مقاله بررسی تطبیقی انقلاب اسلامی ایران و انقلاب نیکاراگوئه


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله بررسی تطبیقی انقلاب اسلامی ایران و انقلاب نیکاراگوئه مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۳۲  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله بررسی تطبیقی انقلاب اسلامی ایران و انقلاب نیکاراگوئه نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست

بررسی تطبیقی انقلاب اسلامی ایران و انقلاب نیکاراگوئه   ۱
کلیاتی درباره نیکاراگوا   ۴
الف. معرفی   ۴
ب. روند استقلال   ۶
ج. بررسی تطبیقی وضعیت مردم نیکاراگوا در قبل و بعد از انقلاب   ۱۰
د. نقاط عطف مهم تاریخی قبل از انقلاب در نیکاراگوا   ۱۲
برخی از تفاوت های انقلاب نیکاراگوا و انقلاب اسلامی ایران   ۱۳
۱٫ ماهیت انقلاب   ۱۳
۲٫ رهبری   ۱۵
۳٫ شیوه مبارزه   ۱۶
۴٫ ابزار مبارزه   ۱۷
۵٫ ارزش های انقلاب   ۱۸
۶٫ قلمرو مبارزه   ۱۹
۷٫ تأثیرگذاری بر نهضت های آزادی بخش   ۲۱
۸٫ تأثیرگذاری بر واژه ها و مفاهیم سیاسی   ۲۴
منابع:   ۲۶

منابع:

۱ـ تدا اسکاچ پل، دولت ها و انقلاب های اجتماعی، ترجمه سیدمجید روئین تن، تهران، سروش، ۱۳۷۶، ص ۲۳ـ۲۵٫

۲ـ محمّد شجاعیان، انقلاب اسلامی و رهیافت های فرهنگی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲، ص ۷۲ـ۹۵٫

۳ـ الگ ایگنایتو و جنریخ بوویک، نیکاراگوئه و رنج دیکتاتوری، ترجمه سیداحمد طاهری، تهران، مترجم، ۱۳۶۶، ص ۵ـ۶ (با تلخیص و تغییر).

۴ـ محمود طلوعی، فرهنگ جامع سیاسی، چ دوم، تهران، علم، ۱۳۷۷، ص ۸۸۷٫

۵ـ از سال ۱۸۵۱ م به عنوان پایتخت برگزیده شد.

۶ـ اورتگا از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۰ م رهبری حکومتی انقلابی را به عهده داشت و در دوران حکومتش، با مخالفت نیروهای مسلّح «کنترا» ـ که از سوی آمریکا حمایت می شدند ـ دست به گریبان بود. وی از سوی دیگر در همین دوران، با مصادره دارایی های مردم، برای خود دشمنان دیرینه ای تراشید. در سال ۱۹۹۰ م بساط ساندینیست ها با شکست اورتگا در انتخابات ریاست جموری برچیده شد. (علیرضا عبادتی، «می گویند اگر بن لادن بود به اورتگا رأی می داد»، همشهری ماه، س ۱، ش ۹ (آذر ۱۳۸۰)، ص ۸۰٫)

۷ـ محمود طلوعی، پیشین، ص ۸۸۷٫

۸ـ داود صالحی، انقلاب در نیکاراگوا، تهران، سهروردی، ۱۳۶۴، ص ۲۸٫

۹ـ محمود طلوعی، پیشین، ص ۸۸۷٫

۱۰ـ همان، ص ۳۲و۳۳٫

۱۱ـ الگ ایگنایتو و جنریخ بوویک، پیشین، ص ۲۷و۲۸ / داود صالحی، پیشین، ص ۳۳و۳۴ (با تلخیص و تصرف).

۱۲ـ داود صالحی، پیشین، ص ۳۵ـ۳۷ (با تلخیص و تصرف).

۱۳ـ همان، ص ۴۲ـ۴۵٫

۱۴٫ FRENT SANDINISTA DE LIBRACION NACIONAL

سوموزا نیکاراگوا را به پایگاه عملیات ضد انقلابی امپریالیست ها

علیه مبارزات آزادی بخش منطقه تبدیل کرده بود. برای مثال، مداخله نظامی «سیا» در «گواتمالا» در ۱۹۵۴ م و تهاجم نظامی امپریالیست ها به «کوبا» در ۱۹۶۱ م، هر دو از داخل خاک نیکاراگوا هدایت می شدند. این اعمال منجر به اعتراض وسیع مردمی شدند. «جبهه آزادی بخش ساندینیست» از درون این اعتراضات تشکیل شد. کارلوس فونسکا آمادور، توماس بورگه و سیلویو مایورگا ـ که از مبارزان با سابقه جنبش دانشجویی دهه ۱۹۵۰ م بودند ـ در ژوئیه ۱۹۶۱ م همراه یکی از بازماندگان ارتش ساندینو به نام سرهنگ سانتوز لوپز با الهام از مبارزه ساندینو و نیز سرمشق قرار دادن انقلاب «کوبا» ـ که در ۱۹۵۹ م به پیروزی رسید ـ یک جبهه چریکی در امتداد مرزهای شمالی نیکاراگوا ایجاد کردند. این جبهه در دهه ۱۹۷۰ م به یک نیروی زنده و فعال تبدیل شد. (ر.ک: در دفاع از انقلاب نیکاراگوا، ترجمه بهمن ارمغان و همکاران، تهران، همبستگی، ۱۳۶۳، ص ۱۳و۱۴٫)

۱۵ـ سوموزا ابتدا با هواپیما به پایگاه نظامی آمریکا در «فلوریدا» و سپس به «گواتمالا» و از آنجا هم به مزرعه اش در «پاراگوئه» رفت. وی پس از مدت کوتاهی توسط سه مرد مسلح به مسلسل و بازوکا همراه راننده و محافظش به قتل رسید. جنازه وی به «میامی» منتقل شد. (داود صالحی، پیشین، ص ۵۵و۵۶٫)

۱۶ـ داود صالحی، پیشین، ص ۵۵٫

۱۷ـ در دفاع از انقلاب نیکاراگوا، ص ۱۰٫

۱۸ـ سیامک باقری، «براندازی خاموش ساندینیست ها در نیکاراگوئه»، صبح صادق، ش ۲۸ (۲۸/۸/۱۳۸۰)، ص ۱۲٫

۱۹ـ داود صالحی، پیشین، ص ۲۸و۲۹٫

۲۰ـ قانون اساسی نیکاراگوا تحت عنوان «بیانیه جدید حقوق مردم نیکاراگوا» در ۲۱ اوت ۱۹۷۹ م صادر شد. این بیانیه به امضای اعضای شورای بازسازی ملّی نیکاراگوا وتولتاب، دوشامورو، آلفونسو روبلو کاله هاس، سرجیو رامیرز میرکادو، مویسز حسن مورالس، دانیل اورتگا ساآودارا منتشر گردید. (در دفاع از انقلاب نیکاراگوا، ص ۱۳۷٫)

۲۱ـ داود صالحی، پیشین، ص ۶۶ـ۶۸ (با تلخیص و تصرف).

۲۲ـ احمد نقیب زاده، تحولات روابط بین الملل; از کنگره وین تا امروز، چ ششم، تهران، قومس، ۱۳۷۸، ص ۲۷۸٫

۲۳ـ همان، ص ۲۸۱٫

۲۴ـ در ۱۹۹۳ با روی کار آمدن فرانکلین روزولت ـ رئیس جمهور آمریکا، سیاست جهانی آمریکا بر این قرار گرفت که به طور موقّت از «دخالت مستقیم» در امور سایر کشورها کناره گیری کند.

۲۵ـ رابرت دی لی، «انقلاب اسلامی و اصالت»، ترجمه مهرداد وحدتی دانشمند، رهیافت های نظری بر انقلاب اسلامی، (مجموعه مقالات)، چ دوم، قم، معارف، ۱۳۷۹، ص ۲۱۷و۲۱۸٫

۲۶ـ جان ال. اسپوزیتو، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، ص ۱۵٫

۲۷ـ تدا اسکاچ پل، «حکومت تحصیلدار و اسلام شیعه در انقلاب ایران»، ترجمه محسن امین زاده، رهیافت های نظری بر انقلاب اسلامی، ص ۱۸۵٫

۲۸ـ منوچهر محمّدی، انقلاب اسلامی; زمینه ها و پیامدها، قم، دفتر نشر و پخش معارف، ۱۳۸۰، ص ۱۵٫

۲۹ـ جان ال اسپوزیتو، پیشین، ص ۱۹٫

۳۰ـ همان، ص ۲۱و۲۲ (با تلخیص و تصرف اندک).

۳۱ـ منوچهر محمّدی، پیشین، ص ۱۸٫

بررسی تطبیقی انقلاب اسلامی ایران و انقلاب نیکاراگوئه

انقلاب اسلامی ایران، انقلابی است که برای بشر معاصر از جهات متفاوتی سؤال آفریده است. این انقلاب از یک سو، کاخ نظام ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در ایران را فرو ریخته، و از سوی دیگر نظریه های علوم اجتماعی، بهویژه نظریه های مربوط به انقلاب ها را به چالش کشیده است. و از جانبی دیگر، بر خط سکولاریسم و عرفی گرایی، که بیش از دو قرن تلاش شده بود تا در ساحت اندیشه غرب ترسیم شود، خط بطلان کشیده است. علاوه بر این، در عصری که همگان متقاعد شده بودند که بشر معاصر برای رسیدن به کمال خود راهی جز راه غرب ندارد، راهی جدای از آن ترسیم نموده، و این همه باعث شده است تا حجم قابل توجهی از کتاب ها، پایان نامه ها، مقالات، سخنرانی ها، کنگره ها، اخبار و فیلم هایی در سراسر جهان معاصر به تفسیر و تبیین این پدیده سیاسی ـ اجتماعی اختصاص یابد.

از زاویه ای دیگر، شرایط تاریخی که انقلاب اسلامی در ظرف آن تحقق یافته، شرایطی است که نظریه پردازان اجتماعی غرب، از جوانب گوناگون، خود را بحران زده احساس می کنند. آن ها پیش از تحقق انقلاب اسلامی ـ که به تعبیر اسکاچ پل در قالب و چارچوب یکی از چهار دسته مارکسیستی، روان شناختی توده ای، ارزشی و تنازع سیاسی می اندیشیدند۱ ـ سه مرحله نظری را در تحلیل انقلاب ها تجربه کرده بودند:

در گام نخست (۱۹۰۰ـ۱۹۴۰ م)، کسانی مثل لوبون، الوود، سوروکین، ادوارز، پتی و برینتون شیوه ای توصیفی برای تحلیل انقلاب ها به کار گرفتند و نیز به بیان برخی از نشانه های وضعیت انقلابی پرداختند. در گام دوم (۱۹۴۰ـ۱۹۷۰ م)، کسانی مثل دیویس، گار، جانسون، اسملسر، هانتینگتون و تیلی، به شکلی کاملا تحلیلی، از نظریه های گوناگون روان شناختی، جامعه شناختی و سیاسی برای تحلیل انقلاب ها استفاده کردند. در گام سوم (دهه ۱۹۷۰)، کسانی مثل پایژ، آیزنشات، تریم برگر و اسکاچ پل تلاش کردند تا در همان قالب های گام دوم به نقد آن ها بپردازند. البته رویکرد اصلی این نظریه پردازان رویکردی ساختاری بود. اهداف ساختارها و نیز ساختار رؤسا، نخبگان، نیروهای مسلّح و بین المللی از عمده موارد مورد غفلت نظریه پردازان گام دوم بود که در گام سوم، به آن ها توجه شایان شد.۲

به رغم همه تلاش ها، در دهه ۷۰ قرن بیستم (یعنی در شرایط تاریخی تحقق انقلاب اسلامی)، در جهان سوم، به ویژه، در آمریکای لاتین و آسیا، انقلاباتی صورت گرفتند که نظریه های پیشین انقلاب ها چندان در تحلیل آن ها کفایت نمی کردند. این بحران نظری، که نظریه پردازان غرب در تحلیل انقلاب ها بدان گرفتار شده بودند، ناگزیر آن ها را به حوزه چهارمی از ساحت نظریه پردازی سوق داد. در این حوزه ـ که مشهور به مطالعات فرهنگی انقلاب هاست و بیشتر با نام جان فوران شدت یافته ـ تلاش شده است تا در تحلیل انقلاب ها، روی برخی مؤلّفه های عمدتاً فرهنگی (از جمله فرهنگ، ایدئولوژی و مذهب)، که در گام سوم مورد غفلت قرار گرفته بودند، تأکید گردد. نوع نظریاتی که در این مرحله، بهویژه در تحلیل انقلاب های جهان سومی از جمله انقلاب های نیکاراگوا (NICARAGUA) و ایران، مطرح گردیده اند، نظریاتی با محوریت «فرهنگ» می باشند. همین خصیصه فرهنگی بودن انقلاب های این دوره باعث شده است تا نظریه پردازان غرب به خود اجازه دهند تا انقلاب ایران را در کنار سایر انقلاب ها و با همان شیوه ها مورد مطالعه قرار دهند و برای همه آن ها تا حد زیادی یک سلسله علل مشترک و یکسان معرفی کنند.

نوشته حاضر ضمن ارائه گزارش اجمالی و مختصر سیر تاریخی تحولات منجر به انقلاب نیکاراگوا، تلاش می کند تا به تفاوت های این دو انقلاب از جنبه های گوناگون ارزش ها، رهبری، پیامدها و شیوه ها بپردازد. دغدغه و هدف اصلی نگارش این نوشته، تنبّه دادن به اشتباهی است که نظریه پردازان انقلاب ها در غرب در مرحله چهارم نظریه پردازی خود بدان گرفتار شده اند.


کلیاتی درباره نیکاراگوا

 الف. معرفی

موقعیت جغرافیایی ـ انسانی: «نیکاراگوا» کشوری است در قسمت میانی آمریکای مرکزی که از شمال، به کشور «هندوراس» و از جنوب، به کشور «کاستاریکا» و از شرق، به دریای «کارائیب» و از غرب، به خلیج «فونسکا» (متصل به اقیانوس آرام)، محدود می باشد. این کشور دارای مساحتی با ۹۰۰/۱۴۷ کیلومتر مربع، قریب به ۵ میلیون نفر جمعیت می باشد که ۷۵ درصد آن ها دارای مذهب کاتولیک و ۲۵ درصد آن ها دارای مذهب «پروتستان» می باشند،۳ هرچند برخی دیگر از منابع تعداد پیروان مذهب کاتولیک را ۹۵ درصد نوشته اند.۴ بیشتر جمعیت این کشور را اسپانیایی های مهاجر و سرخپوستان بومی ـ که اصطلاحاً «متیزو» (MEATIZO) خوانده می شوند ـ تشکیل می دهند. زبان رسمی آن اسپانیایی می باشد، اما مردم آن به زبان انگلیسی هم صحبت می کنند. واحد پول آن، «کوردوبا» (CORDOBA) و پایتخت آن، «ماناگوا» (MANAGUA)5 با جمعیتی معادل ۷۵۰ هزار نفر می باشد.

 نظام حکومتی: نظام سیاسی نیکاراگوا «جمهوری» است و پس از قریب ده سال حکومت مارکسیستی، از سال ۱۹۹۰ م به بعد، یک نظام دموکراتیک در این کشور برقرار شده است. در انتخابات سال ۱۹۹۰ م با پیروزی خانم چامورو، کاندیدای حزب ملّی نیکاراگوا، دانیل اورتگا،۶ رهبر حزب مارکسیست این کشور، داوطلبانه کناره گیری کرد. شورشیان نیکاراگوا معروف به «کنترا» (CONTRA) نیز، که در دوران حکومت پیشین نیکاراگوا با دریافت کمک های مالی و نظامی از آمریکا با دولت می جنگیدند، پس از انتخاب خانم چامورو به ریاست جمهوری، دست از مقاومت برداشته و به ارتش منظم نیکاراگوا پیوسته اند.۷

 منابع: نیکاراگوا منابع آبی، زمینی و کانی فراوانی برای تولید انرژی، الوار و محصولات زراعی دارد. این کشور دریاچه ها و راه های آبی زیادی دارد و به راحتی می تواند با حفر کانال (شرقی ـ غربی)، دو اقیانوس بزرگ اطلسوآرام را ازدرون خاکش به هم متصل کند.۸

 محصولات عمده: پنبه، قهوه، شکر، برنج، ذرت و موز از مهم ترین محصولات این کشور است که بعضی از اقلام آن، مانند پنبه، قهوه و موز، به خارج صادر می شوند. نیکاراگوا دارای منابع معدنی، بخصوص طلا، نقره و مس، نیز می باشد که هنوز به طور کامل مورد بهره برداری قرار نگرفته اند.۹


 ب. روند استقلال

در اوایل قرن ۱۹ میلادی، نیکاراگوا استقلال خود را در طی سه مرحله به دست آورد:

 مرحله اول: سال های قبل از ۱۸۲۱ م که به عنوان قسمتی از امپراتوری مکزیک و به رهبری آگوستین دو ایتورباید اداره می شد.

 مرحله دوم: از ۱۸۲۲ م به بعد که عضو فدراسیون کشورهای آمریکای مرکزی شد.

 مرحله سوم: از سال ۱۸۳۸ م به بعد که به صورت کشور مستقل و با حاکمیتی از آن خویش شناخته شد.۱۰

دو دهه پس از استقلال، اختلافات داخلی بین دو گروه «لیبرال» و «محافظه کار»، نتایج زیان باری بر پیکر نیکاراگوا تحمیل کردند. در ۱۸۵۵ م با اوج گیری این اختلافات، لیبرال ها از یک تبعه آمریکایی به نام ویلیام واکر دعوت به مداخله کردند. واکر پس از پیروزی (۱۸۵۶م)، بر خلاف میل لیبرال ها، خود را رئیس جمهور نیکاراگوا نامید و آمریکا هم از این اقدام حمایت کرد. واکر دست به اقدامات توسعه طلبانه و غیرانسانی زد. این کار سبب شد تا از یک سو، مردم نیکاراگوا به «محافظه کاران» رو بیاورند و از سوی دیگر، واکر حمایت آمریکا را از دست بدهد. وی در ۱۸۶۰ م در نزدیکی «تگوسیگالپا» پایتخت «هندوراس» تیرباران شد.۱۱

پس از واکر، محافظه کاران قدرت را به دست گرفتند و تا ۱۸۹۳ م حکومتی نسبتاً صلح آمیز برقرار کردند. در ۱۸۹۳م با انتخاب دیکتاتور خوزه سانتوس زیلایا به ریاست جمهوری، برتری محافظه کاران به پایان رسید. زیلایا تا ۱۹۰۹م بر نیکاراگوا حکومت راند. وی در سال های پایانی حکومتش، پای ژاپنی ها را برای احداث یک کانال به نیکاراگوا کشید. از این رو، آمریکا محافظه کاران را تشویق به شورش کرد و به بهانه حمایت از شورشیان، نیروهای نظامی خود را به بندر «بلوفیلدز» واقع در ساحل شرقی گسیل داشت. زیلایا مجبور به استعفا شد و یک سال بعد، محافظه کاران به قدرت رسیدند و در پناه حمایت های آمریکا، تا ۱۹۳۲ م بر نیکاراگوا حکومت راندند.

در اواسط دهه دوم قرن بیستم، تصمیم گیران آمریکا تصور کردند که قدرت محافظه کاران برای حکومت بر کشور و حفظ منافع آمریکا کافی است. از این رو، نیروهای خود را در ۱۹۲۵ م از نیکاراگوا خارج کردند. بلافاصله، پس از خروج نیروهای آمریکایی، آتش اختلاف بین محافظه کاران و لیبرال ها شعلهور شد و آمریکا برای حفظ منافع خود، مجدّداً در ۱۹۲۶ م نیروهای خود را به نیکاراگوا اعزام کرد.۱۲

سوموزا پس از یک کودتا در ۱۹۳۷م به ریاست جمهوری نیکاراگوا رسید و تا ۱۹۷۹ ـ پیروزی ساندینیست ها ـ همراه دو پسرش بر این مملکت حکومت راند.

پس از سوموزا، پسرش لوئیز سوموزا دیبایله تا ۱۹۶۳ م و پس از لوئیز، برادر دیگرش آناستازیو سوموزا دیبایله تا ۱۹۷۹ م رئیس جمهور نیکاراگوا شدند. خانواده سوموزا هر سه مستبد بودند و روش حکومتی آن ها بر دو رکن استوار بود: اول جلب همکاری مخالفان (کلیسا، زمین داران بزرگ و سرآمدان صنعت و تجارت); دوم توسعه روابط دوستانه با آمریکا.۱۳

از ۱۹۷۰ م به بعد، نظم حکومتی خانواده سوموزا رو به سوی فروپاشی رفت. دو رویداد مهم به این فروپاشی سرعت بخشیدند: یکی زلزله کریسمس سال ۱۹۷۲ م که قسمت اعظم پایتخت را ویران کرد و در پناه این واقعه سوموزا و همکارانش ولع مال اندوزی خویش را اشباع کردند و دیگری واقعه گروگان گیری ۲۷ دسامبر ۱۹۷۴ م جبهه ساندینیست برای رهایی ملّی۱۴ بود.

این رویداد، دیکتاتور سوموزا را تحقیر کرد. وی برای کنترل مجدد اوضاع، ضمن اعلام حکومت نظامی و سانسور کامل مطبوعات، افراد گارد ملّی را به تعقیب چریک ها اعزام کرد. به فاصله چند ماه، دامنه درگیری و مخالفت با دیکتاتور سراسر نیکاراگوا را گرفت و جنگ هایی موسوم به «جنگ آزادی» برپا شدند. آمریکا برای حفظ نظام موجود، دست به کار شد و طرح آشتی دولت با چریک ها و مخالفان را داد که اغلب مردم نیکاراگوا آن را رد کردند.

به تدریج، ارتش چریکی از چند صد نفر به چندین هزار نفر افزایش یافت. در اوایل ژوئن ۱۹۷۸ م عملیات «تهاجم نهایی» اعلام شد. «سازمان کشورهای آمریکایی» نیز به رغم درخواست آمریکا، از اعزام نیروهای «حافظ صلح» خویش به نیکاراگوا خودداری کرد. در نهایت، سوموزا پس از اینکه ثروت خود را نقد کرد، در ۱۷ ژوئیه ۱۹۷۸ م کشور را ترک نمود۱۵ و دو روز بعد، نیروهای «ساندینیست» وارد پایتخت شدند و بقایای گارد ملّی را دستگیر کردند.

این «جنگ آزادی» با بهای ۵۰ هزار کشته ـ یعنی تقریباً ۲ درصد جمعیت آن روزِ نیکاراگوا ـ به پیروزی رسید. اگر این واقعه با همین نسبت، در آمریکا اتفاق می افتاد، قریب ۵/۴ میلیون کشته بر جای می نهاد; یعنی تلفاتی معادل ۷۵ برابر تلفات جنگ ویتنام.۱۶

این پیروزی برای آمریکا، که سال ها به استثمار نیکاراگوا پرداخته بود، سخت گران آمد. از این رو، آمریکا از همان اوان پیروزی، با صرف میلیون ها دلار، کمر به سرکوب و انحراف انقلاب نیکاراگوا بست.۱۷

پس از پیروزی ساندینیست ها نیز ایالات متحده آمریکا برای انجام برنامه براندازی، سه نوع تشکیلات عمده را بسیج کرد: ۱٫ ائتلاف سیاسی برای مخالفت با ساندینیست ها; ۲٫ ائتلاف نیروهای کارگری; ۳٫ سازمان مدنی. در این سه بخش، زیرگروه های خاص جوانان، دانشجویان، زنان و سازمان های مذهبی نیز وجود داشتند.۱۸

 ج. بررسی تطبیقی وضعیت مردم نیکاراگوا در قبل و بعد از انقلاب

 

30,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله نتایج و پیامدهای سیاسی انقلاب اسلامی ایران
  • مقاله اهداف و اصول نظام سیاسی
  • مقاله انقلاب اسلامی ایران و نظریه اسکاچپل
  • برچسب ها : , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      یکشنبه, ۲ مهر , ۱۳۹۶
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایbankmaghale.irمحفوظ می باشد.