پایان نامه مباني حكومت دموكراتيك و اقتدارگرا


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

پایان نامه مباني حكومت دموكراتيك و اقتدارگرا مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای 97  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود پایان نامه مباني حكومت دموكراتيك و اقتدارگرا نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست

چكيده   1
مقدمه    2
فصل اول كليات
1-1 بيان مساله    5
2-1 ضرورت انجام تحقيق   7
3-1 اهداف پژوهش       7
1-3-1 اهداف كلي        7
2-3-1 اهداف جزئي   7
4-1 محدوده ي زماني و مكاني تحقيق   7
5-1 پيشينۀ تحقيق   8
6-1 كليد واژه‌ها   9
1-6-1  دموكراسي   9
2-6-1  اقتدارگرايي   10
3-6-1  جهاني شدن   10
7-1 موج جديد دموكراسي   11
8-1 پرسش اصلي   12
1-8-1  پرسشهاي فرعي   12
9-1 روش تحقيق   12
10-1 روش گردآوري اطلاعات   12
11-1 چارچوب نظري تحقيق    13
1-11-1 نظريه اقتدارگرايي لينتز (Lints) و پرل موتر (Perl moter)   14
2-11-1 نظريه دموكراسي : دوتوكويل و ماركس   14
12-1 چارچوب نظري محقق   15
13-1 نمودار    15
بخش اول
1-2 دموكراسي چيست    19
2-2 مباني حكومت دموكراتيك    20
1-2-2 حقوق مدني    21
2-2-2 اصل نمايندگي    21
3-2-2 حكومت جمهوري    22
4-2-2 تفكيك قوا    22
5-2-2 نظارت قوا بر يكديگر    22
6-2-2 پارلمان و پارلمانتاريسم    23
7-2-2 ساختار پارلمان    23
8-2-2 دموكراسي پارلمان و دموكراسي رياستي    23
9-2-2 فرآيند تشكيل دولت    24
10-2-2 كابينة دولت    24
11-2-2 تشكيل ائتلاف    25
12-2-2 اشكال تصميم گيري در دموكراسي‌ها    25
13-2-2 مسئوليت پذيري حكام و مقامات سياسي    25
الف – مسئوليت مقامات انتفاعي    25
ب – مسئوليت مقامات غير انتفاعي    25
3-2مباني حكومت اقتدارگرا   26
1-3-2 اقتدار    26
2-3-2 منابع اقتدار    26
3-3-2 ضمانت اجراي اقتدار   27
4-3-2 ويژگيهاي اقتدار   27
5-3-2 اقتدارگرايي    28
بخش دوم
نظريه هاي حكومتهاي غير دموكراتيك   29
4-2  هانا آرنت (توتاليتاريسم)   29
5-2   لينتز (اقتدارگرايي)   30
نظريه هاي حكومتهاي دموكراتيك   31
6-2  پوپر (دموكراسي)   31
7-2 دوتوكويل (دموكراسي)   33
نتيجه گيري    35
(فصل سوم)
1-3  مقدمه   37
2-3 تعريف جهاني شدن    39
3-3 شاخصهاي جهاني شدن    40
4-3 نظريه‌هاي مختلف درباره جهاني شدن و تاثير آن بر دموكراسي    41
1-4-3 رويكرد مثبت نسبت به تاثير جهاني شدن بر دموكراسي    41
2-4-3 رويكرد منفي نسبت به تاثير جهاني شدن بر دموكراسي    42
3-4-3 رويكرد بينابين نسبت به تاثير جهاني شدن بر دموكراسي    42
5-3  محركهاي دموكراتيزاسيون    44
1-5-3 توسعه اقتصادي    44
2-5-3 عملكرد (اقتصادي)    45
3-5-3 نقش كليسايي كاتوليك    46
4-5-3 تغيير هنجارهاي بين المللي    47
6-3 موانع مهم بر سر راه رشد دموكراسي    48
7-3 تاثير جهاني شدن بر اضمحلال حكومتهاي اقتدارگرا    50
جمع بندي    51
(فصل چهارم)
تحقق دموكراسي   53
1-4 درآمدي بر دموكراسي    53
2-4 محدوده هاي تحقق دموكراسي    55
جمع بندي    59
(فصل پنجم)
موانع گذار به دموكراسي درخاورميانه و ايران    60
1-5 دموكراسي د رخاورميانه    61
2-5 ديدگاه ايالات متحده آمريكا از ليبراليسم و دموكراسي   61
3-5 دموكراسي د رخاورميانه پس از 11 سپتامبر    61
4-5 ريشه‌هاي اقتصادي دموكراسي    63
5-5 تاثير جهاني شدن بر دموكراتيزاسيون در ايران    67
جمع بندي    71
(فصل ششم)
نتيجه گيري نهائي _ دلايل تاييد يا عدم تاييد فرضيه ها و پيشنهادات    73
1-6 نتيجه گيري نهائي    73
2-6 دلايل اضمحلال رژيم هاي اقتدار گرا     78
3-6 دلايل تاييد يا عدم تاييد فرضيه ها     84
4-6 پيشنهادات    86
كتاب نامه    87

فهرست منابع

آربلاستر ، آنتونی (1379) دموکراسی ، ترجمه حسن مرتضوی ، تهران ، انتشارات آشیان .
آرنت، هانا (1366). ريشه‌هاي توتاليتارميم، ترجمة محسن ثلاثي، تهران، نشر جاويدان.
اخوان زنجاني، داريوش (1381) جهاني شدن و سياست خارجي، تهران، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت خارجه.
انصاری، منصور (1382)، فرآیند جهانی شدن وباز سازی نظریه دموکراسی، ماهنامه علمی، فرهنگی، خبری، سال دوم .
بروکر ، پل (1384) نظریه رژیم های غیر دموکراتیک ، ترجمه علیرضا سمیعی اصفهانی ، تهران ، نشر کویر .
بشیریه، حسین (1374)، جامعه شناسي سياسي، تهران، نشر ني.
بشيريه، حسين (1380)، «جهاني شدن و دولتهاي ملي» نشريه آبان، شماره 4. شهريور.
بشيريه، حسين (1381) ديباچه‌اي بر جامعه شناسي سياسي ايران دورة جمهوري اسلامي، تهران، موسسه پژوهشي نگاه معاصر
بشیریه، حسین (1384)، گذار به دموکراسی، تهران: نگاه معاصر .
بلاغی غزنوی ، حیات الله (1382) ، درآمدی بر دموکراسی ، قم : انتشارات قم .
بيتهام، ديويدوكوين بويل، (1379) دموكراسي چيست؟ ترجمة شهرام نقش تبريزي، تهران، نشر ققنوس.
بير، پيتر، (1378) «شاخصه‌هاي جهاني شدن، ترجمة احمد گل محمدي، روزنامة ايران30/8.
پوپر، کارل (1377) جامعه باز و دشمنانش، عزت اله فولادوند: تهران خوارزمی
ترنس بال، ریچاردگر (1382) ایدئولوژی های سیاسی و آرمان دموکراتیک، احمد صبوری، تهران وزارت امور خارجه .
توحید فام، محمد (1381)، دولت و دموکراسی در عصر جهانی شدن، تهران، روزنه
توحید فام، محمد (1382)، باز اندیشی درباره ی دولت و دموکراسی در آغاز سده بیست و یکم، مجله سیاسی، اقتصادی، سال 18.
توحيد فام، محمد، (1382)، «پايان تاريخ در عصر جهاني شدن دموكراسي» تهران، نشر روزنه.
جاگرز، گيت و تدرابرت گر، (1376) «موج سوم دموكراسي». ترجمة پيروز ايزدي، روزنامة همشهري، 7/7.
دبنوا، آلن، «مشالة دموكراسي»، ترجمة بزرگ نادرزاده، مجله اطلاعات سياسي- اقتصادي شمارة 77-78.
دوبنوا، آلن، (1378)، تأهل در مباني دموكراسي، ترجمة بزرگ نادرزاده، تهران، نشر چشمه.
رجبی، مهدی (1386)، تاریخ دموکراسی در اروپا، تهران، کویر .
سليمي، حسين، (1380)، «جهاني شدن، برداشتها و مصداقها»، فصلنامه مطالعات ملي، سال سوم، شمارة 10.
شومپيتر، جوزف، (1375)، كابيتاليسم، سوسياليسم، دموكراسي. ترجمة حسن منصور، تهران، نشر مركز.
شهرام نیا، سید امیر مسعود (1385) جهانی شدن و دموکراسی در ایران، تهران: نگاه معاصر
صبوری، منوچهر (1381)، جامعه شناسی سیاسی، تهران: سخن.
عاصم اقلو، درون، رابینسون جیمز (1386)، ریشه های اقتصاد دموکراسی، www.tisri.com
عالم، عبدالرحمن(1380) بنیادهای عالم سیاست،تهران: نشر«نی»
عظيمي، فخرالدين، (1374) بحران دموكراسي، ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوي و بيژن نوذري، تهران، نشر البرز.
كوهن، كارل، (1373). دموكراسي، ترجمه فريبرز مجيدي، تهران، انتشارات خوارزمي.
معنوی، علی (1382)، دموکراسی و جوامع غیر دموکراتیک: آرمان، شماره 18.
مک لین، ایان (1381)، فرهنگ علوم سیاسی (آکسفورد)، ترجمه حمید احمدی، تهران: نشر میزان .
مكفرسون، سي بي، (1379) جهان واقعي دموكراسي، ترجمة علي معنوي تهراني، تهران، نشر آگاه
مهر عطا، رضا (1382) خلیج فارس و امنیت، ماهنامه 37 ، سال چهارم .
نش، کیت (1384) ، جامعه شناسی سیاسی، ترجمه محمد تقی دلفروز، تهران: کویر .
نعيمی، وحید رضا (1383)، دموکراسی در خاورمیانه بزرگ، سال دهم .
نقيب زاده، احمد، (1379)، درآمدي بر جامعه شناسي سياسي، تهران، انتشارات سمت.
هابرماس، یورگن (1380)، جهانی شدن و آینده دموکراسی ، ترجمه کمال پولاد، تهران: نشر کویر.
هابرماس، يورگن، (1380) جهاني شدن و آينده دموكراسي، ترجمة كمال پولادي، تهران، نشر مركز.
هانتینگتون، ساموئل، (1381)، موج سوم دموکراسی در پایان سده ی بیستم، ترجمه احمد شهسا، تهران: روزنه.
هانيتگتون، ساموئل، (1378) برخودر تمدنها و بازسازي نظم جهاني، ترجمة محمد علي رفيعي، تهران، دفتر پژوهشهاي فرهنگي

چكيده : مساله و سرنوشت آن

دموكراسي در سده ي نوزدهم ابتدا در آمريكا و اروپاي غربي بوجود آمد و سپس به نقاط ديگر گسترش يافت و جهاني شدن نيز سبب تسريع روند رشد دموكراسي در اين نقاط شد و يكي از مهمترين دلايل اضمحلال حكومتهاي غير دموكراتيك بود . پرسش اصلي پايان نامه اين است كه 1- چرا فرآيند دموكراتيك در كشورهاي اروپايي سريع تر از از كشورهاي آسيايي از سال 2005 تا 1997 بوده است ؟ و 2- آيا جهاني شدن بر روند اضمحلال حكومتهاي اقتدارگرا و رشد دموكراسي موثر بوده است ؟

پاسخ پرسش اول اين است كه چون در اروپاي غربی عوامل مساعد دراز مدت ، ميان مدت و كوتاه مدت چندي در قوام دموكراسي مبتنی بر نمايندگي موثر بوده اند توزيع عادلانه تر زمين ، فقدان سابقه فئوداليسم و اثر امنيت زمين دار همراه با سنت ليبراليسم انگليسی در آمريكا از جمله عوامل مساعد دراز مدت بوده‌اند .

در انگلستان پيدايش جنبش اصلاح دين و گسترش اخلاق پروتستاني ، جنبش ديوار كشي و ضعف طبقه دهقان و انقلاب صنعتي در 1970 از جمله عوامل و زمينه هاي ساختاري مهم درگذار به دموكراسي در اروپاي غربي و آمريكا به شمار مي آيد .

در اين پايان نامه فرضيه اصلي اين است كه دموكراسي دستاورد جوامع پيشرفتۀ غربي است كه موج اول آن در اروپاي غربي و آمريكاي شمالي و در طي سده ي نوزدهم رخ داد و مي توان گفت كه دموكراسي ابتدا در جوامع غربي و سپس به نقاط ديگر جهان گسترش پيدا كرد . در اين پژوهش اثبات شد كه دموكراسي دستاورد جوامع غربي و مناسب كشورهاي غربي است ولي مي تواند در جوامع ديگر نيز بوجود آيد . به شرط آنكه خود الزامات آن را به وجود آورند و اين مستلزم گذر زمان است .

 

مقدمه

در اين پژوهش ، در فصل اول كه شامل كليات است با توجه به عنوان پايان نامه  «مباني حكومتهاي دموكراتيك و اقتدارگرا» به بيان مسئله ، محدود زماني و مكاني ، تاريخچه و ضرورت انجام تحقيق ، اهداف پژوهش، پيشينه ي تحقيق ، مفاهيم بنيادين ، پرسش اصلي و پرسش هاي فرعي، روش گردآوري اطلاعات، چارچوب نظري تحقيق و محقق و ترسيم نمودار با توجه به موضوع پرداخته ايم. در بيان مسئله به تشريح الزامات و مباني حكومت دموكراتيك و اقتدارگرا و سپس به تاريخچه دموكراسي كه ابتدا از يونان باستان و در قرن نوزدهم در اروپاي غربي و آمريكا آغاز شد و پس از آن به نقاط ديگر جهان بسط و گسترش يافت، پرداخته‌ايم. در چارچوب نظري تحقيق به نظريه اقتدارگرايي لينتز و پرل موتر و نظريه اقتدارگرايي دوتوكويل و ماركس پرداخته و در چارچوب نظري محقق با توجه به چارچوب نظري تحقيق ، (رويكرد پژوهش) بيان شده است كه عبارت است از : بوجود آمدن دموكراسي و پا برجاماندش در داخل كشورها نيازمند بسيج فراگير و گسترده ي تشكيلات و نهادهايي است كه توسط توده ي مردم اداره شود و در عرصه ي بين الملل نيز كشورها بايد بر طبق موازين جهاني در همه ي عرصه هاي فرهنگي ، اقتصادي و سياسي فعاليت گسترده داشته باشند و سپس با توجه به چارچوب نظري نمودار تحقیق رسم شده است .

فصل دوم به نظريه هاي حكومت هاي غير دموكراتيك و توتاليتاريسم هانا آرنت، اقتدارگرايي لينتز و نظريه هاي مربوط به حكومت هاي دموكراتيك و دموكراسي (كارل پوپر و دوتوكويل) پرداخته و سپس پژوهشگر تحليل خود را با توجه به اين چهار نظريه بيان نموده است . در فصل سوم ابتدا به مقدمه اي از امواج دموكراتيزاسيون كه توسط ساموئل هانتينگتون بيان شده بود پرداخته و سپس به محرك هاي اصلی دموكراسي ، توسعه اقتصادي و عملكرد (اقتصادي) تغيير نقش كليساي كاتوليك و تغيير هنجارهاي بين المللي اشاره و پس از آن به تاثير جهاني شدن بر دولت_ ملت و دموكراسي بر اساس نظريه ي ديويد هلد پرداخته شده است . اين تاثيرات عبارتند از : حقوق بين الملل ، بين المللي شدن تصميم گيري سياسي ، هويت ملي و جهاني شدن فرهنگ ، اقتصاد جهاني . موانع مهم سياسي ، اقتصادي و فرهنگي دموكراسي مورد نظر قرار گرفت و در پايان به تاثير جهاني شدن بر اضمحلال حكومت هاي اقتدارگرا پرداخته شده است . يك جمع بندي تحليلي در هر فصل و پاسخ به سوال فرعي و اثبات فرضيه مرتبط با آن صورت گرفته شده است . فصل چهارم ابتدا به بيان درآمدي بر دموكراسي و سپس به محدوده هاي تحقق دموكراسي پرداخته است .

در فصل پنجم به دموكراسي در خاورميانه پرداخته و ديدگاه ايالات متحده آمريكا در مورد ليبراليسم و دموكراسي در خاورميانه پس از 11 سپتامبر 2001 را شرح داده است و سپس در قسمت بعد ريشه هاي اقتصادي دموكراسي و در انتهاي

فصل تاثير جهاني شدن بر روند دموكراسي در ايران توضيح داده شده است .

 

1-1 بيان مسأله

از نظر تاريخي قديمي ترين شكل ثبت شده از دموكراسي دولت شهرهاي يونان بويژه آتن است . در قرن پنجم قبل از ميلاد ، آتن در ميان ساير اجتماعات شهري و قدرت هاي رقيب به عنوان اولين دولت شهر به وجود آمد. «بسط و گسترش دموكراسي در آتن يكي از سرچشمه هاي الهام بخش انديشه هاي سياسي جديد بوده و آرمانهاي سياسي آن از قبيل برابري در ميان شهروندان آزادي و احترام به قانون و عدالت ، در گذر از قرون و اعصار به انديشه سياسي در غرب شكل بخشيده است. دموكراسي در يونان به معناي حكومت خود مردم بود ، يعني همان چيزي كه اينك دموكراسي مستقيم ناميده مي شود.» البته بايد ياد آوري كرد كه اين دموكراسي شامل زنان و بردگان نمي شده است. (بلاغي غزنوي، 1382،ص 33)

در واقع سیاست مردمي و در رأس همه آنها آتشفشان مردم فرانسه و گرايش آنها به سياست در سالهاي انقلاب ، تاريخ دموكراسي را دگرگون ساخته است. مي‌توان گفت انديشه هاي سياسي كه در اذهان فلاسفه و راديكال هاي محبوب مردم، آرزو و رويایي بيش نبود، ناگهان نه تنها در فرانسه و حتي اروپا، بلكه در سراسر جهان در دستور كار سياست واقعي قرار گرفت.

به گفته ارنست ويكلي:  «دموكراسي تا زمان انقلاب فرانسه فقط واژه اي ادبي بود ، اما از آن زمان به بعد بخشي از واژگان سياسي شد.» (آربلاستر، 1379،65 )

در مقابل رژيم هاي مردم سالار، رژيم هاي اقتدار طلب*  قرار دارند . واژه ي اقتدار از ريشه لاتين واژه‌ي (اتوريته**)، كه به سناي روم مربوط بوده گرفته شده است. مفهوم اقتدار با مفهوم قدرت و نفوذ پيوندي تنگاتنگ دارد. رابرت دال، در توضيح اقتدار گفته است كه «نفوذ رهبران سياسي زماني بر حق دانسته مي‌شود كه به سوي اقتدار معطوف مي‌گردد.» به عقيده ي رابرت دال: «اقتدار نوع ويژه‌اي از نفوذ یا نفوذ مشروع ميباشد.» (عالم، سال 1380 ص‌100) اقتدار به معني قدرت قانونی سلسله مراتبي و مشروع است و اقتدار يكي از اشكال بسيار كار آمد نفوذ است و نه تنها مطمئن تر و پردوام تر از اجبار ميباشد بلكه عاملي است كه به رهبر كمك مي كند تا بتواند با كمترين استفاده از منابع سياسي براحتي حكومت كند .

اقتدار را ميتوان آن قدرتي دانست كه باسلسله مراتب روابط مردم همراه است و كساني را كه در بالاي سلسله مراتب قرار دارند قادر مي سازد بر كساني كه در مراتب پائين تر قرار دارند فرمان برانند و آنها را وادار به اطاعت كنند. اين قدرت دو جنبه دارد : يكی جنبه ي زور است و جنبه ي ديگر قانون. اقتدار ممكن است انحصاراً بر اين يا آن جنبه يا بر تركيب هاي گوناگون زور و قانون متكي باشد. (عالم، 1380، 100) حكومت غير دموكراتيك ، خواه به رهبري ريش سفيدان، روساي قبايل، پادشاهان و اشراف زادگان، امپراطوري‌ها، رژيم هاي نظامي يا دولتهاي تك حزبی، در بخش اعظم تاريخ بشري نوعي هنجار به شمار مي آمده است . تا دهۀ 1970 م سلطه ي حكومتهاي غير دموكراتيك ، شايع تر از دموكراسي هاي بوده و در بخش عمده ي قرن بيستم به نظر مي رسيد ابتدا فاشيسم و سپس كمونيسم به عنوان موج آينده جايگزين دموكراسي شده باشند . با وجود اين كه جهان وارد عصر دموكراسي شده است ، ولي هنوز رژيم هاي غير دموكراتيك موجودیت خود را از دست نداده اند. (بروكر، 1384، 23)

در اين پژوهش پژوهشگر سعي دارد : علل زوال حكومتهاي اقتدارگرا و رشد دموكراسي و رژيم هاي دموكراتيك را درجهان از سالهاي 1997 تا 2005 (1376 تا 1384) مورد بررسي قرار دهد و نوآوري پژوهشگر بررسي تاثير جهاني شدن بر روند دموكراسي و زوال اقتدارگرايي است .

 

2-1 ضرورت انجام تحقيق

در اين پژوهش سعي بر آن است كه باتوجه به حدود مطالعاتي و پرسش هاي مطرح شده و همچنين تحقيق و تعاريف و مفاهيم اساسي موضوع ، با روش هاي مقايسه اي و تحليلي ، به بررسي حكومت هاي دموكراتيك و اقتدارگرا پرداخته شود و همينطور به بررسي فرآيند دموكراتيك شدن در عرصه ي بين الملل در سالهاي 2005 تا 1997 نيز پرداخته خواهد شد . و در پايان هدف آن است كه ميزان تاثير جهاني شدن بر اضمحلال حكومتهاي اقتدارگرا و بر رشد دموكراسي مشخص شود در ضمن در اين پژوهش به بررسي الزامات و مقدمات برقراري دموكراسي نيز خواهيم پرداخت.

 

3-1 اهداف پژوهش

پژوهشگر اميد دارد در طي اين پژوهش به اهداف ذيل دست يابد ؛

الف اهداف كلي

بيان مباني حكومتهاي دمكراتيك و اقتدارگرا و بررسي رشد روند دمكرابتزاسيون در عرضه نظام بين‌الملل و علل آن است كه در نتيجة آن تاثير جهاني شدن بر اضمحلال حكومتهاي اقتدارگرا و رشد دموكراسي نيز مشخص خواهد شد .

ب اهداف جزئي

دلايل زوال حكومتهاي اقتدارگرا و علل زوال آن
مباني و الزامات حكومت دموكراتيك و علل رشد و گسترش آن
جهاني شدن و تاثير آن بر حكومت هاي اقتدارگرا و رشد دموكراسي در جهان

4-1 محدوده زماني و مكاني تحقيق

اين پژوهش روند رشد فرآيند دموكراسي در اروپاي غربي و آمريكاي شمالي را از سالهاي 2005 تا 1997 بررسي مي كند .

5-1 پيشينه‌ي تحقيق

بديهي است مشخص ساختن پيشينه ي تاريخي تحقيق از ضروريات اساسي جهت انجام يك تحقيق و پژوهش عمقي و پر محتوا و در نهايت موفقيت آميز خواهد بود . چرا كه با اين اقدام ميتوان به راحتي مسير گذشته و ترسيم آينده‌ي موضوع را پيش روي قرار داد و با چشمي باز درجهت انجام مراحل تحقيق گام برداشت .

در مورد عنوان پايان نامه منابع زير به عنوان پيشينه ي موضوع مورد مطالعه قرار گرفته اند ونكات بر جسته ي آنها مشخص گرديد است :

پل بروكر (1384)، در كتاب‌ خود رژيم‌هاي غير دموكراتيك، به بررسي رژيم هاي غير دموكراتيك و مقايسه ي آن با رژيم هاي دموكراتيك مي پردازد . تمركز اصلي كتاب برشكل مدرن رژيم هاي غيردموكراتيك يعني ديكتاتوري تحت حاكميت يك حزب سياسي يا ارتش مي‌باشد، تا حكومت رئيس يك قبيله يا يك پادشاه.
آربلاستر ، آنتوني (1379)، در كتاب خود دموكراسي، به نقش موثر مردم در شكل گيري و تداوم يك حكومت مردم سالار تاكيد شده است .
باتامور ، تام (1384) در كتاب خود جامعه شناسي سياسي، پيامد ظهور دموكراسي به عنوان شكلي از حكومت و اهميت سياسي تكامل طبقات بر اساس سرمايه داري صنعتي موضوعي است كه اين كتاب به آن پرداخته است .
بشيريه ، حسين (1384)، در كتاب خود گذار به دموكراسي، نظريه پردازي در باب گذار به دموكراسي و يا جامعه‌شناسي سياسي گذارهاي دموكراتيك كه در طي 20 سال اخير به ويژه در كشورهاي انگليسي زبان، موضوع اصلي اين كتاب مي‌باشد.
پوپر ، كارل (1380) در كتاب خود، جامعه‌ي باز و دشمنان آن، به فهم توتاليتاريسم و اهميت و معناي پيكار هميشگي با آن مي‌پردازد و در اين کتاب كار برد روش‌هاي نقدي و عقلي در مورد مشكلات جامعه ي باز تشریح شده است .

منابعي كه در بالا به آنها اشاره كرديم هر كدام به نكته اي تاكيد و تكيه داشته اند به عنوان مثال يكي بر قدرت و سرعت تصميم گيري در رژيم هاي اقتداگرا تاكيد داشته و ديگري بر دموكراسي در صحنه ي جهاني و نقش جهاني شدن اقتصاد و فرهنگ و ارتباطات و تاثير آن بر گسترش جامعه مدني در سطح جهان و همينطور دموكراسي را به عنوان شكلي از حكومت و اهميت سياسي تكامل طبقات بر اساس سرمايه داري صنعتي و مفهوم توتاليتاريسم و اهميت و معنايي پيكار هميشگي با آن و به كار بردن روش هاي نقدي و عقلي علم در مورد مشكلات جامعه ي باز و ابطال پذيري هر گونه فرضيه و نظريه اي مورد نظر كارل پوپر است .

نوآوري پژوهشگر : در اين پژوهش بررسي تاثير جهاني شدن بر روند دموكراسي و زوال اقتدارگرايي است .

 

6-1 كليد واژه‌ها

پژوهشگران براي پيشگيري از برداشت هاي نادرست و به منظور بر طرف نمودن ابهامات بايد به تعريف دقيق مفاهيم و واژه هاي به كار رفته در پژوهش خود بپردازند . در اين قسمت نيز واژه ها و مفاهيم به كار رفته در چارچوب مشخص مورد نظر ، تعريف مي شوند .

1-6-1دموكراسي

دموكراسي واژه اي برگرفته از واژه هاي يونان دموس «Demos» به معني مردم و كراسيا «krato» به معني قدرت برخي از پژوهشگران سياسي دموكراسي را نه تنها شكلي از حكومت ، بلكه شكلي از دولت نيز مي دانند .

گسترده ترين و فراگيرترين مفهوم دموكراسي را چارلزمريام عرضه كرده است :

« دموكراسي رشته اي از قواعد يا طرح جامعي از سازمان نيست بلكه چارچوبي از افكار و شيوه ي عمل است كه در راستاي خير عمومي، بدان صورت كه اراده ي عمومي تفسير و هدايت مي كند قرار دارد.»

برديگر سخن، دموكراسي رژيمي سياسي و فلسفه اي اجتماعي است كه بيش از هر رژيم يا فلسفه، گوناگوني عقايد را مي پذيرد و در آن دست به دست شدن قدرت سياسي از راههاي مسالمت آميز صورت مي گیرد و هدف آن تامين رفاه براي همگان است. (عالم، 1380، 295)

2-6-1 اقتدارگرايي

واژه اقتدارگرايي داري چنان شموليتي است كه به دشواري مي توان بر اساس آن نظريه ي منسجم و يكدستي ارائه كرد كه در عين حال در برگيرنده‌ي طيف بسيار متنوعي از رژيم ها باشد. به طور كلي ميتوان گفت واژه ي مذبور توصيف گر وضيعتي است كه در آن 1. آزادي به نفع اطاعت از اقتدارگرا محدود مي شود 2. خود اين اقتدار با محدوديتهاي چندي اعمال مي گردد . با اين حال مفهوم اقتدارگرا اغلب به عنوان مترادفي براي «حكومت غير دموكراتيك» به كار رفته است. (بروكر، 1384، 48)

رابرت دال در توضيح اقتدارگرا گفته است كه : «نفوذ رهبران سياسي تا زماني بر حق دانسته مي شود كه به سوي اقتدار معطوف گردد» به عقيده‌ي او «اقتدار نوع ويژه‌اي، از نفوذ است، يعني نفوذ مشروع مي‌باشد.»

و اقتدار يكي از اشكال بسيار كار آمد نفوذ است و نه تنها مطمئن تر از اجبار مي باشد بلكه عاملي است كه به رهبر كمك مي كند تا بتواند با كمترين استفاده از منابع سياسي براحتي حكومت كند .

اقتدار را مي توان آن قدرتي دانست كه در سلسله مراتب يك نظام سياسي قرار دارند و قادر به فرمان دادن بر كساني كه در مراتب پائين تر قرار دارند و آنها را وامي دارد اطاعت كنند . اين قدرت دو جنبه دارد : يك جنبه ي زور است و جنبه ي ديگر قانون . اقتدار ممكن است انحصاراً بر اين يا آن جنبه يا بر تركيبهاي زور و قانون متكي باشد. (عالم، 1380، 100)

3-6-1 جهاني شدن

مارتين آلبرو (1996) يك تعريف بسيار جامع و دقيق از جهاني شدن ارائه مي دهد؛ از نظر وي جهاني شدن عبارتند از:

1. جهاني ساختن یا جهاني ساخته شدن ، الف) در نمودهاي منفرد :* به وسيله اشاعه ي فعالانه‌ي كردارها ، ارزش ها ، تكنولوژي و ديگر محصولات بشري بر سراسر جهان ،* هنگامي كه محصولات جهاني نفوذ فزاينده اي بر زندگي مردم اعمال مي كند ،* هنگامي كه جهان به عنوان كانوني براي فعاليت هاي بشري يا پيش فرضي براي شكل دادن به فعاليتهاي بشري عمل كنند ،*» از طريق تغييرات فزاينده اي كه به وسيله ي تعامل هر يك از موارد فوق به وجود مي آيد؛

ب) جهاني شدن به مثابه عموميت چنين مواردي،  پ) چنين مواردي را به گونه‌اي تجربه نگريستن 2. فرآيند جهاني ساختن يا جهاني ساخته شدن در هر يا همه موارد مندرج در بند يك ايجاد مي شود. 3. دگرگوني تاريخي كه به وسيله ي مجموع اشكال خاصي از موارد مندرج در بند يك ايجاد مي‌شود. (نش، 315،1380‌)

7-1 موج جديد در دموكراسي

تا پيش از سده ي نوزدهم دموكراسي به مثابة نهادهاي سياسي پديدار نگشته بود . اما از اين به بعد نهادهاي اساسي سياسي را در برگرفت . نخستين اين نهادهاي سياسي يا قانون اساسي مكتوب بود كه دموكراسي را در نيمه‌ي دوم سده‌ي هجدهم در زمان انقلاب هاي آمريكا و فرانسه به عنوان ضرورت حكومت ظاهر كرد ونشانه ي اصلي رشد آن به عنوان شكلي از حكومت بود . حكومت دموكراتيك براي آشكار ساختن خواست حكومت شوندگان بايد داراي دستگاهي محدود و با ثبات باشد و قوانين اساسي نوشته شده ، اين وظيفه را عملي كند . البته در شرايط تاريخي ، حتي قانون اساسي نانوشته مانند ، بريتانيا ،ممكن است در خدمت هدفهاي دموكراسي باشد ، دومين انديشه مهم درباه‌ي حكومت در نظامي دموكراتيك ، گرايش به هواداري از قانون است كه معني حاكميت قانون را در بردارد نه حاكميت مردمان را‌‌. (عالم، 1380، 296)

جامعه‌ي فرانسه تا قبل از انقلاب به سه طبقه اصلي تقسيم مي‌شد : طبقه ممتاز كه همان اشراف و نجباي درباري و روحانيون عالي رتبه بودند ، طبقه دوم شهرنشينان و همان طبقه متوسط بودند كه اين طبقه از سلطنت استبدادي ناراضي بودند. طبقۀ سوم دهقانان و كارگران صنعتي بودند كه بيشترين جمعيت فرانسه را شامل مي شد كه نيروي اصلي كار توليد بودند و از فقيرترين مردم بودند و دليل اصلي فقر و بيچارگي خود را ، اشراف و رژيم حاكم مي دانند . جنگ هاي دو قرن 17 و 18 با انگلستان دولت فرانسه را به آستانه ي ورشكستگي و قحطي كشاند و مداخلۀ فرانسه در جنگهاي استقلال آمريكا موجب اتلاف ثروت ملي شد و در اين زمان فشار مالياتي بر مردم فرانسه بيداد مي كرد و براي اكثريت مردم، بي لياقتي و بي كفايتي سلطنت معلوم شده و تلاش مردم براي آزادي به انقلاب كبير فرانسه منجر شد. روشنفكران فرانسوي نيز سهم عمده اي در شكل گيري اين انقلاب داشتند . سخنان تند ولتر به حكومتهاي استبدادي و خرافات كليسا از يك سو ، تبليغات مشروطه سلطنتي ، توسط جان لاك و منتسكيو از سوي ديگر و از همه مهم تر نظريه «حاكميت مردم» از سوي ژان ژاك رو سو ، زمينه هاي انقلاب را فراهم كرده بود .

كه رسيدن به آزادي و حقوق اجتماعي را به صورت خواست ملي مردم فرانسه در آورده بود. (رجبي، 1386، 439)

8-1 پرسش اصلي

چرا فرآیند دموكراتيك در كشورهاي اروپاي‌غربي و امريكاي شمالي سريع تر از كشورهاي آسيايي و از سال 2005 تا 1997 بوده است؟ آيا جهاني شدن بر روند اضمحلال حكومتهاي اقتدارگرا و رشد دموكراسي تاثير گذار بوده است؟

1-8-1پرسش هاي فرعي

تاثير جهاني شدن بر فروپاشي رژيم هاي اقتدارگرا و رشد دموكراسي چه بوده است؟
علت رشد سريع جریان هاي مردم سالار در كشورهاي اروپاي و امريكاي شمالي؟
علت عدم رشد نظام ها و فرهنگ مردم سالار در خاورميانه چيست؟

9-1 روش تحقيق

توصيفي و تحليلي

10-1 روش گردآوري اطلاعات

–           اسنادي و كتابخانه اي (مراجعه به كتب ، فايلهاي الكترونيكي و مقالات)

–           فيش برداري

11-1 چارچوب نظري تحقيق

1-11-1 نظريه اقتدارگرايي لينتز (lints) و پرل موتر (perl moter)

لينتز:

در تحليل خود در مورد اقتدارگرايي در سال 1964 ، يعني «رژيم اقتدارگرايي اسپانيا» مفاهيم توتاليتاريسم ، پادشاهيهاي سنتي و ساير نظام هاي سنتي را از مفهوم اقتدارگرايي متمايز مي كند . اما وي اين تصور را كه رژيم هاي اقتدارگرا صرفاً پس مانده‌ي رژيم ها يا آن دسته از رژيم هاي مدرني كه نه دموكراتيك هستند و نه توتاليتر ، را رد مي كند. (بروكر، 49،1384 )

لينتز :

در تعريف خود از اقتدارگرايي به چهار ويژگي رژيم اقتدارگرا اشاره مي كند .  1.«وجود كثرت گرايي محدود اما نه پاسخگو»   2. فقدان ايدئولوژي تفسيرگر و هدايت گر به جاي وجود ذهنيت هاي متمايز  3.فقدان «بسيج سياسي گسترده و فراگير در طول حيات يك رژيم اقتدارگرا»  4. رهبر (يا گروه كوچك) كه در چاچوب محدوديتهاي كه صراحتاً تعريف نشده ولي در عمل كاملاً قابل پيش بيني است . قدرت اعمال مي كنند. (بروكر، ‌49،1384 )

نظريه پرل موتر، به طور قابل توجهي با رويكرد لينتز تفاوت دارد . تعريف موتر از اقتدارگرايي اشكال پيشامدرن حكومت غير دموكراتيك را نيز در بر مي گيرد به عبارت ديگر وي ترجيح مي دهد با اشاره به اين نكته كه در رژيم هاي قديمي تر افراد كمي به نام تعداد اندكي حكومت مي كردند، ليكن در رژيم هاي مدرن تعداد كمي به نام توده تعداد بيشماري حكم مي راندند . او ميان رژيم هاي مدرن و قديم تمايز قايل مي شد، همچنين ، احتساب موارد كلاسيك توتاليتاريسم يعني آلمان نازي و اتحاد شوروي در زمره‌ي نمونه هاي اقتداگرايي مدرن ، يكي ديگر از موارد اختلاف او با لينتز است . مهمتر از همه اينكه موتر بر جنبه نهادي ساختاري رژيم هاي اقتدارگرا تاكيد دارد و استدلال مي كند كه اين رويكرد سودمندترين شيوه براي تبيين رفتار و پويائي سياسي چنين رژيم هايي است. با وجود اين روش تحليل ساختاري وي تمايز ميان رژيم هاي حزبي و نظامي نيست بلكه بيشتر شيوه هايي است كه بر طبق آن رژيم ها؛ ساختارها يا  نهادهاي ويژه اي را به عنوان ابزارهايي براي مداخله، نفوذ و كنترل بكار مي‌گيرند.

اين ابزارها عبارتند از : 1. «حزب واحد اقتدارگرا»  2. مجموعه ديواني نظامي

3. ساختارهاي موازي و كمكي اعمال سلطه ، بسيج و كنترل نظير؛ پليس سياسي .

«بنابر اين پرل موتر ، ضعف جدي رويكرد لينتز در خصوص اقتدارگرايي يعني عدم توجه به ويژگي هاي ساختاري را اصلاح و برطرف نمود. رويكرد وي نسبت به لينتز نسبتاً دقيق تر و محدودتر است و لي تنها بر اساس آن نظريه اقتدارگرايي مي تواند به گونه اي منسجم و قانع كننده ، رژيم هاي مختلفي كه جوامع خو را به شيوه هاي اقتدارگرايانه اداره كرده اند را مورد بررسي و مطالعه قرار مي دهد» (بروكر، 1384، 49)

پس به طور خلاصه نكات برجسته توسط اين دو محقق را در اينجا مي آوريم :

2-11-1 نظريه دموكراسي : دوتوكويل*  و ماركس**

توكويل به همواركردن نابرابري و برقراري مساوات در شئون مختلف جامعه گرايش دارد ، اما از يك سو به آزادي و استقلال فردي معتقد بود و از سوي ديگر حس برابري خواهي و مساوات طلبي را كه به نظر وي شوري سيري ناپذيري در جوامع دموكراتيك است ، در تعارض با آزادي و استقلال فردي مي دانست ، توكويل متعقد است:

 كه اكثريت نبايد به اقليت زور بگوید ، وي دموكراسي را به دو مفهوم به كار برد، 1. شكلي از حكومت يا رژيمي كه در آن مردم كم و بيش در حكومت خود مشاركت دارند . در اين مفهوم دموكراسي در ارتباط با آزادي هاي سياسي است . 2. نوعي جامعه يا نهادهاي دموكراتيك و شيوه ي زندگي دموكراتيك. توكويل نيروي اصلي پديد آورنده ي اين نظم اجتماعي نوين را جنبش سياسي دموكراتيك مي داند. به نظر او اين رژيم دموكراتيك بيش از هر چيز به رفاه اكثريت ارج مي نهد . با اين وجود او دو خطر عمده كه دموكراسي راتهديد مي كند را يكي خير اكثريت و ديگري را گرايش جامعه به تمركز و دولتي كردن برنامه ها مي داند . او بيشتر به استقلال سياسي تأكيد مي‌ورزد و سياست را عامل مستقل بسيار مهمي در تعيين زندگي اجتماعي و اقتصادي مي‌داند. ( صبوري، 45،1381)

از نظر ماركس :‌

دموكراسي واقعي به مفهوم مشاركت كامل همه اعضاي جامعه در تنظيم زندگي اجتماعي است.

براي ماركس دموكراسي پديده اي تاريخي است كه هنوز به هيچ روي همه امكانات خود را آشكار نكرده است و عامل اصلي تكامل بيشتر آن انقلاب كارگري است . از اين رو در نظريۀ ماركس مسئله‌ي دموكراسي در زمينه‌ي اجتماعي وسيع تري قرار مي گيرد كه در آن يك عنصر عمده منافع و سمت گيري‌هاي سياسي طبقاتي است كه در ستيزه‌هاي طبقاتي درگيرند‌. ( صبوري، 1381، 50)

  به اعتقاد توكويل:

 مي توان فضيلت مدني را از طريق مشاركت در امور همگاني ارتقا بخشيد مردمي كه همواره با همسايگان به حل مرافعات و مشكلات مشترك مي پردازند به اهميت همكاري پي خواهند برد و نسبت به جامعه همبستگي عميقي خواهند يافت و در آنان «عادات قبلي» لازم ، رشد خواهد كرد تا بدانجا كه كلاً رفاه خويش را با رفاه جامعه يكي ببيند . دموكراسي با ارائه فرصت مشاركت به همه‌ي شهروندان گسترش و رشد شور عميقي را براي خدمت به خير همگاني نويد مي دهد . ( ترنس بال – ريچاردگر، 51،1382 )

 13-1 چارچوب نظري محقق 

رويكرد محقق در اين پژوهش ، به شرح زير است ؛

«براي وجود آمدن دموكراسي و پا برجا ماندنش در داخل كشوها نياز به بسيج فراگير و گسترده و تشكيلات و نهادهايي هست كه توسط توده ي مردم اداره شود و در عرصه ي بين الملل نيز كشورها بايد بر طبق موازين جهاني در همۀ عرصه هاي فرهنگي، اقتصادي، سياسي فعاليت گسترده اي داشته باشند.»

در فصل بعدي به نظريه هاي مرتبط با حكومتهاي غير دموكراتيك و دموكراتيك مي‌پردازيم.

 

فصل دوم : توتاليتاريسم


 

 Authoritarian Regime  *

  Authority **

* Detocquevill

** Marx   

 

90,000 ریال – خرید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • پاورپوینت جهاني شدن و توسعه
  • پایان نامه جهاني شدن اقتصاد و آثار آن
  • مقاله شاخص‌هاي جهاني شدن اقتصاد و موقعيت ايران
  • مقاله جهاني شدن يا جهاني سازي؟
  • مقاله الگوي برنامه ريزي منابع انساني با تأكيد بر استانداردهاي عملكرد براي تحقق رويه هاي جهاني شدن
  • برچسب ها : , , , , , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی