مقاله معنا و مبناشناسی کرامت انسانی؛ با نگاهی بر کرامت سیاسی در آموزه های قرآنی


دنلود مقاله و پروژه و پایان نامه دانشجوئی

مقاله معنا و مبناشناسی کرامت انسانی؛ با نگاهی بر کرامت سیاسی در آموزه های قرآنی مربوطه  به صورت فایل ورد  word و قابل ویرایش می باشد و دارای ۲۷  صفحه است . بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دانلود مقاله معنا و مبناشناسی کرامت انسانی؛ با نگاهی بر کرامت سیاسی در آموزه های قرآنی نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک مقاله مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد

 فهرست مطالب

چکیده   ۱
مقدمه   ۲
کرامت قرآنی در اندیشه های تفسیری   ۴
مبناشناسی کرامت   ۸
الف. کرامت و مصاحبت و انس با پروردگار   ۸
ب. کرامت و قداست   ۸
ج. کرامت و بهره مندی از نعمت   ۹
د. کرامت، همدلی و همگرایی   ۹
ه‍ . کرامت و آزاد بودن   ۱۰
و. کرامت و آفرینش   ۱۱
ز. کرامت و رفتارهای انسانی   ۱۲
ح. کرامت و تقوا   ۱۲
ط. کرامت و اندیشة فقهی   ۱۴
ی. کرامت و ضرورت اقدامات اقتصادی   ۱۵
ک. کرامت و تعاملات اجتماعی   ۱۶
ل. دیگر مظاهر کرامت   ۱۷
م. کرامت سیاسی   ۱۸
نتیجه گیری   ۲۱
منابع   ۲۲

منابع

نهج البلاغه، ۱۳۸۵، ترجمة محمد دشتی، قم، پارسایان.

ابن عربی، محمدابن عبدالله، بی تا، احکام القرآن، بی جا، بی نا.

ابوعبیده معمر بن مثنی، ۱۳۸۱ق، مجاز القرآن، قاهره، مکتبه الخانجی.

استرآبادی، محمدامین، ۱۴۲۶ق، رسائل فیض کاشانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

اسحاقی، سیدحسین، ۱۳۸۵، جرعه های رسالت، قم، مشعر.

ـــــ ، ۱۳۸۶، چگونه زیستن، قم، مشعر.

اعلامیه ملل متحد در خصوص حمایت از همه افراد در برابر شکنجه و سایر رفتارها یا مجازات های ظالمانه غیر انسانی و تحقیرکننده ۱۹۷۵٫

اندلسی، ابوحیان محمدبن یوسف،۱۴۲۰ق، البحر المحیط فی التفسیر، بیروت، دار الفکر.

انصاری، مرتضی، ۱۴۱۰ق، مکاسب المحشی، قم، مؤسسة مطبوعاتی دار الکتاب.

انصاریان، حسین، ۱۳۷۴، چهل حدیث حج، قم، مشعر.

آلوسی، سیدمحمد، ۱۴۱۵ق، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دار الکتب العلمیه.

بیضاوی، عبدالله بن عمر، ۱۴۱۸ق، انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

جعفری، محمدتقی، ۱۴۱۹ق، رسائل فقهی، تهران، مؤسسة منشورات کرامت.

جزیزی، عبدالرحمن و دیگران، ۱۴۱۹ق، الفقه علی المذاهب الاربعه، بیروت، دار الثقلین.

جصاص، احمدبن علی، ۱۴۰۵ق، احکام القرآن جصاص، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

جمعی از محقیقن، ۱۴۲۸ق، جهاد در آیینه روایات، تهران، زمزم.

جمعی از مؤلفان، بی تا، مجله فقه اهل بیت فارسی، ۵۶ جلدی، قم، مؤسسة دایرة المعارف فقه اسلامی.

جوادی آملی، عبدالله، ۱۳۸۶، جرعه ای از صهبای حج، قم، مشعر.

حسنی، علی اکبر، ۱۳۷۱، سیری در اماکن سرزمین وحی، قم، مشعر.

حسینی جرجانی، سیدامیر ابوالفتح، ۱۴۰۴ق، احکام القرآن جرجانی، تهران، نوید.

ـــــ ،۱۳۶۳، تفسیر شاهی، تهران، نوید.

حقیقت، سیدصادق و سیدعلی میرموسوی، ۱۳۸۱، مبانی حقوق بشر از دیدگاه اسلام و دیگر مکاتب، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

حلی، جمال الدین احمدبن محمد، ۱۴۰۷ق، المهذب البارع فی شرح المختصر النافع، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

حمیدان، قاسم، ۱۴۲۵ق، اعراب القرآن الکریم، دمشق، دار المنیر و دار الفارابی.

خراسانی، وحید، ۱۴۲۸ق، توضیح المسائل، قم، مدرسه امام باقر علیهم السلام.

خوئی، سیدابوالقاسم، ۱۴۱۸ق، فقه الشیعه، قم، مؤسسة آفاق.

دلشاد تهرانی، مصطفی، ۱۳۷۷، دولت آفتاب، تهران، خانة اندیشة جوان.

دمشقی (ابن کثیر)، اسماعیل بن عمر، ۱۴۱۹ق، تفسیر ابن کثیر، بیروت، دار الکتب العلمیه.

رازی، فخرالدین، ۱۴۲۰ق، مفاتیح الغیب، بیروت، داراحیاء التراث العربی.

راغب الاصفهانی، حسین بن محمد، ۱۴۰۴ق، مفردات الالفاظ القرآن الکریم، قم، دفتر نشر الکتاب.

رضوانی، علی اصغر، ۱۳۸۷، شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، قم، مشعر.

سیوطی، جلال الدین، ۱۴۱۶ق، تفسیر الجلالین، بیروت، مؤسسة النور للمطبوعات.

ـــــ ، ۱۴۰۴ق، الدر المنثور، قم، کتابخانة آیت الله مرعشی نجفی.

شوکانی، محمدبن علی، ۱۴۱۴ق، فتح الغدیر، دمشق، بیروت، دار ابن کثیر، دار الکلم الطیب.

شیبانی، محمدبن حسن، ۱۴۱۳ق، نهج البیان عن کشف معانی القرآن، تهران، بنیاد دایرة المعارف اسلامی.

شیرازی حسینی، سیدمحمد، ۱۴۲۸ق، من فقه الزهراء، قم، رشید.

صافی گلپایگانی، لطف الله، ۱۴۱۷ق، جامع الاحکام، قم، حضرت معصومهƒ.

صدوق، محمدبن علی، ۱۴۰۰ق، الامالی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات.

ـــــ ، ۱۴۰۹ق، من لا یحضره الفقیه، ترجمة غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

طباطبائی، سیدمحمدحسین، ۱۴۱۷ق، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

عاملی، علی بن حسین، ۱۴۱۳ق، الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز، قم، دار القرآن الکریم.

عمید زنجانی، عباسعلی، ۱۴۲۱ق، فقه سیاسی، چ چهارم، تهران، امیرکبیر.

فیض کاشانی، محمدمحسن، ۱۴۲۹ق، رسائل فیض کاشانی، تهران، مدرسه عالی شهید مطهری.

قاضی، نورالله، ۱۳۶۷، الصوارم المهرقه فی نقد الصواعق المحرقه، قم، مشعر.

قشیری، عبدالکریم بن هوازن، بی تا، لطایف الاشارات، مصر، الهیئه المصریه العامه للکتاب.

کنوانسیون ممنوعیت شکنجه، مصوب ۱۹۸۴، ملل متحد.

گرجی، ابوالقاسم، ۱۴۲۱ق، تاریخ فقه و فقهاء، چ سوم، تهران، سمت.

گلپایگانی، سیدمحمدرضا، ۱۴۰۱ق، القضاء، به قلم علی حسینی میلانی، قم، خیام.

لنکرانی، محمدفاضل، ۱۴۲۵ق، جامع المسائل، چ یازدهم، قم، امیر قلم.

مجلسی، محمدباقر، ۱۴۱۰ق، بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمة الاطهار‰، بیروت، مؤسسة الطبع و النشر.

مجلسی، محمدتقی، ۱۴۱۴ق، لوامع صاحبقرآنی مشهور به شرح فقیه، چ دوم، قم، اسماعیلیان.

محمدی ری شهری، محمد، ۱۳۷۷، میزان الحکمه، تهران، دار الحدیث.

مرکز تحقیقات حج، بی تا، فصلنامه میقات حج،۷۳ جلدی، تهران، مشعر.

مصباح، محمدتقی، ۱۳۸۰، پاسخ استاد به جوانان پرسشگر، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره .

مطهری، مرتضی، بی تا، مجموعة آثار، قم، بی نا.

منتظری، حسینعلی، ۱۳۸۷، مجازات های اسلامی و حقوق بشر، تهران، ارغوان دانش.

یمانی، محمد عبده، ۱۳۷۸، فاطمه زهرا علیهم السلام، ترجمة محمدتقی رهبر، قم، مشعر.

چکیده

«کرامت انسانی»، هم در آموزه های اسلامی و هم در نظام بین  المللی حقوق بشر، به طور خاص مطمح نظر قرار گرفته است. اهمیت این موضوع در رویکرد قرآنی، به جایگاه و نقشی برمی گردد که این معنا برای انسان در نظام آفرینش به طور عام، و در نظام سیاسی به طور خاص، به وجود آورده و در نظام حقوق بشری، به مبنا بودن آن برای شناسایی حقوق بشری و حقوق شهروندی معطوف است. اگرچه بحث «کرامت انسانی» قدمتی طولانی دارد، اما آنچه امروزه این موضوع را در کانون توجه اندیشمندان و سیاست مداران قرار داده آثار گستردة آن در نظام حقوقی و نظام سیاسی است. ارزیابی آنچه در خصوص این واژه به نگارش درآمده در گرو فهم معنایی و شناخت رویکرد مبنایی آن است. ادعا این است که ریشة معنایی و مبانی بیان شده در حوزه های گوناگون علمی، از جمله نظام سیاسی اسلام، در گرو فهم معنای قرآنی این واژه است. «کرامت قرآنی» به معنای برخورداری از قدرت تعقل و اندیشه است، هرچند انتظار قرآنی آن است که هدف و جهت اندیشه در روابط اجتماعی و سیاسی بر محور تقوای الهی باشد. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که این واژه به طور جدی تر و عمیق تر و حتی متفاوت تر از قبل منظور نظر قرار گرفته است.

کلیدواژه ها: مبنا، معنا، کرامت، انسان، سیاسی، نظام.

 

مقدمه

توسعة روابط انسانی در حوزه های گوناگون، از جمله در تعاملات حاکمیتی از یک سو، با چالش هایی چند، و از سوی دیگر، با سؤالات و ابهامات گوناگونی مواجه شده است. شکل گیری مفاهیم جدید و نوپیدا از رهگذر این توسعه، بسترهای اولیه، برخی چالش ها و ابهامات علمی را به وجود آورده است. از جملة این مفاهیم، موضوع حقوق بشر و حقوق شهروندی در یک نظام سیاسی است. تنظیم روابط جدید دولت و مردم با رویکرد حمایت از شهروندان و بلکه آحاد بشر، هدف اصلی و اولیة حقوق بشر است. اینکه بر اساس چه مبنایی رسالت حمایتی برای حقوق بشر تعریف شده است، باید در مقوله ای به نام کرامت انسانی جست وجو شود. پذیرش کرامت برای نوع انسان به معنای آن بود که هیچ عامل تفاوت سازی نباید و نمی تواند در ترسیم حقوق انسانی بر اساس کرامت انسانی نقش آفرین باشد. در این نگاه، کرامت در حوزة مطالعات غیرژنتیکی، شناسایی آزادی انسان بود؛ بدین معنا که کرامت انسانی به رسمیت شناختن آزادی اوست؛ اما در حوزة ژنتیکی این سؤال وجود دارد که کرامت انسانی به چه معنایی است؟ روشن نبودن معنای کرامت منجر به عدم تصویب اسناد بین المللی در حوزة مباحث ژنتیکی شده و جامعة جهانی تنها به صدور اعلامیه بسنده کرده است.

واژة کرامت، که بدین سان در نظام بین الملل حقوق بشر خود را نشان داده، در آموزه های دین نیز مطرح بوده است. در عین حال، طرح این مباحث در نگاه بین المللی توجه اندیشمندان مسلمان را به مقولة کرامت جدی تر کرده است. نگارش کتاب ها، مقالات و برگزاری همایش های گوناگون، چه در ایران اسلامی و چه در سایر کشورهای اسلامی، مؤید این ادعاست.

اکنون سؤال مطرح این است که در آموزه های اسلامی، به طور عام و قرآنی به طور خاص، کرامت به چه معنایی است تا بتوان با آن مبنا، به ترسیم کرامت سیاسی پرداخت. ازآن رو که رویکردهای گوناگون به این واژة قرآنی، به ویژه در معناشناسی کرامت سیاسی، شکل گرفته، هر نوع بررسی در این زمینه منوط به فهم معنای قرآنی کرامت است. این هدف در تحقیق حاضر دنبال می شود. قضاوت های گوناگون و حتی متعارض در خصوص دیدگاه اسلام نسبت به حقوق شهروندی و مقولة حقوق بشری و جایگاه افراد در زمینة حق تعیین سرنوشت، ریشه در این حقیقت دارد. پیشینة این بحث بیانگر اهتمام مفسران قرآنی، فقها، و اندیشمندان حوزة مطالعات اجتماعی به موضوع کرامت است. تعابیر به کار رفته در کلام این محققان یکسان نیست؛ کرامت انسانی، کرامت ذاتی، کرامت حقیقی، کرامت ارزشی و کرامت اکتسابی نمونه هایی از این تعابیر است. نیم نگاهی به مطالعات صورت گرفته در این زمینه، حاکی از آن است که سؤالات گوناگون و بی پاسخ همچنان در این حوزه مطرح است که پرداختن به این نوع تحقیقات را ضروری می کند.

نکتة قابل ذکر آن است که نوعاً محور همة این مباحث در نگاه مفسران و فقها و اندیشمندان مسلمان به دو آیه از قرآن کریم (اسراء: ۷۰؛ حجرات: ۱۲) برمی گردد. در نتیجه، هر نوع تبیین و یا برداشت از معنای کرامت انسانی در گرو توجه به این دو آیه شریفه است. برای مثال، برخی از محققان حوزة حقوق عمومی با استناد به آیة بیست و پنجم سورة حدید، حق تعیین سرنوشت را از آن مردم و به عنوان یک حق ذاتی دانسته اند (حقیقت و میرموسوی، ۱۳۸۱، ص۲۶۸) که خداوند آن را شناسایی کرده است. وجود چنین حقی حاکی از کرامت انسانی است. ارزیابی این نوع سخنان ازآن رو که ریشه در آموزهای قرآنی دارد، نمی تواند بدون بحث و بررسی قرآنی باشد. کلام فقها نیز از این حقیقت به دور نیست. حوزة مطالعات اخلاقی و سیاسی نیز از این قاعده جدا نمانده است.

نکتة مهم آنکه منظور از مبانی در این تحقیق، همان مصطلح فقه، حقوق و علوم سیاسی است. سخن بر سر یافتن ملاک ها و معیارهایی است که به مناط آن و از رهگذر آن، خداوند این کرامت را به انسان عطا کرده است. یافتن مبانی علاوه بر آنکه معیار کرامت انسانی را نشان می دهد، بیانگر حقیقت کرامت انسانی و قلمرو و حتی نحوة اجرای آن نیز هست. هدف اصلی در این تحقیق، یافتن مبنای قرآنی کرامت است، تا بتوان در خصوص سؤالاتی همچون حق حاکمیت انسان و حقوق شهروندی و نقش آن در تنظیم مناسبات اجتماعی انسانی اظهار نظر منطقی داشت.

ادعا آن است که می توان به کرامت به عنوان یک قاعدة فقهی در ترسیم جایگاه و حقوق انسان ها در نظام سیاسی توجه کرد. این سخن بدان معناست که اقتضای پذیرش کرامت انسان ها، حضور جدی آنها در تحقق بخشی به سرنوشت خویش است.

کرامت قرآنی در اندیشه های تفسیری

همان گونه که بیان شد، فهم کرامت انسانی به طور عام، و کرامت سیاسی به طور خاص، ریشه در آموزهای قرآنی دارد. تحقق این هدف با مراجعه به کتاب های تفسیری حاصل می شود. نگاهی به اندیشه های تفسیری مفسران حاکی از نبود وحدت نظر در این زمینه است. این تفاوت، هم می تواند ریشة معنایی داشته باشد و هم می تواند سرمنشأ مصداقی داشته باشد. به منظور روشن شدن این بیان، توجه به دیدگاه مفسران ضروری است:

مفسران قرآن کریم بیشترین بحث خود در خصوص کرامت را ذیل آیة شریفه هفتاد سورة اسراء و در توضیح واژة قرآنی ولقد کرّمنا مطرح کرده اند. از نظر معنای لغت، در کتاب مفردات راغب و ذیل واژة کرم آمده است: این واژه هرگاه صفت خداوند قرار گیرد به معنای احسان و انعام الهی است که اظهار شده: فَإِنَّ رَبّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ (نمل: ۴۱)، و آنگاه که به انسان نسبت داده شود به معنای صفات و اخلاق پسندیده ای است که از او صادر می شود. و البته برخی نیز بیان کرده اند که این صفت باید برجستگی زیادی داشته باشد تا بتوان نسبت کریم را به فرد داد. و اینکه در قرآن بیان شده که باکرامت ترین شما باتقواترین شماست، به همین سبب است (راغب اصفهانی، ۱۴۰۴ق، ص۴۲۹). اما در اصطلاح قرآنی، موضوع به گونه خاصی تبیین شده است:

الف. در کتاب مجاز القرآن، واژة کرّمنا به معنای مبالغة در کرامت تعریف شده است. در ذیل روایتی که از ابو عبیده توسط ابن حجر عسقلانی نقل شده، همین معنا بیان گردیده است (ر.ک: ابوعبیده معمر بن مثنی، ۱۳۸۱).

ب. در الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز، واژة کرّم به معنای فضل به کار رفته است. در توضیح آیه و در خصوص این سؤال که چرا چنین تعبیری در قرآن به کار رفته، ایشان بیان کرده که اتصاف همگانی این صفت یا به اعتبار افرادی است که دارای این صفت هستند؛ مثل واژة کنتم خیر امه… که به اعتبار افرادی بیان شده است که دارای صفات امر به معروف و نهی از منکر هستند، و یا بدان علت است که این واژه ها بار معنایی دنیوی دارند و در نتیجه، همگان از آن برخوردارند؛ همانند صورت نیکو داشتن، و یا قدرت بر تسخیر اشیا و یا بعثت انبیا (عاملی، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۷۹).

در جای دیگر، ایشان بیان کرده، این تفصیل به عقل، نطق و اعتدال در خلقت است (همان، ج۲، ص۲۱۰). این برتری در مقایسه با غیر ملائکه و خواص ملائکه است. هرچند انبیا نسبت به ملائکه برترند. در نتیجه، به اعتبار جنس ملائکه، برتر و به اعتبار استفاده از این کرامت، برخی انسان ها بالاتر از ملائکه هستند (همان).

ج. در تفسیر نهج البیان عن کشف معانی القرآن، واژة کرّم به معنای عقل و نطق تعریف شده و سپس به نقل از طبری، در معنای خوردن و آشامیدن بیان گردیده است (شیبانی، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۲۴۲).

د. تفسیر فتح القدیر به نکات تفسیری چندی اشاره کرده است: از یک سو، تکریم دارای معنایی عام است و به اعتبار نعمت های گوناگون الهی، از جمله شکل و نحوة خوردن، نوع خوردنی ها، پوشیدنی ها و ازدواج معنا می شود؛ چنان که به اعتبار عقل و نطق نیز همین گونه است. همچنین به اعتبار مرد و زن و تفاوت های ظاهری آنها نیز مطرح می شود. در ادامه، به سخن ابن جریر توجه داده و کرامت را به سلطه ای معنا کرده است که انسان بر دیگران پیدا می کند، و درنهایت، بیان کرده است که مانعی برای جمع کردن همة موارد پیش گفته وجود ندارد. نویسندة این کتاب به نعمت عقل به عنوان معنای بارز این کرامت اشاره کرده؛ زیرا همة این توانمندی ها ناشی از وجود عقل است (شوکانی، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۲۹۰).

در تفاسیر دیگر، از جمله احکام القرآن ابن العربی کرامت به جواز رکوب تفسیر شده است (ابن عربی، بی تا، ج۳، ص۱۲۱۸). احکام القرآن جصاص همان نگاه و رویکرد صاحب تفسیر الوجیز را پذیرفته است (جصاص، ۱۴۰۵ق، ج۵، ص۳۱). در تفسیر اعراب القرآن الکریم، بیان شده که واو در این آیه، حرف قسم است و لام در جواب قسم محذوف و قد نیز حرف تحقیق است، که معنای آن این گونه می شود، و قسم می خورم به تحقیق که انسان را تکریم کردیم (حمیدان، ۱۴۲۵ق، ج۲، ص۱۹۷). در تفسیر انوار التنزیل و اسرار التأویل نیز روایتی از ابن عباس نقل کرده که گفته است: هر حیوانی غذا را با دهان می خورد؛ یعنی دهان خود را به غذا نزدیک می کند، درحالی که انسان غذا را با دست به دهان خود نزدیک می کند، و این همان کرامت انسانی است (بیضاوی، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۲۶۲).

می توان گفت: در بین کتاب های تفسیری، آنچه همة اقوال را در خود جای داده، کتاب البحر المحیط فی التفسیر است. نویسنده در توضیح آیه، بیان کرده که آیة مذکور در سیاق بیان نعمت های الهی است و بالاترین نعمت را نیز مد نظر قرار داده و تمام موارد بیان شده در ذیل این آیه، جنبة تمثیلی دارد. در ادامه، به اقوال علمای تفسیری پرداخته است. عطا به توازن در خلقت توجه کرده است؛ ضحاک به نطق؛ ابن عباس به تفضیل به عقل؛ زید بن اسلم به خوردنی ها؛ یمان به حسن صورت؛ محمد بن کعب به وجود پیامبر مکرم؛ ابن جریر به وجود قدرت سلطه؛ ابن عطیه به عقل؛ و در نهایت، برخی به خلقت انسان به دست خود خداوند توجه داده اند (اندلسی، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۸۵).

در میان سخنان مفسران، به جلوة دیگری از تکریم می توان رسید. داشتن علم و شناخت، قدرت نطق، و طهارت و پاکی انسان پس از مردن (سیوطی، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۲۹۲)؛ نیکو بودن آفرینش انسان (تین: ۴) (ابن کثیر، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص ۸۹)؛ و عرض امانت بر انسان (آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۱۵، ص۱۱۷) از نمونه های این سخنان است.

تفسیر الدر المنثور فی تفسیر المأثور، از افراد گوناگونی به نقل اقوال پرداخته است. حاکم در کتاب تاریخ، دیلمی و بیهقی در کتاب دلایل، و کتاب فی شعب الایمان و در کتاب فی الاسماء و الصفات و نیز ابن عساکر و خطیب بغدادی در کتاب تاریخ بغداد، نمونة این اقوال را ذکر کرده اند (سیوطی، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۱۹۳).

در کتاب لطایف الاشارات، بیان شده است که منظور از بنی آدم، همان مؤمنان هستند؛ چراکه به تعبیر قرآن، وَ مَنْ یُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُکْرِمٍ (حج: ۱۸) در نتیجه، غیرمؤمن دارای کرامت نیست. و اگر واژة بنی آدم به کار رفته و از واژة مؤمنون استفاده نشده بدان روست که این تکریم ناشی از طلب کاری و استحقاق نیست (قشیری، بی تا، ج۲، ص۳۵۹).

در کتاب تفسیر مفاتیح الغیب، دایرة وسیع تری برای کرامت بیان شده که هم شامل نفس و هم بدن می شود. برتری از جهت نفس بدان سبب است که انسان دارای پنج قوه، یعنی نمو، تولید، حس، حرکت و اغتذا است، درحالی که حیوان فقط حس و حرکت دارد و مهم تر از همه آنکه نفس دارای قوة عقل است و از روح الهی برخوردار، و بدن نیز به عللی همچون متوازن بودن و نحوة غذا خوردن از دیگر موجودات برتر است (رازی، ۱۴۲۰ق، ج۲۱، ص۳۷۳).

مرحوم علامه طباطبائی نیز در ذیل این آیه، بحثی طولانی دارند و همة اقوال را به عنوان مصادیق کرامت انسانی و تعریف کرامت دانسته و معتقدند: کرامت انسانی به سبب قوة عاقله است. بر اساس این توانایی است که سایر کارها نیز توسط انسان صورت می گیرد و به تبع آن نیز دارای امکانات و اختیاراتی شده است (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۱۶۵).

ایشان ضمن رد همة اقوال پیش گفته، معتقد است: واژة کرامت بر عنصر اختصاصی انسان دلالت دارد که همان قدرت تعقل و اندیشه است و واژة تفضل به نعمت ها و مواهب الهی اشاره می کند که همگان از آن برخوردارند، ولی انسان از نظر کمی و کیفی بیش از آنها متمتع می شود (همان). در نتیجه، کرامت به معنای بهره مندی از قدرت اندیشه است. این معنا البته از معنای لغوی دور نیست؛ چراکه بهره مندی از عقل بالاترین صفت مثبتی است که می توان به انسان نسبت داد.

در مجموع، باید گفت: آنچه از سخنان مفسران به دست می آید ناظر بر یک موقعیت ویژه در انسان است و کرامت نیز در همین معناست. این ویژگی منحصر به انسان است. ویژگی اختصاصی انسان را باید در قدرت نطق او تعریف کرد و بنابراین، کرامت به معنای توانایی فکر کردن و اندیشیدن است. این نعمت به سبب ویژگی های خاص خود، از جایگاه بالایی برخوردار است که بهره مند شدن از آن منوط به تحصیل شرایط است، ولی در عین حال، خداوند تبارک و تعالی آن را در اختیار انسان قرار داده است که از رهگذر، لطف الهی و عنایت او شکل گرفته است. در خصوص بهره مندی از این توان نیز استحقاقی وجود ندارد و آنچه می تواند معنا داشته باشد عنایت و تفضل الهی است. بنابراین، نبود استحقاق از یک سو، و اعطای لطف از سوی دیگر، هویت بخش واژة کرم است.

 

مبناشناسی کرامت

20,000 ریال – خرید
 

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد.

 جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

 

 

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله ساز وکارهای فقه اسلامی در احیا و تثبیت کرامت انسانی
  • مقاله کرامت انسانی
  • برچسب ها : , , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    براي قرار دادن بنر خود در اين مکان کليک کنيد
    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید
    

    جستجو پیشرفته مقالات و پروژه

    سبد خرید

    • سبد خریدتان خالی است.

    دسته ها

    آخرین بروز رسانی

      دوشنبه, ۲۷ دی , ۱۳۹۵
    
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط دیجیتال ایران digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایdjkalaa.irمحفوظ می باشد.