهاده کود شیمیایی منفی بود که نشان می­دهد از نهاده مذکور در ناحیه سوم تولید (ناحیه غیر اقتصادی) استفاده شده است و عملاً با کاهش میزان مصرف این نهاد، تولید افزایش خواهد یافت.

هدف از تحقیق عوضعلی پور، (۱۳۷۲) بررسی اثر یارانه های کود شیمیایی در تولید برنج بود. به این منظور، محقق با ادغام داده های مقطعی و زمانی، تابع تولید برنج در استانهای گیلان و مازندران را در دو شکل تابع تولید دبرتین و ترنسن دنتال تخمین زد. نهاده های مورد استفاده در این توابع متغیرهای کود شیمیایی، سطح زیرکشت و متغیرمجازی زمان بوده است که نتایج برآورد هر دو تابع بیانگر آن است که کشش تولیدی نهاده کود شیمیایی منفی است و این امر بیانگر آن است که به دلیل قیمتهای پایین نهاده مذکور، کشاورزان در سطحی بیش از اندازه بهینه اقتصادی و فنی از نهاده مذکور استفاده می­نمایند.

در تحقیق تقوی نژاد، (۱۳۶۹) از یک تابع تولید ترانزلاگ و شاخص دیویژیا برای برآورد تابع تولید گندم استفاده شد. هدف محقق تعیین درصد تأثیر هر یک از نهاده ها در کل تولید بود. بر اساس نتایج این تحقیق ۵/۹۰ درصد از تغییرات تولید توسط نهاده های بذر، کود، سم، نیروی کار و میزان بارندگی قابل توجیه بوده است و در این بین بذر با ۳/۳۹ درصد بیشترین سهم را داشته است و پس از آن میزان بارندگی، کود و نیروی کار هریک به ترتیب ۱/۳۰، ۹/۱۵ و ۵/۵ درصد از تغییرات تولید را توجیه می­نمایند.

در مطالعه هژبرکیانی، (۱۳۷۶) که در نوع خود کاملترین تحقیق داخلی برای تعیین مقادیر بهینه نهاده های کشاورزی است، تعیین مقدار بهینه نهده های تولید گندم آبی و دیم مورد نظر بوده است. محقق به این منظور تابع تولید درجه دوم از نوع ریشه دوم و بدون جملات متقاطع را به دلیل خواص ویژه اش انتخاب نموده و با استفاده از شاخص دیویژیا مقادیر بهینه استفاده از نهاده های بذر، کود شیمیایی، نیروی کار، کار ماشینی، آب و سم را برآورد نموده است.

این مطالعه بر اساس اطلاعات استانهای مختلف کشور انجام شده است و نتایج نشان می­دهد که در اکثر قریب به اتفاق استانهای مورد مطالعه، از کود شیمیایی در سطوح نا کارا و بالاتر از حد بهینه استفاده شده است.

از آنجا که این مطالعه در میان مطالعاتی که در داخل کشور انجام شده است، کاملترین است و توابع تولیدی که در این تحقیق برآورد شده است از نظر خواص اقتصادسنجی برازشهای خوبی به دست داده­اند، در تحقیق حاضر نیز از این توابع استفاده خواهد شد.

در واقع توابع برآورد شده در این تحقیق پایه و اساس بررسی تحقیق حاضر قرار می­گیرد و با استفاده از داده های جدید، مقدار بهینه مصرف کود شیمیایی در تولید گندم محاسبه خواهد شد. بنابراین متدولوژی این تحقیق و نکات برجسته آن در بخش مواد و روشهای تحقیق حاضر به تفصیل بیان خواهد شد.

۲-۲-۲- گزارشات آلودگی محیط زیست بوسیله کودهای شیمیایی

 

120,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله کودهای شیمیایی
  • مقاله خاک و کویر
  • مقاله آلودگی آب آلودگی هوا
  • مقاله آفات کشاورزی
  • برچسب ها : , , , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      پنجشنبه, ۱۸ آذر , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.