مقاله بررسی و تبیین روایت «لابُدَّ لِلنّاسِ مِن أَمِیرٍ بَرٍّ أَو فاجِرٍ»


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله بررسی و تبیین روایت «لابُدَّ لِلنّاسِ مِن أَمِیرٍ بَرٍّ أَو فاجِرٍ» مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۳۷  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله بررسی و تبیین روایت «لابُدَّ لِلنّاسِ مِن أَمِیرٍ بَرٍّ أَو فاجِرٍ» نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست مطالب

چکیده   ۱
مقدّمه   ۲
متن روایت   ۳
بررسی سندی روایات   ۴
بررسی سندی از طریق عام   ۵
بررسی سندی از طریق خاص   ۶
بررسی دلالی روایت   ۹
وجوه محتمل از معنای روایت   ۹
ارزیابی محتملات دلالی   ۱۰
نقد و بررسی برداشت اول از روایت   ۱۰
۱٫ مشروعیت به معنای جواز، یعنی اباحه(مشروعیت اباحی).   ۱۱
۲٫ مشروعیت به معنای استحباب (مشروعیت استحبابی).   ۱۱
۳٫ مشروعیت به معنای وجوب (مشروعیت وجوبی).۲۴   ۱۱
نقد و بررسی برداشت دوم از روایت   ۱۳
اشکالات وارده بر تفسیر دوم از روایت   ۱۷
ارزیابی روایت منقول از قصص الانبیاء   ۲۲
نقد و بررسی برداشت سوم از روایت   ۲۲
اثبات برداشت چهارم از روایت   ۲۴
نتیجه‌گیری   ۲۶
پی‌نوشت‌ها:   ۲۷
منابع   ۳۳

منابع

نهج البلاغة، نسخه صبحى صالح‏، قم‏: انتشارات دارالهجره، بی تا.

ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، بیروت: دارصادر، چ سوم،۱۴۱۴ق.

ابی الحدیدمعتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آیت ا…مرعشی،۱۴۰۴ق.

طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین،تحقیقِ سید احمد حسینی،تهران، کتابفروشی مرتضوی، چ سوم،۱۴۲۰ق.

حسینی، سید عبد الزهرا، مصادر نهج‏البلاغة و أسانیده، بیروت، دارالزهراء، چ چهارم، ۱۳۶۷ش.

حرعاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه،قم، موسسه ال البیت،۱۴۰۹ق.

حلی، حسن بن یوسف،رجال العلامه(خلاصة الحلی)،قم، دارالذخائر،۱۴۱۱ق.

جزائری، سید نعمت الله، قصص الانبیاء، قم، کتابخانه آیت الله مرعشى، ۱۴۰۴ ه ق.

صدر، محمد باقر، بحوث فی شرح عورۀ الوثقی، قم، مجمع الشهید، چ دوم، ۱۴۰۸ق.

ـــــ، دروس فی علم الاصول(الحلقۀ الثانیه)، بی­جا، دارالمنتظر، ۱۴۰۵ق.

صدوق، محمّد بن على بن بابویه،علل‏الشرائع، قم، کتابفروشی داوری، بی‌تا.

صفار، محمد بن حسن بن فروخ، بصائرالدرجات، قم، کتابخانۀ آیت الله مرعشی،۱۴۰۴ه ق .

العاملی، سید جعفر مرتضی، ولایۀ الفقیه فی مقبولۀ عمربن حنظله، بیروت، دارالسیره، چ دوم، ۱۴۲۱ق.

کلینی،محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چ چهارم،۱۴۰۷ق.

فراهیدى، خلیل بن احمد‌، کتاب العین، مصحح: مهدى مخزومى و  ابراهیم سامرائى‌، قم، نشرهجرت،چ دوم،۱۴۱۰٫‌

القفاری، ناصر بن عبد الله بن علی، أصول مذهب الشیعة الإمامیة الإثنی عشریة – عرض ونقد -، بیجا، بی نا، ۱۴۱۴ق، ج۲،ص۷۹۴٫

مجلسی،محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، بی تا.

مروج، سید محمدجعفر، منتهى‏الدرایۀ، بی جا، دارالکتب جزائری،۱۴۱۵ق.

مفید(محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفۀ حجج الله علی العباد، ترجمه رسولى محلاتى، قم، کنگرۀ شیخ مفید،۱۴۱۳ق.

نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهرالکلام،تحقیقِ عباس قوچانی، بیروت، داراحیاءالتراث العربی،چ هفتم، بی تا.

یزدى، سید محمد کاظم طباطبایى‌، حاشیۀ المکاسب، قم، مؤسسه اسماعیلیان‌، چ اول،۱۴۱۰ ه‍ ق‌.

چکیده

زندگى اجتماعی انسان‌ها، در درون نظام سیاسى و حکومت شکل مى‌گیرد و عملاً تصور زندگى بدون حکومت مشکل است. به همین جهت، اندیشمندان همواره حکومت را به عنوان یک ضرورت اجتماعى تلقی نموده‌اند؛ این یک ضرورت حکم عقلی است و آنچه از روایات شریفه در این زمینه وارد شده، ارشاد و مؤید همین حکم عقلی است. از جمله روایات در باب ضرورت حکومت، بیان امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه است که در مقابل خوارج افراطى، که شعار «‌لاحکم الا لله؛ جز حکم خدا، حکمى نیست» سر مى‌دادند و بر نفى وجود هر نوع حکومت در جامعه اسلامى تاکید داشتند، فرمود: «انّه لابُدَّ للنّاسِ مِن امِیرٍ بَرٍ اَو فاجِرٍ…؛ مردم به ضرورت، باید حاکمى داشته باشند، نیکوکار باشد و یا بدکار.» از آنجا که در این بیان، حاکم عادل و فاجر در عرض یکدیگر قرار گرفته­اند، تفاسیر متعددی از آن ارائه شده است. این مقاله، با رویکرد نظرى و روش تحلیلى، این روایت را مورد ارزیابی قرار داده، تساوی عادل و فاجر در تصدی حکومت را صرفاً تأکیدی بر اصل ضرورت حکومت در جامعه می‌داند.

کلیدواژه‌ها: حکومت، روایت موثوق ­الصدور، حاکم عادل، حاکم فاجر.

 

مقدّمه

انسان از یک‌ سو براساس فطرتش۱ خداجو و عبودیت و بندگی خدا را می­پذیرد و از سوی دیگر، براساس طبیعتش۲ مستخدم دیگران است. و از آنجایی که از بدو خلقت، خود را بی‌نیاز از سایر هم نوعان نمی­داند، به سمت زندگی جمعی و تشکیل جامعه سوق می­یابد. روشن است که اگر زندگی جمعی، دارای نظم و قانونی درست نباشد، تزاحم، درگیری و هرج، مرج و فساد، آن‌ را نابود خواهد ساخت. بنابراین، باید نظمی حاکم باشد تا هیچ‌کس خود را بر دیگری تحمیل نکند. برقراری نظم در جامعۀ انسانی، ناگزیر از دو چیز است:

الف. قانونی که براساس آن، افراد انسانی بتوانند به زندگی خود ادامه دهند. بر اساس اندیشۀ صحیح اسلامی، چنین قانونی جز خاستگاهی الهی نمی­تواند داشته باشد.

ب. وجود ناظم و مجری قانون که به اصطلاح به آن «حاکم»، و ساختار مسئول این امر را «حکومت» ­گویند.

همواره در قرون متمادی بحث از نیاز به قانون و حکومت، نوع، و منشأ آن دو، مورد توجه اندیشمندان بوده است. البته این نوع مباحث، نظریات متعددی را نیز به دنبال داشته است. در این میان، بحث از اصل نیاز به حکومت تقریباً مورد اتفاق تمام اندیشمندان می­باشد. اما سئوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا «ضرورت حکومت»، می­تواند توجیه­گر نوع حکومت و شخص حاکم باشد. به بیان دیگر، آیا می­توان گفت: چون جامعۀ بشری نیازمند حکومت است، آنچه مهم و اساسی است، وجود حکومت است؛ فارغ از اینکه حاکم چه کسی و یا حکومت چه شکلی باشد؟

ممکن است با استناد به روایت معروف امیرالمؤمنین(ع) «… لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ…»،۳ پاسخ به این پرسش مثبت تلقی باشد. و چون چنین برداشتی در نگرش اسلامی مردود است، اصل روایت نیز به جهت مخالفت و تعارض با مسلّمات شیعه، کنار گذاشته شود. از این‌رو، لازم است وجوه محتمل از این روایت، مورد بررسی و تبیین قرار گرفته، معنا و مقصود صحیح از آن استخراج شود. بدین منظور، لازم است ابتدا از لحاظ سندی این روایت بررسی و سپس، به محتملات دلالی آن پرداخته شده، معنای صحیح آن روشن شود.

متن روایت

این روایت، به سه صورت از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است. ابتدا لازم است هر سه نقل، که تفاوت­هایی با یکدیگر دارند، بیان شده و از لحاظ سندی و دلالی مورد ارزیابی قرار گیرند.

۱٫ روایت اول:

و من کلام له(ع) فی الخوارج، لما سمع قولهم «لاحکم إلا لله» قَالَ علیه السلام: کَلِمَةُ حَقٍّ یُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَمْ إِنَّهُ لَاحُکْمَ إِلَّا لِلَّهِ وَ لَکِنَّ هَؤُلَاءِ یَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ وَ إِنَّهُ لَابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ یَعْمَلُ فِی إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ یَسْتَمْتِعُ فِیهَا الْکَافِرُ وَ یُبَلِّغُ اللَّهُ فِیهَا الْأَجَلَ وَ یُجْمَعُ بِهِ الْفَیْ‏ءُ وَ یُقَاتَلُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ وَ یُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعِیفِ مِنَ الْقَوِیِّ حَتَّى یَسْتَرِیحَ بَرٌّ وَ یُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِرٍ۴

سخن حقّى است که از آن باطلى اراده شده. آرى، حکم جز از آن خدا نیست، ولى اینان مى‌گویند که امارت و حکومت ویژه خداوند است و بس، و حال آنکه، چاره‌ای برای مردم از وجود فرمانروا و امیر نیست، خواه (این امیر) نیکوکار۵ و خواه بدکار باشد.(فرمانروایی)که در حکومت آن فرمانروا، شخص با ایمان، اعمال(صالح)خود را انجام می‌دهد و شخص کافر از دنیایش بهره‌‌مند می­گردد و خداوند (به وسیلۀ برقراری امنیت اجتماعی)، عمرها را طولانی می­گرداند، غنائم جمع گردیده، با دشمنان جهاد می‌شود، راهها امن گردیده وحق ضعیف از قوی گرفته می‌شود، تا اینکه حاکم نیکوکار از ناخوشی‌های دنیا آسوده گردد و اهل دنیا از فاجر آسوده گردند».

۲٫ روایت دوم:

در نقل دیگر چنین آمده است؛ لَمَّا سَمِعَ تَحْکِیمَهُمْ قَالَ: حُکْمَ اللَّهِ أَنْتَظِرُ فِیکُمْ وَ قَالَ أَمَّا الْإِمْرَةُ الْبَرَّةُ فَیَعْمَلُ فِیهَا التَّقِیُّ وَ أَمَّا الْإِمْرَةُ الْفَاجِرَةُ فَیَتَمَتَّعُ فِیهَا الشَّقِیُّ إِلَى أَنْ تَنْقَطِعَ مُدَّتُهُ وَ تُدْرِکَهُ مَنِیَّتُهُ.۶

چون سخن ایشان را در باب حکمیت شنید، فرمودند: حکم خدا را درباره شما انتظار مى­کشم. در حکومتى که نیکان بر سر کار باشند، پرهیزگار به طاعت حق مشغول است و در حکومت امیر ظالم، بدکردار از زندگى بهره‌مند می‌شود. تا زمان هر یک به پایان آید و مرگش فرا رسد.

۳٫ روایت سوم:

وَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَارِثِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: قَالَ عَلِیٌّ(ع): لَاأَرَى هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ إِلَّا ظَاهِرِینَ عَلَیْکُمْ بِتَفَرُّقِکُمْ عَنِ حَقِّکُمْ، واجْتِمَاعِهِمْ عَلَى بَاطِلِهِمْ، فَإِذَا کَانَ عَلَیْکُمْ إِمَامٌ یَعْدِلُ فِی الرَّعِیَّةِ، وَ یَقْسِمُ بِالسَّوِیَّةِ، فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا فَإِنَّ النَّاسَ لَایُصْلِحُهُمْ إِلَّا إِمَامٌ بَرُّ أَوْ فَاجِرٌ. فَإِنْ کَانَ بَرّاً فَلِلرَّاعِی وَ الرَّعِیَّةِ، وَ إِنْ کَانَ فَاجِراً عَبَدَ الْمُؤْمِنُ رَبَّهُ فِیهَا، وَ عَمِلَ فِیهَا الْفَاجِرُ إِلَى أَجَلِهِ.۷

عبدالله بن حارث سلیمان از پدرش نقل می­کند که امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: معتقدم، به خاطر همین ناهماهنگی و سستی شما در حق، بر شما غلبه خواهند کرد. این پیروزی به خاطر همبستگی و همدلی آنها بر باطل است. پس چون در میان شما امامی است که به عدالت با مردم برخورد می­کند و در تقسیم منابع تساوی را رعایت می­کند، به حرفش گوش دهید و از او اطاعت نمایید؛ زیرا امور مردم اصلاح نمی­شود، مگر به واسطۀ یک امام و رهبر، اعم از اینکه عادل باشد و یا فاجر. پس اگر نیکوکار بود، هم به نفع رهبر است و هم به نفع مردم. و اگر بد کردار بود، مؤمن در (سایۀ امنیت به وجود آمده)، بندگی خدا را می­کند و فاجر نیز تا هنگامی که حکومتش زائل شود، به کار خود ادامه خواهد داد.

بررسی سندی روایات

روایت اول و دوم

در بارة روایت اول و دوم باید گفت: با توجه به اینکه این حدیث شریف در نهج البلاغه آمده است و مرحوم سید رضی آن‌ را به صورت مرسل بیان نموده­اند، لازم است ابتدا شبهه عدم سندیت، و به بیان دیگر، ضعف سندی آن بررسی شود. در این رابطه، باید به دو طریق عام (بحث سندی کل نهج البلاغه)، و خاص (بحث سندی خاص این روایت)، بحث کرد؛

بررسی سندی از طریق عام

در این روش، با اثبات صحت استناد کل نهج البلاغه به امیرالمؤمنین(ع)، روایت مورد بحث نیز به عنوان یکی از مصادیق نهج­البلاغه قابل استدلال می­گردد.

در این زمینه باید گفت:

۱٫ با توجه به جلالت شأن و وثاقت مرحوم سید رضی، این احتمال که ایشان ترواشات ذهنی خود را به عنوان کلام امیرالمؤمنین(ع)، بیان کرده باشند، به هیچ وجه درست نیست.۸ از این‌رو، این ادعا، که عبارات نهج البلاغه بیان شخص سید رضی باشد، بی‌وجه است. علاوه بر اینکه، سند بسیاری از بیانات نهج البلاغه، به پیش از زمان مرحوم سید رضی باز می‌گردد و از شهرت روایی برخوردار است.۹

۲٫ اکثر مطالب نهج البلاغه، بیانگر حکم تعبدی نیست تا لزوم اتصال سندی را اقتضاء نماید. غالب خطبه‌ها و نامه‌ها و کلمات قصار نهج‌البلاغه، بلکه اکثر قریب به اتفاق آن، مطالبى مستدل و یا در خور استدلال‌هاى منطقى است. بنابراین، نیازى به سلسله اسناد به عنوان مباحث تعبّدى ندارد؛ زیرا بخش عظیمى از آن درباره معارف اعتقادى، مبدأ و معاد، صفات خداوند، دلایل عظمت قرآن و پیامبر اسلام(ص) و مانند آن است.

بخش دیگرى از آن، دربارة مواعظ و نصایح و درس‌هاى عبرت در زندگى امّت‌هاى پیشین و آیین کشوردارى، زندگى اجتماعى، آداب جهاد و امثال آن است. اینها هم عموماً مطالبى منطقى و مستدل یا قابل استدلال است. به نظر می‌رسد، روایت مورد بحث نیز در این دسته از بیانات امیرالمؤمنین(ع) جای می‌گیرد.

۳٫ بیانات منسوب به امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه، آن قدر در نهایت اعجاز، فصاحت و بلاغت بیان شده است که احتمال صدور آن از غیر معصوم(ع) در نهایت بُعد بوده و تا به حال نیز نظیر آن نیامده است تا سندی بر قوت این احتمال باشد.۱۰

بررسی سندی از طریق خاص

با توجه به آنچه گذشت، استدلال به روایت مزبور بلامانع است، اما برای اطمینان و وثاقت بیشتر به صحت صدور این روایت از طریق خاص نیز صحت صدور آن را مورد ارزیابی قرار می­دهیم.

لازم به یادآوری است، هر چند روایت مورد بحث، به طرق مختلف قبل از مرحوم سید رضی نقل شده است،۱۱ اما با این وجود نمی‌توان از طریق وثاقت روایان، صحت سندی آن را اثبات نمود. بنابراین، در این زمینه بررسی روایات دیگری، که با همین مضمون از معصومینƒ(ع) وارد شده، ضروری است تا از این جهت ضعف سندی آن جبران شود.

توضیح آنکه، در اثبات حجیت یک روایت، دو مبنا وجود دارد:

الف، دلیل بر حجیت خبر واحد و یا یک روایت، آیۀ نبأ می­باشد. در این صورت، برای حجیت یک روایت و صحت استناد به آن، باید عدالت تمامی روایان روایت احراز شود.

ب دلیل بر حجیت روایت و یا خبر واحد، سیره و بناء عقلاست. در این صورت، برای صحت استناد به یک روایت و یا خبر واحد، هرچند عدالت روات حدیث برای ما احراز نشود، کافی است اطمینان به صدور روایت برای ما حاصل شود.۱۲ اگر نتوان برای یک روایت از لحاظ سندی، سند محکمی ارائه کرد، اما به نظر می‌رسد اگر بتوان، قرائنی اقامه کرد که دال بر موثوق الصدور بودن روایتی باشد، استدلال به آن کافی است. در نتیجه، آن روایت حجت خواهد بود.

سه روایت زیر، از جمله روایاتی هستند که از لحاظ سندی تام، و از حیث مضمون مشابه روایت مورد بحث می‌باشند:

۱٫ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: لَایَصْلُحُ النَّاسُ إِلَّا بِإِمَامٍ وَ لَاتَصْلُحُ الْأَرْضُ إِلَّا بِذَلِک. به سند صحیح،۱۳ از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «امور مردم اصلاح نمی­شود، مگر به واسطه پیشوا و رهبری و جز به وسیلۀ او زمین به سمت آبادانی پیش نمی­رود.»۱۴

۲٫ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)، قَالَ: «لَایَصْلُحُ النَّاسَ إِلَّا إِمَامٌ عَادِلٌ وَ إِمَامٌ فَاجِرٌ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ قَالَ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ؛۱۵ به سند موثق،۱۶ امام صادق(ع) فرمودند: امور مردم را اصلاح نمی­کند، مگر پیشوای عادل و یا پیشوای بدکار، خدواند می­فرماید: (برخی از) آنان را پیشوایانی قرار دادیم که در سایۀ فرامین ما، مردم را هدایت می­کنند و (برخی دیگر) را امامانی قراردادیم که در سایۀ تبعیت از امیال خویش، مردم را به سوی دوزخ سوق می­دهند.»

از تمثیل امام(ع) به کلام خداوند متعال، چنین به دست می­آید که مراد از «اصلاح» در این بیان، اصلاح امور مادی است. تنها حصول اصلاح معنوی، در سایۀ رهبری امامی، که عادل نیست، غیر ممکن می­نماید.

25,000 ریال – خرید
 

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی: برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید


جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

دسته ها

آخرین بروز رسانی

    سه شنبه, ۲۸ دی , ۱۳۹۵

اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.