مقاله تأثیر متافیزیک بر بدن


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله تأثیر متافیزیک بر بدن مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای 37  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله تأثیر متافیزیک بر بدن نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست

مقدمه    1
تأثیرات بدن بر بدن   2
تأثیرات روان بر بدن   5
دیدگاه های عمده درباره تعامل روان و بدن   7
نظریه عمل متقابل    8
نظریه فرانمودگرایی    10
نظریه جنب مضاعف    10
نظریه توازی گرایی    12
موضع گیری متفاوت در ارتباط با تعامل روان و بدن   13
مخالفان مغایرت روان و بدن    14
موافقان مغایرت روان و بدن    15
جمع بندی و نتیجه گیری    26
پی نوشت    29
منابع    33

چکیده

شرایط احتمالی بر نفس و روان تأثیر می گذارد. با فکر و تلقین می توان امراض جسمانی را درمان نمود و یا در اثر توهم و تلقین بیماری، گرفتار بیماری جسمانی گردید.

در خصوص تعامل یا عدم تعامل پدیده های روانی و بدن با یکریگر دیدگاههایی وجود دارد. روان و بدن در یکدیگر تأثیر متقابل دارند. هر عملی که شما انجام می دهید اثری بر محیط می گذارد که طی یک چرخه دور یا نزدیک دوباره به شما یا اطرافیان شما باز می گردد.

گاهی اعمال شما آن قدر خوب یا آنقدر بد است که بر اثر متافیزیک شما اثر می گذارد. هر چه آگاهی و هوشیاری فرد مشاهده کننده بیشتر باشد، احتمال وقوع رویداد هم بالاتر است. خصوصیات و شرایط فیزیکی- شیمیایی نه تنها آگاهی را به وجود می آورند، بلکه به طور عمیقی احساسات موجودات را تحت تأثیر قرار می دهد.

مقدّمه

مبحث تعاملات نفس و بدن با يكديگر سابقه اي طولاني دارد، به گونه اي كه پزشكان و فيلسوفان نامدار قديمي همواره بر آن پافشاري مي نموده اند. افلاطون معتقد بود همان گونه كه چشم را بدون سر و سر را بدون بدن نمي توان درمان نمود، بدن را نيز نمي توان بدون در نظر گرفتن روان درمان كرد. ارسطو مي گفت: احساسات آدمي بر بدن، و ويژگي هاي بدني بر روح او تأثير مي گذارند. ابن سينا نيز با كمك گرفتن از تجارب پزشكي خويش نمونه هايي از ارتباط و تأثير متقابل نفس و بدن را بيان كرده است.

     دانشمندان علوم انساني و پزشكي در دوران معاصر نيز با پژوهش هاي متمركز بر تأثير حالات رواني بر بدن و اثرگذاري شرايط جسماني بر نفس و روان، مجموعه وسيعي از اطلاعات ارزشمند را در اختيار محققان قرار داده اند، به گونه اي كه حتي گروهي از ايشان، انسان را موجودي زيستي ـ شيميايي ـ رواني ـ اجتماعي2 معرفي كرده اند.

     اين نوشتار، در ابتدا با استفاده از يافته هاي دانشمندان، به مواردي از تأثيرات متقابل روان و بدن بر يكديگر مي پردازد و سپس ديدگاه هاي عمده در زمينه تعامل اين دو ساحت را مطرح مي كند.

تأثيرات بدن بر روان

همان گونه كه بيان شد، شرايط جسماني بر نفس و روان تأثير مي گذارند. به نمونه هايي از اين تأثيرات در ذيل اشاره مي نماييم:

     1. تحريك الكتريكي نواحي مختلف مغز آثار قابل توجهي را به بار آورده است: در مناطق حسي، احساس صدا يا طعم برانگيخته شده، و در قسمت هاي طرفيني، خاطراتي بيدار گرديده است. تحريك قسمت جلويي مغز، باعث شده است كه شخص مورد آزمايش، بي اراده و خود به خود دستش را بلند كند. تحريك نقاط ديگر، يادآوري كلمات را بدون هيچ گونه اختلالي در تكلم، ناممكن مي سازد، و شخص مورد آزمايش از ناتواني خود در يادآوري نام اشياي عادي حيران مي شود. در تحريك قسمت هاي عمقي تر مغز، بيماران احساسات مختلفي از قبيل شادي، اضطراب و يا خشم گزارش كرده اند. در حيوانات نيز تجربه هايي به دست آمده است; براي مثال، در بعضي تحريك ها مي توان گربه اي را چنان خشمگين كرد كه به سگي حمله ببرد و يا از ديدن موشي به ترس و لرز بيفتد.
2. «ميزان و نوع هورمون هاي غدد نيز از جمله عوامل مؤثر در حالات رواني مي باشد. مثلا، مقدار سروتونين تأثير زيادي بر ايجاد برخي حالات رواني مانند افسردگي دارد. همچنين كاهش ترشح غده تيروئيد در بزرگسالان علاوه بر آثار جسماني، باعث ضعف حافظه و افسردگي مي گردد. از طرفي، مي توان افسردگي را با داروهاي ضد افسردگي از بين برد. اين داروها بي ترديد بر بدنمان تأثير مي گذارند»4 و در پي آن، افسردگي كه رويدادي ذهني است درمان مي شود.

     3. «تأثير ويژگي هاي ظاهري بدن بر نفس و شخصيت از ديرباز مورد بحث بوده است، به گونه اي كه محققاني همچون كرچمر و شلدون، اثرگذاري خصوصيات فيزيكي بر حالات رواني را مبناي كار خود قرار داده، و بر اساس سطوح جسماني مختلف، سنخ هاي رواني مربوط را معرفي و نام گذاري نموده اند.»

     4. به دليل آنكه نفس، درد و آسيب جسماني را درك مي كند، بيماري ها و صدمات جسماني، نفس را متأثر مي سازند. از اين رو، در هنگام سلامت، معمولا بدن هاي خود را اموري مسلم در نظر مي گيريم و به ندرت به ديگر ساحت هايمان توجه داريم، ولي هرگاه دچار بيماري يا درد مي شويم، نسبت به بدن و ساير ابعادمان دقت بيشتري مي كنيم.

     5. تأثير اسيدي شدن خون و ارتباط آن با خواب آلودگي، كاهش قند خون با اغتشاش شعور، كمبود آهن و يا كم خوني و ارتباطش با افسردگي، و كمبود منگنز و ايجاد حالت هاي وسواسي، نمونه هاي ديگري از تأثير محيط داخلي بدن بر سلامت روان شناختي هستند.

     6. استفاده از برخي مواد دارويي، چه به صورت طبيعي كه در گياهان يافت مي شود و چه بعد از توليد در آزمايشگاه كه به داروهاي روان گردان معروفند، به طور چشمگيري، آثار شگفت آوري بر جاي مي گذارند; مثلا از آثار رواني مصرف «ال.اس. دي» پديده اي به نام «بزم بينايي» است كه نور و رنگ به ميزان زياد شدت مي يابند، اشيا جاندار به نظر مي رسند، صورت هاي ذهني خيالي در ميدان ديد به حركت در مي آيند، زوال خود يا مسخ واقعيت و شخصيت پديد مي آيد و چه بسا احساس خود در مجموع كم رنگ گردد.

     7. «از آنجا كه هرگاه اختلالي در قوا و اعضاي بدن پديد مي آيد و اشتغال نفس به تدبير بدن جهت اصلاح و جبران اختلالات پديد آمده شديدتر مي گردد، در نتيجه، نفس ناطقه از كار اصلي خود، يعني تعقل، باز مي ماند يا آنكه در كار آن اشكالاتي بهوجود مي آيد.»

     8. سكته و يا هر آسيب ديگري به قشر گيجگاهي پس مياني پايين، مي تواند سبب از دست دادن قابليت تشخيص چهره ها، اشيا، حيوانات و خودروهاي آشنا و مأنوس گردد. اين صدمه مربوط به تشخيص و بازشناسي اشيا، «ادراك پريشي چهره اي» ناميده مي شود.

     9. صدمات مغزي و يا مصرف بيش از حد دارو مي تواند حالات گوناگون ناهنجاري هشياري و آگاهي، از ابهام صرف11 گرفته تا گيجي، و از روان آشفتگي12 تا اغما را باعث شود.

     10. پاره اي از داروها و نيز تحريك الكتريكي بخشي از مناطق مغز (مانند كرتكس و دستگاه ليمبيك) مي تواند فرايندهاي ذهني شخصي و به طريق اولي، انديشه هاي وي درباره آن ها را مخدوش سازد. به عنوان مثال، فرد ممكن است به توهّم شنوايي يا بينايي مبتلا گردد و يا گرفتار افكار مزاحمي شود كه بر روي آن ها هيچ تسلطي ندارد.

     11. از راه بررسي رويدادهاي مغزي در هنگامي كه شخص كار بسيار مشخصي را انجام مي دهد، وجود حوزه هاي خاصي در مغز به اثبات مي رسد كه با توانايي هاي ذهني خاصي هم بسته مي باشند. مثلا، حس بينايي با قسمت پشت قشر مغز مرتبط است. از همين روي، آسيبي كه به آن نقطه وارد آيد از قدرت ديدن و تخيّل مي كاهد.

تأثيرات روان بر بدن

در اين قسمت، به برخي از تأثيرات حالات رواني بر بدن اشاره مي نماييم:

     1. هيجانات مثبت در نشاط و سلامت بدن تأثير داشته، همچنان كه هيجانات منفي به ضعف اعصاب و ناراحتي هاي گوارشي و مانند آن ها منجر مي گردند. ترس ها و غم ها در بسياري از موارد، عمل جذب و هضم را مشكل مي سازند. خشم و غضب، جريان خون را تند و تنفس و ضربان قلب را افزايش مي دهند. همچنين فشارهاي رواني باعث كاهش كاركرد دستگاه ايمني شده و در نتيجه، منجر به آسيب هاي فيزيكي مي گردند.

     2. با فكر و تلقين مي توان امراض جسماني را درمان نمود و يا در اثر توهّم و تلقين بيماري، گرفتار بيماري جسماني گرديد. همچنين برخي ناهنجاري هاي رواني، مشكلات حاد جسماني مانند هيستري را در پي دارند.

     3. «بدن نيز آسيب هاي روحي و رنج و غم رواني را در خود به صورت امراض روان ـ تني نشان مي دهد. و بدين ترتيب، بيماري روان تني را كه در واقع يك بيماري جسمي با ريشه هاي رواني مي باشد به وجود مي آورند كه به شكل عكس العمل هايي در فعاليت هاي عضوي در يكي از دستگاه هاي گوارش، قلب، شش ها، ماهيچه ها، پوست يا هر كدام از حواس پنج گانه ظاهر مي شود. همچنين اين بيماري غدد درون ريز، دستگاه گردش خون، دستگاه ادراري و تناسلي را نيز شامل مي گردد.»

     4. «هر چقدر كه توجه نفس به عالم تجرد قوي تر گردد، به موازات آن از تدبير بدن و قواي آن منصرف مي گردد و از آنجا كه قوام مزاج بدن در گرو توجه و تدبير نفس است، در اثر كاهش توجه نفس اختلالاتي در مزاج و در كاركرد قواي نفساني و اعضاي بدن حاصل مي شود. اين روند تا آنجا ادامه مي يابد كه نفس بهره كامل خود را از عالم ماده در مي يابد و به دنبال آن توجهش از بدن كاملا قطع مي گردد و به سوي مبدأ و غايتي كه طبعش مقتضي توجه به اوست، سير مي كند.»

     5. تأثير شديد روان بر بدن از لحاظ احساسات نيز قابل بررسي است.خشم،نفرت، حسدوترس بركل دستگاه عصبي تأثير مي گذارند و ممكن است به بيماري منجر شوند. از سوي ديگر، احساسات مثبتي نظير اميد و اعتماد نيز باعث سلامتي بيشتر دستگاه عصبي مي گردند و بدن را سالم نگه مي دارند.

     6. برخي از بازتاب ها را مي توان از طريق اجراي هشيارانه برخي عمليات هاي ذهني تضعيف نمود. براي مثال، با ريختن قطره و دارو در چشم، چشم باز نگه داشته شده و بسته نشود و يا بازتاب برگرداندن غذا در زماني كه سوند به حلق و مري فرستاده مي شود مهار گردد. بدين سان، مي توان علاوه بر حركات ارادي، برخي از افعال بازتابي را هم كنترل نمود.

     7. برخي از انواع شخصيت ها، احتمالا بيشتر دچار بيماري قلبي يا كمر درد مي شوند و بيماران سرطاني در صورتي كه به طرز فكري خوش بينانه و مبارزه جويانه متمايل باشند، واكنش بهتري به درمان نشان مي دهند. گاهي اوقات به آنان تعليم داده مي شود بيماري شان را به صورت دشمني در ذهن متصور سازند كه در حال جنگ با او هستند. اين امر به حالت هايي از ذهن كه مانع پيشرفت بيماري مي شوند ميدان مي دهد.

     بنابراين، همان گونه كه بدن به كوچك ترين تكانه هاي روان، واكنش نشان مي دهد، روان نيز بي تأثير از تغييرات جسماني نمي باشد. افراد قوي و سالم، خلق و خويي آرام دارند، در حالي كه افراد ضعيف و ناسالم به راحتي برانگيخته مي شوند. پس براي تأثير گذاشتن بر بدن بايد بر ذهن اثر گذاريم; چرا كه اگر ذهن سمت و سوي مشخصي نداشته باشد و نيز نگراني هاي هميشگي، سلول هاي مغز را محاصره كرده باشد، نمي توان انتظار سلامت جسم و روان را داشت.

ديدگاه هاي عمده درباره تعامل روان و بدن

در خصوص تعامل و يا عدم تعامل پديده هاي رواني و بدني با يكديگر، ديدگاه هاي گوناگوني وجود دارد كه در اين قسمت، به عمده ترين آن ها اشاره مي گردد:

نظريه عمل متقابل

 

35,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی: برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید


جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

دسته ها

آخرین بروز رسانی