مقاله سلسله‌ي پهلوي


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله سلسله‌ي پهلوي مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای 32  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله سلسله‌ي پهلوي نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست

سرآغاز:   1
اتحادية چپاولگران:   4
شورش لاهوتي:   4
تفنگ و بيل:   5
عذر بدتر از گناه:   6
قزاق‌ها و اخراج وليعهد قاجار:   7
اميران قزاق:   7
صداهاي مضحك:   8
سيل تلگرام‌هاي تهديد‌آميز:   9
استعفاي مصلحتي:   10
طرفداري:   10
شلاق به مرده:   12
مسابقه‌ي غارتگري:   17
باز هم قاچاق مواد مخدر:   18
آب از سرچشمه گل آلود است:   20
بنياد پهلوي، وسيلة قانوني براي افزودن ثروت:   22
ارقام نجومي:   23
بازار سياه:   24
سرآغاز ما شما را آدم كرديم:   25
منابع:   29

منابع:

قشون پهلوي                               تدوين: سيد قاسم ياحسيني

مسابقة غارتگري                          تدوين: محمود حكيمي

ما شما را آدم كرديم                     تدوين: علي شجاعي صائين

سرآغاز:

در آستانة كودتاي سوم اسفند (حوت) 1299 شمسي در ايران و به قدرت رسيدن رضاخان سردار سپه، ايران داراي چندين نيروي نظامي مستقل از هم و پراكنده و در عين حال وابسته به دولت‌هاي قدرتمند خارجي و بيگانه بود كه به جاي حراست از ايران و ايجاد امنيت و آسايش مردم، و جلوگيري از تجاوز دشمن به مرزهاي ميهن، صرفاً ابزار سركوب و توسعة منافع سياسي و اقتصادي دولتهاي حامي خود بودند و عملاً به عامل جلوگيري از رشد و توسعة مردم ايران تبديل شده بودند.

در شمال و مناطقي از مركز ايران، قواي قزاق وجود داشت. قزاقان به طور سنتي وابسته به روسية تزاري بودند و مجري فرمان‌هاي امپراتور روسيه در ايران، اما با انقلاب اكتبر 1917 ميلادي و سرنگوني خاندان رومانوف‌ها در روسيه و پايان عصر تزارها در اين كشور، نيروهاي قزاق در ايران، پس از مدتي سرگرداني، تحت سيطرة دولت انگلستان درآمدند و اجراكنندة سياست‌هاي استعماري انگليسي‌ها در ايران شدند. در همين راستا بود كه رضاخان با حمايت انگليسي‌ها، «كلرژه»، فرماندة نسبتاً مستقل قزاق‌هاي مقيم ايران را طي كودتايي، از كار بركنار و «استاروسلسكي» وابسته به انگليسي‌ها را روي كار آوردند و بدين وسيله، زمينة نفوذ در قزاق‌ها و وابسته كردن اين نيرو را به سياست بريتانيا در ايران، فراهم آوردند.

در تهران و برخي از شهرستان‌ها،‌ نيروي ژاندارمري فعال بود. اين نيرو كه پس از انقلاب مشروطيت و چند سالي پيش از آغاز جنگ جهاني اول به وجود آمده بود، در ماجراي جنگ، به دليل هم سويي با افكار عمومي و آرمان‌هاي ضد استعماري ملت ايران، از محبوبيت برخوردار بود، در اواخر جنگ جهاني اول، چنان توسط روس و انگليس قلع و قمع شد كه نيروي اصلي‌اش را از دست داد و حتي در برخي مناطق، از جمله فارس،‌ منحل و در ديگر نيروهاي نظامي ادغام شد. در ميان اين نيرو، افسران عالي مقام و ايران دوست و تحصيل كرده و با سواد زياد بود.

بين قزاقان و ژاندرم‌ها، رقابت و حتي خصومت‌هاي فراواني وجود داشت،‌ كه در دوران رضاشاه به نفع قزاقان به پايان رسيد.

انگليسي‌ها از سال 1334 ه.ق./ 1916م. براي سركوب جنبش مقاومت مردم فارس و جنوب غربي ايران (به خصوص نيروهاي تنگستاني، دشتي، دشتستاني و قشقايي) قوايي تشكيل داده بودند كه نام آن «پليس جنوب ايران» (S.P.R) بود. نقش اين قوا كه مجري فرمان انگليسي‌هاي اشغالگر بود، سركوب سران و سرداران جنبش مقاومت جنوب ايران بود. يكي از دليراني كه به دست قواي مزدور پليس جنوب ايران به شهادت رسيد، «شيخ حسين خان چاهكوتاهي» بود كه در طول سالهاي جنگ جهاني اول، به سان سد استواري، جلو عبور قواي متجاوز بريتانيا از بوشهر به شيراز را سد كرد و موفق شد در ظرف چهار سال جنگ، ضربات سنگيني بر قواي خصم وارد كند.

با فرو ريختن قدرت امپراتوري تزارها و به قدرت رسيدن اولين دولت كمونيستي جهان در روسيه، دنياي سرمايه‌داري غرب، و در رأس آن انگلستان كه در آن سال‌ها رهبري جهان سرمايه‌داري غرب را به عهده داشت، سخت احساس خطر كرد و براي جلوگيري از نفوذ كمونيسم و سوسياليسم در خاورميانه و آسيا، كه تأمين كنندة اصلي مواد خام و به ويژه انرژي براي بريتانيا بود، تدابيري انديشيد.

تا پيش از اين تاريخ، در ايران، تركيه، تبت و برخي از همسايگان ديگر روسيه، انگلستان از سياست عدم اقتدار دولت مركزي و چند پارگي سياسي حمايت مي‌كرد، اما پس از سال 1918 م. روي كار آوردن يك قدرت و دولت نظامي قوي و مقتدر در اين مناطق، در دستور كار قرار گرفت. در همين راستا بود كه در تركيه «مصطفي كمال آتاتورك» و در ايران «رضاخان پهلوي» از طريق شيوه‌هاي نظامي به قدرت رسيدند و هر يك ديكتاتوري نظامي خشني را در كشور خود به وجود آوردند كه در تحليل نهايي، ضد شوروي و طرفدار و حامي غرب بودند.

در ايران، رضاخان كه تا پيش از كودتا يكي از افسران قواي قزاق بود،‌ با حمايت و طراحي انگليسي‌ها كودتا كرد و ظرف كمتر از يك سال، كلية قواي پراكندة نظامي در ايران را كه تا آن تاريخ، تمام هزينه‌هاي آن قوا را بريتانيا مي‌پرداخت، منحل كرد و براي نخستين بار، ارتشي منسجم و متحد را تشكيل داد. ارتش رضاشاه اگر چه از نظر سازماني و تجهيزات لجستيكي به غرب وابسته بود و اساساً توسط آنان طراحي شده بود، اما عناصر تشكيل دهندة آن در سطح رهبري را همان قزاقان قداره‌بند ديروزي تشكيل مي‌دادند كه بجز زور و خشونت، زبان ديگري نمي‌فهميدند و از نظر فردي و شخصيتي، اغلب فاسد، طماع و غارتگر اموال مردم تهيدست بودند. از اين رو، ارتشي كه قرار بود نظم، امنيت،‌ آسايش و آرامش را براي مردم ميهن خود به ارمغان آورد، دستاورد عمده‌اش زور، ظلم، فساد، غارت و چپاول تودة محروم بود.

در رأس ارتش، رضاخان قرار داشت كه خود با غصب اموال دهقانان و كشاورزان، بيشتر زمين‌هاي مرغوب شمال كشور را به نفع خود مصادره كرد و دست افسران و زيردستان خود را براي در پيش گرفتن رفتاري مشابه، باز گذاشت.

اتحاديه چپاولگران:

فساد در ارتش رضاشاهي، تا آنجا ريشه دوانيده بود كه حتي پست‌هاي حساس فرماندهي نيز خريد و فروش مي‌شد. انتصاب‌ها نيز بدون اخذ رشوه صورت نمي‌گرفت. مطلب زير، زواياي تاريك اين قضيه را از زبان يكي از مورخان خارجي روشن مي‌كند:

مقام‌هاي فرماندهي و انتصاب‌هاي سودآور نيز خريدوفروش مي‌شد و بالاخره افراد آموزش نديده و بي‌لياقت بر آن مسند مي‌نشستند. انتصابات نظامي معمولاً … از ديدگاه امكان بالقوه سودآوري مالي آنان، ارزش داشت و به گفتة‌ نايب سرهنگ پيكوت، وضعيت افسران ارتش از سال 1279 ش. [1900] به صورت يك «اتحاديه براي چپاول بودجة ارتش» درآمده بود. كوتاهي و قصور در بر طرف كردن اين نقاط ضعف، و حتي تشويق و ترغيب نقاط ضعف مزبور از بعضي جهات، كلاً عامل اصلي بحران سال 1305 ه.ش [در ارتش رضاخان] بود. عواقب سوء مديريت داخلي و جاه‌طلبي‌هاي مهار نشدة‌ افسران ارشد، اينك به وضوح مشاهده مي‌شد.

شورش لاهوتي:

به دليل بافت ناهمگون ارتش رضاشاه، گاهي شورش‌هايي در ارتش اتفاق مي‌افتاد. يكي از اين شورش‌ها، شورش لاهوتي بود. يكي از پژوهشگران خارجي در اين باره نوشته است:

از بارزترين نمونه‌هاي نارضايتي ژاندارمري پس از ادغام رسمي آن با قزاق‌ها، شورش ماژور ابوالقاسم‌خان لاهوتي است كه در بهمن 1300 ش. در آذربايجان به وقوع پيوست.

شورشي كه نام لاهوتي بر آن نهاده شده است، در تاريخ 11 بهمن 1300 ش. در صوفيان شروع شد و واحدهاي ژاندارمري اقدام به قطع خطوط تلفن و منهدم كردن راه‌آهن نمودند. ژاندرم‌هاي شرفخانه به اين جنبش ملحق شدند و فرماندة خود به نام كلنل محمدخان [محمودخان] پولادين را دستگير كردند. سپس ژاندرم‌هاي دو منطقة مزبور، به سمت تبريز حركت كردند و در حوالي اين شهر، با يك نيروي قزاق كه براي متوقف كردن آنان اعزام شده بود، روبه‌رو شدند. قزاق‌ها ناگزير به عقب‌نشيني و پناه گرفتن در سربازخانه‌هايشان شدند و در آن جا بود كه تسليم ژاندرم‌ها شدند.

ماژور لاهوتي، كه در اين زمان در تبريز به سر مي‌برد، خود را در رأس اين جنبش قرار داد و تا 14 بهمن 1300 ش. مسؤوليت كلية بخش‌هاي دولتي، از جمله نظميه را عهده‌دار شد.

تفنگ و بيل:

يكي از مورخان معاصر نوشته است:

در دوراني كه «مدرس» توليت مدرسة سپهسالار را عهده‌دار بود، نماينده‌اي را براي امور موقوفات مشخص كرده بود. در يكي از روزها، شخصي به نام سپهبد امير احمدي درصد آن بوده تا به اتفاق پانزده نفر نظامي زمين‌هاي مزرعة گل تپه را كه از موقوفات مدرسه بود، تصاحب نمايد. نماينده و پيشكار مدرس به اتفاق كشاورزان، مانع مي‌شوند، ولي او با تفنگ و سرنيزه به زورگويي ادامه مي‌دهد و قصد آن دارد تا در زمين‌هاي مزبور قنات حفر كند. وقتي جريان را به آقا گزارش مي‌دهند، مدرس در جواب مي‌گويد:

«در زمين‌ موقوفه، تصرف به هر شكل درست نيست. از طرفي اگر او پانزده تفنگ دارد،‌ شما صد تا بيل داريد. از ورامين بيرونشان كنيد پاسخش را در تهران خواهم داد.»

هفتة بعد، دار و دستة سپهبد آمدند و نماينده و پيشكار به دستور مدرس اجازه ندادند آنها به زمين‌ها وارد شوند و كشاورزها جلو آنها ايستادند. سرانجام سپهبد با نمايندة مدرس صحبت كرد و وي دستور آقا را به اطلاع سپهبد رسانيد و گفت، بيل‌هاي ما در مقابل تفنگ‌هاي شما، با هم مي‌جنگيم. سپهبد با نگراني و آشفتگي از محل دور شد و ديگر به آن سوي نيامد.

عذر بدتر از گناه:

يحيي دولت آبادي دربارة اعمال و رفتار نظاميان مي‌نويسد:

در اين ايام [اوايل قدرت رضاخان]، «محمود خان سرتيپ امير اقتدار» حاكم نظامي تهران است. چنان كه از پيش گفته شد،‌ به دست او از هرگونه اقدام مخالف نظريات نظاميان جلوگيري مي‌شود و از اين كه بعض اقدامات، مخالف صلاح مملكت باشد هم خودداري نمي‌شود. چنان كه يكي دو تن از زنهاي معروف مطرب را به امر حكومت نظامي ادارة نظميه در وسط روز، در ميدان توپخانه كه اكنون ميدان سپه ناميده مي‌شود، در جوال كرده […] با شلاق زدند و اين كار مخصوصاً در نظر خارجي‌ها بسيار بد اثر كرد. در صورتي كه هيچ جنبة نوعي [اجتماعي] سياسي يا مذهبي نداشت، بلكه از روي غرض‌هاي خصوصي بود و از اين غريب‌تر آن كه، پيرايه بستند كه به واسطة وارد شدن بعضي از اشخاص خارجه به خانة آنها بوده، در صورتي كه حقيقت نداشت و عذر بدتر از گناه بود. خلاصه در اين ايام، كابينة مشيرالدوله متزلزل شد و در مقابل حكومت‌هاي نظامي در مركز و ولايت‌ها، و تحكمات نظاميان نتوانست خودداري كند.

قزاق‌ها و اخراج وليعصد قاجار:

نصرا… فاطمي هم دربارة قدرت قزاق‌ها نوشته است:

از همان دقيقه‌اي كه صداي توپ پايان سلطنت [دودمان قاجار] در تهران بلند شد، عده‌اي قزاق تحت سركردگي سرلشكر عبداله‌ خان طهماسبي رئيس سابق گارد قصر احمدشاه، اطراف دربار را محاصره كرده و وليعهد و كسانش را تحت نظر گرفتند. دو ساعت بعد، طهماسبي به اتفاق سرتيپ مرتضي خان يزدان‌ پناه و سرتيپ محمدخان درگاهي، رئيس نظميه، به دربار رفته، تمام اتاق‌ها و انبارهاي سلطنتي را مهر و موم كرده، با منتهاي رذالت و خشونت و بي‌احترامي به وليعهد اخطار كردند كه بايد لباس نظام را از تن بيرون آورده و براي حركت از تهران حاضر شود.

اميران قزاق:

يكي از محققان غربي مي‌نويسد:

در زمستان [سال] 1300 ش. محمودخان آيرم، امير لشكر سابق قزاق، به عنوان فرماندة جديد لشكر جنوب، وارد اصفهان شد و فرماندهي هنگ ژاندرمري را از كلنل حيدرقلي خان پسيان كه به سمت رئيس اركان حرب منصوب شده بود، تحويل گرفت. در همدان نيز قزاق سابق اميرلشكر احمدآقا امير احمدي، فرماندهي لشكر غرب را عهده‌دار شد و كلنل فرج‌ا… خان آق اولي كه فرماندة هنگ ژاندارمري بود، از سلطان آباد منتقل شد و رياست ستاد را برعهده گرفت. موقعي كه قزاق سابق امير لشكر حسين آقا خزاعي به سمت فرماندة‌ لشكر شرق منصوب شد، كلنل ژاندرمري سابق شاهزاده محمد حسين جهانباني نيز به رياست اركان حرب وي گمارده شد.

در حقيقت، در تمام طول دورة مزبور، كلية اميراني كه فرماندهي لشكرها را برعهده داشتند، از قزاق‌هاي سابق بودند و كلية كساني كه داراي درجة اميري بودند نيز از قزاق‌هاي سابق به شمار مي‌رفتند. اولين ژاندارم سابقي كه به درجة اميري رسيد، حبيب‌ا… خان شيباني بود كه آن هم تا سال 1308 ش. طول كشيد. در فاصله سال‌هاي 1299 تا 1308 ش. شيباني تنها افسر سابق ژاندرم بود كه به درجة سرتيپي رسيده بود. رضاخان از اعطاي پست‌هاي فرماندهي لشكري به ژاندرم‌هاي سابق، احتراز مي‌كرد.

صداهاي مضحك:

30,000 ریال – خرید
 

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی: برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید


جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

دسته ها

آخرین بروز رسانی