پایان نامه تحلیل مردم شناختی تلویزیون و فرهنگ پذیری در خانواده


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

پایان نامه تحلیل مردم شناختی تلویزیون و فرهنگ پذیری در خانواده مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۱۲۳  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود پایان نامه تحلیل مردم شناختی تلویزیون و فرهنگ پذیری در خانواده  نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست

بخش اول :
۱-۱ پیش گفتار    ۲
۱-۲ مقدمه    ۳
۱-۳ بیان مسئله    ۴
۱-۴ اهمیت و ضرورت تحقیق    ۶
۱-۵ هدف ها ی پژوهش    ۷
۱-۶ سوالات پژوهش    ۸
۱-۷ پیشینه تحقیق    ۹
۱-۸ جامعه مورد بررسی    ۱۲
۱-۹ روش تحقیق    ۱۳
۱-۱۰ کلید واژگان    ۱۴
بخش دوم :
۲-۱ فرهنگ    ۱۶
۲-۲ فرهنگ از منظر صاحبنظران علوم اجتماعی    ۱۸
۲-۳ خصوصیات فرهنگ    ۲۱
۲-۴  فرهنگ به واقعیت معنا می بخشد    ۲۳
۲-۵ فرهنگ پدیده ای فراگیر است    ۲۳
۲-۶ فرهنگ امری مشترک است    ۲۳
۲-۷ فرهنگ یاد گرفتنی است    ۲۳
۲-۸ فرهنگ به عنوان یک رفتار اکتسابی    ۲۴
۲-۹ سطح های فرهنگ    ۲۵
۲-۱۰ طبقه بندی فرهنگها    ۲۵
۲-۱۱ ابداع فرهنگ پذیری    ۲۶
۲-۱۲ فرهنگ پذیری    ۲۷
۲-۱۳ نوسازی مفهوم فرهنگ    ۲۸
۲-۱۴ عناصرمهم در فرهنگ پذیری    ۲۹
۲-۱۵ روند ها و متغیرهای فرهنگ پذیری    ۳۰
۲-۱۶ انواع فرهنگ پذیری    ۳۰
۲-۱۷ انواع فرهنگ  پذیری از منظری دیگر    ۳۲
۲-۱۸ آژانس های فرهنگ پذیری    ۳۲
۲-۱۹ ماهیت رسانه    ۳۶
۲-۲۰ رسانه و فرهنگ پذیری    ۳۶
۲-۲۱ کارکردهای رسانه ها    ۳۷
۲-۲۲ رسانه ها و تغییر ارزشهای سنتی و شکاف نسلی    ۳۸
۲-۲۳ طبقه بندی نیاز های مرتبط با رسانه    ۴۵
۲-۲۴ تلویزیون    ۴۵
۲-۲۵ ویژگی های تلویزیون    ۳۶
۲-۲۶ تلویزیون به عنوان ابزاری فرهنگی    ۴۶
۲-۲۷ تلویزیون از دید نظریه پردازان    ۴۶
۲-۲۸ قدرت تلویزیون    ۴۸
۲-۲۹ کارکردهای مثبت تلویزیون    ۴۹
۲-۳۰ جنبه ها ی اجتماعی شدن کودکان    ۵۰
۲-۳۱ کارکردهای منفی تلویزیون    ۵۱
۲-۳۲ نقش ها و وظایف وسایل ارتباطی    ۵۳
۲-۳۳ کودک کیست    ۵۴
۲-۳۴ ویژگی های کودک در دوره ابتدایی    ۵۴
۲-۳۵ قابلیت های کودک نسبت به تلویزیون    ۵۶
۲-۳۶ ارتباط کودک و تلویزیون    ۵۷
۲-۳۷ کودکان قربانیان تلویزیون    ۵۸
۲-۳۸ چهارچوب نظری    ۵۹
……. نظریه فرهنگ و شخصیت    ۵۹
……. نظریه کنش متقابل نمادین    ۶۰
…… نظریه کارکردگرایی    ۶۱
بخش سوم :
۳-۱ مقدمه    ۶۳
۳-۲ تلویزیون و تغییر در الگوهای گذران اوقات فراغت کودکان    ۷۰
۳-۳ تلویزیون و تغییر در عادات و سلایق کودکان    ۷۳
۳-۴ تلویزیون و تغییر در باورها نگرشها و ارزشهای کودکان    ۷۵
۳-۵ تلویزیون و تغییر در فرهنگ تغذیه    ۷۹
۳-۶ تلویزویون و تغییر در ادبیات کودکان    ۸۰
۳-۷ سوالات پرسیده شده از والدین    ۸۱
۳-۸ مصاحبه با والدین    ۸۱
۳-۹ مصاحبه با مربیان    ۸۶
۳-۱۰ نتیجه گیری    ۸۷
فهرست منابع    ۹۱

فهرست منابع

۱٫ احدی، حسن، جمهری، فرهاد(۱۳۸۰) روان شناسی رشد، تهران : پردیس
۲٫ اسپردلی، جیمز پ، مک کوردی ، دیوید (۱۳۸۶)پژوهش فرهنگی، ترجمه بیوک محمدی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
۳٫ اسماورلاری و دیگران (۱۳۷۹) ارتباط بین فرهنگ ها ، ترجمه غلامرضا کیانی و سید اکبر میرحسنی ، تهران : باز
۴٫ آشوری، داریوش ، بهنام ، جمشید و دیگران (۱۳۸۱) مسائل و چشم اندازهای فرهنگ ، ترجمه جلال ستاری، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
۵٫ آگ برن و نیم کوف (۱۳۸۵)زمینه جامعه شناسی ، ترجمه امیرحسین آریان پور، تهران : گسترده
۶٫ بیتس – دانیل (۱۳۷۵) انسان شناسی فرهنگی ، ترجمه محسن ثلاثی، تهران : علمی
۷٫ پارسا، محمد (۱۳۸۷ )روان شناسی رشد کودک و نوجوان ، تهران : بعثت
۸٫ پهلوان ، چنگیز(۱۳۸۲) فرهنگ شناسی، تهران : قطره
۹٫ ترابی، علی اکبر(۱۳۸۴)جامعه شناسی ادبیات فارسی، تبریز: فروزش

۱۰٫ حسینی، نگین (۱۳۸۵) جنگ تلویزیونی برای کودکان ، تهران : اطلاعات

۱۱٫ دادگران،سید محمد (۱۳۸۴)مبانی ارتباط جمعی تهران :مروارید و فیروزه

۱۲٫ دالگرن ، پیتر (۱۳۸۵) تلویزیون و گستره عمومی ، ترجمه مهدی شفقتی، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات و سنجش برنامه ای

۱۳٫ دور، امه (۱۳۷۴) تلویزیون و کودکان ، رسانه ای خاص برای مخاطبین خاص، ترجمه علی رستمی ، تهران : سروش

۱۴٫ رابرتسون،یان (۱۳۷۴)درآمدی بر جامعه و با تاکید بر نظریه های کارکرد گرایی،ستیزوکنش متقابل نمادین،ترجمه :حسین بهروان،مشهد:آستان قدس رضوی

۱۵٫ ساروخانی، محمد باقر(۱۳۸۰) جامعه شناسی ارتباطات، تهران : اطلاعات

۱۶٫ سگالن ،مارتین (۱۳۸۵)جامعه شناسی تاریخی خانواده،ترجمه:حمید الیاسی،تهران :مرکز

۱۷٫ سورین،ورنروجیمزتا نکارد(۱۳۸۱)نظریه های ارتباط جمعی،ترجمه :علیرضا دهقان ،تهران :دانشگاه تهران

۱۸٫ شارون، جوئل(۱۳۷۹) ده پرسش از دیدگاه جامعه شناسی، ترجمه منوچهرصبوری، تهران:نی

۱۹٫ شرام، ویلبر- لایل، جک – پارکر، ادوین (۱۳۷۷) تلویزیون در زندگی کودکان ما، ترجمه محمود حقیقت کاشانی ، تهران : سروش

۲۰٫ فربد، محمد صادق(۱۳۶۹) مبانی انسان شناسی ، تهران : عصر جدید

۲۱٫ فکوهی، ناصر(۱۳۸۲) تاریخ اندیشه ها و نظریه های انسان شناسی، تهران: نی

۲۲٫ کتاک ،فیلیپ(۱۳۸۶) انسان شناسی  کشف تفاوت های انسانی ، ترجمه محسن ثلاثی، تهران : علمی

۲۳٫ گیدنز،آنتونی (۱۳۸۲) مبانی جامعه شناسی ، ترجمه منوچهرصبوری، تهران : نی

۲۴٫ مارتیتز- انریک ملون (۱۳۵۴  ) تلویزیون در خانواده و جامعه نو، ترجمه :جمشید ارجمند،تهران :سروش

۲۵٫ معینی ، جهانگیر(۱۳۷۴) نظریه و فرهنگ ، تهران : مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی – بین المللی

۲۶٫ مک کوئیل،دنیس(۱۳۸۲)در آمدی بر نظریه های ارتباطات جمعی ،ترجمه:پرویز اجلالی،تهران :مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها

۲۷٫ نیکو، مینو و دیگران (۱۳۸۱) شناخت مخاطب تلویزیون با رویکرد استفاده و رضامندی، تهران : سروش و کانون اندیشه پژوهش های سیما

۲۸٫ وثوقی- نیک خلق (۱۳۷۴) مبانی جامعه شناسی، تهران : بهینه

۲۹٫ یوسفی،نریمان (۱۳۸۳)شکاف بین نسل ها بررسی نظری و تجربی،تهران: پژوهشکده علوم انسانی واجتماعی جهاد دانشگاهی

۲-۱ فرهنگ :

از زمانی که انسان، در محیطی به نام جامعه ای بزرگ که از قواعد و قوانین خاص پیروی می کند قرار گرفت، درگیر ساز و کارهائی شد که یا خود در شکل بخشیدن به آن نقش داشت و یا آنکه از دیگران تأثیر می پذیرفت و تأثیر سبب شد که شاکله  شخصیتی روحی و فرهنگی او شکل بگیرد  و چیزی به نام فرهنگ به وجود آید، فرهنگ شامل همه باورها و قوانین و آداب و رسومی شود که افراد به آن وابسته یا دل بسته اند. فرهنگ مقوله ای  نیست که در زمانی کوتاه شکل بگیرد بلکه فرآیندی است که به یک دوره زمانی طولانی نیاز دارد و اهمیت خاص خود را پیدا می  کند و در جامعه ای به عنوان یک امر یا رفتار مورد اقبال عموم قرار می­گیرد و کم کم به عنوان جزئی از باورهای بنیادی اقشار یا ملتی محسوب می شود. فرهنگ را می توان چون موجودی دانست که نفس می­کشد و حیات مند است. و مثل هر موجودی زایش و مرگی دارد.

مفهوم فرهنگ همراه با مفهوم جامعه،یکی از مفاهیمی است که در علوم اجتماعی زیاد به کار برده می شود و کمتر مفهومی در علوم اجتماعی به اندازة مفهوم فرهنگ در معرض تفسیرها و تعبیرهای گوناگون بوده است.  از این رو می توان گفت که مفهوم فرهنگ نه تنها دشواری های زیاد به بار آورده است، بلکه به سبب تنوع و وسعت معنا، ایجاد وحدت نظر برسر گسترة موضوعی آن میسر نشده است. دگرگونی های پدید آمده در حوزة فرهنگ، به خصوص بر اثر گسترش نظام آموزش و پرورش و رسانه های همگانی یا روند جهانی شدن در نهایت مسائل حوزه فرهنگ را در برابر وظایف تازه ای قرار داده، با توجه به این تحولات گرچه به یک اعتبار می توان گفت که محتوا و هیأت فرهنگ تغییر می یابد، ولی هرگز رنگ و رو نمی بازد و از بین نمی رود، هر چند طیف وسیعی از اندیشه ها و عقاید نمی گذارد، فرهنگ را به آسانی جمع وجور کرد و بر سرحیطة موضوعی و محتوایی آن به توافق رسید، یا اجزای پراکنده آن را در مجموعه ای منسجم به هم آمیخت و از سامانی منسجم و روشن برخوردار ساخت. با این حال همواره فرهنگ با قدرت و توانایی چشمگیر خود حضور خود را به اثبات می رساند.(پهلوان چنگیز،۱۳۸۲،ص ۱۱و۱۲)

یاکوب بورکهارت(Jacob Burckhardt) می گوید: سه قدرت بزرگی که واقعیت هستی بشر و روند تاریخ را تعیین کرده اند عبارتند از : دین، قدرت، فرهنگ.  (پهلوان ،چنگیز ،۱۳۸۲، ص۱۳).

هنگامی که واژه فرهنگ را در گفتگوهای معمولی هر روزه، به کار می بریم، اغلب فرآورده های متعالی ذهن هنر و ادبیات، موسیقی و نقاشی و … را در نظر داریم. فرهنگ به مجموعة شیوة زندگی اعضای یک جامعه اطلاق می شود ، چگونگی لباس پوشیدن ، رسم های ازدواج و زندگی ، الگوهای کار و اوقات فراغت و مراسم مذهبی، همه را در بر می گیرد. (گیدنز، آنتونی۱۳۷۶، ص ۵۶)

فرهنگ ، معرفت و شناختی است که مردم، جهت تعبیر و تفسیر رفتار اجتماعی به کار می گیرند که این معرفت اکتسابی و تا حدی در میان افراد مشترک است (اسپردلی ۱۳۸۶، ص ۲۶)

فرهنگ را بیشتر می­توان دیدگاه مشترک یک ملت تعریف کرد، فرهنگ رویکرد و شیوة برخورد آن ها برای درک واقعیت است و زمینه ای است که در آن تجربه مشاهده و تفسیر می شود (شارون جوئل، ۱۳۷۹، ص ۱۳۸).

بر اساس تعریفی فرهنگ شامل تمامی عادات یک جامعه است ، یا اگر جامعه را مجموعه ای از افراد سازمان یافته بدانیم که شیوه زندگی خاصی دارند در این صورت فرهنگ یعنی همین شیوه زندگی تسودی باربو(Zevedei Barbu  ) در کتاب خود به نام «جامعه، فرهنگ و شخصیت» می نویسد، بیشتر تعریف های فرهنگ بر دو نکته اشاره می کنند.

نخست عناصر فرهنگ، چه به صورت عادات اجتماعی جلوه گر شوند و چه به صورت روش زندگی یک جامعه تظاهر یابند؛ دوم : اثر انگیزاننده و هنجاری این عناصر بر رفتار فرد به بیان دیگر، کارکرد، ویژه فرهنگ، آفرینش و نگاهداری تداوم و همبستگی میان افراد یک جامعة معین است. (پهلوان، چنگیز، ۱۳۸۲، ص ۱۳)

از فرهنگ هنگامی سخن می گوییم که روح بشر، فعالیت ها، روش ها و اکتسابات و رفتارهایش را به نقد می کند و سعی می کند آنها را بهبود بخشد تا از قید و بندها رهایی یابد و هر آنچه را که  از درون مانع شکوفاییش می شود از میان بر دارد.

می توان به اعتباری گفت که آدمی هنگامی که کوشش هایی را در جهت انسانی ساختن به کار می بندد، او را با فرهنگ (= فرهیخته) می­نامیم. (پهلوان، چنگیز،۱۳۸۲، ص ۱۵)

۲-۲ فرهنگ از منظر صاحب نظران علوم اجتماعی:

بسیاری از متفکران و صاحب نظران علوم اجتماعی، وجه تمایز زندگی اجتماعی انسان و حیوان را فرهنگ عنوان کرده اند، اشپنگلر(Spengler) فرهنگ را مبنای اصلی جامعه انسانی می داند، وی که مکتبش را اصالت فرهنگ بنا نهاده است، عقیده دارد که حیات و پویایی جامعه به پویایی فرهنگ بستگی دارد و مرگ جامعه ، مرگ فرهنگ آن جامعه است (وثوقی – نیک خلق – ۱۳۷۸، ص ۱۵۳)

بعضی از مردم شناسان انسان بودن را به معنی داشتن فرهنگ تلقی می­کنند و از آنجا که فرهنگ به معنای تظاهرات مادی و معنوی فعالیت های انسان برای سازگاری با محیط به کار می­رود، به عنوان مرزی است که انسان را از حیوان ها جدا می­سازد. (وثوقی- نیک خلق ، ۱۳۸۷، ص ۱۵۴).

انسان شناسان درکاربرد مفهوم فرهنگ، فرض های معینی را درباره رفتار و با ورها و تجارب افراد به عنوان اعضای یک جامعه اتخاذ می­کنند که عبارتند از: این که نوع بشر قواعد رفتاری را می آموزد و بقایش به همین یادگیری  بستگی دارد؛ قواعد اکتسابی رفتارو  تفکر، برای رویدادها و نیز رفتار دیگران معنا فراهم می کند؛ گرچه هر جامعه ای تفسیرهای ویژه خودش را دارد. (بیتس، دانیل ، تهران ، ۱۳۷۵، ص۵۵)

به تعریف مردم شناسان، میراث اجتماعی یا میراث فرهنگی یا فرهنگ عبارت است از مجموعة پیچیده­ای شامل دانش ها و مهارت ها ، آگاهی ها و باورها ، هنرها، اخلاق ، قوانین، آداب و رسوم و تمام گرایش ها، قابلیت ها و عادت هایی که در آدمی در حالت عضویت در یک جامعه نصیبش می شود . به بیان دیگر کلیه ساخته ها ، آموخته ها، اندوخته ها و ارزش های مادی و معنوی  و دست آوردهای انسان درطی تاریخ، فرهنگ نامیده می شود.(ترابی، علی اکبر ، ۱۳۸۳، ص ۱۶)

تیلور(Tailor ) فرهنگ را آن مجموعه و یا کل و هم جزئی که شامل اشکال فکری و هنری و دستی انسان ها که عبارتند از علم و دانش ، معتقدات و آداب و رسوم و اخلاقیات دین، قانون و سرانجام هر گونه عادات و استعدادهایی دیگر که میان انسان ها می شکفد و به فردی از جامعه به عنوان جزیی همبسته از توده آنها فرا می گیرد، تعریف  می کند او با این تعریف ، که در کتاب  انسان شناسی خود در سال ۱۸۸۱ از فرهنگ کرد؛، روشن ساخت که فرهنگ ،خاص انسان است. (محمد صادق، فربد- جزوه تاریخ اندیشه ها ۱ ، ص ۸۳).

هابل و فراست(Hoebel & Frostl)که فرهنگ را تقریباً در تمام فعالیت های بشری حاضر می بینند آن را یک سیستم یکپارچه از الگوهای رفتاری آمیخته شده که مشخصة اعضای یک جامعه هستند نه نتیجه وراثت بیولوژیکی ، تعریف می کنند (لاری اسمار ، ۱۳۷۹،ص ۷۷)

بوآس (Boas) بر خلاف تیلور(Tailor) که بر تعریف فرهنگ به صورت مفرد آن توجه دارد به مطالعة فرهنگ ها به صورت جمع آن تأکید می کندو از نظر او هر فرهنگ، چیزی است یکه و ویژه و به نظر او هر فرهنگ معرف کلیتی خاص و منحصر به فرد است و در نظر او یک رسم و آیین خاص را فقط می توان در ارتباط با بستر فرهنگی آن توضیح داد. (پهلوان ، چنگیز، ۱۳۸۲،ص ۵۳ و ۵۵)

مالینوفسکی(Malinowski) در رابطه با فرهنگ می گوید در هر فرهنگ  ، هر رسم، هر شی، هر اندیشه و باور و  عقیده ای، کارکردی حیاتی انجام می دهند ، همة آنها وظیفة معینی را به انجام می رسانند و معرف گوشه یا جزئی غیر قابل جایگزین از این کلیت اندام وار (ارگانیک) هستند. (منبع قبلی ، ص۷۹)

دورکیم (Durkheim)به تمدن و فرهنگ های مختلف باور داشت نه یک تمدن که خاص ملتی مشخص باشد و به نظر او تمدن یعنی مجموعة پدیده های اجتماعی که وابسته به ارگانیسم اجتماعی خاصی نیست و این پدیده ها در فضایی جریان دارند که از مرز ملی در می گذرند و در مقاطعی از زمان تحویل می یابند که فراسوی تاریخ یک جامعة معین جریان می یابد. (پهلوان ، چنگیز، تهران، ۱۳۸۲،ص ۶۹)

بیتس و پلاگ(Bates & Plog) فرهنگ را نظامی از باورها و ارزش ها ، سنت ها و رفتارها و مصنوعات مشترک که اعضای یک جامعه آن را مورد استفاده قرار می دهند تا از عهدة جهان خود و از عهدة یکدیگر برآیند و نظامی است که از طرق یادگیری نسل به نسل منتقل می گردد تعریف می کنند. (لاری اسماور، پورتر، ، ۱۳۷۹، ص ۷۷)

ماکس وبر(Max  Weber) در رساله ای تحت عنوان عینیت در علم اجتماعی و سیاست گذاری اجتماعی فرهنگ را جزء معین از نامعینی نامفهوم فراگرد جهان تعریف کرده، جزئی که نوع بشر معنا و برجستگی به آن می بخشد. (معینی، جهانگیر، ۱۳۷۴، پیشگفتار)

روث بندیکت(Ruth Benedict): که از پیروان مکتب شخصیت اساسی و اصالت فرهنگ است می گوید هر نمونه فرهنگی، نموداری از شخصیت مردمی است که وابسته به آن فرهنگ اند و فرهنگ  رااصطلاح جامعه شناختی می داندبرای رفتار آموخته، رفتاری که با آدمی زاده نمی­شود و هر نسل باید آن را از مردم بالغ بیاموزند. (محمد صادق، فربد، تهران، ۱۳۶۹،ص ۲۶۴)

هرسکوتیوس(Herskovits) رابطه با فرهنگ اینچنین استدلال میکند،که فرهنگ اساساً بنیانی است مبین تمامی باورها و رفتارها و واکنش ها و ارزش ها و مقاصدی که شیوة زندگی هر ملت را مشخص می کند و به نظر او فرهنگ، ماوراء پدیده هایی غریزی است که فرد از گروه های انسانی یا به وسیله رفتار ، آموخته شده و تأثیر گرفته است. (فربد، محمد صادق، ۱۳۶۹،ص ۲۶۵)

رالف لنیتون(Ralph Linton) در کتاب سیر تمدن می گوید فرهنگ مجموعه اعمال و آدابی است که در هر جامعه افراد انسان از بزرگترین خود فرا می گیرند و به نسل جوان تحویل می دهند (فربد، محمد صادق، ۱۳۶۹،ص ۲۶۷)

لسلی وایت(Lesli White) درکتاب علم فرهنگ (۱۹۴۹) فرهنگ را  سازمان پدیده ها، کنش ها  (انگاره های رفتاری) ، اعیان شناسایی و ابزار و اشیائی که ابزار را می سازند) ایده ها (باورها و معرفت ) احساسات (طرز تلقی و ارزش ها) که به استفاده از نمادها وابسته است، تعریف میکند (معینی، تهران، ۱۳۷۴، ص۲۲)

در تعریف پارسونز(Parsons)، فرهنگ عبارت است از سیستم های  الگو شده یا سازمان یافته ای از نمادها که تحت جهت گیری های کنش و اجزای درونی شده شخصیت افراد و الگوهای نهادی شده سیستم اجتماعی در آید، پارسونز در کتاب سیستم اجتماعی سه وجه مشترک تمامی فرهنگ ها را این چنین توصیف کرده است:۱-انتقال پذیری و اینکه فرهنگ یک سنت یا میراث اجتماعی است .

۲- انسان ها در فرهنگ شریک اند و فرهنگ محصول کنش متقابل انسانهاست.

۳- فرهنگ ها قابل آموزش هستند.

(معینی، تهران ۱۳۷۴، صص ۱۱۱ و ۱۱۳).

با توجه به تعاریف که از منظر صاحب نظران علوم اجتماعی از فرهنگ شده باید توجه داشت که رشتة انسان شناسی بیش از هر رشته دیگر در حوزة علوم اجتماعی به بحث راجع به فرهنگ و مفهوم آن علاقه مند است و همواره سعی داشته به ابعاد گوناگون فرهنگ در زندگی یک جامعه معین و اصولاً به فرهنگ های مختلف و سرانجام به فرهنگ به عنوان یک کلیت توجه داشته باشد.

۲-۳ خصوصیات فرهنگ:

۱-  فرهنگ امری اکتسابی ، عمومی و غیر غریزی است.

۲-  فرهنگ دارای خصوصیتی است که ثابت به نظر می رسد اما در عین حال تحول پذیر است.

۳- فرهنگ، خاص انسان و جامعه انسانی است از این رو به طور وسیعی، تمام افراد و حیات اجتماعی آنان را تحت سلطه خود قرار می دهد.

۴- فرهنگ غریزی نیست، و اساسی ترین وجه تمایز انسان از حیوانات، وجود میراث فرهنگی و گسترش و تکامل آن است.

۵- فرهنگ انتقال پذیر است، انسان بر خلاف حیوانات آنچه را کسب می کند به روش ها و راههای گوناگون به دیگران منتقل می سازد.

۶- اجتماعی بودن، فرهنگ پیامد زندگی مشترک افراد است و محصول ارتباطی است که بین محیط طبیعی و محیط اجتماعی او برقرار می گردد.

۷-  فرهنگ برآورده نیازهای اساسی حیات اجتماعی است.

۸-  فرهنگ با شرایط محیط سازگاری و هماهنگی دارد.

۹-  فرهنگ متشکل  و منسجم از یک مجموعة منطقی است.

۱۰- فرهنگ نشان دهنده راه و رسم و شیوة زندگی است.

۱۱- فرهنگ ها در سطح جهان دارای عناصر مشترکی هستند.

(محمد صادق، فربد، تهران ۱۳۶۹، ص  ۲۸۸ تا ص ۲۹۲)

۲-۴ فرهنگ به واقعیت معنا می بخشد

فرهنگ نه تنها رفتارهای اجتماعی بلکه شیوه های اندیشیدن را نیز در بر می گیرد. ما در خلال آموزش فرهنگی یاد می گیریم که چه معناهایی را باید به رویدادهای جهانمان و به ویژه به رفتارهای دیگران نسبت دهیم تا آن که بتوانیم این رویدادها را فهم کنیم و بدانیم که چه واکنشی را باید در برابر آن ها نشان دهیم و آز آنجا که معنا را زمینه فرهنگی فراهم می سازد و این زمینه ها نیز متفاوتند ، مردم جوامع گوناگون می توانند جهان  را به شیوه های گوناگون در نظر بگیرند .

همانطور که  می دانیم در سراسر جهان چارچوب هائی برای نقش های جنسی و نیز در مورد رفتارهای دیگر بشری وجود دارد، که گوناگونی های رفتار انسان در قالب این چارچوب ها رخ می دهد،  همچنان که دیوید گیلمور(Daivid)

یاد آور  شده است «همه جوامع بشری میان زن و مرد تمایزقایل می شوند و برای مردان و زنان نقش های جنسی مناسب  ونهاد مند فراهم می سازند و هر چند آرمان های جنسی از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت می پذیرد، اما زیر این تفاوت های سطحی همانندیهای جالبی در تصورات قالبی جنسی فرهنگ های گوناگون بشری وجود دارد. (بیتس ، دانیل، ۱۳۷۵، ص ۴۹ -۴۸)


۲-۵ فرهنگ پدیده ای فراگیر است

از دیدگاه انسان شناسان، فرهنگ چیزهائی بیشتر از ادب و ذوق و پیچیدگی ، آموزش و  ارج نهادن به هنرهای زیبا را در بر می گیرد. جالب ترین و مهم ترین نیروهای فرهنگی آن هایی هستند که بر زندگی روزمره مردم تأثیر دارند، به ویژه آن هایی که بر کودکان در دورة فرهنگ آموزی نفوذ می­گذارند. (کتاک، فیلیپ ، ۱۳۸۶، ص ۳۷۲ )

۲-۶ فرهنگ امری مشترک است

فرهنگ نه صفت تک تک افراد، بلکه ویژگی افراد به عنوان اعضای وابسته به گروهها است. فرهنگ در جامعه انتقال می یابد، ما از طریق مشاهده ، گوش دادن ، صحبت کردن و هم کنش با بسیاری از آدم های دیگر، فرهنگ مان را یاد می­گیریم . باور داشت ها، ارزش ها و خاطره ها  و چشم داشت­های مشترک، انسان هایی را که در یک فرهنگ بزرگ می شوند به هم مرتبط می سازند و فرهنگ آموزی با فراهم کردن تجربه های مشترک ، به انسان ها وحدت می بخشد (همان ص۳۶۸)

۲-۷ فرهنگ یاد گرفتنی است

اینکه کودکان به آسانی یک سنت فرهنگی را جذب می کنند برای این است که انسان قابلیت بی همتایی برای یادگیری برخوردار است، آدم ها بر پایة یادگیری فرهنگی، مفاهیمی را می­آفرینند ، به یاد می آورند و به کارشان می برند، آن ها نظام های خاصی از معنای نمادین را جذب می کنند و به کار می برند. کلیفورد گیرتز انسان شناس،  فرهنگ را به عنوان مفاهیمی تعریف می کند که بر یادگیری فرهنگی و نمادها استوارند. فرهنگ به عنوان یک رشته ساز و کارهای نظارتی متشکل از برنامه ها، دستور العمل ها، قواعد و دستورهایی نیز تعریف شده است که مهندسان کامپیوتر آن ها را برنامه هایی برای تسلط بر رفتار می خوانند». انسان ها این برنامه ها را از راه فرهنگ آموزی در سنت های خاص فرهنگی، جذب می کنند ، آن ها این  نظام فرهنگی را برای شناسائی جهان شان و بیان احساس  هایشان و انجام داوری هایشان به کار می برند. این نظام به آن ها کمک می کند تا رفتار و دریافت هایشان را در طول زندگی در مسیر خاصی هدایت کنند.

هر آدمی از طریق فراگرد یادگیری آگاهانه و ناآگاهانه و هم کنش با دیگران، آغاز به ملکه ذهن سازی  یا درون ذهنی کردن یک سنت فرهنگی از طریق فراگرد فرهنگ آموزی می کند.

در برخی موارد، فرهنگ مستقیماً به کودکان یاد داده می شود، مانند زمانی که والدین به کودکان شان یاد می دهند که در هنگام گرفتنن چیزی از دیگران «متشکرم» بگویند.  در برخی موارد هم فرهنگ به طور غیر مستقیم به کودکان یاد داده می شود مانند برنامه های تلویزیون که نقش تعیین کننده ای در انتقال فرهنگ و فرهنگ پذیری  کودکان دارند.

فرهنگ از راه مشاهده نیز انتقال داده می شود، کودکان به چیزهایی که در اطرافشان اتفاق می افتند، توجه می کنند.

انسان شناسان فرهنگی بر این توافق دارند که یادگیری فرهنگی تنها در میان انسان ها رواج دارد و همة انسان ها فرهنگ دارند. انسان شناسان این عقیدة سده نوزدهمی را که «وحدت روحی انسان» نامیده شده است، نیز قبول دارند و این عقیده به معنای آن است که اگرچه افراد بشر از جهت گرایش ها و گنجایش های عاطفی و فکری تفاوت دارند، ولی همه اقوام بشری از ظرفیت های یکسانی برای فرهنگ برخوردارند و انسان ها با هر ژن و قیافة ظاهری، می توانند هر گونه سنت فرهنگی را بیاموزند.  (کتاک، فیلیپ، ۱۳۸۶،ص ۳۶۶ و ۳۶۷)

۲-۸ فرهنگ به عنوان یک رفتار اکتسابی

رفتار ممکن است غریزی باشد – یعنی مبنای ژنتیک داشته باشد- یا اکتسابی ، آن رفتارهائی که از طریق آموزش کسب می­شوند، درصد بالائی از رفتار بشری را تشکیل می­دهند و بسیار بیشتر از رفتارهای غریزی اند. ما می توانیم این  وضعیت را در تفاوت های رفتار یک کودک بسیار خردسال و رفتار یک بزرگسال در یک خانواده به چشم ببینیم.

انسان برای اینکه به عنوان اعضای مستقل جامعه کارکرد داشته باشد باید نظام رفتاری جامعه را فراگیرد که چیزی جز همان فرهنگ نیست و پرورش انسان سخت تحت تأثیر کسانی است که فرهنگ آموزی را اعمال می کنند و نیز متأثر از شیوة اعمال آنهاست. (بیتس دانیل، ۱۳۷۵، صص۴۴ و۴۵)

۲-۹ سطح های فرهنگ

موضوعی که امروزه بیش از پیش اهمیت یافته است ، تمایز میان سطح های فرهنگ یا فرهنگ در سطح ملی، بین المللی و خرده فرهنگی است . فرهنگ ملی همان باور داشت ها ، الگوهای رفتاری آموخته، ارزش ها و نهادهایی است که شهروندان یک ملت در آن سهیم اند. فرهنگ بین المللی اصطلاحی است برای آن دسته از سنت های فرهنگی که به فراسوی مرزهای ملی گسترش دارند. از آن جا که فرهنگ نه از راه ژنتیکی بلکه از طریق یادگیری انتقال داده می شود، عناصر فرهنگی از طریق وام گیری یا اشاعه از یک گروه به گروه دیگر، نیز می تواند گسترش یابند. خرده فرهنگ ها، الگوهای نمادین و سنت های متفاوتی اند که به گروههای خاص در یک جامعه پیچیده تعلق دارند. یعنی هر چند مردمی که در یک  کشور زندگی می کنند در یک سنت فرهنگی ملی سهیم اند، ولی همه فرهنگ ها در داخل شان تنوع دارند .افراد خانواده ها، اجتماع ها، مناطق و طبقات و گروههای دیگر درون یک فرهنگ ، تجارب آموزشی متفاوت و مشترکی دارند. (کتاک، فیلیپ، ۱۳۸۶، صص۳۷۸-۳۷۷)

۲-۱۰ طبقه بندی فرهنگ ها :

مارگارت مید(Margaret Mead) درکتاب فرهنگ و تعهد فرهنگ ها را به سه دسته طبفه بندی می کند :

۱-فرهنگ های گذشته گرا

۲-فرهنگ های حال گرا

۳-فرهنگ های آینده گرا

در فرهنگ های گذشته گرا شیوه های زیستن از پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها به فرزندان و نوه ها منتقل می شود ودر اینجا پدر بزرگ ها ومادر بزرگ ها بسیار مورد احترام هستند زیرا منبع دانش فرهنگی جامعه هستند وتجارب خود را از طریق پند و اندرزها و لالایی ها و…به نسل های بعدی منتقل می کنند اماکم کم با ظهور توسعه نهادها و فرهنگ های  مدرن ،فرهنگ های گذشته گرا از بین می روند ،مدرسه ،پارک و سینما و ورزشگاه و…وضعیت فرهنگی را دگرگون می کنند و مسئله انتقال فرهنگ بخشی از آن به مدارس واگذار می گردد و بخش دیگر آن به رسانه ها و نهادها و موسسات فرهنگی ،همچنین با ظهور صنعت چاپ ،صنعت نشر گسترش یافت و نهاد کتاب و روزنامه را وارد دنیای جدیدی کرد ،ز این پس بخشی از فرآیند فرهنگ یابی از طریق کتاب و کتابخانه و مطبوعات صورت گرفت و کار انتقال را از پدر ها و مادرها از طریق خواندن روزنامه و کتاب و حضور در کارخانجات و موسسات جدید انجام می دادند. از این رو در فرهنگ های حال گرا نقش عمده با گروههای میانسال است و پدر و مادر اهمیت می یابند اما از ۱۹۴۰ به بعد با ظهور تلویزیون ، رادیو و سینما و تکنولوژی های ارتباطی جدید تر ( اینترنت و  ماهواره ) این مجموعه جای پدربزرگ ها و حتی پدران را گرفتند و بچه ها نه از پدر بلکه از کارتون های تلویزیونی ، داستان های کتابهای کودک و نوجوان و بازی های کامپیوتری و… فرهنگ را یاد می گیرند. همان طور که امروزه شاهد وضعیت فرهنگی هستیم که گاهی آن را با تعبیرکودک سالاری مطرح می کنیم. در این زمان نه تنها بچه ها از پدربزرگ ها چیزی نمی آموزند بلکه پدربزرگ ها بایستی از نوه ها فرهنگ را بیاموزند.

مارگارت مید سپس استدلال می کند که در هر جامعه ای بسته به اینکه فرهنگش گذشته گرا، حال گرا و آینده گرا باشد، وارثان و حاملان و ناقلان فرهنگ با هم متفاوتند.

 

    ۲-۱۱ ابداع مفهوم فرهنگ پذیری :

اصطلاح مفهوم فرهنگ پذیری در حوزة فرهنگ شناسی محتوایی کاملاً توصیفی دارد و از هر گونه موضع گیری اصولی به دور است. دنیس کوشDennis Kos)) معتقد است که اصطلاح فرهنگ پذیری راجی. دبلیو  پاول (J.W.Powell) ، انسان شناس آمریکایی به سال ۱۸۸۰ ضرب  کرد، او می خواست بدین وسیله انتقال شیوه های زندگی  و اندیشه مهاجران را در تماس با جامعه آمریکائی مورد توجه قرار دهد، بدین صورت اصطلاح acculturatiore  را به کار گرفت. (پهلوان، چنگیز ، قطره،۱۳۸۲، ص ۱۱۲)

۲-۱۲ فرهنگ پذیری :

در سال ۱۹۶۳ کمیته فرهنگ پذیری که از رالف لینتون و هرسکوتیس و رابرت رد فیلد(Linton&Herskovits&Field) تشکیل شده بود، فرهنگ پذیری را مجموع پدیده هائی که از تماس مستقیم و دائم میان گروههائی از افراد با فرهنگ هایی متفاوت نتیجه می شود و تغییراتی را در الگوهای فرهنگی یک یا دو گروه  موجب می گردد، تعریف کردند. (دنی کوش، ۱۳۸۱،ص۹۱)

در چنین موقعیت هایی ،  فرهنگ هایی که با هم تماس دارند، دچار دگرگونی می شوند. هر چند که این تغییر می تواند در یکی از فرهنگ های در حال تماس، عمیق تر و بیش تر از فرهنگ  دیگر باشد.

روژه باستید(Roger Bastid)  می گوید: جریان فرهنگ پذیری، یک پدیده اجتماعی فراگیر را به وجود می آورد و فرهنگ پذیری با تمامی سطوح واقعیت اجتماعی و فرهنگی در تماس می آید. (پهلوان، چنگیز۱۳۸۲، ص ۱۱۹)

 وروژه باستید اندیشه طبقه بندی گونه های مختلف فرهنگ پذیری را از انسان شناسی آمریکا وام گرفت. اما از آنجا که فرهنگ پذیری را فراگردی  فوق العاده پیچیده می دانست و نمی خواست به توصیفی ساده یا تعمیم دادنهای افراطی تن دهد، سنخ شناسی خاص خود را طراحی کرد و باستید با توجه به سه معیار بنیادی عام، فرهنگی و اجتماعی سنخ شناسی خود را طراحی می کند. معیار نخست یعنی حضور یا فقدان دست آموز کردن واقعیت های  فرهنگی و اجتماعی که دراین حالت سه گونه موقعیت سربر می آورد:

۱- فرهنگ پذیری خود انگیخته، طبیعی و آزاد که در این حالت، دگرگونی فقط بر اساس  منطق درونی خود عمل می کند.

۲- فرهنگ پذیری سازمان یافته،  اما اجباری به سود فقط یک گروه می انجامد، مانند موقعیت بزرگی یا استعماری. در این جا قصد این است که در کوتاه مدت، فرهنگ گروه تحت سلطه  به نفع گروه غالب یا سلطه گر تغییریابد.

۳- فرهنگ پذیری برنامه ریزی و مهار شده که به صورت منظم به اجرا در می آید  هدف گیری دراز مدتی را پی  می گیرد.

معیار دوم به نظم فرهنگی توجه دارد و دو عامل همگنی یا ناهمگنی فرهنگ های موجود و مورد بررسی را در نظر می گیرد و  معیار سوم که به نظم اجتماعی توجه می کند و در این ارتباط به باز بودن یا بسته بودن نسبی جامعه هائی که در تماس می­آیند، اهمیت می دهد.(پهلوان، چنگیز، ۱۳۷۸، ص ۱۲۰ تا ص ۱۲۲)

 

۲-۱۳ نوسازی مفهوم فرهنگ

برخی بر این عقیده اند که پژوهش های فرهنگ پذیری به گونه ای ژرف بر جریان نوسازی  فرهنگی اثر گذاشته  است و تعریفی پویا از فرهنگ را فراهم آورده است و دنیس کوش می گوید ما از فرهنگ سخن نمی گوییم تا فرهنگ پذیری را بفهمیم بلکه از فرهنگ پذیری حرف می زنیم تا فرهنگ رابفهمیم و مسئله ای که حائز اهمیت است این است که فراگرد فرهنگ پذیری پدیده ای است عام، هرچند که اشکال و درجات بسیار متنوعی به خود می گیرد ودر این فراگرد هر فرهنگی در موقعیت تماس فرهنگی قرارمی گیرد دستخوش ساخت زدایی و سپس ساخت یابی می شود و از این نظر همه نظام  های فرهنگی به چنین تحولی تن می دهند و آنچه که فرهنگ ها را از هم متمایز می کند، موقعیت های آن ها است و از این نظر شاید بتوان واژه فرهنگ یابی را جانشین واژه فرهنگ کرد و فرهنگ یابی مضمون فرهنگ پذیری است و مطالعات فرهنگ پذیری باعت بازآزمایی مفهوم فرهنگ شدوفرهنگ به این اعتبار کلیتی پویا، کمابیش منسجم وکمابیش همگن می گردد. عناصر ترکیب کنندة فرهنگ از منابع مختلف در زمان و در مکان به دست می آیند و هیچ گاه به طور مطلق در یکدیگر ادغام نمی­شوند و از این رو نمی توان از فرهنگ های ناب و فرهنگ های دورگه سخن گفت. براثر تماس فرهنگی، همة فرهنگ ها به درجات مختلف فرهنگ هایی  آمیخته به حساب می­آیند و در معرض تداوم وعدم تداوم قرار دارند. (پهلوان، چنگیز ،  ۱۳۸۲، ص ۱۲۴ تا ص ۱۲۷)

۲-۱۴ عناصر مهم در فرهنگ پذیری :

۱- فرهنگ پذیری در زمینه های مختلف فرهنگ مادی مانند تکنیک ها وابزارها وداروهای شیمیایی ووسایل ماشینی . بسیار راحت تر و سریع تر صورت می گیرد تا در زمینه های مختلف فرهنگی معنوی ماننداعتقادات ،سنت ها و آداب و رسوم و… زیرا در این جنبه ازفرهنگ (معنوی) روند پذیرش دارای پیچیدگی های زیاد وپیوستگی های روحی وعاطفی وروانی وعقیدتی و سنتی است که به آسانی نمی توان آن را دگرگون کرد.

۲- هرچه شکل عناصر فرهنگی جامعه دهنده از اشکال فرهنگی تمدن گیرنده دورتر و بیگانه ترباشد پذیرش آن سخت تر است.

۳- اشکال،قابل انتقال تر از کارکردها هستند.

۴- اگر یک عنصر فرهنگی بتواند یک ارزش معنایی مطابق بافرهنگ جامعه گیرنده پیداکندچه شکل وچه کارکرد آن بهتر می­تواند درک شود، اتن این را فرهنگ پذیری کنترل شده می نامد.

۵- برای رسیدن به تعادل جدید، تمام بخش های فرهنگ باید دوباره سازماندهی وساخت بندی شوند. (محب حسینی ،محدثه، جزوه درسی انسان شناسی کاربردی، تهران: ۱۳۸۵ صفحه ۵۰۶)


۲-۱۵ روندها و متغیرهای فرهنگ پذیری :

۱- یک مورد مربوط می شود به میزان تفاوت و تمایز فرهنگی. میزان تفاوت فرهنگ هایی که در تماس آمده اند از نظر تکنولوژی، ایدئولوژی و ارزش ها، ساختارهای اجتماعی و جز آن نقش مهمی در جریان فرهنگ پذیری ایفا می کنند.

۲- مورد دیگر شرایط و شدت تماس است، تماس ممکن است خصمانه یا دوستانه باشد، ممکن است تعداد معینی از عناصر، معرف یک یا هر دو فرهنگ را در بر گیرد یا احتمال دارد که به منظور تماس گسترده  و ژرف بینجامد. این متغیرها ممکن است بر اثر مرور زمان به سبب طولانی شدن تماس تغییر کند وطبیعت فرهنگ پذیری را به همین نسبت تغییر دهند.

۳- موقعیت های فرادستی – فرودستی  فرهنگ ها ممکن است درشرایطی برابر در تماس قرار گیرند، اما اغلب اتفاق می افتد که فرهنگی به علت به کار گیری نیرو و قدرت عریان ، فشارهای اقتصادی، ابعاد بزرگتر یابرتری تکنولوژیک یا حیثیتی که در نظر فرهنگ  فرو دست دارد،موقعیتی فرا دست کسب می کند.

۴- کارگزاران تماس – باید دید کارگزاران تماس چه کسانی هستند؟ مسیونرهای مذهبی، بازرگانان و مقامات رسمی دولت ها

۵- جهت جریان تماس: به چه میزان جریان نوآوری یک سویه و یا دوسویه است. (همان، ۱۳۸۲، ص ۱۰۵ و ۱۰۶).

۲-۱۶ انواع فرهنگ پذیری :

 

110,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • تحقیق تحلیل مردم شناختی تلویزیون و فرهنگ پذیری در خانواده
  • برچسب ها : , , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      شنبه, ۱۳ آذر , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.